فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۸۴۱ تا ۱۷٬۸۶۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
Iran’s Foreign Policy in Post-Revolution Era: A Holistic Approach
In an approach of incorporation of existing models، this article seeks to explain the trends in the evolution of the foreign policy of the Islamic Republic of Iran over the past 30 years. To this end، it puts forward its perspectives with a view to the sustainability of principles and theoretical bases of Iranian foreign policy، and the variability of regional and international circumstances. It also tries to clarify how the past years experience of Iran’s foreign policy can now help shape an independent course in international relations and develop an order without the domination of imperialist powers، which will promote national pride and independence among developing countries.
مشروطه خواهان بدون مرز
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار مشروطه
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران دوره مشروطه
- حوزههای تخصصی تاریخ تاریخ جهان آسیا روسیه و قفقاز
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی تاریخی
پیشگامان حوزه علمیه شیعه در مواجهه با فلسفه غرب(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار در پی نشان دادن نحوه مواجهه عالمان شیعی معاصر با فلسفه غرب است. منظور از عالمان شیعی، عالمانی هستند که از حوزه های علمیه شیعه برخاسته اند. غرض، نشان دادن نقش حوزه های علمیه در برخورد با فلسفه غرب است. بنابراین از دانشمندان و نویسندگان دانشگاهی و به طور کلی غیر حوزوی در این مقاله جز به طور گذرا بحثی نخواهد شد. عالمان دینی مورد بحث در این مقاله نیز عالمانی هستند که پیش از انقلاب اسلامی نشو و نما کردند و در این بحث، پیشگام شمرده می شوند. بنابراین، درباره نسل پس از انقلاب اسلامی حوزه علمیه فقط به اشاراتی بسنده خواهد شد.
بنابراین غرض از این نوشتار، طرح کلی بحث، نشان دادن توجه عالمانی دینی به فلسفه غرب، ترسیم جغرافیای مسئله و ذکر برخی از نمونه مباحثی است که آنان طرح کرده اند تا از این طریق بتوان به نوع مباحث طرح شده، ادبیات مورد استفاده، و نحوه مواجهه و موضع گیری آنان در قبال فلسفه غرب راه یافت.
تحرک و پویایی در ایده نظام سیاسی و اندیشه صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در رویکرد صدرایی به حوزه اجتماعی و سیاسی، ضمن پافشاری بر ضرورت آزاد اندیشی و وجود امنیت برای عالمان و اندیشوران که حیات جامعه، مرهون نظریه پردازی و نوآوری های آنان است، با مفروض انگاشتن توان ذهن انسان در پیوند دو مؤلفه وجود و ماهیت اعیان، سیری کلی به سوی
ریشه های اجتماعی شورش های بابیه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تاریخ پیدایی و اقدامات هواداران جنبش بابیه در ایران دوره قاجار می پردازد. نویسنده با بررسی جامعه شناختی شورش های بابیه، کاستی های رویکرد و تحلیل مارکسیستی از این واقعه را نیز به چالش می کشد.
درآمدی نظری بر حل منازعات سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حل و فصل منازعات سیاسی داخلی، موضوعی است که در مقایسه با منازعات بین المللی کمتر مورد بررسی و نظریه پردازی قرار گرفته است. نوشته های موجود نیز، بیشتر به شیوه ها و فنون حل و فصل این منازعات مربوطند. به طور کلی، جای مباحث نظری به ویژه در مورد شرایط و ملزومات حل و فصل این منازعات تا حدود زیادی خالی است. با وجود این، در متون علوم سیاسی، دلالت های ضمنی و آشکار فراوانی در باره این موضوع وجود دارد. در این مقاله، با جستجو در متون علوم سیاسی، مباحث مرتبط با این موضوع، استخراج، طبقه بندی، بررسی و ارزیابی شده اند. همچنین، کوشش شده است تا از طریق بازسازی و مفهوم بندی این مباحث، یک چارچوب نظری در باره شرایط و ملزومات حل و فصل منازعات داخلی ارائه شود. در این چارچوب نظری، «دولت» به عنوان عامل و متغیر اصلی، هم در بر انگیختن این منازعات و هم در حل و فصل آنها، شناخته شده است. براین اساس، استقرار «دولت حلّ منازعه» و طراحی و پیشبرد «سیاست بازسازی اجتماعی فعال»، شرط لازم برای حلّ و فصل یا تعدیل منازعات در جوامع «پُر آشوب» و «بی ثبات» معرفی شده است.
دانشواژه ژئوپولیتیک و ژئو استراتژی در دنیای اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم ژئوپولیتیک که در زبان فارسی از آن به عنوان سیاست جغرافیایی یاد می شود به عنوان دانشی که از بطن علوم جغرافیایی و سیاست برخاسته، مسیری طولانی داشته است . در این نوشتار تلاش شده است تا از گذشته تاکنون این دانش را درسه مقطع تاریخی مورد مطالعه قرارداده و سپس از دل آن ژئو استراتژی های گوناگون استخراج گردد . این سه دوره را ژئوپولیتیک کلاسیک، نوین و فضایی نامیده ایم. در دوره کلاسیک مفاهیم بنیادین آن همچون مفهوم ژئوپولیتیک و نظریه های جهانی، در دوره نوین تاثیر قدرت یکپارچه شده آمریکایی و ویژگی های نوین آن و در مقطع فضایی شدن ژئوپولیتیک ضمن تعریف جدید به مفاهیمی همچون جامعه شبکه ای، زمان نگاری، قدرت اطلاعاتی، دموکراسی الکترونیک و شهروند جهانی پرداخته ایم. در مجموع به نقش استراتژی در این سه فضا پرداخته و از مجموع این استراتژی ها الگویی در خصوص شرایط ژئوپولیتیک ایران بدست داده می شود. این مطالعه از طریق مطالعه ای هدفمند و روشمند (علمی) تعقیب شده و روش ارائه شده روشی توصیفی تبیینی است. نتیجه این بحث توجه دادن به شرایط جدید بوجود آمده در حوزه جهان است که بیشترین تاثیر را در بازسازی جهانی فعلی، ابزارهای الکترونیک همچون ابر شاهراه های اطلاعاتی و جریان جهانی اطلاعات داشته است .
غرب، هویت و اسلام سیاسی: تصورات و پنداشت های غرب از اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله «اسلام گرایی» و «اسلام سیاسی» در برگیرندة مباحثی گسترده، دامنه دار و مجادله برانگیز است که ابعاد و دامنههای آن در سال های اخیر به واسطة شکلگیری آثار و نظریات گوناگون، غنیتر شده است. در درون مباحث و نظریات موجود میتوان مجموعهای متنوع و متفرق از مباحثات و مجادلات فکری را در ارتباط با «هویت اسلام سیاسی» و چرایی و چگونگی پدیدار شدن آن، ملاحظه نمود. اما علی رغم این تلاش ها، آنچه که در این زمینه موجب ابهام مفهومی «اسلامگرایی» و «اسلام سیاسی» میشود، ماهیت سیال و مبهم این پدیده است که موجب شده است طیف گستردهای از گفتمان های متفاوت را از جریان های نوگرا، میانهرو و پذیرای تحول، تا رادیکالیسم نامتسامح و خشونت طلب را در برگیرد. پرسش اولیه ما در این پژوهش، این است که منظور از «اسلام سیاسی» چیست؟ در نظریههای متفکرین غربی، هویت اسلام سیاسی چگونه پیبندی میشود؟ اسلامگرایان نیز در ارتباط با «غیریت» متمایز از خود، یعنی «غرب»، چه هویتهایی یافتهاند؟ چه عواملی در «برساخته شدن» هویت سیاسی مسلمانان از سوی متفکرین غربی تأثیرگذار بوده است؟ فرضیه اصلی در پژوهش حاضر این است که «شناخت غرب از اسلام بیانگر انگارههای پدیدارشناسانه است که مبتنی بر روابط پیچیدة میان متن، کلام، شناخت اجتماعی، قدرت و جامعه است و در پرتو آن تصوراتی درباره «دیگران» در چارچوب گزارههایی قابل بیان ارائه میشود». بنابراین تمرکز بحث ما، بیشتر بر نحوه شکلگیری ایدههایی متمرکز است که دیدگاه غرب نسبت به اسلام سیاسی (به خصوص در یک دهة اخیر) از یک سو و دیدگاه اسلامگرایان را در ارتباط با غرب از سوی دیگر شکل داده است. بر این اساس با بهرهگیری از روش های «پدیدار شناسی» و «تحلیل گفتمان»، درصدد درک چگونگی شکلگیری الگوهای هویتی پیرامون اسلام سیاسی برمیآییم. در ادامه با نگاهی از درون، گفتمان های هویتی شکل گرفته را مورد کندوکاو قرار داده و نحوه به چالش کشیده شدن آنها را مورد مداقه و بررسی قرار می دهیم.
تحولات دیپلماسی در عصر اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصر اطـّلاعات برآمده از رشد معجزهآسای فنـّاوری اطـّلاعات و ارتباطات زمینهساز تحوّل در همه زمینههای حیات بشری گردیدهاست. دیپلماسی، که با قدمتی به بلندای تاریخ همواره بر دو عنصر اساسی اطـّلاعات و ارتباطات استوار بودهاست بیش از سایر حوزههای اجتماعی در معرض تأثیرپذیری از مشخـّصههای عصر اطـّلاعات است. اتصال دورترین ملـّتها به یکدیگر از طریق شبکههای الکترونیکی، تسهیل ورود بازیگران جدید به عرصه روابط بینالملل؛ مداخله جمعیـّتها، سازمانها و نهادهای غیردولتی، اعم از منطقهای و بینالمللی در مسائل خارجی و داخلی کشورها، طرح عناوین نوینی چون دهکده جهانی، حقوق شهروندان جامعه جهانی، چرخش آزاد و غیرتبعیضآمیز اطـّلاعات، حاکمیـّت بر فضای اینترنت (رایانهای)؛ رواج تجارت الکترونیک و تحقـّق مبادلات میلیاردی در دقایقی چند، بدون اطـّلاع دولتها و سازمانهای ذیربط، حاکی از روندی است که محتوا و شکل دیپلماسی را متحوّل و بعضاً نیازمند بازتعریف و تغییرات ساختاری نمودهاست. گزاف نخواهد بود چنانچه دیپلماسی در عصر جدید را مواجه با انقلاب بدانیم؛ اگرچه برخلاف انقلابات معمول، بدون سر و صدا و به تدریج صورت پذیرد.
