اسرائیل نام دیگر حضرت یعقوب بود و فرزندان آن حضرت را بنیاسرائیل میگفتند. با همة اینها شواهد و قرائن نشاندهنده انحراف و انحطاط آنهاست به طوری که قرآن کریم ایشان را سرسختترین دشمن مومنین میخواند و ویژگیهایی چون تبعیت از شیطان و هواهای نفسانی، شرک به خدا و کشتن انبیاء الهی را برایشان بیان میکند. از آنجا که بیشترین بخش تاریخی قرآن مربوط به این قوم است، این نوشتار برآن است تا ریشههای انحراف آنها را از منظر قرآن بررسی نماید.
جهان هستی با همه شگفتی هایش، پیش روی ماست. خالق زیبا آفرین و حکیم، اجزاء عالم را در اَشکال و اندازه های مختلف آفرید و با رنگ های گوناگون و جذاب بیاراست تا بشر ـ برترین مخلوقش ـ با جهان و پدیده های آن ارتباطی عمیق و سرشار از احساس برقرار کند ؛ در درک و فهم اسرار آن توفیق یابد و آسان تر به اهدافش دست یابد.
آیات وحی و کلمات پیشوایان دین، بر نقش رنگ ها و گوناگونیشان در خلقت جهان، به گونه مستقیم یا غیر مستقیم توجه داده اند. کشف این ارتباطات و دلالت رنگ ها بر مفاهیم، در زندگی معنوی و مادی بشر نقش به سزایی خواهد داشت.
علم خدا یکی از مباحث کلیدی در فلسفه اسلامی محسوب می شود و آرای متنوعی را فلاسفه و اهل نظر در این خصوص مطرح کرده اند. یکی از این آرای کثیر، نظر شیخ اشراق در این زمینه است. او از یک سو واجب تعالی را عین نور و ظهور بی نهایت معرفی می کند و علم را همان ظهور می داند و از سوی دیگر حقیقت واجب تعالی را «صرف الوجود» و «کل الوجود» و «غنی مطلق» و «بی نهایت» و «معطی همه اشیا و واجد حقایق آنها» می داند. بنابراین می توان گفت که او نیز مطابق نظام فلسفی خویش به علم مطلق و پیشین واجب تعالی معتقد بوده و بر مبنای مکتب فلسفی خویش به اثبات آن نیز همت گماشته است. پس اشکالی تحت عنوان نفی علم پیشین و تفصیلی خداوند به اشیا، متوجه او و نظام فلسفی اش نمی شود.
مضاف بر آن، شیخ اشراق علم خدا را به وجودهای عینی همه اشیا اعم از مجردات و مادیات علم حضوری مبتنی بر قهر و تسلط اشراقی می داند و هیچ موجود و ذره ای را از این علم و بصر خداوند، پنهان و مستور نمی داند. بنابراین همه موجودات ممکن پس از ایجاد نیز مشمول علم حضوری و بصر فراگیر حق تعالی هستند.
تشریح نظر شیخ اشراق در ساحتهای فوق و گزارش اشکالات متاخرین بر نظر او و نقد آن اشکالات بر پایه نظام فلسفی حکمه الاشراق، وظیفه ای است که این مقاله عهده دار انجامش است.
تفسیر عرفانی، گرایشی ویژه از تفسیر قرآن است که براساس آموزه های عرفانی وذوقی ومبانی سیر وسلوک ویژه ای- که از طریق کشف وشهود باطن به دست می آید-استوار است واز این راه مفسر به بیان بطون و لایه های پنهان آیات می پردازد. از نگاهی دیگر، تفسیر عرفانی، نوعی تاویل است. گرایش ونگرش عرفانی امام خمینی(ره) در تاویل قرآن بر یک اصل بسیار مهم استوار است و آن تطابق کتاب تدوین الهی با کتاب تکوین است. از نگاه ایشان، قرآن و روایات بویژه ادعیه ماثوره ائمه علیهم السلام سرشار از تعابیر عرفانی ومضامین والای معنوی است؛ عباراتی که تنها با مبانی عرفانی قابل تفسیرند. اگر چه رویکرد وگرایش غالب حضرت امام(ره) در بسیاری از موارد، رویکردی عرفانی ومبتنی بر مبانی ویژه اهل عرفان است، همواره بر دو نکته کلیدی تاکید ورزیده است: یکی این باور که اصطلاحات اهل عرفان، برگرفته از قرآن وحدیث وآموزه های نورانی اهل بیت(ع) است ودیگر اینکه توجه به ظواهر شریعت شرط اساسی سیر وسلوک ورسیدن به مقامات معنوی وعلم به باطن شریعت(حقیقت) است.
نگارنده در این نوشتار بر آن است تا ضمن تبیین رویکرد عرفانی وارائه نمونه هایی از تاویلات عرفانی امام خمینی(ره)، شیوه ومبانی تاویل صحیح را از تاویلات ناروا وباطل از دیدگاه ایشان بازگو نماید.
توجیه اطلاق مفاهیم و اوصاف بشری بر خدای نامحدود، مساله ای است که از دیر باز ذهن دانشمندان و فیلسوفان دینی را به خود مشغول کرده است. ویلیام آلستون یکی از برجسته ترین فیلسوفان دین در آمریکا، نظریه «کارکردگرایی» در روان شناسی فلسفی را برای توجیه این مساله، مطرح کرده و تلاش وافری کرده تا آن را در مقالات مختلف به اثبات برساند. در این نوشتار تلاش شده است که تمام مقالات آلستون در این زمینه بررسی شود.
یکی از دغدغه های مهم دین مداران و دین پژوهان، کشف معانی مقصود در متون دینی است. در مورد قرآن کریم و کتاب مقدس، دو کتابی که مورد توجه میلیارد ها نفر در گذشته و حال بوده و هست، بیشترین نظریه پردازی در ارتباط با شیوه های کشف معنا و مباحث زبان شناختی صورت گرفته است. اعتقاد به وحیانی بودن قرآن و کتاب مقدس سبب شده که بسیاری از مفسران در معناشناسی واژه ها، گزاره ها و حکایات، به معانیی فراتر از معانیِ متداول در کاربردهای بشری بیاندیشند. وجود بیش از یک معنا برای واژه ها یا گزاره های متن، از مباحثی است که در مورد این متون مطرح شده است. در برخی از علوم زبان شناختی همچون علوم ادبی، منطق و اصول فقه نیز درباره معنا و کیفیت استخراج معنا ازمتن و سایه های معناییِ متن و همچنین کاربرد لفظ در بیش از یک معنا مباحثی مطرح شده است.
در جوامع یهودی و مسیحی از زمانهای بسیار دور و بویژه در دوران موسوم به قرون وسطی، مدلهای گوناگون چند معنایی در تفسیر کتاب مقدس به کار گرفته می شده است. در تفسیر قرآن کریم نیز از دیرباز در روایات منسوب به پیامبر، صحابه و اهل بیت موضوع چند معنایی به گونه های مختلفی، مانند «تفسیر و تاویل»، «ظاهر، باطن، حد و مطلع»، و «عبارات، اشارات، لطایف و حقایق» آمده است.
در این مقاله ضمن اشاره به انواع مدل های چند معنایی در حوزه های مختلف از جمله منطق، اصول فقه، ادبیات، روایات و متون تفسیری، مدلهای چند معناییِ به کار برده شده را در تفسیر قرآن و کتاب مقدسِ یهودی- مسیحی مورد بررسی و مقایسه قرار داده و به ارزیابی آنها پرداخته ایم.
جان برتن، قرآن پژوه انگلیسی معتقد است که:
قرآنی که امروزه در دستان ماست، در عصر پیامبر(ص) و توسط آن حضرت گردآوری شده است. مسئلة نسخ و مصاحف صحابه، علل حذف نقش پیامبر(ص) از عرصة جمع آوری قرآن هستند. موضوعات نسخ تلاوت و حکم، نسخ تلاوت و بقای حکم و اختلاف قرائات مصاحف صحابه فاقد واقعیت خارجی بوده و ساختة اذهان فقیهانی است که در مناظرات خود با دیگر فقیهان، سعی کردند با تمسک به آنها آن دسته از احکام فقهی خود را که مستند آنها در نصوص مصحف فعلی وجود نداشت، مستند به قرآن نمایند. اگر پیامبر اسلام(ص) ، آیات قرآنی را در قالب مصحفی گردآوری کرده باشد، دیگر، فقیهان مذکور نمی توانستند سخن از اختلاف قرائات مصاحف صحابه و حذف نصوصی از مصحف فعلی در قالب دو شکل نسخ تلاوت به میان آورند. آنان چارة کار را در آن دیدند که با جعل روایاتی، نقش پیامبر(ص) را از عرصة جمع آوری قرآن حذف کنند و گردآوری آن را به دوران پس از حیات ایشان منتقل کنند. علی رغم نکات مثبتی که در نظریة برتن وجود دارد، نقدهای اساسی نیز بر برخی از ارکان نظریه او وارد است