این پژوهش، که با استفاده از روش تحلیلی و استنتاجی و با هدف بررسی رویکرد عقلگرایی حاکم بر برنامه درسی مطابق با معرفت شناسی ابن سینا انجام شده، بر این فرض مبتنی است که دیدگاه های معرفت شناختی فیلسوفان بر کل ساختار و عناصر برنامه درسی اثر می گذارد و رویکرد متمایزی را فراروی آن قرار می دهد. در این تحقیق، مشخص شد که معرفت شناسی ابن سینا با عقل و تجربه آمیخته است؛ با وجود این، وی تجربه های حسی را مقدمه ای برای کسب معرفت عقلانی و برخورداری از قدرت تفکر و استدلال می داند و جایگاه رفیع و کارکردهای مهمی را برای عقل در نظر می گیرد. از نظر او با اینکه حس و عقل در بیشتر موارد به هم وابسته است، عقل معیار معرفت است و تجربه و روشهای تجربی در صورتی اعتبار می یابد که از پشتوانه عقلی برخوردار شود. چنین نگرشی، رویکرد عقلگرایی را در برنامه درسی در پی داشت که برای تبیین و توضیح آن از مهمترین ویژگیهای جهتگیری فرایند شناختی میلر، دیدگاه رشد و توسعه فرایندهای ذهنی و عقلی آیزنر و ولنس و ایدئولوژی انسانگرایی خردگرای آیزنر، کمک گرفته شد. به رغم ویژگیهای مشترک، تفاوتهایی نیز بین رویکرد عقلگرایی ابن سینا و دیگر رویکردهای شناختی و عقلی برنامه درسی به دست آمد که برخی از آنها بیان شد و تأثیر آن بر مهمترین عناصر برنامه درسی مورد بررسی قرار گرفت.
نزاع و درگیری جزو لاینفک جوامع بشری است. گاه عدم مدیریت اختلاف ها، جامعه را به سمت بحران سوق می دهد و چه بسا بنیان های آن را با تزلزل مواجه گرداند. اهمیت مسئله، اندیشمندان علم مدیریت را بر آن داشته است تا آثارشان از این بحث تهی نباشد و در جستجوی ارائه راهکاری برای چگونگی مواجهه با تعارض برآیند. در این جستار برآنیم با استقرا در اقدامات پیامبر(ص) در رویارویی با تنش ها و نزاع های روی داده در مدینةالنبی، به واکاوی این فعالیت ها بپردازیم تا از این رهگذر، چگونگی مدیریت رسول خدا(ص) در این امر به تصویر کشیده شود.
موضوع تمدن سازی و پیشرفت در حکومت های دینی، همواره از موضوعات مهم و چالش برانگیز در حوزه فرهنگ و تمدن بوده است. بی شک، بررسی مصداق های تاریخی این مقوله، کمک زیادی به روشن شدن مسئله و شفافیت نظریه پردازی ها می کند. این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی و شناخت شاخصه های پیشرفت و تمدن سازی در حکومت حضرت یوسف و ارائه الگویی در این زمینه پرداخته است. ویژگی های حکومتی یوسف همچون مکین، امین، حفیظ و علیم، بر چهار راهبرد اصلی در اقتصاد تأکید دارد که عبارتند از: اختیار کافی در حوزه عمل، امنیت روانی برای امنیت اقتصادی، ضرورت پژوهش مستمر برای حفظ توازن اقتصادی جامعه و شناخت از چالش های پیش رو. برنامه ریزی چهارده ساله حضرت یوسف برای عدالت اقتصادی و مبارزه با قحطی و فساد اقتصادی به خوبی این اصل را تأیید می کند که اجرای عدالت اجتماعی در جامعه نیازمند برنامه ریزی بلندمدت و دقیق است. بر این اساس، حکومت یوسف را می توان نمونه ای از یک حکومت الهی موفق دانست و آن حضرت را الگوی کارگزار حکومت دینی و عامل به اخلاق اقتصادی به شمار آورد.
هدف از نگارش این مقاله، توجّه دادن به نقش مهم و تعیین کننده تعالیم گرانبهای پیشوایان شیعه در پیدایش و گسترش علوم عقلی، اعمّ از حکمت الهی و کلام اسلامی از رهگذر مطالعه در احادیث حکمی حضرت امام صادق(ع) و شرح آنهاست؛ احادیثی که با روش عقلی و استدلالی درباره کلّیّات جهان هستی و آغاز و انجام آن و توحید ذات خداوند و معرفت اسمای حُسنا و صفات عُلیای او به دقیق ترین وجه بحث می کند و پایه آنها بر ابحاث عامّه حکمت الهی نهاده شده و توجیه و تبیین آنها جز در پرتو نتایج حاصل از مباحث عامّه حکمت اسلامی امکان پذیر نیست.
در نتیجه این پژوهش، روشن خواهد شد که چرا اندیشه شیعی در مرتبه ای ممتاز در مجموعه آنچه «حکمت اسلامی» نامیده شده است، اهمّیّت دارد و چگونه ذخایر علمی تشیّع، زمینه و ساختار حکمت الهی را فراهم کرده و موجب گردیده است تا فضای عقلانی و اجتماعی ای به وجود آید که حکمای اسلامی در آن به تفکّر حکمی بپردازند. آنچه در این جا جلب نظر می کند، خلاقیت حکمی سخنان ائمه هدی(ع) به ویژه امام صادق(ع) و نقش آنها در تأملات و ژرف اندیشی حکمی دوره های بعد است.
در میان همه کاربردهای «ذکر» در قرآن کریم، یک قدر مشترک وجود دارد که در همه آنها ملحوظ است؛ اما یک معنای اضافی در اکثر آنها ضمیمه شده است. برخی فروعی برای ذکر آورده اند که حتی شامل «تفکر» هم می شود.
ذکرالله، اتصال به حضرت احدیت است و در جلوه های گوناگون، ظهور می کند. مطلق بودن «اذکرونی» در قرآن، انواع یادکردهای انسان از خدا را، پوشش می دهد. تفسیر پیشوایان معصوم(ع) و دیدگاه برخی مفسران مانند شیخ طوسی، طبری، طبرسی، زمخشری، میبدی، فخررازی، ابوالفتوح رازی، علامه طباطبایی و سیوطی، به همراه تحلیل و ارائه نظر، بخش های عمده این مقاله است.
عالی ترین «ذکر»، نسیان ذکر است که در اتصال به خداوند محقق می شود. در این نوشتار ذکر زبان، روح، نفس، عقل، سر، قلب و... تفسیر شده است.
این مقاله بر آن است تا برخی از تأثیرات اخلاقی استفاده از فضای مجازی را بر پیوند زناشویی و روابط فرزندان در خانواده برشمارد. بدین منظور، ابتدا تأثیرات اخلاقی فضای مجازی با روش کتابخانه ای و به طور توصیفی- تحلیلی تبیین و سپس پیامدهای آن بر روابط زناشویی و فرزندان در خانواده بررسی شد. یافته ها نشان داد در کنار مزایای فضای مجازی، معایبی نیز وجود دارد. نداشتن آگاهی کافی درباره فضای مجازی می تواند آسیب های اخلاقی زیادی را برای خانواده و روابط اعضای آن در پی داشته باشد. مطالعات بیانگر آن است که میان استفاده از فضای مجازی و آسیب ارزش های خانوادگی رابطه وجود دارد؛ به گونه ای که فضای مجازی موجب تغییراتی در گفتار، رفتار و اخلاق نسل جدید شده است. هرچه میزان استفاده از شبکه های مجازی در خانواده بیشتر باشد، تعاملات خانوادگی کمتر می شود و سرمایه اجتماعی پیوند خانوادگی رو به زوال می رود. امروزه با ظهور فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی نوین در فضای مجازی و حقیقی، حریم زندگی خصوصی ازنظر اخلاقی به مخاطره افتاده است. نتایج پژوهش نشان داد این تهدید می تواند آسیب هایی جبران ناپذیر به جنبه های مختلف نظام خانواده وارد کند. شماری از این آسیب ها عبارتند از: تضعیف نقش خانواده به منزله مرجع، کاهش ارتباط والدین با فرزندان، بی اعتمادی زوجین به یکدیگر، دروغگویی، افزایش فاصله عاطفی و روحی زوجین و اعضای خانواده از یکدیگر، افزایش طلاق و هنجارشکنی های اخلاقی، ترویج عشق های مجازی، بی توجهی به مسئولیت ها، تضعیف ارزش های اخلاقی، افزایش ارتباطات نامشروع و ... .
در جوامع روایی و تفسیری، 10 روایت درباره مواجهه حضرت یوسف(ع) با پدر وجود دارد که در آنها از بی احترامی حضرت یوسف(ع) به پدر، سخن به میان آمده است. پنج روایت در منابع امامیه و پنج روایت در منابع اهل سنت نقل شده اند. روایات امامیه با اهل سنت تفاوت ماهوی دارند، هرچند یکی از روایات اهل سنت مشابه روایات شیعه است، اما همگی حکایت از این دارند که حضرت یوسف(ع) به پدرش احترام نکرد. در این نوشتار، اسناد و متون این روایات براساس معیارهای نقد حدیث، مورد نقد و بررسی تفصیلی قرار می گیرند و به ریشه یابی آنها پرداخته می شود. از بررسی این روایات، پی می بریم که هیچ کدام قابل استناد نیستند؛ زیرا: 1. همگی دچار ضعف سند بوده و از اقسام روایات ضعیف به شمار می روند. 2. در متن این روایات اختلافها، تناقضها و ابهامهایی وجود دارد. 3. در آنها مطالب شاذ و متضاد با قرآن بیان شده است. 4. روایتی متعارض در مقابل آنها وجود دارد که با متن قرآن سازگار است. به نظر می رسد ریشه این روایات به تلمود می رسد؛ زیرا در آنجا یوسف(ع) متهم شده که حالت ریاست و فرمانروایی به خود می گرفته است. بنابراین علت رواج این روایات، این تفکر موجود در تلمود بوده است که برخی از روایان، با قبول این تفکر، در صدد اتهام زنی به یوسف(ع) برآمده اند. البته در قرآن و تورات، از این اتهام خبری نیست. قدیمی ترین منابع این روایت: تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم، جامع البیان طبری و تفسیر ابن ابی حاتم است که به نظر می رسد، از طریق آنها رواج پیدا کرده است.
شیعه و کاتولیک به عنوان دو مذهب کلیدی در اسلام و مسیحیت، به طور خاص در حوزه آیین های مقدس، نمادها و شعائر دینی از شباهت های قابل توجهی برخوردارند. بیان این مهم می تواند زمینه گفت وگوی ادیانی و هم گرایی میان آنها را فراهم سازد. این پژوهش با این هدف و با رویکرد توصیفی- تحلیلی، گستره آیین های مذهبی، شعائر و نمادهای دینی شیعه و کاتولیک را مقایسه نموده، در بررسی مقایسه ای اشتراکات و تمایزات آنها را برجسته نموده است. از جمله اشتراکات آنها این است که هریک بر این مسئله اذعان دارند که شعائر دینی منحصر در امور منصوص نمی شود. بر این اساس، عرف متدینان مجاز هستند که با حفظ شرایط، شعائر دینی را به غیر موارد منصوص سرایت دهند. همچنین هر دوی آنها در دین خود، با گرایش های مخالفی روبه رو هستند که هرگونه دخالت عرف در حوزه، مناسک و شعائر را مصداق بدعت می شمارند. با وجود چنین اشتراکاتی، تمایزاتی نیز در این عرصه میان آن دو مذهب وجود دارد: از جمله اینکه شعائر منصوص کاتولیک بسیار اندک و ناچیز است. ازاین رو، هرگز قابل مقایسه با شعائر منصوص شیعه نیست. این امر، بیش از هر چیز بیانگر جایگاه ویژه شعائر و مناسک دینی نزد شیعه و حاکی از وثاقت حداکثری آن است.