مبانی فلسفی فمینیسم رادیکال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخشی از جنبش دفاع از حقوق زنان، از نیمة قرن بیستم به بعد، تمایلات رادیکال از خود نشان داد و به نقد بنیادین گفتار مسلطی پرداخت که آن را علت اصلی فرودستی زنان میدانست. این علت از نگاه آنان، نظام مردسالاری بود که ریشه در روابط سلطة مرد/ زن در درون خانه داشت، و از اینجا به روابط سلطه در دنیای اقتصاد و سیاست میرسید. فمینیسیت های رادیکال در این موضع خود از گفتار فلسفی- سیاسی مطرح در نیمة قرن، یعنی نئومارکسیسم و نئوفرویدیسم، متأثر بودند. این مکاتب که با تأکید بر عنصر فرهنگ به جای اقتصاد، بیطرفی و واقعنمائی علم و اعتبار آداب و رسوم رایج را مورد تردید قرار دادند، و اغفال را صفت مهم نظام سرمایهداری دانستند، سرمشقی برای فمینیسم رادیکال شدند. مقالة حاضر در پی تقویت این فرضیه است که همانطور که دیدگاه های شالودهشکن کسانی مثل بنیامین و مارکوزه بهویژه در باب سیاست، به سبب ماهیت زیر و زبرکنندة خود، شانس اندکی برای تحقق داشت و به زودی جای خود را به اصلاحطلبی دهة هفتاد سپرد، فمینیسم رادیکال، بهویژه ربطی که میان تعریف از امر سیاسی و وضع زنان مطرح میکند، هم سرنوشتی متفاوت نمیتواند داشته باشد.
درآمدی بر علم بازتعریفی در نظریه روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ جامعه/دولت ها می تواند در روندی متشکل از نوعی ساختارِ اخلاقیِ علمی/ نسبی، فرآیندِ اندیشیدن علمی، با دستورکارِ شناختِ پویای واقعیت پیش رود. اخلاق فوق الذکر، خود، روندی متشکل از رفعِ دشواری ها به عنوان ساختار، تعامل پویای دانسته های انسان ها، به عنوان فرآیند و دستور کار، ضرورت شناخت روا و پایا را هدف گرفته است. فرآیندِ اندیشیدن علمی هم به ترتیب از سازگاری دانش با امر واقع، تعامل پویا میان مفاهیم انتزاعی و انضمامی، و شناخت غیر مطلق گرا پدید آمده است. این ساختارها، فرآیندها و دستور کارها در حوزه مناظرات رشته روابط بین الملل، فرهنگ علمی به منظور تبیین و فهم روابط بین الملل را شکل داده و بازتعریف می کنند تا دانش این رشته، در عرصه نظری (تصمیم گیری) و در عرصه عملی (کنش و واکنش ها)، را در دامنه ای از اکتشاف/ چیستی (explorative)، توصیف/ چگونگی(descriptive)، و تبیین/ چرایی و پیش بینی هدف قرار دهد. در این پارادایم، ابزار و شیوه های دانش (روش و شناخت شناسی) و موضوع و محتوی (هستی شناسی) آن هم بازتعریف می شود.
هایدگر و اندیشه هایش در رابطه با روشنفکران دینی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقطعی از تاریخ انقلاب اسلامی جدال بین طرفداران هایدگر آلمانی با طرفداران پوپر انگلیسی، انگیزه بخش روشنفکران دینی در ایران بالاخص دهه 70 در زمینه های نظری بود. هایدگر فیلسوف شهیر آلمانی که احمد فردید، امام خمینی را همسخن وی در نقد غرب معرفی می کرد، بحث خود را از هستن شروع و به اندیشه ختم می نماید. ایشان اندیشمندی پست مدرن است که در تقابل با اندیشه دکارت، به نقد تجدد و فلسفه غرب می پردازد. علاقمندی هایدگر به مابعدالطبیعه و دازاین باعث شد تا برخی از روشنفکران دینی در ایران به تحمید و تبیین نظرات فلسفی ایشان بپردازند. مقاله حاضر در پی تبیین افکار و آراء اندیشه هایدگر آلمانی و نحوه تأثیر این افکار بر اندیشمندان ایرانی است. عمده این تأثیر در نقد غرب می باشد.