آیت الله العظمی بهجت برخلاف همگنان سنتی خود در حوزه علمیه قم، از منظر ایجابی به سیاست می نگریست و واجد آرایی مهم در این باره بود. او که در سال های مشروطه دوم روانه حوزه علمیه نجف گردید از نزدیک با رهبران مشروطه و مشروعه خواه آن دیار، آشنا و از آنان گفته های مهمی نقل نمود که امروزه ارزش تاریخی دارد. او پس از بازگشت به ایران، سال های انتقال قدرت در عصر جمهوری اسلامی را مشاهده و از نزدیک با مسائل و رخدادهای سیاسی این دوره نیز روبه رو گردید، اما بدون این که در سیاست، دخالتی ورزد، همواره به عنوان ناظری امین از کلیت نظام برآمده از انقلاب اسلامی حمایت می کرد و به صورت مختلف در شرعی شدن حکومت، تذکراتی خیرخواهانه می داد.
مواضع و اسناد راهبردی دولت باراک اوباما همگی دلالت بر کاهش نقش و جایگاه تسلیحات نامتعارف در استراتژی امنیت ملی آمریکا دارند. با این حال ایالات متحده آمریکا، در سند بازنگری آرایش هستهای با استثناءکردن جمهوری اسلامی ایران، گزینه توسل به سلاح هستهای در برابر ایران را معتبر میشمارد و از طرف دیگر از طریق ابزارهای مختلف از جمله رویکرد جدید در استقرار سپر دفاع موشکی در منطقه، فروش گسترده تسلیحات نظامی به اعراب منطقه، قطعنامه 1929 شورای امنیت و ... تلاش میکند که در چارچوب سیاست بازدارندگی، قدرت متعارف ایران را در منطقه بوسیله بازیگران منطقهای، موازنه و در مرحله بعد مهار نماید. بنابراین بازدارندگی آمریکا در قبال ایران شامل هر دو مولفه متعارف و نامتعارف میباشد. این نوشتار در پی چرایی همین واقعیت است و در ابتدا با تمرکز بر جایگاه بازدارندگی متعارف در استراتژی دفاعی آمریکا، به منطق کلان حاکم بر این سیاست میپردازد و در نهایت آن را در مواجهه کنونی میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بهکار میبندد.
ارزیابی فعالیت ها و ثمرات یک نظام سیاسی پس از انقلابی گسترده و بنیادین با وجود برهه های طولانی جنگ و بحران های ناشی از تحریم های طولانی مدت و ... بی شک کار آسانی نیست. با گذشت چهاردهه از تأسیس نظام جمهوری اسلامی، اکنون زمانی است که پژوهشگران با تحقیقات مستدل علمی و آماری و نگاهی منصفانه، به ارزیابی دستاوردهای آموزشی و علمی انقلاب اسلامی بپردازند تا مهم ترین نمود توفیقات نظام که نشانگر کارآمدی آن است معلوم گردد. بنابراین تحقیق حاضر در پاسخ به این سئوال است که دستاوردهای آموزشی و علمی چهل ساله انقلاب اسلامی در سطح منطقه ای و جهانی در چه جایگاهی قرار دارد و آیا توانسته است کارآمدی خود را نشان دهد؟ یافته های تحقیق آمارهایی را نشان می دهد که دستاوردهای انقلاب اسلامی در سطح منطقه ای و بین المللی رشد چشم گیری داشته و ایران را به عنوان یکی از قطب های علمی جهان معرفی می کند. روش تحقیق تحلیلی توصیفی و آماری است که با روش گردآوری کتابخانه ای و الکترونیکی (سایت های داخلی و بین المللی) می باشد.
از زمان ظهور پارادایم «ترقی غربی» که وجه مسلط آن، اخذ مبانی معرفتی غرب برای وصول به ترقی بوده، الگوی دیگری در چالش با آن قرار گرفت که استفاده از مبانی معرفتی دینی و مقتضیات درونی جامعه ایران را برای رسیدن به پیشرفت ضروری می دانست.
تسلط پارادایم «شبه ترقی غربی» در دوره پهلوی موجب شد تا استفاده از ظواهر غرب به ابزاری برای وابستگی، تخریب ساختار های اجتماعی و غارت ایران به کار رود. براین اساس، شکل گیری انقلاب اسلامی ایران در چالش با «ترقی» و «شبه ترقی» به عنوان نقطه عطفی در طرح الگوی پیشرفت، سیر تکاملی و تبدیل شدن آن به یک پارادایم مسلط به شمار می آید.
در این مقاله تلاش می شود تا ضمن تبیین چالش میان این دوپارادایم در عصر جمهوری اسلامی، تحلیلی از آینده چالش میان این دو نیز ارائه شود.
