حسب شواهد و قرائن، مناقشه هسته ای ایران همواره استمرار داشته و بر گستردگی آن افزوده شده است.به نظر می رسد نظریه های اصلی روابط بین الملل قادر باشندتبیین نسبتا دقیقی از مفهوم منازعه و به طور خاص منازعه هسته ای ایران ارائه دهند.
در این مقاله سعی شده است تا نشان دهیم که ایالات متحده و غرب به عنوان یک جهت گیری کلی و همیشگی در منازعات بین المللی و از جمله منازعه هسته ای ایران ، به رویکرد نئورئالیسم توجه و تمرکز دارند. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران در منازعه هسته ای خود با غرب و به ویژه ایالات متحده سعی دارد به صورت تاکتیکی از مؤلفه ها و مدعاهای رویکرد نئولیبرالیسم برای صورتبندی مذاکرات خود بهره گیرد. بدیهی است این ادعا به معنی آن نیست که جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی خود تابع نظریه های لیبرالیستی و نئولیبرالیستی است.
این مقاله تلاش دارد تاضمن بیان تفاوت دو رویکرد نئورئالیسم و نئولیبرالیسم در منازعات بین المللی،رویکردهای ایالات متحده و غرب را از یک طرف و جمهوری اسلامی ایران را از طرف دیگر مورد بررسی قرار دهد.
نویسنده ضمن استقبال از گزارش هیئت قوه قضائیه از موارد نقض حقوق شهروندی، برخلاف عنوان مقاله به برجستهتر کردن موارد نقض پرداخته، و برخورد با مطبوعات را مورد نقد قرار میدهد. نکته دیگر آنکه با طرح چند مورد خاص از موارد نقض حقوق شهروندی، بازتاب منفی اجرای احکام الاهی در سطح بینالملل را دلیل موجهی برای تعطیلی این احکام دانسته و اجرای آن مجازات قانونی را به معنای نقض سیستماتیک حقوق به وسیله نهادهای حکومتی میداند. نهایت آنکه نویسنده خشونتهای قانونی در نظام دینی را نقض سیستماتیک حقوق شهروندی میداند ولی حکومت آمریکا را دموکراتیکترین حکومتها میداند و در پاسخ شکنجههای وحشتناک زندانیان عراقی (در ابو غریب) و افغانی (در گوانتانامو) به وسیله آمریکا، آنها را موردی و اتفاقی و نهایتا نقض غیر سیستماتیک حقوق شهروندی میپندارد، اما نظام سیاسی آمریکا و مدیریت آن از این نقض حقوق مبری هستند.
سفر سخت و پررنج کمال الدین عبدالرزاق بن اسحاق سمرقندی، سفیرشاهرخ تیموری دردکن ، به سوی هند دستاورد ویژه ای برای شاهرخ به همراه نداشت، اما وی شرح سفر سه ساله خود را نگاشت و آن را مطلع السعدین و مجمع البحرین نامید که منبعی پر ارزش و مستند از تاریخ امپراتوری هندویی بیجانگر و بخشی از تاریخ هند است.
در طی دهه ها و سده های اخیر نظام های سیاسی در دنیا، گرایشی به سوی تغییر به سمت نظام های سیاسی و سیاست مدرن وجود داشته و تحولاتی نسبتا سریع در شیوه اداره سیاسی کشورهای غیرغربی رخ داده و آرزوی تحقق لیبرالیسم و یا سوسیالیسم مبتنی بر شکلی از دموکراسی را داشته اند. برای فهم بهتر و عمیق تر این تغییرات شایسته است مروری بر خاستگاه اصلی این تحولات داشته باشیم تا بتوانیم به ماهیت اصلی و چرایی آن پی ببربم و از رهگذر آن دریابیم که این جنس تحولات ضرورت های جهان شمول اند و یا ناشی از شرایط خاص تاریخی اروپا و پاسخی به مسائل بومی و برخاسته از نوع نگاه به جهان از منظر آن ها بوده است. برای درک این موضوع به گفتگویی با دکتر مهدی امیدی، استاد جوان علوم سیاسی و عضو گروه مطالعات اسلام و غرب پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، نشستیم.
این نوشتار به بررسی وضع حقوقی دریای مازندران در دوره زمانی یعنی گذشته و اکنون می پردازد. در این زمینه با توجه به قراردادهای ایران و اتحاد جماهیر شوروی و همچنین توافقهای تازه میان کشورهای این حوزه، ایران باید همچنان بر پایه قراردادهای پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری، گفت و گوها را دنبال کند
فرضیه کلی مقاله این است که خوانش فرهنگی فوکو در خصوص انقلاب اسلامی، ریشه در دستگاه نظری او دارد. جنبش انقلابی مردم ایران، در بعد نظری توجه متفکران، فیلسوفان، جامعه شناسان و... را به خود معطوف نموده و تئوری ها و پارادایم های زیادی بواسطه حرکت مردمی ایران، تعدیل شدند. در میان تئوری های مزبور، خوانشِ فرهنگی میشل فوکو به حاشیه رانی تبیین اقتصادی و برجسته سازی تبیین فرهنگی می پردازد. برساخت فرهنگی فوکو درخصوص انقلاب اسلامی، ریشه در نظریه گفتمان قدرت و مدرنیته وی دارد. از منظر فوکو، در انقلاب ایران صف آرایی و رویارویی چهره سخت افزاری قدرت در مقابل چهره نرم افزاری قدرت وجود دارد و اولین انقلاب پست مدرن در قرن بیستم و یکی از مخالف خوانی های عظیم در این قرن محسوب می شود. «نو بودن» و «منحصر بفرد بودن» حرکت انقلابی مردم ایران، فوکو را به شدت مجذوب و شیفته خود نموده است. این مقاله، از طریق روش اسنادی مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی و پس از واکاوی نظری، ابعاد و زوایای گوناگون تحلیل فوکو از انقلاب اسلامی را مورد بررسی قرار می دهد.
دولتهای اروپائی با ارسال سفرا و اسلحه و امپراطوری طرابوزان از طریق ازدواج شاهزاده خانمهای خود با امرای آق قویونلو، سعی داشتندآنها را در جهت منافع سیاسی – اقتصادی خود علیه عثمانی به جنگ وادارند.