انقلاب اسلامی مسائل سیاسی و حقوقی زیادی را فراروی اندیشمندان قرار داده است. یکی از این مسائل چگونگی ارتباط مجتهدین با حاکم در نظام سیاسی اسلام است. دراین نظام فقیه جامع الشرایطی که در رأس جامعه اسلامی است حاکم شرعی جامعه است و مجتهدان جامع الشرایط دیگری در جامعه اسلامی هستند که به امر افتا مشغولند. حاکم جامعه اسلامی به عنوان نایب امام ، اختیاراتی از طرف معصوم دارد؛ از جمله این اختیارات حکم حکومتی است. گاهی حکمی حکومتی صادر می شود و این حکم با حکم یا فتوای مجتهدین دیگر در تعارض است. مقاله حاضر این مسأله را مورد بررسی قرار داده با تتبع در آراء فقهاء ، نسبت بین حکم حکومتی و فتاوا و احکام مجتهدین را تبیین کرده مشخص می کند در چه مواردی حکم حکومتی حاکم با احکام و فتاوای دیگر فقهاء قابل جمع است و مجتهدین و مقلدین می توانند هم به فتاوا و احکام خود و هم به حکم حکومتی حاکم عمل کنند و در چه مواردی امکان جمع بین فتاوا و احکام مجتهدین و حکم حکومتی وجود ندارد.
موضوع پژوهش حاضر بررسی بیانیه ها و مواضع آیت الله گلپایگانی در قبال سیاست های حکومت پهلوی و ارتباط با کارگزاران آن است. باتوجه به اندیشه سیاسی آیت الله و اعتقادشان به ولایت عامه فقیه، یافتن دلایل رفتار متفاوت ایشان در مقابله با حکومت پهلوی در مقاطع مختلف، مسئله اصلی این پژوهش است. آنچه از رفتار سیاسی آیت الله گلپایگانی در این مقطع قابل تحلیل است اینکه در طول دوره مورد بحث نمی توان رویه ای یکسان و نموداری خطی از رفتار سیاسی آیت الله مشاهده کرد.
وی گاه ساکت است و از همراهی با دیگر مراجع کناره گرفته و گاه همگام با دیگران و با قدرت در میانه میدان مبارزه حاضر است. نتیجه به دست آمده در این تحقیق، نشان می دهد که آیت الله گلپایگانی که هر نظامی جز بر مبنای ولایت فقیه را نظامی طاغوتی می دانست، مشروعیتی برای حکومت پهلوی قائل نبود و سکوت مقطعی اش نیز نه از رضایت از اقدامات حکومت که بر اثر جبر زمانه و آماده نبودن شرایط برای برپایی حکومت مطلوبش بود.
دولت طرفدار رفاه عمومی، رایجترین شکل مدرن است که در واکنش به بحرانهای سرمایه داری شکل گرفته است. موج بحران در نظام سرمایه داری در دهه 1930- که به افزایش بیکاری، رکود و کاهش در سرمایه گذاری انجامید- ضرورت دخالت حکومت در اقتصاد به شکلی کاملا جدید را ایجاب کرد. اقتضای آزادی اجتماعی، به همین شکل دولت رفاه، تضمین و اجرای حقوق اجتماعی و اقتصادی است که نوشتار
هدف این تحقیق، شناسایی عوامل مؤثر بر الزامات حرکت از فناوری های سخت به سوی فناوری های نرم، ارائه این الگو (الگوی الزامات حرکت از فناوری های سخت به سوی فناوری های نرم) و نیز تشریح الزامات حرکت از فناوری های سخت به نرم در عرصه جنگ نرم می باشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری محقق مدیران، محققین و کارکنان یکی از سازمان های تحقیقاتی می باشد. ابزار سنجش، پرسش نامه بوده و میزان روایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ 92% برآورد شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که فناوری، نوآوری، منابع انسانی و مدیریت دانش، چهار مؤلفه اصلی فناوری های نرم را تشکیل می دهند که با استفاده از روش های آماری مورد تحلیل قرارگرفته و در نهایت الگوی الزامات حرکت از فناوری های سخت به سوی فناوری های نرم ارائه گردیده و الزامات حرکت از فناوری های سخت به سوی فناوری های نرم در تمامی مؤلفه ها بیان شده است. به جز دو متغیر فناوری و نوآوری و نیز نوآوری و منابع انسانی بین تمامی مؤلفه ها ارتباط دوسویه مشاهده می شود. واژگان کلیدی: فناوری های سخت، فناوری های نرم، جنگ نرم،، قدرت نرم دفاعی.
صلح به معنای رایج آن یعنی فقدان جنگ، رؤیای زیبایی است که بشریت و جامعه بین المللی همواره در مسیر رسیدن به آن تلاش کرده است. صلح و مدارا جایگاه ویژه ای در فرهنگ و ادب ایران زمین دارد. مدارا همان احترام و ارج گذاشتن بر تنوع و اختلاف میان فرهنگ های جهان است. صلح یک آرمان جهانی تلقی می شود و انسان امروز را به زندگی در شرایطی آرام و به دور از تشویش و کشمکش سوق می دهد. از گذشته تا امروز، صلح یک مفهوم مطلق نیست و همانند جنگ، ریشه در نوع جهان بینی ما نسبت به جهان هستی دارد. صلح آفرینی و صلح پژوهی با هدف اقدام برای ایجاد تفاهم و توافق میان گروه های درگیر و شناخت زمینه های برقراری صلح، از دغدغه های ذهنی شاعران و نویسندگان ایران زمین بوده است. در عرصه بین المللی و در ادبیات روابط بین الملل، روش مدارا، با احترام به حقوق بشر همخوانی دارد و انسان ها این حق را دارند که در صلح زندگی کنند و همچنان که هستند، باشند . در این پژوهش ضمن بررسی مفاهیم صلح و صلح بین الملل، مدارا و صلح در فرهنگ ایرانی و در بستری هستی شناختی مورد تحلیل و تبیین قرار می گیرد. فرضیه این پژوهش با واکاوی و بررسی آثار منظوم و منثور ادیبان، شاعران و دانشمندان ایرانی در سده های گذشته، به دنبال نشان دادن گستره درک و جهان بینی آنها از فرهنگ صلح و مدارا فراتر از نژاد ، ملیت و مذهب و پاسخ به این پرسش است که صلح و مدارا در فرهنگ و ادب ایران چه جایگاهی در صلح و مدارای جهانی دارد؟ هدف اصلی این پژوهش واکاوی و پالایش فرهنگ صلح و مدارا در ایران و پیوند زدن آن با صلح و مدارای بین المللی است.
در بررسی وضعیت اشتغال گروه های مختلف جامعه ، وضعیت اشتغال دانش آموختگان دانشگاهی دارای اهمیت خاصی است . بدین منظور در این تحقیق وضعیت شاغلین برحسب سواد و همچنین ترکیب استخدامی آنها در دو بخش خصوصی و دولتی تجزیه و تحلیل شده است . نتایج این بررسی نشان میدهد نرخ بیکاری دانش آموختگان دانشگاهی روند افزایشی داشته و اکثر شاغلین تحصیلکرده آموزش عالی جذب بخش دولتی (عمومی) کشور شده اند ، و نقش بخش خصوصی در جذب افراد تحصیلکرده بسیار کم است ...
ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ اﻧﻘﻼب در ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﻋﺮﺑﯽ در ﺳﺎل 2011 وارد ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺟﺪﯾﺪی ﺷ ﺪ، ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎی ﮔﺴﺘﺮده ای را ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه داﺷﺖ. اﻣﯿﺪ آن می رفت ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻮج ﻓﺰاﯾﻨ ﺪه انقلاب های ﻣﺮدﻣﯽ، ﻧﻈﻤﯽ ﺟﺪﯾﺪ، ﻣﻨﻄﻘﻪ ای و درون زا ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮد؛ اﻣﺎ ﺑﺎ ﻧﺎﺗﻤﺎم ﻣﺎﻧﺪن اﻧﻘﻼب و اﻧﺤ ﺮاف در ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ، وﺿﻌﯿﺖ ﺗﻀﺎد، دﺷﻤﻨﯽ و ﺟﻨﮓ داﺧﻠﯽ در ﺑﺮﺧ ی کشورهای ﻣﻨﻄﻘ ﻪ ﺣﺎﮐﻢ و ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﻠﻞ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺎ چالش هایی ﺧﻄﺮﻧﺎک ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ زمینه ها و ﻋﻮاﻣ ﻞ ﻣﺆﺛﺮ در اﯾﻦ روﻧﺪ، در ﻗﺎﻟﺐ فرصت ها و ﺗﻬﺪﯾﺪﻫﺎی ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ، می تواند ﮔﺎم ﻣﻬﻤﯽ در ﺷﻨﺎﺧﺖ وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد و ﺗﺮﺳﯿﻢ راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﻣﻤﮑﻦ در ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﯽ اﯾﺮان ﺑﺮای ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮی از فرصت ها و ﮐﻨﺘﺮل ﺗﻬﺪﯾﺪات ﺑﺎﺷﺪ. در اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺗﻼش می شود ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺪل ﺳ ﻮات(swot) فرصت ها و ﺗﻬﺪﯾﺪﻫﺎی ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪشود. و به این سوالات پاسخ داده شود، تهدیدهای فراروی ایران در رابطه با بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه چیست؟فرصت های فراروی ایران در رابطه با بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه چیست؟ یافته ها نشان می دهدکه همکاری جدید منطقه ای در برابرمقاومت، ظهور گروهای سلفی تکفیری، ایجاد جنگ و درگیری در کشورهای مسلمان نشین، ظهور نظم نوین غربی بجای نظم نوین اسلامی، افزایش بحران و پیچیدگی در منطقه.تهدیدهای ایران در منطقه است و در مقابل افزایش قدرت منطقه ای ایران، شکل گیری گفتمان اسلام سیاسی، وضعیت جدید ایران پس از برنامه برجام، به ثمر نشستن خواسته های نیروهای اسلامی. فرصت های فراروی ایران است.
مفهوم نظم بین الملل در نظریات مختلف روابط بین الملل تعاریف متفاوتی را به خود گرفته است. هر کدام از این نظریات بر مبنای مفاهیم هستی شناسی و معرفت شناسی خود تعریف از نظم بین الملل را ارائه می دهند. پارادایم واقع گرایی موازنه قدرت و هژمونی را از عوامل تعیین کننده و شکل دهنده نظم بین الملل می داند؛ در حالی که پارادایم لیبرال نظم بین الملل را بر گرفته از بازار آزاد، رژیم ها، نهادها و سازمان های بین المللی می داند. مکتب انگلیسی از یک طرف بر مفاهیم واقع گرایی از قبیل جنگ، موازنه قوا و مدیریت قدرت های بزرگ در شکل دهی به نظم بین الملل تأکید می نماید و از طرف دیگر بر مفاهیمی از قبیل هنجارها و ارزش های مشترک در شکل دهی به نظم بین الملل تأکید می نماید و نظم بین الملل را یک نوع برساخته اجتماعی در بین دولت ملت ها بر می شمرد. بر مبنای این تغییر و تحولات سوالی که مطرح می شود این است که تحول مفهوم نظم بین الملل بر اساس عوامل شکل دهنده و دامنه آن، چگونه بوده است؟ فرضیه این پژوهش بر این است که در تحول مفهوم نظم بین الملل عامل شکل دهنده آن علاوه بر دولت ها به سمت بازیگران دیگر نیز کشیده شده است و دامنه آن نیز از قدرتهای بزرگ به سمت دیگر دولت ها و حتی بازیگران فروملی و انسان ها کشیده شده است.