سیاستها به طور کلی در منطقه خاورمیانه و به طور خاص در جهان اسلام، به واسطه حرکتهای اسلامی مشخص شده اند. در کنار ناسیونالیسم، سوسیالیسم با همه تغییرات شان، اسلام سیاسی به عنوان یک ساختار محترم مطرح شده است. هرچند در بسیاری از کشورها اسلام سیاسی یک جنبش که در اطراف یک حزب سیاسی و در برخی از کشورهای مانند سودان، پاکستان و افغانستان خود را به عنوان برچسب سازماندهی کرده است، «جمهوری اسلامی» تنها در مورد ایران است که اسلام به عنوان یک مدل سیستماتیک حکومت مطرح است.
مقاله حاضر در پی تحلیل این تحولات می باشد. تعدادی از پرسش های مهم که در این زمینه قابل طرح میباشند، عبارتند از: 1- تا چه حد جنبش اسلامی از زمان معرفی آن در مصر در دهه 1930 و بعد از آن یک مدل برای اداره جامعه تولید کرده است؟ 2- اینکه این جنبش های اسلامی در چه درجه ای از واکنش نسبت به غرب استعمارگر بوده اند؟ 3- تا چه حد فرآیندهای جهانی شدن و اصول جنبش های اسلامی مکمل یکدیگرند؟
در این مقاله، ضمن بیان مبانى دموکراسى و نیز دو رویکرد در میان متفکران اسلامى در خصوص اندیشه سیاسى، بر این نکته تأکید شده است که مردمسالارى اسلامى یا دموکراسى اسلامى با رویکرد دوم کاملاً سازگار است.
مردم سالاری دینی عبارت است از روش و شیوه زندگی سیاسی مردم که نظام دینی را پذیرفتهاند و آن نظام حداقل تضمینکننده آزادی، استقلال، رضایتمندی، مشارکت سیاسی و اجرای عدالت اجتماعی– سیاسی مردم و در نهایت احساس حاکمیت شریعت در زندگی سیاسی مردم است. در این مقاله پس از تعریف و بررسی شش پایه عملی و عینی مردمسالاری دینی که شامل رهبری، مردم و نقش آنها در عرصه سیاسی، قانون اساسی، احزاب، انتخابات و آزادی است، برآنیم که بدانیم امام خمینی چه نظری جهت بهکارگیری این شش پایه در نظام جمهوری اسلامی که نمونهی عملی مردمسالاری دینی است، داشتهاند. با مطالعه آثار امام و در نظر گرفتن تطور اندیشههای ایشان در دوران مبارزات و پس از تشکیل جمهوری اسلامی با توجه به مقتضیات زمان و مکان که نشان از درایت ایشان بود میتوان به این نتیجه رسید که امام برای مردم نقش بسیار اساسی و پر رنگ در نحوهی اداره کشور در چهارچوب قانون اساسی در نظر گرفته است.
مهمترین نکتهای که در تمام گفتههای امام مورد مداقه است، این است که ایشان همواره در نطقهای خود بر انتخابی بودن حکومت تأکید داشتهاند. از 22 شهریور ماه 1357 که «جمهوری اسلامی» را به جای «حکومت اسلامی» گذاشتند و فرمودند: «نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد»، قالب و صورت نظام را به شکل انتخابی بر اساس آرای مردم مطرح کردند، به گونهای که نهاد رهبری، ریاست جمهوری مجلس شورای اسلامی همه از طریق آرای مردم شکل میگیرد.
ساختار مذهبی جمهوری آذربایجان و نوع نگاه مردم و نخبگان این کشور به اسلام، به ویژه آیین تشیع، محصول یک فرایند تاریخی بسیار پر فراز و نشیب است که بدون مطالعه و بررسی آن امکان درک صحیح و واقع بینانه از تحولات مذهبی و سیاسی جامعه کنونی جمهوری آذربایجان غیر ممکن است. درواقع شکل گیری و فعالیت احزاب اسلام گرا در بستر همین محصول تاریخی صورت پذیرفته است و از این رو بررسی سیر تحول اسلام در جمهوری آذربایجان می تواند به درک بهتر فضای سیاسی و مذهبی حاکم بر فعالیت های اسلام گرایان در این کشور برسد و همچنین نوع دیدگاه و رویکرد جریان های اسلام گرای آذربایجان به مقولاتی چون دین اسلام، آیین تشیع، نحوه تعامل و یا تقابل با نظام سیاسی حاکم، اهداف و آرمان ها و نیز نوع نگاه آنان به ایران به عنوان بزرگترین کشور شیعی جهان اسلام کمک شایانی نماید.