«صلح» به عنوان یکی از مفاهیم بنیادین در مطالعات سیاسی و اجتماعی مورد توجه اندیشمندان بسیاری در این حوزه قرار گرفته و تعاریف متعددی از آن بیان شده است. در اکثر تعاریف صلح مفهومی در برابر جنگ تعریف شده و با اتخاذ رویکردی منفی، به «نبود جنگ» تعریف گردیده است. در رویکردهای نوین با اتخاذ نگاهی مثبت و فعال و به منظور ایجاد صلحی پایدار، این مفهوم صرفاً ناظر به جنگ تعریف نشده، بلکه همه عوامل بر هم زننده صلح مورد توجه قرار می گیرند و با اتخاذ منظری درونی و ذهنی به صلح در صدد ایجاد صلح پایدار می باشند. مقایسه تعریف قرآن کریم از صلح گویای یکسانی ها و تفاوت هایی در این موضوع است.
گویاترین واژه در قرآن کریم که معادل صلح متعارف قرار می گیرد، واژه «سلم» است. سلم بیانگر صلح ایمانی و بیرونی است. در این تحقیق با به کارگیری دو روش تحلیل محتوا و معناشناسی زبانی تلاش شده به درک مفهوم سلم در قرآن کریم پرداخته و این نتیجه حاصل شده که همراهی مفهوم سلم در قرآن کریم با مفاهیمی چون عدالت، حق، عزت و ایمان تعریفی متفاوت از صلح ارائه می دهد. صلح اسلامی دارای رویکردی مثبت و درونی به صلح است که در قالبی عادلانه و به منظور دستیابی به اهداف الهی ترسیم می گردد و ارزش عرضی آن ناظر به مقدمه سازی تحقق اهداف دین و عدالت است و خود ارزشی مطلق و نهایی نیست که رسیدن به آن در هر شکلی متعالی تر از حالت نبود صلح تلقی گردد.
برای تشخیص آب کر دو راه وجود دارد: گاهی آن را به وزن تشخیص میدهند و گاهی به مساحت (حجم).
بین فقها هیچ اختلافی نیست که وزن آن بایدهزار و دویست رطل باشد؛ (در مورد مقدار رطل به ملاک امروزی در ادامه توضیح داده میشود) ولی در تعیین نوع رطل با یکدیگر اختلاف نظر دارند. بیشتر آنان بر آنند که مراد از رطل،رطل عراقی است و بعضی دیگر، مانند صدوقان (پدر و پسر) و سید مرتضی میگویند: رطل مدنی مراد است؛ ولی حق این است که مراد از آن، رطل عراقی است.
در خصوص راه دوم -که تشخیص کرّ به مساحت است- بین آنها هفت قول وجود دارد که قول مشهور بر آن است که باید سه وجب و نیم در تمام ابعاد (طول، عرض، ارتفاع) باشد و حق هم همین است.
"در این نوشتار برآنیم تا نقش سه عنصر مهم و اصلى در سپاه عصر اموى و عصر عباسى را بررسى و تجزیه و تحلیل کنیم.عرب، نخستین عنصرى است که با پذیرش اسلام، هسته اولیه سپاه را بنیان نهاد و به عنوان تنها عنصر نظامى در عصر رسول خدا(ص)و خلفاى راشدین با قبایل متعدد و شعب متفرق خود به دفاع از دین، مقابله با فتنه پرداخت و گسترش اسلام در خارج از مرزهاى جزیرة العرب را پشتیبانى کد.اگرچه در عصر اموى و بویژه عباسى، سپاه از انحصار عرب بعنوان تنها عنصر خارج گشت، اما باز بر غم حضور ملیتها و عناصر نژادى دیگر باز هم عنصر عرب، نقش مهم و کلیدى در امور نظامى را داشت؛البته دوران معتصم را باید مستثنى ساخت.در میان این عناصر جدید، مهمترین آنان ایرانیان و ترکان بودند.ایرانیان بلحاظ کمّى و کیفى در بخش عمدهاى از عصر اموى و عباسى با حضور خود در عرصه نظامىگرى، رقیبى جدّى و مهم براى عنصر عرب گشتند.اما در برههاى از دوران عباسى یعنى خلافت معتصم، وقتى اعتماد این خلیفه به دلایلى از آن دو قطب و عنصر مقتدر نظامى دستگاه خلافت سلب گردید، عنصر جدیدى با نام مشارقه یا ترکان وارد صحنه شدند.در این دوران ب یکهتازهاى عرب و ایرانى پایان داده شد و ترکان، بدون رقیب جدى بر تمام امور و شئون خلافت بویژه امور نظامى و سپاه مستولى شدند.اگرچه این دوران، کوتاه بود اما تأثیرات مهمى از خود برجا گذاشت که مورد بررسى قرار خواهند گرفت.
"
شاید هیچ کتابی به اندازه ی قرآن کریم مورد شرح و تفسیر قرار نگرفته باشد. بر اساس آمارهایی که از تفاسیر موجود و نیز اطلاعات کتاب شناسی به دست آمده، تاکنون بیش از سه هزار تفسیر بر قرآن کریم به سبکها و روشهای مختلف نوشته شده است. با این حال، هنوز عناصر اصلی دخیل در تفسیر نظری مبانی، اصول، قواعد، روشها و گرایشهای تفسیری در یک نظام منسجم تعریف نشده است و نوعاً مفسّران بدون شفاف سازی این گونه مباحث، به طور مستقیم به تفسیر آیات قرآن پرداخته اند. در سالهای اخیر کتابهای چندی دربارة اصول و مبانی و نیز و روشها و گرایشهای تفسیری نوشته شده است، ولی هنوز تعاریف موجود در این زمینه به هماهنگی و وضوح نرسیده است. این مقاله درصدد است عناصر موجود در تفسیر قرآن را در یک نظام دقیق اصطلاحی تعریف کند.