فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی ماهیت نظامی امنیت جریان انرژی در غرب آسیا در افق 2025
حوزههای تخصصی:
از آنجا که رشد اقتصادی کشورها وابسته به تامین انرژی است، بنابراین امنیت انرژی از مهمترین چالش های اقتصادهای بزرگ جهان، به شمار می رود. امنیت انرژی مفهومی چند بعدی است، که یکی از آنها، امنیت نظامی حول محافظت، ترانزیت و پشتوانه منابع مالی نظامی و تسلیحاتی کشورهای دارنده آن منابع می باشد. هدف این تحقیق با طرح این سوال که نقش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در برقراری امنیت جریان انرژی منطقه غرب آسیا چه می تواند باشد؟، فراهم نمودن اطلاعات لازم برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جهت کسب آمادگی در برابر تغییرات احتمالی در راستای افزایش قدرت تطبیق آنها با حوزه رقابت انرژی و تهدیدات مرتبط با امنیت جریان انرژی در منطقه غرب آسیا و به ویژه خلیج فارس می باشد. این مقاله، از شیوه آینده پژوهی به روش سناریونگاری بر اساس الگوی تایدا می باشد و به بررسی مسئله امنیت نظامی جریان انرژی در منطقه غرب آسیا در افق 2025 می پردازد. با توجه به روندها و محرک های موجود، منطقه غرب آسیا همچنان دارای ساختاری آنارشیک بوده و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرت منطقه ای ضمن پایش تهدیدات موجود و آتی، با قوام دادن ساختارهای خود، در راستای ایجاد توازن و کاستن خطرات حاصل از منازعات آینده، بایستی با پیش بینی تحولات آینده، تدوین سناریوهای متعدد و استفاده حداکثری از موقعیت سوق الجیشی جزایر 38 گانه خلیج فارس، به ایجاد بازدارندگی و حفظ منافع ملی ایران بپردازند.
واقع گرایی ، لیبرالیسم و جنگ آمریکا علیه عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترکیه، پان ترکیسم و آسیای مرکزی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تاثیرات ایدئولوژی پان ترکیسم در آسیای مرکزی است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، بار دیگر امید نظریه پردازان و استراتژیست های پان ترکیسم را که پس از جنگ دوم در رابطه با پیشبرد پروژه برپایی یک امپراطوری ترک زبان در مناطق جنوبی شوروی دچار سرخوردگی و نا امیدی شده بودند، زنده کرد.
این پژوهش با توجه به آرمان های پان ترکی در سیاست خارجی ترکیه و تلاش های پانزده ساله اخیر سیاستمداران و نخبگان فکری این کشور برای پیشبرد پروژه پان ترکیسم و اتحاد جمهوری های آسیای مرکزی، پیامد این تلاش ها و تاثیرات آن در آسیای مرکزی در نهایت واکنش کشورهای منطقه را به آرمان های پان ترکی تجزیه و تحلیل می کند. فرضیه اساسی پژوهش آن است که برخلاف ایده های اولیه، پان ترکیسم در ابعاد سیاسی خود پیشرفت چندانی نکرده و این مساله ترکیه و سیاستمداران آن را دچار تردید کرده است. با این همه ترکیه در عرصه انتقادی و فرهنگی همچنان به پروژه امپراطوری سازی آینده امیدوار است.
تحول سیاست خارجی و توسعه اقتصادی در هندوستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خیزش چشمگیر اقتصاد هند و تبدیل شدن آن از کشوری ضعیف به قدرتی بزرگ، رخداد مهمی است که ذهن اندیشمندان هر دو حوزه اقتصاد و سیاست را به خود مشغول کرده است. در حوزه سیاسی به ویژه با توجه به هم زمانی تحول اقتصادی هند با تحول سیاست خارجی این کشور، این پدیده ای دارای اهمیت است. به همین دلیل مقاله حاضر در صدد پاسخ گویی به این پرسش است که: «نقش سیاست خارجی در توسعه اقتصادی هند چه بوده است؟ فرضیه اصلی مقاله این است که «تحول در سیاست خارجی هند بر توسعه اقتصادی این کشور تأثیر مثبتی داشته است». نتیجه مقاله نشان می دهد: تحول سیاست خارجی هند از آرمان گرایی به واقع گرایی و لیبرالیسم، زمینه را برای تأثیرگذاری ملاحظه های توسعه بر سیاست خارجی این کشور فراهم کرده است؛ در نتیجه، هند با شکل دادن به سیاست خارجی توسعه گرا برپایه واقع بینی، در مسیر رشد و توسعه اقتصادی قرار گرفته است.
درآمدی بر مبانی مشارکت در اندیشه سیاسی اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت، تداعیکنندة آزادی فطری انسان در تعیین سرنوشت جمعی خویش است. اما در اندیشه اسلامی، مشارکت جمعی معنی و مفهومی خاص مییابد، که هم، مشابه انواع آن و هم متفاوت از آن است. در این مقاله، مبانی نظری مشارکت در چارچوب اندیشة سیاسی اسلام بررسی شده است. ابتدا ضمن طرح معانی مشارکت و انواع آن، به بررسی پیش شرط های تحقق آن پرداخته و سپس به تبیین جایگاه مشارکت و محدودة آن از نظر اسلامی همت گماشته است. درنهایت، مبانی مشارکت در اسلام را از متون دینی جستجو و تبیین آن را در سه مبحث قرآنی، کلامی و فقهی از نظر گذرانده است.
متافیزیک و سیاست: تمایز جامعه مدنی و دولت در فلسفه سیاسی هگل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مقاله رابطه متافیزیک و سیاست را در اندیشه هگل مورد بررسی قرار می دهد. هگل در فلسفه سیاسی و خصوصا در طراحی جامعه مدنی و نظریه دولت مدرن، مفاهیم متافیزیکی فلسفه خود را بکار می برد. بنابراین فلسفه سیاسی هگل بربنیادهای متافیزیکی استوار است. هگل با برداشتن دیوار بین ذهن و عین و وحدت بخشیدن به فاعل شناسا و موضوع شناسایی، با روش دیالکتیکی خود به حل مساله اصلی فلسفه و فلسفه سیاسی خود می پردازد.مساله اصلی هگل در فلسفه، حل رابطه نامتناهی و متناهی، و در فلسفه سیاسی، حل رابطه فرد و دولت است.هگل با استفاده از روش سه پایه دیالکتیکی خود مراحل به وجود آمدن و اسقرار متافیزیکی دولت مدرن را بیان کرده و وحدت فرد و دولت را نشان می دهد. این سه دقیقه یا سه مرحله دیالکتیکی، شامل مرحله اول، خانواده به عنوان کلیت و وحدت اولیه، یعنی تز، مرحله دوم، جامعه مدنی، به عنوان جزییات، و محل ارضای نیازهای اشخاص مستقل و محل تعارض و بی نهایت تنش، و فروپاشی وحدت اولیه، یعنی آنتی تز، و نهایتا از سنتز آنها، مرحله سوم، دولت به عنوان وحدت بسط یافته ثانویه و در سطحی بالاتر می باشد. هگل با ایجاد تمایز میان جامعه مدنی و دولت و قایل شدن به استقلال دولت، شرایط لازم برای استقرار دولت مدرن را فراهم می کند.
دل آرام گیرد به یاد خدای
حوزههای تخصصی:
کودکانه های سیاسی صمد بهرنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فضای بسته و خفه ای که مجاری گفتگوی سیاسی در حوزه عمومی هر چه تنگ تر می شد، گشایش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دیماه 1344، بیش از آن که گامی در جهت ارتقای فرهنگی کودکان ایرانی باشد، به مثابه باز شدن روزنه ای سیاسی برای روشنفکران منتقد بود. آنگاه که بیان شفاف و نقد سیاسی و اجتماعی آشکار غیرممکن می شد، زبان پوشیده و استعاری ادبیات، پرده حجاب خواسته هایی بود که در دیالوگ سیاسی آشکار سرنوشتی جز سرکوب و تهدید نمی یافتند. هر چند که بی تردید طرح مطالبات سیاسی به زبان کودکانه خود از ناکارآمدی و ضعف و زوال حوزه عمومی و عدم بلوغ سیاست و گفتگوی سیاسی در ایران نشان داشت. به هر روی، حاصل این ضعف و زوال حوزه عمومی و فشار فزاینده رژیم، سیاسی شدن ادبیات، و آنجا که به بازه تمرکز این مقاله مربوط می شود، سیاست زدگی ادبیات کودک بود. سیاست زدگی ادبیات کودک، یعنی استفاده ابزاری از ادبیات کودک در راستای اهداف سیاسی. ادبیاتی که از منظری هنجاری، اخلاقی و با توجه به مخاطبان ویژه اش بناست که معصومانه ترین و بیگناه ترین بخش تولیدات ادبی باشد. بدین ترتیب، سرنوشت ادبیات کودک در ایرانِ دهه های چهل و پنجاه شمسی به گونه ای دیگر رقم خورد. کانون پرورش فکری کودک و نوجوان به محفلی برای حضور روشنفکران ناقد حکومت و به ویژه روشنفکران چپگرا بدل شد و نویسندگان ادبیات کودک همچون صمد بهرنگی نه به مثابه نویسنده کودکان، که همچون ""معلم توده ها"" و چهره ای سیاسی در حوزه عمومی شناخته شدند. در این مقاله تلاش بر آن است تا با پرتو افکندن بر دو اثر ""ماهی سیاه کوچولو"" و ""24 ساعت در خواب و بیداری""، به قلم بهرنگی از برخی از پیام های سیاسی که داستان های کودکانه او در پی انتقال آنهاست رمزگشایی شود. بهرنگی در این هر دو داستان کودکانه، و در هر یک به شیوه ای متفاوت، در تقابل با تصویری از جامعه مدرن، غرب گرا و سرمایه داری که رژیم پهلوی در پی تبلیغ آن است، تصویری از فضایی سیاه و مصیبت زده را از ایران به نمایش می گذارد و در تلاش است تا آرمان های سوسیالیستی، عدالت خواهانه، انقلابی و رادیکال خود را بازتاب دهد. برای رمز گشایی از برخی از این پیام ها، این دو داستان کوتاه بهرنگی، با روش نشانه شناسانه یا سمیولوژیک مورد بازخوانی و تفسیر قرار گرفته اند. با به کار گیری تکنیک های نشانه شناسی، از قبیل: توجه به ساختار روایی اثر، گزینش های نگارنده در انتخاب سبک و عناوین و واژگان خاص، و قطب بندی های موجود در متن، کوشش خواهد شد تا برخی از دلالت ها و معانی سیاسی که در پشت پرده واژگان و جملات این متن ها پنهان شده آشکار گردد.
قانون اساسی، مشروعیت و کارآمدی
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، مواضع سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى ایران در خصوص خلأهاى قانونى موجود در ساختار حقوقى کشور بیان شده است.
خانواده، معنویت و اخلاق
حوزههای تخصصی:
درآمدی بر برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی
منبع:
راهبرد یاس ۱۳۸۵ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
در این مقاله کوشش شده است ابتدا به ضرورت و اهمیت برنامه ریزی استراتژیک در اثر بخشی سازمانهای امروزی پرداخته شود و سپس ضمن بیان تعریف و ویژگی های برنامه ریزی استراتژیک وجوه افتراق این نوع برنامه ریزی با برنامه ریزی عملیاتی عنوان گردد و بعد سبکهای مختلف برنامه ریزی استراتژیک و تعیین استراتژی های سازمانی مطرح شده است و سپس فرآیند برنامه ریزی استراتژیک در قالب یک سیستم و تکنیکهای مورد استفاده در آن تشریح گردیده .
رابطه آمریکا و ایران
حوزههای تخصصی:
به نظر دکتر امجد، برای درک ماهیت پرسش از رابطه ایران و آمریکا، لازم می آید تا نخست سیاست خارجی آمریکا و اصول حاکم بر آن را که در بستر دیدگاه واقع گرایی بنا شده است، مورد مطالعه قرار دهیم. برای همین منظور سخنران ضمن تحلیل تاریخ گذشته روابط ایران و آمریکا نتیجه می گیرد که آمریکا همیشه براساس اصل منفعت جویی خود در ایران عمل کرده و در هر شرایطی، حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی خواستار آن بوده تا بنحوی بتواند، بدون پرداخت هزینه های سنگین نظامی، همچنان در ایران مطرح باشد. این روند در چارچوب الگوی تک قطبی ای که می رفت بر جهان حاکم شود، شاید می توانست جواب بدهد؛ اما هم اکنون به نظر می رسد که اروپا به عنوان یک گزینه بدیل برای آمریکا مطرح است. بنابراین در بحث از رابطه ایران و آمریکا، نقش و جایگاه اروپا را به هیچ وجه نباید نادیده گرفت. بدیهی است که ورود این عامل تازه نوع و الگوی رابطه را دستخوش تحول قرار خواهد داد
سه قرائت از سنت در عصر مدرنیته
حوزههای تخصصی:
ایمان مسیحى، ایمان به تاریخ قدسى است و مدرنیته، وضعیت دور شدن از این تاریخ قدسى و روى آوردن به تاریخ عرفى و بر هم خوردن آرامش گذشته و پیدا شدن تعارض میان درون و بیرون انسان مؤمن است. براى رفع این تعارض سه راه حل در جهان مسیحیت پیشنهاد شده است که یکى بر بازسازى وحى تکیه دارد؛ دومى به اسطورهزدایى مىپردازد و تقلیلگراست و سومى بر تجربههاى دینى استوار است و مىخواهد تجربههاى دینى موجود در سنت را بازسازى کند. وضع در جهان اسلام با جهان مسیحیت تفاوت دارد و نمىتوان وضعیت این دو جهان را یکسان دانست.
شهروند و نهادهای جامعه مدنی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، نویسنده مىکوشد تا به بررسى ماهیت روابط شهروندان و دولتمردان و چگونگى تعامل بین حکومتکنندگان و حکومتشوندگان در حکومتهاى استبدادى و دموکراتیک بپردازد تا با مقایسه این دو نوع حکومت، آفتهاى حکومت استبدادى را بنمایاند.
آرایش سیاسی احزاب و جناح ها در ایران
حوزههای تخصصی:
نظریه سیکل قدرت؛ چارچوبی برای تحلیل فرایند افول قدرت نسبی ایالات متحده و خیزش چین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خیزش چین و ظهور آن به عنوان بازیگر تاثیرگذار بین المللی به یک واقعیت انکارناپذیر در چند دهه اخیر تبدیل شده است. دستیابی چین به چنین موقعیتی علاوه بر آنکه معادلات بین المللی و منطقه ای را دستخوش تغییر ساخته، ایالات متحده را نیز با شرایط و مقتضیات جدیدی مواجه کرده است. در این راستا نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که ارتقای قدرت چین در حوزه های مختلف چه تاثیری بر نقش این کشور در عرصه سیاست جهانی و به ویژه در روابطش با ایالات متحده داشته است؟ پژوهش پیش رو در چارچوب نظریه سیکل قدرت و نقش و بر مبنای منحنی های مستخرج از داده های آماری مربوط به قابلیت های ملی دو کشور درصدد آزمون این فرضیه است که ظهور چین در قرن حاضر، زمینه های عدم تعادل میان قدرت رو به فزونی و نقش محدود آن را فراهم ساخته و به بروز چالش های مهم سیاسی و اقتصادی میان این کشور و ایالات متحده انجامیده است؛ از این رو، چنان چه امریکا از پذیرش نقش چین در عرصه بین المللی سرباز زند، علاوه بر این که احتمال بروز درگیری و مناقشه میان دو کشور افزایش خواهد یافت، به افول و انحطاط قدرت نسبی ایالات متحده بیشتر دامن خواهد زد. مقاله حاضر ضمن بررسی مقایسه ای شاخص های رشد و افول، به تحلیل جایگاه دو کشور بر اساس مستندات نظریه پرداخته و در نهایت راهکارهای فراروی امریکا در جهت مواجهه با وضعیت جدید را مورد ارزیابی قرار داده است.