ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۱۰۶۱.

Ethnic-Racial Socialization in Mixed Heritage Families: A Grounded Theory Study(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
Objective: This study aimed to explore how parents in mixed heritage families in Malaysia engage in ethnic-racial socialization and transmit cultural identity to their children within the context of a multicultural society. Methods: Using a qualitative grounded theory approach, data were collected through semi-structured interviews with 25 parents from diverse mixed heritage backgrounds residing in Malaysia. Participants were selected through purposive sampling and theoretical saturation guided the endpoint of data collection. Interviews focused on participants’ practices, challenges, and perspectives regarding cultural identity transmission in the home. Verbatim transcripts were analyzed using NVivo software, employing open, axial, and selective coding to generate a conceptual framework grounded in participants’ narratives. Findings: Five main categories emerged: Cultural Identity Transmission, Language and Communication, Navigating Racial Bias, Family Dynamics, and Community and Social Engagement. Parents engaged in intentional practices such as storytelling, celebration of traditions, and bilingual upbringing to reinforce cultural heritage. They also described emotional and strategic responses to racial bias, as well as negotiation between co-parenting and intergenerational influences. Language was both a bridge and a barrier, shaping identity and familial cohesion. Parents sought external support through cultural events and digital communities to validate and enrich their children’s mixed identities. These findings highlight the emotional labor and adaptive strategies involved in raising bicultural children in socially stratified environments. Conclusion: Ethnic-racial socialization in mixed heritage families is a complex, multifaceted process involving intentional practices, emotional negotiations, and contextual adaptations. Parents act as cultural mediators, balancing heritage preservation with societal integration.
۱۰۶۲.

Exploring the Role of Narrative Reframing in Families Experiencing Trauma(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۹۲
Objective: This study aimed to explore how narrative reframing functions as a coping and meaning-making mechanism among Taiwanese families experiencing trauma. Methods and Materials: A qualitative research design was adopted using purposive sampling to recruit 26 participants from Taiwan who had directly experienced family trauma, including bereavement, illness, or sudden life disruptions. Semi-structured interviews were conducted until theoretical saturation was reached. Each interview lasted 60–90 minutes, was audio-recorded, and transcribed verbatim. Data were analyzed using thematic analysis facilitated by NVivo 14 software. An inductive coding approach was applied to identify open codes, subcategories, and overarching themes, with constant comparison used to refine findings. Research rigor was ensured through reflexive memo-writing, triangulation of coding among team members, and maintaining an audit trail. Findings: Analysis yielded three overarching themes: (1) Emotional reconstruction through narrative reframing, where participants processed trauma-related emotions, reduced guilt and shame, regulated distress, and cultivated hope; (2) Relational transformation within the family system, including improved communication, redefined roles, conflict resolution, trust rebuilding, and strengthened intergenerational understanding; and (3) Identity and future orientation, where families reframed themselves as survivors, emphasized personal growth, redefined goals and values, and expressed aspirations to transmit resilience across generations. Participants highlighted that narrative reframing enabled them to transform suffering into continuity, strengthen bonds, and situate trauma within cultural and spiritual frameworks that emphasized endurance and meaning. Conclusion: The findings demonstrate that narrative reframing is a powerful coping process in families experiencing trauma, allowing for emotional healing, relational adaptation, and the construction of resilient family identities. This study underscores the importance of integrating narrative approaches into therapeutic interventions to support families in navigating trauma, rebuilding trust, and envisioning hopeful futures.
۱۰۶۳.

بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب، ناگویی هیجانی و پیروی از درمان در نوجوانان دختر مبتلا به ریفلاکس معده- مری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۷
زمینه: مطالعات نشان داده است ریﻔﻼﻛﺲ ﻣﻌﺪه- مری از شایع ترین اختلالات دﺳﺘﮕﺎه ﮔﻮارش اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣیﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧی بیماران ﺗأﺛیﺮ ﺳﻮء داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای بسیاری از اختلالات روانشناختی در اقشار گوناگون بررسی شده است، اما در مطالعات داخلی تاکنون اثربخشی این رویکرد در بیماران مبتلا به ریفلاکس معده-مری مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب، ناگویی هیجانی و پیروی از درمان نوجوانان دختر مبتلا به ریفلاکس معده- مری انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان دختر مبتلا به ریفلاکس معده- مری مراجعه کننده به بیمارستان ثارالله کرج در سال 1402 بود که از بین آن ها، 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش تحت آموزش 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت، ولی گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکرد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب (بک و استر، 1990)، ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) و پیروی از درمان دارویی (موریسکی و همکاران، 2008) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل کوواریانس یک راهه و نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که پس از تعدیل نمرات پیش آزمون بین گروه ها، نمرات پس آزمون در بین گروه های آزمایش و گواه دارای تفاوت معنی داری بود (05/0 P<). هم چنین نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری باعث کاهش سطح اضطراب و ناگویی هیجانی در شرکت کنندگان شد (05/0 P<). هم چنین نتایج نشان داد درمان مورد استفاده منجر به افزایش پیروی از درمان در اعضای گروه آزمایش شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود، متخصصان (پزشکان، روان پزشکان و روانشناسان) از این شیوه درمانی در کنار دارو درمانی در جهت کاه
۱۰۶۴.

پیش بینی نشخوار ذهنی بر اساس باورهای فرا هیجانی و تحریفات شناختی در بیماران دیالیزی با نشانگان افسردگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش باورهای فراهیجانی و تحریفات شناختی در پیش بینینشخوار ذهنی بیماران دیالیزی دارای نشانگان افسردگی انجام شد. این پژوهش از نظر روش جزء مطالعات توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق بیماران دیالیزی مراجعه کننده به مرکز دیالیز بیمارستان شهید مدنی شهرستان خوی با نشانگان افسردگی در شش ماه دوم سال 1402 به تعداد آنها150 نفر بود. نمونه آماری به روش هدفمند و براساس فرمول به تعداد 91 نفر انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده های مورد نیاز تحقیق شامل سه پرسشنامه استاندارد نشخوار ذهنی هوکسما و مارو (1991)، باورهای فراهیجانی میتمانسگروبر و همکاران(2009) و تحریفات شناختی عبداله زاده و سالار(1389)بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که باورهای فراهیجانی مثبت با نشخوار ذهنی رابطه معکوس و معنی دار دارد (132/0-=β)، همچنین باورهای فراهیجانی منفی (140/0=β) و تحریفات شناختی فردی نیز (162/0=β) با نشخوار ذهنی رابطه مثبت و معنی دار دارند. ولی رابطه تحریفات شناختی اجتماعی با نشخوار ذهنی مورد تأیید قرار نگرفت. بنابراین باورهای فراهیجانی مثبت موجب کاهش نشخوار ذهنی و باورهای فراهیجانی منفی به همراه تحریفات شناختی فردی موجب افزایش نشخوار ذهنی بیماران دیالیزی با نشانگان افسردگی می شود.
۱۰۶۵.

اثربخشی درمان نوروفیدبک بر تنظیم هیجانی و خشم پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
مقدمه: نوجوانان دارای اختلال های اضطرابی، سطوح بالایی از خشم و بدتنظیمی هیجانی را از خود نشان می دهند. به نظر می رسد یکی از مداخله های مؤثر در این زمینه، نوروفیدبک باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان نوروفیدبک بر تنظیم هیجانی و خشم کودکان پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز رواندرمانی در سال 1401 بودند که از میان آنها 34 نوجوان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی و با همگن سازی سن و نوع اختلال اضطرابی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش جهت پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان و پرسشنامه حالت– صفت، بیان خشم بود. روش درمانی نوروفیدبک با استفاده از دستگاه های مجهز به سیستم رایانه ای در ۲۰ جلسه ۴۵ دقیقه ای برای هر نفر در گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمان نوروفیدبک بر دشواری تنظیم هیجان (001/0=P) اثر کاهنده داشت. درمان نوروفیدبک بر خشم (001/0=P) اثر کاهنده داشت. نتایج همچنین نشان داد اثربخشی نوروفیدبک بر دشواری تنظیم هیجان و خشم در طول زمان ماندگار بود (001/0=P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد درمان نوروفیدبک بر تنظیم هیجانی و خشم پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی اثربخش است. به کارگیری رویکردهای مفید درمانی نظیر نوروفیدبک برای کودکان و نوجوانان دارای اختلال اضطرابی در مراکز درمانی پیشنهاد می شود.
۱۰۶۶.

تعامل کارکردهای عصب شناختی و هیجانی معلمان: ارتباط انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی با تبعیض در محیط کار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
مقدمه: ادراک تبعیض از سوی معلمان ممکن است کنترل موثر متغیرهای هیجانی و شناختی (مانند ناگویی خلقی و انعطاف پذیری شناختی) را تحت الشعاع قرار دهد. هدف: پژوهش حاضر از طریق بررسی همزمان مولفه های شناختی (انعطاف پذیری شناختی) و هیجانی (ناگویی خلقی)، به امکان پیش بینی ادراک تبعیض در میان زنان معلم می پردازد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی با جامعه آماری شامل معلمین زن شهر مشهد در سال 1402 بود که از میان شرکت کنندگان در فراخوان، 120 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، ناگویی خلقی تورنتو (1994) و تبعیض در محیط کار پاسکوئه و ریچمن (2009) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه در نرم افزار 26-SPSS، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تبعیض در محیط کار با انعطاف پذیری شناختی رابطه منفی معنی دار و با ناگویی خلقی رابطه مثبت معنی دار داشت (001/0>P). همچنین، انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی 57 درصد از کل واریانس تبعیض در محیط کار را تبیین کردند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، ارائه آموزش ها و خدمات روان شناختی به معلمین، جهت مقابله موثر با تبعیض های محیط شغلی و ارتقای توانمندی های آنان در ارتباط با مولفه هایی نظیر ناگویی خلقی و انعطاف پذیری شناختی ضروری است. پیشنهاد می شود تدوین دوره های آموزشی نحوه برخورد با تبعیض و ارائه مداخلات ارتقای کارکردهای روان شناختی همچون انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی در اولویت برنامه های نهاد آموزش و پرورش قرار گیرد.
۱۰۶۷.

بررسی مقایسه ای میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران بخش های ویژه وعمومی بیمارستان توحید سنندج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
مقدمه: پرستاران به دلیل ماهیت حرفه ی حساسی که دارند به طور مداوم در معرض استرس و فرسودگی شغلی قرار دارند واین موارد به چالشی برای این حرفه تبدیل شده است. هدف : این مطالعه با هدف مقایسه میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران در بخشهای ویژه و عمومی بیمارستان توحید سنندج انجام شد. روش: پژوهش حاضراز نوع توصیفی بود که در سال 1396 و از ماه فروردین تا خرداد بر روی پرستاران کل بخش های بیمارستان توحید سنندج انجام شد. حجم نمونه 214 پرستاربود که به صورت نمونه گیری سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (1986) و پرسشنامه استرس شغلی اسیپو (1987) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس و نرم افزار spss نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که مقدار F=17.831 در متغیر استرس شغلی و همچنین مقدار F=17.831 در متغیر فرسودگی شغلی درر سطح a=0/05 معنادار است.به عبارتی، بین میانگین نمرات پرستاران در بخش های مختلف تفاوت آماری معناداری وجود دارد. بطوری که در متغیر استرس شغلی به ترتیب بخش های ویژه مانند اورژانس، سی سی یو و آی سی یو دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. همچنین در متغیر فرسودگی شغلی بخش های انکولوژی، اورژانس ،سوختگی و دیالیز دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از وجود استرس شغلی و فرسودگی شغلی نسبتا بالا در بین پرستاران خصوصا در بخشهای ویژه بیمارستان بود. فرسودگی شغلی در بخش هائی نظیر انکولوژی ،سوختگی ،اورژانس و دیالیزبیشتر دیده شد ،بدین ترتیب استرس و فرسودگی در بخش های جنرال به تفکیک بخش ها به مدت زمان حضور پرستار در شیفت ،تعداد شیفت ،تجربه و تعداد بیماران وابسته بود .
۱۰۶۸.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ناگویی هیجانی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۷
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش ناگویی هیجانی زنان مبتلا به این اختلال انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه ای ۴۵ نفره از زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که به کلینیک روان شناسی آرامیس شهرری مراجعه کرده بودند، به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه طرحواره درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل تقسیم شدند. گروه های آزمایشی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت مداخله قرار گرفتند. برای سنجش ناگویی هیجانی از پرسشنامه تورنتو استفاده شد و داده ها با تحلیل کوواریانس بررسی گردید. نتایج نشان داد هر دو رویکرد درمانی به طور معناداری ناگویی هیجانی را کاهش داده اند (p<0.05)، اما طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری در بهبود مؤلفه های تشخیص و توصیف احساسات و کاهش تفکر عینی نشان داد. این یافته ها مؤید نقش مؤثر هر دو رویکرد در بهبود تنظیم هیجانی در مبتلایان به اضطراب فراگیر است و بر ضرورت توجه به ابعاد هیجانی در درمان های روان شناختی تأکید دارد. توصیه می شود انتخاب رویکرد درمانی با در نظر گرفتن ویژگی های فردی مراجع صورت گیرد.
۱۰۶۹.

تدوین برنامه آموزشی چند وجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
زمینه: ناتوانی ویژه یادگیری نوعی مشکل مزمن با پایه عصب شناختی و تحولی است. با توجه به شیوع قابل توجه ناتوانی ویژه یادگیری در کودکان سنین مدرسه و پیامدهای ناشی از این اختلال در وضعیت تحصیلی و آینده این کودکان، خلا یک برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور برای دانش آموزان با ناتوانی یادگیری و بررسی اثربخشی آن بر تقویت حافظه فعال و استدلال کمی این دسته از دانش آموزان مشهود است. هدف: هدف این پژوهش، تدوین برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و سنجش اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، آمیخته بود. در بخش کیفی، روش پژوهش تحلیل مضمون و جامعه مورد پژوهش شامل تمامی اساتید روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی و متخصصان حوزه روانشناسی کودکان استثنایی بود و نمونه بر اساس اشباع نظری داده ها 10 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. روش بخش کمی نیز شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری بخش کمی شامل تمامی دانش آموزان با اختلال ریاضی گروه سنی 8 تا 10 سال در آموزش و پرورش منطقه 11 شهر تهران بود که به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از آن ها انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و ابزار بخش کمی نیز آزمون هوش آزمای تهران- استانفورد بینه بود. اعضای گروه آزمایش، برنامه آموزشی محقق ساخته را در 15 جلسه دریافت کردند. در بخش کیفی از روش کدگذاری در سه مرحله کدگذاری مضامین اصلی، مضامین فرعی و کدهای باز استخراج شده و برای تجزیه و تحلیل داده های کمی نیز از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش در بخش کیفی، مضامین اصلی برنامه آموزش چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور را در سه مورد: تقویت توجه و تمرکز، تقویت حافظه فعال و تقویت استدلال کمی نشان داد. هم چنین نتایج بخش کمی نشان داد که برنامه آموزشی محقق ساخته، تأثیر معنادار و پایداری بر حافظه فعال و استدلال کمی دارد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود روانشناسان کودکان استثنایی برای بهبود حافظه فعال و استدلال کمی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری، از برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور محقق ساخته استفاده کنند.
۱۰۷۰.

تأثیر مداخله آموزشی تلفیقی (انگیزشی - فراشناختی) بر خود تنظیمی تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم: آزمایشی بر اساس مدل پینتریچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۹
زمینه: یادگیری خودتنظیمی، فرآیند فعالانه مدیریت شناخت، هیجان و رفتار برای بهبود یادگیری است. اگرچه این مهارت برای موفقیت تحصیلی حیاتی است، اما نظام آموزشی ایران به دلیل تأکید بر محفوظات و نبود برنامه های مدون، در پرورش آن ضعف دارد. این پژوهش با طراحی یک مداخله ترکیبی (فراشناختی-انگیزشی) بر اساس مدل پینتریچ، درصدد پر کردن این شکاف و ارتقای کیفیت یادگیری است. هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی برنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی-فراشناختی) مبتنی بر مدل خود تنظیمی پینتریچ و اثربخشی آن بر خودتنظیمی دانش آموزان متوسطه دوم بود. روش: روش پژوهش به صورت شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر پایه دهم رشته علوم تجربی شهر سمنان بودند که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. دو مدرسه داوطلب همکاری انتخاب شد. برای جلوگیری از اثر انتشار، به صورت تصادفی یکی از مدارس به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. از بین 60 دانش آموز، تعداد 10 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (5 =n) و کنترل (5 =n) قرار گرفتند. مداخله آموزشی 7 جلسه 60 دقیقه ای به گروه آزمایش ارائه شد. آموزش های گروه کنترل به صورت رقیق شده بود. همه دانش آموزان پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (پینتریچ و همکاران، 1991) را در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (آنکووا) در نرم افزار Spss22 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد برنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی - فراشناختی) استفاده از راهبردهای انگیزشی برای یادگیری را در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار افزایش داد (001/0 p<، 83/0 =ƞ2). نتیجه گیری: یرنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی-فراشناختی) می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در سیستم های آموزشی برای تقویت راهبردهای انگیزشی برای یادگیری دانش آموزان به کار گرفته شود. این نتیجه بر استفاده عملی از یافته ها در محیط های آموزشی واقعی (مدارس، دانشگاه ها) و تأثیر آن بر ارتقای یادگیری تأکید دارد.
۱۰۷۱.

بررسی اثر غیر مستقیم حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکراری بر ارتباط بین خودشفقتی و آمیختگی شناختی با سایبرکندریا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۱
اهداف پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکراری در ارتباط بین خودشفقتی و آمیختگی شناختی با سایبرکندریا انجام شد. مواد و روش ها روش پژوهش حاضر توصیفی با طرح همبستگی و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران و مازندران در سال ۱۴۰3 بود که از میان آن ها 630 نفر به روش داوطلبانه انتخاب شدند و به مقیاس شدت سایبرکندریا (CSS)، پرسش نامه آمیختگی شناختی (CFQ)، مقیاس خودشفقتی، پرسش نامه حساسیت اضطرابی (ASI) و تفکر منفی تکرارشونده (RTQ) پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos نسخه 29 انجام شد. یافته ها نتایج تحلیل همبستگی نشان داد آمیختی شناختی، خودشفقتی، حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکرارشونده با سایبرکندریا رابطه معناداری دارند. همچنین نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد حساسیت اضطرابی نقش میانجی معناداری در رابطه آمیختگی شناختی (0/157=P<0/001, β) و خودشفقتی (0/197-=β, P<0/001) با سایبرکندریا دارد، اما اثر میانجی معناداری برای متغیر تفکر منفی تکرارشونده مشاهده نشد. نتیجه گیری براساس یافته های پژوهش، به نظر می رسد افرادی با سطوح خودشفقتی پایین و آمیختگی شناختی بالا در مواجهه با تجربیات بدنی ناشناخته و غیرمنتظره، حساسیت اضطرابی بیشتری نشان دادند؛ به همین دلیل بیشتر احتمال دارد دست به جست وجوی آنلاین افراطی درمورد تجربیات بدنی خود بزنند. بنابراین پیشنهاد می شود در طراحی مداخلات مربوط به سایبرکندریا عامل خودشفقتی و آمیختگی شناختی موردتوجه قرار گیرد.
۱۰۷۲.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور، از جامعه آماری دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی دانشگاه آزاد واحد تالش در محدوده سنی 18 تا 25 سال در سال 1402، تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه 20 نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش، مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را طی دو ماه در 8 جلسه 2 ساعته، هفته ای یکبار دریافت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ابزار غربالگری ملال پیش از قاعدگی ستینر و همکاران (2003، PSST) و پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (2008، PSS) و همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران (2014، CFS)، استفاده شد. داده های حاصل با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. بر این اساس، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی مداخله ای مؤثر در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی می باشد.
۱۰۷۳.

واکاوی شاخص های طلاق کم آسیب برای کودکان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۵
طلاق رویدادی استرس زاست که می تواند پیامدهای کوتاه و طولانی مدت فیزیکی، روانی و اجتماعی بسیاری را برای فرزندان به همراه داشته باشد، چگونگی تجربه فرایند طلاق نقش مؤثری در بروز این پیامدها دارد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی شاخص های طلاق کم آسیب برای کودکان انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کیفی پدیدارشناسی بود و شرکت کنندگان این پژوهش را 13 نفر از مشاوران روانشناختی حوزه طلاق شهر کرمانشاه در سال 1403 تشکیل دادند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. لازم به ذکر است که فرایند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی انجام گرفت. تحلیل تجارب شرکت کنندگان منجر به شناسایی 3 مضمون اصلی تحت عنوان «مداخلات مشاوره ای»، «مداخلات معطوف به والدین» و «مداخلات معطوف به کودکان» شد. نتایج نشان داد طلاق وقتی می تواند آسیب کمتری برای کودکان داشته باشد که مداخلاتی برنامه ریزی شده مثل عدم تضعیف جایگاه والد دیگر، ارتباط سالم والدین پس از طلاق، حفظ پیوندهای پیشینی فرزندان پس از طلاق و مداخلات مثبت شناختی برای کودک و والدین آنها تعبیه و اجرا گردد. پژوهش حاضر منجر به شناسایی شاخص های طلاق کم آسیب شد و یافته های آن می تواند جهت برنامه ریزی برای کاهش آسیب طلاق در کودکان و ارائه راهکارهای مشاوره ای، مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۷۴.

The mediating role of ambiguity intolerance and worry in the relationship between resilience and fatigue compassion in the nurses

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۸۸
This study aimed to determine the mediating role of ambiguity intolerance and worry in the relationship between resilience and fatigue compassion in nurses. The research method employed a descriptive-correlational design, and the statistical population of this study consisted of all nurses working in hospitals in Tehran Province in 2024. A convenience sampling method was used to select 220 nurses from this population. The study tools were included Connor-Davidson Resilience Scale (2003), the Compassion Fatigue Inventory by Saberi et al. (2017), Penn State Worry Questionnaire by Meyer et al. (1990), and the Ambiguity Tolerance Scale-II by McLain (2009). Structural equation modeling was used to analyze the data. The results showed that worry mediates the relationship between resilience and fatigue compassion negatively and significantly (β=-0.096, P=0.001). Ambiguity intolerance mediates the relationship between resilience and fatigue compassion negatively and significantly (β=-0.050, P=0.029). Based on the results of the present study, it seems that the lack of resilience among nurses in ambiguous and worrying situations causes burnout and fatigue compassion.
۱۰۷۵.

رابطه هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با قصد کارآفرینانه: نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۳
هدف این پژوهش تعیین میزان برازش مدل مفهومی قصد کارآفرینانه بر اساس هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با نقش واسطه ای خودکارآمدی کارآفرینانه با مدل تجربی بود. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است و جامعه آماری شامل مدیران مدارس شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 400 نفر بود؛ که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 196 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه ی پرسشنامه استاندارد قصد کارآفرینانه لینان و همکاران، پرسشنامه خودکارآمدی کارآفرینانه دی نابل و همکاران، پرسشنامه هوش فرهنگی آنگ و همکاران و پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال بود و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است و ضرایب مسیر مستقیم هوش فرهنگی بر قصد کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی بر قصد کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی بر خودکارآمدی کارآفرینانه، خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه و اثر غیرمستقیم سرمایه اجتماعی با میانجی خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه معنی دار بوده است (t ≥ 1.96; P ≤ 0.05)؛ اما ضریب مسیر مستقیم هوش فرهنگی بر خودکارآمدی کارآفرینانه و اثر غیرمستقیم هوش فرهنگی به واسطه خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه معنی دار نبود. نتیجه گیری: مدل مفهومی قصد کارآفرینانه بر اساس هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با نقش واسطه ای خودکارآمدی کارآفرینانه با مدل تجربی برازش دارد و سرمایه اجتماعی از طریق خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنی داری دارد اما خودکارآمدی کارآفرینانه میانجی معنی داری برای هوش فرهنگی و قصد کارآفرینانه در این پژوهش نیست.
۱۰۷۶.

مدل یابی نگرش خوردن براساس کمال گرایی و نارضایتی از بدن با نقش واسطه ای اضطراب در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۰۵
مقدمه: ورود به دانشگاه یک مرحله رشدی حیاتی است که می تواند دانشجویان را نسبت به نگرش های خوردن آشفته و اختلالات خوردن آسیب پذیر کند. ازاین رو، هدف این مطالعه بررسی رابطه کمال گرایی و نارضایتی از بدن با نگرش خوردن با نقش واسطه ای اضطراب در دانشجویان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان ۱۹ تا ۲۴ سال مقطع کارشناسی دانشگاه خوارزمی بود که در نیمسال اول سال تحصیلی ۱۴۰۲ مشغول به تحصیل بودند که از این بین، ۴۷۸ نفر با روش تصادفی از نوع خوشه ای یک مرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه های نگرش خوردن (EAT-26)، اضطراب بک (BAI)، شکل بدن (BSQ) و مقیاس کمال گرایی (FMPS) مورداستفاده قرار گرفت. داده ها با نرم افزارهای SPSS-26 و Amos-24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر کمال گرایی (01/0> p و ۴۶/۰=β)، نارضایتی از بدن (01/0> p و ۳۶/۰=β) و اضطراب (01/0< p و ۱۳/۰=β) بر نگرش خوردن، مثبت و معنی دار است. علاوه برآن، کمال گرایی (01/0> p و ۳۳/۰=β) و نارضایتی از بدن (01/0> p و ۳۸/۰=β) بر اضطراب و همچنین کمال گرایی (۰۱/۰> p و ۲۱/۰=β) بر نارضایتی از بدن، اثر مثبت و معنی دار دارند. نتیجه گیری: اضطراب در رابطه کمال گرایی و نارضایتی از بدن با نگرش خوردن در دانشجویان، نقش واسطه ای ایفا می کند. آگاهی از این نتایج در تدوین راهبردهای پیشگیرانه و مداخلات درمانی مناسب اهمیت زیادی دارد.
۱۰۷۷.

ویژگی های روان سنجی پرسشنامه مهارت های سواد عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۱
سواد عاطفی در پژوهش های داخلی با استفاده از ابزارهای مختلفی مورد ارزیابی قرار گرفته است. بررسی پیشینه پژوهش های انجام شده نشان می دهد ابزار معتبری در داخل کشور که بتواند این سازه را به درستی مورد سنجش قرار دهد، وجود ندارد. بدین منظور، مطالعه حاضر با هدف رواسازی و اعتباریابی پرسش نامه مهارت های سواد عاطفی انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه بزرگسالان ۲۰ تا ۶۰ سال سراسر ایران در سال ۱۴۰۲ بود که به پیام رسان های مجازی دسترسی داشتند و به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ (۱۹۹۶) و مقیاس مهارت های سواد عاطفی (ELSS) پاسخ دادند. از میان آن ها، ۸۰۸ نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، وجود سه عامل را نشان داد که در مجموع ۴۰ درصد از واریانس کل مقیاس را تبیین کرد. تحلیل عاملی تأییدی نیز نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی را تأیید کرد. ضریب اعتبار با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که به ترتیب برای عامل اول (خودآگاهی هیجانی)، عامل دوم (مهارت های اجتماعی) و عامل سوم (خودتنظیمی هیجانی) با 82/0، 80/0 و 71/0 و برای کل پرسش نامه 65/0 محاسبه شد. همچنین یافته ها نشان داد بین مؤلفه های سواد عاطفی و هوش هیجانی، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد که نشان دهنده روایی همگرای پرسش نامه سواد عاطفی است (01/0>p). با توجه به یافته ها، می توان نتیجه گرفت نسخه فارسی مقیاس سواد عاطفی از روایی و اعتبار مناسبی برای سنجش مهارت سواد عاطفی بزرگسالان برخوردار است.
۱۰۷۸.

ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی بر اساس نظریه کلاسیک آزمون و سوال-پاسخ(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه و هدف: دشواری در تنظیم هیجانی با چالش های عمده ای در سلامت روانی افراد همراه است. به نظر می رسد وجود ابزاری کوتاه و معتبر برای تشخیص این دشواری ها می تواند برای درمانگران و پژوهشگران کمک کننده باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS-8) بر اساس نظریه کلاسیک آزمون و سوال -پاسخ در نمونه ای از دانشجویان بود. مواد و روش ها: در یک طرح توصیفی و اعتباریابی آزمون، طی سه مطالعه 204، 257 و 91 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با فرم کوتاه مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS-8)، سیاهه تنظیم هیجانی (ERI)، پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ)، مقیاس پریشانی روان شناختی کسلر (K6)، مقیاس سرزندگی ذهنی (SVS) و مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با بررسی همسانی درونی، روایی عاملی تأییدی، تغییرناپذیری جنسیتی، روایی همگرا و واگرا، پارامترهای تمیز و آستانه و منحنی های آگاهی سوال و آزمون انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که فرم کوتاه مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS-8)، ساختاری یک عاملی دارد. بر اساس جنسیت در ساختار عاملی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). مقیاس از پایایی مناسبی برخوردار بود. روایی همگرا و واگرای مقیاس به تأیید رسید (01/0>P). بر حسب جنسیت تفاوت معناداری به دست نیامد (05/0<P). رابطه معناداری نیز میان سن و دشواری های تنظیم هیجانی وجود نداشت (05/0<P). نتیجه گیری: به نظر می رسد، فرم کوتاه مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS-8) در نمونه ای غیربالینی از دانشجویان از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است و می توان از آن در مطالعات مربوط به تنظیم هیجانی در دانشجویان استفاده کرد.
۱۰۷۹.

بررسی ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی کمی افسردگی مختلط(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی کمی افسردگی مختلط (DMX-12) در دانشجویان بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی، به لحاظ روش گرد آوری اطلاعات پیمایشی، و از نظر روش شناسی از جمله مطالعات روان سنجی بود که در قالب یک طرح پژوهش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد 18 تا 40 ساله با تابعیت ایرانی در شش ماه نخست سال 1403 بود. حجم نهایی پژوهش به تفکیک کل تحلیل، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی به ترتیب 342 نفر (264 زن و 78 مرد)، 138 نفر و 204 نفر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روایی سازه این پرسشنامه با تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی، پایایی آن با روش آلفای کرونباخ و پایایی بازآزمایی، روایی همگرای آن از طریق بررسی همبستگی پیرسون آن با ویراست دوم سیاهه افسردگی بک (BDI-II) و سیاهه نشانه شناسی سریع افسردگی (QIDS-SR) ارزیابی گردید. داده ها با کمک نسخه 27 نرم افزار SPSS و نسخه 24 نرم افزار Amos تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که گویه های این پرسشنامه سه عامل تنش و حواس پرتی، واکنش پذیری و بی ثباتی و تکانشگری و پرخاشگری را تشکیل داده و در مجموع 08/37 درصد واریانس کل پرسشنامه را تبیین می کنند. تحلیل عاملی تأییدی نیز مؤید ساختار عاملی حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی بود. نتایج نشان داد ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه، عامل تنش و حواس پرتی، عامل واکنش پذیری و بی ثباتی و عامل تکانشگری و پرخاشگری به ترتیب 84/0، 78/0، 72/0 و 74/0 می باشد که حاکی از همسانی درونی مطلوب آنها است. تحلیل های همبستگی نیز روایی همگرای این پرسشنامه را تأیید کردند. نتیجه گیری: نتایج ذکر شده نشان می دهند که نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی کمی افسردگی مختلط از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است؛ لذا می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش اختلال افسردگی با ویژگی های مختلط در زمینه های پژوهشی و بالینی مختلف استفاده کرد.
۱۰۸۰.

پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز بازتوانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: این پژوهش با هدف پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز اقامتی بازتوانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه این پژوهش شامل زنان وابسته به مواد شهر گچساران در سال 1403 بود. نمونه گیری به روش هدفمند و تا مرز اشباع انجام شد که در نهایت 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون کلایزی استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 3 مضمون گزینشی، 11 مضمون محوری و 42 مضمون باز گردید. مضمون مشکلات عاطفی و آسیب پذیری شامل خشم و شکل گیری روابط مخرب، استرس و ترس، احساس بی معنایی، احساس تنهایی و طرد اجتماعی، شکل گیری بدبینی و ناکامی بود. بد عملکردی خانواده شامل آسیب های خانواده، تعارض و قطع ارتباط با خانواده بود و تجارب ناخوشایند گذشته شامل تجربه شکست، ترک و لغزش های پیاپی و بدرفتاری های تجربه شده قبلی بود. نتیجه گیری: نتایج یافته های پژوهش علاوه بر افزایش بینش و آگاهی نسبت به بسترهای ایجاد اختلال مصرف مواد در زنان، می تواند محتوای لازم را جهت طراحی برنامه های پیشگیرانه فراهم سازد و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخلات روان شناختی برای زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان