ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۵۸۱ تا ۳۷٬۶۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۷۵۸۱.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر نگرش های ناکارآمد و خودبازداری در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر نگرش های ناکارآمد و خودبازداری در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون پرداخت. روش: این پژوهش نیمه- آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شوشتر در سال 1403 بود. از بین این جامعه، تعداد 40 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های خودبازداری و نگرش های ناکارآمد استفاده شد. شرکت کنندگان گروه آزمایش، 8 جلسه درمان مبتنی بر شفقت گیلبرت (2010) را دریافت نمودند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر نگرش های ناکارآمد و خودبازداری تفاوت معنی داری وجود داشت. به طور خاص، درمان مبتنی بر شفقت باعث کاهش نگرش های ناکارآمد و افزایش خودبازداری در گروه آزمایش شد. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر شفقت با بهره گیری از فنونی همانند آموزش آگاهی از تجربیات مثبت و منفی و اصلاح رفتار از طریق تقویت کننده های محیطی می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت کاهش نگرش های ناکارآمد و افزایش خودبازداری در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون مورد استفاده قرار گیرد.
۳۷۵۸۲.

شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر آینده پژوهی مدیریت آموزشی مبتنی بر رویکرد پویایی رقابتی در دانشگاه های استان مازندران: تحلیلی کیفی بر مبنای دیدگاه صاحب نظران موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۵۳
آینده پژوهی به منزله یک مفهوم میان رشته ای و فرارشته ای، امکان شناسایی رویدادها و روندهای مؤثر در شکل گیری تحولات آینده و دستیابی به تصویری روشن از آینده در قلمرو مدیریت آموزشی دانشگاه ها را فراهم می آورد. پژوهش حاضر مؤلفه های تأثیرگذار بر آینده پژوهی مدیریت آموزشی مبتنی بر رویکرد پویایی رقابتی در دانشگاه های استان مازندران برمبنای تحلیل دیدگاه صاحبنظران ایرانی این حوزه است. این مطالعه به روش کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل تمامی متخصصان و صاحب نظران عرصه مدیریت آموزشی و علوم تربیتی بود که در مجموع 13 نفر از آنها، به روش نمونه گیری گلوله برفی، انتخاب و آرا و نظرات آنها تجزیه و تحلیل شد. تجزیه و تحلیل داده در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام پذیرفت. تحلیل کیفی نتایج حاصل از مصاحبه با صاحب نظران حوزه مدیریت آموزشی نشان داد که آینده پژوهی مدیریت آموزشی مستلزم توجه به 11 مقوله اصلی و 47 زیرمقوله است. یافته های حاصل از مصاحبه ها نشان داده است که رویکرد آینده پژوهی مدیریت آموزشی مبتنی بر مدیریت آموزشی به عنوان مقوله شرایط علی(کادر هیئت علمی مجرب، تنوع برنامه های آموزشی و پژوهشی، گسترش پژوهش های کاربردی، تعامل دانشگاه با صنایع، برنامه درسی انعطاف پذیر و کاربردی)، عوامل زمینه ای (ضرورت تفکر در مورد آینده به عنوان یک عمل تربیتی، امکانات آموزشی متعدد، ارتباطات اجتماعی مناسب)، شرایط مداخله گر (داشتن مهارت های منتقدانه و تفسیری از آینده، وجود سیاست توانمندسازی و آشنایی استادان و دانشجویان با شاخص های آینده نگری)، راهبردها (توانمندسازی منابع انسانی، توسعه ظرفیت های آموزشی و پژوهشی و استفاده از روش های گوناگون تدریس) و پیامدها (ارائه عملکرد فعالانه در برابر رویدادهای آموزشی، ارتقای یادگیری مادام العمر، در نظر گرفتن دانشجویان به عنوان سرمایه اجتماعی، ارزیابی و تجدید نظر منظم) مطرح گردید.
۳۷۵۸۳.

