ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲٬۳۰۱ تا ۸۲٬۳۲۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
۸۲۳۰۱.

عوامل رشد و تعالی اخلاقی انسان: بررسی مقایسه ای دیدگاه فارابی و طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۸
پژوهش حاضر عوامل درونی و بیرونی رشد و تعالی اخلاقی در دیدگاه فارابی و محمدحسین طباطبایی را بررسی می‌کند. روش پژوهش بررسی مقایسه‌ای است؛ یعنی توصیف نقاط اشتراک و افتراق این دو دیدگاه و البته فراتر از آن، چرایی تمایزها بر اساس مبانی این دو متفکر نیز تبیین شده است. دیدگاه هر دو متفکر در تحلیل عوامل رشد و تعالی اخلاقی به نظریه تعاملی (یعنی تعامل عوامل درونی و بیرونی) انتساب‌پذیر است. در خصوص عوامل بیرونی‌اجتماعی، عوامل ذکرشده یکسان است، جز آنکه عواملی که طباطبایی بیان می‌کند با ساختار جوامع امروزی متلائم‌تر است. همچنین، در خصوص نقش جامعه در تعالی اخلاقی افراد، فارابی صرفاً به تعاون و همکاری افراد (به عنوان موجودی اجتماعی)، به مثابه رمز تعالی، اشاره کرده است، در حالی ‌که طباطبایی، فراتر از این تحلیل، با پذیرش هویت جامعه، جامعه را همچون یک واحد، در اخلاقیات افراد به صورت مثبت یا منفی دخیل می‌داند، تا جایی که حتی جامعه، به عنوان عامل بیرونی، بر عوامل درون‌فردی غلبه می‌کند و آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این تمایز به دلیل مبانی مختلف این دو متفکر است که نظریه «اعتبارات اجتماعی» طباطبایی و تحلیل امروزی «هویت جامعه» نزد وی، و مبانی هستی‌شناختی و علم‌النفسی متفاوت او، در تبیین چرایی این تفاوت دیدگاه تحلیل شده است. همچنین، داوری خود درباره برتری‌ها و نواقص هر یک از دیدگاه‌ها را به صورت مقایسه‌ای بیان کرده و مدل فرآیند تأثیر و تأثر عوامل درونی و بیرونی بر تعالی اخلاقی انسان نزد طباطبایی را بازسازی کرده‌ایم.
۸۲۳۰۲.

نماد پردازی جایگاه تمدّنی اهل بیت (ع) مبتنی بر کاربست واژه «منار» در ادعیّه و زیارات مأثوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۱
درک دقیق جایگاه تاریخی و تمدنی اهل بیت، مبتنی بر تحلیل عمیق آموزه های ایشان از جمله متون نیایشی است. مسئله مشخص در پژوهش حاضر آن است که اهل بیت چگونه با کاربست واژه منار در ادعیه و زیارات، به نمادپردازی در تعلیم و تفهیم همگانی نسبت به جایگاه تمدّنی خود پرداخته اند؟ بر اساس یافته های پژوهش به روش تحلیلی در میان ادعیه و زیارات، این نمادپردازی در چهار جنبه عینی و محیطی منار، جنبه نوری و روشن گری منار، جنبه راه نمایی و راه گشایی منار و نهایتاً، جنبه آیینی و آوایی منار قابل تحلیل است. در نتیجه مشخص گردید که حتی در ادعیه و زیارات که به صورت طبیعی جنبه معنوی دارند، می توان ابعاد محسوس و ملموس را در معناسازی و پیام پردازی جانمایی و رهگیری کرد. به علاوه در متن ادعیّه و زیارات، نه تنها بایستی فرازها و گزاره ها مورد توجه و تعمّق باشند، بلکه علاوه بر آن تک واژه ها و اصطلاحات نیز بایستی مورد مطالعه و تحلیل قرار گیرند. در نهایت، کاربست این واژه در زیارات، می تواند حاکی از یک روش مستقل نمادگرایانه، در تبلیغ و آموزش مفاهیم دینی باشد.
۸۲۳۰۳.

Le rôle de la démocratie religieuse dans le renforcement du discours de résistance à l'ère de la mondialisation

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۷
Cet article vise à examiner le rôle de la démocratie religieuse dans le renforcement du discours de résistance à l’ère de la mondialisation, en s’appuyant sur la théorie de l’analyse du discours de Laclau et Mouffe. La démocratie religieuse, en tant que système politique et social dans les sociétés islamiques, constitue une stratégie efficace pour renforcer la volonté collective et créer les conditions nécessaires à la réalisation des droits fondamentaux de l’homme et à la défense de l’indépendance culturelle. Ce type de système peut servir de socle pour la consolidation de l’identité religieuse et des valeurs culturelles, tout en contribuant à promouvoir la justice sociale et les droits humains d’une perspective religieuse. Les résultats de l’étude révèlent que le discours de la démocratie religieuse peut conférer une légitimité au discours de résistance et renforcer l’identité nationale et religieuse face aux processus de marginalisation. En mettant l’accent sur les valeurs culturelles et religieuses de la société, la démocratie religieuse peut favoriser une participation active des citoyens aux processus politiques et sociaux, contribuant ainsi à consolider l’identité collective et la résistance face à la domination culturelle de l’Occident et à contrer l’hégémonie culturelle de l’impérialisme mondial. L'équivalence et la convergence des discours de la démocratie religieuse et de la résistance créent des fondements solides pour la solidarité sociale, l'unité, l'identité religieuse, la justice sociale, les droits humains et la participation politique. Elles soulignent ainsi le rôle clé de la démocratie religieuse dans la consolidation et l’expansion du discours de résistance.
۸۲۳۰۴.

