دهه هفتاد و شروع «دوران سازندگی»، از نقاط عطف تحولات سنت و مدرنیته، پس از انقلاب است که بیش از هر چیز در سبک زندگی نمود می یابد. این تحقیق برآن است تا با رویکرد مطالعات فرهنگی، بازنمایی «سبک زندگی» در سریال های خانوادگی پربیننده در دهه هفتاد را مطالعه کند. به این منظور سریال پدرسالار، به عنوان پربیننده ترین سریال خانوادگی، که موضوع آن به طور وثیقی با حوزه سبک زندگی مرتبط بود برای مطالعه موردی انتخاب شد. در بخش ادبیات نظری؛ دیدگاه های صاحبنظران در باب سبک زندگی بررسی و در ادامه نظریه بازنمایی برساخت گرا به عنوان چارچوب نظری انتخاب گردید. در بحث روش، از دو الگوی نشانه شناسیِ «کیت سلبی و ران کاودوری» و «تحلیل سه گانه فیسک» بهره گیری شده است. نتایج نشان می دهد بازنمایی سبک زندگی حول دو محور اصلی صورت گرفته است. اول تضاد نسلی و دوم تضاد سبک زندگی سنّتی با نوگرا. سنخ شناسی سبک زندگی در قالب تقابل دوگانة «سبک زندگی سنّتی نسل قدیم» و «سبک زندگی نوگرای نسل جدید» بازنمایی گردیده است. این سریال تلفیق سبک زندگی سنّتی و نوگرا را برای جامعه ایرانی تجویز می کند. این تلفیق شامل دارایی ها، ارزش ها، نگرش ها و الگوی روابط انسانی می شود. «تأکید بر شکاف نسلی»، «نقد سبک زندگی سنّتی مردسالار نسل قدیم» و «عدم دخالت دادن مذهب در تقابل سبک زندگی» ازجمله معانی مرجح این سریال است.
با وجود گسترش رسانه های اجتماعی، هنوز تلویزیون مهم ترین و رسمی ترین رسانه جمعی محسوب می شود اما رسانه های اجتماعی امروزه بخشی جدایی ناپذیر از حیات حرفه خبرنگاری به شمار می روند. این رسانه ها توانسته اند تا حدودی اقتدار خبرنگاران رسانه های سنتی از جمله تلویزیون را زیر سوال ببرند. به نظر می رسد خبرنگاران تلویزیون نیز از رسانه های اجتماعی به عنوان یکی از مهم ترین ابزار خبرنگاری استفاده می کنند. هدف از پژوهش حاضر شناسایی میزان و نحوه استفاده از رسانه های اجتماعی در حرفه خبرنگاری در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است تا مشخص شود که این رسانه های نوین برای خبرنگاران چه کارکردی دارند و با چه انگیزه و هدفی توسط آنها استفاده می شوند. برای یافتن پاسخ، با تکیه بر نظریه های همگرایی رسانه ای و استفاده و رضایت مندی، به روش پیمایش، نظر خبرنگاران خبرگزاری صدا و سیما، شبکه خبر و باشگاه خبرنگاران جوان در این خصوص احصا شد. یافته ها نشان می دهد خبرنگاران صدا و سیما در فعالیت حرفه ای خود از شبکه ها یا پیام رسان های اجتماعی به عنوان ابزاری کمکی با هدف پیگیری اخبار مربوط به حوزه فعالیت و رصد سایر رسانه ها، سوژه یابی و تعامل با مخاطبان استفاده می کنند. میزان بالای استفاده از پیام رسان های خارجی بویژه تلگرام و واتس آپ در مقایسه با پیام رسان های داخلی در میان خبرنگاران و کمترین استفاده از اینستاگرام در امور خبری از دیگر یافته های این پژوهش است.
