فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۲۱ تا ۷٬۱۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۰
۴۰۰-۳۸۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات متعددی به بررسی اثربخشی مداخله مبتنی برذهن آگاهی در افراد مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی پرداختند. اما پژوهشی که به اثربخشی مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی در افراد مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی همراه با اختلال رفتار هنجاری پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: این پژوهش با هدف اثربخشی مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمهارگری و رفتارهای پرخطر در نوجوانان دارای اختلال کمبود توجه / فزون کنشی همراه با اختلال رفتار هنجاری صورت گرفت. روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل نوجوانان پسر 13 تا 18 سال دارای اختلال کمبود توجه / فزون کنشی همراه با اختلال رفتار هنجاری مراجعه کننده به مرکز اورژانس اجتماعی شیراز در سال 1398 بودند، با روش نمونه گیری در دسترس 26 نفر بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی (زیلوفسکا، 2012) را طی دو ماه و نیم در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه خود مهارگری تانجنی (تانجی و بائومیسر، 2004) و پرسشنامه خطرپذیری نوجوانان ایرانی (زاده محمدی، احمدآبادی، حیدری، 1390) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر از نوع طرح های آمیخته با نرم افزار SPSS (نسخه 26) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، تفاوت در دو گروه آزمایش و گواه از لحاظ نمره پس آزمون و پیگیری در متغیرخودمهارگری و رفتارهای پرخطر معنادار است (0/05 p<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، آموزش و به کارگیری تکنیک های مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند در بهبود خودمهارگری و کاهش رفتارهای پرخطر در نوجوانان دارای اختلال کم توجهی / بیش فعالی همراه با رفتارهنجاری مؤثر باشد.
رابطه توانمندی شخصیتی با بهزیستی اجتماعی، روانشناختی و معنوی با میانجی گری استفاده از توانمندی منش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۰
۴۳۵-۴۱۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: امروزه روانشناسان حوزه آموزشی به دنبال بهبود عملکرد دانش آموزان و افزایش بهزیستی آن ها در همه حوزه های اجتماعی، روانشناختی و معنوی می باشند. بنابراین یک مسئله مهم در زندگی تحصیلی دانش آموزان بهبود عملکرد اجتماعی، روانشناختی و معنوی آن ها می باشد که دغدغه اصلی روانشناسان تربیتی می باشد. اخیراً آن ها با تمرکز بر توانمندی های منش به افزایش بهزیستی اجتماعی، روانشناختی و معنوی دانش آموزان دست یافته اند. هدف: هدف از این تحقیق طراحی و آزمون الگویی از رابطه توانمندی های شخصیتی با بهزیستی اجتماعی، روانشناختی و معنوی با میانجی گری استفاده از توانمندی منش بود. روش: بدین منظور 380 نفر به صورت تصادفی چند مرحله ای از دانش آموزان پایه دوازدهم مدارس شهرستان قلعه گنج انتخاب گردید. ابزار پژوهش عبارت است از پرسشنامه ارزش ها در عمل پترسون و سلیگمن (2004)، پرسشنامه بهزیستی اجتماعی لی و کیز (1998)، پرسشنامه بهزیستی معنوی پالوتزیان (1982)، پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ناوا، ول دویلار و پنا (2018) و پرسشنامه استفاده از توانمندی منش گاوینچی و لاینلی (2007) می باشد. یافته ها: نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که توانمندی های منش رابطه مستقیمی با بهزیستی روانشناختی (0/01, p< 0/369 (B=، اجتماعی (0/01 , p< 0/201 (B=، و معنوی (01/0, p< 258/0 (B=، دارند. همچنین نتایج بوت استراپ نشان داد که رابطه غیرمستقیمی بین توانمندی های منش از طریق استفاده از توانمندی منش با بهزیستی روانشناختی )0/01 p<، 0/114 (B=، اجتماعی (0/01, p< 0/110 (B= و معنوی (0/01, p< 0/103 (B=، وجود دارد. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش، توانمندی های شخصیتی عامل مهمی در پیش بینی بهزیستی دانش آموزان در همه حیطه های آن (اجتماعی، روانشناختی و بهزیستی) می باشد که این تأثیر از طریق تشویق در به کارگیری این خصلت ها افزایش می یابد.
کیفیت زندگی بر اساس تیپ شخصیت D: نقش میانجی راهبردهای مقابله ای در مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی راهبردهای مقابله در رابطه تیپ شخصیت D و کیفیت زندگی در مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادی و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه پژوهش را کلیه مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر در سال 99-1398، ساکن کاشان تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت در دسترس 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی در بیماران روده تحریک پذیر (IBS-QOL-34) پاتریک و دراسمن (1998)، مقیاس تیپ شخصیتی D (DS-14) دنولت (2005) و مقیاس راهبردهای مقابله برای موقعیت های استرس زا (CISS) اندلر و پارکر (1990) بود. جهت تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان دادند که مدل مفروض برازش مطلوبی دارد. در این مدل تیپ شخصیت D رابطه مستقم و معناداری با راهبردهای مقابله داشت (05/0P<) و راهبردهای مقابله رابطه مستقم و معناداری با کیفیت زندگی داشت (05/0P<)، همچنین تیپ شخصیتD بصورت غیرمستقیم بواسطه راهبردهای مقابله هیجان مدار و اجتنابی قادر به پیش بینی کیفیت زندگی بود (05/0P<). بنابراین اتخاذ اقداماتی در جهت مداخلات شخصیتی و شناختی، برای بهبود کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر توصیه می گردد.
مقایسه درمان متمرکز بر شفقت و معنادرمانی بر رشد پس از سانحه در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و معنادرمانی بر رشد پس از سانحه در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری مطالعه، شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان بود که در بهار 1398 به بیمارستان آراد شهر تهران مراجعه کرده بودند و دارای پرونده پزشکی بودند. از بین آن ها 45 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در یک گروه کنترل در انتظار درمان و دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش اول و دوم هر یک به ترتیب درمان متمرکز بر شفقت (طی 8 جلسه) و معنادرمانی (طی 8 جلسه) دریافت کردند و گروه کنترل در انتظار درمان آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رشد پس از سانحه PTGI (تدسچی و کالهون، 1996) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی LSD در نرم افزار SPSS21 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت به طور معناداری باعث افزایش رشد پس از سانحه (56/122=F و 001/0=p) شده است. همچنین، معنادرمانی به طور معناداری باعث افزایش رشد پس از سانحه (9/15=F و 0004/0=p) شده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت (05/53=F و 05/0>p) تاثیر بیشتری نسبت به معنادرمانی دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، می توان از درمان متمرکز بر شفقت جهت افزایش رشد پس از سانحه به صورت موثرتری نسبت به معنادرمانی در زنان مبتلا به سرطان پستان استفاده کرد.
مدل یابی معادلات ساختاری ارتباط بین تجربه مراقبت در کودکی، حساسیت به طرد، پذیرش بی قید و شرط خود و تصور از آینده در کودکان و نوجوانان کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
150 - 159
حوزههای تخصصی:
یکی از معضلات جهانی و هشدار دهنده، پدیده کودکان کار است که باتوجه به تبعات مختلف آن این پژوهش با هدف ارزیابی مدل ساختاری پذیرش بی قید و شرط خود، حساسیت به طرد، تصور از آینده و تجربه مراقبت در کودکی در کودکان کار انجام شد. پژوهش حاضر، از نوع همبستگی بود که به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه ی این پژوهش شامل کودکان کار شهر یزد و اصفهان در سال 1399بود. از بین جامعه، نمونه ای با اندازه 160 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های پذیرش بی قید و شرط چمبرلین و هاگا (2001)، حساسیت به طرد داونی و فلدمن (1996)، انتظار از آینده مک ویرتر (2008) و تجربه مراقبت در کودکی بیفولکو، براون و هریس (1994) پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که پذیرش بی قید و شرط بر حساسیت به طرد تأثیر منفی و معنادار (05/0>P) داشت. مراقبت نامناسب در دوران کودکی با تصور از آینده رابطه منفی و معنادار و با حساسیت به طرد رابطه مثبت و معنادار داشت. همچنین حساسیت به طرد بر تصور از آینده تأثیر منفی و معنادار (05/0>P) داشت. یافته ها از تأثیر مستقیم پذیرش بی قید و شرط بر تصور از آینده حمایت نکردند. با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گرفت که با بهبود مراقبت در کودکی و کاهش حساسیت به طرد، و کار کردن بر روی پذیرش بی قید و شرط این کودکان می توان به بهبود زندگی کودکان کار کمک کرد.
تدوین عوامل فردی مثبت و منفی موثر بر آماده سازی روانی خلبانان خطوط هوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
257 - 279
حوزههای تخصصی:
آمادگی روانی خلبانان از جمله مهمترین عوامل موثر بر حفظ ایمنی پرواز است. هدف پژوهش حاضر، تدوین عوامل فردی مثبت و منفی موثر بر آماده سازی روانی خلبانان خطوط هوایی بود. پژوهش به روش کیفی انجام شد. جامعه مورد مطالعه، کلیه خلبانان یک شرکت هواپیمایی در شهر تهران در سال 1398 بودند. نمونه 10 خلبان بود که با روش هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. این روند تا کسب اشباع نظری در پاسخ به سوالات مصاحبه ادامه یافت. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. تحلیل داده ها منجر به شناسائی دو دسته عوامل فردی مثبت و منفی موثر بر آمادگی روانی خلبانان شد. در طبقه عوامل منفی موثر بر آمادگی روانی خلبانان؛ ضعف جسمانی و شخصیتی، ضعف در مدیریت فردی، دغدغه های اقتصادی و شغلی، و رفتار غیر حرفه ای شناسائی شد. در طبقه عوامل مثبت موثر بر آمادگی روانی خلبانان؛ توانمندی جسمانی و شخصیتی، اعتقادات فردی و سازمانی، نگرش مثبت به کار و زندگی، برنامه ریزی شغلی، به کار بستن مهارت ها و امکانات مدیریت فردی استخراج گردید . این مطالعه نشان داد که دو دسته عوامل فردی مثبت و منفی از جمله مهمترین مسائل مطرح در آماده سازی روانی خلبانان می باشند که میبایست مورد توجه قرار گیرند.
اثربخشی آموزش تاب آوری بر کیفیت زندگی، راهبردهای مقابله ای و سلامت روان سالمندان ساکن در سرای سالمندان مهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۵
174 - 181
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تعیین اثر بخشی آموزش تاب آوری بر کیفیت زندگی، راهبردهای مقابله ای و سلامت روان سالمندان ساکن در سرای سالمندان مهر تبریز انجام شد. این مطالعه نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه سالمندان ساکن در سرای سالمندان مهر تبریز بود، 50 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 7 هفته تحت آموزش تاب آوری قرار گرفت و در این مدت بر گروه گواه مداخله ای انجام نگرفت. پرسشنامه های راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر (1990)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) و سلامت روان گلدبرگ و هیلر (1979) به عنوان ابزارهای ارزشیابی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها به روش کوواریانس چند متغیره، نشان داد که آموزش تاب آوری بر افزایش کیفیت زندگی، تعدیل راهبردهای مقابله ای و ارتقاء سلامت روان سالمندان سرای مهر تبریز تاثیرگذار بود. در کیفیت زندگی، راهبردهای مقابله ای و سلامت روان دو گروه تفاوت معنی داری دارند(05/0> P). بنابراین یافته های این پژوهش، تلویحات عملی در موقعیت های بالینی را دارد که مورد بحث واقع شده است. کلید واژه ها: تاب آوری؛ کیفیت زندگی؛ راهبردهای مقابله ای؛ سلامت روان.
اثربخشی آموزش خودمتمایز سازی بر کیفیت دلبستگی و ناگویی هیجانی نوجوانان طلاق با اختلال رفتار برونی سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: طلاق افزون بر ازهم پاشیدگی بنیان خانواده، فرزندان را نیز با مشکلات روانی، هیجانی و رفتاری فراوانی مواجه می سازد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودمتمایزسازی بر کیفیت دلبستگی و ناگویی هیجانی نوجوانان طلاق با اختلال رفتار برونی سازی شده انجام گرفت. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان طلاق دارای اختلال رفتار برونی سازی شده بود که در دوره اول و دوم متوسطه در سال تحصیلی 99-1398 در شهر شهرکرد مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش تعداد 40 نوجوان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروههای آزمایش و گواه گمارده شدند (20 نوجوان در گروه آزمایش و 20 نوجوان در گروه گواه). گروه آزمایش مداخله آموزش خودمتمایزسازی (کاظمیان و اسمعیلی، 1391) را طی دو و نیم ماه در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پس از شروع مداخله 4 نوجوان در گروه آزمایش و 3 نوجوان در گروه گواه، از ادامه دریافت مداخله انصراف دادند. پرسش نامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل سیاهه رفتاری کودکان و نوجوانان (آخنباخ و رسکورلا، 2001)، پرسش نامه کیفیت دلبستگی (آرمسدن و گرینبرگ، 1987) و پرسش نامه ناگویی هیجانی (بگبی، پارکر و تیلور، 1994) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش خودمتمایزسازی بر کیفیت دلبستگی و ناگویی هیجانی نوجوانان طلاق با اختلال رفتار برونی سازی شده تأثیر معنادار دارد (p<0/001). بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بیانگر آن بودند که آموزش خودمتمایزسازی با بهره گیری از فنونی همانند متمایز ساختن باورهای منطقی و غیرمنطقی، مجهز ساختن اعضا به مهارت های خاص ارتباطی و پذیرفتن مسئولیت می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود کیفیت دلبستگی و کاهش ناگویی هیجانی نوجوانان طلاق با اختلال رفتار برونی سازی شده مورد استفاده قرار گیرد.
ساخت، رواسازی و اعتباریابی پرسش نامه رفتار خودشکن تحصیلی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۷
81 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: رفتارهای خودشکن، اعمالی هستند که آگاهانه و از روی عمد انجام می شوند و با وجود پیامدهای مثبت، در نهایت منجربه شکست می شوند. این پژوهش با هدف ساخت، رواسازی و اعتباریابی پرسش نامه رفتارخودشکن تحصیلی انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری، شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ بود و نمونه پژوهش ۱۲۶۵نفر (۵۴۸ پسر و ۷۱۷ دختر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. در ساخت پرسش نامه از مطالعات پیشین رفتار خودشکن تحصیلی، پرسش نامه رفتار خودشکن کانینگهام (54) و بررسی مؤلفه های آن بر اساس ادبیات نظری استفاده شد. برای بررسی روایی سازه، داده های به دست آمده به دو گروه (۶۳۳ و۶۳۲ نفر) تقسیم شد.داده های گروه اول برای تحلیل عامل اکتشافی و داده های گروه دوم برای تحلیل عامل تأییدی به کار گرفته شد.
یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد ۳۵ گویه بر ۳ عامل شامل«اهمال کاری/خود ناتوان سازی»، «ناتوانی در جهت گیری هدف/عملکردی» و«ارزیابی نادرست از خود» بارگذاری شدند که در مجموع توانستند ۳۸/۰ درصد از واریانس آزمون را تبیین کنند. پس از تلفیق گویه ها تحلیل عاملی تأییدی نشان از برازش خوب مدل با داده ها داشت.هم چنین، همسانی درونی کل پرسش نامه معادل ۸۵/۰ بود.
بحث و نتیجه گیری: این پرسش نامه برای بررسی رفتار خودشکن تحصیلی ساخته شده است و نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد که پرسش نامهیاد شده از روایی و پایایی مطلوب بر خوردار و برای سنجش رفتارخودشکن تحصیلی در کنار ابزارهای تشخیصی دیگر مناسب است.
اثربخشی مداخله شناختی -رفتاری بر تجربه سوگ، افسردگی و اضطراب بستگان قربانیان بیماری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
63 - 76
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی مداخله شناختی رفتاری بر تجربه سوگ، افسردگی و اضطراب بستگان قربانیان بیماری کووید-19 انجام شد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع روش آمیخته (کمی، کیفی) بود. جامعه آماری شامل تمامی مردان و زنان بالای 18 سال در شهر شیراز بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس استفاده شد افرادی که بیش از 4 ماه ازتجربه سوگ آنان گذشته و با اجرای پرسشنامه تجربه سوگ، نمره بالای 68 را کسب نمودند به عنوان نمونه انتخاب شدند پس از انجام مصاحبه و تحلیل کیفی به منظور مقایسه گروه آزمایش و کنترل از پرسشنامه افسردگی بک و اضطراب وجودی گود استفاده شد. نتایج آماره یومان ویتنی و ویل کاکسون نشان داد که درمان شناختی رفتاری بر تجربه سوگ، افسردگی و اضطراب بستگان قربانیان بیماری کووید-19 اثربخشی معناداری داشته است بر اساس نتایج به دست آمده درمان شناختی رفتاری بر تجربه سوگ، افسردگی و اضطراب وجودی در بستگان قربانی کرونا مؤثر است. این روش میتواند به صورت فردی و گروهی برای مشکلات مورد استفاده قرار گیرد و باعث ارتقاء سلامت روانی و واکنش های مؤثر و سازگارانه افراد در برابر رویدادهای آسیب زای زندگی شود.
