فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۰۴۱ تا ۲۴٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ی اثر ارجاع به خود در حافظه ی کاری عاطفی در دو گروه زنان افسرده و غیر افسرده بود. روش: در این پژوهش 27 زن افسرده با روش نمونه گیری در دسترس و بعد از گرفتن تشخیص افسردگی بر مبنای ملاک های نسخه چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی توسط روان شناس و 27 زن غیر افسرده با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی افسردگی بک و تکلیف رایانه ای n تعداد به عقب به دست آمد. سپس درصد پاسخ های صحیح با استفاده از آزمون آماری t همبسته و تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج آزمون t همبسته نشان داد که افراد افسرده در پاسخ به محرک های مربوط به خود بهتر از محرک های مربوط به دیگران عمل می کنند. اما نتایج تحلیل کواریانس با کنترل سن و سال های تحصیلات نشان داد که بین دو گروه تفاوتی در اثر ارجاع به خود دیده نمی شود. نتیجه گیری: زنان افسرده همانند زنان غیرافسرده محرک های مربوط به خود را بهتر از محرک های مربوط به دیگران شناسایی و طبقه بندی می کردند که این یافته را می توان ناشی از نقش بسط بیشتر و سازماندهی بهتر در پردازش اطلاعات مربوط به خود دانست. ضمناً شباهت دو گروه در اثر ارجاع به خود با مدل ویلیامز درباره عدم سوگیری پردازش های خودکار اولیه همخوانی دارد.
تفکرات غیر منطقی در مورد داشتن فرزند در خانم های نابارور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نازایی میتواند باعث چالش های عاطفی، روانی و اجتماعی مختلف شود و خانم ها در مقایسه با آقایان در برابر عواقب منفی نازایی آسیب پذیرتر به نظر میرسند. مطالعات زیادی بر روی مشکلات روان شناختی خانم های نابارور هم چون افسردگی، اضطراب، ناسازگاریهای زناشویی و ... صورت گرفته است؛ در حالی که در مورد نگرش نسبت به نازایی پژوهش های محدودی انجام شده است. لذا مطالعه حاضر با هدف، تعیین تفکرات غیر منطقی در خصوص داشتن فرزند در زنان نابارور و عوامل فردی مرتبط با آن انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش مقطعی بر روی 137 نفر از مراجعه کنندگان به مرکز باروری و ناباروری اصفهان که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند، صورت گرفت. داده ها با استفاده از پرسش نامه های مشخصات فردی و تفکرات غیر منطقی در رابطه با فرزنددار شدن و کیفیت زندگی جمع آوری گردید و سپس به وسیله آزمون ANOVA، ضریب همبستگی Pearson و Spearman و توسط نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین تفکرات غیر منطقی نسبت به داشتن فرزند 3/10 + 41 بود. بین تفکرات غیر منطقی با تحصیلات زوجین، وضعیت اقتصادی خانواده و کیفیت زندگی رابطه معکوس وجود داشت (01/0 > P). تفکرات غیر منطقی با فشار اطرافیان برای بچه دار شدن رابطه آماری معنیداری داشت (05/0 > P).
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بیانگر سطوح بالای تفکرات غیر منطقی خانم های نابارور و نیاز به داشتن فرزند به منظور شاد زیستن میباشد که خود لزوم مشاوره این افراد را به منظور اصلاح نگرش نشان میدهد. همچنین با توجه به عوامل فردی مرتبط با این تفکرات، آموزش اطرافیان و نیز حمایت های بیمه ای و مالی هزینه های درمان نازایی ضروری به نظر میرسد.
اثربخشی گروه درمانی بر کاهش علائم روان شناختی بیماران ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ام اس یکی از بیماری های سیستم عصبی مرکزی است که چالش های زیادی را در خصوص سازگاری روان شناختی افراد مبتلا در تمام دنیا ایجاد کرده است. در این خصوص مداخلات روان شناختی می توانند مورد استفاده قرار گیرند. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر بیان احساسات در تعاملات گروهی بر خستگی، اضطراب و افسردگی بیماران ام اس بود.
روش: پژوهش فوق به روش شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. نمونه شامل 24 بیمار مبتلا به بیماری ام اس انجمن ام اس کرمان بود که به شیوه در دسترس انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه (آزمایش و کنترل) تقسیم شدند. همه ی بیماران قبل از مداخله، بعد از آن و در مرحله پیگیری پرسشنامه های افسردگی بک، اضطراب بک و خستگی را تکمیل کردند. مداخله در پژوهش حاضر گروه درمانی مبتنی بر بیان احساسات در تعاملات گروهی بود که در طی شانزده جلسه روی گروه آزمایش صورت گرفت. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که دو گروه بعد از درمان و در مرحله پیگیری به طور معنی داری از نظر افسردگی و اضطراب متفاوت هستند. با وجود این، در خصوص متغیر خستگی این اثر معنی دار نبود.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی گروه درمانی در کاهش افسردگی و اضطراب بیماران ام اس بود.
مقایسه سوگیری توجه نسبت به محرک های وسواسی در افراد وسواسی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات پیشین درباره اینکه آیا بیماران OCD بالینی یا شبه بالینی، مانند افراد مبتلا به دیگر اختلالات اضطرابی، نسبت به محرک های مرتبط با نگرانی هایشان، سوگیری توجه نشان می دهند یا نه، یافته های مختلفی را بیان کرده اند. لذا این پژوهش به بررسی سوگیری توجه نسبت به محرک های وسواسی در یک نمونه ایرانی مبتلا به و فاقد وسواس پرداخته است. جامعه پژوهش کلیه افراد دارای نشانه های وسواس اجبار شهر مشهد بوده که با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف، افرادی که نمره (بالاتر از 16) متوسط و بالا در پرسش نامه ییل براون بدست آوردند، به عنوان افراد وسواسی (تعدا = 30؛ میانگین سن= 24 و انحراف استاندارد= 45/4) و افراد گروه کنترل (تعداد = 30؛ میانگین سن= 66/24 و انحراف استاندارد= 24/2) به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. در این مطالعه، افراد دارای نشانه-های OCD با آزمودنی های گروه کنترل در آزمون استروپ هیجانی برای محرک های وسواسی مقایسه شدند. نتایج بدست آمده از تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که افراد وسواسی در مقایسه با گروه کنترل سوگیری توجه بیشتری به محرک های مربوط به وسواس دارند. شاید به این دلیل که افراد وسواسی، دشواری هایی در نادیده گرفتن محرک های مربوط به آسیب شناسی شان دارند. این مسئله ممکن است در سبب شناسی و تداوم OCD دخالت داشته باشد.
پیگیری سیر 6 ماهه شدت علایم وکیفیت زندگی بیماران اسکیزوفرنیا پس از ترخیص از بیمارستان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اسکیزوفرنیا به طور معمول باعث ناتوانی شغلی، تحصیلی و مشکلات خانوادگی می شود. هدف این مطالعه، پیگیری سیر شدت علایم و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال اسکیزوفرنیا بود.
روش بررسی: این پژوهش طولی و آینده نگر بر روی 20 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا بستری شده در بیمارستان نور اصفهان انجام شد. ارزیابی ها در آغاز بستری، ترخیص، 3 و 6 ماه بعد انجام شد. شدت علایم و کیفیت زندگی با مقیاس درجه بندی مقیاس علایم مثبت و منفی و پرسش نامه کیفیت زندگی سنجیده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل واریانس تکراری نشان داد که میانگین شدت علایم روان پریشی در هنگام بستری شدن بیماران، به طور معنی داری بیشتر از میانگین شدت علایم در هنگام ترخیص از بیمارستان، 3 و 6 ماه پس از ترخیص می باشد (001/0 = P). این در حالی است که بین میانگین شدت علایم روان پریشی در هنگام ترخیص با 3 و 6 ماه پس از ترخیص تفاوت معنی داری قابل مشاهده نیست. در خصوص کیفیت زندگی، نتایج نشان داد که میانگین نمرات کیفیت زندگی در هنگام ترخیص به طور معنی داری بیشتر از 3 ماه پس از ترخیص بوده است (03/0 = P)، در حالی که بین میانگین نمرات در هنگام ترخیص با 6 ماه پس از ترخیص و همچنین بین میانگین نمرات در 3 ماه با 6 ماه پس از ترخیص تفاوت معنی داری قابل مشاهده نیست.
نتیجه گیری: می توان اذعان داشت که بستری شدن بیماران در کاهش شدت علایم و افزایش کیفیت زندگی آن ها در موقع ترخیص مؤثر بوده است و در مقاطع بعدی به همان حال باقی مانده است.
ویژگی های روان سنجی مقیاس امیدواری صفتی در دانشجویان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی مشخصات روان سنجی مقیاس امیدواری صفتی و رابطه آن با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان ایرانی بود.
مواد و روش ها: در این تحقیق توصیفی- پیمایشی،191 نفر دانشجو با دامنه سنی (18 تا45) و میانگین سنی30/4 ± 17/24 با روش نمونه گیریتصادفی طبقه ای از بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی همدان انتخاب شدند و به پرسش نامه های امیدواری صفتی Snyder، امیدواری حالتی Snyder، بهزیستی روان شناختی Riff و ناامیدی Beck (Beck hopelessness scale) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، ضریب Cronbach’s alpha و ضریب دو نیمه کردن و به کمک نرم افزار های SPSS نسخه 16 و Lisrel نسخه 5/8 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: ضرایب Cronbach’s alpha (83/0)، دونیمه کردن (80/0)، اعتبار واگرا (ناامیدی Beck، 20/0-)، اعتبار ملاکی (امیدواری حالتی Snyder، 55/0) به دست آمد که همگی معنی دار بودند (01/0 < P). تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مقیاس 12 سؤالی امیدواری صفتی بزرگ سالان در نمونه ایرانی بر خلاف نمونه خارجی، که از دو عامل تشکیل شده است، تنها از یک عامل اشباع شده است که 47 درصد واریانس مقیاس را تبیین می کند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول نشان داد که8 سؤالمقیاس به خوبی بر روی یک عامل اصلی بار می شوند و مدل تک عاملی به خوبی با داده ها برازش داشت (91/0 = AGFI یا Adjusted goodness of fit index، 05/0 = RMSEA یا Root mean square error of approximation)، 98/0 = NFI یا Normed fit index).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که این آزمون از اعتبار و روایی بالایی برخوردار است و می توان از آن به عنوان یک ابزار قابل اطمینان در پژوهش های بعدی استفاده کرد.
اثربخشی طرحواره درمانی بر افسردگی مزمن در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به ایجاد رویکرد جدید در درمان اختلالات مزمن و شیوع بیشتر افسردگی مزمن نسبت به افسردگی غیر مزمن، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر افسردگی مزمن انجام شد.
مواد و روش ها: 14 بیمار مبتلا به افسردگی مزمن با دامنه سنی 21 تا 29 سال، به روش نمونه گیری در دسترس از میان دانشجویان دانشگاه اصفهان انتخاب و از آن ها مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته (Structured clinical interview for DSM-IV یا SCID) بر اساس DSM-IV به عمل آمد. همچنین از آزمون افسردگی Beck برای غربال بیماران استفاده شد. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه شاهد و آزمایش گنجانده شدند و تنها گروه آزمایش 8 جلسه طرحواره درمانی دریافت کرد.
یافته ها: طرحواره درمانی به طور معنی داری نشانه های افسردگی مزمن را در گروه آزمایش کاهش می دهد.
نتیجه گیری: طرحواره درمانی، نشانه های افسردگی مزمن را به موازات تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه کاهش می دهد و این درمان قابلیت اجرا در مراکز روان درمانی را دارد.
بررسی اثر بخشی آموزش نظریه انتخاب و کنترل گلاسر بر تحول الگوی هویّت نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش نظریه انتخاب و کنترل گلاسر بر تحول الگوی هویّت نوجوانان دختر دوره پیش دانشگاهی شهر اصفهان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش و گواه و اجرای پیش آزمون و پس آزمون بود. نمونه آماری پژوهش متشکل از 40 نفر بودند (20 نفر گروه آزمایش و20 نفر گروه گواه) که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر اصفهان انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه سنجش حالات هویّت من بنیون و آدامز (EOM-EIS-2) بود. ضریب پایایی پرسشنامه در کل مقیاس برابر با 75/0 محاسبه شد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد آموزش نظریه انتخاب و کنترل گلاسر بر هویّت آشفته و پیشرفت نوجوانان مؤثر بود، ولی بر هویّت زود رس و تعویق افتاده آن ها تأثیری نداشت. پیشنهاد می شود والدین و مسئولان فرصت های مناسب را برای انتخاب های متفاوت در نوجوانان فراهم آورند.
تأثیر آموزش های اسلامی خانواده بر افزایش رضایت زناشویی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر نقش آموزش های اسلامی بر افزایش رضایت زناشویی زوجین بررسی شد. جامعه آماری پژوهش زوجین شهر اصفهان و نمونه آماری 30 زوج بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه 47 سؤالی رضایت زناشویی اینریچ بود. طرح پژوهش از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود، که پس از انتخاب تصادفی گروه های آزمایشی و گواه، مداخله آزمایشی (آموزش های اسلامی خانواده) در میان گروه آزمایش به مدت 6 جلسه 90 دقیقه ای و یک بار در هفته اجرا شد. پس از اتمام برنامه آموزشی از هر دو گروه پس آزمون و یک ماه پس از اجرای پس آزمون از هر دو گروه آزمون پیگیری به عمل آمد. به منظور تجزیه داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری و کواریانس(مانکوا) استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش های اسلامی بر افزایش رضایت زناشویی زوج ها در پس آزمون و همچنین در پیگیری مؤثر بوده است (05/0P≤). ولی در بعد موضوعات شخصیتی مؤثر نبوده است(05/0P ≥).
اثربخشی درمان تحلیل رفتار متقابل بر حالات شخصیتی، عزت نفس و نشانگان بالینی افراد دچار شکست عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان تحلیل رفتار متقابل بر حالات شخصیتی، عزت نفس و نشانگان بالینی افراد دچار شکست عاطفی بود. بررسی حاضر به روش طرح نیمه آزمایشی تک موردی و از نوع خط پایه چندگانه انجام شد. بدین منظور پنج مراجع دختر به شیوه ی نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و تحت درمان تحلیل رفتار متقابل قرار گرفتند. مراجعین در مرحله ی پیش از درمان (خط پایه) و در طی جلسه های اول، هفتم، هشتم، و جلسه آخر (جلسه چهاردهم) و مراحل پیگیری سه ماهه و شش ماهه پرسشنامه های ضربه عشق، BDI-II، عزت نفس، GHQ-28، نوع عملکرد پس از شکست عاطفی، DASS-21، و PAC را تکمیل کردند. همچنین در مرحله پیش از درمان، پرسشنامه میلون-3 را برای شناسایی الگوهای بالینی شخصیت کامل کردند. برای تحلیل داده ها از دو روش معناداری بالینی و شاخص درصد بهبودی استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان تحلیل رفتار متقابل بر حالات شخصیتی، عزت نفس و نشانگان بالینی افراد دچار شکست عاطفی اثربخش بوده، و مراجع پس از پایان درمان از حالات شخصیتی «بالغ» و «والد حمایت کننده» خود بیشتر استفاده می کرده است. درمان تحلیل رفتار متقابل با توجه به فرآیند درمانی- تکنیکی که دارد در بهبود علائم مرضی دانشجویان دارای شکست عاطفی از اثربخشی مناسبی دارد.
اثر بخشی وسایل آموزشی ساخته شده در زمینه ی نور بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی اثر بخشی پنج وسیله آموزشی ساخته شده در زمینه بازتاب منظم و نامنظم نور، بازتاب نور، بازتابش رنگ ها، تصویر در آینه ها و نور بر عملکرد تحصیلی دانش-آموزان پایه چهارم ابتدایی بود. جامعه آماری مورد مطالعه، دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر تهران بودند که از راه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و با استفاده از طرح دو گروهی شبه تجربی مورد مطالعه قرار گرفتند. در این روش تاثیر هر یک از وسایل به گونه جداگانه بر روی پنج گروه آزمایش و پنج گروه گواه از دانش آموزان با استفاده از آزمون تی، مورد بررسی قرار گرفت . نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که؛ از پنج وسیله ی ساخته شده، وسایل بازتاب منظم و نامنظم نور، بازتاب نور و بازتابش رنگ ها تاثیری بر مقدار یادگیری دانش آموزان نداشته اند، و تنها دو وسیله تصویر در آینه ها و نور تفاوت معنی داری را بین عملکرد دو گروه آزمایش و گواه نشان دادند.
اثربخشی آموزش مدیریت رفتار بر تنیدگی والدینی مادران کودکان درخودمانده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامة آموزش مدیریت رفتاری والدین درکاهش تنیدگی والدینی مادران کودکان درخودمانده بود. براساس یک طرح شبه تجربی، 30 مادر کودک درخودمانده انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه قرار داده شدند. گروه ها از نظر سن و جنس کودک، و سن و تحصیلات مادر همتا شدند. پرسشنامة تنیدگی والدینی (آبیدین، 1990) در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به دو گروه داده شد.‘گروه آزمایش، به مدت شش هفته (هر هفته یک جلسة دو ساعته) در جلسه های آموزش والدین شرکت کردند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. یافته های تحلیل واریانس با استفاده از اندازه های مکرر نشان دادند که این برنامه برکاهش تنیدگی والدینی اثر دارد و به افزایش توانایی مقابله با تنیدگی والدینی منجر می شود. استلزام های بالینی برای پیشگیری و درمان تنیدگی والدینی در مادران کودکان درخودمانده مورد بحث قرار گرفتند.
شیوع اختلال یادگیری ریاضی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان شیوع اختلال یادگیری ریاضی در دانش آموزان دوره ابتدایی استان قم در سال تحصیلی 1386–1385 انجام شد. بدین منظور 3282 دانش آموز پایه های سوم، چهارم و پنجم ابتدایی مناطق هفت گانه آموزشی استان به روش نمونه برداری سهمیه ای انتخاب شدند و به آزمون های تشخیصی اختلال ریاضی (ملک پور، 1373؛ فرامرزی، 1375) پاسخ دادند. وضعیت بینایی و شنوایی دانش آموزان بر مبنای پرونده سلامت آنها بررسی و ماتریس های پیشرونده ریون (ریون، 1956 نقل از ازخوش، 1379) در مورد دانش آموزانی که نمره پایین تر از نقطه برش گرفته بودند، اجرا شد و بر این اساس دانش آموزان با نمره هوش پایین تر از هنجار یا دارای مشکل بینایی یا شنوایی از نمونه حذف شدند. یافته های پژوهش نشان دادند که شیوع اختلال یادگیری ریاضی در نمونه پژوهش با میزان شیوع گزارش شده در DSM-IV-TR تفاوت معنادار داشت و میزان شیوع آن در استان قم بالاتر از ملاک مورد نظر بود. میزان شیوع اختلال برحسب جنس تفاوت معنادار نداشت اما شیوع آن در مناطق مختلف آموزشی متفاوت بود: منطقه 4 با نواحی 1، 2، 3 و 6 تفاوت معنادار نشان داد و منطقه 1 با 6 متفاوت بود. استلزام های حاصل از نتایج پژوهش در رابطه با پیشگیری، ارزیابی و تشخیص اختلال و مداخله گری مورد بحث قرار گرفتند.
اثر امنیت شغلی و عدالت سازمانی بر قصد ترک شغل: نقش واسطه ای اعتماد به مدیریت ارشد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوهای ارتباطی خانواده و مهارت های مقابله با استرس به عنوان پیش بین های استعمال دخانیات در نوجوانان پسر سیگاری و غیر سیگاری 13 تا 18 سال شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوهای ارتباطی خانواده (الگوهای گفت و شنود و هم نوایی) و مهارت های مقابله با استرس (هیجان مدار و مسأله مدار) به عنوان پیش بینی کننده های وابستگی به سیگار در نوجوانان پسر سیگاری و غیر سیگاری 13 تا 18 ساله شهر مشهد انجام شد. نمونه پژوهش شامل 182 (91 نفر سیگاری و 91 نفر غیر سیگاری) نفر نوجوان پسر ساکن شهر مشهد بود که به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، با انتخاب تصادفی دو ناحیه (منطقه 5 و 2) از میان نواحی 7 گانه شهر مشهد و 14 محله از میان دو ناحیه، انتخاب شدند. برای سنجش ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده از مقیاس تجدید نظر شده کوئرنر و فیتزپاتریک (1990) و برای سنجش مهارت های مقابله با استرس از مقیاس مهارت های مقابله ای کرمی و زینلخانی (1389) استفاده شد. برای تحلیل داده ها علاوه بر روش آمار توصیفی، روش تحلیل ممیز به کار بسته شد. نتایج به دست آمده همه فرضیه های پژوهش را تایید کرد و نشان داد که استعمال دخانیات در نوجوانان را می توان بر اساس متغیرهای الگوی ارتباطی گفت و شنود، الگوی ارتباطی هم نوایی، مهارت مقابله با استرس مسئله مدار و مهارت مقابله با استرس هیجان مدار پیش بینی نمود. نتایج به دست آمده و مدل ارائه شده توسط این پژوهش به تفصیل مورد بحث قرار گرفت.
مقایسه سبک های فرزند پروری خانواده، عزت نفس و سلامت عمومی نوجوانان پسر بزهکار و عادی در کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبک های فرزند پروری خانواده، عزت نفس و سلامت عمومی در نوجوانان پسر بزهکار و عادی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان پسر عادی در کرمانشاه و همچنین بزهکار کانون اصلاح و تربیت کرمانشاه بود. روش: نمونه پژوهش شامل 120 نفر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه های سبک های فرزند پروری بامریند، عزت نفس آیزنک و سلامت عمومی(GHQ) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره(MANOVA) استفاده شد یافته ها: نتایج نشان داد که بین و جوانان بزهکار و عادی از نظر سبک های فرزند پروری زورگویانه و مقتدرانه تفاوت معنی داری وجود دارد. بدین معنی که نوجوانان بزهکار بیشتر متعلق به خانواده های زورگو بودند. همچنین بین عزت نفس نوجوانان بزهکار و عادی تفاوت معنی دای بدست آمد و بزهکاران به طور معنی داری عزت نفس پایین تری داشتند. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن بود که بین سلامت عمومی نوجوانان عادی و بزهکار تفاوت معنی داری بدست آمد. یافته ها نقش و اهمیت متغیر های خانواده، سبک فرزند پروری و همچنین عزت نفس را در بزهکاری خاطر نشان می سازد#,
ارتباط مستقیم و غیرمستقیم خودکارآمدی تحصیلی با افسردگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط مستقیم خودکارآمدی تحصیلی و ارتباط غیرمستقیم آن (از طریق طرد همسالان و موفقیت تحصیلی) با افسردگی نوجوانان انجام شده است. آزمونی های پژوهش شامل 946 نفر (471 دختر و 475 پسر) از دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران می باشند که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری عبارتند از: پرسشنامه خودکارآمدی کودکان و نوجوانان (SEQ-C؛ موریس، 2001)، سیاهه افسردگی کودک (CDI)، پرسشنامه طرد همسالان و موفقیت تحصیلی. برای تحلیل داده ها از نرم افزار لیزرل و روش تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از نیکویی برازش نسبتاً خوبی برخوردار است. نتایج نشان داد که مسیر مستقیم خودکارآمدی و همچنین مسیر غیرمستقیم آن از طریق طرد همسالان در افسردگی نوجوانان معنی دار است. خودکارآمدی تحصیلی همچنین بر موفقیت تحصیلی نوجوانان تأثیر مستقیم دارد اما مسیر غیرمستقیم آن بر افسردگی از طریق موفقیت تحصیلی معنی دار نمی باشد. استلزام های بالینی برای پیشگیری و درمان افسردگی نوجوانان مورد بحث قرار گرفت.
مدل یابی روابط ساختاری بین استرس شغلی، نگرش معنوی و سلامت روانی کارکنان ناجا
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری بین استرس شغلی، نگرش معنوی و سلامت روان کارکنان ناجا انجام گرفته است.
روش: با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از بین کلیه کارکنان کلانتری های نیروی انتظامی سطح شهر تهران 600 نفر انتخاب شده و پنج پرسشنامه 1) فرم کوتاه مقیاس استرس پلیس ایران(IPSS-A)؛ 2) سیاهه نگرش معنوی (SAI)؛ 3) پرسشنامه سلامت عمومی (28GHQ-)؛ 4) پرسشنامه رضایت شغلی نیروی انتظامی و 5) مقیاس عزت نفس روزنبرگ(RSES)در اختیار آنها قرار گرفته است. 356 مورد از آنها برای تجزیه و تحلیل آماری، معتبر تشخیص داده شده اند. جهت تحلیل داده ها از روش های آماری، ضریب همبستگی، تحلیل مسیر و SEM استفاده شده است.
نتایج: علاوه بر بررسی معناداری ضرایب همبستگی، چهار مدل مختلف مورد ارزیابی قرار گرفتند که منطبق ترین مدل برای داده ها انتخاب شده است. در این مدل متغیرهای عزت نفس، استرس شغلی و رضایت شغلی به عنوان متغیرهای برونزا(مستقل)؛ و نگرش معنوی به عنوان متغیر واسطه ای، سلامت روان به عنوان متغیر وابسته را مورد پیش بینی قرار می-دهند.
بحث: یافته های پژوهش حاضر، همسو با تمامی یافته های قبلی، نقش تعیین کننده نگرش معنوی را در تبیین ارتباط بین استرس شغلی و سلامت روانی، در قالب یک مدل جامع تر شناسایی نموده است. این یافته-ها چنین ایجاب می نمایند که جهت ارتقای شیوه های مقابله، به منظور کنترل عوامل استرس زای شغلی کارکنان ناجا، به اعتقادات معنوی آنان، بیشتر توجه شود.