در این مقاله تلاش شده است ظهور و گسترش پدیده تکفیر از منظر احساس تحقیر مورد بررسی قرار گیرد. موضوع تحقیر منجر به بروز هیجان جمعی و فردی است که در شرایط خاصی می تواند به کنش یا واکنش خشونت آمیز منتهی گردد. در جوامعی که تضادهای اجتماعی نابرابری های ناموجه، فشارها و تحقیرهای داخلی و خارجی در کنار شرایط استبداد و انسداد وجود داشته باشند. حس ناکامی و ناامیدی رشد می کند و در پی آن در بستر فضای اجتماعی گروه های رشد می کنند که از وضع موجود ناراضی و درتلاش برای تغییر آن می افتند. این تغییرات با توجه به متن خود آغشته به نفرت و خشونت هستند. در چارچوب عراق ایده هویت دهنده اسلام تکفیری است، ایده ای که رنگ زمینه خود را دارد و در مقابل هویت ملی قرار گرفته است. برپایه چارچوب نظری روان شناسی اجتماعی درصدد پاسخ به این سئوال هستیم که چگونه احساس تحقیر باعث ظهور و گسترش گروه های تکفیری در خاورمیانه بطور کلی و علی الخصوص در عراق شده است؟ گروه های تکفیر چگونه هویت خود را در تضاد با هویت ملی و بر پایه اسلام تعریف کرده اند.
پارادایم های رفتار رأی دهی تا دهه های اخیر در پی نشان دادن نسبت بین متغیرهای اجتماعی و اقتصادی و رأی بودند. نظریه های اقتصادی و پاردایم های عقلانی اگرچه رأی را نتیجه محاسبه و کنش عقلانی می دانند ولی همچنان بر اهمیت رأی طبقاتی پافشاری می کردند. زیرا آریش نیروهای سیاسی در بیشتر جوامع بر محورِ شکاف اجتماعی و اقتصادی چپ وراست قابل فهم بود. اما در دهه های اخیر با اهمیت یافتن روزافزون «سرمایه فرهنگی» در مناسبات اجتماعی، رأی طبقاتی و اقتصادی در برابر رأی جدیدی به نامِ «رأی فرهنگی» در حال عقب نشینی است. این رأی خود ریشه درجابجا شدن شکاف های سنتی چپ و راست داشته و این شکاف دیرین و سنتی را متاثر از خود کرده است. خاستگاه رأی فرهنگی نیازهای معنوی و تلاش برای دسترسی بیششتر به کالاهای فرهنگی است. رأی فرهنگی به جای اینکه بازتاب وضعیت موجود اقتصادی باشد نماد رویاهای بشر برای رسیدن به هویت انسانیِ انسان است. رأی فرهنگی به معنای فاصله گرفتن از جنبه های مادی (حیوانی) زندگی و توجه بیشتر به ابعاد انسانی و فرامادی زندگی بشری است. آزادی های فردی، بهره مندی از تولیدات فرهنگی و تلاش برای افزایش سرمایه ها و داشته های فرهنگی و نمادین محرک اصلی رأی دهنده فرهنگی در جهان پسامادی است. در این مقاله چگونگی و چرایی پیدایش رأی فرهنگی و تحولات ساختاری شکافهای سنتی چپ و راست بررسی می شود. ویژگی های «رأی فرهنگی» و نقش سرمایه های فرهنگی و نمادین در آرایش نیروهای سیاسی در این مقاله موضوع اصلی سخن است. برای نشان دادن گذرِ از رأی طبقاتی به رأی فرهنگی، انتخابات 2017 فرانسه و به ویژه رأی طبقه کارگر در این انتخابات تحلیل خواهد شد.داده های مربوط به نتایج انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال 2017 و نظرسنجی های انجام شده به وسیله موسسات معتبر در این کشور مبنای تحلیل در این نوشتار است. این یافته ها در چارچوب نظریه «تمایز و سرمایه نمادین پیربوردیو» برای نشان دادن اهمیت «رأی فرهنگی» تحلیل و ارزیابی خواهند شد.
