فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۸۱ تا ۲٬۶۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تفکر انتقادی به عنوان یک هنر تجزیه و تحلیل و ارزیابی تفکر، همراه با بررسی، منجر به اصلاح و بهبود تفکر فرد می گردد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر حمایت اجتماعی ادراک شده و تغییرات زندگی بر تفکر انتقادی با نقش میانجی بنیان های اخلاقی انجام شد. روش و مواد: در قالب یک طرح همبستگی از نوع پیش بینی، 404 نفر (دختر و پسر) از جوانان در شرف ازدواج به روش نمونه گیری در دسترس و با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه کلاین (فرمول 1 به 20) انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد حمایت اجتماعی - مقیاس خانواده (PSS-FA)، وقایع و تغییرات زندگی خانوادگی جوانان (YA-FILES)، تفکر انتقادی (CTDI)، بنیان های اخلاقی (MFQ-30) بود. به منظور تحلیل داده از نرم افزارهای SPSS19 و Smart-PLS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 19.4 درصد از تغییرات تفکر انتقادی توسط متغیرهای حمایت اجتماعی و تغییرات زندگی توضیح داده می شود (P < 0.001). همچنین نتایج مرتبط با نقش میانجی گری بنیان های اخلاقی نشان داد که حمایت اجتماعی و تغییرات زندگی از طریق بنیان های اخلاقی به ترتیب 0.005 (0.661) و 0.008- (0.676) اثر غیرمستقیم ندارد (P > 0.05). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که حمایت اجتماعی ادراک شده و تغییرات زندگی خانوادگی بر بنیان های اخلاقی و تفکر انتقادی تأثیرگذار است. بنابراین توجه به این مکانیسم ها می تواند در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی کارآمد برای نوجوانان در شرف ازدواج مفید باشد.
انگیزش تحصیلی و ارتباط آن با کیفیت تجارب یادگیری و خودنظم دهی در دانشجویان پزشکی بیرجند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: موفقیت تحصیلی دانشجویان پزشکی به دلیل نقش مهمی که پس از دانش آموختگی در کیفیت نظام سلامت خواهند داشت، یکی از نگرانی های مهم نظام آموزش پزشکی است. در مطالعات انجام شده انگیزش تحصیلی، کیفیت تجارب یادگیری و خودنظم دهی به عنوان عوامل اثرگذار بر یادگیری (به طور مستقیم یا غیر مستقیم) معرفی شده اند. این مطالعه با هدف بررسی انگیزش تحصیلی و ارتباط آن با کیفیت تجارب یادگیری و خودنظم دهی دانشجویان پزشکی بیرجند طراحی و اجرا شده است.
روش کار: در ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ مقطعی از ﻧﻮع ﺗﻮﺻیﻔی ﻫﻤﺒﺴﺘﮕی که در سال 1400 انجام شد، 151 نفر از داﻧﺸﺠﻮیﺎن ﭘﺰﺷکی بیرجند ﺑﻪ روش ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔیﺮیﺗﺼﺎدﻓی طبقه ای انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. دادهﻫﺎ از ﻃﺮیﻖ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ های اﺳﺘﺎﻧﺪارد اﻧﮕیﺰش ﺗﺤﺼیﻠی واﻟﺮﻧﺪ، کیﻔیﺖ ﺗﺠﺎرب یﺎدﮔیﺮی ﻧیﻮﻣﻦ و ﺧﻮدﻧﻈﻢدﻫی ﻫﺎﻧﮓ و اﻧﻞ به صورت مجازی گردآوری شد. ﺳﭙﺲ اﻃﻼﻋﺎت به دست آمده ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از آزﻣﻮن ﻫﺎی آماری ﻣﻮرد ﺗﺠﺰیﻪ و ﺗﺤﻠیﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ.
نتایج: میانگین نمره انگیزش تحصیلی دانشجویان برابر با 24.95±135.66 بود که نشان دهنده انگیزش تحصیلی بسیار خوب در دانشجویان است. بین کیفیت ﺗﺠﺎربیﺎدﮔیﺮی با انگیزش ﺗﺤﺼیﻠی راﺑﻄﻪ ای وجود نداﺷﺖ (p-value=0.765). بین انگیزش تحصیلی و خودنظم دهی همبستگی از نوع مثبت وجود داشت (p-value<0.05) که این همبستگی برابر با 0.47 بود. ﻧﺘﺎیﺞ ﺣﺎﺻﻞ از مدل رﮔﺮﺳیﻮن ﻧﺸﺎن داد که ﺧﻮد ﻧﻈﻢدﻫی ﺑﻪ ﺷکﻞ ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻌﻨﺎداری ﭘیﺶﺑیﻨی کﻨﻨﺪه اﻧﮕیﺰش ﺗﺤﺼیﻠی اﺳﺖ و قادر است حدود 23 درﺻﺪ از واریﺎﻧﺲ اﻧﮕیﺰش ﺗﺤﺼیﻠی را با ایﻦ ﻣﺘﻐیﺮ ﺗﺒییﻦ کند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، خودنظم دهی و مهارت های مربوط به آن باید بیشتر مورد توجه نظام آموزش پزشکی قرار گیرد. توصیه می شود مدرسان به استفاده از روش های تدریس مناسب در جهت افزایش انگیزش دانشجویان و آموزش مهارت های خودنظم دهی به ایشان توجه بیشتری داشته باشند.
بررسی عوامل روان شناختی، اجتماعی و فرهنگی در بهزیستی روانشناختی زنان ایرانی: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۴)
29 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی عوامل روانی، اجتماعی و فرهنگی بهزیستی روانشناختی زنان 25 تا 35 ساله ایرانی بود. رویکرد این پژوهش کیفی به روش نظریه زمینه ای بود. به این منظور 13 نفر از متختصصان حوزه زنان در سال 1398 تا 1401 به طور هدفمند از شهر تهران انتخاب و تا رسیدن داده ها به حد اشباع مورد مصاحبه قرار گرفتند. جمع آوری و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و بر اساس رویکرد استراوس و کوربین (2014) انجام شد. از 998 کد باز شامل 22 عامل به دست آمد که فرهنگ پنداری ضعیف، عدم پذیرش تغییر انتظارات زنان، عدم توان مدیریت محدودیت ها، معنا نداشتن زندگی، به تعویق افتادن نقش ها، کمال گرایی منفی، ارجحیت نیازهای بیرونی و نادیده گرفتن تفاوت ها و استعدادهای فردی می تواند بهزیستی روانشناختی زنان 25 تا 35 ساله ایرانی را به چالش بکشد. فرهنگ، خانواده و آموزش و پرورش عوامل تعدیل کننده و رضایت از جنسیت، توانایی مدیریت هیجانی، مسئولیت پذیری و قدرت سازگاری عوامل میانجی بودند که می توانند روی آن اثر گذار باشند. به روز رسانی علم روانشناسی، حمایت اجتماعی، بازسازی ارزش ها، احیای روابط اجتماعی واقعی نسبت به روابط مجازی، به روز رسانی برنامه های آموزش و پرورش، بالا بردن سواد سلامت روان و فرهنگ سازی فضای مجازی عوامل ارتقا دهنده آن بودند. یافته های این پژوهش تعریف بهزیستی روان شناختی زنان ایرانی و مبانی نظری آن را برجسته کرده است و توجه به یافته های آن گسترش مفهوم بهزیستی روان شناختی در سایر فرهنگ ها را درپی خواهد داشت.
رابطه بین اهمال کاری تحصیلی و سرزندگی تحصیلی با فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان: نقش میانجی خودنظم جویی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۵
99 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین اهمال کاری تحصیلی و سرزندگی تحصیلی با فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان با نقش میانجی خودنظم جویی تحصیلی بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر روابط ساختاری (مدل یابی معادلات ساختاری) بود. در این مطالعه، جامعه آماری را کلیه دانش آموزان پسر کلاس دهم مقطع متوسطه مدارس شهر ارومیه در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادندکه از بین آنها 420 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه پژوهش موردمطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داد ه ها از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی، پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی، پرسشنامه سرزندگی تحصیلی و مقیاس اهمال کاری تحصیلی استفاده شد. نتایج نشان داد که بین اهمالکاری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (p<0/05). همچنین بین سرزندگی تحصیلی و فرسودگی تحصیلی رابطه منفی معناداری (p<0/05) به دست آمد. علاوه بر این، نتایج نشان داد خودنظم جویی تحصیلی، بین اهمال کاری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی و بین سرزندگی تحصیلی و فرسودگی تحصیلی نقش میانجی دارد (p<0/05). بر مبنای یافته های به دست آمده، می توان گفت خودنظم جویی تحصیلی از عوامل مهمی است که در رابطه بین اهمال کاری تحصیلی و سرزندگی تحصیلی با فرسودگی تحصیلی باید مورد توجه قرار گیرند. در واقع دانش آموزانی که خودنظم جویی تحصیلی در آنها پایین باشد احتمال اینکه اهمال کاری تحصیلی بالا و سرزندگی تحصیلی پایین آنها به فرسودگی تحصیلی منجر شود، زیاد است.
تدوین مدل شادکامی بر اساس بهزیستی روانشناختی و حمایت اجتماعی با میانجی گری هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ پاییز (مهر) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۹
1567 - 1586
حوزههای تخصصی:
زمینه: شادکامی یک احساس درونی مثبت از ادراک های شناختی و عاطفی دریافت شده و به معنای خوشبختی عاطفی و شناختی در تعادل احساسات و سلامت روان است و احساس بهزیستی روانشناختی همان ارزیابی کلی فرد در پذیرش خود، رابطه مثبت با دیگران، خودمختاری، زندگی هدفمند، رشد شخصی و تسلط بر محیط است. مطالعات متعددی تأثیر مثبت بهزیستی روانشناختی بر هوش هیجانی، بر شادکامی، حمایت اجتماعی بر شادکامی، هوش هیجانی، حمایت اجتماعی بر شادکامی نشان داده اند؛ اما تدوین مدل شادکامی براساس بهزیستی روانشناختی و حمایت اجتماعی با میانجی گری هوش هیجانی مغفول مانده است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شادکامی بر اساس بهزیستی روانشناختی و حمایت اجتماعی با میانجی گری هوش هیجانی در دانشجویان کارشناسی انجام شد.
روش: طرح پژوهش کاربردی و روش توصیفی همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل می دادند و بر اساس دیدگاه کلاین در مدل معادلات ساختاری، تعداد 414 فرد از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه شادکامی (آکسفورد، 2002)، بهزیستی روانشناختی (ریف، 2002)، حمایت اجتماعی ادراک شده (زیمت، 1988) و هوش هیجانی (شات، 1998) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق مدل یابی ساختاری با استفاده از نرم افزار 26AMOS انجام شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بهزیستی روانشناختی، حمایت اجتماعی و هوش هیجانی به صورت مثبت و معنادار (001/0 ˂P) بر شادکامی دانشجویان اثر دارد و هوش هیجانی در بین دانشجویان به صورت مثبت و معنادار (001/0 ˂P) اثر بهزیستی روانشناختی و حمایت اجتماعی بر شادکامی را میانجی گری می کند.
نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت باتوجه به اهمیت متغیر بهزیستی روانشناختی و حمایت اجتماعی در شادکامی دانشجویان، آموزش ها و کارگاه های مهارت های زندگی، ارتباطات و تعاملات مثبت که موجب بهبود و افزایش شادکامی در دانشجویان می شود در سطح دانشگاه ها و مؤسسات عالی برنامه ریزی، تدوین و اجرا شوند.
مروری چند جانبه بر سازه تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تنظیم هیجان یکی از موضوعات مورد توجه بسیاری از پژوهشگران است که از جنبه های متعددی مورد بررسی قرار گرفته و قدمتی طولانی در تاریخ بشر دارد. منظور از تنظیم هیجان، فرآیندهای بیرونی و درونی ای است که مسئولیت نظارت، ارزیابی و بهبود بخشیدن به عکس العمل های هیجانی فرد برای رسیدن به اهدافش را به عهده دارند. به طورکلی، هدف پژوهش حاضر، مروری روایتی بر سازه تنظیم هیجان، نقش آن در آسیب شناسی روانی و اختلالات است. مطالعه حاضر با جست جو در پایگاه های اطلاعاتی شامل پاب مد، ساینس دایرکت، اسکوپوس و ریسرچ گیت و با کلیدواژه های هیجان، تنظیم هیجان و مدیریت هیجان و با بررسی مطالعاتی که در بین سال های 1990 تا 2023 منتشر شده، صورت گرفته است. در جستجوی اولیه، 6781 مقاله پیدا شد. مقالاتی که به صورت خلاصه مقالات، گزارش های کوتاه و بدون دسترسی به متن کامل مقاله بودند، از مطالعه حذف شدند و از مقالات باقی مانده، مطابق با هدف پژوهش 82 مقاله انتخاب شد. مرور بر پژوهش ها، نشان دهنده عدم توافق نظر در خصوص تعریف سازه تنظیم هیجان و تأکید بر نقش بسیار مهم و کلیدی این سازه در آسیب شناسی روانی، سلامت و بیماری افراد است و برخی از اختلالات مانند افسردگی، اضطراب اجتماعی و اسکیزوفرنی، با استفاده همیشگی از برخی از راهبردهای تنظیم هیجان خاص رابطه مستقیم دارند. علاوه بر این، مروری بر تحقیقات صورت گرفته در زمینه نقش تنظیم هیجان در آسیب شناسی روانی و اختلالات روانی، لزوم پرداختن به تحقیقات بیش تر در خصوص نقش تنظیم هیجان در برخی از اختلالات روانی از جمله اختلالات شخصیت را نشان می دهد.
پیش بینی رضایت زناشویی زنان بر اساس وظیفه شناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ مرداد ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۹۸)
۲۲۸-۲۱۹
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس وظیفه شناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی در زنان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه زنان متاهل ساکن استان لرستان در بهار سال 1402 بود که از بین آن ها به صورت در دسترس 840 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس رضایت زناشویی انریچ (EMS، اولسون و همکاران، 1987)، پرسشنامه پنج عاملی نئو (NEO-FFI، کاستا و مک کرا، 1992)، مقیاس همدلی زناشویی (MES، جولیف و فرینگتون، 2006) و مقیاس بخشش رنجش خاص زناشویی (MOFS، پالاری و همکاران، 2009) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد بین رضایت زناشویی با وظیفه شناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی همبستگی معنادار وجود دارد (p<0/01). علاوه براین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که 1/38 درصد از واریانس رضایت زناشویی توسط متغیرهای پیش بین تبیین می شود که در آن بخشش به عنوان قوی ترین متغیر پیش بین ظاهر می شود و به دنبال آن همدلی و سپس وظیفه شناسی قرار می گیرند (p<0/001). از یافته ها می توان نتیجه گرفت که وظیفه شناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی نقش کلیدی در رضایت زناشویی زنان دارند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های مداخله ای طراحی شده برای افزایش رضایت زناشویی زنان ضروری است.
امکان سنجی اجرای مدل پیشگیری رشدمدار از گرایش به مصرف مواد مخدر و داروهای روانگردان کودکان کشور انگلستان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
۲۱۰-۱۸۹
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر امکان سنجی اجرای مدل پیشگیری رشدمدار از گرایش به مصرف مواد مخدر و داروهای روان گردان کودکان کشور انگلستان در ایران بود. روش: روش این پژوهش ترکیبی بود: بخش مروری و تحلیل دلفی. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از کارشناسان و خبرگان جرم شناسی بودند. در این مطالعه، تحلیل کیفی با استفاده از تحلیل مضمون و تحلیل کمی با استفاده از شاخص های آماری تمایل مرکزی انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها از طریق تحلیل گویه ها، چهار حوزه پیشگیری رشدمدار در سطوح فردی، خانوادگی، اجتماعی و مدارس را آشکار کرد که این چهار حوزه نیز با 42 زیر معیار تعریف شده ند. نتایج تحلیل نظرات خبرگان نشان داد که پیشگیری رشدمدار در سطح خانوادگی در ایران بسیار مهم تر از سایر سطوح است. همچنین، پیشگیری رشدمدار در سطح مدارس در جایگاه دوم و پیشگیری رشدمدار در سطح اجتماعی در جایگاه سوم قرار داشت و پیشگیری رشدمدار در سطح فردی در جایگاه چهارم قرار داشت. نتیجه گیری: تجارب موفق کشورهای توسعه یافته در زمینه پیشگیری و مبارزه با جرایم همیشه می تواند با اصلاحات جزئی به عنوان راهبردی آزمون شده در کشورهایی مانند ایران مورد استفاده قرار گیرد.
مدل پارادایمی خدمات مشاوره مدرسه بر مبنای نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۰
۱۸۱-۱۴۲
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی از خدمات مشاوره مدرسه است بر اساس شرایط و پیامدهای نظریه زمینه ای تا به مشاوران مدرسه کمک کند خدمات مناسب را جهت رشد یکپارچه دانش آموزان به کار گیرند. روش: روش پژوهش از نوع پژوهش کیفی بود که با استفاده از رویکرد نظریه زمینه ای انجام شد. گردآوری داده ها در این پژوهش، به دو روش مصاحبه نمیه ساختار یافته و ترجمه اسناد معتبر مشاوره مدرسه بود. شرکت کنندگان در این پژوهش 8 مشاور تخصصی مدرسه با درجه دکترای تخصصی مشاوره بودند که بیش از 10 سال در مدارس به عنوان مشاور مدرسه کار کردند. یافته ها: یافته های این پژوهش بر اساس حوزه های نظریه زمینه ای شامل مفاهیمی از عوامل و پیامدهای خدمات مشاوره هستند. این مفاهیم عبارت اند از: نیازهای رشدی دانش آموزان، صلاحیت حرفه ای مشاوران مدرسه، ضرورت آگاهی خانواده ها، بافت فرهنگی، سبک زندگی خانواده ها، خط مشی آموزش و پرورش، پدیده کنکور، روان پزشکان و تجویز دارو، نگرش درمانی به جای نگرش پیشگیرانه، مؤسسات و مدارس غیر دولتی، استانداردهای دانش آموزان، استانداردهای مشاوران، خدمات مستقیم، خدمات غیر مستقیم. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان دادند که ارائه خدمات مشاوره مدرسه باید بر اساس نیازهای رشدی دانش آموزان باشد، بافت فرهنگی و سبک زندگی خانواده ها در نظر گرفته شود، مشاوران مدرسه استانداردهای لازم را برای ارائه خدمات داشته باشند و نهایتاً، خدمات مستقیم و غیر مستقیم مشاوره مدرسه به صورت تخصصی و در چارچوب منظمی ارائه شوند تا رشد یکپارچه دانش آموزان که شامل رشد شخصی، رشد تحصیلی، رشد هیجانی/اجتماعی، و رشد شغلی است، تسهیل شود.
اثر بخشی درمان هیجان مدار براضطراب درد و تاب آوری در بیماران مبتلا به میگرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میگرن به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات عصبی، تأثیری جالب توجه بر کیفیت زندگی افراد مبتلا دارد. این اختلال با دردی شدید و ناتوان کننده همراه است که ممکن است ناشی از عوامل هیجانی و شناختی باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر اضطراب درد و تاب آوری در بیماران مبتلا به میگرن بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل و مرحله پیگیری سه ماهه است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به میگرن شهر اصفهان است که در سال 1402-1403 به یکی از کلینیک های تخصصی میگرن شهر اصفهان مراجعه کردند. به کمک نمونه گیری در دسترس، 30 نفر از این افراد انتخاب شدند. افراد به طور تصادفی با نسبت 1:1 در گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. گروه آزمایش مداخله درمان هیجان مدار (بر اساس بسته درمانی درمان هیجان مدار گرینبرگ و همکاران، 2008) را طی 8 جلسه 90دقیقه ای هفته ای یک بار دریافت کردند. داده ها با استفاده از مقیاس اضطراب درد (مک کراکن و دینگرا (2002)) و تاب آوری (کانر و دیویدسون (2003)) جمع آوری و به روش تحلیل واریانس آمیخته با نرم افزار SPSS-26 تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان دهنده کاهش معنادار میانگین نمرات اضطراب و افزایش معنادار میانگین نمرات تاب آوری بیماران در مراحل پس آزمون و پیگیری است. با توجه به تأثیر درمان هیجان مدار بر اضطراب درد و تاب آوری در بیماران مبتلا به میگرن (05/0>P)، پیشنهاد می شود درمانگران در مواجهه با بیماران مبتلا به میگرن با مشکلات هیجانی از این روش درمانی استفاه کنند.
نقش مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش سازمانی و عزت نفس در پیش بینی خودکارآمدی شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیدههدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش سازمانی و عزت نفس در پیش بینی خودکارآمدی شغلی معلمان بود. روش: طرح این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش را معلمان مناطق 22 گانه شهر تهران تشکیل دادند و از این بین، 300 نفر بر اساس نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه-های خودکارآمدی شغلی ریگز و نایت (1994)، مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان کارول (1991)، هوش سازمانی آلبرشت (2003) و عزت نفس روزنبرگ (1965) پاسخ دادند. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل هم زمان در نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس یافته ها، مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش سازمانی و عزت نفس با خودکارآمدی شغلی معلمان همبستگی مثبت و معنی-دار داشتند (01/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد متغیر مسئولیت پذیری اجتماعی به میزان 19 درصد، هوش سازمانی به میزان 27 درصد و عزت نفس به میزان 14 درصد (در مجموع 60 درصد) قدرت پیش بینی کنندگی خودکارآمدی شغلی معلمان را داشتند (01/0>p). نتایج: طبق این نتایج برای بهبود خودکارآمدی شغلی معلمان می توان زمینه را برای بهبود مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش سازمانی و عزت نفس آنان فراهم ساخت.
تحلیل نقش عفاف و حجاب در تحکیم مبانی اخلاقی و حقوقی خانواده: رویکردی فرهنگی و اجتماعی
حوزههای تخصصی:
خانواده، به عنوان بنیادی ترین نهاد اجتماعی، نقشی کلیدی در پایداری فرهنگی و اجتماعی جوامع ایفا می کند. در این میان، عفاف و حجاب نه تنها مؤلفه هایی هویتی در جوامع اسلامی اند، بلکه به عنوان ابزارهایی مؤثر در تنظیم روابط اجتماعی، تحکیم بنیان های خانوادگی و تقویت اصول اخلاقی و حقوقی نقش آفرینی می کنند. حجاب، علاوه بر بُعد دینی و فرهنگی، در چارچوب حقوقی نیز قابل تحلیل است و می تواند در حفظ کرامت انسانی، تقویت امنیت اجتماعی و کاهش آسیب های اخلاقی مؤثر باشد. این پژوهش، با رویکردی میان رشته ای و روش توصیفی- تحلیلی ، به بررسی نقش عفاف و حجاب در استحکام مبانی اخلاقی و حقوقی خانواده پرداخته است. یافته ها نشان داد که حجاب نه تنها عاملی برای هویت سازی دینی، بلکه ابزاری اجتماعی در تنظیم مناسبات خانوادگی و جلوگیری از ناهنجاری های اجتماعی است. همچنین از منظر حقوقی، حجاب می تواند در حفظ نظم اجتماعی، حمایت از حقوق فردی و جمعی و تحکیم نهاد خانواده نقش آفرین باشد. بر این اساس، تقویت بنیان های خانواده مستلزم نهادینه سازی ارزش های اخلاقی و حقوقی مرتبط با عفاف و حجاب است. این مطالعه پیشنهاد می کند که سیاست گذاری های فرهنگی و اجتماعی با رویکردی جامع به ابعاد دینی، حقوقی و جامعه شناختی حجاب تدوین شوند و پژوهش های تطبیقی در جوامع مختلف برای شناخت بهتر تأثیرات آن بر نهاد خانواده گسترش یابد.
تاثیر آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر تاب آوری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۲)
437 - 445
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر تاب آوری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم ابتد ایی دارای اختلال یادگیری ویژه مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری آموزش و پرورش ناحیه 3 شهر شیراز در سال 1403-1402 بودند. 30 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هرکدام 15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای مورد استفاده شده شامل پرسشنامه سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش و پرسشنامه تاب آوری کودک و نوجوان انگار و لیبنبرگ بودند. گروه آزمایش در10 جلسه 50 دقیقه ای هفته ای دو بار جلسات آموزش مهارت های ذهن آگاهی کودک محور (بوردیک،2014؛ ترجمه منشئی، حسینی اصلی آزاد و طیبی، 1396) را دریافت کردند و گروه گواه در لیست انتظار برای دریافت آموزش قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد آموزش ذهن آگاهی کودک محور باعث افزایش تاب آوری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه شده است. بنابراین آموزش ذهن آگاهی کودک محور را می توان در مدارس برای دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه مورد استفاده قرار داد.
ارائه الگوی ساختاری پیش بینی قصد رفتاری اهدای خون بر اساس هنجار اخلاقی و میانجی گری هویت در اهداکنندگان خون در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
127 - 144
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هویت و هنجار اخلاقی در پیش بینی رفتارهای گوناگون مرتبط به نظر می رسند، به همین جهت این پژوهش به پیش بینی قصد رفتاری اهدای خون بر اساس هنجار اخلاقی و میانجی هویت در اهداکنندگان خون در شهر تهران می پردازد.
روش: در این تحقیق ۳۱۶ نفر از اهداکنندگان خون در چهار مرکز انتقال خون در شهر تهران در۱۴۰۰ – ۱۳۹۹ انتخاب شدند که از این افراد، 194 نفر زن، 122 نفرمرد و 207 نفر سابقه اهدای خون داشتند. میانگین سنی آنها ۴۱/۳۱ سال بود. همچنین از روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس، پرسش نامه های سبک هویت برزونسکی( برزونسکی، ۱۹۸۹) و هنجارهای اخلاقی محقق ساخته (۱۳۹۹) استفاده شد و داده ها با مدل معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS 21.0 مورد تحلیل قرارگرفت.
یافته ها: ضریب همبستگی بین قصد رفتاری اهدای خون با هنجار اخلاقی (15/ 0) و هویت (28/ 0)، ضریب مسیر مستقیم، غیرمستقیم و کل هنجار اخلاقی و ضریب مسیر مستقیم هویت به قصد رفتاری اهدای خون به ترتیب (B = ۲۱/۰ ،۱۰/۰ ،31/ 0 ،۱۸/۰) در سطح 01/0 معنادار است. ضریب تعیین مسیر نیز 22/0 بود.
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط هویت و هنجار اخلاقی در پیش بینی رفتارهای مستمر، می توان به اهمیت نقش این دو متغیر در انگیزه افراد به اهدای خون پی برد و برای جذب داوطلبانه اهداکنندگان این عوامل را مورد توجه قرار داد.
پیش بینی افکار خودکشی بر اساس سیستم های مغزی رفتاری با نقش میانجی تنظیم هیجان در بیماران افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ شماره ۱۲ (پیاپی ۱۰۵)
۱۸۶-۱۷۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی افکار خودکشی بر اساس سیستم های مغزی رفتاری با نقش میانجی تنظیم هیجان در بیماران افسرده انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از تمامی زنان دارای افسردگی مراجعه کننده به کلینیک های روان شناختی شهر تهران در سال 1401 بود که از بین آنها 320 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی و در دسترس انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های افسردگی بک و همکاران (1996،BDI-II )، افکار خودکشی بک و همکاران (1979، BSSI)، مقیاس سیستم های مغزی رفتاری کارور و وایت (1994 BIS/BAS,) و ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ تنظیم شناختی هیجان گراس و جان (2003،CERQ ) استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین سیستم فعال ساز رفتاری و تنظیم هیجان با افکار خودکشی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (۰۱/0>P). بین سیستم بازداری رفتاری و تنظیم هیجان با افکار خودکشی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (۰۱/0>P). نتایج دیگر حاکی از تأیید نقش میانجی تنظیم هیجان در ارتباط بین سیستم های مغزی رفتاری با افکار خودکشی در بیماران افسرده بود (۰۱/0>P). همچنین نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. بنابراین، ضروری است در برنامه ها و مداخلات روان شناسی به بررسی تنظیم هیجان و سیستم های مغزی رفتاری در جلوگیری از افکار خودکشی توجه شود.
اثربخشی بسته آموزش گروهی سازش یافتگی زنان بعد از رویداد طلاق بر بهزیستی ذهنی و نشخوار فکری زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آبان ۱۴۰۳ شماره ۸ (پیاپی ۱۰۱)
۲۵۰-۲۴۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزش گروهی سازش یافتگی زنان بعد از رویداد طلاق بر بهزیستی ذهنی و نشخوار فکری زنان مطلقه انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان مطلقه شهر اراک در سال 1402-1401 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت بسته آموزش گروهی سازش یافتگی زنان بعد از رویداد طلاق به مدت 10 جلسه 75 دقیقه ای (هفته ای 2 جلسه) قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه بهزیستی ذهنی (SWBQ، 2003) و نشخوار فکری نولن- هوکسما و مارو (RRS، 1991) بود. تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون بهزیستی ذهنی و نشخوار فکری در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود نداشت. بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت بسته آموزش گروهی سازش یافتگی زنان بعد از رویداد طلاق روش مداخله ای مناسبی بر بهبود بهزیستی ذهنی و نشخوار فکری زنان مطلقه است.
اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر بهزیستی روان شناختی بر بهبود مثبت اندیشی و رضامندی زوجیت در زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی بر بهبود مثبت اندیشی و رضامندی زوجیت در زنان نابارور بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان نابارور گیرنده تخمک اهدایی مراجعه کننده و تحت درمان در مرکز درمان ناباروری مام شهر تهران در سال 1402 بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. همه آنها قبل از اجرای مداخله پرسشنامه شناخت مثبت خودکار اینگرام و همکاران (1988، APAC) و رضامندی همسران افروز (1390، AMSS) را تکمیل کردند. پس از آن گروه آزمایش مداخله برنامه آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی را در 8 جلسه 90 دقیقه و هفته ای یک بار دریافت کردند. داده های پژوهش به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون در بین گروه ها تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p). همچنین نتایج نشان داد در متغیرهای مثبت اندیشی و رضامندی زوجیت بین دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p). بر این اساس می توان گفت استفاده از برنامه آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی می تواند در افزایش مثبت اندیشی و رضامندی زوجیت در زنان نابارور موثر باشد.
اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی تحصیلی و کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان کنکوری
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۶۰۸-۶۰۰
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر بهزیستی تحصیلی و کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان کنکوری انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. همچنین از نظر نوع داده ها این پژوهش در زمره پژوهش های کمی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان پشت کنکور سراسری شهر تهران در سال 1404 و حجم نمونه شامل 30 دانش آموز شامل (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) بود و از شیوه نمونه گیری هدفمند در دسترس استفاده شد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیلبرگر (1980)، پرسشنامه بهزیستی تحصیلی تومینین-سوینی و همکاران (2012) استفاده شد. تفاوت معناداری بین میانگین نمرات آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون وجود دارد. می توان نتیجه گرفت که درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود بهزیستی تحصیلی اضطراب امتحان تأثیر داشته است.
نقش واسطه ای انگیزش تحصیلی در رابطه بین کمال گرایی منفی مادران با خلاقیت دانش آموزان دوره دوم ابتدایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کمالگرایی منفی مادران طیف گستردهای از اثرات منفی را بر فرزندان دارد، اما نقش این خصیصه بر خلاقیت هنوز روشن نیست؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای انگیزش تحصیلی در رابطه بین کمالگرایی منفی مادران با خلاقیت دانشآموزان دوره ابتدایی بود. مواد و روشها: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان دوره دوم ابتدایی شهرستان دلیجان در سال تحصیلی 1400-1401 بههمراه مادرانشان به تعداد 2642 نفر بود. بر اساس فرمول کوکران از جامعه مذکور، 335 دانشآموز-مادر بهشیوه تصادفی خوشهای بهعنوان نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه خلاقیت محمدیاری و همکاران (1390) و مقیاس انگیزش تحصیلی گای و همکاران (2005) توسط دانشآموزان و مقیاس کمالگرایی بشارت (1386) توسط مادران تکمیل شدند. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از تحلیل رگرسیون و بهکمک نرمافزار SPSS26 انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد که ضمن تأیید اثر مستقیم کمالگرایی منفی والدین در خلاقیت دانشآموزان دوره ابتدایی، میتوان نقش میانجی تنظیم بیرونی و انگیزش درونی را در این رابطه تأیید نمود (001/0>P) نتیجهگیری: طبق یافتهها بهمنظور افزایش خلاقیت دانشآموزان لازم است بر کاهش کمالگرایی منفی مادران تمرکز نمود. در صورت عدم تمایل مادران به همکاری میتوان با افزایش انگیزش تحصیلی دانشآموزان اثرات منفی کمالگرایی والدین را در این زمینه کاهش داد
اثربخشی واقعیت درمانی گروهی بر افزایش تاب آوری و کیفیت زندگی سربازان با سابقه فرار مراجعه-کننده به مراکز مشاوره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
119 - 141
حوزههای تخصصی:
هدف: فرار از خدمت سربازی از جمله مشکلاتی است که سبب بروز اختلالاتی در روند زندگی جوانان می شود. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی واقعیت درمانی گروهی بر کیفیت زندگی و تاب آوری سربازان دارای سابقه فرار مراجعه کننده به مراکز مشاوره بود. روش: این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه سربازان دارای سابقه فرار مراجعه کننده به مراکز مشاوره نیروی زمینی ارتش شهر تهران در سال 1398 بودند. نمونه ی مورد مطالعه در این پژوهش را 30 نفر ( 2 گروه 15 نفری) از این افراد تشکیل دادند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1989) و پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) استفاده شد. و مداخلات واقعیت درمانی بر اساس پروتکل درمانی در طی 9 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک جلسه، روی گروه آزمایش اجرا گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها این پژوهش از تحلیل کو واریانس چند متغیری (MANCOVA) با استفاده از نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله به شیوه واقعیت درمانی موجب بهبود کیفیت زندگی و افزایش تاب آوری سربازان دارای سابقه فرار مراجعه کننده به مراکز مشاوره شده است (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت مداخلات مبتنی بر واقعیت درمانی با تمرکز بر مسئولیت پذیری و انتخابگری درست باعث افزایش سطح کیفیت زندگی و تاب آوری و در نتیجه کاهش فرار از خدمت سربازی می شود.