موسوعهْْ مصطلحات علم الکلام الاسلامی فرهنگنامهای در علم کلام اسلامی تألیف آقای دکتر سمیح دغیم است. نویسندة محترم هدف خود را عرضة علم کلام اسلامی در قالب فرهنگنامه با استناد به آثار کلامی دو فرقة اشعریه و معتزله دانسته است. هرچند این فرهنگنامه به گفتة مؤلف محترم آن، از ویژگیهایی همچون تنوع منابع، انتخاب موضوعات اساسی و اصلی و ارائة تعاریف عمده دربارة هر اصطلاح برخوردار است، ضعفهایی نیز دارد که برخی از آنها بدین قرارند: غفلت از آثار مهم مذاهب مختلف، عدم جامعیت در قیاس با اصطلاحات کلام اسلامی، بهکارگیری غیر اصطلاح به جای اصطلاح، عدم ارجاع اصطلاحات مرتبط با یکدیگر، فقدان نظم منطقی متون، تکرار متن، و مطالب بیارتباط.
نورالدین عبدالرحمن اسفراینی (639 ـ 717 هـ .ق) عارف بزرگ ایرانی، در کتاب کاشف الاسرار آداب صوفیه و مراحل سیر و سلوک عرفانی را آموزش داده است. در این مقاله اندیشه های عرفانی او درباره منازل طریقت و پنج منزل آن که بر پنج خاطر استوار گردیده و دارای هفت عقبه و هشت درجه است توضیح داده می شود. او حسنات و سیئات را براساس تفسیری عرفانی و انواع نفس و عالم غیب و شهادت بیان می دارد و جایگاه انسان یا عالم صغیر را در آن بیان می دارد. اسفراینی از عارفانی است که عقل و عشق را همسو و مکمل هم می داند. در ضمن بیان نکات عرفانی به کشف الاسرار معنوی می پردازد.
کثرت گرایان با استناد به بخشى از آیه 48 سوره مائده «لکل جعلنا منکم شرعه و منهاجا» که در آن از تعلق اراده الهى به کثرت ادیان سخن مى گوید، سعى دارند این آیه را بعنوان یکى از مستندات قرآنى نظریه خود، معرفى نمایند. نگارنده پس از دقت در چگونگى استدلال کثرت گرایان در باب چگونگى دلالت آیه بر مدعاى شان، و همچنین بررسى دیدگاههاى مفسران در مورد معنا و دلالت آیه مورد بحث، در نهایت به این نتیجه رسیده است که براى پاسخ به این پرسش که آیا آیه مورد نظر، مى تواند مؤید نظریه کثرت گرایان به شمار آید یا خیر؟ باید به رابطه ایجاد شده بین «تکثر شرایع» و «ابتلاء» که در بخش دیگر آیه بدان تصریح شده: «لو شاء الله لجعلکم امه واحده و لکن لیبلوکم»، توجه ویژه داشت. در واقع بین این دو مفهوم یعنى تکثر شرایع و ابتلا ارتباطى برقرار شده که اولاً کشف وجود این تعلق و پیوند و ثانیاً ارائه تبیین درستى از آن، آنگونه که مدنظر آیه است، مى تواند ما را در راستاى اظهار نظرى مستدل و قابل دفاع در باب دلالت یا عدم دلالت آیه بر نظریه کثرت گرایان، یارى رساند.
این نوشتار، ترجمهى مقالهاى از آقاى دکتر اندرهاشلمن[1]با عنوان
«مسئولیت اخلاقى»[2]است. وى داراى کارشناسى ارشد در رشتهى فلسفه وادیان از دانشگاه کالرمونت و دکترى فلسفه از دانشگاه ریورساید کالیفرنیاست. آقاى دکتر اشلمن هماکنون عضو همکار گروه فلسفه و مطالعات آزاد دانشگاه استندفورد آرکانزاس است. وى در آن دانشگاه در زمینههاى فلسفهى دین، اندیشههاى شرقى، اخلاق، اخلاق پزشکى و غیره مشغول تدریس است. او داراى چندین مقاله در زمینهى اخلاق است که نوشتار حاضر یکى از مقالات چاپ شدهى وى در دایرهالمعارف استندفورد وابسته به لابراتور تحقیقات متافیزیک استندفورد[3]است.
وى در این مقاله سعى دارد تاریخچهاى از سیر تفکر و اندیشهى غرب
دربارهى مفهوم «مسؤولیت اخلاقى»، را بیان نموده و سپس با توجه به نگرش سقراط به این مفهوم، نظرات دیگر اندیشمندان را مورد بررسى قرار دهد
از جمله مسائل مهم جرمشناسی این است که چرا بزهدیدگی ثانوی اتفاق میافتد. با دستگیری و مجازات مجرم از یک سو و تجارب حاصل از وقوع جرم برای بزهدیده از سوی دیگر، انتظار آن میرود که بزهدیده دیگر بار آماج جرم قرار نگیرد. اما تحقیقات میدانی و آمارها خلاف این را نشان میدهد، به گونهای که نویسندگان مقالة حاضر آن را به برداشتن شیرینی قلمداد کردهاند. یکی از دیدگاهها در بارة علل بزهدیدگی ثانوی، نظریة انتخاب منطقی بزهکاران است. مطابق این نظریه، بزهکاران آماجهای بالقوة خود را با حسابگری انتخاب مینمایند. یکی از نتایج این نظریه پذیرش این مسئله است که تحلیل منطقی از موقعیتها در مواردی زمینه بزهدیدگی مجدد برخی بزهدیدگان را فراهم میسازد. این مقاله به بررسی انواع جرائم ثانویه یا مکرر و علل آنها در پرتو این تئوری میپردازد؛ با این توضیح که بزهکاری مجدد علیه بزهدیدگان خاص بستگی بسیاری به تجارب همان بزهکار و یا بزهکاران دیگر در مورد همان بزهدیده دارد.