«احسانی بودن تربیت» در پرتو امکان سنجی قاعده «احسان به دیگران» از منظر فقه تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
۱۴-۱۴۵
حوزههای تخصصی:
إحسان و نیکوکاری یکی از مهمترین اصول اخلاقی اسلام است و تعاملات تربیتی هم مشمول این اصول اخلاقی است؛ اما «إحسانی بودن تربیت» از چه وزن و اولویتی در فقه تربیتی برخوردار است و «آموزشِ احسانی» و «آموزشِ پولی» در ادبیات «تجاری سازی دانش و آموزش» چه نسبتی با یکدیگر دارد؟ مساله نوشتار حاضر عبارت است از صورتبندی «إحسان به دیگران» به مثابه یک قاعده در فقه تربیتی. روش تحقیق، روش توصیفی و استنباطی و اجتهادی است. برخی از نتایج حاصله به قرار زیر است: إحسان، عبارت است از إنفاع و دفع ضرر از/به دیگران بصورت تبرعی که هم دارای حُسن فعلی است و هم فاعلی و بصورت مطلق مستحب است و این استحباب شامل روابط تربیتی میان معلم و متعلم هم می شود. إحسان به مثابه یک رویکرد در نظریه تربیت اسلامی، هم هدف تربیت، هم محتوای تربیت، هم در شمار اصول و روش های تربیت جای دارد. «إحسانی بودن/شدن تربیت» هم «اخلاقی بودن/شدن تربیت» را به دنبال دارد و هم شبهه «اخلاق ستیزیِ فقه» را در فقه تربیتی بلااثر می کند. در خوانش اسلامی، تعلیم، بیع نیست و معلم، بایع و تاجر نمی باشد.