تحلیل معناشناختی و مخاطب شناسی باب تفاعل در قرآن کریم با تکیه بر نظرات مفسران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۷
ابواب ثلاثی مزید که حاصل تغییر در افعال ثلاثی مجرّد با هدف توسعه معنایی هستند، یکی از انواع کلمه به شمار می آیند که ترجمه دقیق و روشمند هر یک از بابهای آن کمک در خور توجهی به دریافت بهتر و عمیقتر پیام می کند. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و هدف بهره گی ری دقیقتر از مضامین و مفاهیم باب تفاعل به عنوان یکی از پرکاربردترین ابواب ثلاثی مزید در قرآن، کوشیده تا معنای س اختها و کارکردهای مختلف آن را مورد بحث و بررسی قرار دهد و با روش معناشناسی توصیفی و بهره گیری از متون تفسیری و زبانی، ساختهای مختلف تفسیری و معنایی این باب را واکاوی و بررسی نماید.نتایج پژوهش حاکی از آن است که در قرآن کریم، به اقتضای سخن گفتن بر اساس احوال مخاطبان توجه ویژه ای رفته است و صیغههای باب تفاعل بسته به احوال مخاطب، در پاره ای موارد بر اساس معنای غالب آن که مشارکت است به کار رفته است و در موارد زیادی نیز در معانی دیگری همچون تظاهر، مبالغه، تکرار ریشه فعل، قوّت صدور فعل از جانب فاعل، معنای تتابع و پی در پی آمدن، ظاهر شدن نتیجه فعل و حصول تدریجی آن به کار رفته است.
۸۲۳۰۵.

تحلیل رویکرد فاضل صالح السامرائی در آرایش واژگانی آیات قرآن (مورد پژوهی جلد چهارم کتاب علی طریق التفسیر البیانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
فاضل صالح السامرائی یکی از پژوهشگرانی است که در آثار متعدد قرآنی خود در صدد بررسی فعل و انفعالات زبانی موجود در ساخت آیات قرآن بوده است. در دیدگاه وی کارکرد بلاغی و نقش زیباشناسانه با کارکرد نحوی کلام درهم آمیخته و هر تغییر ناچیزی، برای انتقال مقدار خاصی از معنا بوده است. از جمله آثاری که در آن به طور خاص به کیفیت نظم آیات دقت داشته، تفسیر چهار جلدی" علی طریق التفسیر البیانی" است. در پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، تلاش گردید ضمن بیان رویکرد سامرائی در تحلیل ادبی آیات قرآن در کتاب "علی طریق التفسیر البیانی"، به کارکرد معنایی آرایش واژگان در سوره «انبیاء» پرداخته شود. جستار حاضر نشان می دهد تحلیل های زبانی و ادبی سامرائی در این مجموعه تفسیری مبتنی بر میراث بلاغی گذشتگان بوده و پیوسته به آثار آنها استناد کرده است؛ اما در این میان تحلیل های نو نیز ارائه می دهد که بیشتر این نوآوری ها در هنگام مقایسه آیات با یکدیگر خود را نشان می دهد. او در تحلیل معنایی به سیاق آیات و روابط همنیشنی عنایتی ویژه دارد و در کنار تحلیل مرتبه الفاظ در آیات سوره انبیاء و کشف دلالت های آن، به مقایسه نظم واژگانی برخی از آیات این سوره با آیات مشابه دیگر پرداخته و مبنای همه تمایزات را سیاق و مقام این سوره می داند.
۸۲۳۰۶.

تحلیل قرآنی خدامحوری در نظام حقوقی از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی (ره)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۸
همه مکاتب حقوقی و بلکه انسان ها، اجمالاً در وجود حقوقی از قبیل حق حیات، حق مالکیت، حق مسکن، حق لباس و پوشش، حق کار کردن و امثال آن اختلافی ندارند. آنچه میان مکاتب حقوقی موردبحث است این سؤال مهم فلسفه حقوق است که این حقوق از کجا پیدا مى شود؟ و ملاک اینکه کسى بر دیگرى حقى پیدا مى کند، چیست؟ مکاتب حقوقی، دیدگاه های مختلفی طرح کرده اند. آیت الله محمدتقی مصباح یزدی(ره) معتقدند همه حقوق، به حق خدای سبحان برمی گردد. درنتیجه، نظام حقوقی و همه حقوق انسان، در پرتو حق خدای متعال ثابت می شود. از سوی دیگر، گستره حقوق نیز از این مبنا تأثیر می پذیرد. این دیدگاه، برگرفته از منابع دینی به ویژه قرآن کریم است که در نوشتار حاضر تبیین شده است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بیان دیدگاه های مکاتب حقوقی در مبنای حقوق، دیدگاه خدامحوری را بر اساس آیات قرآن اثبات کرده و سپس مصادیق و گستره حقوق را تبیین نموده است.
۸۲۳۰۷.

A Reflection on Our Relationship with Western Modern Philosophy and Thought: Beyond Clarity and Obviousness

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۶
The main issue of the present paper is: What exactly is the relationship between our Iranian culture and thought and Western philosophy and thought? Most discussions raised in Iran regarding tradition and modernity have considered this relationship to be self-evident and obvious. However, contrary to appearances, it seems this relationship is not so obvious and clear. The mere fact that we study books and sources of Western philosophy, or write texts and articles about it in the form of various research projects, does not mean that we, who have been situated and grown within a different historical and intellectual framework, have a relationship with the intellectual tradition of the West. It must be acknowledged that the historical and intellectual course of modern Western thought, considering its roots and origins, has its own requirements and characteristics that do not necessarily align with the historical and intellectual framework in Iran. Therefore, the absolute extension of its precepts and concepts to this framework does not seem entirely acceptable. This very issue must be subjected to a serious question; that is, we must understand what the aforementioned relationship actually is and what characteristics it can possess. Hence, this seemingly clear relationship must itself become a subject for serious reflection and scrutiny. Finally, this paper proposes that instead of taking our relationship with modern Western thought for granted, we must begin an effort to discover the various dimensions of the internal logic of Iranian thought and reflection.
۸۲۳۰۸.

در میانه حکایت و تصحیف (تصحیح، توصیف و تحلیل ترجمه فارسی چهار برگ از مصحفی به خط کوفی ایرانی محفوظ در کتابخانه ملی قطر)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۰
در کتابخانه ملی قطر چهار برگ از قرآنی به خط کوفی ایرانی، دربردارنده آیاتی از سوره های مریم و روم نگهداری می شود که ترجمه فارسی آیات را نیز همراه دارد. متن ترجمه این مصحف حاوی نمونه های متعددی از تصحیف و بدخوانی است که صورت اصیل و صحیح آنها را باید از راه تطبیق با نصوص قرآنی، مقایسه با دیگر ترجمه های کهن قرآن و گاه تصحیح قیاسی صرف، بنا بر استنباط و فهم مصحح به دست آورد. مقاله پیش رو افزون بر عرضه کامل نص قرآنی این چهار برگ، تصحیح ترجمه فارسی آیات و تشریح و توضیح متن به قصد تبیین اضطراب های آن و اثبات ضبط برگزیده مصحح، ویژگی های گوناگون این برگردان را از لایه های متن و رسوخ گسترده لغات و ترکیبات عربی تا کاربرد واژه ها و تعبیرهای کمیاب و جلوه های گویش محلی، توصیف و تحلیل می کند.
۸۲۳۰۹.

موسی اسوار و مجموعه داستان تا هر وقت که برگردیم اثر غسان کنفانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۵۵
این مقاله به بررسی ترجمه موسی اسوار از مجموعه داستان غسان کنفانی نویسنده و روشنفکر مبارز فلسطینی با عنوان «تا هر وقت که برگردیم» اختصاص دارد.
۸۲۳۱۰.

ماهيّة الحوكمة مع التأكيد على الحوكمة المهدويّة(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۸
بِحَسَب الفکر السیاسی، والنموذج الاعتقادی، والعادات والتقالید الاجتماعیّه، ونوعیّه الرؤیه الکونیّه والأیدیولوجیّه، وأنماط النُظُم السیاسیّه والثقافیّه، ووجود الامتدادات الحضاریّه والتاریخیّه فی کلّ أمّه ومجتمع، یتحدَّد توزیع القوّه وممارسه السیاسه فی المجتمع، وهو ما یُعبَّر عنه بمصطلح الحوکمه. الحوکمه مفهوم جدید وکثیر التداول، یتمتّع بطبیعه بنائیه وبأبعاد متعدّده، ویُعدّ تقنیه غیر ملموسه، واسعه الانتشار، وشدیده الحضور فی المراکز والمؤسّسات التعلیمیّه والبحثیّه. وفی هذا البحث، یُقصَد بالحوکمه العملیّه المنظمه التی تهدف إلى قیاده المجتمع وتوجیهه وإزاله عقباته وتنظیمه منذ البدایه (أی: رسم السیاسات) وحتّى الغایه (أی: تحقّق الأهداف)، وذلک على أساس القرارات الجماعیّه وبمشارکه عامّه من الناس. أمّا الحوکمه المهدویّه فهی إحدى صور الحوکمه المقیّده، وتمتاز عن غیرها من الحوکمات بخصوصیّه ارتباطها بالفکر المهدوی. وتُعرَّف بأنّها: نموذج من الحوکمه الإسلامیّه یقوم على أساس فکر المهدویّه، ویهدف إلى توجیه المجتمع والمواطنین وقیادتهم نحو بلوغ مراتب الکمال والرقیّ مادّیًّا ومعنویًّا. وتنقسم الحوکمه المهدویّه إلى قسمین: الحوکمه المهدویّه المتعالیه وحوکمه ولایه الفقیه. وبعباره أخرى، إن مفهوم الحوکمه المهدویّه یتم تحدیده على مستویین: عام وخاص. ففی المستوى العام أو بالمعنى الأعمّ یُراد بها مطلق الحوکمه المهدویّه من دون النظر إلى تحدید القائمین علیها. أمّا فی المستوى الخاص أو بالمعنى الأخصّ فیُراد بها تعریف الحوکمه المهدویّه مع تحدید المتولّین لشؤونها. وعلى هذا الأساس، فإنّ الحوکمه المهدویّه بالمعنى العام یشمل الحوکمه التی تتمّ بإشراف شخص الإمام المهدی(ع) نفسه، وکذلک الحوکمه التی تتمّ بإشراف خلفائه، ویتقدّمهم الولیّ الفقیه. أما الحوکمه بالمعنى الخاص فهی تُقابِل الحوکمه المهدویّه بالمعنى العام، والفرق الجوهری بین العام والخاصّ یکمن فی أنّ الحوکمه الخاصّه ترکّز أکثر على التمایزات والاختصاصات بین الحوکمه المهدویّه المتعالیه وحوکمه ولایه الفقیه، کاختلاف المتولّین والحکّام، واختلاف الخصائص الحصریّه بینهما. أمّا الحوکمه العامّه فترکِّز أساسًا على أوجه الاشتراک والتداخُل بین الحوکمه المهدویّه المتعالیه وحوکمه ولایه الفقیه، مثل انبثاقهما معًا من الفکر المهدویّ، وسعیهما المشترک لبلوغ الناس والمجتمع مراتب الکمال والارتقاء. إن کلا النموذجین ینبعان من فکر المهدویّه ویتقوّمان به؛ فالأوّل یُدار بحاکمیّه مباشره للإمام المهدی(ع)، وأمّا الثانی فیُدار بحاکمیّه خلفاء الإمام(ع) وفی طلیعتهم الولیّ الفقیه. إن المنهج المعتمد لهذا البحث هو المنهج النوعی، وفی مستوى جمع المعطیات اتُّبع الأسلوب الوثائقی والمکتبی، وأمّا فی مستوى معالجه المعطیات فاستُخدم المنهج الوصفی والتحلیلی. إنّ الحوکمه تُعَدّ میدانًا غنیًّا بالمباحث، من قبیل: مبادئ وأصول الحوکمه، أدوارها ووظائفها، مجالها وسَعتها، أرکانها وأُسسها، أنماطها وأسالیبها، غایاتها وأهدافها، معاییرها وضوابطها، أقسامها وأنواعها، ماهیّتها وأبعادها، ثم القائمون علیها والمتولّون شؤونها. ومن أبرز تلک المباحث مسأله ماهیه الحوکمه وتعریفها، التی تُطرح فی سیاق البحث عن حقیقتها ومفهومها، وهو ما یتصدّى هذا البحث لبیانه وتفسیره. ولا شکّ أنّ الحوکمه، بمعنى القیاده والتوجیه، قد أصبحت فی العصر الراهن مفهومًا متداولًا بکثره، وتُدرس وتُناقَش فی المراکز والمؤسّسات العلمیّه المختلفه على أیدی العلماء والنخب الأکادیمیّه فی مجالات معرفیّه متنوّعه. وتجدر الإشاره إلى أنّ کلّ موضوع أو مفهوم یُدرَک عادهً من زاویتین: تصوّریّه وتصدیقیّه، أی من بُعدین مفهومیّ ونظریّ. ومفهوم الحوکمه بشکل عام، والحوکمه المهدویّه بشکل خاص، لا یُستثنیان من هذه القاعده، إذ یحتاج التعریف بهما إلى دراسه مفاهیمیه ضمن إطار البحث فی الماهیّه والحقیقه. یُمکن القول إجمالًا إنّ البحث فی المفهوم - والمقصود هنا مفهوم الحوکمه مع التأکید على مفهوم الحوکمه المهدویّه - ینقسم إلى قسمین: لفظی واصطلاحی. أمّا المفهوم الاصطلاحی فینقسم بدوره إلى قسمین: المفهوم البسیط والمفهوم المرکَّب. والمفهوم المرکَّب الذی یُعبَّر عنه أحیانًا بالمفهوم البنائی أو المتعدّد الأبعاد یتنوّع إلى المفهوم الذاتی والمفهوم العَرَضی. والمفهوم الذاتی یُقسَّم إلى الحدّ التام والحدّ الناقص، أمّا المفهوم العَرَضی فیُقسَّم إلى العرض الخاصّ الذی یُعبَّر عنه بالرسم التام، والعرض العامّ الذی یُعبَّر عنه بالرسم الناقص. والرسم الناقص یتنوّع إلى أقسام متعدّده، من قبیل: التعریف بالمنهج، التعریف بالغایه، التعریف بالمسائل، التعریف بالتمثیل وغیر ذلک.
۸۲۳۱۱.

ماتریالیسم علمی در برابر رئالیسم معنوی: تحلیل انتقادی رویکرد اسپینوزا به وحی و معجزه از منظر حکمت متعالیه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۷
تقابل میان جهان بینی علمی - مادی و نیاز انسان به معنای استعلایی یکی از چالش های اصلی دنیای معاصر است. باروخ اسپینوزا در مقام یکی از پیشگامان این بحث با ارائه یکی از اولین و پیچیده ترین صورت بندی های ماتریالیسم علمی کوشید تا دین را بر شالوده ای کاملاً طبیعت گرایانه بازسازی کند. این رویکرد به فروکاست «وحی» به محصول تخیل و «معجزه» به جهل بشر از علل طبیعی می انجامد. این مقاله با اتخاذ روش تحلیلی - انتقادی استدلال می کند که این پارادایم ماتریالیستی و فروکاست گرایانه از تبیین کامل ابعاد واقعیت عاجز است. برای اثبات این مدعا از مبانی «رئالیسم معنوی» علامه طباطبایی، جهان بینی ای که به واقعیت داشتن مراتب استعلایی هستی اذعان دارد، به مثابه چهارچوب نقد بهره برده می شود. تحلیل حاضر تضاد پارادایمی عمیقی را آشکار می سازد: هستی شناسی تک لایه و ضرورت گرای اسپینوزا در برابر جهان بینی ذومراتبی و هدفمند علامه، که وحی را شعوری استعلایی و معجزه را امری عقلانی و مبتنی بر خرق عادت تبیین می کند، قرار می گیرد. درنهایت، نتیجه حاصل آن است که چهارچوب علامه یک بدیل فلسفی استوار برای انسان مدرنی است که علم را می پذیرد، اما جهان بینی صرفاً مادی را از نظر وجودی و تبیینی ناقص می یابد و بدین ترتیب مداخله ای مستقیم در بحث داغ امروزی «علم در برابر دین» ارائه می کند.
۸۲۳۱۲.

Interreligious Dialogue from the Perspective of Islamic Sacred Texts (Necessity, Methods, Policies)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۶
The issue of interreligious dialogue has been seriously examined within Islamic theology since the dawn of Islam. Islamic religious texts have elucidated the rationale, methods, policies, and related topics concerning this dialogue. This research seeks to explore the viewpoint of Islamic sacred texts on the subject of interreligious dialogue. It presents its discussions across six key areas: the necessity of interreligious dialogue, its historical background, the methods and policies of interreligious dialogue, and its topics and implementation, all based on data from Islamic sacred texts. Furthermore, the paper examines Islam's policies regarding the acceptance of religious diversity, respect for religious freedoms, and the creation of an environment for constructive dialogue among religions. The aim of this article is to clarify the position of interreligious dialogue in Islam and to offer strategies for international interactions founded on religious and human principles. Ultimately, the findings of the article demonstrate that interreligious dialogue in Islam can play a significant role in reducing tensions and promoting global peace. This research was conducted through a review of data from Islamic sacred texts, utilizing a library-based methodology.
۸۲۳۱۳.

تحلیل انتقادی دیدگاه اصلاحی جیمز بلمی درباره واژه «جِبْتِ» با رویکرد تفاسیر فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۷
جیمز بلَمی از مستشرقان قرآن پژوه با شیوه نقد متن، به تغییر و اصلاح واژگانی از قرآن اقدام نموده است. وی در مقاله «نقد متنی قرآن» در دائره المعارف قرآن لیدن با پیش فرض وقوع خطای نوشتاری در متن قرآن، مدعی است که واژه هایی در قرآن وجود دارد که براثر اشتباه ناسخان و کاتبان وحی از حالت نخستین تغییر کرده است و درنتیجه باید اصلاح گردد و به اصل خود بازگردد. واژه «الجِبت» یکی از این واژه هاست که بلمی «الجِّنت» را اصل آن دانسته است. بررسی درستی و نادرستی ادعای بلمی در این خصوص مسئله اصلی در این مقاله است. این مقاله در صدد است با استفاده از روش توصیفی تحلیلی دیدگاه های مفسران فریقین را با مبانی زبانشناختی بررسی کند و میزان دقیق و غیردقیق بودن ادعای بلمی را اثبات نماید. یافته ها نشان می دهد که در مورد این واژه، هیچ گونه تغییر و تصحیفی اتفاق نیفتاده است که نیاز به اصلاح باشد. دیدگاه بلمی به دلیل اینکه با پیش فرض همسان انگاری قرآن با کتب مقدس همراه است و از دیگر سو با حقایقی از تاریخ قرآن، تواتر شفاهی متن قرآن و درمجموع با مبانی اسلامی و زبان شناختی لغت شناسان و مفسران اسلامی تطابق کامل ندارد، بدین ترتیب نمی تواند از اعتبار لازم برخوردار باشد.
۸۲۳۱۴.

پیامدهای صلح معاملی نسبت به شخص ثالث و مصالح عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
«صلح معاملی» عقدی است که از طرف متصالحین در مقام یکی از عقود معین واقع می شود و آثار عقود معین را دارد و از احکام خاصه آن ها برحذر است. اثر این عقد نسبی و منحصر به متصالحین است. اما ممکن است با رفع برخی از احکام خاصه ضرر به شخص ثالث یا مصالح عمومی وارد آید یا در این عقد به نفع شخص ثالث تعهدی صورت بگیرد. در بسیاری از پژوهش های انجام گرفته پاسخ به این سؤال مغفول مانده است که آیا عقد صلح در مقام معامله می تواند نسبت به شخص ثالث یا مصالح عمومی اثری متفاوت نسبت به عقود معین داشته باشد؟ همچنین اگر مصالح عمومی یا منافع شخص ثالث آسیب ببیند، آیا این صلح معاملی نافذ است؟ در صورت نفوذ آیا مسئولیتی متوجه طرفین قرارداد خواهد بود؟ این پژوهش با روش مطالعه کتابخانه ای و شیوه فیش برداری و تحلیل حقوقی به این نتیجه رسیده است که میان نفع و ضرر به شخص ثالث و نیز میان ضرر مستقیم و غیر مستقیم و همچنین معامله صوری و واقعی تفاوت وجود دارد و قصد متصالحین از توافق صلح نیز در پاسخ این مسئله حائز اهمیت است.
۸۲۳۱۵.

نظریه محقق نائینی در تحلیل عقلایی پدیده توریث(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۸
محقق نائینی در پژوهش های فقهی خویش، در تحلیل های عرفیِ دقیقِ مسائل تشریعی، ممتاز است. ازجمله این موارد، تحلیل ایشان از «ملکیت» و تصویر عرفی آن، تبیین سطوح و مراتب ملکیت و نیز بررسی علل آن به صورت کلی و به طور خاص در مسئله «ارث» است. وی بر آن بود تا وجه عقلاییِ نهفته در جعل «ارث» به عنوان یکی از اسباب ایجادکنندهٔ ملکیت را تبیین کند و این که «وارث، قائم مقامِ مورِّث قرار گرفته است». این دیدگاه را در پرتو روش اجتهادیِ اصولیِ متعارف و با بهره گیری از ابزارهای اثبات و قواعد آن به بحث نهادیم. هدف، دستیابی به تصوری جامع دربارهٔ ملکیت و اسباب آن در فقه اسلامی است. مهم ترین نتیجه ای که بدان دست یافتیم، ناتمام بودن فرضیهٔ ارائه شده از سوی محقق نائینی دربارهٔ توریث - مبتنی بر قائم مقامیِ وارث به جای مورِّث - است.
۸۲۳۱۶.

تبیین هویت غیبیه بر اساس حکمت حدیثی شیعی و قیاس آن با آراء ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۵
این نوشتار به نحو توصیفی تحلیلی درصدد تبیین هویت غیبیه، حضرت احدیت و حضرت واحدیت و احکام مترتب بر آنها از منظر حکمت حدیثی شیعی و قیاس آن با آراء ابن عربی است، بنحوی که در ابتداء بر اساس نصّ دانستیم که «کنه هویت غیبیه» غیر از «ذات هویت غیبیه» و «اسمائش» است به طوری که اولاً طبق حکمت حدیث شیعی، مراتب نظام هستی در مرتبه امری عبارتند از: کنه هویت غیبیه، ذات هویت غیبیه، حضرت احدیت و حضرت واحدیت، که مراد از ذات هویت غیبیه، همان حضرت هو در (هو الله احد) و «احد» صفت ذاتی هو و واحدیت، وجه احدیت است به نحوی که هم از حیث وجودی و هم از حیث احکام وجودی میان «کنه هویت غیبیه» با «ذات هویت غیبیه» و «اسماء» نوعی بینونیت در کینونیت و اشتراک لفظی در وجود حاکم است که ابن عربی نیز همین معنارا تصریح نموده؛ ثانیاً ذات (هو) که وجه بالطبع کنه غیبیه است دارای دو حیثیت اثباتی و تنزیهی برای کنه غیبیه است واین دو حیثیت بواسطه احدیت سلبیه ظاهرشده، چراکه حضرت احدیت دارای دو حیثیت سلبی و ایجابی است، احدیت سلبی هرگونه اسم و تعین کمالیه ای را از کنه ذات نفی می کند اما احدیت ایجابی، مصدر همه اسماء و علت تحقق حضرت واحدیت است که درقیاس با آراء ابن عربی او نیز احدیت را به دو ساحت عینی و کثیر تقسیم و حضرت واحدیت-راظهور واحدیت کثیر می داند، ضمن اینکه او نیز همچون حکمت حدیثی، نسبت میان وجود لابشرط با دیگر مراتب وجود را بنحو اشتراک لفظی و نسبت میان مراتب مادون او با یکدیگر را اشتراک معنوی می داند.
۸۲۳۱۷.

سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در سده اخیر حوزه علمیه قم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه و اهداف: حوزه علمیه قم از زمان تأسیس رسمی در دوره صفویه و احیای مجدد آن توسط آیت الله عبدالکریم حائری یزدی، نقشی محوری در حفظ، ترویج و توسعه فرهنگ و معارف شیعی ایفا کرده است. این حوزه، که در ابتدا بر آموزش فقه، اصول و تفسیر متمرکز بود، در سده اخیر با تحولاتی مواجه شد که منجر به بازنگری در رویکردهای آن، به ویژه در حوزه تربیت کودک، گردید. تربیت کودک به عنوان یکی از ارکان اساسی فرهنگ سازی اسلامی، از منظر حوزه علمیه قم نه تنها به حفظ هویت دینی نسل جدید کمک می کند، بلکه در پاسخ گویی به چالش های مدرن مانند نفوذ فرهنگ غربی، فناوری های نوین و تغییرات سبک زندگی نقش کلیدی دارد. این پژوهش با هدف واکاوی سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در حوزه علمیه قم طی صد سال گذشته، به بررسی جریان های اصلی، چهره های کلیدی و عوامل مؤثر فرهنگی-اجتماعی در این تحولات می پردازد. این مطالعه نه تنها به تبیین نقش تاریخی و معاصر حوزه در تربیت کودک کمک می کند، بلکه با شناسایی نقاط قوت و ضعف این مطالعات، زمینه ساز سیاست گذاری پژوهشی و طراحی مدل های تربیتی متناسب با نیازهای آینده خواهد بود. روش : این پژوهش از رویکرد کیفی با روش مطالعه موردی توصیفی بهره گرفته است. داده ها از طریق روش کتابخانه ای و اسنادی، با تمرکز بر آثار منتشرشده در حوزه تربیت کودک در حوزه علمیه قم، گردآوری شدند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و آثاری انتخاب شدند که به موضوع تربیت کودک پرداخته بودند. تحلیل داده ها در چارچوبی استقرایی با گام های شناسایی، دسته بندی و توصیف انجام گرفت. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، خروجی پژوهش توسط دو ارزیاب پیش از ارائه و سه ارزیاب در «کنگره یکصدمین سالگرد بازتأسیس حوزه علمیه قم» بررسی و پس از اصلاحات، تأیید شد. یافته ها: تطور در لغت به معنای تغییر حالت و گذر از شکلی به شکل دیگر و در اصطلاح به مطالعه و تبیین تغییرات معتنابه درخور در یک یا چند رکن از ارکان تکون ماهیت و هویت بخش یک پدیده اشاره دارد و فرایند آن تدریجی است به گونه ای که در طول زمان و به صورت پیوسته رخ می دهد. مطالعات تربیتی نیز به مجموعه ای از پژوهش های میان رشته ای اطلاق می شود که ابعاد مختلف رشد روانی، اخلاقی، اجتماعی و معنوی متربی را بررسی می کنند. این پژوهش ها با تأکید بر نیازهای تربیتی، شیوه های مؤثر تربیت، نقش نهادهای تأثیرگذار مانند خانواده و مدرسه و نیز جایگاه آموزه های دینی در شکل گیری باورها و ارزش های متربی، در پی تبیین فرایند پیچیده ی رشد و تعالی هستند. در این راستا تحلیل سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در حوزه علمیه قم چهار دوره متمایز را برجسته می سازد که هر کدام نشان دهنده پیشرفتی تدریجی از رویکردهای سنتی به سمت تولید دانش تخصصی است. در دوره اول (از تأسیس حوزه در ۱۳۰۰ تا دهه ۱۳۴۰)، تربیت کودک عمدتاً بر پایه الگوی سنتی و آموزش های شفاهی غیرنظام مند استوار بود، جایی که انتقال معارف دینی از طریق خانواده، مکتب خانه ها و نظارت روحانیون صورت می گرفت. تأکید بر حفظ قرآن، اخلاق اولیه و احکام دینی بود، بدون اینکه کودک به عنوان سوژه ای مستقل مطالعاتی مطرح شود؛ در عوض، ساده سازی مفاهیم برای کودکان در منابر و آموزش های خانگی غالب بود. دوره دوم (۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷) با آشنایی اولیه با گفتمان تربیت مدرن همراه است، که تحت تأثیر گسترش دانشگاه ها و نشریاتی مانند مکتب اسلام رخ داد. در این دوره فعالیت هایی درباره نقش عواطف، حقوق کودک و مقایسه تربیت اسلامی با مدرن انجام گردید، اما همچنان مرزهای سنتی حفظ شد. در دوره سوم (۱۳۵۸ تا ۱۳۸۰) پس از انقلاب اسلامی، توسعه و نظام مندی با رویکرد تبیینی شکل گرفت. انقلاب و جنگ تحمیلی، ارزش هایی مانند ایثار و مقاومت را برجسته کرد و نهادهایی مانند خانواده، مساجد و هیئت ها نقش محوری یافتند. نهایتاً دوره چهارم (۱۳۸۱ تاکنون) به تولید دانش تخصصی گرایش دارد. آثار این دوره با رویکردهای میان رشته ای یعنی فقهی، روان شناختی و فلسفی تألیف شده اند. این دوره با نقد انگاره های غربی به سمت الگوهای بومی حرکت کرده است. نتیجه گیری: حوزه علمیه قم با عبور از مراحل سنتی به تخصصی، توانسته نقش فعالی در تربیت کودک ایفا کند و الگوهایی اسلامی را در برابر چالش های مدرن ارائه دهد. این تحول، از حفظ پیوند با منابع دینی تا نقد روشمند غربی، نشان دهنده پویایی حوزه است و تأکید بر فطرت و کرامت کودک را به عنوان پایه ای برای فرهنگ سازی تقویت کرده است. با این وجود دچار چالش هایی مانند پراکندگی گفتمانی (عدم یکپارچگی نظری)، فقدان مدل های جامع و فاصله از میدان عمل است که عدم رفع آنها عواقب و تهدیدات جدی در پی دارد. در بعد نظری، پراکندگی گفتمانی باعث سردرگمی مربیان، والدین و سیاست گذاران می شود و اعتماد به الگوهای اسلامی را تضعیف می کند. بدون چارچوب منسجم، حوزه علمیه نمی تواند در برابر گفتمان های سکولار و لیبرال با پشتوانه علمی و رسانه ای قوی رقابت کند. در بعد عملی، فقدان مدل های کاربردی، تربیت نسلی را به خطر می اندازد که با ارزش های اسلامی بیگانه است و تحت تأثیر فرهنگ های غیربومی قرار می گیرد. همچنین فاصله با مراکز تربیتی نفوذ حوزه در فرهنگ سازی را کم می کند. برگزاری نشست های منسجم با حضور حوزویان، دانشگاهیان و آموزش وپرورش برای تدوین مدل های تربیتی، انعقاد تفاهم نامه با مدارس برای اجرای الگوهای اسلامی در آموزش و تولید اپلیکیشن های تربیتی برای کودکان راهکارهای برون رفت از چالش هاست.
۸۲۳۱۸.

تکوین الگوی «دولت ملی نوسنت گرا» در مواجهه با الگوی«احیای خلافت اسلامی» ( با تأکید بر تعامل دین و دولت در امارات متحده عربی )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۶
در دهه‌های اخیر، الگوی "دولت ملی‌ نوسنّت‌گرا" در مواجهه با "احیای خلافت اسلامی" در جهان اسلام شکل گرفته است. امارات متحده عربی نمونه‌ای بارز از رویکرد اول است که با اتخاذ پارادایم دینی نوسنّت‌گرا، مبتنی بر فقه تساهل‌گرا با تأسی از "فقه المقاصد"، به تعدیل مرزبندی‌های جهان اسلام با مدرنیته می‌پردازد. در مقابل، رویکرد"احیای خلافت اسلامی" در چارچوب "اسلام سیاسی" و سلفی‌گری، مرزبندی‌های رادیکالی با جهان مدرن ، و به طور خاص جوامع شیعی، ایجاد کرده و خواهان بازگشت به نظم خلفایی در مقیاس امت واحده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه امارات متحده عربی، با اتخاذ الگوی شورایی شبه دموکراتیک، بدون پذیرش خط‌مشی اسلام سیاسی-سلفی، توانسته به سطح قابل قبولی از توسعه و رفاه دست یابد. یافته های پژوهش نشان می‌دهد که دولت ملی‌گرای نوسنّت‌گرای امارات، به پشتوانه فقه المقاصد و تکیه بر اصل "شورا"با مشاورت عبدالله بن بیه ، توانست دین را در تعامل با دولت قرار دهد که نتیجه آن رسیدن به درجه بالایی از توسعه اقتصادی ، در سطح ملی - بین المللی و در نتیجه میزان قابل توجهی از مشروعیت کارآمدی را به دست آورد. به رغم چنین پیشرفتی، نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که الگوی مذکور، ممکن است در چشم انداز آینده، به علت نادیده گرفتن برخی خطوط قرمز مسلمانان، با چالش‌هایی نظیر مطالبات مدنی و شکل‌گیری نوبنیادگرایی اسلامی مواجه گردد. پژوهش حاضر، به صورت کیفی، با روش کتابخانه‌ای و اسنادی انجام شده و برای تحلیل یافته‌ها از "برنامه‌های پژوهشی لاکاتوش" بهره گرفته شده است.
۸۲۳۱۹.

Fondements anthropologiques et théologiques de la démocratie religieuse dans la pensée de l’Imam Khomeiny et d’Allameh Tabatabaï

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۵
La démocratie religieuse est une théorie du pouvoir propre aux systèmes politiques fondés sur des principes religieux. Elle repose à la fois sur la reconnaissance de la souveraineté divine et de l’unicité de Dieu en matière de législation, tout en affirmant la primauté du droit, le rôle central du peuple dans l’élaboration des décisions, la formation du système politique, ainsi que la nécessité d’un contrôle et d’une coopération entre le peuple et ce dernier. Dans ce cadre, les citoyens croyants participent activement à la vie politique, dans le respect des enseignements de la charia, et toute forme d’autocratie individuelle dans les processus décisionnels collectifs est rejetée. Cependant, cette conception se distingue fondamentalement de la démocratie occidentale envisagée comme une valeur intrinsèque (et non simplement comme un mode de gouvernance). En effet, cette dernière s’appuie sur des fondements épistémologiques, anthropologiques et théologiques spécifiques tels que : relativisme cognitif, autonomie de la raison, rejet de la révélation comme source de connaissance, pluralisme épistémique, conception particulière de la liberté, et anthropocentrisme au détriment du théocentrisme. Cette étude, menée selon une approche à la fois descriptive et analytique, propose une relecture des fondements anthropologiques et théologiques de la démocratie religieuse dans la pensée de l’Imam Khomeiny et d’Allameh Tabatabaï. Il en ressort que ces deux figures majeures de la philosophie et théoriciens de l’époque contemporaine ont élaboré une conception cohérente de la démocratie religieuse, fondée sur des principes à la fois révélés et rationnels. Parmi les éléments anthropologiques et théologiques les plus marquants de la démocratie religieuse, on peut citer : une conception multidimensionnelle de l’être humain, sa nature divine, sa liberté et son libre arbitre, sa dignité innée et acquise, ainsi que sa fonction de vicaire de Dieu sur terre. D’un point de vue théologique, le principe d’unicité de Dieu (Tawhid) ne se limite pas à la sphère ontologique divine ; il s’étend également à l’exercice du pouvoir politique et à l’élaboration des lois, excluant ainsi toute forme de séparation entre le religieux et le politique autrement dit, toute forme de sécularisation.
۸۲۳۲۰.

تبيين دور التوحيد الاجتماعي في إعادة بناء الهوية الحضارية للمسلمين: مقاربة مواطن الحضارة الإسلامية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۲
یواجه العالم الإسلامی فی العصر الراهن أزمه عمیقه فی الهویه الحضاریه؛ أزمه تتجلّى فی أبعادها السیاسیه والثقافیه والاجتماعیه والفکریه، من خلال مظاهر التفرّق بین المذاهب والشعوب الإسلامیه، والضعف البنیوی للمؤسسات الدینیه والاجتماعیه، والانفصال عن القیم والمبادئ الأصیله للإسلام. ولم تؤدِّ هذه الحاله إلى إعاقه تشکّل هویه موحّده وحیویه بین المسلمین فحسب، بل مهّدت الطریق أیضًا لتغلغل وانتشار الخطابات غیر التوحیدیه والعلمانیه والإلحادیه فی المجتمعات الإسلامیه. وتکمن الإشکالیه الرئیسه التی یتناولها هذا البحث فی أن جزءًا من هذه التحدیات یعود إلى التراجع التدریجی لمفهوم التوحید، من کونه مبدأً اجتماعیًا وحضاریًا فی صدر الإسلام، إلى مجرّد قضیه نظریه وکلامیه. هذا التراجع أدّى إلى تهمیش الأسس الاجتماعیه والأخلاقیه والحضاریه للتوحید، مما أسفر عن ضعف فی التماسک والعداله وتحمل المسؤولیه داخل الأمه الإسلامیه. ویهدف هذا البحث إلى تحلیل وتبیین دور التوحید الاجتماعی بوصفه أساسًا فکریًا وعملیًا فی إعاده بناء الهویه الحضاریه للمسلمین، ومواجهه الخطابات غیر التوحیدیه. یرکّز هذا البحث على مقاربه "مواطن الحضاره الإسلامیه" من خلال تصمیم إطار عملی یتمثّل فی "میثاق المواطنه فی الحضاره الإسلامیه"، ویسعى إلى بیان أن إعاده قراءه التعالیم التوحیدیه على المستویات الاجتماعیه والسیاسیه والحضاریه، من شأنها أن تمهّد الطریق لإحیاء الهویه الفردیه والاجتماعیه للمسلمین، وتعزیز تماسک الأمه الإسلامیه وحیویتها، وتهیئه الأرضیه لظهور حضاره إسلامیه جدیده فی العصر الراهن. وعلاوه على ذلک، ینطلق هذا البحث من فرضیه مفادها أن إحیاء التوحید الاجتماعی فی نمط حیاه المواطن المسلم لا یتیح فقط إمکانیه إعاده بناء الهویه، بل یوفّر أیضًا فرصه لإعاده هندسه العلاقات الاجتماعیه والمؤسسیه، وذلک استجابهً للاحتیاجات العملیه للمجتمع الإسلامی المعاصر. تمّ اعتماد المنهج الوصفی- التحلیلی فی هذا البحث، مع اتباع مقاربه استنتاجیه تستند إلى المصادر الإسلامیه الأصیله وآراء المفکرین والعلماء المسلمین المعاصرین. وتُظهر نتائج البحث أن التوحید الاجتماعی، بما یتجاوز کونه مبدأً کلامیًا أو اعتقادیًا، یُعدّ الأساس الجوهری للتضامن والعداله الاجتماعیه، وتحمل المسؤولیه المتبادله، ولا سیما وحده الأمه الإسلامیه. وعندما یُعاد تعریف هذا المبدأ ویُفعّل فی مستوى نمط الحیاه، والنظام التعلیمی، والبُنى الاقتصادیه، والسیاسات الاجتماعیه، متجاوزًا بذلک الطابع النظری والتجریدی، فإنه یستطیع أن یؤدی دورًا استراتیجیًا فی تعزیز الکرامه الإنسانیه، وتوزیع الفرص بشکل عادل، ونشر العلم والتقدم، ومکافحه الظلم والفساد، وتقویه رأس المال الاجتماعی، وترسیخ ثقافه التعایش السلمی داخل المجتمعات الإسلامیه وخارجها. وتُبیّن نتائج هذا البحث أن مقاربه "مواطن الحضاره الإسلامیه"، بالاستناد إلى التعالیم التوحیدیه، تمتلک قدره عالیه على تربیه جیل جدید من المسلمین، یکون ملتزمًا بالقیم الإسلامیه الأصیله، ویشارک بفعالیه ومسؤولیه وأخلاقیه فی المجالات الاجتماعیه والعلمیه والثقافیه. استنادًا إلى ما سبق، یسعى هذا البحث من خلال اقتراح "میثاق المواطنه فی الحضاره الإسلامیه" بوصفه إطارًا نظریًا عملیًا، إلى ترقیه مبادئ مثل التوحید، والکرامه الإنسانیه، والعداله باعتبارها منظِّمه للعلاقات الاجتماعیه، والأخوّه الإسلامیه، ونمط الحیاه التوحیدی، من مستوى التعالیم المجرده إلى مستوى الالتزامات السلوکیه والمؤسسیه والبنیویه. ویؤکد هذا المیثاق، فی بُعده النظری، على العوده إلى المبادئ الأصیله للتوحید الاجتماعی، وفی بُعده العملی، على تجسید قیم مثل السعی للعلم والتقدم، ومکافحه جمیع أشکال التمییز والفساد، وترسیخ التعایش السلمی. کما یمکن لهذا المیثاق أن یعمل بوصفه وثیقه استراتیجیه للمؤسسات التعلیمیه والثقافیه والاجتماعیه فی الدول الإسلامیه، ویقدّم نموذجًا مشترکًا للمواطنه الإسلامیه یجمع بین البُعدین العالمی والوطنی. وتُظهر النتیجه النهائیه لهذا البحث أن إحیاء الدور الاجتماعی والحضاری للتوحید یمکن أن یشکّل استراتیجیه شامله لإعاده بناء الهویه الحضاریه للأمه الإسلامیه. وفی هذا السیاق، فإن "مواطن الحضاره الإسلامیه" لیس مجرد مفهوم نظری، بل هو نموذج للفاعلیه الأخلاقیه والمشارکه المسؤوله القائمه على الکرامه الإنسانیه، على المستویین الفردی والجماعی. وتحقیق هذا النموذج یتطلب إعاده التفکیر فی السیاسات الثقافیه، والأنظمه التعلیمیه، والبُنى الاقتصادیه، بالإضافه إلى إراده مشترکه بین النخب الدینیه والعلمیه والسیاسیه، من أجل إحیاء وحده الأمه الإسلامیه وتماسکها، وتهیئه الأرضیه لقیام حضاره إسلامیه جدیده. ومن ثم، فإن هذا البحث، من خلال رسمه لهذا الأفق، یمکن أن یشکّل أساسًا للدراسات التکمیلیه وصیاغه السیاسات العامه فی مجال الهویه والحضاره الإسلامیه فی العالم المعاصر.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان