از دیدگاه نگارنده مقاله آزادى عقیده و مذهب حُسن و مطلوبیت عقلى دارد و نزد عقلا امرى پسندیده است. قرآن کریم نیز ضمن معرفى دین و عقیده صحیح، گوناگونى عقاید و مذاهب را به رسمیت شناخته و مردم را در انتخاب دین آزاد گذاشته است و هیچ مجازات دنیوى بر اختیار دین وعقیده باطل تعیین نکرده است؛ گرچه منکران حق را به عذاب اخروى وعده داده است.
عدالت نزد فلاسفه یونان باستان قرار گرفتن هرچیز در وضع طبیعى و آرمانى خود است. عدالت توزیعى به معناى تعیین سهم هرکس بر حسب منزلت و شایستگى او و عدالت تعویضى ناظر به برابرى در مبادله است. اما اندیشه سوبژکتیویستى مدرن تحولى اساسى در مفهوم عدالت ایجاد کرد و آن را بر حسب کردار انسانى تعریف نمود. عدالت اجتماعى مفهومى نوین است که علىرغم تشابه ظاهرى با عدالت توزیعى، با آن متفاوت است. عدالت توزیعى ناظر به وضع طبیعى افراد و گروههاى نابرابر در چارچوب یک جامعه سلسله مراتبى است؛ اما عدالت اجتماعى در اندیشه مدرن، همه افراد انسانى را برابر فرض مىکند و ناظر به برابر کردن فرصتها و درآمدها و ثروتهاست.
نویسنده مقاله به بررسى راه درست برخورد با تحولات جدید در عرصه فرهنگ مى پردازد. از دیدگاه ایشان براى تحقق اعتلاى فرهنگى که حاصل برخورد صحیح با تحولات فرهنگى است، باید بر دو مانع بزرگ، یعنى سنت گرایى به معناى سرکوب اندیشه هاى نو و نیز خودباختگى در برابر فرهنگ بیگانه غلبه کرد و به نقد خویش و میراث بردن از مزایاى فرهنگ بیگانه اندیشید. نویسنده در ادامه به بیان روش میراث برى که همانا گفتگوى فرهنگها و تمدنهاست مى پردازد و شرایط آن را برمى شمرد.
احمد فردید (1289ــ1373) استاد فلسفه دانشگاه تهران بود و به رغم آنکه چندان اثر مکتوبی نداشت، ولی با تأثیرگزاری بر شاگردانش، یکی از جریانات فکری چند دهه اخیر ایران را شکل داده است. در این مقاله، نویسنده با نگاهی به دو مجموعه گفتار از او که به تازگی انتشار یافته است، به نقد نظریاتش میپردازد. مهمترین انتقاد نویسنده این است که فردید با ترکیب اندیشههای هایدگر، محیالدین عربی و هگل، فلسفهای ساخته است که نه از سازگاری و هماهنگی درونی برخوردار است، نه بر مبنای فکری مشخصی بنا شده است و نه حاصل روشنی دارد.
با این مفروضه که بسیج سیاسی مهم ترین رکن انقلاب است، مقاله حاضر به دنبال یافتن پاسخ مناسب برای این پرسش است که ابعاد و مختصات بسیج سیاسی در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب ساندنیستی نیکاراگوئه چگونه است؟ پاسخ مقاله بر این فرضیه استوار است که با توجه به نوع رهبری، وسعت ایدئولوژی، قدمت و قدرت سازمان ها و گستره جمعیت مشارکت کننده در انقلاب اسلامی ایران، بسیج سیاسی در ایران گسترده تر از بسیج سیاسی در انقلاب نیکاراگوئه است و انقلاب ایران در ردیف انقلاب های بزرگ تاریخ جای می گیرد. در بادی امر به نظر می رسید که با توجه به برخی شاخص ها همچون نوع ایدئولوژی که یکی اسلامی و دیگری مارکسیستی ـ مسیحی است، وسعت کشور، نوع کالای صادراتی که یکی صادرکننده نفت است و دیگری صادر کننده خاک، و... دو کشور بی شباهتند؛ اما این بررسی نشان می دهد که ماهیت شهری بسیج و نوع دولتی که مورد حمله واقع شد، به همراه گستره بسیج سیاسی عمده ترین نقاط اشتراک این دو انقلابند.
آقاى ملکیان عقاید دینى را از جمله عقاید تعبدى مىداند که هیچ دلیل قاطعى به سود یا زیان آنها اقامه نشده است. وى شک را جزء مقوم ایمان و لازمه اختیارىبودن آن مىداند و معتقد است که تا یک خلاء معرفتى در کار نباشد، جهش ایمان صورت نمىگیرد. وى کارنامه دین را در آزمون آفاقى ناموفق و در آزمون انفسى موفق ارزیابى مىکند.
در این مقاله تفاوتهاى جادوگران و قانونگذاران و مصلحان با پیامبران ذکر شده؛ همچنین «پیامبر اخلاقى» و «پیامبر سرمشق» از یکدیگر بازشناخته شدهاند و پیامبران بنىاسراییل از قسم اول شمرده شدهاند.
آقای فتحی در این مقاله ضمن اشاره به زمینه تاریخی افکار فمینیستی در ایران به خصوص در دوره مشروطه و پهلوی، به تأثیرات روزافزون فمینیسم در دوران پس از انقلاب به خصوص زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی پرداخته است. ایشان تنها عامل تغییر موقعیت و جایگاه زنان را تغییر ذهنیت و جهانبینی اعضای جامعه دانسته و مهمترین عامل این تغییر را آموزش زنان و رشد آگاهی آنان معرفی کرده است. وی در ادامه، با اشاره به تلاش حکومت اسلامی برای پیشگیری از پیشروی فرهنگ غربی، محرومیت بلندمدت زنان از رسانههای ارتباطی را غیرممکن دانسته است.
نویسنده محترم در این مقاله، با طرح چند محور درباره مشروطه، آغاز مشروطهخواهی را از دوره مظفرالدین شاه و پس مرگ ناصرالدین شاه میداند و آنرا در شمار یکی از مصائبی میشمارد که بر سر دربار باریدن گرفته است. او تجدد را از جمله این مصائب میداند که چون آواری بر سرما (آنها) خراب شده است، وی مشروطهخواهی را در بین مردم ایران و نخبگان از عوارض تجدد میشمارد که برای چارهجویی آن راههای گوناگونی از طرف نخبگان ارائه گردیده است که یکی از این راهها حاکمیت قانون و پارلمان و ایجاد مجلس میباشد. در بین این راهحلها و افکار اندیشمندان تناقضاتی بوده است که روشن نبوده و بعدا این تناقضات مایه گسست و فاصله گرفتن طبقات نخبگان از همدیگر شده است که یکی از مصادیق بارز آن، گسست روشنفکران دینی (روحانیان) و روشنفکران غربگرا میباشد. همین تناقضات سبب شده که روحیه دینستیزی نیز از سوی روشنفکران گراینده به غرب و کمونیسم پدیدار شود و منجر به ترور و نابودی مشروطهخواهان اصیل گردد. نویسنده مقاله در قسمتی از مقاله در صدد برجسته کردن تضاد بین علمای دین از قبیل آخوند خراسانی و نائینی و روشنفکران عثمانی است و آنرا از مصادیق تعارض روشنفکران و علما و گسست بین آنها میشمارد و مواضع علمایی مثل شیخ فضلاللّه نوری را نیز پناه بردن به ارتجاع و استبداد از ترس جمهوریخواهان جدید و تجددخواه میانگارد و معتقد است که وحدت ایجاد شده در صدر مشروطه بین روشنفکران و روحانیت مخدوش شد و از هم گسست که دامنه آن تا کنون نیز ادامه دارد.
نویسنده ابتدا مفهوم مشروعیت سیاسى و سپس نظریه هاى مختلف درباره مصداق آن را توضیح مى دهد. وى پنج نظریه را بر مى شمارد که سه نظریه آن اختیارگرا و دو نظریه دیگر غیراختیارگرا هستند. از نظر وى، مشروعیت حکومت دینى از نوع مشروعیت غیراختیارگراست. بر هر یک از نظریه هاى اختیارگرا سه انتقاد جدى وارد است که بر نظریه هاى غیراختیاگرا وارد نیست.
در این مقاله هوش سیاسی، ابعاد و کارکرد ها ی آن در سازمان مطالعه می گردد. ازآنجاکه رفتار سیاسی در سازمان ها ی امروزی اجتناب ناپذیر است، لذا آشنایی با هوش سیاسی به هدایت رفتار سیاسی کمک شایانی می کند. انسان ها ی هوشمند بهتر از دیگران می توانند راه خود را در موقعیت ها ی پیچیده پیدا کنند. انسان ها تنها با بهره مندی از هوش عقلایی و هیجانی نمی توانند به موفقیت دست یابند بلکه نیازمند مهارت ها ی مهم اجتماعی دیگری هم هستند که هوش سیاسی یکی از آن ها ست. با استفاده از هوش سیاسی و اعمال قدرت و نفوذ می توان به اهداف دست یافت. ولی ازآنجاکه رفتار سیاسی اغلب توأم با هزینه است، معمولاً این گونه رفتارهای گزینشی است. نزدیکی به قدرت تصمیم گیری در ساختار ها ی دیوان سالار، تشکیل ائتلاف، تلاش برای اثرگذاری بر فرایند تصمیم سازی و حتی تصمیم گیری و... بیانگر رفتار سیاسی است. افراد با گسترش روابطشان با دیگر اعضای جامعه هوش سیاسی و سایر مهارت ها ی اجتماعی خود را افزایش می دهند. اما با توجه به اهمیت هوش سیاسی، در متون علمی کمتر بدان توجه شده است. در این مقاله ابعاد و مؤلفه ها ی هوش سیاسی تحلیل و سپس، مدل جدیدی از ابعاد هوش سیاسی ارائه شده است.
تحول مفاهیم سیاسی و اجتماعی تابعی از تحول فرماسیون یا وضعیت واقعیِ نیروهاست. بر این پایه، می توان این ایده ها را در دستگاه نظری میشل فوکو مطرح کرد: مفاهیم برساخته فوکو، با ورود جامعه سرمایه داری به عصر اطلاعات، دست خوش تحول شده است. زیست قدرت، تقریباً، کلیدی ترین مفهومی است که با دگرگونی شرایط عینیِ اِعمال آن و با دگرگونیِ میدان واقعیت تولید سرمایه دارانه، از سوی طیف عمده ای از اندیشمندان، بازبینی و مجدداً شاکله بندی شده است. در این پژوهش، پس از مروری کوتاه بر پیشینه کاربرد مفاهیم زیست قدرت و زیست سیاست و معرفی دیدگاه های برخی از نظریه پردازان سنت انگلوامریکن، تلقی فوکو از این مفاهیم را مطالعه می کنیم. سپس، در بخش های دیگر این پژوهش، بر اساس اندیشه های جورجو آگامبن، آنتونیو نگری، و مایکل هارت، به بررسی گسست در سنت فوکویی مطالعات قدرت زیستی می پردازیم. در پایان، کاستی های اندیشه سیاسی و تاریخی فوکو را برمی شماریم و برای امکان یا امتناع کاربست روش شناسی ها و نظریه های وی در وضعیت استثناییِ پایدار یا وضعیت سرمایه داری اطلاعاتی واقعاً موجود ملاحظاتی را مطرح می کنیم.