فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۶۱ تا ۲٬۱۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ خریف ۲۰۲۵ العدد ۳
49 - 70
حوزههای تخصصی:
لقد وردت فی القرآن الکریم قصص قرآنیه متعدّده، غیر أنّ السؤال المطروح هو: هل لهذه القصص دور فی بناء الحضاره الإسلامیه الحدیثه؟ ولأجل فهم هذا الدور، تناولنا فی هذه الدراسه السؤال الآتی: «ما هی الطاقات الحضاریه والتاریخیه للبعد المتخیَّل فی القصص القرآنیه فی مواجهه القصص الإنسانیه القائمه على الخیال الهرمنیوطیقی الغربی والمعاصر؟» وفی سبیل الإجابه عن هذا السؤال، اعتمدنا منهج الدراسه المقارنه، فرکّزنا أوّلًا على الهرمنیوطیقا والتاریخانیه لدى مارتن هایدغر، ثمّ على آراء بول ریکور. إذ یرى هایدغر، فی تفسیره للهرمنیوطیقا والتاریخانیه، أنّ تشکّل مقولات الفاهمه عند کانط هو نتاج الخیال الإنتاجی، بینما یعرّف الخیال فی قوّه الحکم بأنّه خیال استرجاعی. ومن وجهه نظره، فإنّ الفهم یتکوّن عبر الدور الهرمنیوطیقی بین هذین المعنیین للخیال، بحیث تحلّ الهرمنیوطیقا والتاریخانیه محلّ المیتافیزیقا التقلیدیه والذات الاستعلائیه. وفیما بعد، ومع التأکید على العلاقه بین اللغه والخیال والسرد، أوضحنا من خلال المقارنه بین آراء هایدغر وریکور کیف تتشکّل الحقیقه والواقع فی الهرمنیوطیقا الغربیه المعاصره تحت تأثیر الخیال اللغوی، وکیف أنّ السردیات الإنسانیه المتخیَّله تصوغ الحقیقه تبعًا لصُوَر الخیال الإنسانی. وفی القسم الثانی من المقال، ومع الإشاره إلى جهود هنری کوربان، بیّنّا أنّ الخیال فی الفهم الهرمنیوطیقی عند هایدغر وأمثاله یعادل «الخیال المتّصل» فی الحکمه الإسلامیه، ولا سیّما فی آراء أبو نصر الفارابی، وشیخ الإشراق، وصدر المتألّهین الشیرازی. فالفارابی، من خلال تمییزه بین النبی والفیلسوف، یرى أنّ الوحی هو ثمره اتصال النبی بالعقل الفعّال، حیث تنزل الحقائق على النبی فی آنٍ واحد بصیغتین عقلیه وخیالیه. بینما یتلقّى الفیلسوف الحقائق بصوره عقلیه محضه، فإنّ النبی یدرکها فی ظاهرها التمثیلی وصورها الخیالیه، وفی باطنها العقلی والبرهانی. وهذه الکیفیه من الاتصال تمکّن النبی، بخلاف الفیلسوف، من التواصل مع لغه عامه الناس المنشغلین بالمحسوسات. ویؤکّد شیخ الإشراق على الصله بین الخیال المتّصل والخیال المنفصل، ویمیّز بین الصور الخیالیه الحقیقیه والإلهیه من جهه، والصور الشیطانیه والباطله من جهه أخرى. وفی الحکمه المتعالیه لصدر المتألّهین الشیرازی، ومع طرح فکره التجرّد المثالی (على خلاف التجرّد العقلی الذی یقتصر على النوادر)، یُعدّ الوصول إلى الصور الخیالیه فی الخیال المنفصل أمرًا ممکنًا ومتاحًا لجمیع البشر. وبسبب العلاقه بین الخیال المتّصل والمنفصل عند الحکماء المسلمین، فإنّ فی باطن هذه الصور الخیالیه تکمن حقائق عقلیه وبرهانیه. فجمیع الناس یستطیعون إدراک الحقائق فی صورتها الخیالیه، غیر أنّ الوصول إلى باطنها العقلی یظلّ محتاجًا إلى التجرّد العقلی، وهو خاص بالنوادر من البشر. وعند المقارنه، یتبیّن أنّ الخیال فی الهرمنیوطیقا الهایدغریه یبقى محصورًا فی المجال الإنسانی، ویتبع الترکیب الذی یصنعه الإنسان من الصور الجزئیه المحسوسه فی عالم الخیال، سواء فی الشعر أو القصص أو الروایه أو اللعب أو حتى السینما. وهذا المعنى من الخیال تابع للأهواء الإنسانیه، ولا یمتلک أی صوره متخیَّله ثابته أو نفس الأمریه، وفی النهایه فإنّ انقطاع الخیال المتّصل عن الخیال المنفصل یؤدّی إلى التاریخانیه والنسبیه فی الفهم. ولهذا السبب لم یکن مارتن هایدغر قادرًا على أن یکون له فهم میتافیزیقی یتجاوز الخیال الشعری. أمّا الخیال عند الحکماء المسلمین فهو مقیّد بالمیتافیزیقا والعقل، ولذلک یمکن التمییز بین الصوره الخیالیه الباطله والصوره الخیالیه الحقیقیه. إذا اعتبرنا القصص القرآنیه ثمره اتصال النبی بالعقل الفعّال، فإنّه فی باطن الصوره الخیالیه لهذه القصص تکمن حقائق میتافیزیقیه وعقلیه. إنّ فهم القصص التاریخیه فی القرآن، بلغه التمثیل والخیال، میسور لجمیع البشر، غیر أنّ إدراک باطنها العقلی یقدّم مادّه للبراهین الکلامیه والفلسفیه والفقهیه. وفی هذا التصوّر، فإنّ الخیال المتّصل، وإنْ کان خیالًا إنسانیًا یرکّب الصور الجزئیه من المحسوسات ویصوغها، فإنّه بسبب علاقته بالصور فی الخیال المنفصل یستطیع أن یمیّز بین الصور الخیالیه الحقیقیه وغیر الحقیقیه. فالسرد الإنسانی المحض عن أصل الإنسان یمکن أن یتکوّن من ترکیب الصور الجزئیه دون أن یکون التمییز بین صدقه وکذبه واضحًا، بینما القصه القرآنیه عن الخلق قصه حقیقیه، وصدقها وکذبها معلوم. ومن ثمّ، فی مواجهه الهرمنیوطیقا والتاریخانیه المعاصره التی تعتبر جمیع القصص الإنسانیه المحضه متساویه فی الاعتبار، فإنّ القصص القرآنیه، على الرغم من استفادتها من الصور الخیالیه، تُعدّ مقدّمه للفهم البرهانی والمیتافیزیقی للحقائق الوحیانیه، وبالتالی فهی تتمتّع باعتبار متمیّز عن القصص الإنسانیه المحضه. وفی القسم الختامی من المقال، ومن خلال دراسه أقوال مفسّری القرآن حول طبیعه القصص القرآنیه وکذلک أقوالهم المتعلّقه بموضوع هذه القصص، أوضحنا أنّ التحلیل المذکور، القائم على آراء الحکماء المسلمین، ینسجم مع القول بأن الصور الخیالیه فی القصص القرآنیه وکذلک لغتها واقعیه وحقیقیه. وقد أُشیر فی الخاتمه إلى أنّ هذه الطاقه یمکن أن تکون فعّاله فی مواجهه موجه النسبیه الناشئه عن الدور الهرمنیوطیقی وعن القصص والروایات الإنسانیه الغربیه، وذلک فی مختلف المجالات الفنیه والسردیات القصصیه وکلّ مجال یرتبط بالجمهور العام للحضاره الإسلامیه.
Ethics of Business According to Islamic and Christian Holy Texts
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
317 - 345
حوزههای تخصصی:
This research explores the ethical principles guiding business practices in Islamic and Christian traditions, with a focus on key concepts such as honesty, fairness, and social responsibility. Through an analysis of Islamic texts, including the Quran and Hadith, and Christian scriptures, primarily the Bible, the study highlights both commonalities and differences between the two religious frameworks. The findings show that while both traditions emphasize honesty, justice, and the moral obligation to act ethically in business, they diverge on specific issues like the prohibition of usury (riba) in Islam and the evolution of views on usury in Christianity. The research also examines the practical challenges of applying these ethical principles in contemporary globalized business environments. The study contributes to a deeper understanding of how religious ethics can inform modern business practices, offering insights into the application of ethical principles across diverse cultural and religious contexts. Future research areas include the ethical implications of technological advancements and the role of interfaith dialogue in addressing business ethics.
نقد نظریه ایمان گرایی محض کی یرکگارد در داستان ذبح اسماعیل بر اساس تحلیل شخصیت حضرت ابراهیم ناظر بر مؤلفه های تفکر نقادانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
381 - 404
حوزههای تخصصی:
ریچارد پاول از اندیشمندان حوزه تفکر نقادانه برای ارزیابی صحیح تفکر از مؤلفه هایی به نام استانداردهای عقلانی استفاده می کند. برخی از این مؤلفه ها عبارت اند از: درستی، انصاف، وسعت نظر و منطقی بودن. پژوهش های انجام شده در آموزه های قرآنی و دین اسلام نیز بر تفکر صحیح و استدلال ورزی دقیق برای برخورداری از ایمان راستین تأکید می کنند. اما برخی اندیشمندان ایمان گرا همچون کی یرکگارد معتقدند که بعضی آموزه های دینی مانند ماجرای حضرت ابراهیم و ذبح فرزندش، بر اساس ایمان گرایی محض است و اندیشیدن در آن راه ندارد. پژوهش حاضر درصدد نقد نظریه ایمان گرایی کی یرکگارد در این داستان بر اساس بازشناسی شخصیت و شیوه تبلیغ حضرت ابراهیم، ناظر بر مؤلفه های تفکر نقادانه است. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی نگارش شده است، وجود مؤلفه های تفکر نقادانه در شیوه تبلیغ حضرت ابراهیم و برخورداری ایشان از ذهن متفکر نقاد را اثبات کرده است و نظریه ایمان گرایی محض کی یرکگارد را در داستان ذبح اسماعیل نفی می کند. همچنین برخلاف ظاهر داستان، مبانی عقلی و منطقی را در تصمیم حضرت ابراهیم نشان می دهد.
وصایت در سنت پیامبران الهی و تداوم آن در سیره پیامبر اسلام (ص)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
120 - 143
حوزههای تخصصی:
مسئله این پژوهش بررسی جایگاه «وصایت» در سنت پیامبران الهی و تبیین جایگزینی آن در سیره پیامبر اسلام(ص) است. با توجه به روایات پیامبر(ص)، امامان اهل بیت(ع) و نیز گزارش های بر جای مانده از کتب انبیا، شواهدی وجود دارد که پیامبران گذشته امت های خویش را بدون سرپرست رها نکرده و برای استمرار مسیر رسالت، وصی و جانشین تعیین می کرده اند. هدف مقاله، واکاوی این سیره و نشان دادن تطبیق آن در رفتار و گفتار رسول گرامی اسلام(ص) است. پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس منابع روایی، تاریخی و گزارش های صحابه سامان یافته است. داده های پژوهش نشان می دهد که چهار تن از امامان اهل بیت(ع) با نقل روایاتی از پیامبر(ص)، و یازده تن از صحابه با نقل شمار زیادی روایت، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) را وصی پیامبر(ص) معرفی کرده اند. همچنین هجده تن دیگر از صحابه، هرچند روایت مستقیمی از پیامبر(ص) نقل نکرده اند، اما در اشعار و گفتار خود تحت تأثیر روایات نبوی، از علی(ع) به عنوان وصی پیامبر(ص) یاد کرده اند. مجموعه این شواهد از درجه ای از کثرت و هماهنگی برخوردار است که وصایت امیرالمؤمنین علی(ع) از سوی پیامبر اسلام(ص) را در حدّ تواتر بالا قرار داده و از هرگونه تردید برکنار می سازد.
عقلانیت فلسفی و هویت سازی از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یافته های دانش روان شناسی هویت انسان را ساخت یافته بینش ها و ارزش های او می داند. به رغم وجود رابطه هم کنشی بین ساحت های رفتاری، گرایشی و بینشی، شدت و قوت تأثیر حوزه بینشی بر دیگر ساحت های وجودی انسان به اندازه ای است که باورهای انسان، جوهره شخصیت او را تشکیل می دهند. این موضوع باقاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» در حکمت صدرایی که نفس آدمی را متحد با مجموعه معلومات او می داند همخوانی کامل دارد. براین اساس حالت ها و ویژگی های ساحت معرفت در دیگر حوزه های وجودی انسان ساری و جاری است. ساماندهی معرفت، شکل گیری هویت و در نتیجه، بهداشت روانی و در مقابل، بحران معرفت، بحران هویت و در نتیجه بی معنایی زندگی را در پی دارد. از منظر فلسفه اسلامی، ساماندهی نظام معرفتی از طریق عقلانیت و پیروی از استدلال میسر می گردد. هرچند ملاصدرا علم یقینی را موهبتی و ویژه خواص می داند؛ ولی بر این باور است که مرتبه ای از عقلانیت که همان تبعیت از استدلال های متعارف عقلی است برای عموم انسان ها امکان پذیر است. عقلانیت فلسفی و نقش آن در هویت سازی، موضوع این نوشتار را تشکیل می دهد. فرضیه این پژوهش این است که صورت بندی درون مایه های معرفتی و از جمله جهان بینی دینی بر اساس عقلانیت فلسفی، نقش مؤثری در سامان دهی نظام معرفتی و در نتیجه آرامش روانی و معناداری زندگی دارد.
بررسی انتقادی پیامدهای برابری جنسیتی در سند 2030 برای زنان در پرتو آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
193 - 223
حوزههای تخصصی:
دفاع از حقوق زنان دغدغه مهم سازمانهای بینالمللی در دهههای اخیر بوده است. هدف پنجم سند توسعه پایدار ۲۰۳۰ به «برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان و دختران» اختصاص یافته است. با توجه به اینکه «توانمندسازی» و همه اهداف فرعی ذیل هدف پنجم به «برابری جنسیتی» برمیگردند، «برابری جنسیتی» برای تحقق همه اهداف سند 2030 محوریت دارد. نهاد زنان ملل متحد با توسعه مفهومیِ «برابری جنسیتی»، مفاهیم و مصادیق جدیدی را به سند میافزاید که در نگاه اول به سند دیده نمیشود، ولی ملاک پیگیریها و مؤاخذههای بینالمللی دولتها قرار میگیرد. هدف این مقاله، شناسایی پیامدهای حقیقی برابری جنسیتی بر اساس مؤلفههای توسعهیافته برای زنان است و با روش تحقیق اسنادی و تحلیل انتقادی انجام گرفته است. یافتههای مقاله نشان میدهد برابری جنسیتی در ظاهر، پیامدهای سودمندی به زنان جهان نوید میدهد، ولی در عمل با فروکاست منزلت انسانی زنان و تضعیف بنیان خانواده، تحمیل مسئولیتهای بیشتر بر زنان در جامعه بدون توجه به علاقهها و تواناییهایشان، همچنین افزایش فقر و کاهش سلامت و امنیت، مشکلات فردی و اجتماعی جدیدی برای زنان ایجاد میکند. در حالی که رویکرد قرآن کریم بر اساس «عدالت جنسیتی» ارزش انسانی و ذاتی زنان را تبیین، جایگاه همسری و مادری در خانواده را تقویت، و حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی متناسب با آنان را تعیین میکند و الگویی بهمراتب مؤثرتر و کارآمدتر است. انقلاب اسلامی ایران در عصر حاضر توانست نمونه عملی این الگو را برای زن به دنیا معرفی کند.
سیر تطور رویکرد مادی گرایانه به مفاهیم غیبی قرآن در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
149 - 169
حوزههای تخصصی:
تجربه گرایی در دوران معاصر، به رشد مادّی گرایی کمک کرد و موجب شد برخی اندیشمندان معاصر، به همه ابعاد هستی با رویکرد مادّی گرایانه بنگرند. بر این اساس، اندیشه وران ایرانی ، با معیار قرار دادن فلسفه حسی در بررسی مفاهیم غیبی، رویکرد مادّی گرایانه به این مفاهیم را دنبال کردند. از آن جا که این رویکرد، با تطوّراتی مواجه بود، تحقیق حاضر در صدد برآمد با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی- تحلیلی، به تبیین این مسئله بپردازد که رویکرد مذکور، چه مراحلی را پشت سر گذاشته و این مراحل از چه زمینه و پیامدهایی برخوردار بوده است. طبق بررسی های انجام شده، رویکرد مورد نظر سه مرحله را پشت سر گذاشته است: 1- مرحله انکار مفاهیم غیبی: در این مرحله، مفاهیم غیبی، متعارض با یافته های علوم تجربی تلقّی شده و غالباً از سوی روشنفکران انکار شدند. 2- مرحله تطبیق مادّی گرایانه علمی فعّالانه: در این دوره، تلاش های گسترده ای برای تطبیق مفاهیم غیبی با علوم تجربی صورت گرفت. 3- مرحله تطبیق مادّی گرایانه علمی نیمه فعّالانه: در این مرحله، با تحوّلات نوپوزیتویستی و نگاه هرمنوتیکی به مفاهیم قرآن، تطبیق مادّی تا حدودی فروکش کرد.
انسان کامل در جهان شناسی عرفانی راز شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۵
53 - 69
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در عرفان نظری، ضرورت وجود انسان کامل در نظام هستی است؛ چراکه انسان کامل به لحاظ برخورداری از جامعیت و گستردگی وجودی، نسخه جامع و کامل تمام نظام هستی است، به گونه ای که شناخت او موجب شناخت عالم خواهد شد. از نظر راز شیرازی، عارف شیعی قرن سیزدهم، برپایی عالم و بقای آن وابسته به وجود انسان کامل است که منظوراز این انسان ، حضرات محمدی و علوی و ذریه مطهر ایشان است. انسان کامل دو نسبت با عالم دارد: در نسبت اول، بخشی از عالم یا مرتبه ششم است که نسبت طولی است. او در یک تقسیم بندی کلی، پنج مرتبه را برای ظهورات الهی در نظر گرفته که به حضرات خمس معروف است. علاوه بر ذکر حضرات خمس، به بیان عوالمی که نتیجه تجلی هریک از حضرات است، پرداخته و براین اساس از تجلی هر حضرت، یک عالم پدید می آید. به این ترتیب، عوالم مختلف لاهوت، جبروت، ملکوت، ملک و انسان کامل، به ظهور می رسند. عالم ناسوت انسانیه، جامع عوالم اربعه الهیه و آن عوالم، در عالم هیکل ناسوتی انسانی مندرج است. در نسبت دیگر، واسطه خلقت یا ایجاد عالم؛ و به تعبیری، هم علت و هم دلیل ایجاد عالم است. راز شیرازی به پشتوانه آیات و احادیث شیعه و با تکیه بر مفهوم ولایت کلیه الهیه، انسان کامل را محل مشیت الله، واسطه فیض الهی و مانند آن دانسته است. در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی به تبیین جایگاه انسان کامل در نظام هستی از منظر راز شیرازی پرداخته می شود.
واکاوی روایات ضرب قرآن با قرآن و تحلیل انتقادی دیدگاه های پیرامون آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
261 - 286
حوزههای تخصصی:
روایات نهی از ضرب قرآن با قرآن ازجمله روایات موجود در منابع روایی شیعه و سنی است. شدت نهی و در حد کفر دانستن ضرب قرآن به قرآن، سبب شکل گیری دیدگاه های متفاوت در مراد آن روایات و نیز شمول و عدم شمولشان، نسبت به تفسیر قرآن با قرآن که از روش های ممدوح مناهج تفسیر است، شده است. هدف این مقاله واکاوی آن روایات و تحلیل انتقادی دیدگاه های مرتبط با آن است. یافته های مقاله با اتکا به داده های کتابخانه ای و رویکرد انتقادی نشان می دهد که روایات یادشده، د ر مقام نهی از تفسیر قرآن با رأی مصطلح به تنهایی، نهی از ضرب (زدن) لغوی و نهی از تفسیر قرآن با قرآن و یا تفسیر موضوعی نیستند. در دیدگاه برگزیده، روایات نهی از ضرب قرآن با قرآن، در مقام نهی از امری مرکبی است که عبارت است از نهی از خصومت ورزی به وسیله آیات قرآن، نهی از نقض و تضییع مفاد آیه مورد استناد طرف مقابل، نهی از تطبیق آیه بر عقیده از پیش برگزیده شده و مخاصمه بر سر آن و نادیده گرفتن ویژگی تصدیق آیات قرآن نسبت به یکدیگر. این روایات به تصریح و یا به صورت ضمنی بر اعتبار تفسیر قرآن به قرآن دلالت دارند .
نقش ایرانیان در استعلا و گسترش اهداف و پیام های نهضت عاشورا
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۸
7 - 22
حوزههای تخصصی:
نهضت عاشورا از برجسته ترین و تأثیرگذارترین رویدادهای تاریخ اسلام و ایران یک حادثه مذهبی، و نمادی از مقاومت، ایثار و مبارزه با ظلم در فرهنگ ایرانی و جهانی شناخته می شود. پژوهش حاضر به بررسی نقش عاشورا در هویت فرهنگی و دینی ایرانیان می پردازد و تأثیرات بلندمدت آن را بر جامعه ایرانی تحلیل می کند و به گسترش پیام های عاشورا در دنیای امروز و ارتباط آن با جنبش های حقوق بشری، عدالت خواهی و مقاومت در برابر ظلم می پردازد. یافته های این مقاله نشان می دهد که عاشورا در تقویت هویت شیعی و ایجاد همبستگی اجتماعی در تاریخ ایران نقشی اساسی داشته است. پیام های عاشورا در ادوار تاریخی ایران و جنبش های سیاسی و اجتماعی آن، نیروی محرکه مبارزه علیه ظلم و فساد بوده است. در دنیای معاصر نیز، آموزه های عاشورا منبع الهام مبارزات جهانی علیه نابرابری، فساد و ظلم است و چشم انداز گسترش آن در سطح جهانی، به ویژه در جنبش های عدالت خواهانه و حقوق بشری، همچنان حائز اهمیت است.
کارکردِ معنادرمانی در رمان «النُوم فی حَقل الکَرَز» اثر أزهر جرجیس براساس نظریه ویکتور فرانکل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله و هدف: با توجه به اینکه رمان «النُوم فی حَقل الکَرَز» نوشته أزهر جرجیس به بررسی عمیق پریشانخاطری، بیهویتی و تلاش برای یافتن آرامش در دو محیط متفاوت عراق و نروژ میپردازد، این پژوهش به دنبال بررسی و تحلیل کارکرد معنادرمانی (لوگوتراپی) ویکتور فرانکل در این رمان است. این رمان، بهویژه با محوریت جستوجوی معنای زندگی، ازدستدادن هویت و سرخوردگی، بستر مناسبی را برای کاربرد نظریه فرانکل فراهم میکند. مسئله اصلی اینجاست که چگونه أزهر جرجیس از مؤلفههای سهگانه معنادرمانی (ارزشهای آفرینش، تجربه و نگرش) برای نشاندادن تلاش شخصیتهای داستان برای مقابله با رنجها، نابرابریها و یافتن معنا و آرامش استفاده کرده است؟ این پژوهش همچنین قصد دارد بررسی کند که چگونه مفاهیم توحیدی و معاد در رمان بهعنوان ابزاری برای پیونددادن مواجه با مرگ به معنا و آرامش درونی عمل میکنند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل و تبیین کارکرد معنادرمانی ویکتور فرانکل در رمان «النُوم فی حَقل الکَرَز» است. اهداف فرعی این پژوهش عبارت است از: بررسی و تحلیل دلالتهای مستقیم و غیرمستقیم رمان «النُوم فی حَقل الکَرَز» براساس اصول لوگوتراپی؛ شناسایی شیوههایی که نویسنده از طریق آنها به شخصیتهای داستان کمک کرده تا از طریق تجربههای انسانی، ارزشهای اخلاقی و رنجها به معنای زندگی دست یابند؛ رمان «النُوم فی حَقل الکَرَز» داستانی در جستوجوی فلسفی معنای زندگی و بازتابی از اصول معنادرمانی.
روششناسی: این تحقیق با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی مؤلفههای نظریه ویکتور فرانکل در رمان «النوم فی حقل الکرز» پرداخته است. جمعآوری دادهها بهصورت کتابخانهای و با مراجعه به کتب مرتبط و تحلیل رمان مذکور بوده است. تلاش شد تا با تحلیل رمان و خوانش آن، براساس نظریه معنادرمانی فرانکل، مؤلفههای مربوطه استخراج و براساس هر مؤلفه شواهدی از متن رمان آورده و تطبیق داده شود.
بحث و تحلیل: رمان «النُومُ فی حقلِ الکَرز» از ازهر جرجیس بر مفاهیمی عمیق از معنادرمانی استوار است که ریشه در نظامهای ارزشی و تجربیات مختلف انسانی دارد. این معنادرمانی نهتنها به موقعیتهای فردی محدود نمیشود، بلکه با مفاهیم گستردهتری نظیر تجربیات فرهنگی و فراملیتی گره خورده است تا زندگی را در ابعادی غنیتر تعریف کند. در این اثر، تکیه بر عواطف و تجربههایی که از ذات انسان برمیخیزند، بهعنوان ابزاری برای بخشیدن معنا به زندگی مطرح شدهاند. این رویکرد، بهویژه در مواجهه با بحرانهای روحی، آرامش و تعادلی عمیق را به همراه دارد. از منظر جرجیس، تحمل درد و رنج تنها زمانی به معنادرمانی و درک حقیقی از زندگی منتهی میشود که بتواند به رهایی از شرایط سخت و رسیدن به وضعیتی امن بینجامد. این امنیت شامل نجات از ناامنیها، مرگ، کودککشی و نسلکشی است؛ مسائلی که در بستر شرایط حاکم بر عراقِ اشغالشده توسط آمریکا برجسته شدهاند. همچنین مواجهه با احساس گناه در این داستان در پرتو نگاهی اخلاقی و ایثارگرانه معنا مییابد، یعنی تلاش برای آرامش بخشیدن و حمایت از دیگران. در همین راستا، شخصیت اصلی داستان شرم و گناه ناشی از تلفشدن استعداد ادبی خود را در قالب خدمتی به انسانها تفسیر میکند و بدینگونه معنایی تازه به زندگی خود میبخشد.
دستاوردها: دستاورد پژوهش حاضر نشان می دهد که أزهر جرجیس در رمان خود از تجربههای انسانی، ارزشهای اخلاقی، رنجها و دیگر مؤلفههای معنابخش زندگی در جهت مقابله با تکانههای روحی و فائقآمدن بر نابرابریها و ناعدالتیهای زندگی تعریف کرده کما اینکه نیل به آرامش در مواجه با مرگ را از دریچه اندیشه توحیدی و اعتقاد به معاد تعریف کرده است. مرگ یکی از مؤلفههای کلیدی در این داستان است که با دو رویکرد متفاوت به آن پرداخته شده است. رویکرد نخست، نگاهی سنتی و مبتنی بر باورهای دینی است که در آن مرگ بهعنوان فرصتی برای همنشینی و تقرب به رحمت الهی تعریف شده، بدین ترتیب رویکرد معنادرمانی موردنظر ویکتور فرانکل را جلوهگر ساخته است. در مقابل، رویکرد دوم بر پایه پوچگرایی بنا شده و مرگ را نقطه پایانی زندگی میداند که نتیجه آن درنهایت به افسردگی، اعتیاد به الکل و احساس بیارزشی ختم میشود. ارزشهای اخلاقی مطرحشده در داستان أزهر جرجیس کاملاً با معنادرمانی فرانکل همسو است، چراکه اندیشهها و رفتار شخصیتهای داستان بر اصولی چون مقاومت، عدالت، نوعدوستی، ایثار و دیگر ارزشهای اخلاقی تکیه دارند؛ اصولی که نهتنها نجات بشریت را ممکن میسازند، بلکه بهعنوان راهی برای رسیدن به آرامش و درمانی نهایی برای جسمهای خسته و رنجکشیده عمل میکنند.
کاستی های فرا رویدادگی در تبیین نوخاستگی ویژگی های ذهنی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
35-62
حوزههای تخصصی:
مسئله ی رابطه ی ذهن و بدن، همواره یکی از بنیادین ترین و پیچیده ترین مسائل در فلسفه ی ذهن بوده است و مفهوم ابتناء یکی از مفاهیمی است که در تبیین این رابطه، به ویژه در زمینه ی چگونگی پدید آمدن ویژگی های ذهنی از ویژگی های فیزیکی، مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشتار تلاش شده است تا ابعاد مختلف ابتناء، از معنا، پیشینه، مولفه ها و نسبت آن با نوخاستگی توصیف و تحلیل شود. از نوخاستگی به عنوان یک دیدگاه متافیزیکی درباره ی پیدایش ویژگی های سطح بالا مانند آگاهی از سطوح پایه مانند فرایندهای فیزیکی، تحلیل هایی صورت گرفته که ابتناء یکی از آنهاست. مقاله حاضر در راستای تحلیل رابطه ابتنایی از نوخاستگی نشان می دهد که گرچه ابتناء می تواند همبستگی میان ویژگی های سطوح را توصیف کند، اما فاقد توان تبیینی لازم برای تحلیل متافیزیکی و هستی شناختی دقیق این رابطه است و با چالش هایی مواجه می گردد. در پایان مقاله نشان داده می شود که برای تبیین قوی نوخاستگی و دفاع از استقلال علّی سطوح نوخاسته، ابتناء به تنهایی کافی نیست و باید به نظریات دقیق تر و جایگزین روی آورد.
نگرشی نو به مسئله حدوث و قدم عالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۱۷
5-33
حوزههای تخصصی:
حدوث و قدم عالم از مسائل مورد نزاع و چالش برانگیز در تاریخ تفکر اندیشمندان اسلامی بوده است. در پژوهش های پیشین با دغدغه اثبات و ابطال و نگاه تصدیقی، اقامه دلیل بر نظریه موافق و ایراد و خدشه بر نظریه مخالف محور بحث و پژوهش در این باب بوده است؛ در حالی که به نظر می رسد پیچیدگی بحث حدوث و قدم عالم در ناحیه تصور و مفهوم شناسی است. نگاه خطی ارسطویی به زمان سبب گردیده است فیلسوفان و متکلمان مسلمان در این نظریه به جمع بندی و موضع مشترک دست نیابند. در نگاه ارسطویی سیر افقی در عالم ماده تنها خروج عالم ماده از قوه به فعل است و در این نگاه عالم هستی -اعم از مجردات و مادیات- متعلق خلق و ایجاد نیست. نظریات مختلف اندیشمندان مسلمان در باب حدوث و قدم عالم به محل نزاع اصلی پاسخ نمی دهند. در اینجا نیازمند اصطلاح سازی و مفاهیم جدیدی هستیم. با روش توصیفی-تحلیلی از رهگذر نقد و بررسی نظریات مختلف در باب حدوث و قدم عالم، نظریه حدوث و قدم امری را مطرح می کنیم که عدم واقعی عالم را نشان داده، حدوث و قدم عالم را به نحو منسجم تر و هماهنگ با متون دینی تبیین می کند.
The Effect of Health on Human’s Moral Identity from Avicenna’s Point of View (Focusing on Exercise, Nutrition, and Sleep)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Moral identity refers to those characteristics and attributes that play an important role in the formation of an individual’s identity. Indeed, the role performed by moral attributes in the evolution of a person’s identity is such that quite a few of today’s scholars maintain the oneness of the “self/psyche” and “moral character”. Adopting this approach, researchers have set out to produce a wide range of research works in the field of moral philosophy. The present study is an attempt to measure the effect of three components of ‘exercise’, ‘nutrition’, and ‘sleep’ on shaping moral character from Avicenna’s viewpoint. The findings of the present research illuminate the fact that the latter three elements have a direct influence on an individual’s temperament, whereby suitable grounds are created in which moral character develops. Avicenna holds that this statement may not challenge man’s will and authority. The reason is that every individual–by identifying his own physical coordinates and applying the most apt instructions–can approximate his temperament to moderation. As a result, the necessary ground for developing the most desirable moral character is created.
بازخوانی خاطرات یا تجربه ای نوین؛ بررسی انتقادی نگره بازخوانی خاطرات در تجربه نزدیک به مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجربه نزدیک به مرگ از تجربه های دیرپای بشری است که گزارش های متعددی از آن از دوران باستان تاکنون وجود دارد. اکنون از مسائل مهمی که فلسفه دین و الهیات جدید در این زمینه پی می جوید معنای این تجربه ها و نقش آنها در اثبات برخی از باورهای دینی مانند نفس فرافیزیکی انسان و حیات پس از مرگ است. در این میان رویکرد طبیعت گرا تلاش چندجانبه ای برای تبیین طبیعی با نگاهی تقلیل گرایانه و فیزیکالیستی را جستجو کرده است. از جمله این تلاش ها توضیح تجربه نزدیک به مرگ به مثابه بازخوانی و بازسازی تجربه های بایگانی شده در مغز است. با توجه به اهمیت این مسئله در مواجهه با باورهای دینی، تحقیق پیش رو بر آن است تا دیدگاه یادشده را در معرض بررسی و سنجش قرار دهد. روش تحقیق در مقام گردآوری کتابخانه ای و در مقام داوری عقلی-تحلیلی خواهد بود. ماحصل تحقیق این است که دیدگاه یادشده به هیچ روی در تبیین این تجربه ها کامیاب نیست، بلکه از سویی فاقد پشتوانه های معتبر علمی است و از دیگر سو به جهات متعددی گرفتار قیاس مع الفارق است.
ارزیابی خوانش همدلانه از ایمان در فلسفه هیوم با تکیه بر تفسیرهای روان شناختی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه دینی دیوید هیوم غالباً به مثابه مجموعه ای از نقدهای سلبی بر الهیات طبیعی و براهین اثبات وجود خدا تفسیر شده است. این مقاله با اتخاذ خوانشی همدلانه و تحلیلی، نشان می دهد که این تصویر رایج، پروژه فلسفی هیوم را به نحو نابسنده ای تقلیل می دهد. مدعای اصلی نوشتار آن است که نقدهای هیوم بر الهیات اثبات گرا نه پایان دین، بلکه مقدمه گذار از ایمانِ معرفت محور به ایمانِ زیست محور است. در گام نخست، الگوی کلاسیک ایمان اثبات گرا در سنت عقل گرایی دینی بریتانیا و صورت بندی های شاخص آن بررسی می شود. سپس نشان داده می شود که هیوم با تکیه بر تجربه گرایی، تحلیل روان شناختی ذهن و نقد مفروضات متافیزیکی، امکان دفاع معرفت شناختی از ایمان اثبات گرا را از بنیاد تضعیف می کند. در عین حال، تحلیل های او در تاریخ طبیعی دین آشکار می سازد که دین را باید به مثابه پدیده ای انسانی، برآمده از ساختارهای عاطفی، تخیلی و عادت مند ذهن فهم کرد. در این چارچوب، ایمان غیراثباتی به عنوان پاسخی طبیعی، معنا بخش و وجودی به وضعیت ناپایدار آدمی در جهان پدیدار می شود. مقاله نتیجه می گیرد که هیوم، نه مبلغ خداناباوری، بلکه نظریه پرداز الگویی فروتنانه و انسان محور از ایمان است که با خوانش های روان شناختی معاصر از دین هم افق است.
بررسی نظریه های ابزار گرایی و نظریه های اخلاقی در حقوق کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
339 - 361
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم و اساسی در حوزه ی حقوق خصوصاً حقوق کیفری بررسی نقش و تأثیر نظریه های ابزارگرایی و نظریه های اخلاقی می باشد. از جمله اینکه ارتباط میان نظریه های اخلاقی همچون وظیفه گرایی، فضیلت گرایی و فایده گرایی با اصول و مبانی حقوق کیفری ایران چه می باشد؟ تحقیق حاضر نشان می دهد که حقوق کیفری ایران، به ویژه در مباحث جرم انگاری، مسئولیت کیفری و مجازات، به شکل گسترده ای تحت تأثیر این نظریه ها قرار دارد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که تلفیق اصول اخلاقی با حقوق کیفری در ایران به یک سیستم حقوقی پیچیده و انعطاف پذیر منجر شده است که به طور هم زمان از رویکردهای متفاوت بهره می برد. تحقیق حاضر، به روش توصیفی تحلیلی به مسئله پرداخته و پیشنهاداتی برای بهبود و توسعه نظام حقوقی ایران از طریق به کارگیری مؤثرتر نظریه های اخلاقی ارائه می دهد.
تحلیل آرایه های ادبی با مضامین اخلاقی در مختارنامه ی عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
363 - 376
حوزههای تخصصی:
دیدگاه ها و سخنان اخلاقی عطار نیشابوری در نظم و نثر فارسی، ارزشمند و در خور تأمل و پژوهش بیش تر است. عطار در توجه دادن به اخلاق حسنه و انذار و نهی از رذیله ها دغدغه مند بوده است. مباحث اخلاقی و انسان ساز موجود در ادبیات تعلیمی و عرفانی در سرتاسر اشعار عطار بازگو می شود. مختارنامه، بنا بر تقسیم بندی عطار و مضمون های شعری و ترتیب مثنوی هایش، پنجاه باب است. عطار با بهره گیری از آرایه های ادبی با مضامین اخلاقی توانسته که این آموزه های تعلیمی را به درستی منتقل کند. نگارنده ی این پژوهش به تحلیل آرایه های ادبی با مضامین اخلاقی در مختارنامه ی عطار نیشابوری پرداخت و با آوردن شواهدی از اشعار مختارنامه این امر را به مخاطب نشان داد. عطار از جزئیات اخلاق صوفیانه نیز رفتارهای تأمل برانگیزی چون گیاه-خواری و قناعت به گرده ای نان را مدام گوشزد کرده است.
بررسی مبانی اخلاقی و بسامدهای اجتماعی، فقهی تحقق غرر در عقد بیمه در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
127 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مبانی اخلاقی و بسامدهای اجتماعی، فقهی تحقق غرردر عقد بیمه در حقوق ایران می باشد. به منظور بررسی این هدف از روش توصیفی– تحلیلی با تکنیک فیش برداری بهره گرفته شده است، . بیمه ازجمله عقود نامعین و مستحدثه در نظام حقوقی کنونی است. موافقین و مخالفان بیمه هرکدام با استناد به دلایلی به توجیه و اثبات نظریه خود پرداخته اند. از عمده دلایل مخالفان عقد بیمه، غرری بودن عقد بیمه می باشد. همچنین، گروه مخالفان عقد بیمه را از مصادیق «ضمان ما لم یجب» و قمار دانسته و عقد بیمه را عقدی معلق و باطل می دانند، در این مقاله با بررسی و نقد دلایل موافقان و مخالفان عقد بیمه، به مبانی مشروعیت این عقد پرداخته و به پاره ای از شبهات در این خصوص پاسخ داده است. در مبانی اخلاقی و فقهی بر اساس روایات واردشده از پیشوایان دین، عقد غرری نهی می باشد و نهی از غرر در معاملات موجب بطلان آن می شود. با اینکه بیمه یک عقد مشروع، مستقل و لازم الوفاء است و امکان تحقق غرر در آن وجود دارد؛ غرر وارده در عقود مغابنه ای، از نوع غرر عرضی و مفارق می باشد که نهی از غرر مدنظر شارع، ناظر به عقود مغابنه بوده و تسری حکم غرر به عقود مخاطره مانند عقد بیمه، فاقد دلیل می باشد. به هرحال ضمن رد دلایل مخالفان، می توان گفت که غرر موجود در عقد بیمه، از نوع غرر ذاتی بوده و موجب بطلان عقد بیمه نمی گردد و نمی تواند به صحت آن خدشه ای وارد کند.
بررسی آیات هدایت و ضلالت با تأکید بر آموزه های رضوی و مستندیابی قرآنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
101-118
حوزههای تخصصی:
نگاه ظاهری به آیات هدایت و اضلال الهی، شبهه و چالش در حوزه اختیار آدمی ایجاد می کند لذا بررسی مراد واقعی این آیات لازم به نظر می رسد. در این میان آموزه های رضوی ، به نوبه خود در زدودن این شبهات بسیار مؤثر بوده است. این پژوهش-در راستای این پرسشها که؛ آیا استناد هدایت و ضلالت به خداوند در برخی آیات، با اختیار انسان سازگار است؟ دیدگاه امام رضا(ع)چه مستندات قرآنی داشته و تحلیل آنها چیست؟-بر آن است که با تحلیلِ تفسیر امام رضا(ع)از هدایت و اضلال الهی و مستندات قرآنی آنها ،به روش استنادی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای، به این موضوع بپردازد. با دقت در بیانات آن حضرت،می توان به اصولی در فهم درست این مسأله دست یافت که با شواهد قرآنی و عقلی تأیید می شود.تأکید بر ناسازگاری عدل و حکمت خدا با هدایت و گمراهی جبری و پاداش و عقاب بر آن، پاداشی بودن هدایت و کیفری بودن اضلال در برخی آیات، توجه به رابطه وجودی انسان با خداوند و عدمی بودن مفهوم اضلال در مورد خدا، از جمله اصولی هستند که با تحلیل آنها و ارائه شواهد قرآنی می توان به آسانی به این نتیجه رسید که؛ برداشت جبر از این آیات صحیح نمی باشد