تبیین «مدل عملکردی انفاق» در «کاهش حزن و خوف» بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین «مدل عملکردی انفاق» در کاهش «خوف» و «حزن» بر اساس منابع اسلامی می باشد. این پژوهش، به این سوال پاسخ داده است که، «انفاق بر اساس چه مدل عملکردی، خوف و حزن را در انسان کاهش می دهد؟» برای پاسخ به این سوال بر اساس نظریه «حوزه های معنایی» مفهوم «انفاق» بر اساس آیات و روایات واکاوی شد؛ بدین منظور، آیات و روایات مربوط به انفاق، صدقه، بخل، شحّ و سخاوت مورد بررسی قرار گرفت؛ برای فهم روانشناختی مولفه ها، از «طبقه تحلیل» استفاده شد؛ مولفه های به دست آمده، در طبقاتِ «جهت گیری ها»، «رفتارها»، «تجربه ها» و «کارکردها» تنظیم شدند. یافته ها نشان داد که: 1. عدم حزن و خوف تجربه ای است درونی و تطابق کامل با عینیت های بیرونی ندارد؛ 2. یافته های مربوط به انفاق در «طبقات تحلیل» جای گرفتند؛ 3. این طبقات عبارت بودند از: «جهت گیری ها»، «رفتارها»، «تجربه ها» و «کارکردها»؛ 4. اگر انفاق با رویکرد قرآنی صورت پذیرفته و در طبقات چهارگانه، انطباق با قرآن داشته باشد، «کارکردهای روانشناختی» و «آثار تکوینی» مشخصی را به دنبال خواهد داشت؛ 5. یکی از «کارکردهای روانشناختی» اش عبارت است از «کاهش حزن» و «کاهش خوف» در شخصِ انفاق کننده.
مدل ارتباط بین اضطراب، استرس و افسردگی با ادراک درد با نقش واسطه ای تاب آوری در بیماران مبتلا به درد مزمن یکی از بیمارستان های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
39 - 64
حوزههای تخصصی:
درد مزمن، وضعیتی شایع و ناتوان کننده است که در جهت فهم، تشخیص و درمان آن تلاش چندانی صورت نگرفته است. هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل ارتباط بین اضطراب، استرس و افسردگی با ادراک درد با نقش واسطه ای تاب آوری در بیماران مبتلا به درد مزمن است. روش تحقیق همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه این پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به درد مزمن بیمارستان الغدیر شهر تبریز در سال 1399 تشکیل دادند که از این جامعه 300 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسش نامه اضطراب، افسردگی و استرس لایبوند و لایبوند (1995)، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و ﭘﺮﺳﺸ ﻨﺎﻣﻪ ﺗﺠﺪیﺪﻧﻈﺮﺷﺪﻩ ﺩﺭﺩ ﻣک ﮔیﻞ ملزاک (1997) استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که بین اضطراب، افسردگی و استرس با تاب آوری رابطه معکوس و با ادراک درد رابطه مثبت وجود دارد. بین تاب آوری و ادراک درد رابطه معکوس وجود دارد. همچنین اضطراب، افسردگی و استرس با واسطه گری تاب آوری بر ادراک درد نقش پیش بینی کنندگی دارد. نتیجه می گیریم که متغیرهای اضطراب، افسردگی و استرس هم به صورت مستقیم بر ادراک درد تأثیر داشته و هم از طریق تقویت نقش واسطه ای تاب آوری می توانند بر ادراک درد در بیماران مبتلا به درد مزمن بکاهند.
اثربخشی درمان مثبت نگر بر آشفتگی روان شناختی و گرایش به اعتیاد در سربازان مصرف کننده مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
185 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مثبت نگر بر آشفتگی روان شناختی و گرایش به اعتیاد در سربازان مصرف کننده مواد انجام شد. روش: جامعه آماری موردمطالعه شامل تمامی سربازان مصرف کننده مواد شهر کرج بود که از این میان، 30 نفر از سربازانی که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که به صورت گمارش تصادفی، ۲ گروه 15 نفره آزمایش و کنترل گزینش شدند که گروه آزمایش، 8 جلسه آموزش روان درمانی مثبت نگر دریافت کرد و گروه کنترل، هیچ مداخله ای دریافت نکرد. شرکت کنندگان با پرسش نامه استعداد اعتیاد وید و همکاران (1992) و پرسش نامه آشفتگی روان شناختی کسلر و همکاران (2003) ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر به وسیله نسخه 23 نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: مقایسه میانگین ها نشان داد مداخله در تغییر نمرات آشفتگی روان شناختی و گرایش به اعتیاد موثر عمل کرده است. تفاوت ها از پس آزمون به پیگیری معنادار نیستند (05/0<P)؛ به این معنا که اثرات درمانی در طول زمان ثبات داشته اند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت آموزش درمان مثبت نگر بر آشفتگی روان شناختی و گرایش به اعتیاد در سربازان مصرف کننده مواد اثربخش بوده است و این اثربخشی در طول زمان ثبات داشته است.
اثربخشی تصویرسازی هیپنوتیزمی بر عملکرد ورزشی ورزشکاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
57 - 75
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی تصویرسازی هیپنوتیزمی بر عملکرد ورزشی ورزشکاران بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی که از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل قایقرانان هیات استان تهران در سال 1400 بود. با توجه به ماهیت نیمه آزمایشی بودن پژوهش، نمونه پژوهش شامل 30 نفر (17 نفر خانم و 13 نفر آقا) از قایقرانان بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه، کنترل (15 نفر، شامل هشت نفر خانم و هفت نفر آقا) و آزمایش (15 نفر، شامل نه نفر خانم و شش نفر آقا) قرار گرفتند. در این پژوهش به منظور جمع آوری اطلاعات از رکورد ورزشکاران و برای بررسی فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که تصویرسازی هیپنوتیزمی بر عملکرد ورزشی تأثیر دارند و منجر به بهبود عملکرد ورزشکاران شده است )05/0>p). با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که یکی از روش های مؤثر در بهبود عملکرد ورزشی قایقرانان تصویرسازی هیپنوتیزمی است.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه هدف های پیشرفت معلمان در کار: ساختار عاملی، روایی و پایایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۱شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
92 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف آزمون روان سنجی نسخه کوتاه پرسشنامه اهداف پیشرفت معلمان در کار (TAGWQ، پاپایانو و چریستودولیس، 2007) در گروهی از معلمان ایرانی انجام شد. روش : در مطالعه همبستگی حاضر، 360 معلم (200 زن و 160 مرد) به نسخه کوتاه پرسشنامه هدف های پیشرفت معلمان در کار، سیاهه هیجان معلم (TEI، چن، 2016) و مقیاس بهزیستی عاطفی وابسته به شغل (JAWS، وتکاتویک، فاکس، اسچکتر و کیلووی، 2000) پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی نسخه کوتاه پرسشنامه هدف های پیشرفت معلمان در کار از روش آماری تحلیل عاملی تأییدی و به منظور بررسی همسانی درونی پرسشنامه از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین، به منظور مطالعه روایی سازه نسخه کوتاه پرسشنامه هدف های پیشرفت معلمان در کار، ضرایب همبستگی بین وجوه این پرسشنامه با ابعاد مختلف هیجانات معلم و بهزیستی عاطفی وابسته به شغل، گزارش شد. یافته ها : نتایج تحلیل تاییدی نشان داد که نسخه سه عاملی پرسشنامه هدف های پیشرفت معلمان شامل جهت گیری های هدفی تسلطی، عملکردی و اجتنابی با داده ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین جهت گیری های هدفی با هیجانات معلم و بهزیستی عاطفی، از روایی همزمان نسخه کوتاه پرسشنامه هدف های پیشرفت معلمان در کار، به طور تجربی حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی هدف های پیشرفت تسلطی، عملکردی و اجتنابی به ترتیب برابر با 80/0، 79/0 و 78/0 به دست آمد. نتیجه گیری : در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که نسخه کوتاه پرسشنامه هدف های پیشرفت معلمان برای سنجش سازه انگیزشی جهت گیری های هدفی در معلمان ایرانی، ابزاری روا و پایا بود.
نقش واسطه گری گری تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین شیوه های مقابله ای و سلامت اجتماعی در مادران دارای کودکان با نیازهای ویژه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات اسلامی ایرانی خانواده سال ۲ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
86 - 95
حوزههای تخصصی:
هدف : تنظیم شناختی هیجان در مناسبات اجتماعی نقش مهمی دارد و می تواند سلامت اجتماعی جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه گری تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین شیوه های مقابله ای و سلامت اجتماعی در مادران کودکان با نیازهای ویژه بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری این تحقیق تمام مادران دارای کودک با نیازهای ویژه شهرستان نوشهر بود. حجم نمونه 148 نفر بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه شیوه ای مقابله ای لازاروس و فولکمن (۱۹۸۸)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گراس و جان (2003) و پرسشنامه سلامت اجتماعی کییز (۲۰۰۴) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار، ضریب همبستگی و تحلیل مسیر با نرم افزارهای SPSS نسخه 24 و Amos نسخه 23 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تنظیم شناختی هیجان در ارتباط بین شیوه های مقابله ای و سلامت اجتماعی، نقش واسطه ای دارد (01/0 >p). نتیجه گیری: می توان نتیجه گیری کرد، تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین شیوه های مقابله ای و سلامت اجتماعی نقش واسطه ای دارد.
بررسی اثربخشی آموزش هیجان مدار مبتنی بر رویکرد (HMT-LMG) بر تنظیم هیجان و حل تعارض والد-نوجوان دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش رویکرد هیجان مدار مبتنی بر رویکرد «محکم در آغوشم بگیر، رهایم کن» بر تنظیم هیجان و حل تعارض والد-نوجوان انجام گرفت. روش : روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر 17-14 ساله نواحی هفت گانه شهر مشهد در سال تحصیلی 1400- 1399 (12018 نفر) بودند. با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، هشت آموزشگاه مقطع متوسطه به صورت تصادفی انتخاب شدند. تعداد دانش آموزان این آموزشگاه ها (1425) نفر بودند. از پرسشنامه مقیاس نگرش به فرزند، نسخه ی مادر (CAMS) به عنوان آزمون غربالگری و با هدف شناسایی تعارضات والد-فرزندی استفاده شد. سپس از بین دانش آموزان داوطلب تعداد 30 دانش آموز همراه با مادر انتخاب شده و به صورت گزینش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 زوج مادر-دختر) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها همچنین از دو پرسشنامه ی تاکتیک های تعارض موری اشتراوس (CP) فرم تعارض با والدین و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز و رومئر (2004) به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. هر دو گروه آزمایش و کنترل پرسشنامه های مذکور را تکمیل و سپس گروه آزمایش به مدت پنج جلسه در جلسات آموزشی رویکرد هیجان مدار مبتنی بر مدل «محکم در آغوشم بگیر، رهایم کن» آیکین و آیکین (2017) قرار گرفتند. سپس هر دو گروه پرسشنامه های پژوهش را به عنوان پس آزمون تکمیل و در نهایت، داده ها با تحلیل واریانس چندمتغیری با اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-21 تجزیه وتحلیل شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که اثر زمان، گروه و تعامل زمان در گروه آزمایش برای مؤلفه های حل تعارض و رویکردهای تنظیم هیجان معنادار بوده است.
اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری مجازی بر حساسیت اضطرابی و نظم جویی هیجانی در زمان پاندمی کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری مجازی بر حساسیت اضطرابی و نظم جویی هیجانی افراد مراجعه کننده به شبکه بهداشت و درمان عصمتیه کاشمر زمان پاندمی کووید-19 بود. روش: روش این پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد مراجعه کننده به شبکه بهداشت و درمان عصمتیه شهرستان کاشمر در سال 1399 بود. از این جامعه آماری تعداد 150 نفر به روش نمونه گیری داوطلبانه و در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. آن ها به پرسشنامه حساسیت اضطرابی و نظم جویی هیجانی پاسخ دادند (پیش آزمون) سپس از بین کسانی که معیارهای ورود به پژوهش (تمایل به شرکت در پژوهش، کسب نمره معیار در پرسشنامه ها، عدم ابتلا به بیماری روانی و جسمانی حاد، دسترسی به شبکه های مجازی) را داشتند، به روش نمونه گیری تصادفی تعداد 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 30 نفر). گروه آزمایش به مدت 12 جلسه تحت گروه درمانی شناختی رفتاری به صورت مجازی قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. در پایان مجدداً هر دو گروه به ابزارهای پژوهش پاسخ دادند (پس آزمون). برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که بین نمرات گروه آزمایش و کنترل در مقیاس های حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجان در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (05/0> p ). بر اساس یافته های این پژوهش نتیجه می شود که گروه درمانی شناختی رفتاری مجازی می تواند یک مداخله موثر جهت کاهش حساسیت اضطرابی و افزایش نظم جویی هیجانی افراد در زمان پاندمی کووید-19 قلمداد شود.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی – رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت بر کاهش رفتارهای پرخطر در معتادان افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۱شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
134 - 113
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی – رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت بر کاهش رفتارهای پرخطر در معتادان ترک افیونی صورت گرفت. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل است. جامعه ی آماری شامل کلیه افراد وابسته به مواد افیونی مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد وابسته به شبکه بهداشت و درمان شهرستان سرپل ذهاب در نیمه اول سال 1396 بود، به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 36 نفر با تشخیص وابستگی به مواد افیونی بر اساس معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری نسخه پنجم، از افرادی که داوطلب دریافت خدمات درمانی و واجد معیارهای ورود بودند، به صورت تصادفی (12 نفر گروه آزمایش اول، 12 نفر گروه آزمایش دوم و 12 نفر گروه کنترل) انتخاب شدند. از مصاحبه بالینی ساخت یافته DSM-5 نسخه ی بالینی (SCID-5)، مصاحبه بالینی ساخت یافته DSM-5 نسخه ی بالینی (SCID-5-PD) و مقیاس پیش بینی از بازگشت برای جمع آوری داده ها استفاده شد. روش درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت در 8 جلسه 2 ساعته و روش درمان شناختی- رفتاری در 12 جلسه 90 دقیقه ای در گروه های آزمایشی اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت در کاهش رفتارهای پرخطر در معتادان افیونی تفاوت معناداری وجود ندارد، اما در مقایسه با گروه کنترل این تفاوت معنادار است. نتیجه گیری: گروه درمانی شناختی-رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت از روش های درمانی تاثیرگذار بر کاهش رفتارهای پرخطر در معتادان افیونی است.
بررسی اثربخشی بازی درمانی با رویکرد شناختی- رفتاری تلفیق شده با درمان آدلری بر مشکلات رفتاری کودکان دارای اختلال اضطراب فراگیر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۰
109 - 119
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری تلفیق شده با درمان آدلری بر مشکلات رفتاری کودکان ۶ تا ۱۲ ساله مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر صورت گرفته است. روش : این پژوهش بصورت شبه آزمایشی بوده و جامعه آماری آن همه مراجعه کنندگان به مرکز مشاوره گلشن راز شهر میبد بود که برای انجام پژوهش از بین آنها ۳۰ کودک ۶ تا ۱۲ ساله مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گروه کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان با استفاده از پرسش نامه اضطراب اسپنس- فرم والدین غربال شدند و از پرسشنامه مشکلات رفتاری آخنباخ در مرحله پیش آزمون و پس آزمون جهت تشخیص مشکلات رفتاری و تعیین اثربخشی مداخله استفاده شد. برای گروه آزمایش ۱۱ جلسه درمان انجام گرفت و برای گروه کنترل هیچگونه درمانی صورت نگرفت. فرضیه ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها : میزان تأثیر برای مشکلات رفتاری کل (۹۲۵/0)، برای مشکلات رفتاری درونی سازی شده (۹۲۱/۰) و برای مشکلات رفتاری برونی سازه شده (۶۳۱/۰) بدست آمد. نتیجه گیری : این نتایج بیانگر آن است که بازی درمانی- شناختی رفتاری تلفیق شده با درمان آدلری میتواند بر مشکلات رفتاری کودکان دارای اختلال اضطراب فراگیر اثربخش باشد.