ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۸۱ تا ۲٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۲۸۸۱.

اسکان عشایر کوچنده: اهداف، عملکرد و نتایج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۹
علیرغم وجود مخالفان و موافقان زیاد طرح اسکان جامعه عشایری، این جامعه، همانند جوامع شهری و روستایی، برای ارتقاء و بهبود سطح زندگی و برخورداری و بهره مندی از منابع و ظرفیت های موجود، می بایست، از برنامه های توسعه بهره مند شوند. مناطق عشایری دارای ظرفیت هایی برای توسعه، افزایش تولید و اشتغال هستند، امّا، خود عشایر، به دلیل کمبود توان فنی و مالی، امکان بهره برداری از آنها را ندارند. از طرف دیگر، به دلیل افزایش جمعیت عشایر و محدودیت ظرفیت مراتع مورد بهره برداری، امکان اشتغال افراد اضافه شده به دامداری در مرتع به روش کوچندگی وجود ندارد. در این شرایط، عشایرِ اضافه شده یا باید راهی شهرها شده و از جامعه تولیدکننده حذف شوند یا باید تغییر شیوه معیشت داده و اشتغال و منابع درآمدی غیر از دامداری مبتنی و متّکی به مرتع را در قلمرو زیست خود برگزیند و با یکجانشینی همراه با برخورداری از شاخص های توسعه مولّد باقی بماند. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بوده که از طریق بررسی منابع موجود، به صورت کتابخانه ای و مصاحبه با دست اندرکاران و بهره گیری از تجربه زیسته اجرایی-مدیریتی نگارنده انجام شده است. یافته ها مشخص ساخت، اسکان مدیریت شده در جامعه عشایری به دو مقطعِ قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (مقطع اول: از سال ۱۳۱۲ با هدف مهار قدرت عشایر و به اجبار) و به بعد از پیروزی انقلاب اسلامی (مقطع دوم: از سال 1357 با هدف تکریم و ارایه خدمات به عشایر و بسط عدالت براساس خواست و با مشارکت عشایر) قابل تفکیک و تقسیم است. در نهایت، بر اساس یافته ها، پیشنهادات جهت بهره برداری مخاطبان علمی-اجرایی این حوزه ارائه گردید.
۲۸۸۲.

نظام سنتی فروش دام در ایلات و عشایر کوچنده استان سمنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
در مقاله حاضر، پیشه سنتی فروش دام در ایلات و عشایر کوچنده استان سمنان، موسوم به چوبداری یا چوداری یا گوشتی خرین (خرید و فروش دام) مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف پژوهش آن است که بخشی از فنون و دانش بومی این پیشه سنتی که نقش مهمی در مبادلات اقتصادی عشایر منطقه داشته را بررسی نماید. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از مشاهدات میدانی، مصاحبه های عمیق با 14 نفر از چوبداران کهنسال، دامداران و شبانان و مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها نشان داد که نظام سنتی فروش دام در ایلات و عشایر کوچنده استان سمنان که توسط افراد خبره و کارآزموده هدایت و راهبری می شده، فنون پیچیده ای داشت که کمتر مورد توجه پژوهشگران مسائل عشایری و دامداری-دامپروری قرار گرفته است. اطلاعات اندکی درباره این پیشه مهم در مطالعات پژوهشگران ایلات و عشایر کشور وجود دارد و در طول یکصد سال گذشته، با ورود وسایل نقلیه، گسترش راه های ارتباطی در مناطق عشایرنشین و توسعه ارتباطات، به ویژه تلفن همراه در سه دهه اخیر و ظهور فضای مجازی، شیوه معاملات سنتی، به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و بسیاری از مناسبات اقتصادی و اجتماعی بین چوبداران و دامداران از بین رفته است.
۲۸۸۳.

تأثیر ساختار ارزشی جوانان بر گرایش به همباشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
همباشی یکی ازشکل های نوین زندگی مشترک است که در سال های اخیر به ویژه در میان جوانان، با توجه به تغییر ساختارهای ارزشی و هنجاری جوامع، به یک مسئله اجتماعی مهم تبدیل شده است. هدف مقاله حاضر تحلیل تأثیر ساختار ارزشی جوانان بر گرایش به همباشی است. روش تحقیق کیفی با استفاده از روش نظریه زمینه ای است و ابزار گردآوری داده ها مصاحبه است. جامعه آماری خبرگان و متخصصان حوزه خانواده اند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند 20 نفر انتخاب شدند. داده ها با کدگذاری سه مرحله ای باز، انتخابی و محوری تحلیل شدند که 117 مفهوم ،30 مقوله و 14 مضمون از آن ها مستخرج شد. پدیده مرکزی «زوجیت بی ثبات» انتخاب گردید. یافته ها نشان داد همباشی در ایران نه صرفاً برآمده از انتخاب آگاهانه و آزادانه جوانان که محصول تعارض ساختارهای سنتی با الزامات جهان مدرن است. این پدیده بازتابی از گذار ارزشی ناقص ارزیابی شده است.    
۲۸۸۴.

واکاوی دیدگاه متخصصان پیرامون وضعیت موجود و وضعیت مطلوب مشاوره پیش از ازدواج در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۵
مشاوره پیش از ازدواج کارآمد نقش اساسی در توانمندسازی زوج ها برای ازدواج موفق دارد. لذا هدف پژوهش حاضر واکاوی دیدگاه متخصصان پیرامون وضعیت موجود و وضعیت مطلوب مشاوره پیش از ازدواج در ایران می باشد. این پژوهش کیفی و از نوع تحقیق کیفی پایه بوده و جامعه آماری آن متخصصان پیش از ازدواج در سال 1402 هستند. نمونه گیری به صورت هدفمند صورت گرفت و برای دستیابی به آن افراد واجد شرایط شناسایی شده و درخواست مشارکت برای آن ها ارسال گردید. داده های کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و تا رسیدن به اشباع جمع آوری شدند و براساس روش تحلیل مضمون براون و کلارک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. به این ترتیب با 12 متخصص پیش از ازدواج مصاحبه انجام شد. نتایج تحلیل داده ها مبین استاندارد های مشاوره پیش از ازدواج از نگاه متخصصان، وضعیت کنونی مشاوره پیش از ازدواج و حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب بود. یافته های این پژوهش مشخص کرد که عدم وجود یک ساختار مشخص در مشاوره پیش از ازدواج موجب سردرگمی متخصصان و تکیه بیش از حد آن ها بر تجربیات و سلایق شخصی شان شده است. با توجه به پیامد های این اتفاق تلاش برای تدوین ساختاری مناسب با فرهنگ ایران در مشاوره پیش از ازدواج اهمیت دارد.
۲۸۸۵.

بررسی سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار و تعیین کننده های اجتماعی و جمعیتی آن: مورد مطالعه زنان سرپرست خانوار شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
زنان سرپرست خانوار در بسیاری از موارد بیش از آن که از نظر مادی آسیب پذیر باشند، از نظر روانی و اجتماعی آسیب پذیر هستند. این امر توجه به مسئله سلامت زنان سرپرست خانوار به ویژه سلامت اجتماعی آنها را ضروری می سازد. در این راستا پژوهش حاضر با انتخاب نمونه ای بالغ بر حدود 589 نفری از زنان سرپرست خانوار در شهر تهران به صورت خوشه ای چند مرحله سعی نمود به بررسی سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار و عوامل تعیین کننده آن بپردازد. نتایج نشان دهنده آن است که زنان سرپرست خانوار مورد مطالعه به لحاظ سلامت اجتماعی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند. در بین ابعاد مختلف سلامت اجتماعی، انسجام اجتماعی و پذیرش اجتماعی وضعیت بغرنج تری در زنان سرپرست خانوار مورد مطالعه دارند. نتایج تحلیل چند متغیره نشان داد که بیشترین تاثیر را بر سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار متغیرهای اجتماعی- شامل تحصیلات، حمایت اجتماعی، فشار نفش و احساس امنیت در تعاملات اجتماعی- ایفا می کنند. در مجموع با ورود همه متغیرهای به مدل رگرسیونی متغیرهای سطح سلامت جسمانی، سطح حمایت اجتماعی، سطح تحصیلات، سطح فشار نقش، نوع مالکیت مسکن و سطح احساس ناامنی اقتصادی در سالهای اخیر معنی داری خود را حفظ کرده اند. راهکارهای سیاستی برخاسته از پژوهش در متن حاضر آمده است.
۲۸۸۶.

