فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
ذات دموکراسی، آزادی است و ذات سوسیالیسم، عدالت است. عدالت جنبه والاتر و ذاتی دارد و آزادی برای عدالت، جنبه آلی و ابزاری. ما آزادی را برای ارزش بالاتری میخواهیم، آزادی یک راه و ابزار است، اما نه یک ابزاری که نیاز موقتی باشد. انقلاب اسلامی مدعی این بود که میخواهد پارادوکس دو انقلاب فرانسه و انقلاب شوروی را حل کند و به سازشناپذیری و تناقض آزادی و عدالت خاتمه دهد. دموکراسی، رابطه حکومت کننده و حکومت شونده نیست، بلکه باید در همه مناسبات انسانی شاهد آن باشیم. متفکران مدرن جز یک نمله فردی هیچگاه خود را روشنفکر ضد دینی نمیدانستند. تمام تلاشهای آنها معطوف به این بود که آن چنان قرائتی از دین ارائه کنند که با فهم و درک انسان مدرن سازگاری داشته باشد».
شیخ فضل الله نوری و مخالفت مبنایی با مشروطه
حوزههای تخصصی:
با پیروزی جنبش مشروطه خواهی، دوران جدیدی در حوزة اندیشه سیاسی در ایران آغاز گردید. این حادثة تاریخی، تنها وقوع تحول در صحنة مناسبات سیاسی و اجتماعی نبود، بلکه از همان آغاز دارای عناصر مفهومی نوآیینی بود که به ضرورت واکنش دو گروه از علما و فقهای دینی را در موافقت یا مخالفت با آن برانگیخت. در این میان، شیخ فضل الله نوری که در ابتدای جنبش با آن همراهی می کرد، در ادامة مسیر به مخالفت با آن برخاست. این مقاله درصدد آن است تا به این پرسش اساسی پاسخ دهد که دلایل مخالفت شیخ نوری با مشروطه چه بود و او با اتکا به چه مبنایی رأی به حرمت مشروطه داد؟ فرضیة مقالة حاضر این است که مخالفت شیخ نوری با مشروطه نه از موضع دفاع از استبداد، بلکه برای دفاع از اقتدار شرع بود که به زعم وی با مشروطه خواهی به خطر افتاده بود. براین پایه، او با وفاداری به صورت شریعت و مبانی فقهی و نظام سنت قدمایی خود، از همان ابتدا اصل را بر اجرای احکام شرعی گذارده بود که به زعم وی مقرر بود تا با برپایی مشروطه عملی شود. اما ادامة مسیر و روشن شدن اختلافات در وظایف تقنینی مجلس شورا و میزان دخالت یا نظارت فقها در امر قانون گذاری و مباحثی چون نمایندگی، مساوات و حریت شیخ را به این نتیجه رساند که این اساس جدید با مبانی نظری و شرعی وی نسبتی ندارد و در این میان قرائت شرعی مشروطه خواهان دینی نیز نتوانست بر مخالفت های مبنایی وی فائق آید.
رابطه علم و فلسفه در گذر تاریخ
حوزههای تخصصی:
استراتژی های سیاسی در ایران امروز
حوزههای تخصصی:
استراتژىهاى موجود را مىتوان در نحوه موضعگیرى جریانهاى سیاسى در برابر «حاکمیت دوگانه غیر کارکردى» مشخص و دستهبندى کرد. بر این اساس، شش استراتژى قابل شناسایى است که نویسنده، خود طرفدار استراتژى اصلاحات مشروطهخواهانه است.
مردم سالاری دینی چیست؟
حوزههای تخصصی:
نویسنده محترم آزادى را مقوم دموکراسى مىداند. آزادى، تکثر، حق حیات مخالفان و قرائتهاى مختلف، از ارکان مردمسالارى دینى به شمار مىروند. پسوند «دینى» براى مردمسالارى چیزى بیش از توصیف واقعیت نیست و بار ارزشى ندارد و دین نمىتواند ارزشهاى خودش را بر مردمسالارى تحمیل کند؛ بلکه باید در ارزشهاى خودش تجدید نظر نماید.
قومیت عرب و هویت ملی در ج.ا.ایران
حوزههای تخصصی:
تاریخ مشترک ایـران و اوستیـا
حوزههای تخصصی:
اهداف حکومت اسلامی از منظر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظامهای سیاسی مختلف افزون بر تامین امنیت و برقراری نظم، اهداف متفاوتی را برای حکومت بیان میکنند. بعضی عدالت اقتصادی، برخی توسعه سیاسی و بعضی توسعهی اقتصادی و دولت حداقلی را پیشنهاد میدهند. مشخصه مهم این نظام ها محدود کردن وظیفه حاکمیت در تامین نیازهای اولیه انسان نظیر مسکن، غذا، بهداشت و تامین حقوق مادی شهروندان است؛ اما رسیدگی به امور اخلاقی، معنوی و دینی را خارج از اهداف حکومت ذکر کردهاند؛ این نوشتار در مورد مهمترین اهداف میانی حکومت اسلامی یعنی عدالت اجتماعی، آزادی اجتماعی، توسعه اقتصادی و تربیت اخلاقی، فرهنگی و معنوی از منظر نهجالبلاغه میپردازد که در صورت تحقق این اهداف، جامعه در جهت رسیدن به هدف اصلی که قرب الهی و تکامل انسانی است حرکت خواهد کرد. به طور خلاصه افزون بر اهداف دنیوی و برقراری عدالت و توسعه در حوزه های مختلف، غایات اُخروی و سعادت ابدی و تامین نیازهای معنوی بسان نیازهای مادی در حوزه آرمانهای حکومت اسلامی قرار دارد.
قوه مقننه پاسخگو
منبع:
حصون ۱۳۸۳ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
سال 1383 ه . ش، توسط مقام معظم رهبرى، سال پاسخگویى مسئولان نظام نام گرفته است، مقاله حاضر با روش توصیفى ـ تحلیلى با عنوان قوه مقننه پاسخگو درصدد پاسخ به این پرسش است که «پاسخگویى چیست و مجلس و شوراى نگهبان باید به چه چیز و چه کسى پاسخگو باشند؟» با توجه به سؤال فوق، مقاله در پى تبیین پاسخگویى مجلس شوراى اسلامى و شوراى نگهبان به رهبر، مردم، قانون و شعارها و وعده هاى خود مى باشد.
نقد کتاب جامعه شناسی خودکامگی
حوزههای تخصصی:
با حضور آقایان دکتر و دکتر اخوانکاظمی
مطالعات پسا استعماری، نقد و ارزیابی دیدگاه های فرانتس فانون، ادواردسعید، و هومی بابا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مطالعات پسااستعماری یکی از جدی ترین حوزه های مطالعاتی جدید در زمینه فرهنگ کشورهای در حال توسعه و متمرکز بر رابطه فرهنگ و امپریالیسم در این کشورها در دوره پس از پایان حاکمیت استعماری عمدتا غربی است. امپریالیسم فرهنگی تاثیر قاطعی بر تشکیل هویت، شیوه زندگی و زیست فرهنگی مردم در سراسر جهان داشته است. فرانتس فانون، ادوارد سعید و هومی بابا سه چهره اصلی و شاخص مطالعات پسااستعماری و نیز رویکرد فرهنگی - روانشناختی امپریالیسم به ویژه از منظر شرقی می باشند. این حوزه از مطالعات بیش از عوامل اقتصادی، بر نقش عوامل شناختی و فرهنگی تکیه می کند و با تاکید بر عامل دانش در مقابل جوامع غربی، غیریت سازی می نماید و نه تنها بر عوامل مادی ایجاد سلطه استعماری، بلکه بر نقش گفتمان و ایدئولوژی تاکید می کند. نوشتار حاضر ضمن بحث پیرامون مطالعات پسااستعماری، به بررسی اندیشه های فانون، سعید و هومی بابا و نیز تاثیر و تاثر آن ها می پردازد.
آینده خاورمیانه؟
منبع:
زمانه ۱۳۸۳ شماره ۲۴
حوزههای تخصصی:
کتاب اصول مدیریت علمی تیلور (بخش چهارم)
حوزههای تخصصی:
جریان شناسی سیاسی به مثابه روش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برایند حیات سیاسی هر جامعه ای محصول چگونگی تعامل و تحول جریان های سیاسی آن (درون زا و برون زا) است. از این رو، فهم حیات سیاسی هر جامعه ای در گرو شناخت، درک و تحلیل جریان های سیاسی آن است. در شرایطی که به خاطر تحولات معرفتی و تکاملی جامعه شناسی سیاسی نظریه ها و روش های موجود بعضاً دچار بحران و نارسایی هایی جهت توضیح تحولات سیاسی و اجتماعی جوامع است، در این مقاله از جریان شناسی سیاسی، پرسشی درجه دوم و روش شناسانه ارائه شده و تلاش شده است ابعاد محتوایی و شکلی آن پردازش نظری گردد. نتیجه ای که به دست آمد این است که جریان شناسی سیاسی رشته منسجم، تحلیلی و مفهومی سیال است که از فهم تا تبیین (جزء تا کل) را شامل می شود و با فراروی از توصیف محض، تببین یا فهم یا حتی بازسازی موضوعی یا مناسبات موجود بین جریان ها چارچوبی روش شناسانه، میان رشته ای و ابزاری به مراتب کاراتر را برای فهم جامعه و حیات سیاسی پیشنهاد می دهد.
سیاست خارجی ایران در قبال ایالات متحد آمریکا از منظر نظریه پیوستگی جیمز روزنا در سال های 1332- 1357ش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی، ۱۳۸۷ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی ایران در مقابل آمریکا، از جمله موضوعات مهمی است که در تکمیل سؤال از سیاست خارجی آمریکا در مقابل ایران، باید به آن پرداخته شود. این در حالی است که در جامعه علمی ما بنا به ضرورت های کاربردی، معمولاً سؤال دوم مد نظر بوده است. به منظور رفع این اشکال و با توجه به نقش محوری نظریه جیمز روزنا طی سال های اخیر جهت تحلیل و فهم سیاست های خارجی، در این مقاله سیاست خارجی ایران در قبال ایالات متحد آمریکا از منظر نظریه پیوستگی جیمز روزنا در طی سال های 1357-1332ش / 1979-1953م. بررسی شده است. سیاست خارجی ایران به دو دوره 1332- 1342 و 1342- 1358 تقسیم می شود و در هر کدام از این دوره ها، گفتمان حاکم بر سیاست خارجی ایران بحث می گردد. سپس، عوامل تاثیرگذار بر سیاست خارجی ایران مشخص می شود که مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر سیاست خارجی ایران، پادشاه و ساختار نظام بین الملل بوده است. اهمیت این تحلیل از آنجا ناشی می شود که ما را در درک ریشه های وابستگی سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی و مؤلفه های خارجی مؤثر بر آن آگاه می سازد. موضوعی که در مدیریت سیاسی خارجی مستقل فعلی باید پیوسته نسبت به آن حساس و از بازتولید آن جلوگیری کرد.
علی شریعتی و الیناسیون فرهنگی
حوزههای تخصصی:
«الیناسیون» یکی از مباحث کلیدی اندیشه شریعتی است. او با این مفهوم، مسائل انسان امروز را تجزیه و تحلیل می کند. از نظر وی در «از خودبیگانگی» انسان «دیگری» را «خود» احساس می کند و آگاهی به خویش را از دست می دهد و دچار نوعی «خود آگاهی کاذب» می شود.از خود بیگانگی همان از دست رفتن «وجود حقیقی و فطری» و «خویشتن اجتماعی» است. او، هر آنچه انسان را از ویژگی های انسانی اش ـ که تعریف خاصی از آن دارد ـ دور کند عامل «الینه» کنندگی می داند. از نظر شریعتی عقلانیت ابزاری، بوروکراسی و ماشینیسم انسان را در قرن بیستم از خود بیگانه کرده اند و از این منظر آنها را نقد می کند.
نگاهی به رفتار مدیریتی و رهبری امام خمینی در انقلاب اسلامی
منبع:
حصون ۱۳۸۴ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
مدیران و رهبران در رویارویى با موقعیت ها، از یک مدل یا چارچوب ذهنى پیروى مى کنند. زیرا باورها، ارزشها و پیش فرضها همگى در نهایت، خود را در رفتارها متجلى مى سازد. بدین خاطر رفتارها بازتابى از مفروضات اساسى است. از این رو آگاهى از مفروضات اساسى، تا حدود زیادى ما را به تحلیل و حتى پیش بینى رفتار قادر مى سازد. بنابراین در یک چارچوب ارزشى مى توان رابطه میان مفروضات و رفتار رهبرى امام راحل را مورد مداقه قرار داده و با تعمیم مدلى که به دست مى آید، ملاکهاى شایستگى براى عهده دارى جایگاه مدیریتى در نظام جمهورى اسلامى را شناخت تا در نهایت، راه اصلاح و تکمیل خود و دیگران را بازشناسیم. این مقاله، ضمن تبیین جایگاه و اهمیت موضوع، به اختصار مفروضات اساسى امام راحل درباره هدف هاى متعالى، ماهیت اساسى انسانها، گرایش و نگرش او نسبت به زمان و اغتنام فرصت، نگرش به عمل گرایى، الگوى ارتباطى یا مردم گرایى، تکلیف گرایى، حرمت به قانون و اجتناب از تبعیض را مورد توجه قرار داده است.