ملا محسن فیض کاشانی(ره) از علماء قرن11هجری قمری است که اثر جاودان «تفسیر الصافی» را از خود به جای گذاشته است. از دیگر مفسران معاصر عالم تشیع علامه طباطبایی است که صاحب تفسیر «المیزان فی تفسیر القرآن » است. تفسیرفیض یک تفسیر مشهور روایی یا مأثور است که برنقل روایات مبتنی است ؛ گر چه درکنار این روش ازاصول عقلانی ,عرفانی و تا حدی اجتهادی بهره جسته است.بر خلاف این خاستگاه , تفسیر المیزان برشیوه قرآن به قرآن استوار است.علامه نه تنها به شدت از این شیوه دفاع می کند که از کاربردهای مختلف این روش آنهم در سطح وسیعی در تفسیرش استفاده کرده است. گرچه این دو مفسر از فیلسوفان مشهور زمان خویش اند و هردوصاحب تفسیراثری به مفهوم عام آن هستند ,اما در اتخاذ اصول تفسیری هریک صاحب سبک خاصی اند. تحقیق حاضر ضمن اشاره به وجوه مشترک نگاه هردو مفسر, ازاصول و مبانی مختلف تفسیری هریک سخن می گوید تا در مقایسه ای تطبیقی میان این اصول و تحلیل و بررسی تفاوت سبکها , به اختلاف دیدگاههای تفسیری هر یک برسد. از مطالعه این دو اثر تفسیری می توان فهمید که در استفاده ازروایات , دیدگاههای عقلی و عرفانی و شیوه قرآنی ارجاع برخی آیات به دیگر آیات , هردو مفسرنگاههای مشترکی دارند ؛اما درمیزان استفاده و اهتمام بر هریک از اینها تفاوتهای آشکاری میان این دو مفسر شیعی قابل مشاهده است.گرچه می توان گفت تاثیر مشربهای فکری زمان هر یک از دو مفسر قطعا بی تاثیر در انتخاب شیوه های تفسیری آنها نبوده است ؛چرا که یکی متعلق به عصر اخباری گری و دیگری متعلق به قرن معاصر است که تضارب آراء و اجتهاد و استنباط فکری در حوزه دین رو به تکامل هر چه تمامتر پیش می رود.
این مقاله به بررسی ارتباط تأثیر شواهد مرتبه بالاتر با دیدگاه وزن دهی برابر در بحث اختلاف نظر معرفتی می پردازد. در ابتدا پس از معرفی تمایز میان شواهد مرتبه اول و شواهد مرتبه بالاتر، استدلالی از تامس کلی مطرح می شود که مطابق آن در نظر گرفتن تأثیر شواهد مرتبه بالاتر لزوماً به تأیید دیدگاه مصالحه گرایان نمی انجامد. سپس استدلالی از جاناتان متسون در نقض استدلال کلی شرح داده می شود که طبق آن اعمال تأثیر شواهد مرتبه بالاتر به تأیید دیدگاه وزن دهی برابر و در نتیجه تعلیق باور در مواجهه با اختلاف نظر معرفتی خواهد انجامید. در ادامه نشان می دهم که استدلال متسون بر دیدگاهی مبتنی است که آن را نظریه دو قسمتی شواهد نامیده ام. سپس با طرح اشکالات وارد بر نظریه دو قسمتی شواهد نشان داده ام که تسلسل از جمله هزینه هایی است که طرفدار نظریه دوقسمتی شواهد باید بپذیرد. سپس با ارائه مدلی نشان می دهم که حتی اختیار