از جمله مسائل مهم کلام امروزی، بحث معناداری زندگی است. ایده مهدویت نیز با عناوین گوناگون، یکی از ایده های مشترک ادیان توحیدی، حتی برخی ادیان و مکاتب غیرالهی به شمار می رود.
این نوشتار در پی اثبات رابطه مهدویت و معناداری زندگی شیعیان معتقد به حیات غایبانه آن حضرت است. بدین منظور ابتدا معنا و ارکان مهدویت و معنای معناداری زندگی بررسی می شود، آن گاه به روش استقرایی و با تکیه بر تواتر اخبار وارده، به اثبات مسئله می پردازیم.
در این پژوهش، مبانی فلسفی ـ دینی تربیت اخلاقی با تمرکز بر تبیین رابطه میان فطرت، اخلاق و دین با روش توصیفی تحلیلی از آرای علامه طباطبایی استخراج، و مشخص شد که فطرت نقطه کانونی و زیربنای ساختمان اخلاق است در عین حال، لایه هایی دارد که تنها در موقعیتهایی مناسب و در پرتو هدایت تشریعی شکوفا می شود. در بخش دوم پژوهش با شیوه ای که از دیدگاه خود علامه به دست آمده بود بر مبنای یافته های بحث نظری و متناسب با غایات تربیت اخلاقی، اصولی برای تربیت اخلاقی تعیین شد که ضرورت پاکی نسل، آغاز زود هنگام تربیت، اصلاح وضعیت محیطی، تقویت خود شناسی، غفلت زدایی و شناخت مصداق واقعی کمال، مبارزه با دنیا گرایی و رفاه زدگی و نیز ضرورت تقویت نور فطری از طریق اطاعت از دستورهای اخلاقی دینی و مداومت بر اعمال اخلاقی را نشان داد.
در بیشتر منابع حدیثی وتاریخی اهل سنت از جمله صحیح بخاری، صحیح مسلم،تفسیر طبری، الدر المنثور،تاریخ طبری و... روایاتی در باب آغاز نزول قرآن نقل شده است که ماهل سنت به آنها استناد می کنند. نگارنده ابتداء به نقل این روایات پرداخته و سپس آن را ازجهات سندی و متنی مورد ارزیابی قرارداده است و در نهایت به این نتیجه رسیده است که از جهت سندی، روایات فوق مرسل تلقی شده وقابل اعتماد نیست؛ زیرا سند هیچ یک از این روایات به پیامبر صلی الله علیه و آله ختم نمی شود و راویانی غیر ثقه در سند آن وجود دارد که به هنگام نزول نخستین آیات قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله به دنیا نیامده بودند و نیز شاهد نقل آن واقعه از آن حضرت نبوده اند. همچنین نگارنده، روایات فوق را ازجهت متنی به دلیل اختلاف نقلها در ساختار روایات مذکور ونیز وجود مطالبی همچون: تعبیر از نخستین وحی نازله با عنوان رویای صالحه، ترس واضطراب پیامبر صلی الله علیه و آله به هنگام دریافت نخستین وحی نازله وافسانه ورقه بن نوفل ( رجوع آن حضرت به یک راهب مسیحی برای رفع ترس و اضطرابش از نخستین وحی نازله) دراین روایات، مورد نقد قرارداده وتمام روایات فوق را ساختگی وجعلی دانسته است و در پایان به ذکر روایاتی از شیعه در مورد آغاز نزول قرآن پرداخته که هم از جهت سندی مورد اعتماد است وهم از نظر متنی متقن و قوی هستند.
در میان تألیفات کهن امامی، کتاب السنن و الأحکام و القضایا نوشته عبیدالله بن ابی رافع، اثر شناخته شده ای بوده، و متن کتاب به صورت مستقل تا قرن چهارم و شاید قرن پنجم وجود داشته است؛ با این حال، در جوامع حدیثی موجود امامیه، خاصه کتب اربعه، روایتی از کتاب مذکور نقل نشده و در دیگر کتاب های حدیثی امامیه نیز تنها سه روایت که در طریق آن ها نام عبیدالله آمده، نقل شده است. در نوشتار حاضر، استدلال شده که احتمالاً کتاب وی به واقع، همان کتاب السنن و الاحکام و القضایای محمد بن قیس بجلی(متوفی 151) است، که متن عرضه شده کتاب ابن ابی-رافع بر امام باقر و افزوده هایی به روایت ایشان بر کتاب مذکور توسط محمد بن قیس بجلی بوده است.
اهمیت اندیشه های سهروردی در سیر شکل گیری بحث اصالت وجود و اعتباریت ماهیت و اینکه بسیاری از مباحث فلسفی حکمت متعالیه در اثبات اصالت وجود ناظر به نقد ادلّه و سخنان سهروردی میباشد بر کسی پوشیده نیست. به دلیل عدم جامع نگری فلسفی در این بحث و عدم توجّه به سیر تاریخی آن و همچنین عدم رعایت مباحث روش شناسانه، ما با چهار تلقّی و دیدگاه درباره فلسفه اشراق روبه رو هستیم: 1ـ سهروردیِ قائل به اصالت ماهیت، 2ـ سهروردیِ قائل به اصالت وجود، 3ـ سهروردیِ قائل به اصالت نور یا اصالت انوار، (این سه دیدگاه تحت سیطره فلسفه ملّاصدرا شکل گرفته است.)
4ـ سهروردی اشراقی که قائل به هیچ کدام از سه تلقی بالا نبوده است. سهروردی اشراقی دغدغه تأسیس یک نظام مستقلّ از فلسفه مشّاء را داشته و بر این اساس مباحث نور و احکام آن را بدون توجّه به روابط نور، ماهیت، حقیقت وجود، و اصالت آن ها مطرح می کند. ما چگونگی شکل گیری سهروردیهای صدرایی را تحت سیطره اندیشه ملّاصدرا بیان، و سپس آن را با سهروردی اشراقی نقد می کنیم.
معناشناسی بخشی از زبان شناسی امروزی (زبان شناسی توصیفی و ساخت گرا)، است. معناشناسی به دنبال مطالعه و بررسی شرایط تولید معنا و دریافت آن نزد خواننده است. در واقع، نویسنده، اثر را به عنوان تولید دستور زبانی و گرامری نگاه نمیکند و در نگاهی نو به مطالعة فرهنگ واژه و جهان بینی حاکم بر آن میپردازد. از این رو، با علم تفسیر متفاوت است. این روش در میان مستشرقان نظیر ایزوتسو و برخی از محققان اسلامی به کار گرفته شده است. پژوهش حاضر به معناشناسی مفهوم عبودیت در قرآن در چهار گام میپردازد و در نهایت با ارائة تعریف معناشناسانة عبودیت و تبیین جهان بینی آن از دیدگاه قرآن، به مقایسة مفهوم عبودیت در قرآن با مفهوم عبودیت در پیش از اسلام و نیز مفهوم عبودیت در روایات و مصطلحات دانشمندان اسلامی میپردازد.
صدرالمتألهین از چند زاویه به ادراک حسی نگریسته است و از این رو، دیدگاه هایی را ارائه داده است که ناسازگار به نظر می رسند. محور بحث این پژوهش نخست تحلیل ارتباط این آراء و دیگر بررسی و تبیین سازگاری یا ناسازگاری آنها است. بنابراین مباحث آن در دو گام مورد بررسی قرار می گیرد. در گام اول نظریه معروف انشایی بودن احساس مطرح گردیده و سعی شده است تا چند تلقی فکری از ملاصدرا به عنوان عوامل تأثیر گذار بر طرح این اندیشه معرفی شود. همچنین نظریه وجود بودن این ادراک ها مطرح شده است و پس از اشارت به برخی از مبانی این نگرش، لوازم احتمالی آن، مانند: حل اشکالات وجود ذهنی، اتحاد مدرِک و مدرَک، مطابقت ادراک با عوالم و حضوری بودن علم، مورد بررسی قرارمی گیرد. با نگاه عمیق به این تلقی از احساس، آشکار می شود که این لوازم هر یک خود یک نظریه اند و دیگر دیدگاه ها را در پی دارند. بنابراین نوعی همبستگی و تلازم بین این اندیشه ها وجود دارد. درگام دوم به طور روشمند، سازگاری و یا ناهمخوانی نظریه هایی همچون انشایی بودن ادراک حسی، افاضه آن از عالم امر، مشاهده صورت های مثالی به هنگام احساس و تنزل نفس در این مقام، مورد بررسی قرار می گیرد. چگونه ممکن است ادراکی، هم در اثر خلاّقیت و فعّالیت نفس ایجاد شود، هم از سوی واهب افاصه گردد، هم نتیجه مشاهده طبایع غیرجسمانی از طریق حواس مثالی و عقلی باشد و هم با تنزل نفس ادراک کننده به مرتبه طبیعت و حواس جسمانی حاصل شود؟ اینها عمده مسائلی است که به طور مستند مورد بررسی قرار گرفته اند و در باره آنها داوری می شود.
ایمان عقدی قلبی است که پس از شناخت چیزی، به آن تعلق مییابد. غیب نیز وجودی فراحسی و غیرقابل اشاره است. ایمان به غیب، ارتقا معرفت به امور فراحسی و رسوخ به مرتبه قلب (برترین مرتبه مثالی نفس انسان) است. وجود خدا و صفات او، وحی و معارف وحیانی دین، معاد و احوال آن مهم ترین مصادیق امور غیبیاند که بندگان پرهیزگار خدا، این حقایق را به نحو وجدانی میشناسند و به آنها تعلق قلبی دارند و در عمل نیز به این حقایق پایبند هستند. این نوشتار معنا و امکان تحصیل ایمان به غیب را براساس دیدگاه صدرالمتألهین و امام خمینی+ و متناظر با دو جنبه وجود انسان (نظر و عمل) تبیین میکند.
یکی از موضوعاتِ مطرح شده در عرفان و تصوّف اسلامی، مسئله طبقه بندی کرامات و در نظر گرفتن اسماء و انواع، برای هریک از افعالِ ناقض عادت است. اربابِ سِیر و سلوک را در بابِ این انواع، و اسماءِ مربوط به هریک، اقوالی متعدد و فراوان است. انواع کرامات، در آغاز، در سه یا چهار طبقه کلی جای می گرفته است، اما به مرور، و هم زمان با پیشرفت و تکاملِ تصوّف، این انواع نیز، تا بیست و پنج قِسم افزایش یافتند. آنچه از تأمل در بابِ آرا و عقاید مشایخ اهل طریقت، درخصوص تعداد و انواع کرامات حاصل می شود، آن است که درباره وقوع و ظهور برخی از این اقسام، میان اهل تصوّف اتفاقِ نظرِ کامل وجود داشته است. این وحدتِ نظر، سبب گردیده تا همه با یک نام، و یا عناوینی تقریباً یکسان، از این قِسم کرامات یاد نمایند؛ اما در بابِ بعضی دیگر از کرامت ها، این اتفاق نظر مشاهده نمی شود. انواع کرامات را در یک طبقه بندی کلی، به دو گروهِ «شایع و نادر» می-توان تقسیم کرد. درخصوص انواع شایع، اطلاعاتی فراوان در متون عرفانی موجود است، اما در بابِ اقسام نادر، به زحمت می توان از خلال منابع اهل تصوّف به آگاهی هایی دست یافت. یکی از این انواع نادر، «طَوامّ» نام دارد. طوام، به معنی بزرگ شدن و فربه شدن جسم است. در این مقاله، سعی بر آن است تا با تکیه بر این اسنادِ اندک شمار، کرامتِ موردِ اشاره معرفی و چگونگی وقوعِ آن بررسی شود.
موضوع جنگ همواره مورد توجه دانشمندان اخلاق قرار گرفته است. در این نوشتار دیدگاه اسلام براساس آیات قرآن و روایات پیرامون این سؤال که آیا جهاد ابتدایی در اسلام توجیه اخلاقی دارد، تبیین و به برخی از شبهات و اشکالات پاسخ داده شده است. در ابتدا دیدگاه های رایج فیلسوفان اخلاق غرب را در این رابطه بررسی سپس نظر اسلام در این باره بیان شده است. توصیه اسلام به جنگ در چارچوب کلی جهان اسلام که بر محور توحید و عدالت استوار است، معنا و مفهوم پیدا می کند. ازاین رو بارزترین شرط جهاد در اسلام فی سبیل الله بودن آن است که با توجه به همین قید اشکال مهم غربیان به حکم جهاد در اسلام پاسخ داده می شود. شروع جنگ در اسلام مشروط به شرایطی چون مقابله با تجاوزگری، دفاع از مظلوم، رفع فتنه، فقدان راه حل مسالمت آمیز است که همگی از اصول مترقی اخلاقی اسلام خبر می دهد.
در نظام حقوقی اسلام، کودک، سفیه و مجنونی که عدم رشد یا جنون او متصل به زمان کودکی باشد، تحت ولایت پدر و جد پدری قرار می گیرند؛ ولی قهری در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی مولی علیه خود نماینده قانونی او می باشد و نمایندگی او عام است و هر اقدامی را که به مصلحت مولی علیه بداند، می تواند، به نام او انجام دهد؛ همه این تصرفات مالی وی حتی بعد از رشد مولی علیه نفوذ حقوقی خواهد داشت و مولی علیه حق فسخ یا ابطال آن ها را ندارد؛ اما نفوذ تصرفات مالی ولی قهری مطلق نیست و در مواردی تصرفات وی فضولی محسوب می شود و به تبع، آثار حقوقی تصرفات فضولی بر آن مترتب می گردد. حق ابطال معامله توسط مولی علیه پس از رشد، حق رجوع مشتری به ولی قهری در بازگرداندن ثمن معامله و خسارات حاصل از فسخ معامله، از جمله این آثار است.
فقها و حقوقدانان درباره مصادیق تصرفات فضولی ولی اتفاق نظر ندارند؛ زیرا آنان در مورد شرایط مربوط به قلمرو ولایت ولی قهری اختلاف نظر دارند و دیدگاه های حاصل از این اختلاف، تعیین کننده محدوده تصرفات نافذ و غیرنافذ ولی قهری است. در مقاله حاضر ضمن تبیین این اختلاف، گستره تصرفات ولی قهری و همچنین تحلیلی از برخی مصادیق تصرفات فضولی ولی قهری ارائه می شود. و به تحلیل وجوه متعددی از ضمانت اجرای آثار مترتب بر تصرفات فضولی اشاره می گردد.
محمد بن سنان زاهری (م. 220 ق) از راویان کثیرالرّوایه و تأثیرگذار بر فقه و حدیث امامیّه، بر اساس دلایل و شواهدی که غالباً از رجال کشّی نشأت می گیرند؛ مورد تضعیف رجالیون و بالتّبع، فقیهان شیعه واقع گردیده است. منقولاتی معتبر از موثّقین شیعه، مانند ایّوب بن نوح و فضل بن شاذان، اتّهام غلو و همچنین مذمّت وی توسّط امام جواد (ع)؛ از جمله شواهد و مستندات ضعف این راوی محسوب شده اند. ما در این نوشتار به اعتبارسنجی و ارزیابی این گزاره ها پرداخته و با شیوه تتبّع تام در مجامع روایی و توجّه به قراین مختلف، در نهایت به این نتیجه دست می یابیم که محمد بن سنان از «ثقات اصحاب امامیّه» بوده و دلایل تضعیف وی، هرچند از جهت سند معتبرند، در باز اندیشی انتقادیِ متن، از حیث دلالت مخدوش بوده و در قدح مخلّ به وثاقت راوی هیچ گونه صراحتی ندارند؛ فلذا دیدگاه فقیهانی که وی را موثّق می دانند مورد تأیید است.
تنقیح مناط، عبارت است از خالص کردن و منقح کردن علت و مناط حکم از اوصاف و خصوصیات زائد همراه حکم و تعمیم آن به هر مورد برخوردار از ویژگی مشترک. تنقیح مناط، نخستین بار در سده پنجم توسط اهل سنت مطرح شد و بعدها در سده هفتم به طور صریح و رسمی، در بین شیعه مطرح گشت. (اگر چه پیش از آن نیز رویکردهایی غیر صریح به آن صورت گرفته بود). این روش بعد از آن نیز کم و بیش مورد توجه فقها بوده و به آن استناد جسته و در موردش سخن رانده اند.
در این مقاله چگونگی رویکرد فقیهان از آغاز تا به امروز در آراء و نظریات و در عمل و استنادات، در ادوار مختلف، مورد تحلیل و تبیین قرار گرفته و در نتیجه آن مشخص می شود که جز یکی از فقها، به دلیلی قابل توجیه، هیچ کس به کلی با حجیت تنقیح مناط مخالف نیست و تقریباً همه حجیت تنقیح مناط قطعی را می پذیرند و تنها تنی چند از بزرگان، حجیت آن را در احکام غیر تعبدی محدود کرده اند؛ اگر چه که از طرف دیگر، عموم فقهای امامیه با حجیت تنقیح مناط ظنی مخالفند و تنها بعضی از اعلام امامیه، تنقیح مناط ظنی مستند به لفظ و بعض دیگر تنقیح مناط اطمینانی را معتبر دانسته اند.
این مقاله در پی آن است که عقاید عرفانی جامی را با تکیه بر آرای ابن عربی در مورد انسان کامل مورد پژوهش قرار دهد.
انسان کامل منشأ فیض حق به خلق است و از این لحاظ اهمیّتی ویژه در شناخت ویژگیهای او و چگونگی دست یافتن به مقامش احساس می شود.
موضوع انسان در عرفان ابن عربی، یکی از پایه های اصلی عقاید او را شکل داده است. جامی نیز که در عرفان، پیرو دیدگاه های ابن عربی است به انسانشناسی و انسان کامل توجّه خاص کرده و در این باره فراوان سخن گفته است.
انسان کامل از نگاه جامی و ابن عربی، خلیفة الهی است. او مقصد اصلی آفرینش است و عالم هستی برای او آفریده شده است. اینان، هم چنین، انسان کامل را کسی می دانند که به فنای در حق، متّصف شده و مظهر تمام اسما و صفات او گشته باشد. انسان کامل، واسطة میان حقّ و خلق است؛ فیض وجود از طریق او به همة موجودات می رسد. .
این پژوهش سعی می کند ضمن تعریف کمال به دیدگاه مکاتب در مورد انسان کامل بپردازد و سپس این دیدگاه ها را با نظر جامی و ابن عربی و سپس نظر قرآن مقایسه کند تا بتواند دورنمایی هرچند کلّی در مورد جایگاه انسان کامل در هستی عرضه نماید.
این تحقیق با هدف بررسی افکار و نظریات مولوی در باره کارکردهای تربیتی هنر قصه به رشته تحریر در آمده است. روش این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی است. پس از بررسی و نقد آثار این دانشمند بزرگ مسلمان، مشخص شد که مولوی معتقد است، قصه و نقل حکایات آموزنده یکی از ابزارهایی است که باعث آرامش خاطر روحی و روانی افراد می شود. شنیدن و گذر بر احوال شخصیت ها و قهرمانهای قصه و تطبیق وضع خود با آنها به ما بینشی می دهد تا ضمن سنجش و ارزیابی رفتار و اندیشه خود به اصلاح و تقویت آنها بپردازیم. مولوی پیامها و گزاره های مفهومی قصه ها و حکایات را یکی از مهمترین عوامل آگاهی و بینش متربیان می داند و نقش این پیامها را در تربیت و هدایت انسانها بسیار سودمند می داند به گونه ای که تأمل و تفکر در محتوای قصه ها افراد را از گرفتار شدن در رنجها و محنتها می رهاند. وی روش قصه سرایی و حکایت پردازی را یکی از بهترین وسیله های ایجاد الگوهای ذهنی و رفتاری برای متربیان و القای غیر مستقیم مفاهیم به آنان می داند.
دستیابی به معانی و مقاصد آیات قرآن در گرو تفسیر آیات و تفسیر آیات، در گرو «روش تفسیر» است. در میان روش های گوناگون تفسیری، «روش اجتهادی» از معتنابه ترین روش هاست؛ زیرا در این روش، مفسر از همة ظرفیت های تفسیری برای نیل به معارف قرآن بهره می گیرد. نوشتار حاضر جواز تفسیر اجتهادی را از نگاه آیة تفسیر (آیة 44 سورة مبارکة نحل) تحلیل کرده، نشان می دهد به رغم دیدگاهی که آیة تفسیر را گواه ممنوعیت «تفسیر اجتهادی» می پندارد، این آیه نه تنها بر جواز این روش تفسیری دلالت دارد؛ بلکه از مستندات استوار قرآنی آن است.
نهاد تعدد قاضی، مبتنی بر سیره عقلاییه ای است که در نظام های مختلف حقوقی دیده می شود. به گونه ای که مجمعی از قضات به صورت مشترک و در یک مورد واحد به انشاء و اصدار حکم بپردازند. هر چند در کلام همه فقهای امامیه، به صراحت سخنی پیرامون نهاد تعدد قاضی و یا قضاوت مشترک و شورایی به چشم نمی خورد، ولی با بررسی ادله جواز قضا می توان دریافت که فقها وحدت یا تعدد قضات را در شرایط کلی قاضی مطرح نکرده اند. بنابراین از اطلاق این ادله می توان راهی به سوی این شیوه قضاوت گشود. همچنین با بررسی تفاوت مفهوم حکم و فتوی و تعریف موسعی که فقها برای حکم حاکم قایل هستند می توان به این دست یافت که حکم، به رغم مصلحت ملزمه ای که در آن نهفته است موضوعیت تام ندارد و طریقی برای رسیدن به حجت شرعی است و در این طریق، تفاوتی میان وحدت و تعدد قاضی در انشاء حکم وجود ندارد و چه بسا نحوه قضاوت مشترک که حاصل شور و مشورت قضات است بیشتر مورد اطمینان باشد.