ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۹٬۱۲۱ تا ۷۹٬۱۴۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۷۹۱۲۱.

چالش های قرینه گرایانه لا ادری گرا پیش روی معتقدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
لاادری گراها معتقدند در باب وجود خدا نمی توان/ نباید به باور ایجابی یا سلبی دست یافت و رویکرد معرفتی درست و موجه در این زمینه، توقف است. شکل گیری چنین رویکردی اغلب در بستر قرینه گرایانه رخ می دهد. هنگامی که اعتبار معرفتی یک گزاره به قرائن و شواهد پشتیبان آن باشد، اگر قرائن نتوانند سلب یا ایجاب گزاره را تعیّن بخشند، آنگاه درباب آن باید سکوت کرد. لاادری گرا نسبت به دوگانه خداباوری/خداناباوری معتقد است آنها: (1) نه پیش فرض هستند نه گزاره پایه و خودموجه؛ (2) شواهد کافی به سود هیچ یک وجود ندارد و شواهد ادعایی جملگی مخدوش و نامعتبر هستند؛ (3) اگر شواهد را موفق بدانیم، درنهایت و پس از وزن دهی متکافئ هستند. بنابراین همه مسیرهای معرفتی به توقف داوری ختم می شوند و نه خداباوری و نه خداناباوری نمی توانند توجیه معرفت شناختی معتبری داشته باشند. با این حال، نگاه لاادری گرایانه بیش از اندازه سخت گیرانه است و خدشه در همه شواهد و ادعای هم وزنی آنها، چه بسا او را به شکاکیت فراگیر بکشاند. ضمن این که لاادری گرا، با به رسمیت نشناختن رویکرد باورمندان، معقولیت ایشان و اتصاف آنها به فضایل فکری را نادیده می گیرد و همه را در نیل به اعتقاد سلبی یا ایجابی تخطئه می کند.
۷۹۱۲۲.

تحلیل نقادانه «استدلال سادگیِ» ریچارد داوکینز بر خداناباوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۹
چارلز داروین به عنوان یک زیست شناس به دنبال استنتاجات فلسفی از نظریه «تکامل انواع» نبود، لیکن دیدگاه وی بعدها پایه ای برای تفسیر الحادی برخی چون ریچارد داوکینز از آفرینش واقع شد. در نگاه داوکینز «انتخاب طبیعی» به تنهایی و بدون فرض مبدئی هوشمند، طی فرایندی طولی و انباشتی، اَشکال پیچیده حیات را شکل داده و این توضیح تبیین ساده تری از نظم هستی را در قیاس با نظریه خلقت الهی به نمایش می گذارد و از این روی طبق استنتاج بهترین تبیین باید همین دیدگاه را پذیرفت. وی این بیان را «استدلال سادگی» نام نهاد. این جستار با روش تحلیل مفهومی و گزاره ای و سیستمی روشن می سازد که استدلال سادگی داوکینز اولاً بر مجموعه ای از مغالطات منطقی و فلسفی مبتنی است و او از تبیین چگونگی شکل گیری نظم طبیعی انتظار تبیین چرایی و علّی آن را دارد و روشن است چنین تحمیلی منطقاً راه به جایی نخواهد برد و ثانیاً متون اسلامی و قواعد فلسفی و معرفت نفس نشان می دهند تکامل تصادفیِ انباشتی نه تنها بهترین تبیین نیست بلکه نامحتمل ترین تبیین و بلکه تبیین محالی است.
۷۹۱۲۳.

سرزمینِ دَشی (Dashi) و امپراتوری تانگ؛ مناسبات سیاسی دربار تانگ با خلفای اسلامی در چهار قرن نخست قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۸۰
دوره حکومتِ تانگ در چین، همزمان با طلوع و ظهور اسلام، شاهد تعاملات سیاسی مهمی میان این دو تمدن بود. روابط سیاسی میان دربار تانگ وخلافت اسلامی درغرب آسیا، به ویژه درچهارقرن نخست هجری، حائز اهمیت است.مورخان تانگ خلفای عرب را«شاه دَشِی» مینامیدند. بررسی متون کلاسیک چین، ابعاد نوینی از این روابط را آشکار میسازد که تاکنون در پژوهش های ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. درحالیکه چین پس از قرن ها به یکپارچگی رسیده بود، سقوط ساسانیان وظهورخلافت اسلامی، نگرانی هایی را برای حاکمان تانگ ایجاد کرد؛ زیرا گسترش نفوذ اعراب در آسیای میانه، منافع چین را تهدید میکرد. این مقاله به بررسی گزارش های چینی درباره خلافت اسلامی و تحلیل مناسبات خلفای اسلامی با دربار چین می پردازد. نویسندگان معتقدند که روابط رسمی از زمان خلافت عثمان آغاز و به تدریج گسترش یافت.حاکمان تانگ با اتخاذ سیاست های گوناگون، سعی در مهار اعراب و حفظ منافعشان در آسیای میانه داشتند.
۷۹۱۲۴.

کفر و ایمان از دیدگاه عین القضات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۹۹
عین القضات یکی از شجاع ترین عارفانی بود که اندیشه های عرفانی، کلامی و ... او گویای این روحیه وصف ناپذیرش است. وی با علاقه وافری که به مفاهیم دیالکتیکی چون: پیامبر و ابلیس، خیر و شر و ... دارد، کفر و ایمان را نیز به گونه ای خاص و بحث برانگیز در اندیشه های ناب عرفانی خود، طرح کرده است. پرسش اصلی این مقاله چیستی دیدگاه قاضی درباره کفر و ایمان است، که انگیزه ای شد بر بنانهادن این پژوهش به شیوه تحلیلی- توصیفی و کتابخانه ای. در این مقاله نخست دو واژه کفر و ایمان در لغت، شرع و اصطلاح درج شده است، سپس دیدگاه دیگر عارفان یا عرفان پژوهان در کتب عرفانی قدیم واکاوی شده است. در پایان نظر عین القضات درباره این اندیشه به ظاهر کفرآمیز، در دو اثر وی: نامه ها و تمهیدات بررسی شده است. دستاورد ما در این تحقیق این است که قاضی با تأثر از آرای حلاج در این باب و عقیده وحدت وجودی خود و به یاری عبارات شطح گونه بزرگان و با گذر از ایمان مجازی و کشف کفر حقیقی و رسیدن به مقام فنا و مشاهده به اثبات مقام اتحاد کفر و ایمان همت گمارده است. واژه های کلیدی: عین القضات، کفر، ایمان، حقیقت، مجاز.
۷۹۱۲۵.

The Concept of al-Adhā (Harassment) in the Qur’an: Toward Deriving Principles of Moral Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
Exploring Qur’anic keywords through an educational lens presents a fruitful approach for uncovering the foundational principles of Islamic pedagogy. Among these, the term al-adhā (harassment)—frequently occurring and semantically rich—holds particular significance for moral education. By examining the contexts in which al-adhā appears and analyzing the associated discursive patterns, one can gain insight into Qur’anic conceptions of harassment and their ethical implications. This study seeks to engage the word al-adhā from a pedagogical perspective to extract actionable principles for moral education. Due to the multidimensional scope of the inquiry, a hybrid research methodology was employed: a descriptive-phenomenological reading of relevant verses, followed by grounded theory coding (open, axial, and selective) using MAXQDA software, and culminating in an inductive qualitative content analysis of the educational implications. The findings demonstrate that the Qur’anic conceptual model of al-adhā can be organized into five thematic categories: types of harassment, responses to harassment, consequences of harassment, the interplay between harm and facilitation, and the notion of constructive suffering ( al-adhā in a positive sense). From this conceptual structure, five core principles and approaches for moral education are derived: the approach of recognizing the importance of language as a moral force in ethical education; a motivational approach toward hardship; adopting the perspective of others; a focus on the layered outcomes of behavior; a facilitative approach in moral education, especially in contexts where harm might hinder spiritual growth.
۷۹۱۲۶.

ارزیابی آزادی سوژه در حضور دیگری: مواجهه سارتر و لاکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۶
میان سارتر و لاکان مواجهه ای تاریخی و فکری وجود دارد، نخستین دیدار تاریخی فیلسوف و روانکاو در سال 1936 در سمینارهای الکساندر کوژو پیرامون پدیدارشناسی روح هگل بود. محوری ترین دغدغه آن ها را می توان حول محور بیناسوبژکتیویته، جایگاه دیگری و آزادی سوژه دانست که از این منظر علی رغم برخی تفاوت های اساسی، می توان رابطه جدیدی میان اگزیستانسیالیسم و روانکاوی ترسیم کرد. مسئله محوری هر دو را می توان در شکافی پروبلماتیک با متفکران مدرن جستجو کرد. نقش دیگری در به انقیاد کشیدن عاملیت سوژه و یافتن راهی برای فردیت و آزادی از موضوعات مهمی است که می توان در آثار فلسفی و ادبی سارتر و همچنین سمینارهای لاکان مشاهده کرد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی جایگاه دیگری در برساخت سوبژکتیویته و همچنین برشمردن مؤلفه های اساسی است که در آثار هر یک از این متفکران به تحقق آزادی و میل سوژه یاری می رساند. با وجود نقد لاکان به خوانش اسطوره ای سارتر پیرامون مفهوم آزادی و خرده گیری سارتر به روانکاوی به عنوان یک گفتمان جبرگرایانه، هر دو در مواضع فلسفی و فراروان شناختی خویش بر حضور همیشگی دیگری و یافتن راهی برای آزادی سوژه تأکید می ورزند. مفاهیم «انتخاب بنیادین» سارتر و «میل بنیادین» لاکان در حضور و سلطه گریزناپذیر دیگری ها، بیانگر مفری برای تحقق آزادی است. سوژه خواهان آزادی و هویت فردی است، اما تناقضاتی وجود دارد که سوژه را در پروسه انتخاب و ارضای میل با مشکل مواجه می کند. یافتن برهه هایی برای رفع چنین تناقضاتی در هر دو خط فکری اگزیستانسیالیسم و روانکاوی امری دشوار و پیچیده است.
۷۹۱۲۷.

