ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۷۶۱ تا ۱۷٬۷۸۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۱۷۷۷۵.

نخستین فرستادگان پرتغال به دربار شاه اسماعیل صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳۱ تعداد دانلود : ۱۷۵۷
تسلط ترکان عثمانی بر قسطنطنیه و سقوط دولت بیزانس در سال 1453م سبب شد تا خطوط ارتباطی و تجاری مدیترانه شرقی در زیر سلطه و سیادت عثمانی قرارگیرد و به تعبیر دیگر راه تجارت اروپا به مشرق زمین از راه آسیای صغیر و شام بسته شود. اما بازرگانان مغرب زمین هرگز نمی توانستند بازرگانی خود را با شرق تمام شده بدانند و از آن همه ثروت چشم پوشی کنند؛ از این رو بر آن شدند تا راههای دیگری برای رسیدن به سرزمینهای آسیایی بیابند. بازرگانان و دولتهای اروپایی کم و بیش می دانستند که دو راه برای رسیدن به مشرق زمین وجود دارد؛ یکی راه خشکی یعنی از شرق اروپا، روسیه و ایران و دیگری از راه دریاهای جنوبی که با آبهای اقیانوس هند ارتباط می یافت. راه نخستین، سخت و خطرناک بود و از سرزمینهای اروپای شرقی و روسیه می گذشت و در زمستان بر اثر برف و سرمای شدید مسدود بود، اما راه دوم مطمئن تر به نظر می رسید؛ پرتغال نخستین کشوری بود که این راه را کشف کرد؛ زیرا از نظر جغرافیایی، موقعیتی خاص داشت.
۱۷۷۷۸.

بررسی تاریخ روابط خارجی ایران و قاره آفریقا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۵۱
روابط خارجی ایران با کشورهای افریقایی، پیشینه خوبی دارد، این پیشینه را می توان در زمان هخامنشیان و در مصر ردیابی کرد. موج دوم روابط ایران با افریقا، بیشتر به شرق این قاره و به ویژه مهاجرت شیرازی ها به این منطقه برمی گردد. شیرازی ها کیلوا را به مرکز حکومت خود تبدیل کردند و جزیره زنگبار و شهرهای دیگر را گسترش دادند و حکومت هایی نیز در کومور و موزامبیک ایجاد کردند. در دوره قاجار نیز روابط از طریق کنسولگری ایران در مصر ادامه داشت. در دوره پهلوی و به ویژه پس از استقلال کشورهای افریقایی قرار شد تا با ایجاد سفارت خانه در برخی از کشورها روابط خارجی با این قاره برقرار شود اما این روابط به دلیل مسائل ایدئولوژیک و روابط شخصی پهلوی دوم گسترش نیافت. در این زمان ایران فقط در نُه کشور از این قاره نمایندگی سیاسی داشت و روابط رژیم پهلوی با افریقای جنوبی به دلیل ویژگی های خاص این کشور، گسترده بود. در این مقاله روابط تاریخی ایران و کشورهای افریقایی بررسی می شود.
۱۷۷۷۹.

مواضع اولیه ایران و انگلیس در براب مسئله لغو تجارت برده در خلیج فارس ( دوران محمدشاه قاجار 1250 - 1264 قمری )(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۷۶
در سده نوزدهم میلادی یکی از نمودهای بارز و برجسته تقابل سرمایه داری خارجی با مواضع سنتی ایران، در رویکردهای انگلیس و ایران بر سر مسئله لغو تجارت برده در خلیج فارس دیده می شود. در این زمان تجارت کهن و سنتی بردگان افریقایی در خلیج فارس سبب تکاپوی به ظاهر آزادیخواهانه و بشردوستانه قدرتی چون انگلیس برای لغو تجارت برده و برده داری شد؛ این موضوع در بلندمدت ایران را زیر فشار و در وضعیتی چون گرایش ـ تضاد قرار داد (گرایش به حفظ مواضع سنتی و تضاد با برتری طلبی قدرتهای خارجی) و در کنار دیگر عوامل خارج از این بحث و رقابت قدرتهای بزرگ (انگلیس، روسیه و فرانسه)حکومت قاجاریه را وادار کرد تا به خواسته های مقطعی و بلندمدت انگلیس پاسخ مثبت دهد و این امر به خواست اساسی این کشور؛ یعنی نفوذ تدریجی در آبهای خلیج فارس قوت بخشید.
۱۷۷۸۰.

روحانیت، انقلاب مشروطه و ستیز میان سنت و تجدد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۲۵
ورود ایران به عصر جدید و ایجاد شکاف و انقطاع در سیر طبیعی تاریخ و سنت- که با خشونتی همراه با شکست های خارجی و استعمار همراه بود- ایران را وارد دورانی کرد که به رویارویی بزرگ میان سنت و مدرنیته انجامید. درحالی که سنت و مدرنیته از نظر بنیادهای فلسفی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با یکدیگر دارای تعارض ماهوی است، چنین تعارضی همه جامعه را در اشکال مختلف ذهنی و عینی در بر گرفت؛ از جمله یکی از عمده ترین نهادهایی که در نقطه آغازین و اصلی این تعارض واقع شد، دین و روحانیت بوده است. روحانیت که تا قبل از تجدد تنها از منظر دینی و تفاسیر مذهبی قابل دسته بندی بود، پس از آن با مسائل جدیدی مواجه گردید که نه درون دینی بلکه برون دینی بوده اند و اصل دین و اعتقادات سنتی را مورد هدف قرار داده بودند. چنین تعارضی زمانی جدی تر شده است که ورود مدرنیته به ایران با غلبه غرب و عقب ماندگی ایرانیان و ناتوانی آن ها در پاسخ گویی به بحران های جدید و حل مشکلات توام بوده است. انقلاب مشروطه که نقطه آغازین ورود ایران به عصر جدید و تعارض جدی و رسمی میان سنت و مدرنیته محسوب می گردد، سبب شد که میان نیروهای سیاسی و از جمله روحانیت شکاف بزرگی در رابطه با سنت و تجدد و انقلاب شکل گیرد. در این باره، میان روحانیت تقسیم بندی های عمده ای به وجود آمد که می توان آن ها را در سه گروه شریعت مداران، عدالت محوران و نوگرایان دینی تفکیک پذیر دانست. آنچه این مقاله در پی بررسی آن خواهد بود، دیدگاه ها و مواضع هر سه جریان مذهبی در چالش میان سنت و تجدد پس از انقلاب مشروطه است که برای نخستین بار در ایران ظهور یافت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان