زمینه و هدف: مطالعات در حیطه روان شناسی اخلاق به دنبال یافتن سیستم های شناختی و هیجانی تعیین کننده در قضاوت اخلاقی هستند. هدف این پژوهش نیز تعیین تأثیر القای هیجانی بر زمان پاسخ به داستان های اخلاقی بود.
مواد و روش ها: مطالعه انجام شده از نوع علی- مقایسه ای بود و بر روی 85 نفر دانشجوی 25-18 ساله مقطع کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی، که به روش تصادفی ساده انتخاب شده بودند، انجام شد. به منظور سنجش قضاوت اخلاقی از 2 داستان شخصی و غیر شخصی و به منظور القای هیجانی از سه دسته تصاویر با بار هیجانی مثبت، منفی و خنثی استفاده شد. این پژوهش در 5 مرحله، 3 مرحله جهت سنجش قضاوت اخلاقی و 2 مرحله جهت القای هیجانی، انجام گرفت. سپس یافته ها با آزمون واریانس با اندازهگیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: داده های به دست آمده نشان داد که تفاوت زمان واکنش به داستان های شخصی در مرحله اول و سوم (01/0 P <) و همچنین مرحله اول و پنجم (026/0 P <) معنی دار بود، اما این تفاوت در مورد داستان های غیر شخصی معنی دار نمی باشد. همچنین یافته ها بیانگر افزایش میانگین زمان واکنش به داستان های قضاوت اخلاقی پس از القای هیجانی منفی است.
نتیجه گیری: به نظر می رسد که تأثیر عوامل محیطی بر تصمیم گیری ها به خصوص تصمیم گیری های اخلاقی به نوع هیجان های القاء شده و جنس تصمیم گیری های هیجانی و شناختی بستگی دارد.
هدف: بسیاری از رفتارهای نابهنجار را می توان نوعی اغراق در صفات پنج گانه شخصیتی بهنجار به شمار آورد. از میان اختلالات شخصیت، شخصیت اسکیزوتایپی بر اساس الگوی پنج عاملی کمتر تبیین شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه شخصیت اسکیزوتایپی با الگوی پنج عاملی شخصیت در ایران است.
روش: این پژوهش که از نوع توصیفی- مقطعی است، در یک بررسی زمینه یابی انجام شد. بدین منظور نمونه ای به حجم 319 نفر، با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و آزموده شد. شرکت کنندگان به مقیاس شخصیت اسکیزوتایپی و مقیاس پنج بزرگ پاسخ دادند. داده ها با روش رگرسیون چندمتغیری گام به گام تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان دادند که شخصیت اسکیزوتایپی با روان نژندی گرایی همبستگی مثبت و با برون گرایی همبستگی منفی دارد. تحلیل رگرسیونی بر اساس یافته های حاضر نشان داد با این که وظیفه شناسی و توافق جویی به تنهایی با اسکیزوتایپی رابطه ای ندارند، ولی برای تبیین شخصیت اسکیزوتایپی، اضافه شدن آنها به روان نژندی گرایی و برون گرایی ضروری است. برون گرایی در زنان و روان آزردگی در مردان، بیش از سایر صفات شخصیتی، قدرت تبیین شخصیت اسکیزوتایپی را دارد.
نتیجه گیری: این یافته ها در راستای تحقیقات قبلی، با نمونه های بالینی متشکل از اختلال شخصیت اسکیزوتایپی و اسکیزوفرنیا تفسیر شد. نقش جنسیت در کیفیت ارتباط صفات شخصیت اسکیزوتایپی، با الگوی پنج عاملی شخصیت مورد تاکید است.
این پژوهش با هدف بررسیِ ضرورت مفهوم شناسی، در پژوهش های روان شناختی و ارائة برخی تفاوت دیدگاه ها در مفاهیم روش شناختی، از دیدگاه روان شناسی اسلامی ‐ بومی انجام شده است. برای پاسخگویی به این پرسش که آیا در فلسفة روان شناسی، دربارة مفاهیم روش شناختی مانند «روش علمی»، «نیمه علمی»، «غیر علمی»، «مشاهده»، «درون نگری»، «اندازه گیری» و... اتفاق نظر وجود دارد یا خیر، به دیدگاه های برخی فیلسوفان روان شناسی، به ویژه بونگه، فیلسوف روان شناسی در دانشگاه مک گیل کانادا، و فیلسوفان اسلامی، مراجعه و با روش تحلیل عقلی و نظریِ دیدگاه های آنان، از دیدگاه دینی ‐ بومی و با توجه به اقتضای آن مفاهیم، جایگاه روش های مورد بحث در روان شناسی دینی ‐ بومی بررسی شد. برخی یافته های پژوهش عبارت است از: وجود اختلاف نظر در باب مفاهیمی مانند روش علمی، نیمه علمی و...، قابل جمع نبودن این همانی روان ‐ عصبی با پذیرش درون نگری، ضرورت قطعیِ انجام آزمایش و داشتن تجربه اما ناکافی بودن آن، قابل تعمیم نبودن برخی یافته های مطالعات حیوانی به انسان.
طرح مساله:در پژوهش حاضر رفتارهای جنسی، رفتارهای جنسی پرخطر و رفتارهای آسیب به خود در گروه های مختلف سوء مصرف کنندگان مواد مخدر (کراک، تریاک، هرویین) و مواد محرک (شیشه، کوکایین) شناسایی و مقایسه می شود
روش: پژوهش حاضر از نوع پس رویدادی علی – مقایسه ای است. نمونه پژوهش شامل 265 نفر از سوء مصرف کنندگان مواد مخدر و مواد محرک 8 کمپ بزرگ تهران بوده که به روش نمونه گیری در دسترس برگزیده شدند و سیاهه سنجش رفتار جنسی را تکمیل کردند. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد بین گروه های مختلف سوء مصرف کنندگان مواد مخدر و مواد محرک از نظر رفتار جنسی، رفتار جنسی پرخطر و رفتار آسیب به خود تفاوت معنی داری وجود دارد(01/0 P < ).
نتایج: نتایج بدست آمده نشان می دهد که میزان رفتار جنسی در سوء مصرف کنندگان کوکایین دربیشترین سطح و در سوء مصرف کنندگان کراک درکمترین سطح است. همچنین میزان رفتار جنسی پر خطر در سوء مصرف کنندگان کوکایین و شیشه بالاتر از سوء مصرف کنندگان تریاک ، هرویین و کراک بوده و میزان رفتار آسیب به خود در سوء مصرف کنند کراک بیشتر از سوء مصرف کنندگان شیشه و تریاک بوده است.
مقدمه: ارزیابی عصب روان شناختی جامع علایم موجود در فرد را در نظر می گیرد که بر پایه ی درک ساختار و عملکرد مغز است و باعث درک غنی تر از علایم و در نهایت، منجر به توصیه های درمانی موثرتر می شود. این پژوهش به منظور بررسی ویژگی های عصب روان شناختی و تئوری ذهن و رابطه ی این دو مولفه در کودکان بیش فعال همراه با نقص توجه و مقایسه ی آن ها با کودکان عادی صورت گرفت. روش کار: روش تحقیق این پژوهش، به روش علی مقایسه ای است که به این منظور 25 دانش آموز بیش فعال به روش نمونه گیری در دسترس و 25 دانش آموز عادی به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و از آزمون عصب روان شناختی کانرز و آزمون نظریه ی ذهن برای سنجش دو گروه استفاده شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل آماری با استفاده تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) و تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون نشان دادکه بین دو گروه بیش فعال و عادی از نظر مولفه های نظریه ی ذهن و 3 تا زیرمقیاس آزمون عصب روان شناختی، مشکلات توجه (001/0=P) و کارکردهای اجرایی (0001/0=P) و عملکرد تحصیلی خواندن (027/0=P) تفاوت وجود داشت یعنی کودکان بیش فعال از نظر این 3 مولفه و از نظر نظریه ی ذهن (009/0=P) پایین تر از کودکان عادی عمل کردند اما همبستگی بین ویژگی های عصب روان شناختی و نظریه ی ذهن در دو گروه بیش فعال و عادی ملاحظه نشد. نتیجه گیری: برای ارزیابی تشخیصی کودکان بیش فعال می توان از آزمون های عصب شناختی به عنوان مکمل آزمون های رفتاری استفاده کرد و هم چنین با توجه به نتایج این پژوهش، کودکان بیش فعال، نیازمند برنامه های توان بخشی در مورد عملکرد تحصیلی، مشکلات توجهی، عملکرد تحصیلی خواندن هم چنین تئوری ذهن هستند بنابراین تمهیداتی در این زمینه باید صورت گیرد.
انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند؛ اما مدارهای عصبی مرتبط با شناخت و رفتارهای اجتماعی آنها به خوبی شناسایی و مشخص نشده است. مطالعات انجام شده روی انسان ها و سایر نخستی ها حاکی از آن است که چندین ساختار مغزی در هدایت رفتارهای اجتماعی در انسان ها دخالت دارد: آمیگدال، ناحیه شکمی داخلی کورتکس پیشانی و کورتکس های مرتبط با نواحی بدنی حسی نیمکره راست از جمله این ساختارها هستند. این ساختارها واسطه ای هستند بین بازنمایی های ادراکی از محرک های اجتماعی (مانند چهره هم نوعان) و بازخوانی اطلاعاتی (یا برانگیختن رفتارهایی) که این گونه محرک ها فعال می سازند. یکی از مناقشات فعلی این است که شناخت اجتماعی تا چه حد وابسته به پردازش هایی است که صرفا به محرک های اجتماعی اختصاص دارند؛ و نقش آگاهی اکتسابی و ذاتی در این پدیده تا چه حد است.
هدف این پژوهش شناسایی رابطه ابعاد کمال گرایی مادران با خوش بینی و خود کارآمدی دختران در یک نمونه دانش آموزی بود. روش پژوهش توصیفی و همبستگی و آزمودنی ها شامل 350 دانش آموز دختر مشغول به تحصیل شهر کرج در سال 89-88 و مادران آن ها بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مقیاس خوش بینی جهت گیری زندگی شییر و همکاران (1994) و خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) برای دختران و مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی تری شورت و همکاران (1995) برای مادران آن ها استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش های تحلیل رگرسیون و همبستگی استفاده شد. یافته ها نشان داد که کمال گرایی مثبت با خودکارآمدی و خوش بینی همبستگی مثبت و کمال گرایی منفی با خودکارآمدی و خوش بینی همبستگی منفی دارد. بنابراین، کمال گرایی مثبت، انتظاراتی عقلانی و واقع گرایانه مطابق با امکانات و محدودیت ها در فرد ایجاد می کند و به وسیله تقویت خود و افزایش عزّت نفس، خود کارآمدی، یکی از مؤلّفه های عزّت نفس را افزایش می دهد. بالا رفتن خودکارآمدی کاهش افسردگی و افزایش خوش بینی را در پی دارد. و بالعکس کمال گرایی منفی، از طریق تضعیف عزّت نفس و اعتماد به خود و ویژگی هایی مانند انتظارات غیر واقع بینانه، فقدان پذیرش محدودیت های شخصی و انعطاف ناپذیری و ناخرسندی از عملکرد شخصی، تأثیری منفی بر خودکارآمدی و خوش بینی دارد. نتایج و پیامدهای پژوهش در این مقاله به طور کامل تشریح و تبیین شده است.
در عصر کنونی رسانهها به عنوان عاملان تغییر و تحول در ارزشها و هنجارها و نقشهای سازگار فرهنگی – محیطی مطرح هستند. همین امر میتواند منجر به بحران هویت جوانان و متعاقب آن سبب دگرگونی نقشهای سازگار فرهنگی و محیطی، به انفعال کشاندن جوانان و بسیاری از مسائل دیگر در جغرافیای زیست اجتماعی روستاشود. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل آثار و پیامدهای به کارگیری فناوریهای نوین ارتباطی بر هویت دینی جوانان روستایی در جغرافیای زیست اجتماعی دهستان بالارخ از توابع شهرستان تربت حیدریه می پردازد. جامعه آماری پژوهش را جوانان 29-18 سال تشکیل می دهد. حجم نمونه شامل 283 نفر در سطح 12روستا از روستاهای دهستان بالارخ شهرستان تربت حیدریه است که بر اساس روش نمونهگیری خوشهای - مکانی انتخاب شده اند. روش انجام پژوهش مبتنی بر شیوه توصیفی - تحلیلی بوده و داده های پژوهش با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن و آزمون t تک متغیره مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتههای تحقیق نشان از تأثیرگذاری بالای فضاهای مجازی شبکههای ماهوارهای بر هویت دینی جوانان روستایی، تغییر نقشها، باورها و ارزش های سازگار فرهنگی و محیطی و به انفعال کشاندن جوانان در کارکردهای دینی و فرهنگی در جغرافیای زیست اجتماعی روستا دارد.
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر آموزش مبتنی بر رسانه تعاملی و آموزش مبتنی بر رسانه غیرتعاملی بر سبک های یادگیری دانش آموزان می باشد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع راهنمایی شهرستان بابل در سال 1392 می باشد. 160 نفر از دانش آموزان، به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، آموزش با رسانه های تعاملی شامل نرم افزار آموزشی ActivInspire، تخته هوشمند و پاورپوینت های آموزشی دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل تحت آموزش غیرتعاملی مدرسه بودند و آموزش رسانه تعاملی را دریافت نکردند. ابزار پژوهش، پرسش نامه سبک یادگیری کلب (Kolb) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون، نمرات سبک های یادگیری در آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است. در مجموع، نتایج حاکی از آن بود که آموزش مبتنی بر رسانه های تعاملی تأثیر بیشتری بر نوع سبک های یادگیری همگرا، واگرا، جذب کننده و انطباق یابنده دانش آموزان در مقایسه با آموزش مبتنی بر رسانه های غیرتعاملی دارد.
این پژوهش با هدف تعیین رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با کمال گرایی در دانشجویان اجرا شد. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد شهر نقده بودند که از بین آن ها 431 نفر از رشته های مختلف (226 دختر و 205 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای سنجش شامل فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (SF-YSQ) (یانگ، 2005) و پرسشنامه کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004) بود. داده ها از طریق و الگوی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که مولفه های کمال گرایی تمرکز بر اشتباهات، معیارهای بالا با دیگران، نیاز به تأیید، ادراک فشار و نشخوار فکری با طرحواره ناسازگار اولیه رابطه مثبت و نظم و سازماندهی و هدفمندی با طرح واره ناسازگار اولیه رابطه منفی دارد. از سویی، نتایج حاصل از الگوی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار بوده و ابعاد کمال گرایی از طریق طرحواره های ناسازگار اولیه پیش بینی و تبیین شده است (90/0=GEI، 066/0=RSMEA).
" مقدمه: هدف این مطالعه مقایسه میزان اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری فردی و گروهی در کاهش نشانگان روانشناختی زندانیان است.
روش : تعداد 48 نفر زندانی مرد بهطور تصادفی نظامدار از بین زندانیان مرد انتخاب و سپس بهطور تصادفی در سه گروه با حجم مساوی قرار گرفتند. 16 نفر از این افراد، در جلسات رواندرمانگری ""شناختی- رفتاری"" فردی و گروهی (درمان همزمان) و 16 نفر فقط در جلسات رواندرمانگری ""شناختی- رفتاری"" فردی (درمان فردی) شرکت داده شدند. 16 نفر دیگر نیز در فهرست انتظار قرار گرفتند (گروه کنترل). جهت بررسی وضعیت روانشنـاختی آزمودنیها قبل و بعد از اعمال مداخله از GHQ و SCL-90-R و مصاحبه تشخیصی توسط روانپزشک براساس ملاکهای DSM-IV-TR استفاده شد. دادهها نیز با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها : بعد از مداخله، زندانیان هر دو گروه ""درمان همزمان"" و ""درمان فردی""، نسبت به زندانیان گروه کنترل، در شاخصهای آزمونهای GHQ و SCL-90-R کاهش نشان دادند (001/0> p ).
نتیجهگیری : اگرچه هر دو رویکرد ""درمان همزمان"" و ""درمان فردی"" بر کاهش نشانگان روانشناختی زندانیان مرد تاثیر دارد، اما میزان اثربخشی درمان همزمان بیشتر از درمان فردی است. نتایج پیگیری 5/8 ماه پس از خاتمه درمان حاکی از پایداری اثر مداخلات صورتگرفته روی زندانیان هر دو گروه بوده بهطوریکه طی این مدت هیچ یک از آنها به خاطر انجام مجدد جرم به زندان بازنگشتند.
"
الگوی پژوهش در روان شناسی مذهب از الگوی عمومی پژوهش علمی ‘ یعنی داده یابی و داده پردازی ‘ تبعیت می کند . در این گونه تحقیقات از روش های متعددی از جمله تحقیق آزمایشی ‘ مشاهده ‘ خود گزارشی و پرسشنامه ای ‘ میدانی ‘ روشهای فرافکن و غیره استفاده می شود . بیشترین حجم مطالعات انجام شده در اندازه گیری نگرش مذهبی به روش پرسشنامه اختصاص دارد ‘ به طوری که براساس آن مقیاس های متعدد نظرسنجی ساخته شده است . از آن جمله می توان به مقیاس های ترستون ‘ لایکرت ‘ گاتمن ‘ آلپورت ‘ فالکنر و دیونگ اشاره کرد . روش تحلیل عاملی از زمره روش های معتبر برای بررسی ساختار ابزارهای روانی از جمله پرسشنامه های نگرش سنج است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است .
اختلال یادگیری به گروه نامتجانسی از اختلال ها اطلاق می شود که به شکل مشکلات عمده در فراگیری و به کارگیری توانایی های گوش دادن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن و استدلال یا محاسبات ریاضی آشکار می شود. اکثر کودکان با اختلال یادگیری دارای مشکلات اجتماعی هیجانی نیز می باشند که در درمان این کودکان باید به آن ها توجه ویژه شود. یکی از روش های موثر و کارآمد برای درمان کودکان با اختلال یادگیری هنردرمانی می باشد. اگر هنردرمانی همراه با کمک های آموزشی باشد علاوه بر مرتفع کردن مشکلات اجتماعی هیجانی کودکان، باعث پیشرفت تحصیلی آن ها نیز می شود. بنابراین مقاله حاضر به بررسی نقش و اهمیت هنردرمانی در درمان و سازگاری اجتماعی هیجانی و تحصیلی کودکان دارای اختلال یادگیری می پردازد.
مقدمه: هدف این پژوهش، تهیه ی یک راهنمای درمانی فشرده و کوتاه مدت بر اساس شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، برای استفاده در مبتلایان به اختلال افسردگی مهاد با افکار خود کشی و بررسی مقدماتی کارآیی آن بود.
روش: راهنمای درمانی حاضر، با در نظر گرفتن اصول بالینی کاربردی در تهیه ی راهنمای درمانی برای مداخلات روان شناسی و مشاوره تهیه، و پس از بررسی مطالعات نظام دار بازنگری در حیطه ی کارآمدی درمان های شناختی – رفتاری بر افسردگی و خودکشی استفاده شده است. این راهنما برای نخستین بار روی یک بیمار افسرده دارای افکار خودکشی اجرا، و نتایج در چارچوب گزارش موردی ارزیابی گردید. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه ی افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) و مقیاس بک برای افکار خودکشی BSSI)) و همچنین دو فرم جداگانه ی محقق ساخته بود.
یافته ها: نتایج نشان داد، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اساس راهنمای درمانی حاضر، موجب کاهش معنادار افسردگی (10نمره) ونیز افکار خودکشی (4نمره) در بیمار گردیده است. به علاوه این نتایج در دو نوبت پیگیری 3 ماهه (در مجموع 6ماه) دوام داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، می توان نتیجه گرفت که راهنمای درمانی تهیه شده، در کاهش افسردگی و افکار خودکشی بیماران افسرده موثر بوده است.
"به منظور بررسی رابطه ترس از موفقیت و رضایتمندی روانی، 242 دانشجوی سال آخر (ترم 7 و 8) در چهار رشته هنر، اقتصاد، حقوق و فنی (123 زن، 119 مرد) به طور تصادفی ساده از بین دانشکده های دانشگاه تهران انتخاب شدند.
برای سنجش ترس از موفقیت از مقیاس آلیسون و زاکرمن و برای ارزیابی رضایتمندی روانی، از پرسش نامه ریف استفاده شد.
یافته ها نشان داد که بین ترس از موفقیت و رضایتمندی روانی رابطه وجود دارد. مولفه های ترس از موفقیت قادر به پیش بینی مولفه های رضایتمندی روانی هستند. تفاوت معناداری میان دو جنس از لحاظ ترس از موفقیت و رضایتمندی روانی وجود ندارد، اما رشته تحصیلی بر این دو متغیر اثر دارد. دانشجویان رشته هنر بالاترین و رشته اقتصاد، پایین ترین ترس از موفقیت را دارند، دانشجویان رشته فنی بالاترین و رشته حقوق پایین ترین رضایتمندی روانی را دارند.
"
در این پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل عوامل، یک مقیاس 10 ماده ای موسوم به مقیاس تحریف واقعیت اهواز (ARDI)برای سنجش سازه تحریف واقعیت ساخته شد که از ضرایب همسانی درونی و بازآزمایی رضایت بخشی برخوردار می باشد. اعتبار مقیاس ARDI به وسیله اجرای همزمان آن با مقیاسهای مقبولیت اجتماعی مارلو – کران، تعریف سازه ای مقیاس تحریف واقعیت، خرده مقیاس دروغ سنج مقیاس شخصیتی آیزنک، خرده مقیاس دروغ سنج پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا، و خرده مقیاس دروغ سنج آزمون عزت نفس کوپر اسمیت در بین دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز سنجیده شد. نتایج این مطالعه نشان می دهند که ARDI از خصوصیات روانسنجی بسیار رضایت بخشی برخوردار است و در نتیجه می تواند ابزار مناسبی برای ارزیابی تحریف واقعیت باشد.