نقش اندیشه های دریدا و تأثیر آن در رهیافت الهیاتی کاپوتو؛ بررسی تحلیلی و انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۴
جان دی. کاپوتو، یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان دین قاره ای معاصر است. وی پس از طرح «اندیشه مرگ خدا» و افول دین در دوره مدرن، امکانِ «بازگشت دین» را از رهگذر فلسفه ساخت شکنانه و به شیوه ای پسامتافیزیکی، در دوران پست مدرن بررسی می کند. جالب آنکه موضوع بازگشت دین، امروزه حتی با استقبال برخی متفکران سکولار نیز مواجه شده است. کاپوتو در نیل به هدف خویش از اندیشه های فلسفی دریدا بسیار بهره می برد. تحقیق پیش رو با روش کتابخانه ای و شیوه توصیفی تحلیلی، به مؤلفه های محوری اندیشه های دریدا که تأثیری عمیق بر رهیافت الهیاتی کاپوتو بر جای گذاشته اند همچون «ساختارشکنی»، «نفی متافیزیک حضور»، «رویداد» و «دین بدون دین» می پردازد. درنهایت، بررسی انتقادی فلسفه ساخت شکنانه و الهیات مبتنی بر آن، نشان می دهد که این نگرش با چالش های متعددی؛ از جمله «نسبی گرایی»، «مفسرمحوری افراطی»، «ایمان گرایی» و «ناواقع گرایی دینی» مواجه است.
۷۹۱۲۸.

براهین عقلی امامت از دیدگاه شیعه و اهل سنت

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۹۴
امامت در میان متکلّمان مسلمان به ریاست عامه در امر دین و دنیا و جانشینی پیامبر و احکام دین در فروع تعریف می شود. ظاهراً در این تعریف، اختلافی بین شیعه و اهل سنت وجود ندارد؛ امّا در اثبات ضرورت امامت، راه های گوناگونی پیموده شده که برهان عقلی، یکی از آنهاست. تمسّک به برهان عقلی از آن جهت است که مبادی عقلی سالم تر و به حقیقت نزدیک تر است. امامیه هم دلایل شرعى و هم براهین عقلى براى اثبات ضرورت امامت اقامه کرده اند؛ امّا ادّعاى اصلى آنان ضرورت عقلى امامت است. به این معنى که عقل، بدون وساطت شرع مى تواند چنین ضرورتى را درک کند؛ هرچند که شارع نیز درک عقل را در این زمینه، تأیید و امضا کرده است. بی شک، برهان عقلی به ما کمک می کند که مسئله امامت، فراتراز ادلّه نقلی، صورت تحقّق و ثبوت به خود بپوشد و اهل تشکیک را با دلایل محکم عقلی، مانند برهان تقدّم فاضل بر مفضول و معصوم بر غیر معصوم و... مجاب سازد. بنابر این، این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به نقد و بررسی براهین عقلی در مسئله امامت از دیدگاه شیعه و اهل سنت پرداخته است. آنچه که به عنوان یافته های پژوهش در این مقال می توان ذکر کرد این است که در ضرورت امامت و کبری کلی مسئله، بین شیعه و اهل وحدت نظر وجود دارد و در برخی شئون و صلاحیت های لازم برای شخص امام، همگرایی بین دو مذهب قابل مشاهده و ملاحظه است. اگرچه در شیوه بهره گیری از ادلّه عقلیه در بین مذاهب اسلامی، تفاوت هایی را شاهدیم.
۷۹۱۲۹.

آیا تکثرگرایی تسویری نباید سور عام را بپذیرد؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۹۵
تکثرگرایی تسویری یعنی تعددی از سورهای وجودی را در توصیف وضعیت وجود شناختی جهان به رسمیت بشناسیم؛ برخاسته از این اندیشه که اشیا به طرق مختلفی هستند و به عبارت دیگر، راه هایِ گوناگونی برای بودن وجود دارد. اما پس از پذیرش تعددی از سورها، پرسشی سرنوشت ساز در برابر تکثرگرایی تسویری مطرح است مبنی بر این که آیا باید سور عام را که همه اشیا، بی توجه به تفاوت وجود شناختی میانشان، در دامنه آن هستند، کنار گذاشت یا نه. استدلال هایی نافذ له این که تکثرگرایی تسویری نباید سور عام را بپذیرد، وجود دارد، ازاین قرار که پذیرش سور عام با شهود مرکزی تکثرگرایی نمی خواند، تکثرگرایی را قالبی همسان با وحدت گرایی می بخشد (آن را آسیب پذیر در خلط وجود با ماهیت می کند)، ناقضِ انگیزه ها در جلب توجه به آن است، مشکلاتی منطقی و متافیزیکی برای آن به بار می آورد، و دشواری هایی ازاین دست. این استدلال ها در این مقاله مطرح و ردّ شده اند. همچنین، از این بحث شده است که آیا تکثرگرایی را باید بر پایه عدم شباهت وجود شناختی میان اشیا استوار دانست یا بر اساس تفاوت وجود شناختی میان آن ها. در این مقاله، تکثرگرایی بر پایه تفاوت وجود شناختی میان اشیا پی گرفته شده است. سرانجام، صورت بندی ای از تکثرگرایی تسویری فراهم آمده است.
۷۹۱۳۰.

بررسی تطبیقی خیار رؤیت از دیدگاه فقه شافعی و فقه امامیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
خیار رؤیت، اختیار فسخ یا پذیرش معامله در مواقعی است که شخص، مبیع را ندیده خریده است؛ با گسترش خرید و فروش های اینترنتی در عصر حاضر خیار رؤیت کاربردی تر از گذشته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی با تطبیق دیدگاه های فقهای شافعیه و امامیه در رابطه با این نوع معامله، به این یافته ها رسیده که جمهور فقهای امامیه، بنا بر روایات و اجماع و حدیث نفی ضرر، بر صحت بیع غائب موصوف و استفاده از خیار رؤیت، رأی داده اند؛ اما در مذهب شافعیه دو قول متفاوت وجود دارد، شافعی در قول مشهورش، از بیع غائب به علت غرری بودن آن منع و بر عدم صحت آن به ادله روایی نظیر نهی از بیع غائب به ناجز استناد کرده است، اما در قول قدیم که بسیاری از فقهای شافعیه نیز آن را پذیرفته اند و بیع غائب را جایز دانسته و به آیه و روایاتی در این زمینه استناد کرده اند. در شروط و ثبوت خیار رؤیت و فوریت آن، به طورکلی مابین فقهای هر دو فرقه اتفاق نظر وجود دارد؛ اگر چه اقوال مخالفی نیز در این زمینه وجود دارد. در کل بیع غائب و خیار رؤیت با رعایت شرایط آن جایز و مجزی است.
۷۹۱۳۱.

تحلیل دیدگاه علامه جعفری درباره مسئله شر در مقایسه با تئودیسه ایرنائوسی و ردیه های کلی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۴
مسئله شر یکی از چالش های اصلی الهیات، و نیز یکی از موضوعات محوری فلسفه دین است. این مسئله به طور معمول با دو تقریر «برهان منطقی» و «برهان استقرایی» اقامه می شود و بر ناسازگاری شرور با وجود خداوند عالم، قادر و خیرخواه مطلق متمرکز است. تولی پاسخ های مسئله شر را بر اساس پذیرش یا عدم پذیرش شرور ناسازگار با وجود خدا، به «ردیه های کلی»، «دفاعیه ها» و «تئودیسه ها» دسته بندی می کند. علامه جعفری هیچ کدام از پاسخ های مطرح در سنت فلسفی و کلامی اسلام به مسئله شر را کافی ندانسته و مبانی جدیدی به صورت کلی مطرح کرده است و ازآنجاکه مفاد برخی سخنان ایشان شائبه ناسازگاری را در ذهن خواننده ایجاد می کند، شایسته گردآوری، تقریر و مقایسه با پاسخ های جدید به مسئله شر هستند. از نتایج پژوهش حاضر این است که دیدگاه های علامه مستلزم بیانی دو مرحله ای درباره مسئله شر است. ایشان در مرحله نخست، ابتلائات و ناملایمات را همچون شرطی برای استکمال یا رسیدن به «من ملکوتی» می داند که نوعی تئودیسه ایرنائوسی است، و با تئودیسه پرورش روح هیک مقایسه پذیر است. ایشان در مرحله دوم، معتقد است انسان با عبور از «خود طبیعی» و رسیدن به منِ ملکوتی، به نوعی «فهم برین» دست می یابد که هیچ گونه شری نمی بیند؛ ازاین رو به توجیه شرور نیازی نیست، و این را می توان یک «ردیه کلی» بر وجود شرور دانست.
۷۹۱۳۲.

