با رشد فزاینده مصارف رسانه ای، چگونگی استفاده از رسانه های نوین شاخصی برای قشر بندی افراد در کلان شهرها شده است. پژوهش حاضر در کلان شهر اصفهان به روش پیمایشی برای پاسخ به این سوال بود که کدام مصارف رسانه ای عامل این قشر بندی است؟ جامعه آماری این پژوهش را کلیه شهروندان کلان شهر اصفهان به تعداد 1908968 نفر تشکیل دادند. از این میان تعداد 959 نفر به عنوان حجم نمونه برآورد و از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای نمونه گیری انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (85/0) برآورد گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق تحلیل خوشه ای دو مرحله ای بر اساس معیار اطلاعاتی (آکائیکه) و ضریب کای دو انجام گرفت. مهم ترین نتایج نشان داد دو خوشه در مصرف رسانه ای از یکدیگر قابل تفکیک هستند. خوشه اول نسبت به تعویض گوشی در سال، داشتن گوشی با کارایی و امکانات جدید، استفاده از ارتباطات غیر کلامی و برنامه های شبکه ای، فعالیت در شبکه های مجازی و استفاده زیاد از اینترنت نمرات بالایی کسب کردند. خوشه دوم در استفاده کلامی از تلفن همراه و انجام فعالیت های روزمره به صورت الکترونیکی به میانگین نزدیک تر بودند.
در این مقاله برای بررسی و شناخت عوامل مؤثر برسرمایة اجتماعی درونگروهی و سنجش آن شاخصسازی صورت گرفته و برای شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد آن در بین شهروندان شهر کرمان به شناسایی عوامل بومی پرداخته و در این راستا از مقولهسازی کیفی استفاده شده است. چارچوب نظری تحقیق بر اساس الگوی پاتنام[۵]، والکوک[۶] و پورتینگا[۷] میباشد که براساس آن و نتایج کیفی تحقیق، فرضیاتی تدوین شده است و سپس با استفـاده از نرم افزار Amos 16 نمودار مسیـر مطروحـه برازش یافته است. یافتههای به دست آمده بیانگر آن است که عوامل گوناگونی باعث ایجاد سرمایة اجتماعی درونگروهی میشوند که در مدل، پیشبینی شدهاند. ساختار زمینهای مشارکت، هماهنگی ارزشی و تأثیرگذاری بر تصمیمگیریها، به عنوان متغیرهای مستقل دارای همبستگی و کوواریانس بر یکدیگرند.
ساختار زمینهای مشارکت از یک طرف به صورت مستقیم (در حدود۳۲۲/۰) بر سرمایة اجتماعی درون گروهی تأثیر میگذارد و از طرف دیگر به صورت غیر مستقیم که بر ویژگیهای ارتباطی و احساس نیاز به آگاهی مذهبی دارند، بر سرمایة اجتماعی درونگروهی تأثیر میگذارند. هماهنگی ارزشی تأثیر مستقیمی بر سرمایة اجتماعی درونگروهی ندارد اما از طریق تأثیری (برابر با ۰۶/۰) که بر ویژگیهای ارتباطی دارد بر سرمایة اجتماعی درونگروهی تأثیرگذار است. (هرچند که این ضریب بسیار کوچک و قابل چشمپوشی است) هماهنگی ارزشی تأثیری (در حدود۱/۰) براحساس نیاز به آگاهی مذهبی، برجای میگذارد و از این طریق است که تأثیر غیرمستقیمی بر سرمایة اجتماعی درونگروهی دارد.
Attempts to find out social aspects of the body، have formed the main trend of research and debate for sociologists in recent decades. Body is a phenomenon that can be socially built so its construction and functions are matters of social and cultural beliefs. In this study، the relationship between social capital and body management has been investigated through survey method. For data collection، in this descriptiveanalytic
study، questionnaires have been used. The sample contains 235 Tabriz University students which have been selected using stratified sampling. The findings show that there is positive and significant relationship (in the %99 confidence level) between body management and social capital. And there is also a significant relationship (in the confidence level of 99%) among body management and social norms، trust in
groups and institutions and interpersonal relationships and trust. Regression analysis results show that of the independent variables، interpersonal trust، gender and age have been able to explain 17.2 percent of the variance of body management (dependent variable).
در این مقاله به بررسی مفهوم و نظریه های شکل گیری انجمن های زادگاهی و مفهوم وجوه ارسالی مهاجران می پردازیم، و با روش تحقیق کیفی همراه با مصاحبه روند شکل گیری انجمن های زادگاهی و همچنین اثرات آن ها را بر توسعه محلی در روستای دریان بررسی می کنیم. چگونگی شکل گیری نهادهای پایدار مهاجران و شکل گیری اولیه شبکه ای، محورهای مناسبتی و مناسکی و محور حمایتی و نقش آنها پس از شکل گیری شبکه ای اولیه حرکت به سمت نهادهای پایدار، حرکت به سمت نهادهای مدرن و در نهایت انجمن های زادگاهی از اهداف این پژوهش بوده اند. این انجمن ها با ارسال سرمایه در رشد و ارتقا مولفه های توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... نقش اساسی در توسعه محلی منطقه ایفا می نمایند.
" مسکن یکی از مهمترین نیازهای زیستی انسان به شمار رفته و ارتباط نزدیکی با جمعیت یک منطقه دارد. عواملی از قبیل رشد جمعیت، وضعیت ازدواج، مهاجرت و شهرنشینی، بعد خانوار و غیر می تواند در امر تقاضای به مسکن تاثیر گذار باشند.....
"