کردن نظریه دوقسمتی شواهد و پذیرفتن هزینه های آن نیز به تأیید دیدگاه وزن دهی برابر در اختلاف نظر معرفتی نمی انجامد، زیرا می توان استدلالی مستقل علیه دیدگاه وزن دهی برابر ارائه کرد. به این ترتیب اگر دیدگاه وزن دهی برابر دو طرف نادرست باشد، راه یکی از مهم ترین استدلال های مؤید مصالحه گرایی بسته می شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطهٔ فضیلت های اخلاقی و وضعیت آموزشی دانش آموزان در مقطع متوسطهٔ اول، پایهٔ نهم، در شهرستان خرم آباد انجام شده است. جامعهٔ آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطهٔ اول در شهرستان خرم آباد بودند که از میان آن ها براساس جدول مورگان 350 نفر، 175پسر و 175دختر، براساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسش نامه های رشد اخلاقی معنوی پور (2012) و رفتار اخلاقی سوانسون و هیل (1993) را تکمیل کردند. وضعیت آموزشی دانش آموزان هم براساس معدل نیم سال آموزشی آن ها سنجیده شد. سپس با استفاده از تحلیل آماری همبستگی رگرسیون، یافته ها نشان داد که بین فضیلت های اخلاقی و وضعیت آموزشی دانش آموزان، همبستگی مثبت وجود دارد؛ اما بین رشد اخلاقی و وضعیت آموزشی، همبستگی معنادار وجود ندارد. همچنین، وضعیت آموزشی، پیش بین خوبی برای رفتار اخلاقی دانش آموزان نبوده است. بنابراین، لازم است که به آموزش فضیلت های اخلاقی و رشد آن ها در نوجوانان توجه کرد تا پیامدهای آن در زمینهٔ پیشرفت آموزشی نمایان شود. نباید صرفاً به عامل تحصیل در رشد اخلاقی متکی بود؛ بلکه باید عوامل تأثیرگذار دیگر بر رشد اخلاقی را هم در کنار وضعیت آموزشی مطالعه کرد.
نسخه مورد بحث نویسنده در نوشتار حاضر جامع الاخبار است که محمدحسن بن محمدابراهیم یزدی این مجلد را همراه با چند کتاب دیگر وقف مدرسه یزدی ها در نجف کرده است. ایشان وق فنامه یک صفحه ای در آغاز این نسخه دارد و در آن، علاوه بر یادداشت تولد و ازدواج، چند یادداشت درباره سفرهای زیارتی خود نوشته است. یادداشت های زیارتی او در سه صفحه آمده و حاوی گزارش بسیار مختصر یک سفر حج، دو سفر عتبات و چهار سفر مشهد او است. نویسنده در نوشتار حاضر، متن وقف نامه و یادداشت های زیارتی وی را ارائه داده است
با ظهور فناوری های جدید، تعداد اسنادی که به شکل الکترونیکی تولید می شوند، به شدت افزایش یافته است. با توجه به افزایش حجم اسناد الکترونیکی، مسائل مربوط به سازمان دهی، حفظ و نگهداری، پردازش و مدیریت آن ها به عنوان مسئله ای مهم مطرح می شود. نویسنده در نوشتار حاضر، خواننده را با ویژگی ها، مزایا، و چالش های مدیریت اسناد الکترونیکی آشنا می سازد.
باروری های پزشکی(ART) با تمام تکنیک های روزآمد خود ناباروری را درمان نموده و به زندگی زوجین نابارور حیاتی دوباره بخشیده است، لکن این درمان عوارض سوئی نیز به دنبال داشته که تبعات ناخوشایند آن به یکباره زندگی آنان را با تهدید روبرو نموده است، به طوری که اکثر روی آورندگان به این تکنیک ها با چندقلو زایی مواجه شدند که تداوم این نوع باروری خانواده را با بحرآنهای ناخوشایندی چون مرگ مادر و جنین ها یا ابتلای آنان به مشکلات حاد جسمانی روبرو می سازد. متخصصین توانسته اند با ابداع تکنیک کاهش جنین به این مشکلات خاتمه دهند و امروزه با استمداد از این روش به حذف جنین ناقص الخلقه یا کاهش جنین های اضافی در باروری چندقلویی اقدام می نمایند. کاهش جنین گرچه از مصادیق سقط است اما از نوع مجاز آن، یعنی سقط درمانی است، لکن با رویکردی متفاوت و چالش برانگیز؛ زیرا در سقط درمانی، هدف حذف جنین ناقص الخلقه و یا همه جنین ها باهم است، اما در کاهش جنین هدف حذف یک جنین از میان چند جنین است در حالی که همه در یک سطح سلامت اند، لذا لازم است در ارتباط با کاهش جنین این سئوالات بررسی شود: آیا فدا شدن جنینی به نفع جنین دیگر صحیح است؟ آیا حذف جنین های اضافی ضرورت دارد؟ آیا ابقای جنین ها در شرایط خطر از نظر فقهی به صلاح است؟ و مسئله چالش برانگیزتر اینکه کدام جنین باید برای حذف انتخاب شود؟ و کاهش جنین انتخابی مشروعیت دارد؟ در این مقاله ضمن بررسی و پاسخ به سئوالات مذکور، با استناد به مستندات عقلی و نقلی ثابت نموده ایم که کاهش جنین به دلایل پزشکی مشروعیت دارد.
کتاب «تاریخ گذاری حدیث: روش ها و نمونه ها » به کوشش علی آقایی (تهران: حکمت، 1394) دربرگیرنده ترجمه فارسی دوازده مقاله از مهم ترین نوشته های ده پژوهشگر برجسته غربی درباره تاریخ گذاری حدیث است که با رهیافت ها و نتایجی متفاوت، در چند دهه اخیر منتشر شده اند. کتاب مذکور جامع ترین کتاب به زبان فارسی در زمینه ادبیات حدیث پژوهی غربی است که به معرفی مهم ترین آثار در این حوزه پرداخته و خواننده این کتاب، علاوه بر آشنایی با روش های مختلف پژوهش های نوین غربی در تاریخ گذاری حدیث و نتایج حاصل از آنها، به امکانات و محدودیت های هر روش پی خواهد برد و پاسخ های برخی پژوهشگران مسلمان به نتایج این روش ها را نیز درخواهد یافت. نویسنده در نوشتار حاضر نگاهی کوتاه بر کتاب تاریخ گذاری حدیث داشته و به اجمال، مقالات آن را مرور می کند.
نویسنده در نوشتار حاضر، گزارشی از نسخه های خطی و کتابشناسی در مسئله بداء را در دو بخش ارائه می کند. در بخش نخست، 39 رساله و گفتار منتخب از قدما و پیشینیان، همچون شیخ کلینى و شیخ صدوق و شیخ مفید و آیت الله خویی و ملکى میانجى معرفی نموده است. در بخش دوم، به توصیف کتب و رسایلى که مستقلاً یا غیرمستقل به مسئله بداء پرداخته اند و در مجموعه رسائل بدائیه نیامده اند، اقدام کرده است.
نویسنده در نوشتار حاضر در دو بخش کتاب های رستگار فسائی در حوزه شرح اشعار حافظ را در بوته نقد و بررسی قرار داده است. در بخش نخست، به صورت گذرا نقدی محتوایی و نگارشی بر کتاب حافظ پیدا و پنهان زندگی داشته و مواردی از قبیل تسامح در نقل اشعار، آشفتگی های نگارشی و ویرایشی و ... را با ارائه شاهد مثال هایی از متن برمی شمرد. سپس، بخش دوم را به نقد و بررسی کتاب شرح تحقیقی حافظ اختصاص داده و نکاتی درخصوص مقدمه و روش کتاب، ضبط اشتباه اشعار، ارجاعات و چگونگی شرح، اشکالات ظاهری و تایپی و ... را خاطر نشان می سازد
کرامت و ارجمندی انسان که در حقیقت اساسی ترین ساحت وجودی انسان را تشکیل می دهد، فصل مهمی از مباحث اندیشمندان دینی را به خود اختصاص داده است. منابع انسان شناسی برای انسان دو گونه کرامت برشمرده اند که عبارتند از کرامت و ارجمندی هستی شناختی و کرامت اکتسابی یا ارزش شناختی، بی گمان برخورداری انسان از کرامت بر مبانی و پایه های مهمی استوار است. اینک این پرسش مطرح است که انسان بر چه اساسی از کرامت هستی شناختی و ارزش شناختی برخوردار است. این نوشتار به تبیین مبانی هستی شناختی کرامت انسان در اندیشه صدرالمتألهین پرداخته و بر این باور است که انسان با برخورداری از اساسی ترین عطایا و مواهب الهی همچون عقلانیت و خردورزی و خلافت الهی و .. مبانی کرامت انسان را رقم زده است.
موفقیت سازمان ها در عصر حاضر منوط به رفتارهایی فراتر از الزامات رسمی است که پاداش رسمی به آن ها تعلق نمی گیرد؛ در مدیریت از این کنش ها به عنوان رفتار فرانقشی یاد می شود. هدف این پژوهش شناسایی شاخصه ها و بایسته های این اعمال در سازمان های آموزشی از منظر قرآن کریم است که به روش بررسی اسناد و مدارک و تحلیل محتوای کیفی و به شیوه استقرایی- قیاسی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که رفتار فرانقشی در قرآن دارای شاخصه هایی از جمله فرآیند مداری، خود تعالی در راستای اثر بخشی سازمان، ذومراتب بودن و وابستگی به توفیقات ربوبی است. بایسته های این رفتارها عبارتند از: غایت مداری، صیانت از عمل، اکتفا نکردن به منافع دنیوی، پرهیز از گرانباری نقش و رعایت اولویت ها در عمل. در نگاه توحیدی برخی از این بایسته ها ناظر به وجه ظاهری کنش است که عدم رعایت آن ها صورت عمل را خدشه دار می سازد و دسته دیگر وجه باطنی کنش را نشانه می رود که با فقدان آن ها، هر چند مطلوبیت ظاهری بر عمل حاکم باشد ولی به جهت باطن، فاقد ارزش است. مقایسه نتایج پژوهش با مدیریت معاصر نشان می دهد که علی رغم مشترکات موجود، عمده شاخصه ها و بایسته های رفتار فرانقش در جهان بینی توحیدی، در مدیریت یا اساسا مورد عنایت نبوده و یا مغفول مانده است.
افعال خداوند متعال با توجه به اطلاق وصف عدل در حوزه تکوین، تشریع و جزا برمبنای عدل است. ازاین رو همه احکام شرعی متصف به وصف مقدّر عدل است. برخی اندیشمندان معتقدند فقیه در استنباط حکم شرعی می تواند با شاقول عدل و ظلم، و تشخیص مصادیق آن به وجوب و حرمت فتوا دهد. از این موضوع به قاعده عدالت یا نفی ظلم تعبیر می شود. در فقه پیشینه چندانی از این قاعده با این عنوان نداریم و قاعده بودن آن را معاصران مطرح کرده اند. در این مقاله درباره چهار قاعده لاضرر، عدل و انصاف، قرعه و غرور پژوهش شده و اثبات شده که این قواعد مصداقی از قاعده عدالت اند. در قاعده لاضرر میان مصداق ضرر محرّم و عنوان ظلم هم پوشانی وجود دارد و در تشخیص مصادیق ضرر محرّم باید از انطباق عنوان ظلم بهره جست. قاعده عدل و انصاف همان قاعده عدالت در شبهات موضوعیه حق و مال است. قاعده قرعه از مصادیق قاعده عدالت است که کاربرد آن تحقق عدل و استیفای حق به صاحبان آن است. ادله اثبات کننده قاعده غرور همان ادله ای است که در قاعده عدالت نیز استفاده می شود.
با پیشرفت علم و فنّاوری مشکلات متعددی برای بشر در عرصه سرگرمی به وجود آمده که شایسته است، از منظر اسلامی بررسی شوند تا روش صحیح برون رفت از آن ها مشخص شود. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی در پی شناسایی این مشکلات و یافتن راه برون رفت از آن هاست. در این پژوهش دریافتیم که حوزه های چالش زای مهم مرتبط با سرگرمی عبارت اند از: ابهام در موضوع اخلاقی در عرصه سرگرمی، ندانستن حکم اخلاقی در عرصه سرگرمی، مشکل تطبیق معیارهای کلی اخلاقی در عرصه سرگرمی و مشکلات مربوط به ویژگی های اشخاص یا ویژگی های جوامع. برخی راه های برون رفت از این مشکلات نیز در پایان مقاله پیشنهاد کردیم؛ مانند پژوهش درخصوص مفهوم های شرعی چون لعب، لهو، استخراج احکام اخلاقی مرتبط با سرگرمی، پژوهش خاص برای بررسی منطبق بودن هر سرگرمی بر شاخصه های سرگرمی مطلوب از منظر اخلاق اسلامی، توجه به بافت فرهنگی جوامع و نیز ملاحظه های دینی در عرصه سرگرمی ها.
با گذشت چندین قرن از مواجهه اسلام با غرب، سؤال «چه باید کرد تا از انحطاط رهایی یافت؟» همچنان دغدغه اصلی متفکران و اندیشمندان مسلمان است. هر متفکری با ارائه روشی خاص، دغدغه احیای سنت های اسلامی را در سر می پروراند و بدین ترتیب طیف گوناگونی از راه حل ها پدید آمده است. یکی از این راه ها متعلق به محمد عابدالجابری، نواندیش عقل گرای مغربی است. به عقیده عابدالجابری، جوامع اسلامی، به دلیل غفلت از سنت ابن رشد و عدم نقد میراث گذشته خود در انحطاط و عقب ماندگی به سر می برند. عقل عربی (نه الزاماً عقل اسلامی) دارای ساختارهای مخصوصی است که آن را از عقل غربی متمایز می کند. تکیه بر سنت های اسلامی و خوانشی نوین از فلسفه اندلس مخصوصاً ابن رشد می تواند به سؤال «چه باید کرد تا از انحطاط رهایی یافتِ؟» مسلمانان در عصر جدید پاسخ مطلوبی بدهد. به عقیده وی، اندیشه ابن رشد، دین و فلسفه را از هم جدا می کند ؛ تسامح سیاسی و عقیدتی را مطلوب، نقد را عامل شکوفایی و عقل و دین را دارای کارویژه های مخصوص خود می داند؛ و عقل را ابزاری برای نقد معرفی می کند. بنابراین از نظر وی، ضروری است جهت احیای این سنت عقلانی دست به خوانشی نوین از فلسفه مغرب و اندُلُس بزنیم.
در این نوشتار که با روش توصیفی مقایسه ای و با ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای تهیه شده است سعی گردیده در خصوص مهم ترین ارکان نظریه تفسیری، یعنی ماهیت، هدف، امکان و عوامل فهم، مقایسه ای میان دیدگاه مهم ترین صاحب نظران هرمنوتیک مدرن و شهید مطهری صورت گیرد. در این راستا توانستیم مهم ترین پرسش های نظریه تفسیری را به آثار به جای مانده از استاد عرضه کنیم و پاسخ مناسبی دریافت کنیم. با این کار اولاً نگاهی نسبتاً جامع و اجمالی از نظریه تفسیری شهید مطهری به دست آمد که این خود از نو آوری های این تحقیق به شمار می رود و ثانیاً با مقایسه این نظریه با نظریه های منسوب به هرمنوتیست های مدرن به این نتیجه رسیدیم که نظریه تفسیری ایشان با هرمنوتیک مدرن قرابت بیشتری دارد اما در عین برخورداری از نکات مثبت این نظریه ها یعنی اموری همچون تکثر معنایی و واقع بینی نسبت به ماهیت فهم، از معایبی که نوعاً این نظریه ها دارند نظیر بی اعتقادی به فهم درست و نادرست و در غلطیدن به وادی نسبیت منفی به دور است. با توجه به چند ویژگی مهم نظریه تفسیری شهید مطهری یعنی جامعیت، واقع نگری، تکثرگرایی معنایی، روش مندی، جزمیت گریزی و نسبیت پرهیزی این نظریه می تواند الگوی مفسران در تفسیر متون و به خصوص تفسیر متون شرعی و نصوص دینی باشد.
در اندیشه آقای خویی مبنای حجیت و اعتبار آرای رجالیان خبر واحد است. در نتیجه، روش ایشان در بهره گیری از توثیقات خاص، منحصر در گزارش های حسی رجالیان است که معتبرترین این گزارش ها، از رجالیان متقدم به ویژه صاحبان اصول اولیه رجالی صادر شده است. با توجه به این مبنا و ارزیابی نمونه های متعدد در معجم رجال الحدیث روشن می شود، آقای خویی گفتار متقدمان و گزارش های رجالی ارائه شده توسط آنان را تنها در صورتی مستند صدور رأی رجالی قرارداده است که از حجیت برخوردار بوده، دلالت صحیح بر رأی رجالی داشته و با سایر داده های رجالی نیز سازگار باشد و گاه با لحاظ این شرایط به بیان شرح و توضیحی درباره این گزارش ها و یا نقد و بررسی آن ها روی آورده و در صورت اختلاف میانشان حکم نموده است.
صهیونیسم، اندیشه ای است که از سال 70 میلادی ریشه در یهودیت داشته و تا قرن 19 به صورت فرهنگی مطرح بوده است. پس از آن به صورت سیاسی در جهان غرب ظاهر شده است. تحلیل دقیق صهیونیسم سیاسی، بیانگر این است که به هیچ وجه نمی توان آن را با صهیونیسم فرهنگی مرتبط دانست. مهم ترین گام در فرمول بندی صهیونیسم فرهنگی این است که استقلال سیاسی، بنای معبد و بازگشت به فلسطین، باید به دست خود ماشیح و پس از ظهور او صورت گیرد. در حالی که صهیونیسم سیاسی، به صورت گام به گام در تلاش است تا این دستورالعمل پروتستان های پیوریتان را، که همة این امور باید پیش از بازگشت مجدد مسیح محقق شود، اجرایی کند. این تحقیق در تلاش است تا با رویکردی تحلیلی، ریشه ها و خاستگاه های صهیونیسم فرهنگی و سیاسی و عدم همسویی آن دو را بیان کند. واقعیت این است که صهیونیسم فرهنگی ریشه در خود یهودیت دارد، اما صهیونیسم سیاسی ریشه در تفکر یهودیت ناسیونالیسم و در فرقة مسیحی پیوریتانِ انگلستان و آمریکا دارد.
تمثل یکی از مباحثی است که ریشه در قرآن و احادیث دارد. به تبع آن دو منبع، این اصطلاح در آثار عرفانی راه یافته است. عین القضات یکی از عارفانی است که این لفظ را در تمهیدات با دو تعبیر «حیله تمثّل» و «یادگار» به کار برده، و در برخی آثار از آن به تعبیر «نمودگار» یاد کرده است. آشنایی با اندیشه های قاضی در گرو شناسایی دو دوره حیات فکری اوست، که در دوره دوم حیات به آرای ابن سینا در باب امور اخروی و اندیشه تمثّل تمایل و باور یافته است. در این مقال، با توجه به بستگی مفهومی این اصطلاح در عرفان با معنی لغوی و قرآنی آن، مفهوم این لفظ و دیگر تعابیر و ماهیت تمثّل در تفسیر و ظرف ظهور مَلک برای مریم تبیین شده است. در بخش بررسی این موضوع در کتاب تمهیدات نیز تمثل، حیله تمثل و یادگار معرفی و شرح گشته است.