روابط سیاسی و اقتصادی ایران و ترکیه در یک دهه گذشته شکوفایی گسترد های یافته است. مقامات رسمی دو کشور پی شبینی کرده اند روابط اقتصادی آ نها در سال 2015 به 30 میلیارد دلار افزایش یابد. دو کشور دارای منافع سیاسی و امنیتی مشترکی هستند که در اکثر حوزه ها باعث هم گرایی آ نها شده است. البته در برخی حوزه ها رقاب تهایی وجود دارد که باعث نوعی واگرایی و حتی رقابت دو کشور گشته است. یکی از عواملی که باعث رقابت و ایجاد واگرایی در روابط دو کشور گشته، تأثیراتی است که تحولات خاورمیانه بر منافع دو کشور گذاشته و منافع دو کشور را در برخی حوز هها در مقابل هم قرار داده است. یکی از این حوز هها بحران سوریه است. در بحران سوریه ایران از دولت بشار اسد حمایت و دفاع می کند ، اما ترکیه خواهان سقوط بشار اسد است و از اپوزیسیون دولت سوریه حمایت می نماید. لذا سؤال این است که تحولات خاورمیانه چه تأثیری بر روابط ایران و ترکیه دارد؟ در این مقاله سعی می شود با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به این پرسش پاسخ داده شود. بررس یها حاکی از آن است که اختلاف نظر و تضاد منافع ایران و ترکیه در تحولات خاورمیانه باعث واگرایی آ نها م یشود اما پیوندها و منافع اقتصادی مشترک، مانع وارد آمدن آسیبهای جدی بر روابط دو کشور م یگردد.
مایکل سندل یکی از مشاهیر منتقد لیبرالیسم و یک متفکر اجتماع گرا است؛ از این رو آثار وی بیش از آنکه ایجابی و در پی مشخص کردن حکومت و سیاست مورد نظر وی باشد آثاری انتقادی و در نفی لیبرالیسم و بیان اشکالات آن است. اجتماع گرایی برآمده از انتقادات سندل نسبت به لیبرالیسم، مبتنی بر شاخصه هایی است که می توان آن را «اجتماع گرایی سندلی» خواند. از این رو مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی در فلسفه سیاست می کوشد تا بر اساس دو مفهوم اساسی و مهم سعادت و آزادی و با بیان شاخصه های اجتماع گرایی، تقریر سندل را از اجتماع گرایی تبیین کند. مهمترین فرضیه این تحقیق آنست که اجتماع گرایی سندل در باب آزادی و سعادت دارای تلقی خاصی است که با پژوهش در مبانی و مصادر آن قابل دستیابی و بازسازی است. در واقع این نوشتار پاسخی است به این سوال که «تلقی مایکل سندل در مورد مفهوم آزادی و مفهوم سعادت چه تاثیری بر شاخصه های اصلی اجتماع گرایی از منظر او دارد؟».
با پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان نماینده گفتمان اسلام انقلابی، مسئله ی فلسطین و حمایت از نهضت های آزادی بخش، یکی از اصول اساسی سیاست خارجی ج.ا ایران شناخته شده است، این رویکرد ایدئولوژیک انقلاب اسلامی، باعث گردید ایران رفته رفته با الهام بخشی و نقش الگو واقع شدن در بین گروه های مقاومت، جایگاه رهبری هسته محور مقاومت را برعهده بگیرد، پرسش اصلی این پژوهش آن است که جایگاه و نقش الگوی ایران در تشکیل محور مقاومت چیست. دراین پژوهش فرض بر این است که ایران به عنوان یک پدیده با ویژگی های خاص خود، توانسته است الگویی هویت بخش برای بقای جریان مقاومت باشد. چارچوب نظری پژوهش براساس مکتب کپنهاگ و نظریه امنیتی بوزان تدوین گردیده است.روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده واطلاعات و داده های موردنیاز بر مبنای روش اسنادی و کتابخانه ای و فیش برداری، گردآوری شده اند. نتیجه ای که از این پژوهش حاصل شده است تشکیل یک محور امنیتی با رهبری ایران می باشد، که بایستی نقش بهینه ای را ایفاء نموده و ضمن تعمیق همکاری و توسعه مناسبات، در سایر زمینه ها به ویژه بعد اقتصادی و ارتقاء جایگاه مقاومت در عرصه سیاست داخلی کشور ها گام بردارد.
ولی امر در حکومت اسلامی دارای اختیاراتی است که یکی از آن ها در حوزه مسائل جزایی، حق عفو مجازات های حدی است. تتبع در کتب فقهی این نکته را به دست می دهد که مشهور فقها در ابواب مختلف حدود و به صورت پراکنده به طرح این بحث پرداخته و حق عفو را با شرایطی برای معصوم به رسمیت شناخته اند. تاکنون به صورت متمرکز و به مثابه یک قاعده فقهی به موضوع حاضر توجه نشده و هم چون سایر قواعد فقهی از ضوابط آن سخن به میان نیامده است. اما با توجه به برپایی حکومت اسلامی و لزوم تدوین فقه حکومتی، قاعده انگاری این مسأله و تبیین حدود و ثغور آن، ضروری به نظر می رسد. این مقاله با پیش انگاری جواز اجرای حدود در زمان غیبت و با تفصیل میان ثبوت جرم با اقرار و بینه، تلاش می کند حق عفو رهبر حکومت اسلامی در جرایم حدی را به عنوان یک قاعده مطرح کند و از این رهگذر، برخی عناوین مرتبط با آن از جمله «مستندات قاعده»، «اشتراط یا عدم اشتراط توبه در مشروعیت عفو»، «قلمرو قاعده در حق الله و حق الناس» و نیز «وجود حق عفو اقرارکننده به جرم حدی» را برای ولی امر جامعه اسلامی بیش از پیش مورد کاوش قرار دهد.
رویارویی فکری ایرانیان با مدرنیت، تاکنون فراز و نشیب های زیادی را به خود دیده است. اندیشمندان ایرانی نیز مانند اندیشمندان غربی، تلاش فکری خود را معطوف به ارائه راه حلی برای مسئله رابطه ذهنیت و کلیت نموده اند. در پژوهش حاضر، به بررسی راه حل «داریوش شایگان» برای این مسئله پرداخته شده است. بدین منظور ابتدا گونه های انسان شناختی ترسیم شده و به نمایش درآمده در آثار او مورد اشاره قرار گرفته اند. ادامه پژوهش به بازخوانی آثار شایگان بر مبنای مفهوم سوژه بازیگوش و به منظور روشن کردن راه حل او برای مسئله رابطه ذهنیت و کلیت اختصاص یافته است. سوژه بازیگوش، سوژه ای است که دوپارگی خود را می پذیرد و آگاهانه و بازیگوشانه آنها را به یکدیگر پیوند می زند. شایگان هر چند به ذهنیت، خودمختاری کامل نمی دهد، او را در کلیت نیز محو نمی کند.
گویا امارات متحده عربی با انتشار این کتاب و کتابهایی دیگر خواهان رفع “اتهام” دزدی و غارتگری در قواسم است و از سویی دیگر با طرح ادعاهای بزرگ همچون حاکمیت قواسم بر بندر عباس و غیره، گوشه چشمی به مسئله جزایر سه گانه ایرانی داشته است.
وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 در آمریکا را باید از جمله رخدادهای بزرگ قرن 21 به شمار آورد که آثار و تبعات آن با توجه به نوع برخورد دولت جرج بوش با آن، تنها منحصر به جامعه آمریکا نیست و شاهد توسعه زمانی و مکانی آن هستیم. به این معنا که 11 سپتامبر معنایی جهانی یافته و در قالب استراتژی مبارزه با تروریسم و دارندگان سلاحهای کشتار جمعی، کل جهان - و به ویژه خاورمیانه - را متاثر میسازد.