هدف پژوهش حاضر بررسی نحوه ی رویکرد جهادگرایان متاخر به متن نص است. فرض این پژوهش مبتنی است بر این که منطق فهم و نحوه و روش مراجعه ی جهادگرایان متاخر به متن نص می تواند در فهم و شناخت منطق عمل و کنش ایشان موثر واقع گردد. تشریح سازوکار فهم منتهی به عمل عاجل نزد گروه های تکفیری-جهادی، وجه تمایز پژوهش پیش رو است. تحلیل تلقی جهادگرایان تکفیری از متن و توقع ایشان از آن را با بهره گیری از روش توصیفی–تحلیلی پیش برده ایم؛ نتایج حاصله نشان می دهند که گفتمان سلفیسم هدف غایی خود را عملی نمودن نص تعریف می کند. این گفتمان که نص را بی پیرایه ترین بخش دین می داند، می کوشد آن را از طریق سازوکارهای منطبق با خوانش خود از نص و سلف عملیاتی نماید. نص از دیدگاه آن ها به مثابه منبع ایدئولوژیک و توجیه گر کنش جهادی در راستای محقق ساختن رسالت خودخوانده، مورد مراجعه ی بی واسطه قرار می گیرد. این گفتمان، نص را در عین حال که به عنوان بن مایه ی ایدئولوژی و منبع مشروعیت و مرجع توجیه و تجویز می شناسد؛ به متن به مثابه دغدغه و هدف کنش جهادی نیز می نگرد. عدم پای بندی سلفیسم نوین به تفسیرهای تاریخی از متن نص منجر به شکل گیری فهمی منجمد و قالب بندی شده برمبنای ذات مندی کنش جهادی گردیده است.
انقلاب اسلامی ایران متأثر از عقلانیت اسلامِ شیعی، در پیشبرد اهداف کلان خود، تمدن نوین اسلامی، با چالش هایی مواجه است. چالش های فکری و به تعبیری «عقلانیت»، بنیادی ترین چالش ضد یک نظام فکری است. به نظر می رسد عقلانیت سکولار، بنیادی ترین چالش پیشروی عقلانیت اسلام تمدن گرا، در زمینه و زمانه جمهوری اسلامی است. دراین راستا، این نوشتار با کاربست روش کیفی از نوع هرمنوتیک متن گرا درصدد پاسخ به این سؤال است: «لایه های فکری و نمودهای اجتماعی چالش سکولاریسم با اسلام تمدن گرا» چیست؟ یافته های تحقیق بر این نکته تأکید دارد که ریشه این چالش در مسئله معرفت دینی است. تمایز دوگانه در امر شناخت، منجر به دلالت ها و تجویزهای سیاسی- اجتماعی مختلفی در اصول و روند حکمرانی در دوره جمهوری اسلامی گردیده است. امکان یا امتناع علوم انسانی اسلامی، دینی یا عرفی اداره کردن جامعه، تاریخی بودن یا رسالت تمدنی قائل شدن برای انقلاب اسلامی، ذاتی یا عرضی بودن هنجارهای اسلام سیاسی، نظیر استکبارستیزی، از مهم ترین نمودهای اجتماعی این چالش است. اقناع فکری و اتقان نظری، لازمه فائق آمدن بر چالش سکولاریسم است که در این نوشتار اجمالاً ازنظر اسلام تمدن گرا به آن پرداخته شده است.
این مقاله جستاری برای بررسی این مسئله مهم است که اصولا سیاست های خارجی دونالد ترامپ در قبال رقبا، اعم از رقبای اقتصادی همچون جمهوری خلق چین تا رقبای امنیتی همچون کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران پیشتر مبتنی بر تعمیق تنش ها و تهدیدها بوده است اما در یک چرخش پارادایمی بزرگ، ماهیت تهدیدات خود به ویژه علیه جمهوری اسلامی ایران را از قدرت نرم همچون جنگ رسانه ای مبدل به یک جنگ تمام عیار نمود که اوج آن ترور سپهبد سلیمانی بوده است. لذا سوال اصلی این مقاله معطوف به این است که مهمترین دلیل یا دلایل چرخش پارادایمی سیاست خارجی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت شیعیان در منطقه از تهدیدات نرم به تهدید سخت (ترور) چه بوده است؟ فرضیه ای که نویسندگان به بوته آزمایش گذارده اند تاکیدی بر این مسئله است که فقدان دستاوردهای جمهوری خواهان در زمینه قدرت نرم از یک سو و تحکیم روزافزون ائتلاف جبهه مقاومت از سوی دیگر، بسترساز این چرخش پاردایمی بوده است. یافته های مقاله که بر اساس روش تحلیلی توصیفی و بهره گیری از تئوری های ترکیبی جوزف نای- رئالیسم تهاجمی جان مرشایمر می باشد نشان می دهد که سه اصل کلان موفقیت های جبهه مقاومت به ویژه در پساداعش، موفقیت در انتخابات آینده ریاست جمهوری ایالات متحده و شکنندگی ائتلاف عربی- عبری مهمترین دلایل چنین چرخشی بوده است.
The war in Ukraine and the prospect of continuing and even intensifying tensions in Russia's relations with the West have strongly affected its foreign policy priorities. The "Look East" Strategy, which has historical roots in Russian foreign policy and has been more seriously pursued by the Kremlin since the second half of the 1990s and especially in the last decade, has become the dominant approach in Moscow's foreign policy. In fact, after the war in Ukraine, Russia has no choice but to go east. In this situation, the question is how the war in Ukraine will affect Russian policy toward the Middle East and Iran. What changes will happen in Russia's foreign policy regarding this region? It seems that parallel to the dominance of the "Look East" approach in Russia's foreign policy, the Middle East will also find a more strategic position in the country's foreign policy priorities. After the war in Ukraine, Russia will need to maintain and strengthen relations with the Middle East countries especially Iran much more than before in order to reduce the consequences of the political and economic pressures of the West. The methodology of this research is descriptive-analytical and the method of data collection is the library. In this regard, books, articles, documents, and Internet resources have been used to collect data.
بررسی نگرش سیاسی شهروندان مسئله ای است که در جامعه ما از جایگاه خاصی برخوردار است؛ چراکه نگرش ها مقدمه شکل گیری رفتارها و کنش های افراد هستند. ازسوی دیگر، موضوع اهمیت یافتن هویت های ملی و قومی در عصر جهانی شدن، مهم ترین موضوع جامعه شناسی سیاسی در محسوب می شود. در این راستا، به نظر می رسد یکی از عواملی که می تواند بر روی نگرش سیاسی افراد تاثیرگذار باشد، هویت های ملی و قومی افراد می باشد. با توجه به اینکه تاکنون داده مستند تجربی در این خصوص ارائه نشده است، سنجش هرچند اجمالی این موضوع ضروری به نظر می رسد. با توجه به این امر، هدف این پژوهش بررسی تاثیر هویت های ملی و قومی بر روی نگرش سیاسی افراد می باشد. جامعه آماری این پژوهش شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی است که در حدود 398 نفر از افراد ساکن در این شهرستان با روش نمونه گیری سهمیه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان می دهد که اولا منطبق با نظریات مید میان هویت ملی و هویتی قومی، نه تضاد، بلکه نوعی ارتباط مثبت وجود دارد که بالاتر رفتن هر کدام از آنها با تقویت هویت دیگر همراه است. ثانیا هرچند این دو نوع هویت، انطباق خوبی باهم دارند، اما تاثیرات آنها بر روی نگرش سیاسی شهروندان متفاوت می باشد. در این راستا، یافته ها حاکی از آن است درحالیکه افزایش هویت ملی باعث گرایش شهروندان به اصول گرایی می شود، اما هویت قومی احتمال تمایل افراد به گروه های سیاسی اصلاح طلب در جامعه مذکور را تقویت می نماید.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از اتهاماتی که بارها علیه جمهوری اسلامی ایران مورد بهره برداری قرار گرفته، حمایت از گروه های تروریستی و تروریسم است که با نشانه هایی چون صدور انقلاب، تسخیر لانه جاسوسی، حمایت از نهضت های اسلامی، حمایت از سوریه و نیز پیگیری سیاست های هسته ای بازنمایی می شود. بر این اساس، غرب و به ویژه امریکا با تکیه بر قدرت و بهره گیری از ابزار رسانه ای به تثبیت گفتمانی دروغین به نام "تروریسم دولتی" علیه جمهوری اسلامی ایران همت گمارده است. این مقاله در چارچوب نظریه "گفتمان" و با بهره گیری از روش کتابخانه ای به بررسی اتهامات وارده بر جمهوری اسلامی ایران در مقوله تروریسم، به ویژه تروریسم دولتی پرداخته است. مفروض نوشتار حاضر این است که ماهیت و سرشت اسلامی - انقلابی و استکبارستیز و راهبرد نه شرقی و نه غربیِ جمهوری اسلامی ایران، دلیل پیدایش گفتمان یادشده می باشد که در ابعاد اتهام و تهاجم نظامی، فرهنگی و اقتصادی ظهور یافته است.
دانش اندیشه سیاسی عنوانی است که به نیازهای علمی و اساسی جمهوری اسلامی ایران در حوزه بنیان سیاست و زندگی سیاسی اشاره می کند. در ایران، اندیشه سیاسی در طول تاریخ فراز و نشیب بسیاری بر خود دیده است و مدت زمان اندکی است که در دانشگاه های ایران به عنوان رشته ای مجزا به تدریس و تحصیل آن همت گمارده شده است. بررسی و ارزیابی وضعیت منابع دانشگاهی دانش اندیشه سیاسی هدف اصلی پژوهش حاضر را تشکیل می دهد، بر این اساس تلاش شده است با ابزار تحلیل SWOT، به نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای دانش اندیشه سیاسی به عنوان بستر ایجاد منابع دانشگاهی دست یافته و از این مسیر راهکارهایی برای بهبود وضعیت موجود منابع این دانش ارائه شود.
هدف نوشتار حاضر بررسی سیاست خارجی آمریکا در قبال ملی شدن صنعت نفت و برنامه هسته ای ایران است. در این پژوهش به این پرسش اصلی پاسخ داده می شود که: آیا سیاست خارجی آمریکا در قبال ملی شدن صنعت نفت و برنامه هسته ای ایران دارای شباهت است یا تفاوت؟ استدلال اصلی مقاله این است که سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در دو مسئله مذکور از همکاری نیمه فعال به سوی مخالفت فعال و همه جانبه سیر یکسانی داشته است. این مقاله با بررسی سیاست خارجی آمریکا در دوران مورد بحث، به بررسی تطبیقی رفتار دولت های آمریکایی درگیر در این مسائل می پردازد. اساس کار در روش تطبیقی عبارت است از: توجه به همانندی ها و نیز تفاوت های پدیده های اجتماعی و اندیشه های سیاسی. نتایج این پژوهش می تواند در تصمیم گیری مسئولان سیاست خارجی ایران و نحوه برخورد ایشان در اجرای برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) مفید و مؤثر باشد.
جدی ترین تهدیدی که در یک بحران بین الملل از سوی هر یک از بازیگران درگیر در بحران ادراک می شود، تهدید ارزش های اساسی آنهاست. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی، به دنبال فهم الگوی رفتاری ایران در مدیریت بحران سوریه است. بنابراین پرسش اصلی پژوهش این است که چرا ایران حداکثر خشونت را برای مدیریت بحران سوریه بکار برده است؟ پاسخ احتمالی که مطرح می شود این است که ایران برمبنای برداشت تهدید ارزش های اساسی خود در بحران سوریه، بیشترین میزان خشونت را برای مدیریت بحران به کار برده است. در این پژوهش با کاربست الگوی مکتب استنفورد در مدیریت بحران، به این نتیجه می رسیم که احساس تهدید ارزش های اساسی ایران در بحران سوریه که شامل تهدید تمامیت ارضی ایران، تهدید عمق استراتژیک آن، تهدید فروپاشی محور مقاومت و در نهایت برهم خوردن توازن ایدئولوژیکی منطقه ای، پاسخ خشونت آمیز ایرن را ایجاب کرده است. شیوه گردآوری داده ها و اطلاعات در این نوشتار بر مبنای روش کتابخانه ای است که مشتمل بر استفاده از کتب و مقالات داخلی و خارجی، نشریات و مطبوعات و سایت های اینترنتی معتبر است.
فناوری نانو با ابداع و بکارگیری راهکارهایی از قبیل حذف یا پاکسازی آلاینده های موجود در آب، خاک و هوا و سایر عناصرطبیعی، نقش مهمی درکاهش مصرف موادخام، پیشگیری و رفع آلودگیهای زیست محیطی، حفظ منابع طبیعی و محیط زیست دارد. البته خطرات احتمالی تعدادی از نانومواد مهندسی شده برروی سلامت انسان ومحیط زیست می تواند زمینه ای برای تخریب یا آلودگی محیط زیست نیز به دنبال داشته باشد. معاهدات و اصول کلی بین الملل، محدودیتها و مقرراتی را بطور ضمنی برای کاربرد فناوری نانو توسط کشورها مشخص کرده است. مساله این تحقیق، کاربرد فناوری نانو از منظر حقوق بین الملل محیط زیست است که با هدف تبیین مقررات حقوقی بین المللی در استفاده از این فناوری انجام شده است. نوشتار پیش رو که به روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده، درصدد پاسخ به این سوال است که با توجه به آثار بکارگیری فناوری نانو بر محیط زیست، این امراز منظر حقوق بین الملل محیط زیست چه جایگاهی داشته و چه قواعدی برآن حاکم است؟ لذا ضمن اثبات تاثیرات زیاد فناوری نانو در توسعه حقوق محیط زیست، در نهایت به این نتیجه رسیده است که علی رغم اهمیت فناوری نانو و تاثیرات آن در توسعه حقوق بین الملل محیط زیست، چارچوب حقوقی الزام آورخاصی برای آن درسطح بین الملل وجود ندارد و درواقع قوانین ومعاهدات بین المللی موجود در حوزه حقوق محیط زیست، فاقد ضمانت اجرایی کافی هستند.
ایران همواره به منطقه آسیای مرکزی به عنوان منطقه ای در مجاورت جغرافیایی اش از جنبه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، ژئوپلیتیک و امنیتی توجه داشته است. با توجه به پیوستگی های مختلف ایران و آسیای مرکزی، وضعیت امنیتی در منطقه از منظر ثبات و بی ثباتی می تواند بر امنیت ایران تأثیرگذار باشد. در بیش از یک دهه اخیر، با تغییر رخ داده در مفهوم امنیت و طرح جنبه های نوین امنیت، بر میزان اهمیت آسیای مرکزی برای ایران از منظر امنیتی نیز افزوده شده است. بر این اساس، نوشتار حاضر با تمرکز بر موضوع امنیت در آسیای مرکزی و با استفاده از چارچوب نظری «مجموعه های امنیتی منطقه ای»، تلاش دارد ضمن ارائه یک طبقه بندی از مهم ترین مسائل و دغدغه های امنیتی موجود در منطقه، جنبه های پیوند ایران را با این منطقه در بحث امنیت بررسی کند. به بیان دیگر، این نوشتار در پی پاسخ گویی به چرایی تأثیرگذاری امنیت در منطقه آسیای مرکزی بر امنیت ملی و منافع ملی ایران است و پس از بررسی و تحلیل موضوع، چنین بیان می کند که با توجه به میزان و شدت پیوندهای امنیتی ایران با منطقه آسیای مرکزی، ایران به جزئی از مجموعه امنیتی آسیای مرکزی تبدیل شده است. همین مسئله، سبب شده امنیت در منطقه بر امنیت و منافع ملی ایران تأثیرگذار باشد. در این نوشتار از روش «تبیینی» بهره گرفته شده، بدین معنا که با بهره گیری از چارچوبی نظری، فرضیه پژوهش از دل گزاره های نظریه اقتباس شده و در رابطه با موضوع بحث، به آزمون گذاشته شده است.
هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یکی از ابعاد جدید قدرت است. این موضوع می تواند به ساختار مرکز- پیرامونی نظام بین الملل که ناشی از شکاف تکنولوژیکی است، عمق بیشتری ببخشد. هرچند این تکنولوژی نوظهور در مقطع کنونی بیشتر در حوزه پزشکی، کشاورزی، صنعت و اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته، اما بی شک صحنه عملیاتی آن به زودی به عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها نیز گسترش می یابد. پژوهش حاضر در صدد پاسخ گویی به این سؤال اساسی برآمده است که «با توجه به توسعه نقش هوش مصنوعی در عرصه های مختلف، این پدیده چه تأثیری بر دیپلماسی دارد؟». دستاوردهای این پژوهش که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به نگارش درآمده، حاکی از آن است که هوش مصنوعی به عنوان عامل شکل دهنده به محیط دیپلماسی، پتانسیل تغییر بنیادین نظم و سلسله مراتب قدرت بین المللی را دارد. این امر امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تهدید می کند و تنها راه مقابله کنش مند این است که ایران در فرایند قانونمندکردن و هنجارسازی برای هوش مصنوعی حضور داشته باشد و فناوری هوش مصنوعی را به عنوان موضوع و ابزار دیپلماتیک مورد توجه قرار دهد.
تصمیم بان کی مون دبیرکل پیشین سازمان ملل متحد دربرابر تهدید عربستان سعودی به قطع کمک های مالی خود به سازمان ملل متحد، در صورتی که دبیرکل نام ائتلاف عربستان را از فهرست گزارش سالانه (2016)خود به شورای امنیت درمورد کشتار و معلولیت کودکان و حملات نظامی به مدارس و بیمارستان ها در یمن از سوی این ائتلاف خارج نکند، موضوع پژوهش حاضر است. در این مقاله با بهره گیری از روش تحلیل مفهومی و ارزیابی انتقادی، موضوع تزاحم دو امر اخلاقی برپایه اخلاق وظیفه گرا در خصوص الزام دبیرکل به تصمیم گیری در این باره، تبیین و ارزیابی شده است. وی در قبال دو گزینه حذف نام ائتلاف از گزارش و جلوگیری از قطع کمک های عربستان از سویی، و اجتناب از حذف نام ائتلاف و اجرای تهدید این کشور از سوی دیگر، گزینه نخست را برگزید. ارزیابی این تصمیم دبیرکل بر مدار اخلاق وظیفه گرا نشان می دهد که او گرچه به ناگزیر با حذف نام ائتلاف از گزارش مرتکب کاری خلاف اخلاق شده است، اما برای برون رفت از بن بستِ تزاحم دو امر اخلاقی یادشده، با بازداشتن عربستان از عملی کردن تهدید خود، برپایه اخلاق وظیفه گرا رفتار کرده است. دربرابر، اقدامات عربستان و سایر دولت های عضو ائتلاف با اِعمال فشار و تهدید به سازمان ملل متحد، افزون بر تکروی و واگرایی این کشورها نسبت به الزامات عضویتشان در این نهاد فراگیر بین المللی، نمایانگر رفتار خلاف اخلاق آنان است.
پژوهش حاضر تلاش می کند حق بر شهر در شهرک صادقیه را بررسی کند. چهارچوب نظری پژوهش مبتنی بر آراء هانری لوفور است. روش پژوهش کیفی و فنون گردآوری داده، مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد است. یافته ها نشان می دهند: 1-فضاهای شهری (فضای آموزشی و فرهنگی، فضای سبز، فضای ورزشی، فضای مصرف و سیستم حمل ونقل) در محله یا وجود ندارد یا مناسب نیستند. محلات مجاور نیز در محاصره سرمایه است و ساکنین صادقیه توان استفاده از آن ها را ندارند، بنابراین از حق تصاحب بر شهر محروم اند. 2-ساکنین محله در ساخت فضای عمومی و فعالیت های جمعی محله مشارکت ندارند و حیات جمعی، خاطرات مشترک و احساس تعلق در محله شکل نمی گیرد. بدین روی حق مشارکت نیز ندارند. 3-دلایل عدم رعایت حق بر شهر ناشی از مهاجرت روستا به شهر در دهه 40 تا 80 و طرد در زندگی روزه است. روندهایی که سبب دو پارگی شهر شدند، گروهی که از توان مالی برخوردار هستند توانستند از امکانات شهری برخوردار شوند و گروه کم برخوردار مانند اهالی صادقیه به حاشیه شهر رانده و از حق بر شهر محروم شدند.
در این مقاله با استفاده از تئوری دولت عمیق، نقش و قدرت نظامیان در ترکیه و چگونگی مداخلات آنها در عرصه سیاسی ترکیه تحلیل شده است. سؤال پژوهش این است که با توجه به اصلاحات قانون اساسی ترکیه و کاهش نفوذ نظامیان در امور سیاسی، آیا امکان این که نظامیان این کشور بتوانند دوباره بازیگر فعالی در عرصه سیاسی شوند، وجود دارد؟ چارچوب مفهومی پژوهش تئوری دولت عمیق است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که ارتش هم چنان پتانسیل حضور در عرصه سیاسی و مداخله در امور ترکیه را دارد اما به دلایلی از جمله کاهش مشروعیت، فشارهای خارجی و تعریف و درک جدید از مسائل امنیتی در ترکیه نظامیان دریافته اند که مسائل سیاسی باید توسط دولت حل شود نه نظامیان و ستاد ارتش . بر این اساس آنها به دلیل داشتن دشمنان مشترک با آک پارتی از جمله نیروهای پ ک ک و جنبش گولن به صورت ضمنی با اردوغان و دولت آک پارتی به ائتلاف رسیده اند و با توجه به این که اردوغان برای تأمین امنیت ملی و مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی نیاز به حمایت ارتش دارد و ارتش هم در صورتی که مسائل امنیت ملی و دفاعی کشور از لحاظ آنها مد نظر قرار گیرد، با دولت آک پارتی همکاری می کند. روش گردآوری داده ها اسنادی و کتابخانه ای است و تحلیل داده ها به روش تکنیک ردیابی فرایند انجام شده است.