فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۹۴۱ تا ۴۸٬۹۶۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
حقیقت اخلاق
حوزههای تخصصی:
یاران پیامبر (2)(عمار یاسر)
میدان معنایی مفهوم «نصرت» در قرآن کریم با تکیه بر محور همنشینی
منبع:
پژوهشنامه تأویلات قرآنی دوره اول بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
126 - 156
حوزههای تخصصی:
کاربست الگوی معناشناختی «حوزه معنایی» در مطالعه ساختار معنایی واژگان قرآن و تبیین حدود معنایی رمزگان زبانی آن بسیار راهگشاست. زیرا هر واژه کشف بخشی از معنای خود را وامدار حضور سایر واژگان هم حوزه خود است و ارتباط هر واژه و معنای آن در مجموعه نظام واژگان قرآنی مشخص می گردد. یکی از واژگان پربسامد دستگاه زبانی قرآن که کشف حوزه معنایی آن نیازمند بررسی معناشناختی است، واژه «نصرت» است که در زندگی بشری به اشکال گوناگون اتفاق می افتد. بدین تصور نوشتار حاضر برآن است تا با کاربست نظریه حوزه معنایی و روش توصیفی-تحلیلی، ضمن مفهوم شناسی دقیق بر مبنای الگوی تحلیل مولفه ای، واژگان همنشین حوزه این مفهوم را استخراج و رابطه معنایی و چرایی استعمال هر یک را تبیین نماید. بررسی داده های قرآنی حاکی از آن است که مفهوم نصرت از اتم های معنایی [+تقویت]، [+ظهور]، [+فصل] و [±انتزاعی] تشکیل شده است. این مولفه ها حضور واژگان فتح، غلبه، أید، سکینه و اطمینان را در حوزه این مفهوم موجه می سازند. هر یک از این واژگان علاوه بر سه مولفه مذکور، از مولفه های معناساز دیگری برخوردارند که سبب تمایز آن ها از یکدیگر می شود، به طوری که علیرغم تقارب معنایی برخی از آن ها با هم، جایگزینی یکی با دیگری موجب خلل در افاده معنای مراد خواهد شد. نیز با توجه به رابطه هریک از مفاهیم مذکور با مفهوم نصرت می توان اظهار داشت که نصرت الهی باعث تحقق سکینه و تایید اهل ایمان می شود همچنان که امکان فتح، غلبه و اطمینان را برای ایشان در پی دارد.
ادله عقلی تجرّد نفس از دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۲
5 - 29
حوزههای تخصصی:
تجرّد یا عدم تجرد نفس، مهمترین مسئله نفس شناسی است که تأثیر بسیاری بر دیگر مسائل این موضوع دارد. آیت الله جوادی آملی مانند دیگر حکما و به ویژه پیروان حکمت متعالیه به تجرّد نفس معتقد بوده و دیدگاه برخی دین پژوهان نقل گرا را که از جسمانیت نفس دفاع می کنند ناتمام دانسته و ادعای خویش را با ادله عقلی متعددی مستند می کند. در این تحقیق با روش کتابخانه ای آثار متعدد استاد جوادی آملی رصد و ادله ایشان گردآوری شده است؛ سپس با تحلیل توصیفی این ادله تبیین و به دو قسم کلی تقسیم شده اند: ادله معرفتی با اقسام «علم حضوری به خود»، «تحصیل علم حصولی توسط نفس»، «ادراک کلّیات» و «اتحاد علم، عالم و معلوم» و ادله غیر معرفتی با اقسام «اشتیاق به زندگی جاوید» و «نفس، منشأ امور ثابت» قابل تحلیل است. متکلمان نقل گرا این ادله را مخدوش دانسته و سعی در مناقشه در آنها دارند. نگارنده با تأمل در این مناقشات، به پاسخ گویی آنان بر اساس مبانی استاد پرداخته است. در ادامه اشاره ای به ادله متعدد و متکثر تجرّد نفس در آثار پیشینیان و برخی کاستی های آنها و گذر و تمسک آیت الله جوادی آملی از ادله ناتمام، به ادله تامّ شده است. نویسنده معتقد است افزون بر ادله مورد استناد ایشان، ادله دیگری نیز توان اثبات تجرّد نفس را دارد که استاد به آن ها اشاره ننموده اند.
جنگ و صلح در جهان امروز
کلام علی کلام علی (تجلی انوار نامتناهی (4))
حوزههای تخصصی:
اعمال ولایت از سوی ولی فقیه
کاوشی در آموزش پزشکی اسلامی و نوین
حوزههای تخصصی:
شریعت عقل
حوزههای تخصصی:
لطای قرآنی
حوزههای تخصصی:
ترجمه رسالة الباهرة
حوزههای تخصصی:
برگ هایی در آغوش نور
حوزههای تخصصی:
کودتا با چراغ خاموش
تفسیر سوره مبارکه یس-4
حوزههای تخصصی:
بررسی پیامدهای هبوط در الاهیات عقلانی جاناتان ادواردز
حوزههای تخصصی:
جاناتان ادواردز به عنوان بزرگ ترین الهیدان نیوانگلندی در واکنش به رویکرد مکانیسمی و تاکید افراطی به دریافت های عقل و به تبع آن نفی وحی و نگاه وحیانی قرن 17و18، به جهت حل معضلات پیش آمده در حوزه دین، در عین اعتقاد به عقلانیت در حوزه دین، عقلانیت را در الهیات از متن به حاشیه برده و جنبه تنبیهی به آن می بخشد. او با التزام به مساله هبوط ذات، فطرت انسانی را آلوده و فاقد درک صحیح و منطبق با حقیقت الاهی ترسیم می کند و در همین راستا عقل را هم از آفات هبوط مصون نمی داند. چنانچه یافته های عقل را واجد تعارض، پیشداوری و تمایلات فاسد می داند. چنین روند معکوسی از جانب عقل هیچ گاه در رویکرد زندگی مومنانه، که دغدغه اصلی ادواردز است، تاثیر گذار نبوده و به این ترتیب در شکل مفهومی صرف باقی می ماند. گرچه همین عقل بواسطه التزام به وحی می تواند از طبیعت منحط خود بیرون رفته و نه تنها شواهد موید وجود ملموس خدا را ببیند، بلکه آنها را تصدیق نموده و بر آنها صحه بگذارد. اما همواره عقل در حالت فی نفسه و منهای وحی، منفی و منفعل و فاقد کارایی معرفی می شود.