این مقاله به بررسی جریان های آلترناتیو (بدیل) در سینمای جهان و ایران پرداخته و به صورت موردی، به آثار به نمایش درآمده در جشنواره فیلم عمّار می پردازد. برای ورود به بحث، ابتدا سه موج سینمای آلترناتیو در تاریخ سینمای جهان به طور اجمالی، بررسی می شود: سینمای مستقل ایالات متحده، سینمای آوانگارد فرانسه و سینمای سوم آرژانتین. شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و هنری که در پس زمینه ظهور هر یک از این موج ها وجود داشته، واکاوی می شود تا نسبت آنها با گونه های سینمای آلترناتیو ایران پس از انقلاب اسلامی سنجیده شود. چارچوب نظری مقاله مبتنی بر نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت است که با ترکیب اقتصاد سیاسی، تحلیل متنی و تحلیل اثرات اجتماعی و ایدئولوژیک، رویکردی انتقادی و فرا رشته ای به محصولات و جریان های فرهنگی- هنری دارد. در این مقاله در کنار روش توصیفی-تحلیلی، از روش مصاحبه عمیق با خبرگان این حوزه و مشاهده مشارکتی در کارگاه های مربوط به سینمای آلترناتیواستفاده شده است. این مقاله معلوم می کند که نه تنها سینمای ایران- به واسطه تحولات و دگرگونی های ناشی از انقلاب اسلامی- به یک «سینمای آلترناتیو» در سینمای جهان تبدیل شده، بلکه درون این سینما نیز جریان های آلترناتیو جدیدی ظهور کرده اند که به دنبال متمایز کردن خود- نه تنها از سینمای جهان، بلکه از جریان اصلی سینمای ایران- هستند. جشنواره فیلم «عمّار» به عنوان نمونه ای از این گونه جریان ها، در پژوهش حاضر بررسی و وجوه اشتراک و افتراق آن با سایر جریان های آلترناتیو سینمای جهان تبیین شده است.
سنجش نگرش با تحلیل داده ها به پایان نمی رسد بلکه آغاز راهی است که بتوان کیفیت گویه های نگرش سنجی را افزایش داد و فرصتی فراهم کرد تا خطای اندازه گیری را کاهش داد. در این پژوهش تفاوت بین دو نظریه کلاسیک اندازه گیری (CTT) و نظریه سؤال- پاسخ (IRT) در تعیین ویژگی های روان سنجی داده های حاصل از افکارسنجی مطالعه شده است؛ قبل از ارائه نتایج تحلیل های مربوط به این دو نظریه به منظور بررسی روایی و نیز ساخت و تأیید ابزار از تحلیل عامل اکتشافی (EFA) و تحلیل عامل تأییدی (CFA) نیز بهره برده شده است. موضوع موردمطالعه، داده های واقعی مربوط به افکارسنجی 3684 نفر از اقشار مختلف مردم درخصوص برنامه های تلویزیونی بوده است. یافته ها حاکی از آن است که هر دو نظریه کلاسیک و سؤال- پاسخ می توانند اطلاعات مشابهی درباره گویه های مقیاس در ارتباط با خصیصه مکنون مورد اندازه گیری ارائه دهند، اما دو نظریه اندازه گیری تصاویر متفاوتی از دقت مقیاس ها به دست می دهند. به طور کلی، نظریه سؤال- پاسخ، هم اطلاعات غنی تری درباره دقت اندازه گیری و هم پیشنهاد های روشن تری برای بهبود مقیاس ارائه می دهد.
پرسش اساسی مقاله این است که بین روزنامه نگاران آنلاین، چاپی و رادیو تلویزیونی از نظر میزان و نحوه استفاده از ابزارهای تلفن همراه هوشمند چه تفاوت هایی وجود دارد؟ بر اساس این پرسش، در چارچوب روش پیمایشی و استفاده از ابزار پرسشنامه شیوه استفاده نمونه ۴۰۰ نفری از روزنامه نگاران ایران گردآوری شده تا با تحلیل آماری دو فرضیه مقایسه ای به آزمون گذاشته شود: (1) بین سه گروه روزنامه نگاران آنلاین، روزنامه نگاران چاپی و روزنامه نگاران رادیو تلویزیونی در «میزان» استفاده از تلفن های همراه هوشمند تفاوت وجود دارد و (2) بین سه گروه روزنامه نگاران آنلاین، روزنامه نگاران چاپی و روزنامه نگاران رادیو تلویزیونی در نوع استفاده از تلفن های همراه هوشمند تفاوت وجود دارد. نتایج نشان داد هر چند بین «میزان» استفاده روزنامه نگاران چاپی و رادیو تلویزیونی از تلفن همراه هوشمند تفاوت معنی داری وجود ندارد، اما میزان استفاده روزنامه نگاران آنلاین از تلفن همراه هوشمند بیشتر از دیگران است. همچنین درباره «نحوه» استفاده نتیجه گرفته شد استفاده غالب روزنامه نگاران چاپی و آنلاین از تلفن همراه هوشمند، استفاده «شبکه ای» و استفاده غالب روزنامه نگاران رادیو تلویزیونی، استفاده «ارتباطی» بوده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین میزان استفاده از فناوری های نوین ارتباطی(ماهواره، اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی) بر نگرش دانشجویان به دوستی با جنس مخالف قبل از ازدواج در چارچوب های «اثرات کاشت» گربنر ، «اثرات پیامدهای» ویندال انجام گرفت. روش تحقیق حاضر همبستگی بوده و داده ها با استفاده از پرسشنامه از بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه های دولتی، پیام نور، آزاد اسلامی و علوم پزشکی شهر اراک که به شیوه نمونه گیری طبقه ای نامتناسب انتخاب شده بودند، جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد از بین متغیرهای تحقیق استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و ماهواره بعد از کنترل جنس، اعتقادات دینی، و میزان ارتباط والدین با فرزندان توانسته اند 26 درصد از تغییرات نگرش به دوستی با جنس مخالف را تبیین نمایند. هم چنین بین استفاده از اینترنت و نگرش به دوستی با جنس مخالف رابطه معناداری مشاهده نشد. از بین متغیرهای کنترل، جنس و اعتقادات دینی به گونه ای معنادار قادر به پیش بینی نگرش به دوستی با جنس مخالف بود. در مجموع می توان گفت، استفاده از ماهواره، استفاده از شبکه های مجازی، جنس و اعتقادات دینی توانسته اند 62 درصد از تغییرات متغیر وابسته را در جامعه آماری تحقیق پیش بینی نمایند.
سواد رسانه ای لازمه عصر ارتباطات برای پرورش شهروندانی آگاه و فعال است. قدرت نقد رسانه ها، مهارت در تولید محتوا، دسترسی عادلانه به رسانه ها و توانایی کنترل مصرف رسانه ای همگی در گرو داشتن سواد رسانه ای است. سواد رسانه ای به شهروندان کمک می کند که به پیام های دریافتی از رسانه ها دیدی نقادانه داشته و داشتن سهمی از فضای رسانه ای را حق خود بدانند و در رد یا قبول پیام ها یی که به آنها عرضه می شود و سود و ضررشان آگاه گردند. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای جامعه شناختی سواد رسانه ای بر آگاهی از حقوق شهروندی و دموکراسی خواهی(در بین شهروندان 18 سال به بالای شهر اهواز) انجام شده است. نوع پژوهش کاربردی و ماهیت آن توصیفی- تحلیلی بوده است. در این پژوهش از روش پیمایشی و از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری جمعیت 18 سال به بالای ساکن شهر اهواز به تعداد 780728 نفر بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر 392 نفر برآورد شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که میزان سواد رسانه ای شهروندان شهر اهواز در حد متوسط است. بین متغیر سواد رسانه ای به عنوان متغیر مستقل و آگاهی از حقوق شهروندی و دموکراسی خواهی به عنوان متغیرهای وابسته رابطه معنیا داری مشاهده شد؛ یعنی با افزایش سواد رسانه ای، میزان متغیرهای وابسته نیز افزایش می یابد.
امروزه توسعه ارتباطات و از آن جمله توسعه فناوری های ارتباطی و مخابراتی و رسانه ها، حیات و زندگی بشری را وارد عصر جدیدی کرده است. سریع ترین بخش در حال رشد رسانه های آنلاین، رسانه های اجتماعی هستند که نفوذ بسیار عمیقی دارند. برنامه های پیام رسان اجتماعی، در بستر تلفن های همراه نیز، به دلیل ویژگی هایی نظیر دسترسی بالا، جذابیت، تعاملی بودن و ... در میان سایر رسانه های اجتماعی از رشد بسیار سریعی برخوردار هستند و به لحاظ آگاه سازی و اطلاع رسانی کارکرد مطلوبی دارند. برنامه های پیام رسان اجتماعی، اکنون برای خود جایگاهی رسانه ای را در عرصه اطلاع رسانی پیداکرده اند و به نظر می رسد نسل جدیدی از رسانه در اطلاع رسانی تلقی می شوند. در عصری که رقابت و چالش برای بقا به امری مهم و جدی برای همه سازمان ها تبدیل شده است، کانال های خبری پیام رسان های اجتماعی نیز از آن مستثنی نیستند و با آن درگیرند؛ چنانچه می بینیم کانال های ناکام خبری به سرعت حذف می شوند. در چنین شرایطی ، داشتن شهرت و حفظ آن و بهینه سازی اعتبار کانال، از ضروری ترین ابزار برای پیشبرد فعالیت رسانه های خبری در شبکه های پیام رسان به شمار می رود. این مقاله بر آن است که شهرت رسانه ای را در کانال های خبری موجود در پیام رسان ها بررسی کند. روش مطالعه این مقاله از نوع مفهومی و مروری یعنی روش اسنادی است که از طریق مطالعه کتابخانه ای تعاریف، تحلیل ها در مورد شهرت رسانه ای، متغیرهای نرم شهرت، کانال های خبری و پیام رسان ها و وضعیت آنها در ایران از کتاب ها و منابع علمی استخراج شده است.
تحقیق پیش رو با هدف امکان سنجی شیوه نوین تأمین مالی جمعی در سینمای ایران و شناخت الزامات، موانع و ظرفیت ها برای تحقق آن شکل گرفت. برای تحقق هدف تحقیق از بین متولیان سینما در کشور، براساس قاعده اشباع نظری و به واسطه نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی 31 تن از صاحبنظران حوزه سینما انتخاب و مصاحبه باز با آنها انجام شد. این مصاحبه های به روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد که ظرفیت هایی نظیر مهربانی مردم، نقدینگی بالا، علاقه مردم به سینما، اعتماد مردم به سلبریتی ها و غیره و موانعی همچون دخالت بالای دولت در سینما، وجود فساد در کشور، ضعیف بودن زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری سینما، بی اعتمادی، نبود ثبات اقتصادی، مقاومت صنفی در برابر تغییر، ناآگاهی عمومی و نخبگانی و عدم امکان ورود به بورس توسط شرکت های فعلی سینمایی و غیره برای تحقق تأمین مالی جمعی به عنوان یک شیوه نوین وجود دارد؛ مهمترین الزامات تحقق تأمین مالی جمعی در سینما نیز شامل کاهش دخالت دولتی در سینما، اعتماد سازی، راه اندازی بورس سینما و صندوق های سرمایه گذاری، آگاهی بخشی، صنعتی شناخته شدن سینما، به رسمیت شناختن سینما توسط بیمه و بانک، اجرای قانون کپی رایت در کشور و غیره بود. براساس یافته های این تحقیق می توان نتیجه گرفت امکان تحقق مدل سهام به عنوان یکی از شقوق تأمین مالی جمعی با برآورده شدن الزامات آن در کشور ما وجود دارد؛ با این حال تأمین مالی جمعی در ابتدا نباید به عنوان یک مدل مستقل تأمین مالی بکار گرفته شود، بلکه از آن باید به عنوان یک مدل مکمل استفاده کرد.
مدارای اجتماعی با توجه به حضور انسان هایی با فرهنگ، هویت، تفکر و ارزش های متفاوت در عرصه های مختلف اجتماعی می تواند عاملی اثرگذار در افزایش تعامل و ارتباط اجتماعی افراد جامعه باشد. مطالعه مدارای اجتماعی در کاهش تنش ها و افزایش درک متقابل، انسجام و تعامل اجتماعی تأثیر بسزائی دارد. در این مقاله با استفاده از نظریه منش و میدان بوردیو به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با مدارای اجتماعی پرداخته شده است. برای سنجش مدارای اجتماعی از ترکیب نظریه های پیترکینگ و وگت و ابعاد مدارای هویتی، مدارای اجتماعی، مدارای سیاسی و مدارای اخلاقی رفتاری استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شهروندان 15تا 44 سال استان مازندران هستند که 400 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه تحقیق انتخاب شده اند. همچنین داده های مورد نیاز تحقیق از طریق ابزار پرسشنامه و به روش پیمایشی گردآوری شده است. تحلیل داده نیز به وسیله نرم افزار اس پی اس اس و ایموس انجام گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد که بین سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با مدارای اجتماعی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج آزمون مدل ساختاری نشان می دهد که سرمایه اجتماعی تأثیر مستقیم (Beta:0/36) بر مدارای اجتماعی دارد. همچنین سازه سرمایه اجتماعی توانسته 22درصد از تغییرات سازه مدارای اجتماعی را تبیین نماید.
در دو دهه اخیر همزمان با رشد کمی «بازی های جدی»، کیفیت آنها نیز مورد توجه پژوهشگران، طراحان، تولیدکنندگان، مخاطبان، معلمان و مدیران آموزشی بوده است. کیفیت این بازی ها علاوه بر داستان، گرافیک و فناوری به رعایت اصول آموزشی بستگی دارد تا بازی ها بتوانند ضمن تدارک محیط یادگیری مفرح و انگیزشی، بازی کننده را به سمت اهداف آموزشی هدایت کند. هدف این پژوهش، تعیین شاخص های ارزیابی کیفیت «بازی های جدی» براساس اصول یادگیری سازنده گرایی و ارزیابی کیفیت شش بازی منتخب براساس این اصول است. برای تعیین شاخص های ارزیابی کیفیت «بازی های جدی» با مشارکت 30 نفر از خبرگان بازی های آموزشی چک لیست 29 گویه ای حول چهار شاخص تعامل، حل مسأله، یادگیری فعال و کشف تهیه گردید. شش بازی پرطرفدار به صورت هدفمند انتخاب و توسط شش نفر خبره فناوری آموزشی و شش نفر خبره فناوری اطلاعات و ارتباطات تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در این بازی ها به طور میانگین 136 موقعیت تعامل، 139 موقعیت حل مسأله، 89 موقعیت یادگیری فعال و 82 موقعیت کشف برای بازی کننده فراهم شده است. نتایج آنتروپی شانون نیز نشان داد که شاخص کشف با بار اطلاعاتی 999 درصد و ضریب اهمیت 572 درصد دارای بالاترین تأکید و شاخص یادگیری فعال با بار اطلاعاتی یک و ضریب اهمیت 87 درصد کمتر مورد توجه بوده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین پخش برنامه های مرتبط با کارآفرینی، ترویج فرهنگ کارآفرینی و بررسی وضعیت کنونی این ارتباط در شبکه استانی زاگرس کرمانشاه با روش توصیفی، از نوع همبستگی و به صورت کمی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی کرمانشاه تشکیل داده اند، که تعداد آنها ۴۶۰ نفر است. از این تعداد، ۲۱۰ نفر به عنوان نمونه آماری، بر اساس جدول مورگان و از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود و به منظور بررسی فرضیه های پژوهش، از آمار توصیفی و استنباطی، برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تاییدی، تحلیل مسیر و آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج این پژوهش، رابطه بین پخش برنامه های مرتبط با کارآفرینی در شبکه های استانی و ترویج فرهنگ کارآفرینی را مثبت نشان داد، اما در وضعیت کنونی، پخش برنامه های مرتبط با کارآفرینی در شبکه استانی زاگرس در حالت پیش برنده و تاثیرگذاری قرار ندارد.
در این پژوهش، ضمن شناسایی نوگرایی در بین افراد مورد مطالعه، به رابطه آن با میزان مصرف رسانه های مختلف، اعم از جمعی و اجتماعی، پرداخته شده است. جامعه آماری در این تحقیق شامل دانشجویان دانشگاه سوره تهران است، که با استفاده از روش تصادفی طبقه ای توزیع به نسبت، 361 تن از آنان به عنوان جامعه نمونه در نظر گرفته شد. گردآوری داده های مورد نیاز با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه انجام و داده های مذکور پس از استخراج و کنترل، به وسیله نرم افزار آماری spss تجزیه و تحلیل شد. یافته های تحقیق حاکی از آن است، که نوگرایی 9/0 درصد پاسخگویان در سطح بسیار زیاد، 5/25درصد در سطح زیاد، 1/72 درصد در سطح متوسط و 5/1 درصد در سطح کم قرار دارد. همچنین این یافته ها گویای آن است که بین نوگرایی و استفاده از شبکه های تلویزیون داخلی، شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای پیام رسان، همبستگی وجود ندارد و نیز استفاده از رادیوی داخلی، شبکه های ماهواره ای فارسی زبان، شبکه های رادیویی خارجی و مطالعه مطبوعات با نوگرایی رابطه همبستگی معکوس ملاحظه می شود؛ فقط بین نوگرایی و استفاده از اینترنت همبستگی از نوع مستقیم وجود دارد. کلیدواژه: ارتباطات، رسانه، مصرف رسانه ای، نوسازی، نوگرایی.
بازی های رایانه ای به عنوان یک رسانه، از اجزا یا زیرسیستم هایی تشکیل شده اند. تجزیه این بازی ها به اجزاء و لایه های تشکیل دهنده آن، می تواند دقت در پژوهش های اخلاقی درباره بازی ها را ارتقاء بخشد. این مقاله برآن است تا با تحلیل بازی های رایانه ای و پژوهش های صورت گرفته درباره آنها، لایه هایی برای بازی ها تعریف کرده و به منظور تبیین این لایه ها، نمونه هایی از بازی ها و مسائل اخلاقی مرتبط با آنها را بررسی کند. در یک تقسیم بندی می توان هدف، داستان، مکانیک، تعامل و نماد را به عنوان اجزا و لایه های تشکیل دهنده بازی های رایانه ای به شمار آورد. دستاورد این پژوهش علاوه بر تسریع و دقت بخشی به داوری های اخلاقی، کمک می کند تا لایه هایی که ظرفیت بیشتری برای بحث های اخلاقی دارند، مشخص شوند و گامی در مسیر ایجاد نقشه ای برای پژوهش های اخلاقی در این نوع بازی ها برداشته شود و حتی به عنوان رویکردی برای شناخت دیگر موضوعات و مسائل اخلاقی بسط داده شود.
رسانۀ خدمت عمومی برمبنای مسئولیت پذیری اجتماعی شکل گرفته است. نظام مطلوب مدیریت رسانه در سازمان صداوسیما به الگوی رسانه خدمت محور نزدیک تر است. حضور مؤثر در زیست بوم صنعت رسانه و محتوا، نیازمند برنامه ریزی راهبردی و مهمتر از آن ارزیابی و اصلاح این راهبردها است. فقدان شاخص های مناسب ارزیابی عملکرد، موجب اتلاف منابع مالی و سرمایه های انسانی خواهد شد. حوزۀ فنی و زیرساخت به عنوان یکی از مهمترین حوزه های کلیدی سازمان صداوسیما، نیز از این قاعده مستثنی نیست. هدف اصلی این پژوهش «شناسایی شاخص های ارزیابی برنامه های راهبردی حوزۀ فنی و زیرساخت سازمان صداوسیما برای تحقق مفاهیم رسانه خدمت عمومی است.» محقق در گام نخست، با استفاده از روش اسنادی، متون و منابع مهم انتشاریافته توسط مراجع بین المللی در حوزۀ رسانه خدمت عمومی را مورد بررسی قرار داده و 11 مفهوم را احصاء نموده است. در گام دوم، با تطبیق کلیه برنامه های راهبردی حوزۀ فنی و زیرساخت سازمان صداوسیما با این مفاهیم، چهار استراتژی (مشتمل بر ده برنامه راهبردی) متناظر با دو مفهوم رسانۀ خدمت عمومی یعنی «جامعیت» و «تمایز» استخراج شد که نشان می دهد در برنامه ریزی راهبردی سازمان صداوسیما، ویژگی های این نظام رسانه ای انعکاس یافته است. در نهایت، با استفاده از کارت امتیازی متوازن و برگزاری چهار جلسه گروه متمرکز با حضور 6 نفر از مدیران کل و 9 نفر کارشناس خبره حوزه فنی که به صورت هدفمند انتخاب شدند، شاخص های ارزیابی در چهار بعد فرایندها، مالی (اقتصاد رسانه)، رشد و یادگیری (سرمایه انسانی) و مشتری (مخاطب و ذی نفع) شناسایی و تبیین شده است.
این پژوهش با هدف تبیین تأثیرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حضور امام رضا (ع) در ایران انجام گرفته است. تهجیر امام رضا (ع) به ایران و حضور روشنگرانه و نواندیشانه دینی ایشان علیرغم فضای سراسر خفقان و بسته دوران مأمون به رشد و گسترش حوزه های نوگرایی دینی و عقلانیت وبری در جدل های علمی معتزله و اشاعره انجامید. انبساط فضای فکری ایجاد شده در پرتو نظریه جامعه شناسی تاریخی اسکاچپول، مبتنی بر کنش های معنی دار و هدف مند و بسترهای ساختی، پرسش بنیادین این پژوهش می باشد. این پژوهش برآن است تا با روش کیفی از نوع جامعه شناسی تاریخی، آثار حضور امام رضا (ع) در ایران را تبیین کند. تکنیک گردآوری داده های این پژوهش اسنادی و کتابخانه ای است. در این پژوهش با رویکرد روش شناسی تاریخی چنین استنباط می شود که آثار فکرت های نرم گرایانه امام رضا (ع) در مواجهه با پرسشگران، مخالفان و معاندان سبب برون رفت انجمادگرایی در جامعه شده و ظهور کنش های معنی دار اجتماعی اسکاچپولی را به ارمغان آورده است.
در این تحقیق مفهوم توسعه ی اقتصادی از دیدگاه خرده گفتمان های جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی و نقد قرار گرفته است. برای سهولت کار جمهوری اسلامی به پنج دوره تقسیم شده است. دوره ی گذار، استقرار و تثبیت از پیروزی انقلاب تا انحلال حزب جمهوری اسلامی می باشد، دوره رحلت امام (ره) تا پایان دولت هاشمی، دوره دولت خاتمی، دوره ی دولت احمدی نژاد و دوره ی دولت روحانی را در بر می گیرد. ضمن شناسایی خرده گفتمان ها، چگونگی فراز و فرود آن ها بررسی شده و تلقی شان نسبت به توسعه ی اقتصادی تحلیل و نقد شده است. چارچوب نظری پژوهش گفتمان با خوانش لاکلائو و موفه است. روش نیز تحقیق توصیفی - تحلیلی و با استفاده از فیش برداری کتابخانه ای است. یافته های پژوهش حاکی از این است که مفهوم توسعه در هر خرده گفتمان بر مبنای سکوهای نظری و بستر های هویتی، یکی از ابعاد آن برجسته شده و مابقی ویژگی های آن به عمد یا سهو نادیده گرفته و به حاشیه می رفت. دال های به محاق رفته، توسط گفتمان بعدی برجسته می شد و با دال های گفتمانِ مستقر مقابله می کرد. بر این اساس در هر کدام از مقاطع رویکرد به توسعه نگرشی تک بعدی و فاقد دیدگاهی جامع و همه جانبه نگر بوده است.
هدف از این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عامل های تحلیل جامعه شناختی ورزش همگانی سالمندان در بوستان ها است. روش پژوهش حاضر کیفی و کمّی که از نوع اکتشافی است. جامعه آماری شامل سالمندانی بودند که حداقل سابقه 2 سال فعالیت بدنی و ورزش را در بوستان ها داشتند و د بخش کمّی نیز سالمندانی بودند که سابقه حداقل 6 ماه فعالیت بدنی داشته باشند، بودند. داشتن روابط عمومی بالا، سواد در حد خواندن و نوشتن و امادگی بدنی متناسب از جمله شاخص های انتخاب لیست اولیه صاحب نظران بود. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری غیر احتمالی، با انتخاب هدفمند و با حداکثر تنوع یا ناهمگونی استفاده شد در بخش کمّی از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. اندازه نمونه در این پژوهش بر مبنای شاخص اشباع نظری برابر با 16 نفر بود. ابزار اندازه گیری مصاحبه باز بود و بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی به کمک نرم افزار Maxqda تحلیل شد، اولویت بندی شاخص ها با نرم افزار AHP صورت گرفت و در نهایت تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار AMOS انجام گرفت. بر مبنای تحلیل داده ها 56 مفهوم اولیه، و 7 هسته اصلی شناسایی شد. سپس 7 قضیه نظری بر اساس مدل پارادایمی تحلیل جامعه شناختی ورزش همگانی سالمندان در بوستان ها مطرح شد. شاخص های شناسایی شده شامل تأثیرات مشارکت ورزشی سالمندان در بوستان ها، انگیزه ورزشی سالمندان در بوستان ها، جذابیت ورزش سالمندان در بوستان ها، برتری بوستان ها نسبت به دیگر اماکن، تأثیر ورزش سالمندان در بوستان ها برکیفیت زندگی، فرهنگ سازی ورزش سالمندان در بوستان ها و پیامدهای ورزش سالمندان در بوستان ها بود.
هدف پژوهش حاضر بررسی سهم ابعاد سرمایه اجتماعی در میزان تمایل به گردشگری ساکنین شهرهای ساحلی استان مازندران (مورد مطالعه: بابلسر، محمودآباد، نوشهر، چالوس، رامسر) می باشد. روش پژوهش توصیفی- تبیینی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش تمام افراد ساکن بالای 20 سال پنج شهر ساحلی استان مازندران (بابلسر، محمودآباد، نوشهر، چالوس، رامسر می باشند. حجم نمونه تحقیق حاضر با استفاده از فرمول کوکران 530 نفر می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات این تحقیق پرسشنامه محقق ساخته می باشد که از تحقیقات پیشین نیز استفاده شده است و شامل 119 سوال بسته در قالب طیف لیکرت و سوالات بسته و باز، مربوط به متغیرهای زمینه ای تحقیق می باشد. پس از جمع آوری اطلاعات، با استفاده از نرم افزار SPSS و سپس Amos داده ها استخراج، طبقه بندی، توصیف و تحلیل شده و در نهایت گزارش نهایی تحقیق بر مبنای یافته ها و نتایج تنظیم و تدوین گردید. نتایج نشان می دهد که بین ابعاد کل سرمایه اجتماعی (بعد روابط اجتماعی، بعد هنجار اجتماعی و بعد اعتماد اجتماعی) با تمایل به گردشگری و انگیزه گردشگری رابطه معنی داری وجود دارد.