یکی از مهم ترین نظریه های جدید که تا حدودی قابلیت توضیح دهندگی خیزش اخیر اعراب را دارد نظریه جنبش های اجتماعی معاصر است. با توجه به تحولات اخیر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و نیز ویژگی های متمایزکننده آن با تحولات و جنبش های قرون اخیر، هدف پژوهش حاضر آسیب شناسی تحولات بحرین با روشی توصیفی و تحلیلی و بررسی این جنبش در قالب تئوری جنبش های اجتماعی نوین می باشد. این مقاله با طرح این سؤال که چرا علی رغم تشابه تحولات موجود در بحرین با تحولات رخ داده در کشورهایی مانند مصر و تونس، جنبش ادامه دار مردم این کشور که از فوریه 2011 شروع شد، علی رغم برخی دستاوردها به سقوط حکومت منجر نشد و تا حدودی نیز سرکوب گردید؟ همچنین این مقاله فرضیه اصلی خود را بدین گونه قرار داده است که، «با توجه به نظریه جنبش های اجتماعی نوین، این جنبش به دلایلی همچون: تناقض حمایت رسانه ای، سرکوب خارجی و ضعف جامعه مدنی، به نتیجه نرسیده و به سرنوشت مشابه در سایر کشورهای درگیر تحولات اخیر منتج نشده است» یافته های پژوهش نیز حاکی از آن است که قیام مردمی در بحرین به دلیل موانع داخلی و خارجی که در مقاله ذکر خواهد شد به مشابه آنچه در تونس و مصر اتفاق افتاده منتج نشد.
یکی از مهمترین وجوه حقوق بشر معاصر ، بین المللی شدن آن است . در این چارچوب ، حقوق بشر به عنوان یک ارزش جهانشمول مطرح و یک نظام جهانشمول نیز در بدو تاسیس سازمان ملل در سال 1946 برای حفظ و ارتقاء جهانی آن طراحی شد . از سوی دیگر فرآیند جهانی شدن موجب به وجود آمدن فرصتها و تهدیدات بزرگی نسبت به تحقق حقوق بشر در همه نقاط عالم گردید . تشدید پدیده مهاجرت و پناهندگی ، انقلاب در نظام اطلاعات و اطلاع رسانی ، تشدید جنگهای داخلی و افزایش جهانی افراد بی خانمان ، رشد بیماری ایدز و پدیده جهانی تروریسم جملگی تهدیداتی هستند که از ناحیه جهانی شدن متوجه تحقق جهانی حقوق بشر شده است
روابط ایالات متحده با رژیم صهیونیستی بخش مهمی از سیاست خاورمیانه ای امریکا را شکل می دهد، بطوریکه تغییر روسای جمهوری در این کشور هم تاکنون نتوانسته است تاثیر مهمی در روابط آنها ایجاد کند. علی رغم فراز و فرود در روابط امریکا و رژیم صهیونیستی و اختلاف نظر سران آن دو درخصوص برخی مسائل، باراک اوباما تعهد خود را به امنیت رژیم صهیونیستی اعلام و از حفظ اتحاد کشورش با این رژیم حمایت کرده است. با این وجود، از سیاست خارجی دولت باراک اوباما مخصوصاً در رژیم صهیونیستی، انتقادات زیادی به عمل آمده و روابط دو کشور در دوره ریاست جمهوری اوباما با تنش و اصطکاک هایی همراه بوده است. علت رخداد این مشکلات در روابط امریکا و رژیم صهیونیستی از کجا ناشی می شود؟ با توجه به نزدیکی اصول سیاست خارجی اوباما به واقع گرایی، ریشه انتقادها و مشکلات در روابط آنها را باید در سیاست خارجی واقع گرایانه دولت اوباما و به تبع آن تغییر در راهبرد سیاست خارجی ایالات متحده واکاوی کرد. از این رو مقاله حاضر درصدد است با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی ضمن تحلیل دکترین واقع گرایانه اوباما، پیامدهای این دکترین بر رژیم صهیونیستی را مورد بررسی و کنکاش قراردهد