نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۲٬۰۰۵ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
181 - 188
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تنظیم شناختی هیجان براساس طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی در زنان مطلقه انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تعداد 794 نفر از زنان مطلقه ساکن شهر تنکابن در سال 1403 بود که از بین آن ها تعداد 260 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان (CERQ) گارانفسکی و همکاران (2001)، طرحواره های ناسازگار اولیه (PISQ) یانگ (1998) و مکانیزم های دفاعی (DMQ) آندروز و همکاران (1993) استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی با تنظیم شناختی هیجان در زنان مطلقه همبستگی معناداری وجود دارد (001/0P˂). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد 22 درصد از تنظیم شناختی هیجان بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی تبیین می شود. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی پیش بین مناسبی برای تنظیم شناختی هیجان در زنان مطلقه است.
مطالعه کیفی تجربه زیسته دانشجویان پسر مصرف کننده ماری جوانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
63 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی تجارب زیسته دانشجویان پسر مصرف کننده ماری جوانا بود. در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش پدیدار شناختی استفاده شد. نمونه پژوهش به روش هدفمند از دانشجویان پسر مصرف کننده ماری جوانا در سال ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ در شهر سنندج انتخاب شد؛ و برای رسیدن به اشباع نظری با ۱۴ نفر به عنوان نمونه، مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های این پژوهش به روش تحلیل مضمون از نوع کلایزی تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها بیانگر سه مضمون هسته ای و هشت مضمون اصلی و سی ودو مضمون فرعی گردید. مضامین هسته ای شامل «سبب سازهای روانی اختلال مصرف مواد»، «پسامدهای کوتاه مدت مصرف»، «پسامدهای بلندمدت مصرف» بود. نتایج نشان داد که تأثیرات بلندمدت زیستی و روانی ماری جوانا می تواند ابعاد مختلف زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. یافته ها بیانگر تاثیرات روانی بیش تر مصرف ماری جوانا می باشد؛ که شامل پرخاشگری، اختلال در تنظیم هیجانی، افزایش خواب عمیق، بی تفاوتی، تجربیات مرتبط با مواد اعتیادآور جدید، تجربه تنگ دستی و تغییر سبک زندگی است. نوآوری این پژوهش شناسایی مضامین فلش بک و تغییر نگرش به مصرف ماری جوانا است. آشنایی با تأثیرات روانی، زیستی و تغییرات ناشی از مصرف می تواند به عنوان یک عامل بازدارنده عمل کند.
مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
75 - 86
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر لاهیجان در سال 1403 بود که از بین آن ها، 52 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه خوش بینی (اسچنن- موران و همکاران، 2013، AOS) بود. همچنین جهت مداخلات، درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و روان درمانی مثبت گرا، هر کدام 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار و به صورت گروهی اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خوش بینی تحصیلی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای این متغیر، تفاوت معنادار وجود نداشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت اثربخشی هر دو مداخله بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی از تفاوت معناداری برخودار نبود.
پیش بینی روابط اجتماعی زنان مبتلا به سرطان پستان براساس راهبرد مقابله ای مسئله مدار، روحیه مبارزه و دلمشغولی نگران کننده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
161 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش پیش بینی روابط اجتماعی زنان مبتلا به سرطان پستان براساس راهبردهای مقابله ای مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به به درمانگاه های تخصصی شهر تهران در سال 1400 بودند. که از بین آنها به صورت در دسترس250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل سیاهه مقابله با استرس کالزبیک و همکاران (CISS، 1993)، مقیاس سازگاری روانی با سرطان واتسون (Mini-Mac، 1994) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF، 2007) بود. روش تحلیل پژوهش، تحلیل رگرسیون به روش همزمان بود. یافته ها نشان داد که مقابله مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده با روابط اجتماعی در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه داشت و در مجموع 3/41 واریانس متغیر روابط اجتماعی را تبیین می کند (05/0>p). نتیجه گیری می شود که بین راهبردهای مقابله ای مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده با روابط اجتماعی در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه وجود دارد.
