ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۸۱ تا ۲٬۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۲۷۸۱.

Examining the Role of Social Networks and Subjective Norms within Rusbult's Investment Model Framework to Predict the Stability of Marital Relationships in Divorce-Seeking Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
Objective: The primary aim of this study was to integrate the role of social networks and subjective norms into the theoretical framework of the investment model of relationships to predict marital stability among divorce-seeking couples in the city of Ilam. Methods: This research employed a correlational design. The statistical population included all divorce-seeking couples in Ilam during 2019–2020 who visited family courts, counseling centers, and divorce registry offices. A sample of 160 participants was selected using convenience sampling. Data collection utilized the following instruments: the Marital Instability Index (Edwards et al., 1987), the Social Networks in Marital Relationships Scale (researcher-developed, 2019), the Subjective Norms in Marital Relationships Scale (researcher-developed, 2019), and Rusbult’s Investment Model Scale (1980). Data analysis was conducted using path analysis via AMOS version 23. Findings: The findings indicated that the tested model exhibited acceptable fit. Significant positive correlations were found between marital satisfaction and marital commitment, while significant negative correlations were observed between the quality of alternative relationships and marital commitment. Additionally, relationship investment and marital commitment were significantly positively correlated. A significant relationship was identified between marital commitment and marital instability at the level of p<0.05. However, no significant relationship was observed between social networks and marital commitment or between subjective norms in marital relationships and marital commitment. Furthermore, the results demonstrated that marital commitment mediated the relationship between satisfaction with the relationship and marital instability (p≤.05), the quality of alternative relationships and marital instability (p≤.05), relationship investment and marital instability (p≤.01), and subjective norms and marital instability (p≤.05). However, marital commitment did not significantly mediate the relationship between the influence of social networks in marital relationships and marital instability. Conclusion: Based on the findings and the role of subjective norms and social networks within Rusbult’s investment model, the results of this study can be utilized in counseling centers to enhance and prevent the instability of marital relationships.
۲۷۸۲.

Effectiveness of Neurofeedback Therapy on Emotional Processing, Irrational Beliefs, and Aggression in Female Patients with Generalized Anxiety Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
Objective: The present research aimed to examine the effectiveness of neurofeedback therapy on emotional processing, irrational beliefs, and aggression in patients with generalized anxiety disorder. Method: This study was a quasi-experimental pre-test, post-test, and follow-up design with a control group. The research population comprised all women with generalized anxiety disorder visiting psychiatric treatment centers in Golpayegan in the first half of 2019, from which 30 female patients were purposefully selected based on inclusion criteria and randomly assigned to either the experimental or control groups. The experimental group received eight 30-minute sessions of neurofeedback therapy. Meanwhile, the control group did not receive this intervention during the research process. The questionnaires used in this research included the Spitzer Generalized Anxiety Scale (2006), the Baker Emotional Processing Scale (2007), the Jones Irrational Beliefs Questionnaire (1968), and the Buss and Perry Aggression Questionnaire (1992). Data were analyzed using repeated measures analysis of variance with SPSS-24 software. Findings: The results of the data analysis indicated that neurofeedback therapy significantly affected emotional processing (F=10.89, P<0.001), irrational beliefs (F=10.83, P<0.001), and aggression (F=8.16, P<0.008). Conclusion: Given the confirmed effectiveness of neurofeedback therapy on emotional processing, irrational beliefs, and aggression in patients with generalized anxiety disorder, it is recommended that workshops be organized to familiarize counselors and therapists more thoroughly with the principles and techniques of this treatment in the field of this disorder.
۲۷۸۳.

اثربخشی آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری بر تغییر سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی مادران کودکان دبستانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۸
در این پژوهش اثربخشی آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری بر تغییر سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی مادران کودکان دبستانی شهر تهران موردبررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران دانش آموزان مدارس دولتی مقطع دبستان منطقه 3 شهر تهران که در سال 1393-94 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر از این جامعه بود، که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب گردید. و افراد به طور گمارش تصادفی به دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه تقسیم شد. برای سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی، به ترتیب پرسشنامه هازن شیور برای دل بستگی و پرسشنامه الکسیس جی. واکر و لیندا تامپسون برای مقیاس صمیمیت به کاربرده شد. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است که پس ازآنتخاب گروه آزمایش و گواه، مداخله آزمایشی (آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری) بر روی گروه آزمایش به مدت 10 جلسه ی 70 دقیقه ای و یک جلسه در هفته اجرا گردید، و پس از اتمام برنامه ی آموزشی از هر 2 گروه پس آزمون به عمل آمد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده علاوه بر آمار توصیفی از آمار استنباطی تحلیل کوواریانس یک راهه استفاده شد و یافته های به دست آمده نشان داد که آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری باعث بهبود سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شده است. و نتیجه می گیریم که این آموزش ها می تواند بر بهبود سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی مؤثر باشد.
۲۷۸۴.

شیوع افسردگی و عوامل مرتبط جمعیت شناختی و اجتماعی-اقتصادی، پس از همه گیری کرونا: یک مطالعه ملّی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۸
اهداف مطالعات متعددی درزمینه بررسی شیوع افسردگی انجام شده است. این تحقیقات عمدتاً به سال های گذشته و دوران اوج همه گیری کرونا بازمی گردند. اکنون با گذشت زمان و بازگشت به شرایط نسبتاً با ثبات، اطلاعاتی از وضعیت کنونی سلامت روان جامعه در دسترس نیست. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی شیوع افسردگی و عوامل جمعیت شناختی و اجتماعی-اقتصادی مرتبط با آن در افراد 15 سال به بالا در جمهوری اسلامی ایران انجام شد. مواد و روش ها پژوهش حاضر ازنظر هدف بنیادی و از نوع توصیفی تحلیلی بود که در اسفند و فروردین سال 1402 انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد 15 ساله و بالاتر ساکن ایران بودند که از میان آن ها 2892 نفر به شیوه ی نمونه گیری طبقه ای نسبی، برای نمونه پژوهشی انتخاب شدند و با پرسش نامه سلامت بیمار (2003) به صورت تلفنی و با مصاحبه ارزیابی شدند. سپس داده های حاصل با استفاده از آزمون تی مستقل و رگرسیون لجستیک چندگانه، از طریق نسخه 21 بسته آماری برای علوم اجتماعی و نرم افزار R تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها میانگین سنی پاسخ دهندگان 43/6 سال (42/6 برای زنان و 44/7 برای مردان) بود. درمجموع، 42/1 درصد کل افراد، 39/6 درصد از مردان و 44/6 درصد از زنان دارای نمره ای در محدوده افسردگی بیمارگون براساس پرسش نامه سلامت بیمار 2 سؤالی بودند و میانگین نمره افسردگی آنان به ترتیب 1/83±2/25 و 1/71±2/52 بود. همچنین براساس نتایج حاصل از تحلیل چندمتغیری، مجرد (1/51=OR و 95 فاصله اطمینان 1/15-1/98)، بیوه (1/50=OR و 95 فاصله اطمینان 1/06-2/12)، و مطلقه بودن (1/67=OR و 95 فاصله اطمینان 1/07-2/67)، بیکاری (1/50=OR و 95 فاصله اطمینان 1/09-2/05) و قرار داشتن در گروه سنی 25 تا40 سال (1/39=OR و 95 فاصله اطمینان 0/99-1/96)بخت وقوع افسردگی را افزایش می دهد، درحالی که صاحبخانه بودن (0/74=OR و 95 فاصله اطمینان 0/62-0/88) و داشتن تحصیلات دانشگاهی (0/65=OR و 95 فاصله اطمینان 0/50-0/84)بخت وقوع افسردگی را کاهش می داد. نتیجه گیری نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده شیوع نسبتاً بالای افسردگی در دوران پساکرونا در ایران است. همچنین مطالعه حاضر تأیید کرد که عوامل جمعیت شناختی و اجتماعی-اقتصادی نقش مهمی در شیوع افسردگی دارند. جوانان (25 تا 40 سال)، افراد بیکار، مجرد، مطلقه یا بیوه در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی قرار دارند، درحالی که تحصیلات دانشگاهی و صاحبخانه بودن عوامل محافظت کننده افسردگی محسوب می شوند. تفاوت های مشاهده شده در میزان افسردگی بین مردان و زنان، پس از بررسی تأثیر سایر متغیرها نشان داد نقش های اجتماعی زنان به جای جنسیت، ممکن است علت اصلی تفاوت در میزان افسردگی باشد. علاوه براین، نتایج نشان داد شیوع افسردگی میان ساکنان شهرها و روستاها تفاوت معنی داری ندارد. همچنین درآمد بالاتر به دلیل تحصیلات بالاتر یا صاحبخانه بودن با خطر کمتری برای افسردگی همراه بود. این یافته ها بر اهمیت توجه به مجموعه وسیعی از عوامل مؤثر بر افسردگی در سیاست گذاری ها و مداخلات سلامت روان تأکید می کنند.
۲۷۸۵.

بررسی نقش واسطه ای فرزندپروری ذهن آگاه در ارتباط بین افسردگی مادر و مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی از مهم ترین چالش های روان شناختی دوران کودکی محسوب می شوند که می توانند بر سلامت روانی و اجتماعی کودک در آینده تأثیرگذار باشند. افسردگی مادر به عنوان یکی از عوامل کلیدی در شکل گیری این مشکلات مطرح شده است، اما مکانیسم های زیربنایی این ارتباط به طور کامل شناخته نشده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای فرزندپروری ذهن آگاه در ارتباط بین افسردگی مادر و مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی کودک انجام شد. مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک دبستانی در شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود که از میان آن ها ۳۸۵ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس(DASS-21) (آنتونی وهمکاران،1998) ، پرسشنامه ی فرزندپروری ذهن آگاهانه (MIPQ) (مک کافری،ریتمن وبلک،2015) و سیاهه رفتاری کودک (CBCL) (آخنباخ و رسکورلا،2001) بود که توسط مادران تکمیل شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS23 و لیزرل 8 مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. یافته ها نشان داد که افسردگی مادر با مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی کودک ارتباط مثبت و معناداری دارد. همچنین، مشخص شد که مؤلفه "بودن در زمان حال با کودک" (یکی از ابعاد فرزندپروری ذهن آگاه) نقش واسطه ای معناداری در این رابطه دارد. به گونه ای که افسردگی مادر از طریق کاهش حضور ذهن او در تعامل با کودک، موجب افزایش مشکلات شناختی-هیجانی در کودک می شود.نتایج این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارت های ذهن آگاهی به والدین، به ویژه مهارت "بودن در زمان حال با کودک"، به عنوان عاملی مؤثر در کاهش تأثیرات منفی افسردگی مادر بر مشکلات شناختی-هیجانی کودک تأکید دارد. بر این اساس، پیشنهاد می شود که برنامه های مداخله ای در حوزه سلامت روان کودک و خانواده، توجه ویژه ای به تقویت فرزندپروری ذهن آگاه در والدین داشته باشند.
۲۷۸۶.

اثربخشی مداخله مبتنی بر درمان چندسیستمی در درمان مشکلات سلوک همراه با خودجرحی غیرخودکشی گرا: یک گزارش موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۷۹
اهداف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر درمان چندسیستمی به عنوان یک درمان فشرده خانواده محور و بر پایه اجتماع است که باهدف بهبود مشکلات سلوک و خودجرحی غیرخودکشی گرا یک نوجوان مبتلابه اختلال سلوک انجام شده است. مواد و روش ها درمان جو یک نوجوان ۱۷ ساله بود که ملاک DSM IV-TR برای اختلال سلوک همراه با رفتارهای خودجرحی غیرخودکشی گرا (NSSI) را داشت. یک خط پایه ۴ هفته ای و طرح اندازه گیری مکرر ( در ضمن ۵ ماه مداخله و ۳ ماه پیگیری) به کار گرفته شد. از خرده مقیاس های قانون شکنی و پرخاشگری نظام های ارزیابی مبتنی بر تجربه آخنباخ (ASEBA) و نیز آزمون گویه هایی درباره خودجرحی (ISAS) در خلال دوره های خط پایه، درمان و پیگیری استفاده شد. یافته ها MST-BI به بهبودی در رفتارهای قانون شکنانه، پرخاشگرانه و نیز کاهش در رفتارهای خودجرحی غیرخودکشی گرا انجامید. این دستاوردهای درمانی در دوره 3 ماه پیگیری ماندگار بودند. نتیجه گیری MST-BI توانایی درمان مشکلات سلوک و رفتارهای خودجرحی غیرخودکشی گرا در میان نوجوانان دچار اختلال سلوک را دارد. ۶۰۰,۱
۲۷۸۷.

اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر دشواری در تنظیم هیجان در افراد مبتلا به افسردگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۶
مقدمه: یکی از شایع ترین اختلال های روان شناختی حال حاضر دنیا افسردگی است، و به نظر می رسد که یکی از مؤلفه های مهم در ابتلا یا حفظ افسردگی، دشواری در تنظیم هیجان است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر دشواری در تنظیم هیجان در افراد مبتلا به افسردگی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را تمام بیماران دارای تشخیص افسردگی مراجعه کننده به کلینیک درمانی یارا در سال 1401 در شهر تهران تشکیل دادند که از میان آنها 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و گواه جایدهی شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک (1961) و مقیاس دشواری های تنظیم هیجان گراتز و روئمر (۲۰۰۴) بود. شرکت کنندگان گروه مداخله 12 جلسه 60 تا 180 دقیقه ای، روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده را دریافت کردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد تفاوت میانگین نمرات مؤلفه های دشواری در تنظیم هیجان در مراحل پیش آزمون- پس آزمون و پیش آزمون- پیگیری به لحاظ آماری معنادار (05/0>P)، اما تفاوت میانگین آن نمرات در مراحل پس آزمون- پیگیری غیر معنادار است (05/0<P). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت منجر به کاهش دشواری در تنظیم هیجان در مبتلایان به افسردگی می شود. آگاهی مشاوران، روانشناسان و سایر متخصصان از این درمان بر فرآیندهای تنظیم هیجان و مکانیسم های دفاعی در بیماران افسرده می تواند کمک کننده باشد.
۲۷۸۸.

مقایسه اثربخشی درمان راه حل محور و روایت درمانی بر تحمل پریشانی مادران دارای فرزند مبتلا به بیماری سلیاک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۸
زمینه و هدف: بیماریهای مزمن و لاعلاج ازجمله سلیاک تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی بیماران و خانوادههای آنان دارد و ابتلای فرزندی به سلیاک میتواند عامل تهدید کنندهای برای سلامت روان مراقبان آنان بویژه مادرانشان باشد؛ از این جهت که این افراد اضطراب و فشارروانی زیادی را متحمل میشوند؛ لذا هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان راهحلمحور و روایتدرمانی بر تحملپریشانی مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک بود. مواد و روشها: پژوهش حاضر، از نوع مداخلهی نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری 3 ماهه با دو گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری مادران دارای حداقل یک فرزند مبتلا به سلیاک و عضو انجمن سلیاک ایران در اصفهان بودند. از بین آنها، 60 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 20 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش اول درمان راهحلمحور و گروه آزمایش دوم روایتدرمانی را در قالب 8 جلسه 90 دقیقهای دریافت نمودند، گروه کنترل هیچ مداخلهای نگرفت. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه تحملپریشانی گاهر و سیمون(2005) در هرسه مرحله استفاده گردید. دادهها در نرمافزارspss26 به روش واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: هر دو مداخله منجر به افزایش معنادار تحملپریشانی در مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک شد(P<0.01). همچنین، در مرحله پسآزمون بین اثربخشی دو مداخله بر تحمل پریشانی در دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت. این نتایج در طول مرحله پیگیری پایدار باقی ماند(P<0.01). نتیجهگیری: هر دو درمان راهحلمحور و روایتدرمانی میتوانند بعنوان مداخلاتی سودمند برای افزایش تحملپریشانی در مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک بهکار گرفته شوند
۲۷۸۹.

اثربخشی برنامه آموزش ذهن آگاهی مثبت بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و تعداد حملات تشنجی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال شبه صرع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مثبت بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و تعداد حملات تشنجی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال شبه صرع انجام گرفت. این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح سری های زمانی یک گروه و بدون گروه گواه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل نوجوانان 14 تا 18 سال مبتلا به اختلال شبه صرع شهر اصفهان در سال 1401 بود. در این پژوهش 7 دختر نوجوان مبتلا به اختلال شبه صرع با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. این گروه، برنامه آموزشی ذهن آگاهی مثبت را در 8 جلسه دریافت نمود. پرسشنامه مورداستفاده، شامل پرسشنامه جمعیت شناختی جهت اندازه گیری تعداد حملات تشنجی و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی، 2001) بود. داده های حاصل به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی LSD بررسی شد. نتایج نشان داد که این مداخله، بر تنظیم شناختی هیجان و تعداد حملات تشنجی تأثیر معنادار داشته (P<0.05) و توانسته استفاده از راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و تعداد حملات تشنجی را کاهش و استفاده از راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان را افزایش دهد؛ بنابراین، برنامه آموزشی ذهن آگاهی مثبت با استفاده از فنون ذهن آگاهی و روانشناسی مثبت می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش استفاده از راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و تعداد حملات تشنجی و افزایش استفاده از راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان نوجوانان دختر مبتلا به اختلال شبه صرع به کار رود.
۲۷۹۰.

اثربخشی آموزش تحول معنوی بر نگرش معنوی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
یکی از ابعاد پنج گانه در زندگی، معنویت است، حقیقتی که انسان را به فراروی از ماده و ظاهر می کشاند و به جهان معنایی ویژه می بخشد. نهادینه سازی معنویت و یا تحول معنوی در افراد نیازمند تغییر نگرش معنوی آنهاست. هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزش تحول معنوی بر نگرش معنوی فرد است. روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح پژوهش دو گروهی (آزمایش و گواه کنترل) با پیش آزمون و پس آزمون در نظر گرفته شد. جهت انجام پژوهش 30 فرد از افراد شرکت کننده در یکی از هیئت های مذهبی کرمان، به وسیله نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. پیش آزمون برای هر دو گروه اجرا شد و بعد از برگزاری ده جلسه آموزش مهارت تحول معنوی در گروه آزمایش پس آزمون بر روی هر دو گروه انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه سنجش نگرش معنوی استفاده گردید و داده ها با استفاده از فنون آمار توصیفی و آزمون های پارامتریک بررسی شدند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت تحول معنوی می تواند بر نگرش معنوی افراد مؤثر باشد؛ همچنین معنویت قابلیت آموزش و توسعه را دارد و با برنامه های آموزشی مناسب می توان سطح نگرش معنوی و توانایی معنوی افراد را افزایش داد؛ درنتیجه دوره آموزشی تحول معنوی هم می تواند بر آگاهی معنوی و هم بر توانایی معنوی افراد مؤثر باشد.
۲۷۹۱.

اثربخشی برنامه مشاوره معنویت درمانی بر هیجان تحصیلی و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان خانواده های تک والد(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
کودکان خانواده های تک والد با مش کلات متعددی روبه رو هستند ک ه ازجمله آن ها اخت لال در عملکرد تحصیلی فرزندان است. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی برنامه مشاوره معنویت درمانی بر هیجان تحصیلی و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان خانواده های تک والد صورت گرفت. پژوهش حاضر از نظر روششناسی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامع ه آم اری این پژوه ش را دانش آموزان مقط ع متوس طه دوم شهر بروجرد در سال تحصیلی 1400-1401 تشکیل می دادند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای این منظور تعداد 30 نفر از دانش آموزان انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس 8 جلسه آموزشی مداخله ی معنوی در مورد گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. برای پیش آزمون و پس آزمون، تمام آزمودنی ها، ابزارهای مورداستفاده، خودپنداره تحصیلی بی یسن چی (2004)، هیجان تحصیلی پکران و همکاران (2005) را تکمیل نمودند.  داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها بیانگر این بود که معنوی درمانی بر مولفه های گروه آزمایش تفاوت معناداری ایجاد کرده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که برنامه مشاوره مبتنی بر معنویت درمانی برکاهش هیجان تحصیلی و افزایش خودپنداره تحصیلی دانشآموزان اثرگذار بوده است.
۲۷۹۲.

رابطه بین سبک فرزندپروری و تاب آوری با میانجی گری احساس تنهایی در جوانان در غربت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۹۴
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبک فرزندپروری و تاب آوری با میانجی گری احساس تنهایی در جوانان در غربت ایرانی بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری در این پژوهش را کلیه جوانان ایرانی تشکیل دادند که در سال 1402 به دلیل مهاجرت، تحصیل، کار و غیره در غربت به سر می بردند. بنابراین با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 200 جوان ایرانی در غربت انتخاب شدند و سپس پرسشنامه ها در اختیار این جوانان قرار گرفت و تکمیل و جمع آوری گردید. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های تاب آوری (CD-RISC، کانر و دیویدسون، 2003)، سبک های فرزندپروری (PSQ، شیفر، 1965) و احساس تنهایی (UCLQ، راسل، 1993) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. سبک های فرزندپروری محبت-طرد (008/0P=)، کنترل-آزادی (001/0P<) و احساس تنهایی (001/0P<) بر تاب آوری جوانان ایرانی اثر منفی و معناداری داشت. همچنین سبک های فرزندپروری محبت-طرد و کنترل-آزادی بر احساس تنهایی جوانان ایرانی اثر مثبت و معناداری داشتند (001/0P<). با ورود متغیر احساس تنهایی به مدل اثر غیرمستقیم سبک های فرزندپروری محبت-طرد و کنترل-آزادی بر تاب آوری به صورت منفی و معنادار شد (001/0P<). نتایج این پژوهش اهمیت رفتارهای فرزندپروری نامناسب والدین را در شکل گیری یا افزایش احساس تنهایی و در نهایت تاب آوری پایین جوانان ایرانی در غربت نشان داد.
۲۷۹۳.

نقش میانجی احساس حقارت و نشخوار خودانتقادی در رابطه شرم از تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۴۶
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی احساس حقارت و نشخوار خودانتقادی در رابطه شرم از تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان دختر انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان صومعه سرا در سال 1403 بودند. حجم نمونه در این مطالعه 217 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه احساس حقارت (IFI؛ خدادای و بهرامی، 1391)، مقیاس نشخوار خودانتقادی (SCRS؛ اسمارت و همکاران، 2016)، مقیاس شرم از تصویر بدنی (BISS؛ دوارت و همکاران، 2014) و پرسشنامه فوبی اجتماعی (SPI؛ کانور و همکاران، 2000) پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد که شرم از تصویر بدنی، نشخوار خودانتقادی و احساس حقارت بر اضطراب اجتماعی اثر مستقیم و معنادار داشت؛ همچنین شرم از تصویر بدنی بر نشخوار خودانتقادی و احساس حقارت اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که احساس حقارت و نشخوار خودانتقادی به طور مثبت و معنادار بین شرم از تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی نقش میانجی داشتند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که شرم از تصویر بدنی به صورت مستقیم و با میانجی گری نشخوار خودانتقادی و احساس حقارت بر اضطراب اجتماعی اثر داشت.
۲۷۹۴.

The Effect of Foreign Language Anxiety on EFL Students’ Cognitive Processing in Working Memory(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
Objective: The aim of the present study was to investigate the effect of foreign language anxiety (FLA) on English-as-a-foreign-language (EFL) students’ cognitive processing of linguistic stimuli. Methods: The participants were 179 upper-intermediate or advanced EFL learners from different branches of an English language teaching institute. They were asked to fill out the Foreign Language Classroom Anxiety Scale (FLCAS) questionnaire and then, considering their scores, were randomly assigned to high-anxiety and low-anxiety groups. To analyze the EFL learners’ cognitive processing of linguistic stimuli, a semantic decision task was used in the present study. In this task, participants saw a pair of words presented one after each other and were asked to decide whether the target word was related in meaning to the preceding prime word. Mixed Factorial Repeated Measure ANOVA was run on error rate (ER) data to establish the potential interaction between primes and targets. To reveal any potential anxiety effects, anxiety was run as a between-subject factor in the analysis. Results: The findings showed a statistically significant effect of anxiety on cognitive processing of linguistic stimuli with respect to ER. More specifically, the EFL students in the low-anxiety group made fewer errors in comparison to their counterparts in the high-anxiety group. Conclusion: The findings are attributed to the attentional control theory and cognitive overload of working memory, cognitive interference theory, and the specific nature of the task used in the present study. The results emphasize the fact that FLA could result in deficits in cognitive processing of linguistic stimuli by foreign language learners. 
۲۷۹۵.

تعیین اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی بر کنترل خشم و کیفیت ارتباط زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۷۰
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی بر کنترل خشم و کیفیت ارتباط زوجین بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی است و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و طلاق بهزیستی شهرستان کرمان در سال 1402 و حجم نمونه شامل 30 نفر از افراد جامعه آماری بود (15 نفرگروه آزمایش و 15 نفر کنترل). به منظور ارزیابی متغیر های پژوهش از پروتکل آموزشی ذهن آگاهی و دو پرسشنامه خشم نواکو (AI) (1988) و پرسشنامه 33 سوالی کیفیت ارتباط زوجین (بر اساس چاچوب نظری مبلر- نانالی و اکمن) خوشکام (1385) استفاده گردید. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد بررسی قرار گرفت. یافته های حاصل از تحلیل آماری نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه در کیفیت ارتباط و کنترل خشم در مرحله پس آزمون تفاوت معنی دار وجود دارد. آموزش ذهن آگاهی ابزارهای بسیاری را برای کنترل و مدیریت خشم ارائه می دهد، از جمله تمرکز بر نفس و توجه به حالت جسمانی و عواطف خود. با تمرین ذهن آگاهی که مهارتی روانشناختی جهت کنترل خشم است زوجین می توانند بهتر درک کنند که چگونه می توانند با هم ارتباط برقرار کنند و رابطه بهتری داشته باشند. آگاهی از نیازهای همدیگر، توانایی ارتباط صحیح و بهبود درک متقابل می تواند به زندگی زناشویی کمک کند.
۲۷۹۶.

تدوین و آزمون الگویی از برخی پیامدهای شغلی سبک های دلبستگی سازمانی اضطرابی و اجتنابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۴۷
این پژوهش با هدف تدوین و آزمون الگویی از اثر سبک های دلبستگی سازمانی اضطرابی و اجتنابی بر بهزیستی شغلی وافسردگی شغلی با میانجی گری عملکرد انطباقی انجام شد. طرح پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کارکنان سازمان آب و فاضلاب شهر اهواز بودند. نمونه پژوهش شامل 200 نفر از این کارکنان بود که باروش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های دلبستگی سازمانی (فینی و همکاران،2020)، عملکرد انطباقی (کاربانی – وارونی و همکاران،2010) ، بهزیستی روانشناختی در محیط کار (داگنایس-دمایس و ساوی،2011)و افسردگی شغلی (بیانکی و شونفلد،2020) استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از از مدل الگویابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای Spss-24 و Amos-24 و روش بوت استراپ استفاده شده است. نتایج نشان دادند که الگوی طراحی شده از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین یافته ها نشان دادندکه مسیرهای دلبستگی سازمانی اضطرابی به عملکرد انطباقی، بهزیستی شغلی و افسردگی شغلی در سطح 0/001 معنادار بودند. علاوه بر آن مسیرهای دلبستگی سازمانی اجتنابی به عملکرد انطباقی، بهزیستی شغلی و افسردگی شغلی 0/001 معنادار بودند. همچنین نتایج تحلیل مسیرهای غیرمستقیم نشان دادند که عملکرد انطباقی اثرات دلبستگی سازمانی اضطرابی و اجتنابی بر بهزیستی شغلی و افسردگی شغلی را میانجی گری نمود. بنابر این می توان نتیجه گرفت که عملکرد انطباقی توانسته است تأثیر دلبستگی سازمانی اضطرابی و اجتنابی را بر بهزیستی شغل و افسردگی شغلی تبیین کند.
۲۷۹۷.

تدوین مدل عملکرد تحصیلی دانشجویان بر اساس ویژگی های شخصیت و درگیری تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۸۵
مقدمه: عملکرد تحصیلی دانش آموزان شاخصی است که به وسیله آن میزان یادگیری و پیشرفت آن ها قضاوت می شود و عوامل فردی و محیطی متعددی در عملکرد تحصیلی اثرگذار هستند. هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین مدل عملکرد تحصیلی دانشجویان بر اساس ویژگی های شخصیت و درگیری تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در سال 1398 و 1399 بودند که از میان آن ها 422 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه پنج عاملی نئو کاستا و مک ری (1989)؛ پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو و همکاران (2013)؛ مقیاس خودکارآمدی شرر و همکاران (1982)؛ مقیاس انگیزش تحصیلی والرند و همکاران (۱۹۹۲) و آزمون کارکرد تحصیلی درتاج و دلاور (1384) بود. برای تحلیل داده ها از روش مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد ضریب مسیر غیرمستقیم بین درگیری تحصیلی و عملکرد تحصیلی از طریق بی انگیزه تحصیلی معنادار است (01/0>p، 056/0=β). ضریب مسیر غیرمستقیم بین روان رنجورخویی و عملکرد تحصیلی از طریق خودکارآمدی معنادار است (01/0>p، 05/0-=β). ضریب مسیر غیرمستقیم بین وظیفه شناسی و عملکرد تحصیلی از طریق انگیزش تحصیلی درونی (01/0>p، 064/0=β) و از طریق بی انگیزگی تحصیلی (01/0>p، 055/0=β) مثبت و معنادار بود. ضریب مسیر غیرمستقیم بین توافق پذیری و عملکرد تحصیلی از طریق انگیزش تحصیلی درونی (01/0>p، 068/0=β) و از طریق بی انگیزگی تحصیلی (05/0>p، 034/0=β) معنادار بود. نتیجه گیری: ویژگی های شخصیت و درگیری تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی پیش بینی کننده عملکرد تحصیلی هستند. برگزاری کارگاه هایی با محتوای خودکارآمدی تحصیلی به مسئولین و مدیران و معلمان پیشنهاد می شود
۲۷۹۸.

ارزیابی سلامت روان دانشجویان و فراگیران پلیس زن: مطالعه ی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
با توجه به اهمیت مسائل مربوط به سلامت روان در بین دانشجویان و فراگیران پلیس، پژوهش حاضر با هدف مطالعه سلامت روان دانشجویان و فراگیران مجتمع آموزش عالی زنان پلیس انجام شد. پژوهش ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻫﺪف ﮐﺎرﺑﺮدی و ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ روش از نوع کیفی بود . جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان و فراگیرانی بود که نمره بالایی از پرسشنامه (scl-90) کسب کرده بودند. نمونه بعد از رسیدن به اشباع نظری، متوقف شد که در این پژوهش 22 نفر بود. جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساخت یافته صورت گرفت. برای تعیین روایی محتوایی، سوالات مصاحبه در اختیار اساتید و خبرگان علمی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون براون و کلارک ( 2006) انجام شد و پس از کدگذاری، حداکثر مقوله ها و مضامین مشترک جمع آوری گردید. جهت صحت و سقم داده ها از معیارهای گوبا و لینکن (1989) استفاده شد. تحلیل یافته های مصاحبه با دانشجویان مجموعا 53 کد باز، 8 کد محوری و 3 کد انتخابی شناسایی شد که عوامل تاثیرگذار بر سلامت روان دانشجویان و فراگیران در سه مضمون اصلی از جمله عوامل سازمانی، عوامل انسانی و عوامل خانوادگی شناسایی شدند. پیشنهاد می شود راهکارهای بهبود سلامت روان دانشجویان و فراگیران پلیس زن مورد مطالعه قرار گیرد.
۲۷۹۹.

مدل ساختاری عوامل مؤثر بر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی: نقش میانجی نگرش به شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۷
زمینه و هدف: در سال هاى اخیر در بین رسانه هاى ارتباطی، شبکه هاى اجتماعی مجازى گسترش زیادى یافته اند. در این راستا، در این پژوهش به آزمون مدل علی عوامل مؤثر بر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با میانجی گری نگرش به شبکه های اجتماعی مجازی پرداخته شده است. روش : این پژوهش از نظر روش، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی پیوسته فرهنگیان شهر شیراز در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. از بین آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 211 دانشجو (137 دانشجوی دختر و 74 دانشجوی پسر) انتخاب شدند. ابزار سنجش، پرسش نامه میزان و نگرش به استفاده از شبکه های اجتماعی و پرسش نامه عوامل مؤثر بر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بود. یافته ها: تحلیل های الگویابی معادلات ساختاری برازندگی الگوی پیشنهادی را با داده ها مورد حمایت قرار دادند. نتایج نشان داد که عوامل مؤثر بر میزان استفاده از شبکه های اجتماعی بر نگرش به شبکه های اجتماعی اثر مثبت و معنی دار و نگرش به شبکه های اجتماعی بر میزان استفاده از آن ها اثر مثبت و معنی دار دارد. هم چنین، نتایج نشان داد که عوامل مؤثر بر استفاده از شبکه های مجازی با واسطه گری نگرش به شبکه ها به صورت مثبت و غیرمستقیم بر میزان استفاده از شبکه های مجازی اثرگذار است. نتیجه گیری: در این مطالعه تلاش شد تا بر اساس مدل پذیرش فناوری، چارچوب مناسبی برای درک و تبیین عوامل تأثیرگذار بر رفتار دانشجویان در استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی تدوین و آزمون شود. با توجه به تأیید تمامی روابط پیش بینی شده در مدل از یک سو و میزان واریانس مناسب تبیین شده در مدل از سوی دیگر می توان نتیجه گرفت که مدل پذیرش فناوری از اثربخشی و کارایی قابل قبولی در زمینه پیش بینی و تبیین رفتار و نگرش دانشجویان مورد مطالعه در استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی برخوردار بود.
۲۸۰۰.

نقش حس انسجام، سیستم های مغزی رفتاری و سبک های اسنادی در پیش بینی مهارت های بین فردی بیماران افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۷
مهارت های بین فردی به عنوان یک چارچوب با اهمیت برای فهم و توسعه سلامت روانی و اجتماعی پیشنهاد می شود. بیماران مبتلا به افسردگی اختلال جدی در مهارت های بین فردی دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش حس انسجام، سیستم های مغزی رفتاری و سبک های اسنادی در پیش بینی مهارت های بین فردی افراد مبتلا به افسردگی اساسی انجام شد. پژوهش حاضر ازنظر ماهیت بنیادی و به لحاظ هدف توصیفی-همبستگی است. در این پژوهش 100 نفر از بیماران افسرده اساسی بستری در بیمارستان روان پزشکی رازی شهر تبریز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس، با استفاده از ابزارهای سنجش که شامل مقیاس افسردگی بک (BDI)، پرسشنامه مهارت های بین فردی (ISQ)، حس انسجام (SOC)، سیستم های مغزی رفتاری (BBS) و پرسشنامه سبک های اسنادی (ASQ) بودند، نقش حس انسجام، سیستم های مغزی رفتاری و سبک های اسنادی در پیش بینی مهارت های بین فردی این بیماران بررسی شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام شد. نتایج نشان داد که سبک های اسنادی 8/13 درصد از واریانس مهارت های بین فردی بیماران افسرده را تبیین می کنند. این یافته ها بیان می کنند که سبک های اسنادی پیش بین کننده مهارت های بین فردی بیماران افسرده هستند. با توجه به نتایج این پژوهش پیشنهاد می شود که متخصصان سبک های اسنادی را در برنامه مراقبتی بیماران افسرده بگنجانند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان