در این پژوهش، به مبانی و الزامات نرمش قهرمانانه می پردازیم که یکی از مهم ترین مفاهیم و سیاست هایی است که مقام معظم رهبری در چند سال اخیر بیان داشته اند. ابتدا، به مبانی فکری رویکرد مقام معظم رهبری به سیاست خارجی، همچون راهبرد سه گانه عزت، حکمت، و مصلحت رهبری در سیاست خارجی، راهبرد نفی رابطه سلطه گر و سلطه پذیر، اصل حفظ و حمایت از هویت نظام اسلامی و حفظ جهت گیری اسلامی انقلابی پرداخته شده است؛ سپس چارچوب ادراکی مقام معظم رهبری درباره مذاکره و تبیین نرمش قهرمانانه، همچون نرمش قهرمانانه و مفهوم سازی حوزه ای جدید در نظام بین المللی، حوزه نرمش قهرمانانه روش است و نه راهبرد، نرمش قهرمانانه و حوزه توازن در آرمان و عمل، مذاکره و نرمش نه تسلیم و سازش، امید به نرمش قهرمانانه و چشم انداز روشن آینده، نرمش قهرمانانه و درک نظام بین المللی در شرایط گذار، نرمش قهرمانانه و توانمندی ها و مشکلات کشور بررسی شده است.
ازجمله مسئله های کلیدی که درحوزه تمدن سازی، بر پایه آموزه های اسلامی، نیازمند تحلیل و بررسی است، امکان و مطلوبیت تحقق آن می باشد، در حقیقت پرسش از امکان و مطلوبیت مهندسی تمدن، مستلزم تحلیل ارکان و مقومات تأسیس یک تمدن می باشد. در این میان دو متغیر اساسی که در ارکان مهندسی تمدن اسلامی، نیازمند بررسی و تحلیل است، یکی متغیر دین، به عنوان اساس و پایگاه اسلامی کردن تمدن و متغیر دیگر، علم به عنوان ابزار جریان دین در حوزه مهندسی تمدن می باشد؛ اما مسئله ای که نیازمند دقت مضاعف می باشد، مدل یا الگوی ارتباط میان این دو متغیر می باشد،یعنی بسیاری از اندیشمندان تأسیس هر تمدنی را از یک سو نیازمند مکتب، دین، معرفت دینی و از سوی دیگر مستلزم علم و معرفت علمی می دانند، اما در اینکه مکتب و دین با چه الگو و مدل ارتباطی با علوم مدرن و نظریه های کارشناسی جدید، به دنبال تحقق اهداف تمدن خود می باشند، دچار اختلاف اساسی می گردند. درواقع در مهندسی تمدن، این مدل ارتباطی میان دین و علوم و به تبع مدل ارتباطی «معرفت دینی» و «معرفت علمی» است که تعیین می کند که اساساً ما نیازمند به تأسیس یک تمدن جدیدی هستیم؟ یا تمدن های بشری موجود و ابزارهای تمدنی آن می تواند اهداف و مطلوبیت های ما را محقق کند و نیازی به تأسیس تمدن نمی باشد؟ در حقیقت نظریه پردازان حوزه تمدن، در مواجه کلان با ظرفیت موجود تمدنی خود و غیریت های تمدنی دیگر والگویی که در مواجهه با ابزارها و متغیرهای درون تمدنی خود و برون تمدنی دیگری اخذ می کنند، تعیین کننده است که آیا ایجاد تمدن نوین اسلامی امری ضروری و ممکن و مطلوب است یا نه؟ یا تحصیل حاصل است؟ به همین روی در این مقاله یکی نظریه هایی که با دغدغه حداکثری دین و تولید علم دینی، رویکرد تمدن سازی را دنبال می کند، می پردازیم، درواقع این نظریه بر این باور است که الگو و مدل ارتباطی که میان دین در معنای حداکثری و علم جدید اخذ کرده، تولید علم دینی را امری ممکن و مطلوب تلقی کرده و درنتیجه از این رهگذر امکان تأسیس تمدن اسلامی ممکن و مطلوب می داند. بر همین اساس این مقاله به دنبال تحلیل و بررسی نظریه استاد علامه جوادی آملی در تبیین الگوی ارتباطی علم و دین می باشد، در ادامه با تبیین آسیب های نظری و نقادی الگوی ارتباطی نظریه فوق، امکان تحقق تمدن نوین اسلامی مطلوب را از این رهگذر مورد خدشه قرارمی دهد.
هدف این مقاله، مدل سازی ریاضی مسئله شناسایی مسیر حرکت دشمن در پدافند زمینی می باشد. با حل مدل پیشنهاد شده بهترین راهبرد برای کمک به فرماندهان یگان زمینی جهت جلوگیری از انتقال نیرو و تجهیزات دشمن ارائه می شود. این مسئله را می توان به عنوان یک مسئله از بازی جنگ در نظر گرفت که شامل دو بازیکن است. بازیکن اول سعی در جا به جایی قوای خود به سمت یک هدف مشخص را دارد و بازیکن دوم سعی در شناسایی مناطق مختلف توسط هواپیما، پهباد، قوای زمینی و ... را دارد تا بتواند دشمن را شناسایی کند. برای این مسئله که یک بازی بیزین ایستا می باشد یک مدل ریاضی براساس فرضیات دنیای واقعی ارائه می شود. به دلیل پیچیده بودن مدل یک روش تولید ستون برای حل مدل ارایه می شود. در نهایت کارایی مدل و روش حل با استفاده از شبیه سازی جنگ بین عراق و کویت بررسی می شود. نتایج نشان می دهد استفاده از این رویکرد ریاضی تاثیر خوبی در استفاده بهینه از تجهیزات جهت شناسایی دشمن دارد.
یکی از مسائلی که در چند سال اخیر در منطقه غرب آسیا اهمیت یافته است، تلاش کشورهای غرب آسیا برای ایجاد و احیای برنامه های اتمی است. این مسئله می تواند دارای ابعاد صلح آمیز یا نظامی باشد و مؤلفه های قدرت و امنیت در منطقه را تحت تأثیر خود قرار دهد. کشورهای منطقه تا سال 2006 بر غیرهسته ای بودن خود تأکید داشتند. اما از این زمان به بعد به تدریج رویکرد سنتی این کشورها در خصوص مسئله هسته ای تغییر یافته و تلاش آنها برای حرکت در مسیر هسته ای شدن آغاز شده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که امنیت انرژی چه تأثیری بر توسعه برنامه اتمی کشورهای غرب آسیا داشته است؟
داوری و قضاوت کردن در میان جهان های هنجارمندی که در نزاع و تعارض با یکدیگر هستند، دشوار است. چرا که آنها در برخورداری از واژگان مشابه، معیارهای عقلانی مورد توافق و تعهدات اخلاقی مشترک هم راستا نیستند. لذا با روش های مرسوم در کاوش های فلسفی نمی توان میان این جهان های هنجاری دست به داوری زد. در چنین شرایطی، داوری های سیاسی معمولاً به امور تراژیکی ختم می شوند که در عرصه سیاسی عواقبی ناگوار دارند. در همین راستا سوال اصلی مقاله این است که داوری سیاسی به مثابه امری تراژیک به چه معنا است؟ و چه پیامدهای برای زیستارهای سیاسی دارد؟ برای یافتن پاسخ، نوشتار حاضر با تأکید بر این که داوری سیاسی مانند کنشی در موقعیت تراژیک، تجربه ای است که در زمان و محلِ خاصِ فرد رخ می دهد، امکان توسل به اصول متعین پیشینی در این زمینه را مردود دانسته و با ابتنا به اندیشه هنجاری مارتا نوسبام، درصدد ارائه نوعی داوری به مثابه داوری تراژیک است که اصل اساسی آن مبتنی بر حضور شانس اخلاقی در پی ریزی قابلیت های انسانی است. قابلیت هایی که منجر به رهایش انسان از یک مصیبت به یک خوشبختی می شوند. در واقع داوری در اندیشه نوسبام، پراکسیس سیاسی را متوجه به عناصری بیرون از کنشگر می کند و در عین حال بر تاثیر موقعیت های ستیزه ای و چندجانبه فرهنگی، سیاسی و مذهبی تاکید دارد که بر جهت دهی به رفتارهای عادلانه و غیرعادلانه، مصیبت ساز یا سعادت ساز و غیره در حوزه سیاسی موثرند.
منطقه شرق آفریقا از اوایل دهه 1990م به صحنه تقابل برخی سازمان های تروریستی و ایالات متحده مبدل شد و این سازمان های تروریستی طی دو دهه گذشته با سرلوحه قرار دادن تفکرات افراطی خود تلاش کرده اند با سوء استفاده از موقعیت راهبردی این منطقه، اهداف مورد نظر خود را محقق سازند. یکی از مهم ترین سازمان های مزبور القاعده است که از طریق مجموعه ای از اقدامات تروریستی در کشورهای اوگاندا، کنیا و تانزانیا موجبات رعب و وحشت مردم و به خطر افتادن امنیت عمومی این کشورها (در مقاطعی خاص) را فراهم آورده است. فعالیت های تروریستی القاعده در شرق آفریقا هرچند بیشتر متوجه منافع آمریکا و هم پیمانان آن بوده است، سبب خدشه دار شدن نسبی وجهه مسلمانان این کشورها و سوء استفاده کشورهای غربی از این وضعیت و تثبیت حضور خود در این منطقه شده است. در این مقاله نحوه ورود و استقرار نیروهای القاعده به کشورهای شرق آفریقا و اقدامات تروریستی آنها علیه منافع غربی ها که آسیب های جدی بر مردم و دولت این کشورها وارد آورده است، در قالب مسئله اصلی و عوامل اصلی کنشگر بر فرایند شکل گیری شاخه القاعده در شرق آفریقا به عنوان سؤال اصلی بررسی شده اند. تلاش برای اثبات آنکه اقدامات تروریستی القاعده در شرق آفریقا طی دو دهه گذشته از مقبولیت عمومی در بین مسلمانان این کشورها برخوردار نبوده است، نیز فرضیه اصلی را تشکیل می دهد. دست مایه قرار گرفتن شکل گیری شاخه القاعده در منطقه شرق آفریقا پارادایم نوآوری این مقاله محسوب می شود.
هدف مقاله ی حاضر، فهمِ ساختار تفکر سیاسیِ جریان فقه اجتهادی شیعی است. بدین منظور با روش «درون فهمی» و با مطالعه ی آثار فقهی مکتب اجتهادی بغداد و حلّه، کوشیده ایم به درکِ فضای زیست و فهمِ منطقِ جهان آنان نزدیک شویم. مطالعه ی این آثار، رابطه ی تفکر اجتهادی با مفهوم «امامت» را آشکار می کند. فقه اجتهادی با هدفِ جمع بینِ آرمان شیعه (که با ظهورِ امام غایب محقق می شود) و واقعیتِ زندگی در دوره ی غیبت، از اصول «اجتهاد» در استنباطِ حکم شرعی بهره بُرده و میانِ شرع و عقل پیوند برقرار کرده است. مهم ترین پیامد این تفکر، بازسازی و امتداد نظریه ی مرجعیت شرعی امام در قالب «نظریه ی نیابت فقیهِ مجتهد» در برخی مسئولیت های شرعی است. نظریه ی امامت شیعی به مقتضای جهان بینی فقهی امامیه، در حد نیابت عام فقیه محدود مانده و به جای اندیشیدن به تاسیس «نهادِ قدرت سیاسی» و بازتولید مفاهیمِ سیاسی برای بیان ویژگی های زعامت سیاسی دوره ی غیبت، کوشیده است زمینه ی زندگی مومنانه ی شیعیان در حاکمیت قدرت های جور را مهیا کند. به همین دلیل، آن دسته از مفاهیم و مباحث مربوط به قدرت سیاسی که حوزه ی تصمیم گیری فقیهِ مجتهد قرار دارند، در ابواب مختلف بحث شده و حکم فقهی شان بیان گردیده است.
نظام بین الملل و پویش های گوناگون روابط بین الملل از یک سو در تلاش برای تولید نظم و ساختاری نوین می باشد تا ضمن همسویی با منطق مسلّط سیاسی- اقتصادی بین الملل، چارچوب سیاسی-حقوقی پایداری را هژمون نماید. از سوی دیگر، ظهور گروه های غیر حکومتی به ویژه تولید شبکه ها و قطب های تروریستی که در تلاش برای ریزش نظم مسلّط بین الملل و چینش نظمی نوین و یا آنارشی بین المللی می باشند، تهدیدات گوناگونی را در سطوح مختلف به بار آورده است. در این پیوند، شبکه های تروریسم قدیم و جدید بین الملل، سپهر ژئوپلیتیک جهانی و منطقه ای را ناپایدار ساخته است و توسعه ی ابعاد مختلف امنیت را به یک گروگان تبدیل کرده است. اهتمام پژوهش حاضر این است که ضمن شناسایی شبکه های تولید تروریسم، مکانیسم های مدیریت تروریسم بین الملل را تبیین نماید. مهندسی سیاسی، مکانیسم های نهادی، ساختاری و ابزاری در سطوح بین المللی، منطقه ای و ملّی از یک سو و دیپلماسی چندجانبه ی مدیریت، حاکمیت پاسخگو و تلفیق استراتژی های نرم افزاری و سخت افزاری از سوی دیگر، قابلیت مدیریت و مقابله با فعّالیت های تروریستی را دارا می باشد. این پژوهش با استفاده از روش شناسی مدیریت تطبیقی و استراتژیک و تئوری چانه زنی و ائتلاف، به آزمون فرضیه خواهد پرداخت.
مهاجرت همواره یکی از دلایل اصلی بشر برای سازگار شدن با مشکلات اطرافش بوده است. مهاجران افغانستانی بزرگترین جمعیت مهاجر ساکن ایران را شکل داده اند. حضور مهاجران افغانستانی در کنار مشکلاتی که به همراه داشته ، فرصت هایی را نیز برای هر دو کشور به وجود آورده است. این مقاله در صدد است با دیدگاهی توصیفی و تحلیلی به شکل کتابخانه ای از منابع مختلف اینترنتی و غیر اینترنتی به بررسی ظرفیت های مختلف اقتصادی، فرهنگی، فردی و سیاسی حضور مهاجران افغانستانی که در هم افزایی قدرت نرم ایران و افغانستان موثر است بپردازد . نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد که حضور مهاجران و کارگران افغانستانی میتواند در رونق تولید ، پیشرفت اقتصادی و پیوند دو ملت و ارتقای طرفیت های فرهنگی هردو کشور موثر عمل کند. مهاجران روابط تجاری بین دو کشور را گسترش میدهند، انتقال ارزش های فرهنگی را تسهیل میکنند و در نتیجه منجر به هم افزایی قدرت نرم دو کشور در عرصه منطقه ای و بین المللی خواهند شد.
کشورها به عنوان مهم ترین بازیگران عرصه روابط بین الملل، کشورها به عنوان بازیگرانی عاقل و خردمند، نظام بین الملل به عنوان تعیین کننده رفتار کشورها و داده های سیاست بین الملل، نظام بین الملل به عنوان سیستمی فاقد اقتدار مرکزی و در نهایت قائل شدن هویت مستقل برای نهادهای بین المللی، پنج مفروضه اصلی نظریه نهادگرایی نولیبرال است که مورد نقد دیگر نظریه پردازان مکاتب نظری روابط بین الملل قرار گرفته است. پرسشی که در این زمینه مطرح می شود این است که با توجه به میزان تأثیرگذاری و قدرت تبیین یک نظریه، واکنش متفکران و مکاتب فکری مختلف در علم روابط بین الملل به مفروض های هستی شناسانه نظریه نهادگرایی نئولیبرال چگونه بوده است؟ چنین به نظر می رسد که تمرکز نظریه های جریان اصلی روابط بین الملل بر نقد جنبه های کارکردی مفروض های هستی شناختی نظریه نهادگرایی نئو لیبرال و تمرکز نظریه های اجتماعی بر نقد هر دو بعد هستی شناختی و کارکردی مفروض های آن قرار دارد.
نظریه کنش کلامی یکی از نظریات مطرح در زمینه تحلیل گفتمان و متن شناسی است. این نظریه که شاخه ای از فلسفه زبان است به بررسی افعال و جملات در موقعیّت های مختلف می پردازد. نظریه کنش کلامی برای اولین بار توسط آستین مطرح شد و پس از او، سرل کار ناتمام او را در پنج الگو به صورت ترغیبی، اظهاری، عاطفی، تعهّدی و اعلامی به پایان رساند. در الگوی که سرل ارائه کرد اطلاعاتی که توسط افعال و جمله های معادل آن ها تبادل می شود مورد ارزیابی قرار می گیرد. این نظریه با بررسی و واکاوی افعال و جملات در متون دینی اعم از قرآن و نهج البلاغه و کشف لایه های زیرین و عمیق کلام به تولید شاکله نو می پردازد. هم چنین نهج البلاغه به عنوان یکی از شاهکارترین متون ادب دینی دارای فصیح ترین و بلیغ ترین جملات و کلمات است. این کتاب ارزنده شامل خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار امام علی (ع) در همه زمینه ها اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دایره المعارفی کامل و راهبردی در همه ادوار بوده است. بُعد سیاسی نهج البلاغه یکی از ابعاد مهم آن است زیرا عدالت اجتماعی، مساوات و برابری و مدیریت صحیح نظام اداری از دغدغه های اصلی حضرت علی (ع) بوده است.
هدف نوشتار حاضر بررسی روند تاریخی مردم سالاری بعد از انقلاب اسلامی با بهره گیری از الگوی پولیارشی رابرت دال و سنجش شاخص های سه گانه مشارکت سیاسی، رقابت سیاسی و نظارت سیاسی ازیک سوی و ترکیب آن ها باهم با استفاده از تکنیک ترکیبی جبر بولی به منظور آزمودن سیر تاریخی نامبرده است؛ با تقسیم بندی تاریخ بعد از انقلاب اسلامی به چهار مقطع زمانی دوره اول (1357 تا 1360)، دوره دوم (1360 تا 1376)، دوره سوم (1376 تا 1384) و دوره چهارم (1384 تا 1392)، یافته های نوشتار حاضر نشان می دهد که میزان مردم سالاری به جزء در دوره اول که دارای بیشینه بوده در دیگر دوره ها سیر تاریخی مردم سالاری داری حرکت سینوسی (فرازوفرود) بوده است اما با حرکتی سینوسی به سمت بالا. علی رغم وجود آثار فراوانی که عمدتاً به صورت کیفی یا به بررسی جنبه هایی از این موضوع پرداخته اند، نوشتار حاضر در تلاش بوده تا به صورت روشمند و با رویکردی کمی و ترکیبی جنبه های مختلف این مهم را مورد بررسی قرار داده و بدین نتیجه دست یافته که روند تاریخی مردم سالاری در ایران بعد از انقلاب اسلامی در حال بهبود و پیشرفت است و با تأسی از نگاه جامعه شناسی تاریخی احتمالاً در آینده نیز چنین خواهد بود.
The traditional approach to international law granted states an absolute monopoly in making international law and it discussed the rights and powers of states as a sole subject of international law. However, the proliferation of norms made by non-state actors raises questions with regard to the status of the actors as well as the legitimacy of the norms in the international fora, while it also challenges the state-centric orientation of international law. In consideration of the foregoing, customary law—whichwas traditionally comprised of two statebased elements of practice and opinio juris, as an important source of international law—has been faced with a strand of inquiry: can non-state actors generate international customs? Through 1) an in-depth survey of scholarly arguments regarding law-making in certain circumstances that could also belong to private parties; and 2) a close examination of the lex mercatoria as an example of existing international customs developed by non-state actors, this article tries to clarify a) the legitimacy crisis of a more inclusive approach to international law and b) proposes opportunities whereby non-state actors could participate in the law-making process.
در حالی که نظریه کارکردی دولت از نظریه های عمده در مطالعه دولت است؛ اما ادبیات مربوط به گونه شناسی تطبیقی نظام های سیاسی از این نظریه بی بهره مانده است. به همین دلیل این مقاله در نظر دارد با بهره گیری از نظریه کارکردی دولت، نوعی گونه شناسی کارکردی و متمایز از نظام های سیاسی ارائه کند. مقاله در گونه شناسی متمایز خود، نظام های سیاسی پوپولیستی، رفاهی و رانتیر را شناسایی می کند که بر کارکردهای توزیعی و بازتوزیعی تاکید بیشتر داشته اند و به همین دلیل آنها را ذیل گونه های فرعی رژیم های توزیعی و بازتوزیعی دسته بندی می کند. از آنجا که روش تطبیقی توجه همزمان به وجوه تشابه و تمایز را ایجاب می کند؛ مقاله پس از تاکید بر این تشابه کارکردی، بر وجوه تمایز این رژیم ها در حوزه های گوناگون متمر کز شده و نشان می دهد که رژیم های سیاسی مزبور برغم اشتراک در کارکرد بازافتراق در وجوه ملازم با همین کارکرد اشتراکی دارند. بدین سان تاکید بر کارکرد نظام های سیاسی به جای تاکید بر ماهیت آنها و همین طور یافتن پایگاه نظری در اقتصاد سیاسی به جای جامعه شناسی سیاسی، گونه شناسی مقاله را از گونه شناسی های رایج تا حد زیادی متمایز می سازد.
نقش برجسته و تاثیر گذار استاد شهید مرتضی مطهری در آشنائی نسل جوان با اسلام ناب و مبارزه با انحرافات فکری و نهادینه سازی افکار اسلامی در مسیر انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، نیاز به شناخت این شخصیت و دوران حیات علمی و مسائلی را که وی در دهه چهل و پنجاه با آن روبرو بوده است، بیشتر آشکار می نماید. بر اساس روش شناسی اسکینر برای شناخت یک شخصیت باید به بسترها و زمینه های شکل گیری شخصیت وی توجه نمود، شش مشخصه بارز این دوره که به مثابه بستر تاثیر گذار و شکل دهنده به شخصیت شهید مطهری قابل مطالعه می باشد عبارتند از فضای استبدادی دوره پهلوی، فعال شدن جریان های مارکسیستی، فعال شدن جریان های لیبرالیستی ناسیونالیستی، فعال شدن جریان های روشنفکری دینی، تحولات درون حوزوی و شروع نهضت امام خمینی. کنکاش در زندگی سیاسی و علمی استاد مطهری بیانگر آن است که ایشان هم از این موضوعات تاثیر پذیرفته و هم در مواجهه با آنها واکنش ایجابی در نظریه پردازی و تحول آفرینی داشته و در چنین فضایی، فعالیت علمی سیاسی و مبارزاتی خود را دنبال نموده است. لذا مسیری که این مقاله می پوید تسهیل کننده مولفه های شناخت این متفکر نواندیش حوزوی و مقطعی است که او در آن زیست نموده است.
شکل گیری و رشد جماعات تکفیری نوظهور، از مهم ترین تحولات اخیر کشورهای غرب آسیاست. در این میان از داعش به عنوان مهم ترین جماعت تکفیری نوظهور در جریان نوسلفی جهادی نام برده می شود. فهم ماهیت، ساختار و عملکرد داعش، نیازمند به کارگیری چارچوبی تئوریک و متناسب است. از جمله تئوری های رایج در تحولات اجتماعی، تئوری کاریزماتیک وبر است که به نظر می رسد میزانی از قدرت تحلیلِ شکل گیری و عملکرد جماعات تکفیری از جمله داعش را واجد است. بر این مبنا در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی تلاش شده است که با استفاده از این تئوری، ماهیت، چگونگی شکل گیری، ساختار و عملکرد داعش بررسی و تحلیل شود. سؤال تحقیق این است که «آیا می توان جماعت تکفیری داعش را مصداقی از تئوری کاریزماتیک وبر برشمرد؟» در این زمینه با بررسی اندیشه و آثار وبر، دو مدل از چگونگی «ساختار» و «شکل گیری و ماهیت جنبش کاریزماتیک وبری استخراج و با بررسی زمینه های شکل گیری و ماهیت، ساختار و عملکرد داعش با تطبیق مؤلفه های دو مدل تحلیلی به جهت سنجش فرضیه مذکور آورده شده است. در انتها هم با ترسیم مدل مفهومی که حاکی از چگونگی تطبیق تئوری و مصداق با نکات ترمیمی بیان شده است می توان اذعان کرد که داعش مصداقی متناسب با کاریزماتیک وبر در بسیاری از مؤلفه هاست.
امروزه جامعه ایرانی انواع مخاطرات، تنش ها، حتی بحران های کم سابقه ای را در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، زیست محیطی و...تجربه کرده است. چنین به نظر می رسد که باگذشت زمان، مخاطرات و بحران های تازه تری ظهور می کنند و ثبات و پایداری جوامع را در معرض فروپاشی قرار می دهند. یعنی در جهان آینده گویا هیچ جامعه و تمدنی نمی تواند در برج و بارویی دور از غرش شوک ها و ضربات سهمگین عدم قطعیت ها، آسوده و آرام یابد. شاید بتوان در ارتباط با تمدن اسلامی آینده، چهار حوزه تمدنی شامل ایران، عربستان سعودی، مصر، و ترکیه را به عنوان پیشران های مهم تمدنی در نظر گرفت. یعنی این چهار حوزه بیش از دیگران، ادعای تمدنی دارند. در این میان، ایران اسلامی، انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند، توانسته حکومت و دولت اسلامی تشکیل دهد، و درصدد شکل دهی به امتداد این کلیت اسلامی، یعنی پی ریزی جامعه و اعتلای تمدن اسلامی است. به نظر می رسد که توفیق در امر پی ریزی جامعه و تمدن اسلامی در برقراری نسبت مطلوب تمدن با پایداری جامعه در افق بلندمدت است، چراکه تمدن امری بلندمدت است. تاب آور سازی، رویکردی است انضمامی با توجه به واقعیت شرایط جامعه ایرانی، برای ریل گذاری جامعه اسلامی ایرانی به سوی ایجاد جامعه پایدار. تاب آوری واسطه ای است برای گذار به جامعه پایداری، و جامعه پایدار زمینه سازی آینده تمدنی است در قالب ظهور یا تقویت تمدن اسلامی که ظهور آن قبلاً رخ داده است. و حالا باید اعتلاء یابد. خط مشی های تاب آورسازی جامعه ایرانی اسلامی را به سمت مراقبت از قابلیت های راهبردی در مواجهه با عدم قطعیت های آینده و بازیابی سریع پس از تأثیرگذاری شوک ها و مخاطرات راهبردی، سوق می دهد. حفظ قابلیت های راهبردی در فرازوفرود عدم قطعیت ها، زمینه را برای پایداری و ظهور تمدن نوین آماده می سازد از این دیدگاه، لوازم تمدنی امری ضروری و حیاتی است، چراکه هیچ تمدنی از هیچ آغاز نمی شود، بلکه تمدن ها به قابلیت های انباشته شده و تاریخی خود متکی هستند. بر فراز این انباشتگی تاریخی از قابلیت ها و ظرفیتها،امکان رویش های نوین میسر می شود. مفروض اساسی این تحقیق این است که تمدن نوین از آسمان انتزاع و خلأ نازل نخواهد شد، بلکه تمدن نوین آینده در فراگردهای تاریخی و اجتماعی جامعه به تکوین و ظهور می رسد. بنابراین با افزایش تاب آوری جامعه ایرانی و غلبه بر عدم قطعیت های آینده، از طریق واکنش و بازیابی مناسب، قابلیت های امکانی را برای پایداری بلندمدت ، و سپس ظهور تمدن نوین یا اعتلای آن را، مهیا می سازد. در این تحقیق، از روش توصیفی- تحلیلی و مصاحبه با نخبگان استفاده شده است. یافته های این مقاله می تواند مورداستفاده آینده پردازان تمدنی، و خط مشی اندیشان کلان قرار گیرد.
در چهلمین سالگرد به ثمرنشستن انقلاب کبیر اسلامی ایران، که به حق می توان آن را نوزایش (رنسانس) ایران، اسلام و دین نامید، حضرت امام خامنه ای (حفظه الله) بیانیه گام دوم انقلاب را خطاب به ملت ایران و همه جهانیان بیان فرمودند. در این بیانیه بر صیانت و پاسداری از انقلاب اسلامی در جایگاه الگویی برجسته برای خودسازی، جامعه سازی و تمدن سازی تأکید شده است. ایشان همچنین در فرمانی هشت ماده ای در گام دوم انقلاب، سیاست های پیشرفت سپاه را متذکر شدند. ازاین رو پرسشی آغازین مطرح است مبنی بر اینکه: آیا در گام دوم انقلاب، چهارچوب و رابطه نهاد های پایداری، دفاع و پاسداری به بازنگری، پیشرفت و گسترش نیاز دارند؟ براساس بررسی های اولیه، پاسخ این پرسش، آری است؛ ازاین رو بی گمان به الگو و چهارچوب های پیشبرد و پیشرفت این نهادها نیازمندیم. بنابراین، پرسش چنین است که ویژگی های الگوی پیشرفت نهاد های پایداری، دفاع و پاسداری برای پاسداری اثربخش از انقلاب اسلامی کدام است. اهداف پژوهش یافتن الگوی پیشرفت نهاد پاسداری و بیان شفاف ویژگی های آن است. همچنین منظور یا چشم انداز این پژوهش ارائه و نمایش پهنای گسترده نهاد پاسداری در جایگاه دستاورد دانشی انقلاب به جهانیان می باشد. این الگو باید بر پایه اندیشه، دانش و فرهنگ بومی اسلامی، و در راستای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و همچنین بیانیه مقام معظم رهبری در گام دوم انقلاب باشد. این نوشتار با روش ترکیبیِ داده بنیاد و تحلیل محتوا، سازوکار نهاد های پایداری، دفاع و پاسداری و رابطه بین آنها را ترسیم کرده است. پیامد و نتیجه این پژوهش دستیابی به دریافت های پایه و رهیافت های استوار برای تهیه الگوی پیشرفت نهاد پاسداری است که توانایی پاسخ گویی به پرسمان های پژوهش را دارند. بنابراین، پرسش چنین است که ویژگی های الگوی پیشرفت نهادهای پایداری، دفاع و پاسداری برای پاسداری اثربخش از انقلاب اسلامی کدام است.اهداف پژوهش یافتن الگوی پیشرفت نهاد پاسداری و بیان شفاف ویژگی های آن است. همچنین منظور یا چشم انداز این پژوهش ارائه و نمایش پهنای گسترده نهاد پاسداری در جایگاه دستاورد دانشی انقلاب به جهانیان می باشد. این الگو باید بر پایه اندیشه، دانش و فرهنگ بومی اسلامی، و در راستای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و همچنین بیانیه مقام معظم رهبری در گام دوم انقلاب باشد. این نوشتار با روش ترکیبیِ داده بنیاد و تحلیل محتوا، سازوکار نهادهای پایداری، دفاع و پاسداری و رابطه بین آنها را ترسیم کرده است. پیامد و نتیجه این پژوهش دستیابی به دریافت های پایه و رهیافت های استوار برای تهیه الگوی پیشرفت نهاد پاسداری است که توانایی پاسخ گویی به پرسمان های پژوهش را دارند.
سلفی گری از مسائلی است که در قرن بیستم جهان اسلام با آن درگیر بوده است. سلفی گری مفهومی اصیل و دارای ریشه در جهان اسلام است. این اندیشه از قرن دوم هجری قمری با ظهور ابن حنبل در جهان اسلام سامان یافت. در قرن بیستم اما دو متفکر بیش از تمامی افراد بر روی اندیشه و عمل سلفی ها تاثیرگذار بودند. ابوالاعلی مودودی و سید قطب دو اندیشمند بزرگ سلفی یکی زاده پاکستان و دیگری متولد مصر مهمترین متفکران سلفی گری در جهان اسلام هستند. یکی در شرق جهان اسلام و دیگری در غرب و جنوب آن سلفی گری را تبیین کردند و در افغانستان با یکدیگر تلاقی یافتند. مفهوم جاهلیت و سلطه از اصولی است که در این دو متفکر نقش کانونی دارد. مفاهیمی که تحولات اساسی در جهان اسلام رقم زده است. این مقاله در نظر دارد تا با مطالعه تطبیقی این دو اندیشمند میزان تاثیرپذیری و همچنین اختلافات آن ها را با یکدیگر تبیین نماید. کلیدواژه: اسلام، جاهلیت، حاکمیت، حکومت، سلفی