هویت بین المللی اتحادیه اروپا با روایت های مفهومی متعددی مانند «قدرت مدنی» و «قدرت هنجاری» توصیف شده است. روایت «اروپای پست مدرن» از جمله روایت هایی است که از گذار اروپا به فراسوی سیاست مدرن سخن به میان آورده است. رابرت کوپر دیپلمات انگلیسی و رابرت کیگان تحلیلگر امریکایی نمایندگان این روایت غالب در جهان انگلیسی زبان به شمار می آیند. نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که روایت پست مدرن چگونه در تعریف هویت بین المللی اتحادیه اروپا نقش آفرینی می نماید؟ فرضیه ای که در ادامه به آزمون نهاده خواهد شد، این است که روایت پست مدرن به میانجی «بازنمایی گفتمانی» و «غیریت سازی» و «تفاوت گذاری» میان اتحادیه اروپا با دگرهای غیر اروپایی پرداخته، به برساختن هویت بین المللی اتحادیه اروپا مدد می رساند. این نوشتار با الهام از سنت پسا پدیدارشناختی به بررسی آغاز و انجام پست مدرنیسم، چرخش پست مدرن درسیاست اروپایی، اروپای پست مدرن به روایت رابرت کوپر، اروپای کانتی به روایت رابرت کیگان و جایگاه اروپایی پست مدرن می پردازد و این گونه نتیجه می گیرد که در غیاب این همانی تمام عیار نظریه و واقعیت، روایت پست مدرن هویت اروپایی، بیش از آنکه پدیدار شناسانه باشد، وجه هنجاری دارد.
امروزه با پیشرفت علم و فناوری در عرصه ارتباطات، ابزارهای جدیدی در اختیار بازیگران نظام بین الملل قرار گرفته است تا از طریق آن بتوانند به اهداف پنهان خود دست یافته و زمینه را برای تغییر جریان قدرت در هر کشور، متناسب با برنامه های از پیش تعیین شده فراهم آورند. در طول سال های پس از انقلاب، ایالات متحده آمریکا به علت مسدود بودن مجاری رسمی دیپلماتیک، تلاش فراوانی برای بهره گیری از ابزارهای غیر رسمی چون تبلیغات و پروپاگاندا که از مصادیق قدرت نرم محسوب می شود، علیه جمهوری اسلامی ایران داشته است تا با استفاده از آن بتواند بدون استفاده از ابزار و ادوات نظامی به اهداف پنهان خود دست یابد. تاسیس شبکه ی صدای آمریکا و تولید برنامه هایی از جمله «پارازیت » که به اذعان مدیران این شبکه پر بیننده ترین برنامه این شبکه تلویزیونی محسوب می گردد، در راستای همین اهداف پنهانی صورت گرفته است. بر این اساس در این تحقیق درصددیم تا با استفاده از روش تحلیل محتوا، موضوعاتی را که این برنامه برای مخاطبان خود برجسته می نماید را استخراج و در مرحله بعد تکنیک ها و فنون تبلیغاتی این حوزه از جنگ نرم را تحلیل و مورد ارزیابی قرار دهیم. نتایج تحقیق نشان می دهد موضوعات برجسته شده در این برنامه را می توان در سه حوزه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تقسیم نمود. تکنیک ایجاد تفرقه و تضاد با 6 درصد و تکنی کهای پاره حقیق تگویی، تشجیع، جم عآوری کارتهای کیدست و مبالغه هر کدام با 5 درصد بیشترین استفاده را در این برنامه داشته اند و از میان مخاطبان، مخاطبان عام با 58 درصد و هنرمندان با 9 درصد در بین مخاطبان خاص بالاترین جایگاه را به خود اختصاص داده اند.
استراتژی دریایی نقش اساسی سیاست دریایی را مشخص می سازد. توجه به دریا و مسایل و توسعه آن نقش اساسی در توسعه منطقه ای و پایدار دارد و دولتها همیشه در تلاش بوده اند به نحوی به دریا دسترسی داشته باشند . جمهوری اسلامی ایران به دلیل نداشتن استراتژی دریایی و داشتن سیاست برّی یا خشکی در برنامه ها هنوز نسبت به توسعه قلمرو دریایی و جزایر و بنادر آن بی توجهی دارد و آثار این غفلت در جزایر و بنادر مشهود است .و حتی در تهیه طرح آمایش سرزمین این نگاه به دریا تغییر نیافته است. دراین تحقیق تلاش شده است علل این بی توجهی مشخص گردد و راهکارهای عملی برای تغییر این دیدگاه ارائه شود.
پرسش اصلی پژوهش پیش رو این است که تاثیر انقلاب بر شعر فارسی چگونه بوده است؟ با بررسی اشعار شاعران این دوره می بینیم که انقلاب در محتوا، مضمون و موضوعات شعر بسیار اثرگذار بوده و تحولی فرهنگی در این زمینه ایجاد کرده است. ادبیات و شعر فارسی مانند آیینه ای شور و شعور ناشی از پیروزی انقلاب و دفاع هشت ساله و ایثار و شهادت و مفاهیم ارزشی را در خود منعکس کرد و نشان دهنده احساسات و افکار ملتی به پا خاسته بود.
انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از انقلاب های بزرگ، تأثیرات بسیاری را از خود برجای نهاده است. تحقیق حاضر از میان بازتاب های بسیار گسترده انقلاب اسلامی، به برخی دستاوردها و نتایج سیاسی آن پرداخته است که از دو ویژگی مهم برخوردارند؛ اول اینکه این دستاوردها در ایران پس از انقلاب نهادینه شده اند. دوم آنکه چنین دستاوردهایی به گونه ای هستند که برای همه کشورهای مسلمان الهام بخش اند. پژوهش حاضر به لحاظ روش تحلیل، رویکردی کلان نگر دارد و مسئله اصلی تحقیق این است که نتایج سیاسی انقلاب اسلامی شامل چه مواردی می شود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد مهم ترین نتایج سیاسی انقلاب اسلامی شامل استقلال سیاسی، ایجاد نهادهای سیاسی جدید، مردم سالاری دینی و وحدت گرایی در جهان اسلام است. انقلاب سبب شد رهبری دینی و رهبری سیاسی تلفیق شود و این مساله به نوعی احیای پدیده ای بود که در صدر اسلام و به ویژه در دوران حکومت پیامبر | وجود داشت."