فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۴۰۱ تا ۲۷٬۴۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
رابطه تحول اخلاقی با سازش یافتگی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه بین هوش هیجانی مدیران و توانایی آنان در جلب اعتماد معلمان در دوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی مدیران و توانایی آنان در جلب اعتماد معلمان در دوره ابتدایی شهر اصفهان انجام شده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل 1098 مدیر و 10880 آموزگار از دبستانهای دخترانه و پسرانه نواحی پنجگانه شهر اصفهان بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم تعداد 110 مدیر و 233 آموزگار، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه هوش هیجانی بار ـ آن، با 90 گویه و پرسشنامه محقق ساخته اعتماد با 30 گویه بوده است. ضریب پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ برای هوش هیجانی 92/0 و برای اعتماد 98/0 به دست آمده و روایی محتوایی پرسشنامه هوش هیجانی و اعتماد را متخصصان تایید کردند. داده های این پژوهش در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، درصد و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل رگرسیون چند متغیره، ضریب همبستگی، آزمونt ، و مانوا و LSD) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین اعتماد با 15 مؤلفه هوش هیجانی بار ـ آن رابطه مثبتی وجود دارد. از نظر ویژگیهای جمعیت شناختی نیز بین هوش هیجانی مدیران از نظر مدرک تحصیلی تفاوت معناداری در سطح 05/0≥P وجود نداشت، اما بین هوش هیجانی مدیران برحسب جنسیت تفاوت بین میانگین نمره مؤلفه انعطاف در سطح 05/0≥P معنادار بوده است، بنابراین مؤلفه انعطاف در مدیران زن بیشتر از مدیران مرد بود. همچنین بین هوش هیجانی مدیران برحسب سابقه خدمت بجز در مورد مؤلفه مسؤولیت پذیری در سطح 05/0≥P بقیه رابطه ها معنادار نبوده است، بنابراین مسؤولیت پذیری مدیران با سابقه 25ـ20 سال بیشتر از مدیران با سابقه 15ـ10 سال بود. همچنین بین نظرات معلمان در مورد مؤلفه اعتماد برحسب جنسیت، مدرک تحصیلی و سابقه خدمت تفاوت معناداری در سطح 05/0≥P وجود نداشت.
بررسی اثربخشی درمان گروهی شناختی- رفتاری مدیریت درد بر افسردگی زنان مبتلا به کمر درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعات متعددی حاکی از شیوع اختلالات روانپزشکی در بین مبتلایان به انواع دردهای مزمن و از جمله در بین مبتلایان به کمردرد مزمن است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر درمان شناختی- رفتاری مدیریت درد بر افسردگی بیماران زن مبتلا به کمردرد مزمن است.
روش: این پژوهش مطالعه ای تجربی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است که از مراکز درمانی شهر یزد انتخاب شده اند. نمونه شامل 24 بیمار، با تشخیص کمردرد مزمن بود که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از زیرمقیاس افسردگی پرسشنامه SCl-90-R استفاده شد که در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط افراد هر دو گروه تکمیل گردید. درمان شناختی- رفتاری مدیریت در طی هشت جلسه بر روی گروه آزمایش انجام گرفت.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین نمرات افسردگی در گروه آزمایش به طور معناداری نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که درمان شناختی رفتاری مدیریت درد در کاهش افسردگی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن مؤثر است.
وضعیت حافظه شرح حال در نوجوانان پسر افسرده، افسرده دارای سوء مصرف مواد و سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر همراهی عاطفی و ارتباط زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
روابط ساختاری بین بهزیستی روان شناختی با هوش هیجانی ادراک شده، توانایی کنترل تفکر منفی و افسردگی مادران کودکان کم توان ذهنی و مقایسه آن با مادران کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر مطالعه یک مدل علی برای تبیین بهزیستی روان شناختی در مادران دارای کودکان کم توان ذهنی و مقایسه آن با مادران کودکان عادی بود. روش: گروه نمونه این مطالعه 75 نفر مادر دارای کودک کم توان و 75 مادر کودک عادی مدارس شهر ارومیه بود که از نظر تحصیلات و طبقه اقتصادی-اجتماعی؛ و سن، جنس و پایه تحصیلی فرزندان همتا گردیده بودند. در مدل طراحی شده هوش هیجانی ادراک شده، کنترل تفکر منفی متغیر برون زا(مستقل)، افسردگی متغیر میانجی و بهزیستی روان شناختی متغیر درون زا در نظر گرفته شدند. جهت سنجش متغیرهای مدل از آزمونهای افسردگی بک، هوش هیجانی ادراک شده مایر و سالووی(TMMS)، آزمون کنترل تفکر ولز و دیویس و بهزیستی روان شناختی ریف استفاده شد. آزمونها از نظر ویژگیهای روانسنجی از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس نتایج حاصل مدل اولیه اصلاح و سپس از طریق معادلات ساختاری آزمون شد.
یافته ها: نتایج این بررسی نشان داد مدل پیشنهادی در گروه دارای فرزند عادی برازش مناسبی داشته و متغیرهای درون مدل بخوبی قادر به تبیین بهزیستی روان شناختی هستند ولی در گروه مادران کم توانان ذهنی مدل قادر نیست آن را تبیین کند. متغیری که در هر دو گروه دارای مسیر علی معنی دار با بهزیستی روان شناختی بوده و می توانست آن را تبیین نماید راهبردهای کنترل تفکر بود.
نتیجه گیری: در گروه مادران دانش آموزان عادی متغیرهای هوش هیجانی ادراک شده، توانایی کنترل تفکر منفی و افسردگی قادر به پیش بینی بهزیستی روانشناختی است اما در گروه مادران دارای کودک کم توان ذهنی این مدل فاقد کارآیی لازم است. براین اساس به نظر می رسد باید مدل دیگری برای مادران کودکان کم توان ذهنی طراحی کرد که بر اساس پیشینه پژوهشی یکی از اجزای آن شدت کم توانی ذهنی کودک و طبق یافته های پژوهش اخیر توانایی کنترل تفکر منفی باشد.
اثربخشی آموزش مهارت حل مساله بر خودپنداره تحصیلی دانشجویان
حوزههای تخصصی:
اهداف. بسیاری از موفقیتها یا شکستهای تحصیلی، ریشه در تصورات کلی فرد نسبت به تواناییهای خود در رابطه با یادگیریهای آموزشگاهی دارد. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای حل مساله در ارتقای مفهوم خودتحصیلی و در نتیجه در پیشرفت تحصیلی دانشجویان انجام شد.
روشها. این پژوهش شبه- آزمایشی با استفاده از دو گروه آزمایش و کنترل روی 30 نفر از دانشجویان رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی انجام شد. ابزار بهکاررفته برای جمعآوری دادهها، آزمون مفهوم خودتحصیلی دلاور بود و برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی شامل تحلیل واریانس یکطرفه با نرمافزار SPSS 11 استفاده شد.
یافتهها. در مورد اثربخشی آموزش مهارت حل مساله در پیشرفت تحصیلی، در گروه آزمایش میانگین 86/12= x1 و در گروه کنترل میانگین 85/10= x2 و 31/2= t بهدست آمد. در مورد اثربخشی آموزش مهارت حل مساله بر مفهوم خودپنداره تحصیلی، در گروه آزمایش میانگین 26/56= x1 و در گروه کنترل میانگین 53/48= x2 و 2/9= t بهدست آمد.
نتیجهگیری. آموزش مهارتهای حل مساله به دانشجویان، باعث توانمندی و ارتقای مفهوم خودتحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان میشود و باید در برنامههای آموزشی مورد توجه قرار گیرد.
مقایسه تاثیر روشهای سنجش (عملکردی، تشریحی و عینی) بر عملکرد دانشجویان رشته مشاوره و راهنمایی در درس روش تحقیق، دانشگاه آزاد اسلامی شبستر
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر روش های مختلف سنجش (تشریحی، چهار گزینه ای و عملکردی) بر میزان یادگیری در درس روش تحقیق در دانشجویان رشته مشاوره و راهنمایی بوده است. در این پژوهش 69 نفر از دانشجویان که به صورت تصادفی در سه گروه آزمایشی متناسب با سطوح متغیر آزمایشی (روش سنجش) جایگزین شده بودند، شرکت داشتند. برای جمع آوری داده ها در خصوص میزان یادگیری دانشجویان از آزمونهای تکوینی متناسب با متغیر آزمایشی مربوطه و همچنین آزمون جامعی که متشکل از سوالات چند گزینه ای، تشریحی و عملکردی بود، استفاده شد. آزمون جامع تهیه شده در دو نوبت (پیش و پس از شروع نیمسال تحصیلی) به اجرا در آمد و آزمونهای تکوینی در هر گروه در سه نوبت اجرا شد. تمامی آزمونهای مورد استفاده محقق ساخته بودند. برای تحلیل داده ها از روشهای آماری آزمون t، آزمون ANOVAهمراه با مطالعات تعقیبی و همچنین تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در آزمون جامع (ارزشیابی بر اساس ترکیبی از سوالات سه نوع روش سنجش)، تفاوت میانگین های گروههای آزمایشی عملکردی و تشریحی-هردو-با گروه آزمایشی چند گزینه ای معنی دار، ولی با هم غیر معنی دار بود. در کل بهترین نتایج از نظر میزان یادگیری (با توجه به میانگین نمرات) برای گروه آزمایشی عملکردی و ضعیف ترین نتایج برای گروه آزمایشی چهار گزینه ای به دست آمد. مقایسه های درون گروهی نشان داد که برای گروه آزمایشی عملکردی پاسخگویی به سوالات چهار گزینه ای آسانتر از سوالات تشریحی و برای گروه آزمایشی تشریحی پاسخ گویی به سوالات چهار گزینه ای آسانتر از عملکردی بود. (تفاوت میانگین ها به ترتیب در سطح اطمینان 99 و 95 درصد معنی دار بود). معادله رگرسیون پیش بینی نمرات دانشجویان در آزمون جامع بر اساس آزمونهای تکوینی، نوع روش سنجش اعمال شده و همچنین پیش آزمون به عمل آمده از ایشان نشان داد که در این ارتباط آزمونهای تکوینی اول و دوم و همچنین روش سنجش (به ترتیب با 99 و 95 درصد سطح اطمینان) اندازه های پیش بینی معنی دار بوده ولی آزمون تکوینی سوم و پیش آزمون به عمل آمده از این لحاظ معنی دار نبودند.
رابطه سبک های فرزندپروری با نشانه های درونی سازی شده در کودکان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: با توجه به نقش رابطه کودک و والدین در رشد و تحول کودک، هدف این پژوهش بررسی نشانگان درونیسازیشده (اضطراب- افسردگی، افسردگی- کنارهگیری و شکایات جسمانی) در کودکان در رابطه با سبکهای فرزندپروری (مقتدرانه، مستبدانه و سهلگیرانه) و تعیین سهم هر یک در پیشبینی مشکلات کودکان بود.
روش: به این منظور تعداد 271 نفر از مادران کودکان پسر 7 تا 9 سال مشغول به تحصیل در مدارس ابتدایی منطقه شش تهران بهروش نمونهگیری خوشهای از بین کلاسهای مقاطع اول تا سوم از 4 مدرسه ابتدایی موجود در این منطقه انتخاب شده و با پرسشنامه سبکهای فرزندپروری بامریند و فهرست رفتاری کودک ارزیابی شدند. نتایج با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحلیل شد .
یافتهها: سبک فرزندپروی مقتدرانه با تمام نشانههای درونیسازی رابطه منفی معنیدار و سبک فرزندپروری مستبدانه با تمام نشانهها رابطه مثبت معنیدار داشتند. بر طبق نتایج تحلیل رگرسیون، سبک مقتدرانه پیشبینیکننده منفی معنیدار و سبک مستبدانه پیشبینیکننده مثبت معنیدار برای تمام نشانههای درونیسازیشده است.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش همسو با بیشتر پژوهشهای قبلی در این زمینه است. بهطور کلی، بهنظر میرسد که کنترل همراه با صمیمیت، مهمترین عامل در پیشگیری از نشانههای درونیسازیشده باشد. "
تأثیر عملکرد کلی خانواده بر وضعیت هویت دانش آموزان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر عملکرد کلی خانواده بر وضعیت هویت دانشآموزان دختر مقطع متوسطه شهر اصفهان بود.
روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. بدین منظور 140 دانشآموز دختر پایههای اول تا سوم دبیرستان بهروش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند که پس از حذف پرسشنامههای ناقص، تعداد 121 پرسشنامه برای تجزیه و تحلیل پذیرفته شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه سنجش خانواده (FAD) و پرسشنامه سنجش حالات هویت بنیون و آدامز (EOM-EIS2) بود. دادههای بهدستآمده با روشهای آماری تحلیل عوامل (با استفاده از روش چرخشی واریماکس) و تحلیل مانوای تکگروهی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بین عملکرد کلی خانواده و 3 وضعیت هویت آشفته، تعلیق در هویتیابی، و هویت زودشکلگرفته رابطه معنیداری وجود دارد، اما بین عملکرد کلی خانواده و هویت تحققیافته، رابطه معنیداری وجود ندارد.
نتیجهگیری: نه تنها عامل عملکرد خانواده بلکه عوامل فرهنگی و میزان جدایی فردیت نیز در دستیابی به هویت بسیار موثر هستند و میتوانند در شکلگیری هویت تأثیرگذار باشند. از طرف دیگر، باید به تاثیر کودک بر رفتار والـدین و دوجـانبه بودن روابط والـدین- نوجوان در مورد رفتـارهـای مشکلآفرین و هویتیابی در دوران نوجوانی نیز توجه شود. "
بهبود ارتباط غیر کلامی
مسائل مهم در دوران نامزدی
حوزههای تخصصی: