این مقاله در صدد دفاع از اعلامیه جهانى حقوق بشر و پاسخگویى به منتقدان آن است. نویسنده با انکار مقوله «حقوق بشر اسلامى» معتقد است که در هیچ یک از خردهفرهنگها نمىتوان به تدوین یک حقوق بشر پرداخت.
دکتر سریعالقلم در این گفتوگو با برشمردن پارهاى مبانى دموکراسى، به دو نوع «کمى» و «کیفى» آن اشاره مىکنند و راه رسیدن به دموکراسى واقعى را طولانى و نیازمند آموزش مىدانند. به گفته وى، در ایران فرهنگ تحزّب، قبیلهگرایى و حذف یکدیگر حاکم است و باید به جاى آن فرهنگ اجماعسازى، تحزب درست و نظاموارگى بنشیند و ایران سخت نیازمند استراتژى ملى واحدى است که همه گروهها و جزیرهها بر اساس آن به اجماع برسند و براى بالا بردن ثروت ملى با هم تعامل کنند.
به نظر آقاى فراستخواه، سنت قانون اساسى در ایران سابقهاى 150 ساله دارد و کسانى که آن را مطرح کردهاند، به مبانى نظرى آن هم توجه کردهاند و در عین حال شریعت را نیز پاس داشتهاند. نباید میان سنت و تجدد، دوگانگى و تضاد دید. مدرنیته، تجربه خلاقى است که در متن سنت صورت مىگیرد و از سنتها مىتوان براى قانونگذارى استفاده کرد.