فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۹۴۱ تا ۱۹٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش تمرینات ساهاجایوگا بر نشانه های نقص توجه/ بیش فعالی، استرس والدین، خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه تجربی بود که بر روی 20 دانش آموز ابتدایی با تشخیص نقص توجه/ بیش فعالی و 20 نفر از مادران این کودکان انجام شد. شرکت کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. از مقیاس اسنپ چهار (فرم والدین)، مقیاس استرس والدینی آبیدین، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی هاشمی و کارنامه تحصیلی به ترتیب جهت تشخیص نشانه های نقص توجه/بیش فعالی، سنجش استرس والدین، تعیین باورهای خودکارآمدی تحصیلی و سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان استفاده شد. از آزمون t مستقل و آزمون یومان ویتنی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در نشانه های نقص توجه/بیش فعالی، اکثر مولفه های استرس والدین بجز مولفه های پذیرندگی، احساس صلاحیت و دلبستگی و خودکارآمدی تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد. اما یافته ها تفاوت معناداری در متغیر پیشرفت تحصیلی نشان نداد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر به نظر می رسد که برنامه تمرینی ساهاجایوگا بتواند به کاهش نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی، بهبود عملکرد این کودکان و کاهش استرس والدین کمک کند.
پیش بینی اختلال شخصیت مرزی بر اساس مولفه های انعطاف پذیری روانشناختی: پذیرش و عمل،ارزش ها و گسلش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر نقش احتمالی سه مؤلفه انعطاف پذیری روان شناختی(پذیرش و عمل، ارزش ها و گسلش شناختی) را در پیش بینی اختلال شخصیت مرزی مورد بررسی قرار داده است. برای این کار 131 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و پرسشنامه های پژوهش را تکمیل نمودند. این پرسشنامه ها شامل پرسشنامه تشخیصی شخصیت- ویراست چهارم، پرسشنامه پذیرش و عمل- ویرایش دوم، زندگی ارزش محور و گسلش شناختی بودند. همبستگی معناداری بین مؤلفه های انعطاف پذیری روان شناختی با اختلال شخصیت مرزی مشاهده شد. بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش می توان گفت که مؤلفه پذیرش و عمل 45٪ از واریانس اختلال شخصیت مرزی را تبیین می کند (01/0>p). بنا براین اجتناب تجربه ای(فقدان پذیرش) مؤلفه مهمی در پیش بینی اختلال شخصیت مرزی است و باید به عنوان یکی از اهداف اصلی درمانی در افراد با اختلال شخصیت مرزی، مورد توجه قرار بگیرد.
تحلیلی بر مطالعات انجام شده در زمینه بهره گیری از روش منتورینگ برای اعضای هیئت علمی دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف مطالعه وضعیت تولید آثار علمی در زمینه بهره گیری از روش منتورینگ برای اعضای هیئت علمی دانشگاه های خارج از کشور و دستیابی به مباحث و مؤلفه های مورد توجه این مطالعات انجام شده است. پژوهش حاضر، پژوهشی توصیفی- تحلیلی است. بدین منظور کلیه آثار موجود در بازه زمانی 2016- 2000 در پایگاه های اطلاعاتی مستقر در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی (ProQuest, Springer Link, Taylor & Francis, Sage, Wiley Online Library) مطالعه شد. این آثار مشتمل بر 28 عنوان سند علمی که شامل 20 مقاله و 8 پایان نامه در زمینه منتورینگ برای اعضای هئیت علمی است، استخراج و به روش توصیفی - تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفت. یافته های پژوهش در دو بخش ارائه شده است: بخش اول؛ در خصوص مباحث و مؤلفه های مورد توجه پژوهشگران که نتایج مطالعه نشان داد پژوهشگران بیشتر به مباحثی از جمله ویژگی های اعضای هیئت علمی در قالب نقش های منتور و منتی و تأثیرات مثبت مختلف برنامه منتورینگ بر اعضای هیئت علمی جدیدالاستخدام پرداخته اند. در بخش دوم؛ نتیجه بررسی ساختار شکلی و توصیفی این مطالعات نشان داد 43% پژوهش ها از روش تحقیق کیفی و 86% از مصاحبه و پرسشنامه و آزمایش استفاده کرده اند و صرفاً 14% پژوهش ها به مطالعه و بررسی اسناد پرداخته اند. از نظر هم نویسی و مشارکت هم، 39% بصورت پژوهش انفرادی و 61% بصورت پژوهش گروهی بوده است.
کتاب پارادوکس + برنامه زمانی = درمان
حوزههای تخصصی:
کتاب ""پارادوکس + برنامه زمانی = درمان[1]"" (PTC) اثرمحققانه وبدیع آقای دکتر محمدعلی بشارت، استاد گروه روان شناسی دانشگاه تهران، یک مدل روان درمانی جدید را برای درمان قاطع و سریع اختلال های روان شناختی معرفی می کند. مدل کامل روان درمانی PTC، مدلی از پارادکس درمانی را معرفی می کند که مبانی، مفروضه ها و مدل های نظری مختلف را در نظمی نوین یکپارچه کرده است. برنامه زمانی پارادوکسی، نحوه تجویز تکالیف درمانی، پی گیری جلسات درمان، مکانیسم های تأثیرگذاری برنامه زمانی پارادوکسی، چگونگی پایان بخشیدن به درمان، بازگشت بیماری، و نقش درمانگر و مراجع در درمان PTC بر اساس گزارش کامل جلسات درمانِ بیست مراجع در این کتاب شرح داده شده است
مقایسه طرد اجتماعی، احساس پیوستگی و ادراک خطر در افراد وابسته به مواد، سیگار، قلیان و عادی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه طرد اجتماعی، احساس پیوستگی و ادراک خطر در افراد وابسته به مواد، سیگار، قلیان و عادی بود. روش پژوهش علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد وابسته به مواد، سیگار، قلیان و افراد عادی ساکن شهر اردبیل در نیمه اول سال 1395 بودند. 120 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند که به ازای هر گروه 30 نفر در نظر گرفته شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی ارزیابی شناختی حوادث پرخطر، مقیاس احساس پیوستگی و مقیاس طرد اجتماعی همسالان استفاده شد. نتایج نشان داد که در مقیاس خطر استفاده از داروهای محرک، رفتارهای پرخاشگرانه، می بارگی، رفتارهای پرخطر شغلی و تحصیل میانگین گروه عادی از سه گروه سیگاری، قلیانی و وابسته به مواد کمتر بود. اما در متغیر قابل درک بودن و کنترل پذیری میانگین گروه عادی از سه گروه سیگاری، قلیانی و عادی بالاتر بود. در متغیر توهین، نادیده گرفتن، تهمت و اتهام میانگین گروه عادی از هر سه گروه سیگاری، قلیانی و عادی کمتر بود. طرد اجتماعی، احساس پیوستگی و ادراک خطر از عواملی هستند که در گرایش افراد به سمت مواد، سیگار و قلیان نقش مؤثری ایفا می کنند. بنابراین ضروری است که در برنامه های آموزشی، پیشگیری و درمانی اعتیاد بر این ویژگی های روانشناختی تأکید گردد تا از این رهگذر به غنی سازی برنامه های پیشگیرانه و درمانی کمک شود.
نقش عوامل روان شناختی در غیبت از کار کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :غیبت از کار یکی از مشکلات سازمان ها می باشد که به نظر می رسد، وضعیت روان شناختی و ویژگی های شخصیتی کارکنان در آن مؤثر است. هدف از انجام مطالعه حاضر، تعیین ارتباط عوامل روان شناختی و شخصیتی با غیبت از کار کارکنان دانشگاه بود. مواد و روش ها:در قالب یک مطالعه زمینه یابی مقطعی، از کل 21504 نفر کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، 250 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای- سهمی انتخاب شدند. با هماهنگی با مدیریت توسعه سازمان و منابع انسانی و مدیریت مراکز، پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس ( Depression Anxiety Stress Scales یا DASS ) و پرسش نامه شخصیتی NEO-FFI ( NEO Five-Factor Inventory ) تکمیل گردید. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل همبستگی Pearson و دورشته ای نقطه ای در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:بین میزان غیبت از کار با میزان استرس، ویژگی های شخصیتی روان آزرده خویی، سن، سابقه کار، تعداد فرزندان و نوع استخدام رابطه مستقیم و معنی داری وجود داشت (05/0 > P). کمترین میزان غیبت از کار در کارکنان دارای تحصیلات دکتری و یا افراد ابتدایی و بی سواد بود. در شاغلان رسمی غیبت بیشتری مشاهده گردید. از نظر شیوع علایم، میانگین نمرات افسردگی و اضطراب در کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کمی کمتر از جمعیت عمومی به دست آمد، اما علایم استرس تا حدی بالاتر از میانگین نمرات طبیعی جامعه بود. نتیجه گیری:نتایج مطالعه حاضر نشان داد که غیبت از کار، با ویژگی های روان شناختی و علایم آسیب شناسی روانی ارتباط دارد. شاید بتوان گفت، غیبت از کار می تواند یک پاسخ ناکارامد اجتنابی به وضعیت روان شناختی، اجتماعی و انعکاس سلامت روان باشد. با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که آموزش شیوه های مقابله با استرس در قالب آموزش ضمن خدمت کارکنان، ضروری به نظر می رسد. بررسی تحلیل مشاغل کارکنان و متناسب سازی با وضعیت روان شناختی و مهارتی کارکنان پیشنهاد می شود.
تأثیر سایکودرام بر شاخص توده بدنی، عزت نفس و تنظیم شناختی- هیجان کودکان دختر مبتلا به چاقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :در راستای ارتقای سطح سلامت جسمی- روانی کودکان مبتلا به چاقی و جستجوی فنون مداخله ای جدید و مناسب در حیطه روان درمانی این گروه از کودکان، پژوهش مذکور با هدف بررسی تأثیر سایکودرام بر شاخص توده بدنی، عزت نفس و تنظیم شناختی هیجان کودکان دختر مبتلا به چاقی انجام شد. مواد و روش ها:پژوهش حاضر به روش نیمه تجربی همراه با دو گروه آزمایش و شاهد با اجرای پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 3 ماهه انجام شد. نمونه شامل 24 دانش آموز دختر 12-10 سال مبتلا به چاقی یا اضافه وزن با شاخص توده بدنی بالاتر از 25 در سال تحصیلی 1394 بود که به روش تصادفی- خوشه ای از میان یکی از مدارس در ناحیه 1 شهر اصفهان انتخاب شد. مادران هر دو گروه، طی 4 جلسه در خصوص اصول تغذیه سالم آموزش دریافت کردند. مداخله درمانی سایکودرام طی 6 جلسه 2 ساعته به شیوه گروهی تنها در گروه آزمایش اعمال شد. ابزار پژوهش، اندازه شاخص توده بدنی، مقیاس عزت نفس Rosenberg و پرسش نامه راهبردهای تنظیم شناختی- هیجان بود. از روش تحلیل واریانس دو طرفه با یک عامل اندازه گیری مکرر برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها:مداخله درمانی سایکودرام بر شاخص توده بدنی و عزت نفس اثر معنی دار داشت (01/0 ≥ P)، اما بر متغیر تنظیم شناختی- هیجان اثر معنی دار نشان نداد (05/0 ≤ P). نتیجه گیری:از مداخله درمانی سایکودرام جهت کاهش وزن و افزایش عزت نفس کودکان چاق می توان استفاده نمود.
پیش بینی تفکر انتقادی بر اساس خلاقیت هیجانی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه خلاقیت هیجانی نقش مهّمی در سازگاری و روابط بین فردی آدمی بازی می کند، به دلیل تازگی مفهوم آن در ادبیات روانشناختی از زمان مطرح شدن آن تا کنون، تحقیقات خیلی کمی به منظور کشف همبسته های مرتبط با آن انجام شده است. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی تفکر انتقادی به وسیله ی خلاقیت هیجانی و مولفه های آن در دانشجویان بود. جامعه ی آماری پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه شیراز بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 156 نفر از بین دختران و پسران دانشگاه شیراز انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها پرسشنامه های خلاقیت هیجانی و تفکر انتقادی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل های رگرسیون چندگانه صورت گرفت. نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد که بین خلاقیت هیجانی و تفکر انتقادی به طور مثبت رابطه وجود داشت. همچنین تفکر انتقادی با مؤلفه های اثربخشی/ اعتبار و آمادگی خلاقیت هیجانی رابطه ی معنادار و مثبت داشت، امّا با مؤلفه ی بداعت رابطه ی معناداری را نشان نداد. خلاقیت هیجانی با مؤلفه های نوآوری، پختگی و دغدغه ی فکریِ تفکر انتقادی رابطه مثبت داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که خلاقیت هیجانی به طور معنادار و مثبت توانست تفکر انتقادی را پیش بینی کند. همچنین آزمون رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که از بین مؤلفه های خلاقیت هیجانی فقط مؤلفه ی اثربخشی/ اعتبار به طور معنادار تفکر انتقادی را پیش بینی می کند. بنابر نتایج به دست آمده از مطالعه ی حاضر می توان ادعا کرد که خلاقیت هیجانی نقش مهمی در تفکر انتقادی دارد.
بررسی اثربخشی اصلاح هم نوسانی از طریق نوروفیدبک بر آگاهی واج شناختی و حافظه فعال واج شناختی در کودکان مبتلا به نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: متغیرهای شناختی همبسته های مهم اختلال نارساخوانی هستند. پژوهش های مختلف نشان می دهند که این متغیرها در کودکان نارساخوان دچار نقص هستند. هم چنین مطالعات عصب شناختی بدکارکردی ارتباط پیشانی-گیجگاهی-پس سری را به عنوان مبنای عصبی این اختلال مطرح کرده اند. نوروفیدبک با تغییر ارتباط کارکردی یا هم نوسانی این مناطق مغزی می تواند در بهبود کارکردهای شناختی این کودکان مؤثر باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر اصلاح هم نوسانی مغزی از طریق نوروفیدبک بر بهبود آگاهی واج شناختی و حافظه فعال در کودکان نارساخوان انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع تک آزمودنی پلکانی با خط پایه چندگانه بود که در آن چهار کودک مبتلا به نارساخوانی 20 جلسه 30 دقیقه ای درمان نوروفیدبک دریافت کردند. یافته ها: بررسی نتایج پژوهش نشان داد که در نمرات آگاهی واج شناختی و حافظه فعال آزمودنی ها بهبودی ایجاد شده است. هم چنین مقادیر هم نوسانی بعد از اتمام درمان به سمت مقادیر نرمال تغییر پیدا کرد. نتیجه گیری: این تغییرات نشان می دهد که نارساخوانی می تواند به عنوان یک اختلال در ارتباط کارکردی مناطق مختلف مغزی مطرح باشد و اصلاح هم نوسانی از طریق نوروفیدبک می تواند به اصلاح این آشفتگی کمک کند.
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه دوجین کثیف(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : صفات سه گانه تاریک شخصیت، فرمول بندی جدیدی از شخصیت ناسازگارانه است که از سطوح غیر بالینی خودشیفتگی، ماکیاولیسم و جامعه ستیزی تشکیل شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی خصوصیات روان سنجی نسخه کوتاه پرسشنامه دوجین کثیف در جامعه ایرانی بود. روش: در این مطالعه مقطعی 300 دانشجو در سال تحصیلی 92-93 به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و با مقیاس صفات تاریک شخصیت، پرسشنامه شخصیت خودشیفته ( NPI-16 )، مقیاس جامعه ستیزی پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا MMPI و پرسشنامه ماکیاولیسم- 5 مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل عاملی به روش تحلیل مؤلفه های اصلی نشانگر وجود سه عامل خودشیفتگی، ماکیاولیسم و جامعه ستیزی بود. ضرایب باز آزمائی برای کل مقیاس و مؤلفه ها در دامنه ای بین 66/0 تا 80/0 قرار داشت. ضریب همسانی درونی خرده مقیاس ها بین 68/0 تا 77/0 به دست آمد. همچنین ضرایب همبستگی نمره کل صفات تاریک شخصیت با خودشیفتگی، 57/0؛ با جامعه ستیزی، 42/0 و با ماکیاولیسم، 55/0 بود. درنهایت بین مردان و زنان در مؤلفه های صفات تاریک شخصیت تفاوت وجود داشت. نتیجه گیری: نسخه کوتاه پرسشنامه دوجین کثیف برای کاربرد در جامعه ایرانی از ویژگی های روان سنجی مناسب برخوردار است .
اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد به مادران بر عزت نفس کودکان دچار شکاف لب و کام: پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۰ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
453-476
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی آموزش فرزندپروری به شیوه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به مادران بر عزت نفس کودکان دچار شکاف لب و کام بود. روش: روش پژوهش موردی و جامعه آماری کلیه کودکان سن دبستان دچار شکاف لب و کام استان اصفهان به تعداد 65 نفر بود که تا ابتدای سال 1395 در تنها کلینیک تخصصی و حمایتی شکاف لب و کام در کشور به نام کلینیک لبخند وابسته به خیریه امام حسین (ع) پرونده داشتند. از میان این کودکان، به روش نمونه گیری به صورت هدف مند، 5 کودک که در غربال گری حد نصاب نمره 26 و کم تر را در پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت 1967 کسب کرده بودند؛ انتخاب شدند. پس از سه جلسه خط پایه برای هر کودک، آموزش فرزندپروی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد به مادر هر یک از کودکان، به صورت انفرادی در 8 جلسه هفتگی هر جلسه 60 دقیقه ارائه و عزت نفس کودکان بعد از هر جلسه، و نیز در مرحله پیگیری 15 روزه، 1 ماهه و 3 ماهه مجدداً اندازه گیری، و داده ها بر اساس تحلیل دیداری و شاخص های آماری توصیفی تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد برای هر 5 آزمودنی نمر ه های میانه و میانگین در مداخله نسبت به خط پایه افزایش داشته و روند با ثبات و صعودی بوده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، می توان آموزش فرزندپروری مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد به مادران را روش موثری برای افزایش عزت نفس کودکان دچار شکاف لب و کام و سایر کودکان با معلولیت های مشابه در نظر گرفت و با مداخله به هنگام عزت نفس آن ها را بهبود بخشید.
اثربخشی طرحواره درمانی بر سازگاری تحصیلی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر سازگاری تحصیلی دانش آموزان دختر بود. روش: این پژوهش به شیوه ی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی دوم شهر کرمانشاه در سال 95-94 تشکیل می دادند که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 30 نفر از دانش آموزان دختر مقطع اول متوسطه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. دانش آموزان گروه آزمایش 8 جلسه طرحواره درمانی دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازگاری تحصیلی زیرمقیاس پرسشنامه ی شخصیتی کالیفرنیا تراپ، کلارک و تایگز، استفاده شد. داده ها با روش آماری کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که فرضیه ی پژوهش مبنی بر تأثیر طرحواره درمانی بر سازگاری تحصیلی مورد تایید قرار گرفته است و دختران گروه آزمایش نسبت به دختران گروه گواه در پس آزمون به طور معناداری، سازگاری تحصیلی بیشتری داشتند. نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گرفت که رویکرد طرحواره درمانی در افزایش سازگاری تحصیلی تأثیر معناداری دارد.
رابطه ی احساس تنهایی با اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد اهواز
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی بررسی رابطه ی احساس تنهایی با اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دانشگاه پیام نور اهوازانجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانشجویان دانشگاه پیام نور اهواز در سال تحصیلی 1394می باشد. نمونه ای با حجم 120 نفردانشجو با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات عبارت بودند از: پرسشنامه احساس تنهایی و پرسشنامه اعتیاد به اینترنت. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-16و آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین احساس تنهایی و اعتیاد به اینترنت دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد.
رابطه سبک های فرزندپروری والدین با خلاقیت دانش آموزان مدارس ابتدایی شهر کنگان
حوزههای تخصصی:
مسئله خلاقیت، مسئله ای است که در همه کشورها اعم از پیشرفته، صنعتی و یا در حال رشد مطرح و در همه زمان ها به نحو خاص خود بروز کرده است، بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های فرزند پروری والدین با خلاقیت دانش آموزان دبستانی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی – از نوع همبستگی است و جامعه آماری آن شامل تمام دانش آموزان دبستانی شهر کنگان در سال تحصیلی 1394-1395 می باشد که از تعداد کل 700 نفر دانش آموز شهر کنگان نمونه ای به حجم 96 نفر از آنها به شکل تصادفی ساده انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل دو پرسشنامه سبک های فرزندپروری باوم ریند و فرم کلامی آزمون خلاقیت تورنس می باشد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین قاطعیت والدین با میزان خلاقیت کودکان رابطه منفی وجود دارد. توضیح آنکه بین قاطعیت والدین و میزان خلاقیت کودکان رابطه ای مثبت وجود ندارد. همچنین سهل گیری والدین و عدم کنترل درست و نظارت کامل بر رفتار، ایده ها و اندیشه ها باعث افت شدید در میزان خلاقیت کودکان می شود. استبداد والدین در میزان خلاقیت کودکان تأثیر بسزایی دارد. هر چه استبداد والدین بیشتر باشد میزان خلاقیت کودکان کاهش معناداری پیدا می کند.
تاثیر آموزش هوش موفق بر تفکر انتقادی و تحمل ابهام دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هوش موفق ترکیبی از توانایی های تحلیلی، خلاق و عملی است که به افراد برای سازگاری، انتخاب و تغییر محیط به منظور رسیدن به اهداف خود در زندگی، با توجه به بافت فرهنگی–اجتماعی کمک می کند. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش هوش موفق بر تفکر انتقادی و تحمل ابهام دانشجو معلمان پسر دانشگاه فرهنگیان، مرکز آموزش عالی امام جعفر صادق (ع) بهبهان است. روش کار: در این پژوهش توصیفی با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 50 دانشجو انتخاب و به صورت تصادفی ساده به دو گروه 25 نفری به عنوان گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند و گروه آزمون در قالب یک کلاس درسی، مورد آموزش بسته آموزشی هوش موفق قرار گرفت. هر دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون با پرسش نامه های تفکر انتقادی واتسون-گلاسر و تحمل ابهام مک لین مورد سنجش قرار گرفتند. در تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: آموزش مولفه های هوش موفق توانسته است تفکر انتقادی و تحمل ابهام را در دانشجویان افزایش دهد. دو خرده مقیاس شناسایی مفروضات و تعبیر و تفسیر، از متغیر تفکر انتقادی، تحت تاثیر آموزش هوش موفق بهبود یافتند. نتیجه گیری: آموزش مولفه های هوش موفق و تدریس بر اساس این رویکرد در دانشگاه های کشور، روند جدیدی را در زمینه آموزش و یادگیری دانشجویان ارایه می دهد و هم چنین می تواند نوع نگاه تازه ای نسبت به مسایل پیرامون را برای دانشجویان باز گذارد.
نقش واسطه ای حرمت خود و عواطف مثبت و منفی در رابطه بین تاب آوری و بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه تاب آوری و بهزیستی روان شناختی با توجه به نقش واسطه گری حرمت خود و عواطف مثبت و منفی بود. 387 دانش آموز دوره دوم متوسطه مدارس شهر خرم آباد مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003)، مقیاس حرمت خود (روزنبرگ، 1965)، مقیاس عواطف مثبت و منفی (واتسون، کلارک و تلیجن، 1988) و مقیاس بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر نشان دادند تاب آوری اثر مستقیم بر بهزیستی روان شناختی دارد. همچنین تاب آوری به طور غیرمستقیم و از طریق عاطفه مثبت و حرمت خود، منجر به افزایش بهزیستی روان شناختی شده است. براین اساس می توان گفت عاطفه مثبت و حرمت خود، نقش واسطه ای در رابطهبین تاب آوری با بهزیستی روان شناختی ایفا می کنند. این یافته ها بر توسعه ویژگی تاب آوری در ارتقای عاطفه مثبت و حرمت خود در جهت افزایش بهزیستی روان شناختی دانش آموزان تاکید می کند.
رابطه ی آزار صوتی و فرسودگی شغلی در پرستاران شهر بهبهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در حال حاضر فرسودگی شغلی، یک مشکل شایع در تمام سیستم های بهداشتی است و به نظر می رسد عوامل فیزیکی مانند سر و صدا در این زمینه موثر باشند بر این اساس، مطالعه ی حاضر با هدف تعیین رابطه ی بین آزار صوتی و فرسودگی شغلی پرستاران شهر بهبهان در سال 1394 انجام شد.
روش کار: جامعه ی آماری این مطالعه ی تحلیلی-مقطعی، پرستاران شهر بهبهان در سال 1394 بودند و 151 پرستار به صورت تصادفی با روش طبقه بندی با تخصیص متناسب از 3 بیمارستان، وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه های فرسودگی شغلی مازلاک و آزار صوتی بودند و داده ها در نرم افزار SPSS نسخه ی 16 با استفاده از آمار توصیفی، آزمون آنووا، تی مستقل و ضریب همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند.
یافته ها: تعداد 151 پرستار (8/25% مرد و 2/74% زن) با میانگین سنی 74/8±48/33 سال وارد مطالعه شدند. میانگین نمره ی حساسیت به صدا 98/22±7/63 و میانگین نمره ی آزاردهندگی صدا 68/22±52/56 بود. درصد بیشتری از پرستاران در زیرمقیاس زوال شخصیت (6/63%) و خستگی عاطفی (2/64%) در سطح فرسودگی پایین قرار داشتند اما در زیرمقیاس فقدان موفقیت فردی، درصد بیشتری از افراد (6/65%) در سطح فرسودگی بالا قرار داشتند. نتایج بررسی رابطه ی فرسودگی شغلی با آزاردهندگی و حساسیت به صدا نشان داد که زیرمقیاس خستگی عاطفی با آزاردهندگی (000/0=P) و با حساسیت به صدا (002/0=P) و هم چنین زیرمقیاس مسخ شخصیت با آزاردهندگی صدا (004/0=P) رابطه ی معنی دار مثبت دارند.
نتیجه گیری: بنا بر نتایج، با افزایش آزاردهندگی صدا، فرسودگی شغلی در ابعاد خستگی عاطفی و مسخ شخصیت افزایش می یابد لذا اتخاذ راهکارهایی جهت کاهش آلودگی صوتی در بیمارستان ها جهت پیشگیری از فرسودگی شغلی پرستاران، ضروری به نظر می رسد.
نقش واسطه ای آمیختگی شناختی در تبیین ارتباط بین بی نظمی هیجانی با اضطراب و افسردگی: یک عامل فراتشخیصی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر تبین نقش واسطه ای آمیختگی شناختی در تبیین ارتباط بین بی نظمی هیجانی با اضطراب و افسردگی بود . روش : در پژوهش حاضر 543 دانشجوی دانشگاه تهران به پرسشنامه آمیختگی شناختی ( CFQ )، مقیاس مشکل در تنظیم هیجان ( DERS )، پرسشنامه اضطراب بک ( BAI ) و پرسشنامه افسردگی بک-نسخه دوم ( BDI-II ) پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی انجام شد . یافته ها : تمام متغیرهای پژوهش به طور معنی داری با هم رابطه داشتند (001/0 p< ). تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی نشان داد که آمیختگی شناختی نقش واسطه ی کامل در ارتباط بین متغیر بی نظمی هیجانی با شدت اضطراب (001/0> p ، 84/0= ß) و شدت افسردگی (001/0> p ، 79/0= ß) ایفا می کند و نتایج آزمون سوبل هم این نقش واسطه ای آمیختگی شناختی را برای اضطراب (001/0> p ، 35/6= z ) و افسردگی (001/0> p ، 11/5= z ) تأیید کرد . نتیجه گیری : آمیختگی شناختی یک متغیر واسطه ای در رابطه بین بی نظمی هیجانی با اضطراب و افسردگی محسوب می شود و با کنترل این متغیر، ارتباط بین بی نظمی هیجانی با اضطراب (05/0< p ، 09/0= ß) و افسردگی (05/0< p ، 07/0= ß) معنادار نیست .
نقش هوش سازمانی در توانمندسازی اجتماعی و ارتقاء هوش فردی و گروهی بر اساس الگوی آلبرشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۰ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
209-224
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش تعیین سهم هوش سازمانی در توانمندسازی اجتماعی و ارتقاء هوش فردی و گروهی بر اساس ارائه الگوی آلبرشت بود. روش : روش پژوهش توصیفی-اکتشافی و جامعه آماری شامل تمامی مدیران و کارشناسان اداره بهزیستی شاهرود در بهار 1394 به تعداد 55 نفر و نمونه گیری به صورت تمام شمار بود. ابزار پژوهش پرسشنامه هوش سازمانی آلبرشت (2003) و پرسشنامه محقق ساخته سلسله مراتبی برای وزن دهی عامل ها بر اساس تحلیل عاملی بود. یافته ها : یافته های حاصل از تحلیل 50 پرسشنامه تکمیل شده، نشان داد هوش سازمانی کارکنان بالاتر از سطح متوسط (673/9 = t، 0001/0 = P) و مولفه های آن به ترتیب با وزن های زیر برای سرنوشت مشترک = 243/0، بینش راهبردی = 220/0، روحیه = 155/0، اتحاد و توافق = 124/0، تمایل به تغییر = 108/0، کاربرد دانش = 107/0 و فشار عملکرد = 043/0 محاسبه شد. نتیجه گیری: این نتایج موید آن است که مقیاس هوش سازمانی آلبرشت ابزاری مناسب جهت اقدام های پژوهشی است و مدیران و روان شناسان صنعتی و سازمانی می توانند با استفاده از این مقیاس در راستای شناسایی عوامل و دست یابی به رسالت و هدف های تعیین شده سازمان خود گام بردارند. بدیهی است توجه به مولفه های دارای وزن عاملی بالاتر ارتقاء فردی و گروهی بیش تری را برای افراد در کارکردهای آموزشی، شغلی و اجتماعی به دنبال خواهد داشت.