نقش خودکارآمدی و صفات چهارگانه تاریک شخصیت در پیش بینی تجربه مزاحمت های سایبری توسط دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی تجربه مزاحمت های سایبری توسط دانش آموزان براساس خودکارآمدی و صفات چهارگانه تاریک شخصیت بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. از بین دانش آموزان مقطع متوسطه شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 نمونه ای به حجم 400 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پروژه مداخله مزاحمت سایبری اروپا (ECIPQ، دل ری و همکاران، 2015)، مقیاس خودکارآمدی عمومی (GSE، شوارزر و جروسلم، 1995)، مقیاس دوجین کثیف (DD، جوناسون و وبستر، 2010) و مقیاس کوتاه تکانش دیگرآزاری (SSIS، اومیرا و همکاران، 2011). استفاده شد. برای تحلیل داده ها روش رگرسیون لوجستیک به کار رفت. یافته های این پژوهش نشان داد که خودکارآمدی (001/0p= ,76/10WALD=) پیش بینی کننده قربانی شدن مزاحمت سایبری در دانش آموزان بود. جامعه ستیزی (008/0p= ,96/6WALD=) و سادیسم (001/0p= ,16/41WALD=) پیش بینی کننده قلدری سایبری در دانش آموزان بودند. جامعه ستیزی نیز پیش بینی کننده قلدر-قربانی سایبری در دانش آموزان بود (008/0p= ,03/7WALD=). صفات چهارگانه تاریک شخصیت پیش بینی کننده قربانی شدن مزاحمت سایبری در دانش آموزان نبودند (05/0p>). با توجه پیامدهای مخرب روان شناختی و حقوقی مزاحمت س ایبری برای دانش آموزان، سیاست ها و برنامه ها باید با عوامل خطرساز و حفاظت کننده شخصیتی مرتبط با آن، هم خوانی داشته باشد.
۳۷۵۸۴.

نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری در بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری در بیماران مبتلا به سرطان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه شامل افراد مبتلا به انواع سرطان انستیتو سرطان مجتمع بیمارستانی امام خمینی در سال ۱۴۰۳ در شهر تهران بود. در این پژوهش ۳۴۲ شرکت کننده از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های تاب آوری (۱۰CD-RISC ، کمپل-سیلز و اشتاین، ۲۰۰۷)، حس انسجام (SOC، آنتونوفسکی، ۱۹۹۳)، توانایی ادراک شده سازگاری با تروما (PACT، بونانو و همکاران، ۲۰۱۱)، پرسشنامه باورهای مرکزی (CBI، کان و همکاران، ۲۰۱۰) و تنظیم شناختی هیجان (CERQ، گارنفسکی و کرایج، ۲۰۰۶) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که حس انسجام، معناسازی و راهبردهای تنظیم هیجان بر تاب آوری اثر مستقیم و معنادار داشتند؛ همچنین اثر مستقیم معناسازی و حس انسجام بر راهبردهای تنظیم هیجان معنادار بود (۰۱/۰p<). نتایج آزمون بوت استرپ برای مسیرهای غیرمستقیم نیز نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری نقش میانجی داشت (۰۱/۰p<). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که حس انسجام و معناسازی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجیگری حس انسجام بر تاب آوری تاثیر دارد.
۳۷۵۸۵.

اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری بر بی ثباتی هیجانی و ابراز هیجان دانشجویان دختر مبتلا به فوبی حیوانات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۳
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری بر بی ثباتی هیجانی و ابراز هیجان در دانشجویان دختر مبتلا به فوبی حیوانات بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانشجویان دختر دانشگاه ها ی آزاد تهران غرب و تهران مرکز مبتلا به فوبی حیوانات در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از این میان تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 7 جلسه، 2 ساعته و هفته ای 1 جلسه گروه درمانی شناختی رفتاری را کسب کردند. گروه آزمایش و کنترل در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس بی ثباتی هیجانی (DERS؛ گراتز و رومر، 2004) و مقیاس سبک های ابراز هیجان (EEQ؛کینگ و امونز، 1990) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بی ثباتی هیجانی و ابراز هیجان در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در سطح (05/0p<) وجود دارد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش بی ثباتی هیجانی و افزایش ابراز هیجان در دانشجویان دختر مبتلا به فوبی حیوانات تاثیر داشته است.
۳۷۵۸۶.

تحلیل نقش تربیتی معناداری زندگی در مقابل پوچی، از منظر نظریه فرانکل و تأثیر کاربست آن در نظام تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی معناداری زندگی و اهمیت تربیتی آن نگاشته شده، چون تعلیم و تربیت معنادار را عامل ایجاد درک معنای زندگی می داند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل مفهوم زندگی معنادار در رویکرد معناگرایی فرانکل در راستای تدوین هدف های تربیتی است و مفروضه های مهم و اثرگذار معناگرایی در خصوص زندگی معنادار و تعلیم و تربیت اثرگذار و مؤلفه های اصلی انسان تربیت شده از منظر معناگرایی فرانکل بیان شده است. این پژوهش در رده پژوهش های کیفی است و با توجه به ماهیت فلسفی موضوع حاضر، بدیهی است که روش تحقیق آن از نوع توصیفی_تحلیلی هست، ابتدا مفهوم «معنای زندگی» از دیدگاه معناگرایی فرانکل توصیف و سپس به تحلیل مفهوم آنها پرداخته شد؛ و پس از تبیین و توصیف معنای زندگی درصدد کشف دلالت هایی برای تعلیم و تربیت می باشد؛ و پس از تبیین و تحلیل و تطبیق مفاهیم یادشده با استفاده از روش استنتاجی به استنباط دلالت های تربیتی از دیدگاه معناگرایی پرداخته است؛ و متناظر با سه سؤال پژوهش به ترتیب از روش های توصیفی_ تحلیلی، تطبیقی و استنتاجی بهره گرفته شده، اطلاعات پژوهش از طریق اسنادی_کتابخانه ای جمع آوری شده است.
۳۷۵۸۷.

رابطه بین سبک های عشق ورزی، سبک های شوخ طبعی و رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
سبک های ارتباطی و عاطفی در کیفیت روابط زوجین نقش مهمی ایفا می کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه بین سبک های عشق ورزی و سبک های شوخ طبعی با رضایت زناشویی انجام شد. این پژوهش به روش کمی و از نوع همبستگی طراحی گردید. جامعه آماری شامل مردان و زنان متأهل استان چهارمحال و بختیاری بود که از میان آن ها ۴۰۰ نفر از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های استاندارد رضایت زناشویی انریچ اولسون (۱۹۹۸)، سبک های عشق ورزی هندریک (۱۹۸۶) و سبک های شوخ طبعی مارتین (۲۰۰۳) بود. نتایج آزمون t مستقل نشان داد که رضایت زناشویی در مردان به طور معناداری بیشتر از زنان است. طبق نتایج همبستگی پیرسون، سبک های عشق ورزی اروس، دوستانه، واقع گرایانه و فداکارانه در هر دو جنس با رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری داشتند، در حالی که عشق بازیگرانه تنها در زنان معنادار بود. در بررسی سبک های شوخ طبعی، در مردان تنها شوخ طبعی خودافزایی با رضایت زناشویی ارتباط مثبت داشت، در حالی که در زنان، سبک های خودافزایی، پرخاشگرانه و خودکاهنده به طور معناداری با رضایت زناشویی ارتباط منفی داشتند. برای بررسی نقش و سهم متغیرهای پیش بین در تبیین واریانس رضایت زناشویی، از تحلیل رگرسیون به شیوه گام به گام استفاده شد. در این تحلیل، متغیرهای جنسیت، سبک های عشق ورزی و سبک های شوخ طبعی به عنوان متغیرهای پیش بین وارد معادله رگرسیون شدند. نتایج نشان داد که مدل رگرسیون در پنج گام قادر به پیش بینی رضایت زناشویی در نمونه پژوهش بود. در گام نهایی، متغیرهای اروس، سبک شوخ طبعی خودکاهنده، استورگ، پاراگما و مانیا سهم معناداری در پیش بینی رضایت زناشویی گروه نمونه داشتند. در نهایت، این مدل قادر به تبیین ۴۹ درصد از واریانس رضایت زناشویی بود. این یافته ها پیچیدگی عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی را نشان می دهند و بر اهمیت درک متغیرهای روان شناختی و رفتاری مختلف به منظور بهبود کیفیت زندگی زناشویی تأکید دارند.
۳۷۵۸۸.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان مبتلا به آسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۹
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان مبتلا به آسم انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران زن مبتلا به آسم مراجعه کننده به کلینیک تخصصی بیماری های آلرژی بیمارستان امام علی(ع) شهر کرج در سال 1403 بود. از میان آن ها، 45 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS؛ گراتز و رومر، 2004) و پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI؛ بویس و همکاران، 1989) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک به مدت 8 جلسه گروهی هفتگی مداخله را دریافت کردند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که نمرات دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشتند (01/0>p). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو گروه درمانی در طول زمان تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که هر دو مداخله در بهبود دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان مبتلا به آسم مؤثر هستند.
۳۷۵۸۹.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار خودانتقادی و احساس شرم و گناه مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار خودانتقادی، احساس شرم و گناه مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شد. پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش مادارن دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم شهر بوشهر در سال 1403 بودند که به روش در دسترس 24 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس نشخوار خودانتقادی (SCRS؛ اسمارت و همکاران، 2016) و مقیاس احساس گناه و شرم (GASP؛ کوهن و همکاران، ۲۰۱۱) استفاده شد. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) به صورت گروهی تحت مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل پیش آزمون بین میانگین پس آزمون نشخوار خودانتقادی، احساس شرم و گناه در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. در مجموع می توان نتیجه گرفت که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی یک درمان موثر بر کاهش نشخوار خودانتقادی و احساس شرم و گناه در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود.
۳۷۵۹۰.

تدوین چارچوب روان درمانی عرفانی مبتنی بر دیدگاه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۱
هدف: هدف این پژوهش تدوین چارچوبی بومی برای روان درمانی عرفانی بر پایه آموزه های مولانا است؛ چارچوبی که با تکیه بر ظرفیت های عرفان ایرانی _ اسلامی، فهمی عمیق تر از ماهیت انسان، منشأ رنج روانی و مسیر درمان ارائه کند. ▐روش: مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و با بهره گیری از تحلیل مضمون انجام شد. ابتدا مفاهیم بنیادین نظریه های روان درمانی به عنوان مضامین اولیه (قیاسی) تعیین گردید. سپس شش دفتر مثنوی معنوی به عنوان منبع اصلی داده ها تحلیل شد و مضامین مرتبط با آموزه های مولانا، همراه با مضامین نوظهور، به صورت استقرایی استخراج گردید. در مجموع حدود ۶۰۰ کد اولیه به دست آمد که پس از تجمیع و سازمان دهی در قالب ۴۴ مضمون فرعی و ۱۱ مضمون اصلی دسته بندی شد. برای سنجش اعتبار، یافته ها توسط پنج متخصص روان شناسی و ادبیات عرفانی بررسی و تأیید شد و شاخص روایی محتوایی کل (S-CVI/Ave) بیش از 0.79 به دست آمد. ▐یافته ها: بر اساس دیدگاه مولانا، انسان دارای «خود اصیل» الهی و سالم است و در عین حال گرفتار «خودهای کاذب» ذهنی می شود که منشأ اصلی رنج روانی اند. مهم ترین آسیب ها شامل گرفتار شدن در هشیاری ذهنی، پندار کمال و دل بستگی به لذت های گذراست. سلامت روان در گرو رهایی از خودهای توهمی و بازگشت به حضور اصیل و تجربه یکتایی و یکپارچگی درونی است. در این چارچوب، تعارض های میان فردی ریشه در تعارض های درون فردی دارند و هدف نهایی درمان، آشکار شدن خود اصیل، دستیابی به هشیاری ناظر، تجربه آرامش و شادی اصیل درونی و تعالی انسانی است. ▐بحث و نتیجه گیری: چارچوب روان درمانی عرفانی مبتنی بر دیدگاه مولانا می تواند به عنوان رویکردی بومی و مکمل درمان های مرسوم، در ارتقای سلامت روان، مدیریت تعارض های درونی، افزایش خردمندی و رشد معنوی افراد مؤثر باشد. این چارچوب با تأکید بر خودشناسی، عبور از هویت های ذهنی و ارتقای هشیاری، ظرفیت فراهم کردن مبنایی برای توسعه مداخلات درمانی متناسب با فرهنگ ایرانی-اسلامی را دارد.
۳۷۵۹۱.

بررسی رابطه اعتماد بین فردی و مهارت های اجتماعی با بلوغ عاطفی در فرزندان طلاق و عادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
هدف : این پژوهش با هدف بررسی رابطه اعتماد بین فردی و مهارت های اجتماعی با بلوغ عاطفی در فرزندان طلاق و عادی انجام شد. روش: برای دستیابی به اهداف پژوهش از روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد. نمونه آماری این پژوهش شامل کلیه فرزندان طلاق و عادی سراسر کشور در سال 1400 بود و تعداد نمونه شامل 108 نفر که 54 نفر فرزند طلاق و تعداد 54 نفر فرزند عادی بودند و روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزارگردآوری داده ها شامل سه پرسشنامه اعتماد بین فردی رمپل و هولمز(1986)، پرسشنامه بلوغ عاطفی سینگ و بهارگاوا (1991) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران (1983) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شد که تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین اعتماد بین فردی و بلوغ عاطفی رابطه معنی داری در سطح خطای 01/0 وجود دارد و بین مهارتهای اجتماعی و بلوغ عاطفی رابطه معنی داری در سطح خطای 01/0 وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای پرخاشگری، رابطه با همسالان، مهارت مناسب و مهارتهای اجتماعی نقش اصلی در پیش بینی بلوغ عاطفی دارند. نتیجه گیری : داشتن سطح بالایی از اعتماد بین فردی و مهارت های اجتماعی در فرزندان می تواند منجر به بالا رفتن سطح بلوغ عاطفی در آنان شود.
۳۷۵۹۲.

اثربخشی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیصی بر فرانگرانی و انعطاف پذیری هیجانی نوجوانان دختر با علائم سندروم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیصی بر فرانگرانی و انعطاف پذیری هیجانی نوجوانان دختر با علائم سندروم روده تحریک پذیر انجام شد. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان دختر دارای علائم سندروم روده تحریک پذیر مدارس دولتی مقطع متوسطه دوم شهر زاهدان در سال تحصیلی1403-1402 بود، که تعداد 32 نفر از نوجوانان دختر بر اساس شاخص علائم سندروم روده تحریک پذیر و سیستم نمره گذاری شدت سندروم روده تحریک پذیر به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و به روش همتا کردن در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 14 جلسه، هفته ای یک بار و به مدت یک ساعت ونیم درمان گروهی پروتکل یکپارچه فراتشخیصی را دریافت کردند. پرسشنامه افکار اضطرابی ولز و مقیاس انعطاف پذیری هیجانی رشید و بیات به عنوان ابزار ارزشیابی مورد استفاده قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیصی موجب کاهش فرانگرانی و افزایش انعطاف پذیری هیجانی شده است. در نتیجه پیشنهاد می شود درمانگران حوزه سلامت روان از پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیصی برای کاهش فرانگرانی و همچنین افزایش انعطاف پذیری هیجانی نوجوانان بهره ببرند.
۳۷۵۹۳.

تأثیر حساسیت و گرایش به تجربه چندش در اختلال وسواسی_جبری : مقایسه درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ بر حساسیت و گرایش به تجربه چندش در افراد مبتلا به اختلال وسواس_جبری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی، طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. از بین مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره تحت نظارت سازمان نظام روان شناسی ایران، در سال 1401، منطقه ۳ شهر تهران با تشخیص قطعی اختلال وسواسی_ جبری توسط روان پزشک، 51 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه گمارده شدند. ابزارهای مقیاس وسواس فکری_جبری، ییل-براون و مقیاس حساسیت و گرایش به تجربل چندش ون اورولد و همکاران بود. گروه های مداخله، هر کدام ۱۲جلسه درمان دریافت کردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد هر دو روش بر کاهش حساسیت و گرایش به تجربه چندش مؤثرند و تفاوت معناداری بین اثربخشی دو روش وجود ندارد. بنابراین، درمانگران می توانند از هر یک از دو روش به طور مؤثر بهره مند شوند. این نتایج بر اهمیت پرداختن به ابعاد هیجانی و شناختی تجربه چندش در درمان این اختلال تأکید دارد و می تواند راهگشای بهبود کیفیت خدمات روان درمانی در این حوزه باشد.
۳۷۵۹۴.

مدل سازی رابطه مهارت های مقابله با استرس و رفتارهای قلدرانه: نقش میانجیگری کامل عوامل محافظت کننده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۶
بروز رفتارهای قلدرانه در میان نوجوانان به خصوص در مدارس، منجر به نگرانی های عمده ای در بین روان شناسان، معلمان و خانواده ها شده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش میانجیگری سبک حل مسئله خلاقانه و سلامت روان در رابطه بین مهارت های مقابله با استرس و رفتارهای قلدرانه دانش آموزان دوره اول متوسطه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع، به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۲۰۰ نفر از دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر ایلام بود که بر اساس فرمول کوکران، ۳۰۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس قلدری ایلی نویز (۲۰۰۱)، پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و میلر (۱۹۷۹)، پرسشنامه مهارت حل مسئله کسیدی و لانگ (۱۹۹۶) و پرسشنامه سبک های مقابله با استرس اندلر و پارکر (۱۹۹۰) استفاده شد. در راستای تحلیل داده ها به دلیل نرمال نبودن و ناهمسانی واریانس ها از نرم افزار SmartPLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهارت های مقابله با استرس به صورت مستقیم با رفتارهای قلدرانه دانش آموزان رابطه ندارد، ولی به صورت غیر مستقیم و از طریق سبک حل مسئله خلاقانه و سلامت روان با رفتارهای قلدرانه تأثیر دارد و مجموع این متغیرها توانستند ۵۰/۸۴ درصد از واریانس رفتارهای قلدرانه نوجوانان را تبیین نمایند. علاوه بر این، متغیر مهارت های مقابله ای فقط و فقط به صورت غیر مستقیم با رفتارهای قلدرانه رابطه دارند. این یافته، مفهوم «میانجی گری کامل» را در پژوهش ها برجسته می سازد و به غنای نظری در حوزه رفتارهای اجتماعی دانش آموزان می افزاید. به ویژه، اثبات اثر محافظت کننده مهارت های مقابله ای بر قلدری نوجوانان از طریق سبک حل مسئله خلاقانه و سلامت روان، نشان دهنده ظرافت تحلیلی و قدرت تبیینی مدل ارائه شده است.
۳۷۵۹۵.

پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیت، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی در زنان متاهل دارای نشانگان افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۰
هدف پژوهش حاضر پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیت، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی در زنان متاهل دارای نشانگان افسردگی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان متاهل دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز روانشناسی و خدمات درمانی وابسته به بهزیستی و سازمان نظام روانشناسی استان تهران در سال 1403 بود که جهت گزینش نمونه پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 200 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی (BDI-II، بک و همکاران، 1996)، پرسشنامه صمیمیت زناشویی (MINQ، باگاروزی، 2001)، پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیتی (Big 5، گلدبرگ، 1999)، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و وندروال، 2010) و مقیاس سنجش بخشودگی (FFS، پولارد و اندرسون، 1998)، بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه به روش همزمان استفاده شد. نتایج نشان داده است که بین برونگرایی، گشودگی به تجربه، توافق پذیری، وظیفه شناسی، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی با صمیمیت زناشویی رابطه مثبت و معنادار و بین روان رنجورخویی با صمیمیت زناشویی رابطه منفی و معنادار است (01/0>p). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ویژگی های شخصیت، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی در مجموع 84/0 واریانس صمیمیت زناشویی را تبیین می کنند.
۳۷۵۹۶.

نقش هوش هیجانی و حمایت اجتماعی در پیش بینی بهزیستی روان شناختی زنان باردار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۹
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی بهزیستی روان شناختی زنان باردار براساس هوش هیجانی و حمایت اجتماعی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشت و مامایی شهر ساوه در سال 1402 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 300 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس بهزیستی روان شناختی (RSPWB، ریف، 1989)، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS، زیمت و همکاران، 1988) و سیاهه هوش هیجانی (EQ-i، بار-ان، 1980) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین هوش هیجانی و حمایت اجتماعی با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/۰p‹). از سویی دیگر هوش هیجانی و حمایت اجتماعی در مجموع قادر به پیش بینی متغیر ملاک بودند و توانستند که 54 درصد از تغییرات بهزیستی روان شناختی در زنان باردار را تبیین کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که هوش هیجانی و حمایت اجتماعی تبیین کننده بهزیستی روان شناختی در زنان باردار هستند و بر اهمیت توجه به عوامل روانی-اجتماعی در بهبود سلامت روانی زنان باردار تأکید می کند و لزوم تقویت این عوامل را در برنامه های مراقبتی و حمایتی دوران بارداری نشان می دهد.
۳۷۵۹۷.

مقایسه اثربخشی آموزش سرمایه روان شناختی لوتانز و آموزش توانمندی های منش بر دو سو توانی سازمانی، تجربه غرقگی، توانمندسازی روان شناختی و گرایش به رفتارهای کاری انحرافی با توجه به نقش تعدیل گر قراردادهای روانی در مشاوران مدارس متوسطه اول شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: در سال های اخیر، توجه به مؤلفه های مثبت نگر در بهبود عملکرد و سلامت روان کارکنان سازمان ها، به ویژه در حوزه آموزش و مشاوره، رشد چشمگیری داشته است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش سرمایه روان شناختی لوتانز و آموزش توانمندی های منش بر دو سو توانی سازمانی، تجربه غرقگی، توانمندسازی روان شناختی و گرایش به رفتارهای کاری انحرافی انجام شد و نقش تعدیل گر قرارداد روان شناختی نیز در این رابطه مورد بررسی قرار گرفت. روش : این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه مشاوران مدارس متوسطه اول شهر قم در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه ای متشکل از ۶۰ نفر از مشاوران به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جای گزینی شدند. گروه اول آموزش سرمایه روان شناختی لوتانز (در 10 جلسه) و گروه دوم آموزش توانمندی های منش (در 12 جلسه) دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های استاندارد برای سنجش متغیرهای پژوهش بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری MANOVA، ANCOVA و آزمون اثر تعاملی در نرم افزار SPSS27 انجام شد. این پژوهش دارای کد اخلاق به شماره IR.SCU.REC.1402.091 از کمیته اخلاق پژوهشی می باشد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو نوع مداخله آموزشی منجر به افزایش معنادار دو سو توانی سازمانی، تجربه غرقگی، توانمندسازی روان شناختی و کاهش معنادار گرایش به رفتارهای کاری انحرافی شدند (p < 0.01). با این حال، آموزش توانمندی های منش نسبت به سرمایه روان شناختی لوتانز اثربخشی بیشتری در کلیه متغیرهای وابسته داشت. همچنین نقش تعدیل گر قرارداد روان شناختی در افزایش اثربخشی هر دو مداخله مورد تأیید قرار گرفت، به گونه ای که در سطوح بالاتر قرارداد روان شناختی، تأثیر مداخلات قوی تر بود. نتیجه گیری: آموزش های مبتنی بر سرمایه های مثبت روان شناختی، به ویژه آموزش توانمندی های منش، ابزار مؤثری برای ارتقاء سرمایه انسانی و کاهش آسیب های رفتاری در محیط های آموزشی هستند. بهره گیری از این مداخلات می تواند زمینه ساز بهبود دوسوتوانی، دلبستگی شغلی و توانمندسازی در میان مشاوران شود. همچنین در نظر گرفتن سطح قراردادهای روان شناختی، به عنوان مؤلفه ای سازمانی، نقش کلیدی در اثربخشی این آموزش ها دارد. پیشنهاد می شود مدیران و برنامه ریزان آموزشی، طراحی دوره های توانمندساز مبتنی بر منش و روان شناسی مثبت را در دستور کار توسعه منابع انسانی قرار دهند.
۳۷۵۹۸.

نقش میانجی سرمایه های سازمانی و سرمایه های روان شناختی در رابطه بین رهبری خدمت گزار و مدیریت منابع انسانی رفاه محور در آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۲
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی سرمایه های سازمانی و سرمایه های روان شناختی در رابطه بین رهبری خدمت گزار و مدیریت منابع انسانی رفاه محور در آموزش و پرورش بود. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را مدیران، معاونان و دبیران مقاطع متوسطه اول و دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند که از بین آنها با روش نمونه گیری تصادفی ساده 285 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مدیریت منابع انسانی رفاه محور (WBO-HRM، کوپر، 2019)، پرسشنامه رهبری خدمت گزار (SLQ، قلی پور و حضرتی، 1388)، پرسشنامه سرمایه فکری (ICQ، بونتیس، 1998) و پرسشنامه سرمایه روان شناختی (PCQ، لوتانز، 2007) بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با مدل پیشنهادی پژوهش بود. رهبری خدمت گزار، سرمایه سازمانی و سرمایه روان شناختی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی مدیریت منابع انسانی رفاه محور بودند (05/0>p). رهبری خدمت گزار به صورت مستقیم قادر به پیش بینی سرمایه سازمانی و سرمایه روان شناختی بود (05/0>p). همچنین، سبک رهبری خدمت گزار توانست از طریق سرمایه سازمانی و سرمایه روانشناختی به صورت غیرمستقیم مدیریت منابع انسانی رفاه محور پیش بینی کند (05/0>p). این نتایج نشان می دهد که رهبری خدمت گزار با توجه به نقش مهم سرمایه های سازمانی و روان شناختی می تواند تبیین کننده مدیریت منابع انسانی رفاه محور باشد و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر ضروری است.
۳۷۵۹۹.

تبیین مفهوم بازی در تربیت اسلامی بر اساس دیدگاه اندیشمندان معاصر: یک مطالعه کیفی تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم بازی در تربیت اسلامی بر اساس دیدگاه اندیشمندان معاصر انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی تفسیری و از نوع تحلیل محتوای متون بود که در سال 1404 انجام شد. جامعه پژوهش شامل آثار اندیشمندان معاصر تربیت اسلامی بود که بر اساس نمونه گیری هدفمند، دو متن شاخص یعنی تعلیم و تربیت در اسلام اثر شهید مطهری (۱۳۹۲) و تربیت دینی کودک اثر آیت الله حائری شیرازی (۱۳۹۵) به عنوان واحدهای تحلیل انتخاب شدند. داده ها از طریق تحلیل کیفی با روش کدگذاری باز، مقایسه مستمر و انتزاع مفهومی گردآوری و در نرم افزارMAXQDA تحلیل شدند. بر اساس مراحل تحلیل، ۱۸۰ واحد معنایی، ۳۸ کد اولیه، ۱۰ زیرمقوله و در نهایت چهار مقوله اصلی استخراج شد. یافته ها نشان داد که مفهوم بازی در تربیت اسلامی واجد چهار ساحت بنیادین ۱) بازی به مثابه میدان شکوفایی فطرت و تجربه لذت های معنادار، ۲) بازی به عنوان بستر سیادت، شادی و امنیت عاطفی کودک، ۳) بازی به منزله میدان آزادی هدایت شده و رشد تدریجی استقلال، و ۴) بازی به مثابه روش تربیت غیرمستقیم و ساخت شخصیت اخلاقی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بازی در اندیشه اندیشمندان معاصر اسلامی، نه فعالیتی فرعی یا صرفاً تفریحی، بلکه سازوکاری طبیعی، تدریجی و فطرت محور برای رشد همه جانبه کودک است.
۳۷۶۰۰.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ترس از شفقت، تحمل پریشانی و احساس ناکامی مادران کودکان اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۳
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ترس از شفقت، تحمل پریشانی و احساس ناکامی مادران کودکان اوتیسم بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران کودکان اوتیسم مراجعه کننده به مراکز درمانی و مشاوره شهر قم در سال 1402 تشکیل داده اند که از بین آنها 40 نفر به طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و گواه جایگذاری شدند. ابزارهای گردآوری داده شامل مقیاس ترس از شفقت گیلبرت و همکاران (2011، FCS)، مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS)، مقیاس احساس ناکامی گیلبرت و همکاران (1998، FFS) بود. گروه آزمایش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را طی هشت جلسه، هر هفته یک جلسه و به مدت 90 دقیقه دریافت نمودند. برای تحلیل داده از تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و گواه درترس از شفقت، تحمل پریشانی و احساس ناکامی مادران کودکان اوتیسم وجود داشت (05/0p<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ترس از شفقت، تحمل پریشانی و احساس ناکامی مادران کودکان اوتیسم در گروه آزمایش تأثیر داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان