مقاله حاضر به بررسی انتقادی نظریة «اروین روزنتال» دربارة فلسفة سیاسی اسلامی می پردازد. دغدغة اصلی روزنتال، فهم و تفسیر رابطه میان فلسفه سیاسی اسلامی با آموزه های یونانی و اسلامی است. بر اساس نظریة روزنتال، هر چند فلسفه سیاسی اسلامی از هر دو آموزة یونانی و اسلامی تأثیر پذیرفته است، اما میان آموزه های یونانی با آموزه های اسلامی، هیچ گونه سازگاری و هماهنگی وجود ندارد؛ به گونه ای که فیلسوف سیاسی اسلامی از آنجا که یک مسلمان مؤمن است، نمی تواند تحت تأثیر آموزه هایی باشد که با مبانی دینی، ناسازگار و ناهماهنگ است. بنابراین، مشکل اصلی رهیافت روزنتال، بیش از آنکه فهم دین اسلام و آموزه های اسلامی باشد، فهم فلسفه یونان و آموزه های یونانی است. روزنتال، تحت تأثیر رهیافت های مدرن غربی، تصویری از فیلسوفان سیاسی اسلامی و یونانی، ارائه می دهد که انطباق چندانی با متون و آموزه های اصلی آنان ندارد.
برای دفاع از معجزه ها و فرق عادت ها، معاد جسمانی و حدوث عالم غزالی دو روش بهکار میبرد: یکی نفیرابطه ضروری میان علت و معلول و دیگری حفظ زنجیره علّی با تعبیر ضرورت به صدق در جهان های ممکن.
این پژوهش با رویکرد تحلیلی، درصدد بررسی و تطبیق دیدگاه های فایده باوران کلاسیک، جرمی بنتام و جان استوارت میل و ابن حزم اندلسی میباشد. فایده گرایان بیشترین خوشی و شادکامی را بنیاد اخلاق میدانند. فایده گرایان کلاسیک لذت گرا مدعی بودند که غایت اخلاق، بیشترین غلبه لذت بر الم است. از این رو، خوشی و شادکامی در اصطلاح آنها، همان لذت است و لذت را یگانه خیر ذاتی میدانند. ایشان بر این باورند که ایجاد لذت و ممانعت از الم، تصمیم های اخلاقی ما را تعیین میکند. ابن حزم اندلسی نیز دارای آرای فایده گرایانه بوده است. این پژوهش، به مقایسه تطبیقی فایده گرایان کلاسیک و ابن حزم اندلسی میپردازد.
چگونگی علم خداوند به مخلوقات خود، پیش از ایجاد و پس از آفرینش، همواره برای فلاسفه مساله ای دشوار و مورد اختلاف بوده است، تا جایی که در مباحثی مانند علم به جزئیات زمانی و متغیر، برخی از فیلسوفان متهم به کفر شده اند. دیدگاه فیلسوفان مشائی و اشراقی از یک سو، تاثیر مکتب عرفانی و آیات قرآنی از طرف دیگر، موجب پر بار شدن این مبحث در حکمت متعالیه گردید. نظریات حکمای پیش از صدرالمتالهین تبیین قابل قبولی در باب علم الهی ارائه نکرده و هر کدام، به ویژه در علم ازلی خداوند به ممکنات و نیز علم به جزئیات متغیر مادی، با مشکلاتی مواجه اند. با طرح و تحلیل «وجود رابط» توسط ملاصدرا، تبیین دیگری از علم خداوند قابل ارائه است، به گونه ای که مشکلات دیدگاه های پیشین را ندارد. مطابق این بیان ذات خداوند به نحو بساطت، دارای جمیع کمالات آفریده های خود، پیش و پس از خلقت است. از طرفی وجود ممکنات اعم از مجردات و مادیات، امور کلی و نیز جزئیات متغیر، شانی جز وابستگی و تعلق به علت خویش ندارند و به همین خاطر عین حضور نزد خداوند هستند. این همان علم کامل مطلق خداوند نسبت به مخلوقات خود در تمام مراتب آنهاست.
