فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۸۰۱ تا ۱۶٬۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش سرسختی روانشناختی و خلاقیت در پیش بینی رضایت شغلی پرستاران بود. روش این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پرستاران زن و مرد ساکن در شهرستان سنندج می باشد. نمونه آماری پژوهش شامل 120 پرستار (60زن، 60مرد) است،که بصورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سرسختی روانشناختی اهواز، پرسشنامه خلاقیت اونیل و همکاران و پرسشنامه رضایت شغلی بری فیلد و روث استفاده شد. اطلاعات بدست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که خلاقیت به طور مثبت و معناداری با رضایت شغلی رابطه داشت( 485/0 r= ،01/0< p )و سرسختی روانشناختی( 582/0 r= ،01/0< p ). در این مدل پیش بینی، سرسختی روان شناختی 56% و خلاقیت 35% در پیش بینی رضایت شغلی سهم دارند (01/0 < Ps ). پس سرسختی روانی و خلاقیت توانستند رضایت شغلی را پیش بینی کنند. نتایج تحقیق نشان دادند که سرسختی روانشناختی و خلاقیت می توانند بر رضایت شغلی پرستاران موثر باشند لذا این موضوع بیشتر می تواند در سلامت روانی و جسمانی افراد موثر باشد
آموزش گروهی ایمن سازی در برابر استرس بر کاهش میزان افسردگی بیماران ام اس ( مولتیپل اسکلروز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهدفآموزش ایمن سازی در برابر استرس، درکاهش تنیدگی اغلب بیماران مبتلا به بیماری های مزمن ، تأثیر مثبتی دارد، اما این مداخله تاکنون در بیماران ام اس انجام نشده است. لذا هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیرآموزش ایمن سازی دربرابر استرس؛ بر کاهش میزان افسردگی بیماران مبتلا به ام اس است . ابزار و روش هاجامعه ی آماری این پژوهش، بیماران مبتلا به ام اس عضو انجمن ام اس شهر تهران در سال 1394 است که بیماری آنها از نوع ام اس عود کننده-فروکش کننده تشخیص داده شده است. تعداد 30 نفر از آن ها به طورتصادفی، در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل قرارگرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسش نامه های افسردگی و اضطراب بک می باشد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 نتایج استخراج شد . یافته هانتایج نشان داد که آموزش ایمن سازی در برابر استرس، تاثیر معناداری برکاهش اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به ام اس نسبت به گروه کنترل داشته است. ( F=5.24 و p<0.05 برای افسردگی. همچنین میانگین پیش آزمون و پس آزمون افسردگی در گروه کنترل، به ترتیب 20/16 و 20/17 و در گروه آزمایش به ترتیب 22 و 33/15 می باشد . نتیجه گیریآموزش ایمن سازی دربرابر استرس، موجب کاهش افسردگی در بیماران مبتلا به ام اس می گردد . کلید واژه آموزش گروهی ایمن سازی ، استرس ، افسردگی ، ام اس
بررسی متغیر های تاثیر گذار بر رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه زناشویی یکی از حیطه های کاری روانشناسان است که نیازمند توجه بالینی است. تحقیق حاضر بروی متغیرهای تاثیر گذار بر رضایت زناشویی انجام گرفته است. رضایت زناشویی به عنوان یکی از عوامل پایه ای سلامت روان تحت تاثیر مولفه های فراوانی قرار دارد. جهت انجام مداخله و کار بالینی با هدف افزایش رضایت از زندگی، بررسی کامل این مولفه ها همچون حل مسئله و تعارض، باورهای شناختی، ارتباط و ابراز عاطفه و هیجان و کنترل خشم ضروری به نظر می رسد. میزان تاثیر گذاری آموزش مهارت های متفاوت زندگی بر سطح رضایت زناشویی زوجین در پژوهش های مختلف کاملا تایید شده است. از آنجایی که آموزش تمامی مولفه های مهارت های مختلف امکان پذیر نیست، این سوال اساسی مطرح می شود که کدام حیطه جهت مداخله و آموزش ارجحیت دارد. هدف از این بررسی شناسایی مولفه های موثر و قابل آموزش بر رضایت زناشویی است. بررسی مطالعات نشان میدهد که مداخله در زمینه مولفه های ذکر شده میتواند منجر به تغییرات معنادار در رضایت زناشویی گردد.
روشهای استفاده شده برای حفظ و ارتقای سلامت روان در خانم های متأهل ایرانی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف مشکلات سلامت روان در سراسر دنیا شیوع بالایی دارد؛ مخصوصاً درخانم ها شایع تر است. این مشکلات اثرات بسیار نامطلوبی بر جنبه های مختلف زندگی بر جا می گذارند. از آنجاکه ارتقای سلامت روان درخانم های متأهل به خاطر اهمیت محوری آنان در خانواده، می تواند اثرات مستقیم و غیر مستقیم قابل توجهی را بر سلامت روان تک تک اعضای خانواده بگذارد، این مطالعه با هدف شناسایی روش های استفاده شده در خانم های متأهل برای حفظ و ارتقای سلامت روان به منظور طراحی مداخلات مناسب طراحی شده است. مواد و روش ها این مطالعه به صورت کیفی طراحی و اجرا شده است. جامعه آماری این مطالعه شامل خانم های متأهل 18 تا 65 ساله ساکن منطقه 22 شهرداری تهران هستند. اطلاعات از طریق مصاحبه عمیق فردی با 15زن متأهل 18 تا 65 ساله تهرانی از طریق نمونه گیری هدفمند جمع آوری شد. تحلیل داده ها بر اساس تجزیه وتحلیل محتوا صورت گرفت. یافته ها به منظور حفظ و ارتقای سلامت روان، درخانم های متأهل شهر تهران از چهار شیوه استفاده می کنند که شامل تقویت ابعاد معنوی؛ مهارت آموزی در زمینه های مدیریت استرس، مثبت اندیشی، خودکنترلی و حل مسئله؛ دریافت کمک از افراد ذی صلاح و برنامه ریزی با توجه به اولویت ها به منظور پرهیز از یک نواختی است. نتیجه گیری شرکت کنندگان تهرانی به منظور حفظ و ارتقای سلامت روان از تقویت ابعاد معنوی، مهارت آموزی، برنامه ریزی و درنهایت مشاوره استفاده می کنند. شرکت کنندگان تهرانی از شیوه های مقابله با استرس هیجان مدار و مسئله مدار برای حفظ و ارتقای سلامت روان خود بهره می گیرند.
اثربخشی آموزش گروهی برنامه ریزی عصب زبان شناختی بر میزان امید و کیفیت زندگی کودکان سرطانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی برنامه ریزی عصب زبان شناختی بر میزان امید و کیفیت زندگی کودکان سرطانی انجام شد. مواد و روش ها این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان سرطانی دختر و پسر سرپایی در بیمارستان امیرکبیر و انجمن سرطان تبسم در سال ۱۳۹۵بودند که متقاضی شرکت در جلسات آموزش گروهی برنامه ریزی عصب زبان شناختی و در حال انجام درمان بودند. بدین منظور ۴۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه برنامه ریزی عصب زبان شناختی و گروه گواه به طور مساوی تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه کیفیت زندگی کودکان و مقیاس امید کودکان اسنایدر بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کواریانس چندمتغیره و آزمون t همبسته برای مرحله پیگیری تحلیل شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۲ نیز تحلیل شد. یافته ها نتایج نشان داد آموزش گروهی برنامه ریزی عصب زبان شناختی بر افزایش کیفیت زندگی و امید مؤثر بود و به ترتیب ۷۰ و ۴۰ درصد از واریانس آن را پیش بینی می کند. نتیجه گیری با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که آموزش برنامه ریزی عصب زبان شناختی منجر به افزایش کیفیت زندگی و امید در کودکان سرطانی شده است.
بررسی اثربخشی مداخله ی پیشگیری خانواده-محور مبتنی بر دلبستگی بر بهبود رابطه ی والد-فرزند، انگیزه ی پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی نوجوانان دچار اختلال سلوک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مداخله ی پشگیری خانواده-محور مبتنی بر دلبستگی بر بهبود رابطه ی والد-فرزند، انگیزه ی پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی نوجوانان دچار اختلال سلوک (CD) در شهر اهواز بود. روش: طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با گروه کنترل و به روش تحلیل کواریانس چندمتغیره بود. جامعه ی پژوهش حاضر شامل کلیه ی دانش آموزان دچار اختلال سلوک شهر اهواز بود که با روش نمونه گیری هدفمند، 30 دانش آموز دچار CD انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه مساوی درمان یا کنترل تخصیص یافتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس رفتار متعارض، آزمون انگیزه ی پیشرفت هرمنز و مقیاس هوش هیجانی ونگ-لاو هستند. برای گروه آزمایش، 11 جلسه ی 50 دقیقه ای هفتگی برنامه ی مداخله ی پیشگیری خانواده-محور مبتنی بر دلبستگی اجرا شد ولی گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار استنباطی تحلیل کواریانس چندمتغیری (MANCOVA) و تک متغیری (ANCOVA) استفاده شد. تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار آماری 25-SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله ی به کار رفته باعث کاهش میزان تعارض والد-فرزندی و افزایش انگیزه ی پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی دانش آموزان دچار CD می شود. نتیجه گیری: به طور کلی، می توان گفت که مداخله ی پشگیری خانواده-محور مبتنی بر دلبستگی برای کمک به دانش آموزان دچار CD، اثربخش است و توصیه می شود.
مقایسه ارزیابی سطوح دینداری و ویژگی شخصیتی معلمان با کیفیت زندگی کاری بالا و پایین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه ارزیابی سطوح دینداری و ویژگی شخصیتی معلمان با کیفیت زندگی کاری بالا و پایین شهر تهران در سال 1396 بود. روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نوع علّی-مقایسه ای بود. جامعه آماری کلیه معلمان شهر تهران بودند. نمونه آماری شامل 80 نفر از معلمان با کیفیت زندگی کاری بالا و پایین بودند که بر اساس نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردیدند. ابزار اندازه گیری پژوهش پرسشنامه های، کیفیت زندگی کاری والتون (1973)، ویژگی های شخصیتی هگزاکو لی و همکاران (2005) و مقیاس دینداری خدایاری فرد و همکاران (1388) بود. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه از طریق نرم افزار SPSS23 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس یک راهه) انجام پذیرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که اگرچه میانگین هر سه مؤلفه "ارزیابی سطوح دینداری" معلمان دارای "کیفیت زندگی کاری بالا"، بیشتر از گروه دیگر برآورد شده است، اما این تفاوت در مؤلفه "عواطف دینی" محسوس تر از دو مؤلفه دیگر می باشد. نتیجه گیری: هم چنین یافته ها نشان می دهد معلمانی که دارای "کیفیت زندگی کاری بالایی" هستند در ویژگی شخصیتی: "برونگرایی"،"سازگاری" و "وظیفه شناسی" نمره بالاتری نسبت به معلمانی که از "کیفیت زندگی کاری پائینی" برخوردارند، به دست آورده اند و این در حالی است که میانگین "هیجان پذیری" آزمودنی هایی با "کیفیت زندگی بالا"، کمتر از گروه دیگر می باشد. از نظر "صداقت- فروتنی" و "گشودگی نسبت به تجربه" تفاوت قابل توجه ای بین دو گروه وجود ندارد.
تأثیر مشاوره گروهی مبتنی بر روان شناسی وحدت مدار بر رضایت زناشویی و بهزیستی روان شناختی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش ها، نشانگر تأثیر مثبت بهره گیری از مداخلات معنوی برای ارتقای رضایت زناشویی و بهزیستی روان شناختی است. روش درمانی مبتنی بر روان شناسی وحدت مدار نیز، از روش های معنوی بومی و نوین است که تأثیر مثبت آن کمابیش روشن شده است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر مشاوره گروهی مبتنی بر روان شناسی وحدت مدار بر رضایت زناشویی و بهزیستی روان شناختی زوجین بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه با گروه گواه بود. با بکار بستن نمونه گیری هدفمند از میان زوجین ساکن شهر سبزوار، 24 زن و شوهر (48 نفر) همچون آزمودنی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 12 زوجی (24 نفرِ) آزمایش و گواه گمارش شدند. داده ها با مقیاس های رضایت زناشویی (اولسون، فورنیر، جوئن و دراکمن، 1989)و بهزیستی روان شناختی (ریف 1980) گردآوری شد. سپس افراد گروه آزمایش در 8 جلسه 120 دقیقه ای مشاوره گروهی مبتنی بر روان شناسی وحدت مدار شرکت کردند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که مشاوره گروهی مبتنی بر روان شناسی وحدت مدار بر رضایت زندگی زناشویی (0.05>P-Value؛ 22=Eta؛ 3.59=F) و بهزیستی روان شناختی (0.05>P-Value؛ 26=Eta؛ 4.57=F) گروه آزمایش در پس آزمون و پیگیری، تأثیر مثبت و معنی داری دارد. با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گرفت؛ مشاوره گروهی مبتنی بر روان شناسی وحدت مدار که برخاسته از دانش و فرهنگ بومی و درخور زوجین ایرانی است، در ارتقاء رضایت زناشویی و بهزیستی روان شناختی آن ها کارساز است.
اثربخشی آموزش مداخله روان شناسی مثبت گرا بر ارتقاء عملکرد کارکردهای اجرایی (انعطاف پذیری، بازداری و حافظه فعال) دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخش آموزش مداخله روان شناسی بر ارتقاء عملکرد کارکردهای اجرایی (انعطاف پذیری، بازداری و حافظه فعال) دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز بود. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان دانشکده روانشناسی دانشگاه آزاد تبریز بودند که تعداد 40 نفر از این افراد به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند آنگاه از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد. مداخله روان شناسی مثبت گرا طی 10 جلسه 90 دقیقه ای بر روی شرکت کنندگان گروه آزمایش انجام شد، درحالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. بعد از اتمام جلسات آموزشی گروه آزمایشی، از افراد هر دو گروه مجدداً پس آزمون گرفته شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی، آزمون سنجش ظرفیت حافظه فعال و تست کامپیوتری استروپ استفاده شد. داده های پژوهش با روش تحلیل کوواریانس آنالیز شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مداخله روان شناسی مثبت گرا بر ارتقاء عملکرد کارکردهای اجرایی (انعطاف پذیری، بازداری و حافظه فعال) دانشجویان اثربخش است. درنتیجه می توان از روش آموزش مداخله روان شناسی مثبت گرا به عنوان روشی کارآمد برای ارتقاء عملکرد کارکردهای اجرایی استفاده نمود.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه انگیزه های اقدام به خودکشی (IMSA)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هفتم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۲۸)
83 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بررسی ویژگی های روانسجی پرسشنامه ای که انگیزه های اقدام به خودکشی را در همه نظریه های موردتوجه قرار داده باشد می تواند متناسب با نوع انگیزه بستری را برای ارزیابی، تشخیص و مداخله فراهم آورد. این پژوهش باهدف ویژگی های روان سنجی پرسشنامه انگیزه های اقدام به خودکشی (IMSA) انجام گرفت. روش: نمونه پژوهش شامل 250 نفر از افراد اقدام کننده به خودکشی بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل عامل اکتشافی 9 عامل را شناسایی کرد که درمجموع این 9 عامل 115/64 درصد از واریانس انگیزه برای اقدام به خودکشی را تبیین می کنند. نتایج تحلیل عامل تأییدی 43 گویه را در نه عامل تأیید کردند. آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه انگیزه برای اقدام به خودکشی 94/0 و برای عامل ناامیدی 83/0، درد ذهنی 75/0، عامل فرار 76/0، عامل فشار ادراک شده 68/0، حس تعلق کم 68/0، بی پروایی و نترسیدن 74/0، تأثیر بین فردی 72/0، جستجوی کمک و حل مسئله 75/0، تکانشوری 73/0 به دست آمد. نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه انگیزه برای اقدام به خودکشی در افراد اقدام کننده، از خصوصیات روان سنجی قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر برای هر دو هدف پژوهشی و بالینی زمانی که یک ارزیابی جامع از انگیزه های اقدام به خودکشی لازم است استفاده کرد.
مدل سازی دینامیکی اثربخشی درمان های شناختی رفتاری موج سوم و داروهای ضدافسردگی بر اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی دوره های افسردگی اساسی و عوامل مؤثر بر آن ها، برای درک ماهیت این اختلال و تدوین راهبرد درمانی مؤثرتر، ضروری است. مدت زمان تقریبی دیرش یک دوره اختلال افسردگی اساسی به صورت متوسط بین 3 تا 12 ماه است؛ درحالی که این نسبت برای دوره های مزمن تا 24 ماه طول می کشد. هدف این پژوهش، مدل سازی دینامیکی نحوه ی تأثیر داروهای ضد افسردگی و درمان های شناختی رفتاری موج سوم، بر دوره های اختلال افسردگی، با استفاده از مدل دینامیکی مرتبه دوم بود. با استفاده از برنامه نویسی متلب و تغییر پارامترهای مدل، که هر کدام بیانگر یک عامل مؤثر در اختلال افسردگی است، نحوه ی تأثیر درمان ها، بر روی دوره های افسردگی بیماران، در بازه ی زمانی یک عمر طبیعی 64 ساله، مدل سازی شد. دوره های افسردگی اساسی، قبل و بعد از درمان با داروهای ضد افسردگی نظیر ایمی پرامین ویا معادل آن و درمان به روش تعهد و پذیرش مبتنی بر توجه آگاهی و رفتار درمانی دیالکتیکی، برای بیمارانی، که به مدت 14 هفته خدمات درمانی، دریافت کردند، به دست آمد. یافته ها نشان داد، برای بیشتر افراد دارای اختلال افسردگی اساسی، عود پس از بهبودی، پدیده ای رایج است. مدت زمان بهبودی از افسردگی، در شرایط عدم دریافت درمان، بیش از 144 ماه، با دریافت داروهای ضد افسردگی 71 ماه، با رفتاردرمانی دیالکتیکی 68 ماه، و برای ترکیب مداخله داروهای ضد افسردگی و رفتار درمانی دیالکتیکی 59 ماه، است. نتایج مدل سازی دینامیکی نشان داد، که ترکیب دو مداخله، روش تعهد و پذیرش همراه با رفتار درمانی دیالکتیکی و درمان دارویی، نتایج بهتری در درمان افسردگی و پیشگیری از عود دارد. این روش ترکیبی، در حدود 10 ماه، مدت زمان لازم برای بهبودی از افسردگی را کاهش می دهد.
اثربخشی تکنیک رهایی ذهن (ای اف تی) بر استرس زنان مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر الگوی انگیزشی انتظار- ارزش بر انگیزش تحصیلی درونی و بیرونی، اشتغال آموزشی، و عملکرد تحصیلی درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : امروزه کیفیت عملکرد دانش آموزان در دروس مختلف از جمله درس ریاضی که مخصوصاً در انتخاب رشته اهمیت زیادی دارد از جمله مسائل مهم نظام آموزشی است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر الگوی انگیزشی انتظار- ارزش بر انگیزش تحصیلی درونی و بیرونی، اشتغال آموزشی (اشتغال انگیزشی، اشتغال یادگیری) و عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه هشتم شهرستان دزفول بود که تعداد 50 دانش آموز با روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 25 نفر) جایدهی شدند. الگوی انگیزشی انتظار- ارزش در گروه آزمایش به اجرا در آمد درحالی که گروه گواه، آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه انگیزش تحصیلی درونی و بیرونی هارتر (2005) و اشتغال یادگیری خودنظم جویی پینتریچ و دیگروت (1990) استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که دو گروه در متغیرهای انگیزش تحصیلی درونی ، اشتغال انگیزشی، اشتغال شناختی، و عملکرد تحصیلی با یکدیگر تفاوت معناداری دارند ( 0/01 p< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر استفاده از الگوی انگیزشی انتظار- ارزش بر انگیزش تحصیلی، اشتغال آموزشی و عملکرد تحصیلی تأثیر مثبتی خواهد داشت. استلزامات نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
تأثیر آموزش مدیریت خشم مبتنی بر روی آورد شناختی– رفتاری بر کاهش خشم دختران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تجربه خشم و مدیریت آن در محیط اجتماعی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. بر این اساس پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر آموزش مدیریت خشم مبتنی بر روی آورد شناختی- رفتاری بر کاهش میزان خشم دختران انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. 142 دانش آموز دختر 15- 12 ساله به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایدهی شدند (72 نفر گروه آزمایشی و 70 نفر گروه گواه). برنامه آموزشی مدیریت خشم مبتنی بر روی آورد شناختی- رفتاری در 7 جلسه دوساعته به صورت گروهی، برای گروه آزمایشی اجرا شد. سپس با استفاده از پرسشنامه های خشم چندبعدی مدرسه اسمیت و همکاران (1998) میزان خشم افراد شرکت کننده قبل و بعد از آموزش سنجیده شد. داده های پژوهش از طریق روش تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که نمره افراد گروه آزمایش در پس آزمون، در تمامی ابعاد خشم (تجربه خشم مدرسه، نگرش خصمانه، شاخص ابراز خشم مدرسه) به طور معناداری کاهش یافت (01/0 p< ). نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش نشان داد برنامه مدیریت خشم با روی آورد شناختی- رفتاری با افزایش توانمندی های روانی و مدیریت صحیح هیجانات، باعث کاهش میزان خشم می شود.
فراتحلیل مقایسه اثربخشی درمان مواجهه و پیشگیری از پاسخ، درمان شناختی-رفتاری و درمان های موج سوم رفتاری در اختلال وسواسی-اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مواجهه و پیشگیری از پاسخ، درمان شناختی-رفتاری و درمان های موج سوم رفتاری بر اختلال وسواسی-اجباری در جامعه ایرانی بود. روش: روش پژوهش فراتحلیل و جامعه آماری شامل پژوهش های انجام شده در ایران بین سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ به تعداد ۵۸ پژوهش بود که از میان آن ها ۳۴ پژوهش با توجه به ملاک های ورود و خروج به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در نهایت ۱۳ اندازه اثر برای درمان مواجهه و پیشگیری از پاسخ، ۱۹ اندازه اثر برای درمان شناختی-رفتاری و ۱۲ اندازه اثر برای درمان های موج سوم رفتاری گزارش شد. مقیاس اندازه اثر تفاوت میانگین معیار بود و تحلیل آماری با نرم افزار جامع فراتحلیل انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شیوه های مداخله ای مواجهه و پیشگیری از پاسخ (۸۱۵/۱ =d، ۰۵/۰ =P)، شناختی-رفتاری (۵۴۲/۱ =d، ۰۵/۰ =P) و موج سوم رفتاری (۶۸۸/۱ =d، ۰۵/۰ =P) در درمان اختلال وسواسی-اجباری مؤثر بوده اند. بررسی متغیر نوع درمان، به عنوان متغیر تعدیل کننده نشان داد که تفاوت بین درمان های مورد استفاده در پژوهش معنا دار نیست. نتیجه گیری: بر اساس یافته های فراتحلیل حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که مهم ترین فرایند درمانی در درمان اختلال وسواسی-اجباری، مواجهه است که جزء مؤلفه اساسی هر سه رویکرد درمانی محسوب می شود و احتمالاً اضافه کردن مؤلفه های شناختی، ذهن آگاهی و پذیرش خیلی به تقویت اثربخشی درمان رفتاری مبتنی بر مواجهه و پیشگیری از پاسخ در درمان بیماران ایرانی دچار اختلال وسواسی-اجباری منجر نمی شود.
تأثیر روان درمانی مثبت گرا بر افسردگی، استرس و شادکامی زنان نابارور
حوزههای تخصصی:
ناباروری یک مشکل مهم بهداشت جهانی است که دارای ابعاد جسمی ، روانی و اجتماعی است. شیوع مشکلات روان شناختی در افراد نابارور بالا تخمین زده شده است. بر این اساس هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی مداخله اثر بخشی روان درمانی مثبت گرا بر افسردگی و استرس و شادکامی در زنان نابارور شهرستان دزفول بود. این پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش دربرگیرنده همه زنان نابارور شهرستان دزفول است که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه گواه (15 نفر) و آزمایش (15 نفر) قرار گرفتند. در این پژوهش از سه پرسشنامه شادکامی اکسفورد، پرسشنامه استرس کوهن و پرسشنامه افسردگی بک استفاده و داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شد. با توجه به برآیندهای به دست آمده می توان نتیجه گیری نمود که روان درمانی مثبت گرا می تواند بر استرس و افسردگی در زنان نابارور کارآمد باشد و باعث افزایش شادکامی در آن ها شود.
اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری آسیب محور بر سازش یافتگی پس از طلاق زنان مطلقه ساکن شهر تهران
حوزههای تخصصی:
طلاق و ازهم پاشیدگی کانون خانواده معضلی اجتماعی است که پیامدهای آن از مشکلات اساسی جوامع کنونی به شمار می رود. بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی-رفتاری آسیب محور در سازش یافتگی پس از طلاق زنان مطلقه ساکن شهر تهران بود. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری این پژوهش 49 زن مطلقه ای بودند که در بازه زمانی مهر تا آبان ماه 1396 به مرکز خدمات مشاوره مهرآور واقع در جمال زاده تهران به علت مشکلات سازش یافتگی و روان شناختی ناشی از طلاق مراجعه کرده بودند. در این تحقیق از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که پس از طی مراحل اولیه ارزیابی از بین 49 مراجعه کننده که کمترین میانگین را در نمره مقیاس سازش یافتگی پس از طلاق فیشر (1976) کسب کرده بودند 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (15 زن) و کنترل (15 زن) گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله هفتگی را به شکل گروهی در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها تفاوت معناداری را بین عملکرد دو گروه آزمایش و گواه در نمره کل ساز پس از طلاق (68/10= F ، 003/0= p ) در مرحله پس آزمون و پیگیری نشان داد. نتایج نشان می دهد که مداخله درمان شناختی-رفتاری آسیب محور منجر به بهبود سازش یافتگی پس از طلاق در زنان مطلقه می شود. ازاین رو توصیه می شود درمانگران ازاین روش درمانی در جهت بهبود سازگاری، روابط بین فردی و ارتقاء سطح کیفی زندگی پس از طلاق در زنان مطلقه استفاده کنند.
مقایسه کارکردهای اجرایی در جوانان عادی و آسیب دیده بینایی مشهد
حوزههای تخصصی:
در نوشتاری که پیش رو دارید، مولفه کارکردهای اجرایی در جوانان عادی و آسیب دیده بینایی شامل نابینا و کم بینا بررسی شده است.در این پژوهش،90 جوان با شرایط جسمی عادی و 90 جوان نابینا یا کم بینا، با شرایط تحصیلی مختلف در هردو جنس،به روش نمونه گیری دردسترس،ازطریق پرسشنامه کارکردهای اجرایی بارکلی مورد ارزیابی قرارگرفتند. نتایج پرسشنامه ها تفاوت معنادار این مولفه را در دو گروه فوق اثبات کرد. از آنجا که کارکردهای اجرایی مغز، علاوه بر ارتباط با زندگی فردی،از اجتماع نیز تاثیر پذیرفته و بر آن اثر دارد؛لذا برآن شدیم تا از جنبه های مختلف و در زمینه های گوناگون، نگاهی اجمالی به این مبحث بویژه در افراد آسیب دیده بینایی به عنوان قشری از جامعه که شاید کمتر مورد توجه قرارگرفته و کمتر دیده شوند؛ داشته باشیم.
تاثیر بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد –کودک بر کاهش اختلال اضطراب جدایی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف « شناسایی اثرات آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه ی والد-فرزندی بر کاهش اختلال اضطراب جدایی در کودکان 8 تا 12 سال» انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 12-8 سال دبستان های منطقه 2 شهر تهران در سال 94-1393 بودند. از بین این کودکان تعداد 30 نفر که بوسیله پرسشنامه تشخیص اختلالات اضطرابی کودکان بیماهر(1999)، مضطرب تشخیض داده شده ا ند، انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند (15 نفر آزمایش و 15 نفر گواه) و سپس جلسات آموزشی CPRT طی10 جلسه(هرجلسه 120 دقیقه) بر طبق براساس اصول بازی درمانی اکسلاین که توسط پژوهشگر تهیه شد، بر روی گروه آزمایش اجرا گردید، در حالیکه بر روی افراد گروه گواه، مداخله ای صورت نگرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه ی والد-فرزندی بر کاهش اختلال اضطراب جدایی در کودکان 8 تا 12 سال موثر است.
سخن سردبیر: در وصف مظلومیت علم روان شناسی کودک در ایران
حوزههای تخصصی: