فرایند پیشگیری و کنترل آسیبهای اجتماعی در دین اسلام، از مرحله هنجارگذاری شروع و تا مراحل اجتماعی کردن، درمان، جامعه پذیری مجدد و مجازات کجروان ادامه پیدا می کند. هدف از این پژوهش، ارائه معیارها و ویژگیهای حاکم بر نظام هنجارگذاری از دیدگاه آموزه های قرآن کریم است. سؤال اصلی پژوهش این است که: فرایند هنجارگذاری از دیدگاه آموزه های قرآن کریم چیست و چگونه می تواند اجرای صحیح آن در مقام عمل، از کجروی پیشگیری کند؟ فرایند پیشگیری و کنترل آسیبهای اجتماعی در دین اسلام، از مرحله هنجارگذاری شروع و تا مراحل اجتماعی کردن، درمان، جامعه پذیری مجدد و مجازات کجروان ادامه پیدا می کند. هدف از این پژوهش، ارائه معیارها و ویژگیهای حاکم بر نظام هنجارگذاری از دیدگاه آموزه های قرآن کریم است. سؤال اصلی پژوهش این است که: فرایند هنجارگذاری از دیدگاه آموزه های قرآن کریم چیست و چگونه می تواند اجرای صحیح آن در مقام عمل، از کجروی پیشگیری کند؟ این تحقیق که نوعی تفسیر موضوعی قرآن کریم محسوب می شود، با روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی و با مراجعه به آیات مرتبط با موضوع مورد تحقیق و کدگذاری و تحلیل این آیات انجام گرفته است. محورهای مهم در فرایند هنجارگذاری از دیدگاه آموزه های قرآن، عبارتند از: پذیرش هنجارگذار بودن خداوند؛ تعیین هنجارهای مورد نیاز از طرف خداوند؛ مقترن و ابهام نداشتن هنجارها؛ زمینه سازی برای پذیرش هنجارها؛ جعل نکردن هنجارهای شکننده؛ رعایت راحتی اشخاص در جعل هنجار؛ معیار عقلی داشتن هنجارگذاری؛ ممنوعیت جعل هنجار برای ویژه خواری؛ محدود بودن هنجارهای منع کننده رفتار؛ تحریف نکردن هنجارهای مبتنی بر حق؛ تسهیل کننده بودن هنجاراجتماعی؛ بهنجار نشدن هنجارشکنی به جهت کثرت متخلفان از آن هنجار؛ جواز نقض هنجار برای مصلحت مهم تر؛ انعطاف در هنجارگذاری و اجرای هنجار. رعایت صحیح این موارد در فرایند هنجارگذاری، تعهد درونی به اجرای هنجار را تقویت کرده و احتمال نقض آن را کم می کند و سبب پیشگیری از کجروی خواهد شد.
با توجه به رشد روزافزون فضای مجازی و توسعه فرهنگ آنلاین در میان عموم شهروندان ایرانی، به نظر می رسد گروه های مرجع جدیدی شکل گرفته اند که به دلیل رسانه پایه بودن فعالیت هایشان توان اثرگذاری زیادی بر شهروندان دارند. یکی از این گروه های جدید اجتماعی سلبریتی ها هستند که در سال های اخیر و به خصوص از دهه 80 به بعد، در جامعه ایران ظهور پیدا کرده اند. سلبریتی ها به شدت به رسانه و به ویژه رسانه های اجتماعی وابسته اند. آنان به طور معمول از طریق شبکه های اجتماعی فیس بوک، توییتر، وایبر، تلگرام، اینستاگرام و واتساپ، با مخاطبان خود ارتباط می گیرند. هدف از مقاله حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر نفوذ اجتماعی سلبریتی ها در شهر رشت است. روش پژوهش پیمایشی بوده و از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کل شهروندان شهر رشت در سال 1399 تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای تعداد 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. یافته های همبستگی دلالت بر آن دارد که سبک زندگی آنلاین، آنومی اجتماعی، هویت اجتماعی و اعتماد سیاسی بر نفوذ اجتماعی سلبریتی ها در شهر رشت تأثیر گذارند؛ اما تحلیل داده ها نشان می دهد که دو متغیر هویت ملی و سبک زندگی آنلاین تأثیر گذاری بیشتری بر نفوذ اجتماعی سلبریتی ها دارند و در مدل های مختلف رگرسیون چندگانه پایدار بوده اند.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه بین همبستگی خانواده و الگوی ارتباطی والدین با بحران هویت نوجوانان بود. روش پژوهش توصیفی، و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی 99-1398 در حال تحصیل بودند می باشد و شامل 1100 نفر می باشند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد حجم نمونه برابر 285 با روش نمونه گیری در دسترس استفاده شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش، پرسشنامه ارزیابی همبستگی خانواده السون و لاوی (1985)، پرسشنامه تجدید نظر شده الگوی ارتباطی خانواده فیتزپاتریک و ریچی (1994)، و پرسشنامه بحران هویت احمدی (1376) بوده اند. داده ها با فرمول همبستگی پیرسون و رگرسیون و با استفاده از نرم افزار SPSS 18 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین همبستگی خانواده و جهت گیری گفت و شنود با بحران هویت رابطه منفی و معنی دار، و بین جهت گیری همنوایی با بحران هویت رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. همچنین همبستگی خانواده و الگوی ارتباطی والدینمی توانند بحران هویت را پیش بینی کنند.
سلامت فرد پایه و بنیان سلامت جامعه است و این دو آن چنان به هم وابسته اند که نمی توان بین آن ها مرز معینی قائل شد. مفهوم سلامت اجتماعی به عنوان بعد مهم دیگر سلامت، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. باید توجه داشت که تندرستی اجتماعی، چگونگی برقراری ارتباط فرد با دیگران، چگونگی واکنش به افراد دیگر و چگونگی تعامل فرد با نهادهای اجتماعی و رسوم جامعه را شامل می شود. این مقاله به بررسی تندرستی اجتماعی زنان با استفاده از تئوری های کیز (1998) و لارسن (1992) می پردازد. گفتنی است ابعاد انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی، معاضدت اجتماعی، شکوفایی اجتماعی و پیوستگی اجتماعی از تئوری کیز، و ابعاد حمایت اجتماعی و سازگاری اجتماعی از تئوری لارسن استخراج شدند. جامعة آماری زنان شهر کاشان، و روش تحقیق پیمایش و فن جمع آوری داده ها نیز پرسش نامه است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز با یافته های کیز مطابق است و تحلیل عاملی کیز مناسب بودن پنج بعد تندرستی اجتماعی را برای جامعة آماری تحقیقش تأیید کرده است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان می دهد که نتیجة دو شاخص موردنظر لارسن (حمایت و سازگاری اجتماعی) عامل مشترک تندرستی اجتماعی است و مقدار فراوانی از واریانس آن تبیین می شود. آزمون خی دو بین تندرستی اجتماعی و وضعیت تأهل و درآمد معنادار است و بین تندرستی اجتماعی و تحصیلات معنا یی ندارد، اما بین تندرستی اجتماعی و وضعیت اشتغال بستگی به مدل دارد (در مدل لارسن معنا دار است، اما در مدل کیز نه). بنا بر نتایج این پژوهش مسئولان باید نگرانی بیشتری درمورد سلامت اجتماعی زنان داشته باشند و با توجه به اینکه زنان نقشی مهم در خانواده و جامعه دارند و تربیت کنندگان نسل بعدی جامعه هستند، سلامت آن ها به ویژه سلامت اجتماعی شان مهم است.
«آزادی» در دانش های ارزشی، به فعل اختیاری انسان در آزاد گذاشتن خود یا دیگران اشاره دارد. برای تعیین ارزش آزادی، نیازمند اصول و قواعدی هستیم که امروزه ارائه این اصول برای تعیین قلمرو آزادی با انتقادهایی مواجه شده است؛ زیرا اولاً، این اصول مبتنی بر نوع تلقی خاصی از سعادت هستند. ثانیاً، به سلب حداکثری آزادی منفی منجر می شوند. از سوی دیگر، عدم ارائه اصول اخلاقی نیز با انتقاداتی مواجه شده است؛ زیرا نداشتن اصول اخلاقی، به غفلت از آزادی مثبت منتهی می شود. این پژوهش با روش تحلیلی و استدلالی، به تبیین دیدگاه اسلام در ارائه اصولی برای تعیین قلمرو آزادی می پردازد و ضمن التزام به خردگرایی و واقع گرایی، از آزادی در معنای منفی و مثبت آن دفاع خواهد کرد. به گونه ای که از پیامدهی منفی ناشی از عدم ارائه جمع بین این دو احتراز خواهد شد. در نتیجه، بدون پذیرش بی تفاوتی، از مداخله و ممانعت حداکثری پرهیز خواهد شد. اسلام با توجه به توحید و مخلوق بودن انسان و جهان و با توجه به واقع گرایی و غایت گرایی در ارزش سنجی رفتار، اصول زیر را در تعیین قلمرو آزادی ارائه می دهد: اصل بندگی، اصل آزادی، ارزشمندی تأمین نیازها، اهتمام به آزادی مثبت و پذیرش پلورالیسم اجتماعی. در حوزه تغییر و اصلاح رفتار نیز اصول و قواعدی چون لزوم حسن ظن، حمل بر صحت رفتار دیگران، اصل تغافل، اصل تدرج و مدارا مورد توصیه قرار می گیرند.
بخشی از دانش عامیانه در ترانه های اجتماعی انعکاس می یابد. ترانه های اجتماعی بسیار متنوع هستند. نوعی از ترانه های اجتماعی کارنواها یا ترانه های کار هستند. ترانه های کار،ُ نواهایی هستند که مردان و زنان در حین کار و یا برای کار و ثمره آن به صورت فردی یا جمعی می خوانند. هدف این تحقیق از سویی طبقه بندی ترانه های کار در مناطق کردنشین وتحلیل بازنمایی ساختار اجتماعی در آن ها از دگر سو است. بعد نظری این تحقیق ریشه در نظریه های فلکلور دارد. روش مطالعه این تحقیق شامل مطالعه اسنادی، کار میدانی و انجام مصاحبه با ترانه خوانان کار در مناطق مختلف استان کردستان بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد که تنوع ترانه های کار بسیار زیاد است و طبقه بندی مستدل آن ها کاری ضروری است. دوما محتوی ترانه ها حاکی است که این آواها هنری اجتماعی هستند که توسط افراد عادی و در جریان امور زندگی و برای ناکامی های فردی و اجتماعی، حسرت ها و تمناهای زندگی خوانده می شوند. این ترانه ها در حین تلاش و کوشش و کمتر در اوقات فراغت اجرا می شوند. شاعر ابیات و همچنین هنرمندان آن غالبا ناشناخته اند. ترانه ها اغلب به صورت فردی و گاه بصورت جمعی خوانده می شوند. اکثر این ترانه ها مربوط به مشاغل سنتی و فقط یک مورد آن مربوط به وضعیت پیشا صنعتی است. ترانه ها بازتاب شرایط متنوع اجتماعی، نوع شغل و تولید و مشکلات آنان و در عین حال نشانه ای از رویاروی مدرنیته مهاجم با سنت های قدیمی است که در دست مردمانی بدون انتخاب گیر افتاده اند. <br /> واژگان کلیدی: نوع بندی، ترانه های کار، استان کردستان،
شک نگری و کم بودن میزان اعتماد به رسانه ملی سبب می شود که افراد جهت آگاهی بیشتر به سمت منابع غیر رسانه ای از جمله شبکه های اجتماعی و رسانه های بیگانه روند و در نتیجه همین امر سبب ایجاد شک و تردید و در نهایت ایجاد شایعه در میان افراد می شود. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با استفاده از روش میدانی، تکنیک پیمایش، ابزار تحقیق پرسشنامه و استفاده از نرم افزار SPSS به دنبال بررسی ارتباط بین استفاده از رسانه ملی و باور پذیری شایعه در شبکه های موبایلی در بین مردم شهر اهواز به عنوان هدف اصلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی ساکنان 15 سال به بالای شهرستان اهواز می باشد که با استفاده از فورمول کوکران تعداد 384 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه مورد بررسی قرار گرفته شده است. بر اساس یافته ها بین سرعت در انتقال خبر رسانه ملی (290/0- =P)، بی طرفی رسانه ملی در انتقال اخبار (280/0- P=)، استفاده از منابع موثق در بیان مطالب (345/0- = P)، اعتماد به رسانه ملی (446/0- =P) و سانسور در رسانه ملی (318/0= P) با باور پذیری شایعه در شبکه های موبایلی معنادار وجود دارد؛ بنابراین تمامی فرضیه های پژوهش تأیید می شوند. بر اساس نتایج رگرسیون پنج متغیر فوق به طور کلی توانسته اند به میزان 36/0 تغییرات متغیر باور پذیری شایعه در شبکه های موبایلی را تبیین معنادار کنند (36/0 R2=).
«روابط میان فردی» یکی از تأثیرگذارترین و کاربردی ترین ابعاد زندگی بشری است که بخش عمده ای از رفتارهای انسان مدنی را دربر می گیرد. گفتمان سعادت محور دین اسلام یقیناً عنایت ویژه ای به این موضوع تأثیرگذار در سعادت بشر باید داشته باشد. علم فقه به عنوان بررسی کننده افعال مکلفین، موضوعیت خاصی در بین علوم اسلامی برای تعیین امکان سنجی و جایگاه شناسی و اهمیت این موضوع دارد. این تحقیق با روش تحلیل محتوای تاریخی و با روش گردآوری کتابخانه ای و استقرای تاریخی متن محور به دنبال بررسی جایگاه این موضوع در نظام فقهی شیعی است. در نهایت با بررسی برخی مجموعه های روایی و فقاهتی، امکان توجه فقهی به این موضوع، معقول به نظر می رسد. در ادامه با توجه به عدم وجود دسته بندی منسجم در این عرصه و با عنایت به نظرات فقیهانه حضرت آیت الله اعرافی، چند دسته بندی ابتدایی در راستای نظام سازی اولیه پیشنهاد می شود که «روابط میان فردی» در ذیل روابط خرد اجتماعی تعریف شده است. توجه به برخی مؤلفه های جامعه شناختی چون «نقش اجتماعی»، «منزلت اجتماعی» از جمله اعتبارات اصلی این تقسیم بندی است.
پویائی زندگی دینی در جامعه ایرانی، توجه کردن به احساسات مذهبی را ضروری می کند. تاکنون در بحث های جامعه شناسی دین، به بعد احساسی آن توجه کافی نشده است. پژوهش حاضر که با استفاده از رویکرد کیفی و انجام مصاحبه عمیق با 12 نفر از دانشجویان عضو تشکل بسیج اسلامی و نهاد رهبری در دانشگاه تهران انجام شده است، با رویکردی جامعه شناختی به طور خاص احساسات دینی را در این گروه از دانشجویان تفسیر می کند. احساسات دینی با توجه به مفهوم رژیم احساسیِ برگرفته از کار ریس و وودهد (2010) بررسی می شوند که در آن روابط دیالکتیکی بین فرد، جامعه و نمادها اهمیت دارد. از ارتباط های دیالکتیکی میان این سه عنصر، در حالت داشتن یا نداشتن تعادل، در کل 12 فرایند شکل می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهند رژیم احساسی دانشجویان مطالعه شده، به سمت فرایندی تمایل دارد که در این پژوهش «سوژه سازی حاد» نامیده شده است؛ یعنی ممکن است یک نماد مذهبی همچون عاملی قدرتمند و نه پدیده ای ساخته دست بشر، در ذهن کنشگر نقش بندد و او را به واکنش شدید احساسی ترغیب کند. افراد شرکت کننده در این مطالعه، در رابطه با سه گونه متفاوت نمادهای دینی، یعنی نمادهای انسانی (جاندار)، غیرانسانی (بی جان) و نیمه انسانی (نیمه جاندار)، احساسات شدید دینی را تجربه می کنند. درانتها الگوی رژیم احساسی ذکرشده، نقد و بررسی می شود.
در دهه های انتهایی قرن نوزدهم و دهه های ابتدایی قرن بیستم، در کلان شهرهای مدرن به واسطه پیشرفت های فنّاورانه و تغییراتی که به واسطه فرایندهای صنعتی سازی پدید آمد، زندگی انسانی با ماشین ها و فنّاوری ها درهم تنیده شد. فرهنگ فنّاورانه ماشینی مدرن، فهم سنتی از بدن انسانی و ظرفیت های ادراکی و جسمانی اش را دگرگون کرد، گونه ای درهم آمیختگی میان بدن و فنّاوری به وجود آورد و مرزهای میان امر ارگانیک و امر فنّاورانه را از بین برد. در این دوره می توان از مفاهیم نوظهوری همچون «ادراک فنّاورانه» و «زیبایی شناسی ماشینی» یاد کرد. این پژوهش که از نوع نظری و با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، می کوشد ظهور فنّاوری سینما را در رابطه با این چرخش تاریخی و در ارتباط ایجادشده میان بدن ها و فنّاوری ها در دوران مدرنیته موردمطالعه قرار دهد. از این منظر، مفهوم سینما چشم مطرح شده توسط ژیگا ورتف، به عنوان یکی از مهم ترین تبلورهای این نگره، مورد تحلیل و بازخوانی قرار می گیرد.ورتف در نوشته هایش و به خصوص در این بیانیه، بارها به ترکیب و آمیزش میان بدن انسان و ماشین، میان چشم انسان و چشم فنّاورانه دوربین اشاره می کند، آمیزشی که موجب فائق آمدن بر محدودیت های ادراک ناکامل انسانی می شود. سینما چشم ادراک جسمانی حسانی را با ادراک صنعتی ترکیب می کند و نتیجه این آمیزش، به یک «ادراک نوین از جهان» می انجامد، ادراکی که فراسوی قواعد ادراک انسانی قرار می گیرد.
خانواده نخستین نهاد اجتماعی است که در جریان اعتیاد به طور مستقیم آسیب می بیند. اعتیاد در بیشتر موارد با مرد به خانواده وارد و با ابتلای دیگر اعضا ازجمله مادر و فرزندان در خانواده تثبیت می شود. با تثبیت اعتیاد در خانواده و آسیب پذیری فرزندان، خسارت های جبران ناپذیری بر کیان خانواده وارد می شود که یکی از آنها، بی ثباتی هویتی فرزندان است. پژوهش حاضر درباره بی ثباتی هویتی فرزندان در جریان اعتیاد والدین ازنظر جامعه شناسی مطالعه کرده است. بدین منظور تعداد 40 نفر از خانواده های درگیر مسئله اعتیاد برای نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مدنظر با مصاحبه گردآوری و با استفاده از نظریه بنیانی تحلیل شدند. نتایج نشان دادند عواملی مانند دریافت نکردن حمایت عاطفی ازسوی خانواده، بی اعتنایی والدین، انتقال حس تحقیر به فرزندان، مقایسه والدین معتاد با دیگران، بی مسئولیتی والدین، بهت فرزند از نابسامانی خانواده، گسیختگی روابط فرزندان با والدین و درنهایت، کنترل شدید فرزندان سبب بروز بی ثباتی هویتی در آنها به منزله آسیب جامعه شناختی مهم می شود. برای جبران چنین اثرات نامطلوبی، فرزندان به سه راهبرد حذف مسئله، مقابله ای و ترمیمی تمسک می جویند که نتیجه آن به صورت عوارض روحی، اجتناب از جامعه، بی حوصلگی، تحریک پذیری، بروز خشونت های کلامی و جسمی، بی مسئولیتی همه جانبه ازسوی والدین، محرومیت از امکانات اولیه، حرمان معنوی، رنج ناشی از مقایسه، لجبازی با اعضای خانواده و اعتمادبه نفس تخریب شده در فرزندان بروز می یابد.
دستیابی به جامعه عدل، آرمان دیرین اندیشمندان، عدالت پژوهان و آزادی خواهان تاریخ بوده است. حکومت حق مدار علوی آیینه تمام نمای تجلی عدالت است و تحقق جامعه عدل علوی، منوط به شناسایی و تبیین مؤلفه هایی در قالب الگوی تربیتی است که مبنای عملی پرورش شهروندان باشد، زیرا که جامعه عدل جز به خواست و مشارکت آگاهانه مردم محقق نخواهد شد. در این مقاله با تأکید بر رهنمود های تربیتی نهج البلاغه به ارائه مدلی جهت تبیین شهروند پروری پرداخته می شود. مدل تربیتی که مبتنی بر مختصات حکومت حق مدار علوی صورت بندی شده باشد. به منظور فراهم آورد ن داده های متناسب با زمینه مورد مطالعه از روش کیفی و استراتژی نظریه بر خواسته از داده و جهت تجزیه وتحلیل داده ها از کد گذاری باز، انتخابی و محوری استفاده شده است. طی مراحل سه گانه تحلیل داده ها، 426 مفهوم، 55 زیرمقوله و 15 مقوله حاصل و در قالب مدل پارادایمی ارائه شدند. « آموزش حقوق شناسی»، «تسری اخلاق مداری» و «اشاعه تکلیف محوری» سه ضلع مثلث «توسعه ظرفیت شهروند پروری» هستند که در قالب مقوله اصلی، مدل شهروند پروری در مکتب تربیت علوی را به تصویر می کشد.
زمینه و هدف: در حال حاضر سازمان های متولی امنیت اجتماعی از رسانه های مختلفی برای آموزش های مورد نیاز به افراد جامعه بهره می گیرند که آگاهی از ترجیح رسانه ای افراد، در بهره گیری بهینه از رسانه ها تأثیر بسزایی دارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین اولویت رسانه ای نوجوانان و جوانان از برنامه های آموزشی-امنیتی پلیس انجام پذیرفت. روش شناسی: روش این پژوهش از نوع ترکیبی است. جامعه ی هدف شامل نوجوانان و جوانان شهر همدان در سال 1397 است که در بخش کمی از طریق روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 400 نفر و در بخش کیفی نیز با روش نمونه گیری گلوله برفی، 40 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته از نوع طیف لیکرت 5 گزینه ای است که روایی پرسشنامه با بهره گیری از نظرات هفت نفر از صاحب نظران حوزه رسانه و آموزش و پایایی آن نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ 85/0 محاسبه گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد میزان استفاده نوجوانان شهر همدان (میانگین16/3 و01/0p<) و جوانان (میانگین24/3 و01/0p<) از رسانه ها بالاتر از حد متوسط است و ترجیح رسانه ای آنها برای دریافت برنامه های آموزشی-امنیتی پلیس، ابتدا رسانه های دیداری- شنیداری و بعد از آن به ترتیب: چند حسی، تصویری، شنیداری، و نوشتاری است. همچنین دسترس پذیری، راحتی استفاده، تنوع، به روزبودن، واقع گرایی و تعاملی بودن به ترتیب از مهم ترین دلایل ترجیح رسانه ای نوجوانان و علاقمندی، عادت رسانه ای، جذابیت، خلاقیت، قابلیت اعتماد و باورپذیری به ترتیب از مهم ترین دلایل ترجیح رسانه ای جوانان برای دریافت برنامه های آموزشی پلیس است. نتیجه گیری: تمایل نوجوانان و جوانان به رسانه های دیداری-شنیداری به ویژه در قالب دیجیتال بیش از سایر رسانه هاست. بنابراین نیروی انتظامی می تواند جهت جذب مخاطب نوجوان و جوان به برنامه های آموزشی خود، ترجیح رسانه ای آنها را در انتقال برنامه های آموزشی-امنیتی در نظر گیرد.
نوشتار پیش رو تلاشی است در جهت توصیف زندگی روزمره مدرن ایرانی و همچنین نقد آن. در این راستا به مطالعه زندگی روزمره نوجوانان و جوانان ایرانی در یکی از شکل های معمول و گسترده گذران اوقات فراغتشان یعنی پرسه زنی در خیابان های خرید پرداخته شده است. میدان مورد نظر، خیابان گلسار شهر رشت و نظریه مورد استفاده برای مطالعه آن، نظریه انتقادی زندگی روزمره است. اطلاعات از دو روش مشاهده و همچنین مصاحبه عمیق انتقادی با 30 نفر از افراد 44-16 ساله ساکن شهر رشت که به شکل هدفمند انتخاب شده اند به دست آمده است و یافته های حاصل از آن نیز با روش تیپ بندی بر اساس رابطه اقشار اقتصادی متفاوت با یکدیگر طبقه بندی شده است. نتایج حاصل از طبقه بندی فوق حاکی از آن است که رگه هایی از اندیشه انتقادی در میان برخی از نمونه ها که از سرمایه فرهنگی نسبتا بالایی برخوردار بودند و به لحاظ تعداد اقلیت نمونه ها را تشکیل می دادند، قابل مشاهده است. همچنین می توان گفت که میزان تحصیلات یا جایگاه اقتصادی، تبیین کننده نگرش انتقادی موجود در میان نمونه ها نسبت به وضعیت زندگی روزمره جاری در خیابان خرید به شمار نمی رود. بنابراین با فرض صحت ادعاهای فوق، می توان گفت که تنها راه تغییر وضعیت موجود تلاش برای هژمونیک شدن نوعی از آگاهی انتقادی است که توأمان هم وجوه سنتی زندگی روزمره هم وجوه شی واره روابط انسانی را مورد پرسش و نقد قرار دهد.
اگرچه بعد از انقلاب اسلامی ایران تغییرات فرهنگی زیادی در دانشگاه ایجاد شده، اما نمی توان ادعا کرد که تحول کامل فرهنگی صورت گرفته است. از نظر فکری، مادی گرایی، رسوخ نرم تفکرات پست مدرنیسم و رویکرد پوزیتویستی می کوشد بر فرهنگ دانشگاهی غلبه کند. این مسئله از یک سو به نظام معنایی ترویج یافته از جانب نظام سلطه بازمی گردد؛ و از سوی دیگر، به نگرش نخبگان، برنامه ریزان و اساتید مرتبط است. در این راستا، علم زدگی و تعهد به منابع غربی و ناآگاهی اساتید از مبانی فلسفی اسلام و نظریه های دینی، و تلقی جدایی دین از علم با وجود تعهد به هر دو به این مسئله دامن می زند. برخی سیاست های نادرست حاکم بر فرهنگ دانشگاهی سبب ادامه این روند شده است. ازاین رو توجه به شگردهای نفوذ فرهنگ غیرخودی و جلوگیری از آن، ارتباط منطقی بین علم و دین، آینده نگری، ترویج روحیه مسئولیت پذیری، تصحیح قوانین نادرست، شناخت نیازهای جامعه و ارتباط بین صنعت و دانش، تعالی بخشی و تلاش برای گنجاندن آموزه های مورد نیاز فرهنگی از مواردی است که باید برای ترمیم کاستی های فرهنگ دانشگاهی مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس در این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی، اسنادی، به بررسی کاستی ها و بایسته های فرهنگ دانشگاهی پرداخته ایم.
امروزه اهمیت نفت بر کسی پوشیده نیست و پیامدهای ناشی از درآمدهای حاصل از آن در همه حوزه های مختلف زندگی اجتماعی کشورهای صادر کننده تأثیر می گذارد، بررسی این پیامدها بدون در نظر گرفتن شرایط سیاسی- اجتماعی مرتبط با دولت بیهوده می باشد. ایران کشوری است که اقتصاد آن همواره متکی به نفت بوده و از همین رو در این پژوهش سعی شده است با یک روش دلفی به بررسی رانتیریسم و توسعه سیاسی جمهوری اسلامی ایران با چهار هدف شناسایی تهدیدها، فرصت ها، نقاط ضعف و نقاط قوت پرداخته شود که با استفاده از روش دلفی به میدان تحقیق رفته و از صاحبنظران طی مراحل دلفی سوالاتی پرسیده شد تا توافق نظر صورت پذیرد، که اهم نتایج این تحقیق بدین شرح می باشد: فرصت های رانتیریسم: تقویت بنیه نظامی، فراهم شدن راه های خروج از وابستگی سیاسی و اقتصادی و امکان برقراری روابط بین المللی مناسب از طریق درآمدهای ناشی از فروش نفت، تهدیدهای رانتیریسم: مداخله گسترده کشورهای خارجی،کاهش امنیت ملی و عدم تعامل با اقتصاد جهانی نقاط قوت رانتیریسم: شکل گیری طبقه متوسط، نهاد سازی اجتماعی، نظم و دولت مدرن، نقاط ضعف رانتیریسم: عدم جدیت در دریافت مالیات، تمرکز منابع در دست دولت، عدم تشکیل گروه های مستقل.