ویژگی های روان سنجی و تغییرناپذیری پرسشنامه هیجانات پیشرفت دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
31 - 40
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه هیجانات پیشرفت مدارس ابتدایی و تغییرناپذیری در میان دانش آموزان دختر و پسر پایه های چهارم، پنجم و ششم دبستان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع روان سنجی بود. جامعه پژوهش، دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر گلبهار در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی تعداد 904 نفر به پرسشنامه هیجانات پیشرفت مدارس ابتدایی (AEQ-ES؛ لیچنفلد و همکاران، 2012) و مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS-C-SF؛ ابسوتانی و همکاران، 2012) پاسخ دادند. از آزمون های تحلیل عاملی تاییدی، همبستگی دو متغیری و همسانی درونی جهت تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل عاملی مرتبه بالاتر نشان داد که مدل مرتبه دوم هیجانات پیشرفت دانش آموزان ابتدایی (شامل سه هیجان مرتبه بالای لذت، اضطراب و ملالت در سه موقعیت کلاس، تکلیف و امتحان) برازش مطلوبی دارد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی چندگروهی بیانگر تغییر ناپذیری در ساختار عاملی بین دانش آموزان دختر و پسر و پایه های تحصیلی چهارم، پنجم و ششم بود (05/0<P). روایی همگرا و واگرای متغیرهای پرسشنامه هیجانات پیشرفت با مقیاس عاطفه مثبت همبستگی بین 42/0 تا 41 /0- و با مقیاس عاطفه منفی همبستگی 32/0- تا 38/0 نشان دادند (05/0>P). ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بین 74/0 تا 89/0 بدست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب پرسشنامه است. نتایج نشان داد که پرسشنامه هیجانات پیشرفت- مدارس ابتدایی ویژگی های روانسجی مناسبی دارد.
اثربخشی آموزش معنامحور بر اهمال کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان پایه دوازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
91 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش معنامحور بر اهمال کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان پایه دوازدهم بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان پسر پایه دوازدهم منطقه 10 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند که از بین آنان تعداد 40 نفر، 20 نفر در گروه گواه و 20 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984، PASS) و خودکارآمدی تحصیلی اون و فرامن (1988،ASEQ ) بهره گرفته شد و مداخله ی آموزش معنامحور در 12 جلسه دوساعته، هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون اهمال کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. درنتیجه، آموزش معنامحور تحصیلی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای دانش آموزان پایه دوازدهم مورد توجه قرار داده شود.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سرمایه روان شناختی، بازداری و فعال سازی رفتار دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
93 - 102
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سرمایه روان شناختی، بازداری و فعال سازی رفتار دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی در شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ بود. در این راستا، ۳۰ نفر از دانش آموزان به صورت هدفمند انتخاب و به دو گروه ۱۵ نفره آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه سرمایه های روانشناختی (PCQ، لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷) و پرسشنامه سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری (BIS/BAS، کارور و وایت، ۱۹۹۴) استفاده شد. گروه آزمایش در ۸ جلسه تحت مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفت و پس از آن از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. تحلیل داده ها با استفاده ازتحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون سرمایه ی روان شناختی و بازداری و فعالسازی رفتاری در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح ۰۱/۰>pوجود دارد؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که این نوع درمان تأثیر قابل توجهی بر سرمایه روان شناختی ، بازداری و فعال سازی رفتار دانش آموزان دارد.
اثربخشی آموزش توانمندی های منش با رویکرد مثبت نگر بر تاب آوری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
11 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش توانمندی های منش با رویکرد مثبت نگر بر تاب آوری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه گواه با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه یازدهم ناحیه یک شهر یزد در سال تحصیلی 1403 -1404 بود. حجم نمونه پژوهش شامل 40 دانش آموز دختر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه گمارده شدند (هر گروه 20 نفر). ابزار پژوهش شامل مقیاس تاب آوری (CD- RISC) کانر و دیویسون (2003) و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (AVQ) دهقانی زاده و حسین چاری (1391) بود. گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد، اما گروه آزمایش پژوهش مداخله توانمندی منش با رویکرد مثبت نگر را (در هشت جلسه نود دقیقه ای و هرهفته یک جلسه) دریافت کرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که در گروه آزمایش تفاوت پیش آزمون با مرحله پس آزمون و پیگیری برای هر پنج مولفه تاب آوری و سرزندگی تحصیلی معنادار است (001/0=P) و به غیر از شایستگی فردی و اعتماد به غرایز بین پس آزمون و پیگیری متغیرها در گروه های آزمایش تفاوت وجود ندارد (05/0<P) . نتایج نشان داد که آموزش توانمندی منش با رویگرد مثبت نگر، احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود تاب آوری و سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان است.
نقش میانجی احساس حقارت و حمایت اجتماعی ادراک شده در رابطه بین تاب آوری روانشناختی با اعتیاد به فضای مجازی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
221 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی احساس حقارت و حمایت اجتماعی ادراک شده در رابطه بین تاب آوری روانشناختی با اعتیاد به فضای مجازی دانشجویان بود. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را دانشجویان کارشناسی شهر رشت در سال 1403 تشکیل دادند و از بین آنها به صورت در دسترس 400 نمونه انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (IAT؛ یانگ و همکاران، 1998)، مقیاس تاب آوری (CD-RISC؛ کانر و دیویدسون، 2003)، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS؛ زیمت و همکاران، 1988) و احساس حقارت (خدادادی و بهرامی، 1391) بود. جهت تحلیل داد ه ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. یافته ها نشان داد تاب آوری، احساس حقارت، و حمایت اجتماعی ادراک شده بر اعتیاد به فضای مجازی اثر مستقیم و معنادار داشت؛ تاب آوری بر احساس حقارت و حمایت اجتماعی ادارک شده اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد احساس حقارت و حمایت اجتماعی ادراک شده نقش میانجی در رابطه تاب آوری و اعتیاد به فضای مجازی ایفا می کنند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که تاب آوری به صورت مستقیم و با میانجی گری احساس حقارت و حمایت اجتماعی ادراک شده بر اعتیاد به فضای مجازی اثر داشت.
مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
165 - 174
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماه بود. جامعه آماری این پژوهش را نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی مراجعه کننده به هسته مشاوران اداره آموزش و پروش مناطق 8 و 13 شهر تهران در سال 1403 تشکیل داد. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11؛ پاتون و همکاران ، 1995) استفاده شد. خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی هر یک طی هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل دو مداخله درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی تا مرحله پیگیری به طور معنادار بر کاهش تکانشگری موثر بوده است (05/0>P). همچنین یافته ها نشان داد که مداخله خود شفقت ورزی آگاهانه به طور معنادار نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی تاثیر بیشتری بر کاهش تکانشگری داشته است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان خود شفقت ورزی آگاهانه نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی اثر بیشتر بر کاهش تکانشگر نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی داشته است.
تبیین علی سازگاری زناشویی بر اساس دلبستگی اجتنابی: نقش واسطه ای خشونت شریک عاطفی در زنان شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
171 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین علی سازگاری زناشویی بر اساس دلبستگی اجتنابی: نقش واسطه ای خشونت شریک عاطفی در زنان شهر کرج بود. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر کرج در سال 1401 بود که از بین آن ها تعداد 450 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های سازگاری زناشویی (DAS) اسپانیر و همکاران (1975)، خشونت خانگی (IPV) استراوس و همکاران (1996) و سبک های دلبستگی (AAI) هازن و شاور (1987) پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود و دلبستگی اجتنابی به صورت مستقیم اثر منفی و معنی داری بر سازگاری زناشویی داشت (01/0>P). همچنین دلبستگی اجتنابی با میانجی گری خشونت شریک عاطفی بر سازگاری زناشویی اثر غیرمستقیم، منفی و معنی داری داشت (05/0>P). این نتایج نشان می دهد که دلبستگی اجتنابی و خشونت شریک عاطفی بر سازگاری زناشویی مؤثر بوده و لذا آگاهی روانشناسان، مشاوران، زوج درمانگران و سایر متخصصان مربوطه از این متغیرها می تواند در سازگاری زناشویی کمک کننده باشد.
نقش میانجی کمال گرایی در رابطه بین سبک دلبستگی ناایمن و اختلال وسواس-جبری ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی کمال گرایی در رابطه بین سبک دلبستگی ناایمن و اختلال وسواس-جبری ارتباطی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه افراد متاهل شهر لاهیجان در سال 1402 بود؛ در این پژوهش 384 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس کمال گرایی چندبعدی فراست (FMPS؛ فراست و همکاران، 1990)، پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ؛ هازان و شیور، 1987)، پرسش نامه وسواسی جبری متمرکز بر همسر (PROCSI؛ قمیان و همکاران، 1398) و پرسش نامه وسواس جبری ارتباطی (ROCI؛ قمیان و همکاران، 2021) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ناایمن و کمال گرایی به صورت مستقیم بر وسواس جبری ارتباطی اثر داشت؛ همچنین سبک دلبستگی ناایمن بر کمال گرایی اثر مثبت و معنادار داشت (05/0>P). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که کمال گرایی بین سبک دلبستگی ناایمن و وسواس جبری ارتباطی نقش میانجی داشت (05/0>P). از مجموع یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که دلبستگی ناایمن به صورت مستقیم و با میانجی گری کمال گرایی بر اختلال وسواس-جبری ارتباطی اثر داشت.
اثربخشی طرح واره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بخشودگی بین فردی زنان دارای تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
151 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرح واره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بخشودگی زنان دارای تعارضات زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری در این پژوهش کلیه زنان دانشجوی متأهل دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب در سال 1402 بود که از بین آنان تعداد 40 نفر، 20 نفر در گروه گواه و 20 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پرسشنامه تعارض زناشویی ثنایی (1379 MCQ,)، تمایزیافتگی خود اسکوورون و فریدلندر (1998 DSI,)، بخشودگی بین فردی احتشام زاده و همکاران (2011 IFI,) استفاده شد و مداخله ی مبتنی بر طرح واره درمانی گروهی یانگ و همکاران در 8 جلسه دوساعته، هفته ای دو بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون خود تمایزیافتگی و بخشودگی بین فردی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. درنتیجه، طرح واره درمانی گروهی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای زنان دانشجوی دارای تعارضات زناشویی مورد توجه قرار داده شود.
مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
129 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری (2 ماهه) بود جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر دارای خلق مخرب مقطع متوسطه اول شهر قدس در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد که تعداد 48 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار این پژوهش پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) بود. مداخله درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری انعطاف پذیری شناختی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، و نتایج نشان داد درمان پذیرش و تعهد نسبت به درمان عقلانی هیجانی به طور معناداری بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). می توان این گونه نتیجه گرفت که بین دو درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تفاوت معنادار وجود دارد.
پیش بینی کیفیت تدریس بر اساس تفکر سیستمی با میانجی گری جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس در معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
181 - 188
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس در رابطه تفکر سیستمی با کیفیت تدریس در معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، معلمان مقطع ابتدایی مشغول به تدریس در شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که 245 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها توسط پرسشنامه های کیفیت تدریس سراج (2003، TQQ)، تفکر سیستمی فردی شفیعی و همکاران (1398، ISTQ)، جهت گیری مکانیکی-ارگانیکی ساشکین و موریس (1984، OSQ) و تعامل معلم لارداسمی و کنی (2001، TIQ) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده از طریق آزمون همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس تفکر سیستمی، جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس بر کیفیت تدریس در معلمان مقطع ابتدایی اثر مستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). همچنین تفکر سیستمی بر کیفیت تدریس با میانجی گری جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس در معلمان مقطع ابتدایی تأثیر غیرمستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). ازاین رو، با اعمال برنامه ها و مداخلاتی برای افزایش تفکر سیستمی و جهت گیری آموزشی و همچنین تعامل اجتماعی کلاس می توان به بهبودی کیفیت تدریس پرداخت.
مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
151 - 160
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر ساری در سال 1403 بود. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از مجتمع تخصصی باغبان (طوبی) انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری (CD-RS؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک برای 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. تحلیل داده ها به روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که فقط در گروه های مداخله بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری تفاوت وجود داشت (05/0>P)؛ علاوه بر این نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی نسبت به آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری به طور معنادار تا مرحله پیگیری دارای اثربخشی بیشتری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که زندگی درمانی نسبت به آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری تاثیر بیشتری بر افزایش تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 داشته است.
پارادوکس درمانی به روش PTC برای درمان مشکلات شخصیتی: یک گزارش موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگی های مشکل ساز شخصیتی، همانند اختلال های شخصیتی، محدودیت ها و هزینه های بسیاری را بر فرد، خانواده، اجتماع و نظام بهداشت و سلامت جامعه تحمیل می کنند. این دسته از مشکلات و اختلال های شخصیتی همواره برای درمانگران چالش برانگیز بوده اند. در این پژوهش، پارادوکس درمانی به روش PTC برای ویژگی های مشکل ساز شخصیتی معرفی می شود. در این مقاله، پارادوکس درمانی به روش PTC برای یک دختر 28 ساله (KB) که از مشکلات شخصیتی رنج می برد به طور کامل گزارش می شود. مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، مقیاس استحکام من (ESS) و مقیاس درجه بندی ذهنی نتایج درمان (TOSRS) توسط بیمار تکمیل شد. نتایج چهار جلسه پارادوکس درمانی مشکلات شخصیتی خانم KB به روش PTC نشان داد که این مدل درمانی بسیار کارآمد و اثربخش بود. تغییرات و پیشرفت های درمانی در حد بالای 90% ارزیابی شد. نتیجه پی گیری سه ساله نشان داد که تغییرات درمانی در طول زمان رضایت بخش، مستمر و پایدار بوده و عودی هم صورت نگرفته است. بر اساس یافته های به دست آمده در مورد درمان مشکلات شخصیتی این مراجع، می توان نتیجه گرفت که پارادوکس درمانی به روش PTC برای اختلال ها و مشکلات شخصیتی، درمانی کارآمد و اثربخش است. نتایج پی گیری و تایید پایداری و استمرار تاثیرات درمانی در طول زمان نیز از عمق و گستردگی تاثیرگذاری این روش حمایت می کند. پارادوکس درمانی به روش PTC در عین حال درمانی بسیار کوتاه مدت و مقرون به صرفه است. کاربرد این مدل نوین پارادوکس درمانی برای اختلال ها و ویژگی های مشکل ساز شخصیتی پیشنهاد می شود.
اثربخشی روان درمانی معنوی- مذهبی با رویکرد اسلامی بر اضطراب وجودی و نگرش به مرگ سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روان درمانی معنوی- مذهبی با رویکرد اسلامی بر اضطراب وجودی و نگرش به مرگ سالمندان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی سالمندان مرد عضو خانه سالمندی شهر اردبیل در نیمه دوم سال 1402 بودند. تعداد نمونه مورد پژوهش 36 نفر بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (18 نفر) و کنترل (18 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایشی 10 جلسه ی 75 دقیقه ای مداخله روان درمانی معنوی- مذهبی با بازنگری رویکرد اسلامی را به صورت هر هفته 1 جلسه دریافت کردند. برای گردآوری داده ها از فرم تجدیدنظر شده نگرش نسبت به مرگ (DAP-R، وونگ و همکاران، 1994) و مقیاس اضطراب وجودی (EAQ، ویمز و همکاران، 2004) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون اضطراب وجودی و نگرش به مرگ سالمندان در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. با توجه به این نتایج می توان بیان کرد که ارائه روان درمانی معنوی- مذهبی با رویکرد اسلامی تاثیر معناداری بر کاهش اضطراب وجودی و بهبود نگرش به مرگ سالمندان داشت.
نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
31 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه ی بین انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود فرزندان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری در این پژوهش را کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان تشکیل داد که در سال 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند. بنابراین با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 220 نفر از دانشجویان انتخاب شدند و سپس پرسشنامه ها در اختیار آن ها قرار گرفت و تکمیل و جمع آوری گردید. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های ابراز وجود (AI، گمبریل و ریچی، 1975)، جو عاطفی خانواده (BEFCQ، هیل برن، 1964)، خودکارآمدی (GSE، شرر و همکاران، 1982) و انعطاف پذیری خانواده شاکری (1382) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده بر خودکارآمدی اثر مثبت و معنادار (05/0>P و 05/0>P) داشتند. انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده بر ابراز وجود اثر مثبت و معنادار (05/0>P) داشتند. همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده نیز به واسطه خودکارآمدی بر ابراز وجود اثر غیرمستقیم و معناداری (001/0P<) داشتند. نتایج این پژوهش نشان داد خودکارآمدی در رابطه با انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود دانشجویان نقش واسطه ای داشت.
واکاوی نگرش جوانان به عوامل برانگیزاننده در برقراری روابط متعدد عاطفی در فرهنگ ایرانی: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
43 - 52
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نگرش جوانان به عوامل برانگیزاننده در برقراری روابط متعدد عاطفی در فرهنگ ایرانی صورت گرفت. نوع پژوهش کاربردی و روش کیفی است. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل 24 نفر (13 دختر و 11 پسر) بودند که با روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع داده ها مورد مصاحبه های نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. جهت تحلیل اطلاعات از روش کلایزی استفاده شد. از مجموع تحلیل مصاحبه های مشارکت کنندگان 4 مضمون اصلی، 6 مضمون فرعی و 14 مفهوم اولیه حاصل شد. عوامل برانگیزاننده مشارکت کنندگان از برقراری روابط متعدد با غیرهمجنس؛ اجتناب تجربه ای شامل فرار (فرار از شکست عاطفی، فرار از آسیب رابطه های شکست خورده و فرار از تنهایی)، نیاز به هیجان خواهی شامل رفع محرومیت هیجانی (تجربه هیجان های خوشایند و افزایش مهرورزی)، نیاز به بقاء شامل امنیت (نیاز جنسی، نیاز مالی و نیاز به صحبت با جنس متفاوت) و جبران (جبران اشتباهات و جبران کمبودهای روابط گذشته) و یادگیری مشاهده ای شامل همسویی با دوستان (دریافت تحسین و تمجید و تاییدطلبی) و همسویی با رسانه های اجتماعی (رفع احساس لجاجت و کینه ورزی سرگرمی و تفریح) بود. بنابراین کمبودهای زندگی افراد و جبران آنها، نیازهای طبیعی و مشاهده دیگران در شکل گیری انگیزه گرایش به تعدد روابط عاطفی نقش دارد.