نقدی بر ایده های ساختارشکنی دانشگاه و قلمروزدایی نظام تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
مقدمه و اهداف: اندیشمندان غربی بسیاری، مانند ایمانوئل کانت، یورگن هابرماس، جان سرل، ژاک دریدا و ژیل دلوز درمورد ایده دانشگاه سخن گفته اند و تحقیق کرده اند. امّا، اندیشمندان ایرانی که شاید این ضرورت را به دلیل جدید بودن دانشگاه حس نکرده اند، به این موضوع وارد نشده اند. درحال حاضر، باتوجّه به گسترش کمّی و کیفی دانشگاه های کشور و تولید علم توسط آنها که در دهه های اخیر رخ داده است، بحث در مورد فلسفه و ایده دانشگاه با اهمیت شده است و یکی از دغدغه های موجود در میان بسیاری از صاحب نظران و همچنین مدیران کشور است، و پرسش هایی نظیر «مفهوم دانشگاه چیست؟» «دانشگاه در ایران چگونه است؟» و «دانشگاه ایرانی چقدر با دانشگاه تراز فاصله دارد؟» مطرح شده اند. هر نوع پاسخی به این پرسش ها مسیری متفاوت برای آینده آموزش عالی کشور ترسیم خواهد کرد. ازآنجایی که منابع داخلی در پرسش از «ایده دانشگاه» ناچیز است، نگاه برخی از پژوهشگران به ایده های متفکّرین غربی است که به تبع آن تأثیرپذیری از آن به وجود می آید. درنتیجه، عملاً دانشگاه های ما در خدمت نظام مدرن و مدرنیته خواهند بود و کارکرد آنها با واقعیت اجتماعی فرهنگی کشور سنخیتی ندارند. در این گونه آثار ملاحظه می شود که برخی از نکات اصلی و پایه ای مورد غفلت قرار گرفته است، مانند نقدها و ایرادهایی که اندیشمندان غربی به نظرات همدیگر وارد کرده اند و همچنین ایرادات ماهوی علوم مدرن. ازاین رو، علاوه بر اینکه نیاز است، خود پژوهشگر در به کارگیری و تجویز نظریات غربی با دقت نظر و منتقدانه عمل نماید، ضروری است که دیگران نیز به نقدِ ایده های مطروحه این پژوهشگران بپردازند. در این مقاله به مطالعه و نقد دو ایده دانشگاه، یعنی «ساختارشکنی دانشگاه» (مصباحیان، 1388) و (مصباحیان، 1398) و «قلمروزدایی از نظام تربیتی کشور» (سجادی، 1399) خواهیم پرداخت. درواقع، پرسش اصلی این مقاله این است که آیا هر یک از دو ایده می توانند ایده دانشگاه در تراز کشور را معرفی نمایند؟ روش: روش پژوهش در این مقاله، روش نقد منطقی فلسفی است. پژوهشگر عدم انسجام منطقی، تناقضات درونی و ایرادات فلسفی ایده های «ساختارشکنی دانشگاه» (مصباحیان، 1388) و (مصباحیان، 1398) و «قلمروزدایی از نظام تربیتی» (سجادی، 1399) را بررسی می کند.   نتایج: در ساختارشکنی تاریخ، دریدا به نفی ارزش های دوران تاریخی یا همان پیش فرض های متون تاریخی می پردازد. هدف از طرح ساختارشکنی، معنازدایی و اعتبارزدایی از ارزش های گذشته و متافیزیکی ایجاد شده است (Derrida, 2002). درواقع، «کاربرد مرسوم، این اصطلاح [ساختارشکنی] به معنای برچیدن انتقادی سنت و شیوه های سنتی تفکر است» (Britannica). با این توضیحات معلوم می شود مقصود دریدا از ساختارشکنی دانشگاه و دانشگاه بدون شرط ایجاد دانشگاهی است که در مقابل ارزش های پیش فرض گرفته شده مقاومت کند و تسلیم ارزش های انسان گرایی باشد. البته، دریدا در این مسیر دچار مغالطات بسیاری شده است. در این مقاله ملاحظه شد، ساختارشکنی دانشگاه توسط دریدا دارای تناقض درونی و عدم انسجام منطقی است. درواقع، نشان داده شد که گزاره «دانشگاه بدون شرط، وجود ندارد» نوعی خطا در تفکر و استدلالی غیرمعتبر است. برای ایجاد خلّاقیت در تفکر لازم است نظام تربیتی در آینه جغرافیا، جایگزین نظام تربیتی در بستر تاریخ شود (سجادی، 1399). بنابراین، گفتمان در آینه جغرافیا، که خود را می بینیم؛ یعنی اکنون و اینجا را ببینیم، به تعبیر فلاسفه پساساختگرا یعنی جیو [1] داشته باشد؛ «جیو»یی به نام دانش آموز، پداگوژی، آموزش وپرورش و غیره، بنابراین در این گفتمان، جغرافیا خود باید دیده شود نه چیزهای دیگر (همان). باید توجّه به توانایی ها و ذات یادگیرنده شود، نه آرمان ها، مذهب و تاریخ (همان). فلسفه دلوز براساس مفاهیم ریاضی و علمی ای بنا نهاده شده است که دانشمندان غربی معتقدند که او برداشت صحیحی از آنها نداشته است (سوکال، 1392، فصل 9). ازاین رو، استفاده دلوز از این مفاهیم مسلماً بدون تناقض نخواهد بود. علاوه بر اینکه بسیاری از چشم اندازهای این گونه ایده های دانشگاه ادعاهای بدون شواهد تجربی و یا اثبات نظری هستند. برخی از ایرادهای ناشی از کاربرد فلسفه دلوز در نقد تعلیم و تربیت کشور در مقاله (سجادی، 1399) ناشی از عدم توجّه به این واقعیت است که قلمروسازی و بازتولید قلمرو، از واژگان دلوز باورمند به مذهب انسان گرایی (اومانیسم) عاریت گرفته شده است که خداباوری جایگاهی ندارد. ازاین رو قلمروزادیی به صورت روشی برای تغییر قلمروی مفاهیم الهی استفاده می شود و نمی توان آن را به عنوان ابزاری برای نقد این مفاهیم به کار برد. ایراد مهم و اساسی دیگر مقاله (سجادی، 1399) این است که خلط مفاهیم در اشتراک لفظی واژگانی مانند «خلّاقیت» و «استعداد» که نزد هر مکتب فکری دارای معنای متفاوت هستند. بحث و نتیجه گیری: در پدیدارشناسی تاریخی دانشگاه در اروپا چهار مدل دانشگاه (مسیحی، دولت ملت، ایدئالیسم، جهانی سازی اقتصادی و خدمت به فرد) در دوران های مختلف تاریخی استخراج شده است که با بررسی نزاع و گفتگو میان آنها، سمت حرکت دانشگاه مشخص می شود (مصباحیان، 1388). از پدیدارشناسی فوق نتیجه می شود که دانشگاه همواره منعطفْ و متأثر از وضعیت های اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بوده است. دریدا با ساختارشکنی دانشگاه، به «دانشگاه بدون شرط» می رسد که بدون شروط بودن؛ یعنی دانش نامشروط و مطلق و به معنای بدون پیش شرط بودن و عدم تأثر از شرایط سیاسی و اجتماعی است. دریدا اعتراف می کند که «دانشگاه بدون شرط، درواقع وجود ندارد»! (همان). در این گزاره، دانشگاه بدون شرط (بلاشرط) در جایی با ماهیت «بشرط شیء» (مقارنت با دولت ملت و غیره) مصداق خارجی پیدا می کند و ماهیت مخلوطه است و در جایی دیگر ماهیت «بشرط لا» و ماهیتی مجرده است که با هیچ چیز حتی «وجود» هم مقارنت پیدا نمی کند. این تناقض منطقی فلسفی نهفته در ساختارشکنی دانشگاه توسط دریدا است.  در مقاله (سجادی، 1399) گفتمان نظام تربیتی حاکم در کشور براساس مبناگرایی تاریخی است. در این گفتمان نگاه به گذشته، سپس حرکت به سوی آینده و ساختن آینده براساس گذشته که عامل رکود و رخوت در این نظام است. ازاین رو، بر پایه اندیشه قلمروزدایی ژیل دلوز برای ایجاد خلّاقیت در تفکر نظام تربیتی در آینه جغرافیا، باید جایگزین نظام تربیتی در بستر تاریخ شود (همان). زیرا در آینه، درواقع خود انسان دیده می شود. بنابراین، گفتمان در آینه جغرافیا، که خود را می بینیم؛ یعنی اکنون و اینجا را ببینیم.  در این گفتمان، جغرافیا «خود» باید دیده شود نه چیزهای دیگر. باید توجّه به توانایی ها و ذات یادگیرنده شود، نه آرمان ها، مذهب و تاریخ (همان). برخی از ایرادهای مقاله (سجادی، 1399) عبارت اند از: یک ایراد مقاله (سجادی، 1399) خلط مفاهیم است که در اشتراک لفظی واژه ها در مکاتب گوناگون رخ داده است، مانند واژه «خلّاقیت» در واژگان دلوز معنایی متفاوت از فهم عامه از آن دارد. به طوری که گزاره سجادی (1399): «خلّاقیت را نمی توان در کلیشه آن [رویکرد اسلامی] قرار داد» در تناقض با تعریف دلوزی از خلّاقیت است، زیرا، مفهوم دلوزی خلّاقیت، ایجاد تردید و پرسش در مفهوم «خلّاقیت در قلمرو سرمایه داری» است که یکی از قربانیان این خلّاقیت کدهای اجتماعی سنتی، اعتقادات مذهبی و غیره است (Jeanes, 2016). نمونه دیگر، واژه «پتانسیل» (استعداد) است که مفهوم آن در واژگان دلوز و مطهری کاملاً متفاوت است. «استعداد» در تعریف مطهری ریشه در فطرت دارد و در تعریف دلوز ریشه در عقل خود بنیاد. همچنین، خودسازی نزد مطهری و معارف اسلامی مبتنی بر همان مبناگرایی و حیات طیبه است که مقاله سجادی (1399) در نفی و قلمروزدایی از آن نوشته شده است. به طور کلی عقل خودبنیاد نافی عقل خدابنیاد است و این دو با هم ناسازگارند.   یکی دیگر از ایرادها، در مقاله (سجادی، 1399) التقاط است. ارزیابی یک نظریه بر مبنای وجود فطرت، با نظریه رقیب، انسان گرایی (اومانیسم) که منکر فطرت است؛ به عبارت دیگر، دلوز درون بودگی را در مقابل متعال کانتی استفاده کرده است. اکنون می توان پرسید «چگونه فطرت در فلسفه دلوزی می تواند تعریف شود؟» ایرادی دیگر، محدود ساختن مفاهیم است. به عنوان مثال، در مقاله «سجادی، 1399) «نقل» را فقط معادل «تاریخ» گرفته شده است. در مقاله (سجادی، 1399) مبناگرایی را متصف به تاریخی بودن کرده است؛ یعنی، «حیات طیبه» امری است که در گذشته مطرح شده است و امروزه دیگر مطرح نیست. به بیان دیگر و بر سیاق این مقاله، در زمان حاضر، انواع دیگری از حیات به وجود آمده اند یا می توانند توسط افراد خلق شوند. درحالی که در نگاه دینی حیات طیبه امری فطری است و فطرت انسان «اکنون» است نه «گذشته».   ایرادهای دیگری نیز وجود دارند که در مقاله به آنها پرداخته شده اند. تعارض منافع: تعارض منافع اعلام نشده است.
۷۹۱۳۳.

The Logic of Birds: A Comparative Study of the Qur’ānic Narrative of Solomon and the Ant in Surah An-Naml and the Global Folktale Type of Talking Animals

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
This study analyzes the similarities and differences between the story of Prophet Solomon (AS) and the ant in Surah An-Naml and the global folktale type known as The Language of Animals (Type 670 in the Aarne–Thompson classification). The findings suggest that, although the Qur’ānic account shares certain surface features with folkloric animal tales, it exhibits distinct characteristics that set it apart. These include its use as a vehicle for theological instruction rather than entertainment; its seamless integration into the surrounding verses of Surah An-Naml; its alignment with the prophetic biography and the socio-historical context of the Prophet Muhammad (PBUH); the blending of revelatory and literary language; and its unique structural design, which supports the thematic objectives of the Surah. These insights contribute to a deeper understanding of the Qur’ān’s narrative features and may help address doubts regarding its authenticity and reliability
۷۹۱۳۴.

مولفه های تقوا از منظر قرآن کریم با تکیه بر دیدگاه علامه طباطبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
تقوا از مهم ترین فرامین خدا و محرک بندگان به انجام اوامر و ترک نواهی است. جهت کسب ملکه ی تقوا نیاز به شناخت گزاره ی تقوا و تحلیل مؤلفه های آن است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای صورت پذیرفته است. مسأله ی پژوهش تحلیل مؤلفه های آموزه ی اخلاقی تقوا بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه های آموزه ی اخلاقی تقوی با توجه به دیدگاه های علامه طباطبایی در محورهای؛ مولفه های فردی، شامل: پایداری در راه حق، طلب رضایت خداوند، صبر، گرایش به صدق و حق، اطاعت از خدا و رسول، ایمان ملازم با تقوا، و مولفه های اجتماعی شامل: عدالت، وفای به عهد، تعاون بَر بِرّ و تقوی، اصلاح بین زوجین، بخشایش گری و انفاق است، ضمن آن که تبلور مؤلفه های تقوی در سه حوزه ی؛ نگرشی، شناختی و رفتاری قابل شناخت است و نمود آنها در حیطه ی تقوای فردی و اجتماعی در حوزه عمل قابل رصد است.
۷۹۱۳۵.

احتجاج - اعجاز اخلاقی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۹۹
واقع را دو بخش هستی و اخلاق تشکیل می دهد. در عبور به واقع، عقل انسان هم هستی را می کاود و هم اخلاق را. فرستادگان خداوند نیز با تعلیمات و راهنمایی های خود کاویدن عقل در هر دو بخش را در مسیر درست و سریع قرار می دهند. عقل محدود و درگیر با تجربه های ناقص و خطاپذیر با امداد دانش کامل و خطاناپذیرِ نبی (ص) و وصی(ع) این امکان را می یابد که با واقع هستی و اخلاق ارتباط وثیقی پیدا کند. این گفتار بخش عبور به واقع اخلاقی را به بحث می گیرد و نشان می دهد که چگونه راهنمایان معصوم با کردار خود انسان ها را با مبدأ اخلاق آشنا می سازند و با خود به سرای امن و جاودان اخلاق وارد می کنند. کردارهای ایده آل نبی (ص) و وصی (ع) را به حق می توان به یک ملاک احتجاج اخلاقی و به ملاکی دیگر اعجاز اخلاقی نامید.
۷۹۱۳۶.

باز پژوهی ادله انتقال ما فی الذمه مقتول مؤمن به ذمه قاتل در قتل عمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۷
در آیات و روایات متعددی از قبح قتل مسلمان و مجازات شدید قاتل سخن به میان آمده است، به طوری که ظاهر برخی از ادله بیانگر آن است که تمام گناهان مقتول مؤمن به سبب قتل عمد بر ذمه قاتل مستقر شده و مقتول از تمام آن ها بری می شود. نویسندگان در پژوهش حاضر مسئله «انتقال تمام گناهان مقتول مؤمن به ذمه قاتل در اثر قتل عمد» را مورد تحقیق و واکاوی قرار داده و پس از تحلیل و بررسی ادله مورد استناد به شیوه توصیفی تحلیلی بر آن شده اند که در خصوص حقوق الهی ادله انتقال ذنوب مقتول به ذمه قاتل، در اثر قتل عمد، موجب تخصیص عموم قاعده وزر می شود. اما در رابطه با حقوق الناس، اعم از حقوق مالی و غیر مالی، با توجه به وجود دلیل خاص مبنی بر لزوم ادای دیون و حقوق غیر مالی دیگران، این قبیل ذنوب تخصیصاً از ادله انتقال ذنوب مقتول به ذمه قاتل خارج می شود.
۷۹۱۳۷.

منزلت عقل در فهم و کشف حکم الهی با تأملی در اندیشه های علامه آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۰
یکی از مباحث مهم در مورد عقل، حجیت و نقش آن در فهم و کشف حکم الهی می باشد. تردیدی نیست که شناخت درست از دین، در سایه سار بهره درست از منابع آن  دین می باشد. در این مهم چنانچه دین مجموعه ای از اعتقادات، احکام و اخلاقیات بوده باشد راه دست یابی به این امور از منابعی است که توسط دین مشخص می گردد. فقها برای شریعت اسلامی به طور کلّی، چهار منبع مشخّص کرده اند که عبارتند از: قرآن؛ سنّت، اجماع و عقل. در این میان در مورد حجیت عقل در جهت فهم و یا کشف حکم الهی دیدگاههای متعددی مطرح شده، عده ای قائل به عدم فهم و برخی هم ضمن پذیرش حجیت عقل قائل به کشف حکم الهی از سوی عقل می باشند. دراین مهم، از ظواهر برخی سخنان علامه جوادی آملی بر می آید که ایشان قائل به نفی حکم عقل بوده مع الوصف در برخی دیگر از آثار ایشان بر می آید که ایشان عقل را منبعی مستقل در کنار کتاب و سنت دانسته، معتقدند آنچه را که کتاب و سنت بیان نکرد عقل بیان داشته و فتوای آن عین فتوای شرع می باشد. لذا از آنجاییکه فهم این نکته در جهت شناخت جایگاه عقل در کشف حکم الهی به عنوان یک منبع مستقل، مهم به نظر می رسد این تحقیق با روش تحلیلی به بررسی این مواضع پرداخته، یافته های تحقیق بر آن است که عقل از سویی با نگاه به نقل می تواند موفق به درک و کشف حکم الهی گشته و از سویی در کنار نقل خود با تشخیص برخی مصالح و مفاسد می تواند به کشف حکم الهی بپردازد و در حقیقت حکم الهی از دو ابزار نقل و عقل بیان گشته عقل نیز منبعی برای حکم الهی شمرده می شود.
۷۹۱۳۸.

بررسی تطبیقی جایگاه و اعتبار حدیث موقوف، نزد اهل سنّت و امامیه (با تأکید بر دیدگاه حنفیه و امامیه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۰
اعتبار و عدم اعتبار حدیث موقوف میان اهل سنّت و امامیه از یک سو، سایر اهل سنّت با احناف از سوی دیگر، امامیه و حنفیه از طرف سوم، مورد اختلاف است؛ جمهور اهل سنّت آن را مطلقاً حجّت می دانند. اما احناف، حجیّت آن را مشروط به اشتهار و عدم مخالفت با سنّت پیامبر(ص) و دیگر صحابه می کنند. در مقابل، امامیه منکر اعتبار آن هستند و این در حالی است که منابع حدیثی امامیه و اهل سنت، مملو از احادیث موقوف است. لذا این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی در صدد این است که توافق احناف و امامیه، باتوجه به مبانی اعتبار آن، در چه نقطه ای امکان پذیر است؟ یافته های تحقیق نشان داد حدیث موقوف نزد اهل سنّت، شامل مجموعه قول صحابی، می باشد و حجیّت آن هرچند مورد اختلاف است؛ لکن جمهور اهل سنّت آن را حجّت می دانند. امامیه اگرچه آن را جزو مرسلات شمرده ولی همانند بسیاری از احادیث که مورد اعتماد دوطرف قرار گرفته، در اینجا نیز سرانجام احناف و امامیه در نقطه ای که حدیث موقوف به معصوم برسد، یا مُرسلِ ثقه و یا صحابی مجتهد، آن را نقل کند به توافق و نقطه مشترک رسیده اند.
۷۹۱۳۹.

بررسی نظریه «قدم عالم» بر اساس تفسیر المیزان و با تأکید بر خطبه اول نهج البلاغه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۴
دیدگاه فلسفی قدیم بودن عالم مادّه در عین پذیرش حدوث آن توسط فلاسفه اسلامی، همواره با نقدهایی مواجه بوده که از جمله آنها، اشکال به تعارض این نظر با برخی ظواهر متون دینی می باشد. نوشتار پیش رو با هدف رد چنین شبهه ای و توجه دقیق تر به گزاره های دینی آفرینش عالم مادّه، با روشی تحلیلی توصیفی به بررسی فرازهای برجسته خطبه اول نهج البلاغه در خلقت دنیا، بر اساس تفسیر علامه طباطبایی از آیات خلقت پرداخته و در نهایت به همسویی ظاهر فرمایش امیر المؤمنینƒ و فهم فلسفی از تفسیر نحوه آفرینش دنیا منتج می گردد. ظاهر عبارات نهج البلاغه در این بحث، نشان از پذیرش فضا و جو پیش از فتق و شکافتن آنها دارد و این فرمایش حضرت، با قدیم بودن آن و عدم خلقت عالم مادّه از نیستی و عدم، سازگار بوده و در اینجا تفسیر علامه از خلقت به معنی تجمیع و تفریق مادّه قدیم دنیا به اَشکال و صور گوناگون و نفی خلقت و آفرینش از عدم و نیستی، می تواند بهترین توضیح برای حدوث و آفرینش عالم مادّه در عین قبول ازلیّت آن باشد و از تفاسیر بعضاً ملحدانه علم روز و یا نظرات غیر منطبق بر برهان عقلی سایر رشته ها نیز اجتناب می شود.
۷۹۱۴۰.

گونه شناسی و تبیین سیر تطور دیدگاه های مفسران فریقین درباره عرش الهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
عَرش یا جایگاه الهی؛ از مفاهیم قرآنی است. این واژه، در آیات فراوانی(حدود 21بار) به کار رفته و همواره در مورد معنا و چیستی آن، بین مذاهب مختلف اسلامی اختلاف وجود داشته و مکاتب مختلف؛ هر کدام به نوعی، آن را توصیف نموده اند و بین فقیهان، متکلمان، عرفا و فلاسفه در مورد آن، تشتّ آراء دیده می شود. بنابراین طرح مساله درباره سیر تاریخی تطور آراء مفسران حول «عرش الله» و چیستی و ویژگیهای آن، می تواند در فهم بهتر و انتخاب دیدگاه اصلح کمک فراوانی نماید. سوال مطرح این که به راستی، حقیقت «عرش الله» چیست؟ و برداشت دانشمندان اسلامی از آن به چه صورت است؟ سیر تاریخی تغییر و تطور آراء درباره آن چگونه می باشد؟ این پژوهش، به شیوه تحلیل محتوا صورت گرفته و نتایج تحلیل آراء تفسیری حول این آیات، بیان کننده دیدگاه های زیر می باشد: الف: جزء متشابهات، کیفیت نامجهول و علم آن مخصوص خداست، ب: جسمانی بودن عرش، ج: رویکرد بطنی؛ قلب پیامبر(ص)، د: بیان اخبار و روایات ماثور، ه: عالم علوی و مجرد، و: تدبیر ملک و اعمال قدرت و فرمانروایی، ز: مقام علم، ح: وجود مرکزی در تدبیر عالم، ت: کل جهان هستی. در مجموع می توان گفت: عرش دارای حقیقت عینی و وجود خارجی است که یا کل نظام هستی یا مرکز تدبیر آن را شامل می شود و استوی علی عرش؛ یعنی: خداوند قدیر و حکیم با تکیه بر مقام سلطنت و فرمانروایی و با علم و قدرت و ربوبیت مطلق، امور عالم را اداره و تدبیر می نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان