مرجعیت علمی قرآن عنوان نوپدیدی در مطالعات قرآنی است و به این معناست که قرآن دارای بالاترین شایستگی های علمی در رفع نیاز ها و انتظارات علمی به نسبت دیگر منابع علمی می باشد. اعتقاد به مرجعیت علمی قرآن تابعی از پذیرش اصل جامعیت قرآن است؛ اما اعتقاد به جامعیت در همه ابعاد آن لزوماً به معنای اعتقاد به مرجعیت علمی قرآن نیست. بررسی مرجعیت علمی قرآن از نگاه علامه طباطبایی، که موضوع این پژوهش است، پیشینه خاص ندارد. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و کشفی از تفسیر المیزان و دیگر آثار علامه طباطبایی انجام شده است و هدفش بررسی میزان اعتقاد به مرجعیت علمی قرآن از نگاه علامه طباطبایی است. از بررسی های انجام شده در آثار علامه طباطبایی پیرامون مسئله مرجعیت علمی قرآن، به دست می آید که وی به مرجعیت نسبی علمی قرآن کریم معتقد است. در نوشته های علامه طباطبایی بحث مستقلی در موضوع جامعیت و مرجعیت علمی به چشم نمی خورد، اما اهمیت مسائل و موضوعات مرتبط با جامعیت و پاسخگویی قرآن موجب شده است علامه همچون دیگر مفسران ناگزیر در ذیل برخی مباحث تفسیری، دیدگاه خود را با ادبیات متفاوت دراین باره روشن کند.
معادن، یعنی مواد ارزشمندی که به صور ت های جامد، مایع وگاز در درون زمین یا سطح آن به طور طبیعی تکون یافته اند، یکی از مهم ترین پایه های اقتصاد و توسعة هر کشوری محسوب می شوند.آشنایی با چارچوب مقررات مربوط به معدن بویژه مالکیت آن، در مدیریت و بهره برداری صحیح از آن نقش بسیار مهمی دارد . متفاوت بودن زمین ها -که ظرف تکوین معادن هستند- از نظر مالکیت موجب اختلاف و چالش در تملک معادن گردیده و دانشمندان فقه را با این سؤال مواجه ساخته است که ضابطه مالکیت معادن چیست فقهای امامیه در این خصوص دارای سه دیدگاه هستند. تعدادی از آنان، معدن را در شمار ثروت های عمومی مردم یا مباحات عامه قرار داده اند. برخی دیگر معادن را از نظر مالکیت، تابع زمینی می دانند که در آن تکون یافته است؛ معادن موجود در زمین خصوصی از آن مالک آن و معادن موجود در زمین های عمومی، برای عموم مردم و معادن موجود در اراضی انفال، از آن امام است؛ و مشهور قدما و شماری از معاصرین قائلند که معادن از انفال است امام خمینی نیز با همین دیدگاه، هم عقیده هستند.
در این پژوهش به تفسیر و تحلیل آیات انسان شناسی قرآن برای استنباط آموزه هایی پرداخته شده که می تواند جایگزین مناسبی برای انحراف های شناختی افسرده ساز شود. این آموزه ها فرد را به جایگاه واقعی و ارزشمند خود در جهان آفرینش آگاه نموده تا به افکار منفی ناشی از خودکم بینی دچار نگردد. همچنین با معرفی ویژگی های نوعی و فردی انسان، به او شناخت دامنه تاثیر اختیارات خود در رخدادها را می آموزد تا بر اساس آن از پنداره های شخصی سازی رخدادها بپرهیزد. افزون بر این آگاهی و باور به این آموزه ها، انتظارات فرد را با توانمندی های خود و دیگران هماهنگ ساخته، او را از انگاره بایدها و نبایدها می رهاند. رویکرد شناخت درمانی افسردگی در تفسیر آیات انسان شناسی، رهاورد ویژه این پژوهش در حوزه تفسیر و قرآن محور بودن آموزه ها در درمان این اختلال شخصیتی، رهیافتی نو در حوزه علم روان شناسی بالینی و مشاوره است.
هر نظام تعلیم و تربیت دارای عناصر و مؤلفه هایی است که کیفیت و کمّیت آنها، بر پایه مبانی شناختی هر نظام مشخص میشود. یکی از این عناصر زیربنایی، برنامه درسی است که هدف گذاری آن بر پایه اصول فلسفی، علمی، جامعه شناختی و... صورت میگیرد. کارآمدی نهایی برنامه درسی هم از طریق صحت و استحکام مبانی شناختی آن، تأمین میشود. از این رو، برنامه ریزان باید در رجوع خود به مؤلفه های معرفت شناختی، از جامعیت و صحت آنها مطمئن بوده و سپس جهت دهی محتوای برنامه را بر این اساس تنظیم نمایند.
هدف این مقاله، نگاهی به نظریات فلسفی و دینی علّامه طباطبائی و برخورداری از رویکردی تحلیلی ـ توصیفی، زمینه را برای تشکیل چنین زیربنای شناختی فراهم نماید تا از این طریق بتواند به برخی از سرفصل های مهم در زمینه برنامه درسی کارآمد دست یابد. با توجه به مطالعات انجام شده، میتوان گفت چهار عنوان اصلی: مختصات و ویژگیهای برنامه درسی، شعب علم، محتوای علم و آسیب شناسی علم با نگاه به نظریات علّامه طباطبائی در این زمینه، مورد توجه میباشند که در مقاله به ویژگیها و ضرورت های هریک اشاره شده است.
یکی از موضوعات قرآنی که دیدگاه های مختلفی درباره آن مطرح شده، حروف مقطعه قرآن کریم است. در تفسیر این حروف و اینکه منظور خداوند متعال از آن ها چه بوده، سخنان متفاوتی بیان شده است. در این میان، برخی از روایات به تفسیر این حروف پرداخته اند؛ از جمله این روایات، حدیثی است که در کتاب معانی الاخبار شیخ صدوق آمده که تمام حروف مقطعه را تفسیر کرده است. از آنجا که این حدیث به عنوان منبع تفسیری در منابع بعد از ایشان و از جمله در تفاسیر روایی فراوان مورد استناد واقع شده است و در جاهای مختلف از این کتب به آن استناد شده، این پرسش مطرح می شود که میزان اعتبار و ارزش این حدیث چه اندازه است؟ و آیا می توان به عنوان یک منبع معتبر بر آن اعتماد کرد؟ در این تحقیق، مشخص شده که حدیث مذکور نه سند معتبری دارد و نه متن پذیرفتنی؛ بنابراین در تفسیر این حروف نمی توان بر آن تکیه کرد.
از جمله مباحثی که شیخ الرئیس آن را به مطمح نظر گذاشته، معاد و حالات اخروی آن است. او در حکمت خویش پس از آنکه به بحث جنجالی لذت و رنج پرداخته، در پی آن بود تا لذت و الم اخروی را نیز به متالهان و دینداران تفهیم نماید. شیخ الرئیس در آثار خود، پس از اثبات وجود نفس و بقای جنبه نفسانی، قوای متنوعه انسانی را با مرگ مضمحل می دانست، اما بر این باور فلسفی پای می فشرد که تنها قوه عقلانی است که با مرگ انسان، فانی نشده و به سرای باقی خواهد شتافت. او ضمن تقسیم بندی های گوناگون و دامنه دار، نفوس بشری را به دسته های مختلفی تقسیم می کرد تا جایگاه اخروی آنان را روشن سازد. در حکمت سینوی پس از آنکه فراگیری و اکثری بودن سعادت اخروی بر کرسی اثبات نشست، لذت و الم نفوس نیز، عقلانی به شمار آمد. از نگاه شیخ الرئیس، ثواب ها، خوشی ها، لذت ها و دردهای عالم عقبی، کاملا عقلی است و آنچه در متون وحیانی از وعده ها و وعیدهای اخروی تشریح شده، چیزی جز گزاره های استعاری و کنایی نیست. او فقط برای نفوس ناقصه، جایگاهی جسمانی که معلق به اجرام سماوی هستند در نظر می گرفت و لذت یا الم اخروی آنان را مادی می انگاشت.
مسئله تربیت، از نیازهای ضروری و مهم هر جامعه انسانی محسوب می شود. در این میان، تربیت کودک وظیفه خطیری است که به ویژه برای والدین مسئولیت آفرین است و کیفیت تحقق آن می تواند برای فرد، خانواده و جامعه سرنوشت ساز باشد. مقاله حاضر با هدف بررسی و تبیین ابعاد تربیت کودک در نظام خانواده از دیدگاه دین مبین اسلام انجام شد. روش پژوهش از نوع تحلیل اسنادی بوده و طی آن مجموع منابع و اسناد مربوطه بررسی شدند. این منابع شامل آموزه های تربیتی قرآن کریم و سیره زندگی پیامبر اسلام9و امامان معصوم:بوده است. در مقاله حاضر، ابتدا مفهوم و جایگاه تربیت کودک در آموزه های اسلام تشریح می شود، سپس حقوق کودک در خانواده و نقش والدین در تربیت کودک تبیین می گردد و در ادامه ابعاد تربیتی کودک از دیدگاه اسلام، شامل تربیت جسمانی و عقلانی، تربیت دینی و اخلاقی و نیز تربیت اجتماعی کودک تشریح می شود. در پایان، روش های پرورش ابعاد تربیتی کودک بررسی می شود و پیشنهادهای تربیتی برای تحقق تربیت مطلوب کودک ارائه می گردد
آیه 55 سوره مائده از آیاتی است که مفسران و متکلمان شیعه و اهل سنت درباره دلالت آن دیدگاه های متفاوتی ارائه داده اند. بنابر دیدگاه شیعه ، این آیه بر ولایت و امامت حضرت امیر مؤمنان علی7 دلالت دارد. از مفسرانی که دیدگاه شیعه را نقد کرده و به آن، اشکال ها و شبهه های فراوانی وارد کرده اند، فخر رازی است. در این پژوهش تلاش شده است با بهره گیری از دیدگاه های آیت الله محمدهادی معرفت به روش توصیفی تحلیلی، اشکال ها و شبهه های فخر رازی بررسی و نقد گردد و درنهایت ثابت شود هیچ یک از اشکال ها و شبهه های وی همچون نازل نشدن آیه در شأن حضرت علی (ع)، احتجاج نکردن آن حضرت بر ولایت خویش به این آیه، دلالت نکردن آیه بر عموم ولایت، منافات داشتن انفاق انگشتر با زکات واجب، سازگارنبودن انفاق انگشتر در نماز با اخلاص حضرت علی (ع) و توجه کامل به خدا در نماز، فعل کثیر بودن انفاق با انگشتر، مانع بودن سیاق آیات قبل و بعد با دلالت آیه بر امامت حضرت علی7 و ناسازگاری فقر علی7 با داشتن انگشتر، وارد نیست.
از آیات مورد استناد شیعه در اثبات عصمت امام و تنصیصی بودن مقام امامت، آیه ۱۲۴ بقره است. استناد به ادله لفظی همچون اطلاق فراز «لاینال عهدی الظالمین»، تناسب این فراز از آیه، به عنوان پاسخ خدا، با درخواست ابراهیم(ع) و نیز ادله عقلی از جمله دلایلی است که مفسران شیعه بر مدعای خود اقامه نموده اند. در مقابل، مفسران اهل سنت با حمل لفظ «اماماً» به «نبیاً»، تنصیصی بودن مقام نبوت و عصمت نبی را برداشت کرده اند. از بررسی در تفاسیر اهل سنت به دست می آید که اغلب مفسران اهل سنت به منظور اثبات اعتقاد خود؛ مبنی بر به حق بودن خلافت شیخین و رد دیدگاه مفسران شیعه، به تأویل آیه دست زده اند. نادرستی این تأویل با ادله محکمی که مفسران شیعه بیان داشته اند، اثبات شده است.