فلاح و رستگاری سرمنزل مقصود و نقطه اوج آمال و آرزوهای هر انسانی است. اما سئوال اساسی این است که رستگاری واقعی در چیست و چگونه تحقق می یابد؟ از دیدگاه عرفان اسلامی، مسیر رستگاری انسان که نعمت جاودانه و در وصال محبوب است از مجرای شریعت و طریقت عبور می کند و به حقیقت می رسد و در این سفر توشه ای بهتر از تقوی نیست؛ زیرا تقوی اصل و اساس تمامی احوال و مقامات، جامع همه نیکی ها و راه رسیدن به سعادت و کمال مطلوب است. این مقاله بر آن است که به روش توصیفی و با الهام از مفاهیم عالیه عرفانی در جهت رسیدن به اهداف مورد نظر به تحقیق بپردازد.
شیخ محمد عبده (1323ـ1266هـ.ش)،یکی از برجسته ترین عالمان و مفسران و نیز،آغاز گر نهضت های اصلاحی در عالم اسلام است.اندیشه تابناک وی، سراسر عالم اسلام،از جمله،مصر و هند و ایران و مراکش و سایر سرزمین های اسلامی را تحت الشعاع خود قرار داده است.بسیاری از روشنفکران مسلمان، تحت تاثیر افکار عمیق و شخصیت نافذ او قرار گرفته اند.اصول و عقاید وی در نگاه کلی عبارت است از بازگشایی باب اجتهاد در مسائل اجتماعی،اعتقاد به اختیار در جهت ایجاب مسؤولیت اجتماعی،مقدم بودن اصلاحات فرهنگی بر اصلاحات سیاسی، علاقه مندی فراوان به تقریب بین مذاهب اسلامی به ویژه شیعه و سنی.تفسیر المنار،برجسته ترین اثر شیخ و در حقیقت آینه تمام نمای عقاید شیخ می باشد.در این مقاله،کوشیده ایم تا ضمن معرفی شیخ و آثار و افکار او،آرای تفسیری اش درباره مساله اعجاز را مورد کاوش قرار دهیم
پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که آزادی عقیده در منظومه فکری آیت الله جوادی آملی از چه منطق ساختاری برخوردار است. فرضیه این است که ایشان از یک سو سعی می نماید از منظر اصالت وجود و نیز تشکیک وجود، حقیقت آزادی را تبیین کند؛ از دیگر سو روشمندانه می کوشد ضمن پرداختن به مقوله آزادی عقیده در فضایی متفاوت از گفتمان رقیب، به یک مفهوم اسلامی از آن دست پیدا کند. نگارندگان با روش تحلیلی - تفسیری ضمن پرداختن به ابعاد تبیینی و هنجاری و نیز سطوح درونی و بیرونی منطق ساختاری آزادی عقیده و تشریح حدود و مرجع تحدید آزادی از دیدگاه ایشان، نتیجه می گیرند که از منظر این فقیه و فیلسوف شیعه، انسان می تواند در قلمرو تکوین مؤمن یا کافر و مطیع یا عاصی باشد، ولی در منطقه تشریع باید مؤمن و مطیع باشد.
یکی از مسائل بسیار مهم در قرآن کریم، سُنَن اجتماعی مانند هدایت، آزمایش، استدراج، امهال و ... است. اهمیّت پرداختن به این مسئله از آن روست که یک جامعة اسلامی برای رسیدن به خاستگاه و جایگاه اصلی خود باید با قانون هایی که خداوند متعال در زندگی انسان ها وضع نموده، آشنا باشد، چراکه توجّه به جریان سنّت های الهی، بیدارکننده و حرکت آفرین است و انسان را بر اعمال خیر و پرهیز از اندیشه ها و عمل های نادرست برمی انگیزد. بررسی سنّت ها در تفاسیر معاصر به دلیل پی بردن به نحوة برداشت مفسّران از سنّت ها و تطبیق آنها با مسائل عصر می باشد. در این مقاله، بر آنیم به مطالعة سنّت های اجتماعی، در دو تفسیر «المیزان» و «فی ظلال القرآن» بپردازیم. با مقایسة این دو تفسیر، معلوم می گردد که از میان سُنَن، تنها در موضوع، امامت بین دو مفسّر اختلاف بنیادین وجود دارد. برای انجام کار، سنّت ها در دو قِسم مطلق و مقیّد تقسیم بندی شده است و از هر قِسم، سه سنّت مورد بررسی قرار می گیرد. ابزار کار در این مقاله منابع کتابخانه ای است.