بدبینی از مهم ترین مفاهیم تجلی یافته در شعر معاصر است و شعر الیاس ابو شبکه و هوشنگ ابتهاج از مصادیق این تجلی است. شعر این هر دو، به تأثیر شرایط روحی و اجتماعی ،بیانگر دردها و تلخکامی های زندگی آنان است. با وجود این که هر دو شاعر چشم به آینده ای درخشان و آرزوهایی شیرین دوخته اند، اما بدبینی و ناخرسندی بر شعرشان سایه افکنده و این بیانگر اوضاع و احوال ناآرام دوران آنان است. بدبینی در دیوان های آن دو در مفاهیمی هم چون فروپاشی آرزوها، مرگ خواهی، بدبینی اجتماعی، اضطراب درونی و فاصله طبقاتی و ... تجلی یافته است. در این جستار سعی بر آن است تا بر مبنای مکتب آمریکا در ادبیات تطبیقی، به تحلیل و بررسی پدیده بدبینی و عوامل پیدایش چنین دیدگاهی در شعر آن دوپرداخته شود و برای سؤالات زیرپاسخی یافت گردد: 1- آیا می توان آن دو را بطور کلّی شاعری بدبین توصیف کرد؟ 2- بدبینی در شعر کدام یک از آنان شدیدتر است؟ 3- چه عواملی باعث تمایل آنان به بدبینی و انزجار گردیده است؟ 4- مضامین مشترکی که دو شاعر را در این پدیده به هم مرتبط می سازد، کدام است؟
شفاعت عقوبت یکی از موضوعات مشترک در کتاب های آسمانی است. این موضوع در کتاب یهودیان به عنوان تاثیر اراده پیامبران بر اراده الهی، و در کتاب اشعیا، (باب 53، فقره 12) به منزله فدا شدن، و در عهد جدید، (کتاب غلاطیان، باب 3، فقره، 13) به عنوان کفاره مسیح به ازای گناه اولیه حضرت آدم مطرح شده است؛ و در قرآن مجید به چهار صفت رحمانیت، غفاریت (در دنیا)، رحیم بودن خدا (در آخرت) و عدالت خداوند نسبت داده شده است. تعابیر متفاوت کتاب های مزبور در این مسئله، صرف نظر از اختلاف ظاهری شان، پیامدهای متفاوتی نیز، درپی دارد.
مقاله پیش رو در تلاش است تا ابعاد جدیدی از نظریه هنجاری رسانه اسلامی را بگشاید. مولفه غایت شناسی یکی از تمایزات اساسی در میان نظریات محسوب می شود. البته هرچند یافتن و بحث پیرامون این مؤلفه سخت و مشکل می نماید، اما محقق با غور در میان منابع و متون اسلامی به ویژگی هایی دست یافته که در رویکردی همگرا به آینده رسانه، مناسب جهت سیاست گذاری رسانه به سوی الگوی آرمانی به شمار خواهد آمد و در نهایت، آن را به صورت نموداری جدید از ویژگی ها و تمایزات ارائه می دهد که تفاوت اساسی با سایر ویژگی های این مؤلفه نظریات هنجاری دارد.
این مؤلفه ها را می توان در قالب عدالت رسانه ای، روش سیاست گذاری علوی در رسانه، تجلی وجه حضور امام، مالکان رسانه؛ متقین و مستضعفین، و در نهایت اهداف و جهت گیری بر اساس دانش و حکمت تبیین نمود.
در این مقاله تلاش شده شخصیت ضد استبدادی آیت اله شهید سید حسن مدرس از لابلای وقایع تاریخی که عمدتا مربوط به دوره تاسیس حکومت استبداری پهلوی است، معلوم گردد. بخش اول مقاله به بیان مختصر چگونگی برآمدن دولت رضا خانی پرداخته است. در بخش دوم مقاله به مبارزه شهید مدرس با دیکتاتوری رضاخانی اشاره شده است. مخالفت با قرار داد وثوق الدوله و جمهوری خواهی رضاخان، شیوه های استمرار مبارزه و پایداری در برابر دیکتاتوری، و سپس حکومت پهلوی، نمونه هایی از مبارزه ضد استبدادی آیت اله مدرس است
قرآن یکی از معیارهای نقد حدیث شناخته می شود. در نقد قرآن محور، مدلول قرآن اصل است و مدلول حدیث فرع. مدلول حدیث با مدلول قرآن ارزیابی می شود. اگر انطباق داشت آن حدیث پذیرفتنی است و اگر انطباق نداشت پذیرفتنی نیست. در لسان روایات عرض، دو گونه ارتباط یاد شده، غالباً با عنوان موافقت و عدم موافقت و مخالفت آمده است. دلیل و ضرورت بایستگی نقد «کتاب محور» حدیث، روایات موسوم به عرض و تفاوت های ماهوی قرآن و حدیث است. به دیگر عبارت دلایل نقد کتاب محور حدیث بعضاً تعبدی و بعضاً اجتهادی است. این دو دسته دلیل را می توان تحت عنوان دلیل نقلی و غیر نقلی یاد کرد. موضوع این نوشتار دلیل غیر نقلی نقد «کتاب محور» است که در آن تلاش شده، وجوه مختلف این دلیل کاوش و نقادی گردد.
در فرایند تربیت اسلامی، برای تربیت انسان ها، روش های گوناگونی سفارش شده است. «عادت دادن» یکی از روش هایی است که از صدر اسلام تاکنون مورد تأکید بوده است. نظر به اینکه تعلیم و تربیت نیز در حد وسیع با آموزش سر و کار دارد، باید دید جریان عادت دادن در چه صورتی جنبه تربیتی پیدا میکند و تا چه اندازه میتواند روش مؤثری برای تربیت اسلامی انسان باشد.
این مقاله، با روش تحلیلی ـ استنباطی، ضمن شناسایی دقیق مفهوم عادت و عوامل مؤثر بر آن، جایگاه این روش از دیدگاه آموزه های دینی، فلسفی و روان شناختی، آثار تربیتی و موانع و چالش های فراروی آن را مورد بحث قرار داده است.
نتایج این پژوهش حکایت از آن دارد که اگرچه عادت دادن در مراحلی از زندگی، به ویژه در دوران کودکی، میتواند روش مؤثری برای تربیت دینی یا اسلامی باشد، اما در مراحل بالاتر ارزش تربیتی آن به دلیل عدم سازگاری کامل با جریان تفکر منطقی، کاهش مییابد.