بی گمان در دوره حاکمیت اندیشه مارکسیسم عناصر ملی موجود در این منطقه (آسیای مرکزی و قفقاز) تبدیل به نوعی عناصر خلقی مبتنی بر قالبهای مارکسیستی شدند و در آنچه که به عنوان تاریخ مکتوب برای منطقه به نگارش درآمد نقش هویتهای منطقه ای نادیده گرفته شد و سخنی از تاریخ ملتهایی همچون تاجیک، ازبک، قرقیز، قزاق و غیره به میان نیامد.
در این گفتوگو ضمن اشاره به پیشینه رابطه اسلام و غرب، در بستر شناساندن مؤلفههاى قدرت دو فرهنگ، به بررسى مشکلات گذشته و حال و نیز ارائه راه حلهایى جهت رفع این معضلات پرداخته شده است.