دیرینه شناسی تعیّنِ نظمِ گفتمانیِ باستان گرایانه در سیاست های فرهنگی پهلوی اول (با تأکید بر سازمان پرورش افکار و سازمان پیشاهنگی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۷
مقاله حاضر، با رویکردی دیرینه شناسانه و با تکیه بر مفهوم «کنش های کلامی جدی» فوکو و «پروبلماتیک» آلتوسر، چگونگی شکل گیری و تثبیت نظم گفتمانی باستان گرایانه در سیاست های فرهنگی دولت پهلوی اول را مطمح نظر قرار می دهد. پرسش محوری، تجلی و عینیت یابی این نظم گفتمانی در سیاست های فرهنگی آن دوره است.گفتارهای باستانگرایانه ناسیونالیست های ایرانیِ پیشا مشروطه و در امتدادِ و پیوست با آن، تاریخ نگاریِ ناسیونالیستیِ مورخان بعدی(پیرنیا، اقبال آشتیانی، نفیسی و...)، در پراکسیس و کردارهای حکمرانیِ نخستین دولتِ مدرن ایران تعیّن می یابد و الگوی عملِ دولت قرار می گیرد. به سخن دیگر، گفتارهای ناسیونالیستی، به ویژه در «سازمان پرورش افکار» و «سازمان پیشاهنگی ایران»، به مثابه بسترهای اصلی هدایت رفتار (حکومت مندی) و با هدف شکل دهی به زیست جهان سوژه های خود، با کشف و شناسایی بیماری «مادر وطن» به مثابه پیشاتاریخِ بیماریِ روحی سوژه ها، و تربیت اذهان و بدن ها در این دو سازمان، در راستای تقویت «روح جامعه» و « تقویت قوای ملّت »، بدنمندی جامعه پروبلماتیک می گردد. دست آخر، گویی معالجیه این «مرضِ روحی» قرار است با داروهای مُسَکنِ «میهن پرستی»، «وفاداری به شاه» و «خداپرستی»که با تعابیر تربیت اخلاقی مدام بازتولید و بازتکرار می شود، درمان شود.
۲۸۸۷.

تیپ شناسی روان شناسان اینستاگرامی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۸۹
امروزه رسانه های اجتماعی نقشی پررنگ در زندگی ما یافته اند و از جهاتی گوناگون ما را تحت تأثیر قرار می دهند؛ یکی از رسانه های اجتماعی محبوب در ایران اینستاگرام است و یکی از موضوعات محبوب طرح شده در اینستاگرام ادعاهای روان شناختی هستند. وقتی گزاره های روان شناسی در رسانه ای اجتماعی برای عموم مردم مطرح می شوند با پدیده ای تحت عنوان روان شناسی عامه پسند طرف هستیم. به رغم انتشار گستردیه ادعاهای روان شناختی در اینستاگرام، ما هیچ مطالعه ای در باب روان شناسان اینستاگرامی یا تیپ شناسی آنان نیافتیم؛ بنابراین بر آن شدیم تا در این مطالعه بر مبنای معیارهایی توصیفی، انواع تیپ های مختلف روان شناسان عامه پسند اینستاگرامی را شناسایی کنیم. شیویه مطالعیه ما نتنوگرافی بود. نتنوگرافی، نوعی مردم نگاری در بستر اینترنت است که تکنیک اصلی مورداستفاده در آن، مشاهدیه مداوم و عمیق است. ما از طریق مشاهدات مداوم و عمیق و نیز با اتکا به اصول منطقی و شواهد علمی، درنهایت شش تیپ از روان شناسان عامه پسند اینستاگرامی را شناسایی کردیم که عبارت اند از: روان شناسان شواهدمحور اینستاگرامی، روان شناسان عقل سلیم اینستاگرامی، روان شناسان شبه علمی نهان اینستاگرامی، روان شناسان شبه علمی آشکار اینستاگرامی، روان شناسان زرد اینستاگرامی و روان شناسان تیپ آمیختیه اینستاگرامی؛ بدین ترتیب ما نشان دادیم که روان شناسی عامه پسند اینستاگرامی ابداً پدیده ای یکدست نیست، نمی توان همیه روان شناسان اینستاگرامی را زرد یا غیر علمی تلقی کرد، بلکه روان شناسی اینستاگرامی در قالب تیپ هایی متفاوت نمود می یابد، همچنین نشان دادیم برخی از این تیپ ها سودمندی بیشتری دارند و برخی نیز به شدت زیان بارند. پژوهشگران بعدی می توانند به اعتبارسنجی کمّی این تیپ ها بپردازند، تیپ های احتمالی دیگری را شناسایی کنند یا مشخصه ها و پیامدهای مثبت و منفی هر تیپ را به نحوی ژرف تر مورد واکاوی قرار دهند.
۲۸۸۸.

فرودستان شهریِ دهه نود به روایت سینمای ایران ( ابد و یک روز، مغزهای کوچک زنگ زده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۶۴
هدف پژوهش حاضر تحلیل نئوفرمالیستی شیوه های روایت پردازی زندگی فرودستانِ پایین شهر در سینمای دهیه نود ایران است. رویکرد نظریِ پژوهش برگرفته از نظریه هایی در حوزیه مطالعات سینما است که سرشت بازنمایی سینمایی و رابطیه آن با امر اجتماعی را می کاوند. روش مطالعه مدل بوردول و تامپسن در نئوفرمالیسم است که به واکاوی سطوح چهارگانه معانی در آثار هنری می پردازد. از میان فیلم های اکران شده در ژانر سینمای پایین شهر در دهیه نود سینمای ایران دو فیلم ابد و یک روز و مغزهای کوچک زنگ زده برای مطالعه انتخاب شده اند. نتایج تحلیل نشان می دهد که روایت پردازی فرودستان در سینمای پایین شهرِ دهیه نود تفاوتهای اساسی با روایتهای سینمایی این اقشار در دهه های قبلی دارد. فرودستان دهیه نود نه تقدیس می شوند و نه امکان و توان رهایی از وضعیت فرودستی را دارند، بلکه سوژه های گیرافتاده در نوعی چرخیه باطل فقر و فلاکت اند که آغاز و انجام زندگی شان تماماً یکی است. نه فقط فضاهای عینی و نمادینِ پایین شهر متعارض، پرتنش و تکه پاره هستند، بلکه فرسودگی و ویرانگیِ حک شده بر این فضاها باعث شده است زندگی کنشگران نیز آکنده از خشونت و تنش و ستیز گردد. خشونت و تنش دایمی موتیف های تکرارشونده در هر دو اثرند. ریتم تند زندگی همراه با دیالوگ های تنش آلود و مونولوگ های پرتشویش خصلت لاینفک تعامل های نمادین کنشگران این فضاها است. در کل، پیدایش ژانر متفاوت سینمای پایین شهر در دهیه نود حکایت از تحولی عمیق در وضعیت انضمامی فرودستان دارد که دیگر با مضامین و موتیف های سینمای دهه های قبل قابل روایت نیست.
۲۸۸۹.

شناسایی عوامل اثرگذار بر محبوبیت پلتفرم کلاب هاوس در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۵۵
ظهور رسانه های جدید کارکرد ابزارهای ارتباطی را که دارای روش هایی ساده برای انتقال معانی و پیام بود، پیچیده کرده است. کلاب هاوس به عنوان یکی از این ابزارهای جدید در سال 2020، توسط پل دیویسون و روهان ست تأسیس شد، در طی 8 ماه موفق به جلب بیش از 10 میلیون کاربر شد. این پلتفرم به کاربران اجازه می دهد تا در گفتگوها و بحث های مختلف در اتاق های مجازی شرکت کرده و با دیگران تعامل داشته باشند. حضور کلاب هاوس در ایران، به ویژه در دوران انتخابات ریاست جمهوری سال 1400، توجه زیادی را به خود جلب کرد و استقبال از این فناوری ارتباطی به ویژه در حوزیه سیاست، دیجیتال مارکتینگ و ... بر اساس پژوهش های میدانی مشهود است. پژوهش پیش رو ازلحاظ روش کیفی است و ازنظر نوع هدف، کاربردی محسوب می شود. هدف این پژوهش شناسایی عوامل اثرگذار بر محبوبیت پلتفرم کلاب هاوس در ایران بوده است. در این پژوهش برای شناسایی عوامل اثرگذار بر موفقیت کلاب هاوس با 22 نفر از خبرگان و فعالان این پلتفرم مصاحبه های عمیق-نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای نمونه گیری از شیویه هدفمند استفاده شد و جمع آوری داده با شیویه مصاحبه عمیق انجام گردید. سپس با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون عوامل اثرگذار بر موفقیت این پلتفرم شناسایی شد و درنهایت 79 عامل در 5 بخش مختلف معرفی گردید. نتایج نشان می دهد که عوامل رفتاری، مدیریتی، دانشی، فنی و محتوایی به عنوان مهم ترین عوامل مؤثر بر محبوبیت این پلتفرم شناسایی شده اند.
۲۸۹۰.

موسیقی به مثابه امکان گسست از سوبژکتیویسم از منظر هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۰۶
هایدگر فلسفه را همان متافیزیک و تاریخ فلسفه را، به ویژه پس از دکارت، تاریخِ بسطِ سوبژکتیویسمِ متافیزیکی می خواند. او سوبژکتیویسم متافیزیکی را عامل اصلی وضعیت نیهیلیستیک یا بی خانمانی ما انسان های مدرن می داند. بر این اساس، پژوهش پیش رو پرسش از امکان گسست از سوبژکتیویسم را به عنوان ضرورت فلسفی امروز ما، مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش از خلال کارهای هایدگر و دیگر اندیشمندان، کوشش شده است علاوه بر پاسخ به چیستی سوبژکتیویسم، هنر موسیقی بر اساس اندیشه ی هایدگر، در مقام امکانی برای گسست از سوبژکتیویسم مورد بررسی قرار گیرد. برای این مقصود، نخست با تکیه بر شرح هایدگر از پرسش «چرا موجودات اصولاً وجود دارند، به جای عدم؟» و همچنین تفسیر او از شعری اثر هولدرلین و کارهای پُل سزان، این موضوع بیان شده که موسیقیدان با اجازه دادن به حضوریافتن «عدم» در موسیقی نه تنها صحنه را برای رخداد حقیقتِ وجود آماده می کند بلکه همزمان با آگاه کردن ما از تمایز میان «وجود» و «موجود» این دوگانگی را رفع کرده و به وحدتی رازآمیز بدل می کند و در پی این رویداد امکان گسست از سوبژکتیویسم را فراهم می آورد. در گام دیگر این فرضیه مورد پژوهش قرار گرفته است که بداهه پردازی در موسیقی، تجربه ای از انفتاح و در نتیجه گسست از سوبژکتیویسم است.
۲۸۹۱.

معنای زندگی؛ برساختی اجتماعی یا امری عینی؛ مطالعه تطبیقی دیدگاه پیتر برگر و محمدتقی جعفری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۵۸
معنای زندگی از مسائل اساسی حیات انسانی است. این مسئله از چند دهیه گذشته تا کنون حوزیه مطالعاتی نسبتاً مستقلی را به خود اختصاص داده است. مسئله مزبور از ابعاد مختلف قابل بررسی است، برساخته بودن معنای زندگی و یا عینیت قائل شدن برای آن ورای ساخت فردی و اجتماعی، دیدگاه های مختلفی را در بین اندیشمندان رقم زده است؛ آیا انسان برای زندگی معنایی فرا می افکند یا عالم لبریز از معناست و کافی است انسان زندگی خود را با آن هماهنگ کند تا زندگی معناداری داشته باشد؟ این نوشتار دیدگاه پیتر برگر و علامه محمدتقی جعفری را از این جهت مورد مقایسه قرار می دهد. این تحقیق با نوعی روش هرمنوتیک که از جان پلامناتز الهام گرفته انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد، علیرغم آنکه پیتر برگر و محمدتقی جعفری قرابت بسیاری در تحلیل معنا در پرسش معنای زندگی دارند و به دین نقشی محوری در معنابخشی زندگی می دهند؛ از جهت برساختی و کشفی بودن معنای زندگی دیدگاه متفاوتی دارند. برگر معنای زندگی را برساختی اجتماعی می داند و در مقابل جعفری معنا را امری عینی می داند که انسان می تواند باهماهنگ شدن با هستی، آن را جذب کند. این تفاوت ریشه در اختلاف مبانی انسان شناسی، ارزش شناسی و روش شناسی آن دو دارد
۲۸۹۲.

تبیین اثرات فاصله و جمعیت بر الگوی فضایی جریان های مهاجرتی در بین شهرهای بزرگ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
پژوهش حاضر با توجه به سهم قابل توجه مهاجرت در بین شهرهای بزرگ و جایگاه کانونی این شهرها در سیاستگذاری های مهاجرتی می کوشد الگوی فضایی این مهاجرت ها را تحلیل و نقش موقعیت جغرافیایی و موقعیت جمعیتی شهرها را در تعیین الگوی این جریان ها با استفاده از روش های آمار فضایی در فاصله زمانی 1395-1390 تبیین کند. براساس روش گتیس-اُرد و شاخص نسبت اثربخشی مهاجرت، سه خوشه مهاجرتی شناسایی شد که دو خوشه شامل شهرهای بزرگ مهاجرفرست و یک خوشه شامل شهرهای بزرگ مهاجرپذیر است. خوشه مهاجرفرست در دو استان خوزستان و آذربایجان غربی توزیع شده اند و خوشه مهاجرپذیر با محوریت شهرهای واقع در منطقه کلانشهری تهران شکل گرفته است. روش تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی و ترکیب دو شاخص نسبت اثربخشی مهاجرت و حوزه نفوذ شهر نشان داد که کلانشهر تهران و کرج، به ترتیب، دارای بالاترین رتبه هستند و نسبت بالای اثربخشی مهاجرت در شهرهای پیرامونی این دو شهر صرفاً ناشی از توان مهاجرت پذیری شهرهای پیرامونی نیست، بلکه ناشی از استقرار آن ها در مجاورت دو شهر تهران و کرج است. تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که جریان مهاجرت های بین شهری دارای همبستگی معناداری با فاصله بین شهرها نیست. براساس مدل رگرسیون جغرافیایی، دو متغیر جمعیت شهر و حوزه نفوذ شهر 87 تا 93 درصد تغییرات در تعداد مهاجران واردشده و 52 تا 99 درصد تغییرات در نسبت اثربخشی مهاجرت شهرهای بزرگ را تبیین می کنند.
۲۸۹۳.

تشخیص سلامت اجتماع از چشم انداز جامعه شناسی حقوق: ارزیابی وضعیت رعایت قانون در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۵
از خلال مطالعه زمینه اجتماعی تکوین نظام حقوق جدید ایران و تلاش برای کاربست رویکرد جامعه شناسی حقوق دورکیم، این درک نظری آشکار می شود که بیان مسأله اجتماعی قانون در ایران با تاکید بر مفهوم آنومی و تلقی از وضعیت چونان آسیب و بیماری با رویکرد نظری دورکیم نسبت به حقوق ناسازگار است. در مقاله حاضر برای عبور از این ناسازگاری نظری، ضمن معرفی قواعد تشخیص بیماری و سلامت اجتماع نزد دورکیم، برای ارزیابی وضعیت از منظر جامعه شناسی حقوق سه معیار شناسایی می شود: 1) میزانی از عدم رعایت قانون، بهنجار و نیز ضروری و سودمند است؛ 2) دولت در وضع قانون، کارگزار وجدان جمعی است و وضع قانون برآمده از وجدان جمعی بهنجار است؛ و 3) قواعد هنجاری در وجدان جمعی به هم پیوسته است و پیوند قانون وضعی با دیگر قواعد هنجاری در منظومه نظارت اجتماعی بهنجار است. سپس به روش تحلیل مضمون، تحقیقات پیشین مرتبط با رعایت قانون در ایران، و همچنین تحقیقات پیشین مرتبط با تغییرات زمینه اجتماعی قانون بررسی شده و مشاهده می شود که وجود انواع سه گانه عدم رعایت قانون وضعی را نمی توان نابهنجار دانست. پس اگر شواهد عدم رعایت قانون را چونان نشانه سلامت اجتماع تفسیر کنیم آن گاه می توان با شناسایی عوامل مؤثر بر بروز هر کدام از انواع عدم رعایت قانون، ضمن عبور از بیان عوامل کلی (به عنوان مثال دسته بندی رایج عوامل پنج گانه فردی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) پیشنهادها و توصیه های سیاستی مشخص برای اصلاح قانون مشخص به قانون گذاران ارائه داد. دستاورد این مقاله مسیری است که با نشان دادن وضعیت سلامت اجتماع برای انجام مطالعات تجربی جامعه شناسی حقوق ایران در آینده هموار شده است و از این طریق می توانیم بیماری های احتمالی را تشخیص داده و برای درمان آن ها بکوشیم.
۲۸۹۴.

تأملی انتقادی بر مکانیسم های فرهنگ سلبریتی در فضای اینستاگرام جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۶۱
یکی از مهم ترین مسائل روز جامعه ایرانی که ذهن بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران را به خود مشغول کرده، مسئله فرهنگ شهرت در فضای اینستاگرام جامعه ایرانی است. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر نیز بررسی سازوکارهای فرهنگ شهرت در اینستاگرام جامعه ایرانی بوده است. این پژوهش، از نوع کیفی و فراترکیب بوده و با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2003) انجام شده است. به همین منظور، پس از بررسی نتایج مطالعات صورت گرفته بین سال های 1393 تا 1403 با استفاده از کلیدواژه های مرتبط، تعدادی از مقالات مربوط، شناسایی و از میان 446 مقاله، در نهایت 95 مقاله با توجه به معیارهای روش فراترکیب انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار مکس کیودی اِی و به منظور بررسی کیفیت و پایایی یافته های پژوهش از روایی محتوایی و شاخص کاپا استفاده شده که نتایج آن، حکایت از کیفیت مطلوب یافته داشته است. یافته های حاصل از پژوهش حاضر به استخراج کدهای متفاوتی انجامید و پس از رفت و برگشت های مداوم 8 سرفصل نهایی در ارتباط با سازوکارهای فرهنگ سلبریتی در اینستاگرام مشخص شد که به ترتیب فراوانی عبارت اند از: ارزش ها و نگرش ها، گونه شناسی، آسیب شناسی، سیاست، تبلیغات و مصرف، سبک زندگی، هویت یابی، و دین. نتایج نشان داده است که فرهنگ سلبریتی در فضای اینستاگرام جامعه ایرانی، از طریق سازوکارهایی چون مهندسی عواطف و احساسات، سلبریتی زدگی سیاست، مصرفی شدن زندگی، تعمیق فردگرایی، سرمایه افزایی اجتماعی، مرجعیت سازی، نمایشی شدن زندگی روزمره، استانداردسازی بدن، دگرگونی روابط اجتماعی، خشونت نمادین و سلبریتیزه شدن دین، بر کاربران اینستاگرام اثر می گذارد و خود را مشروع جلوه می دهد.
۲۸۹۵.

الگوی به کارگیری رویکرد بازاریابی اجتماعی در کمپین های بازاریابی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۰۱
هدف کمپین های بازاریابی فرهنگی شناسایی و پاسخگویی به نیازهای فرهنگی جامعه است. با توجه به اینکه تاکنون مطالعه جامعی در خصوص سازوکار بازاریابی فرهنگی صورت نگرفته است، در پژوهش حاضر با استفاده از روش نظریه برخاسته از داده ها، مدل بازاریابی فرهنگی بر اساس رویکرد بازاریابی اجتماعی تدوین شود. بر اساس یافته های تحقیق، بازاریابی فرهنگی دارای دو بعد داخلی و بین المللی است. در بعد داخلی، هدف بازاریابی فرهنگی، غنی سازی فرهنگی و پاسخگویی به نیازهای فرهنگی مخاطبان داخل کشور، به ویژه جوانان، است. اما، هدف از بازاریابی فرهنگی بین المللی صدور ارزش ها و اصول فرهنگ اسلامی- ایرانی به سایر کشورها است. بر اساس نظرات خبرگان، استفاده از رویکرد بازاریابی اجتماعی ضریب موفقیت کمپین های بازاریابی فرهنگی را افزایش می دهد. برای این منظور، پیشنهاد می شود که در کمپین های بازاریابی فرهنگی، از یک سو، بر غنای فرهنگ اسلامی- ایرانی، و از سویی دیگر بر معضلات فرهنگ جامعه غربی، تأکید شود. جهت موفقیت کمپین های بازاریابی فرهنگی لازم است مشارکت عموم مردم جلب شود که این مهم از طریق پویش های فضای مجازی امکان پذیر است. در واقع، در کمپین های بازاریابی فرهنگی می بایست در کنار سازمان های دولتی، آحاد مردم و سازمان های مردم نهاد مشارکت داشته باشند. در خصوص کمپین های بازاریابی فرهنگی بین-المللی که هدف اصلی، اشاعه ارزش های فرهنگ اسلامی-ایرانی در بین سایر ملل می باشد، لازم است علاوه بر برنامه های فرهنگی مانند ترجمه آثار ادبی و هنری فارسی به زبان های زنده دنیا، با گسترش گردشگری فرهنگی، افراد سایر فرهنگ ها از نزدیک با فرهنگ جامعه آشنا شوند.
۲۸۹۶.

آسیب و چالش های اجتماعی تقابل فرهنگ و شهرت از منظر جرم شناسی انتقادی (با تأکید بر سوءاستفاده از افراد ساده لوح و مجانین در اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۸۳
این مطالعه پدیده سوءاستفاده رسانه ای از افراد آسیب پذیر مانند ساده لوحان یا مجانین را برای ایجاد محتوای طنز غیرفاخر در پلتفرم هایی مانند اینستاگرام بررسی می کند. همچنین پیامدهای آن از منظر جرم شناسی انتقادی و حقوق کیفری و نیاز به سیاست گذاری فرهنگی و تولید محتوای اخلاق محور را تحلیل می نماید. در این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است که بر ترکیبی از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای تکیه دارد. مقالات علمی، متون حقوقی و گزارش های رسانه ای به صورت سیستماتیک مرور شده اند تا اثرات کمبود تولید طنز فرهنگی در رسانه های رسمی و مهاجرت کاربران به شبکه های اجتماعی بررسی گردد. تحلیل ها نشان دادند که کمبود تولید طنز فاخر در رسانه های سنتی با افزایش رفتارهای سوءاستفاده آمیز در فضای دیجیتال مرتبط است. این خلأ نه تنها باعث گسترش تولید محتوای غیراخلاقی شده، بلکه به قربانی شدن افرادی که در این محتوا استفاده می شوند، دامن زده است. تأثیرات سیاست های رسانه ای تحت نفوذ دیدگاه های سیاسی و بی توجهی به خواسته های جامعه این مسئله را تشدید کرده است. این مطالعه بر اهمیت مقابله با این چالش ها از طریق دو رویکرد تأکید می کند: حمایت قانونی از قربانیان سوءاستفاده رسانه ای و احیای رسانه های رسمی برای تولید طنزهای فرهنگی ارزشمند. تقویت سیاست ها می تواند به کاهش سوءاستفاده از افراد آسیب پذیر و ایجاد توازن سالم تر بین رسانه های سنتی و دیجیتال کمک کند.
۲۸۹۷.

بازنمایی زیست مجازی کودکان اینفلوئنسر در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۲۰
با گسترش شبکه های اجتماعی و به ویژه اینستاگرام فعالیت کودکان اینفلوئنسر در سال های اخیر رشد قابل توجهی داشته است. کاربران شبکه های اجتماعی از این کودکان به عنوان "کودکان کار اینستاگرامی" یاد می کنند که تبدیل به منبع درآمدی برای خانواده هایشان شده اند. از همین رو هدف پژوهش حاضر نحوه بازنمایی زیست مجازی کودکان اینفلوئنسر در اینستاگرام است. در همین راستا نحوه فعالیت روزانه کودک، چگونگی تبلیغات، هویت بخشیدن و برندسازی مادر و تعاملات آن ها با فالوورها مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با توجه به هدف اصلی به صورت تحلیل محتوای کیفی با روش نتنوگرافی انجام شده است. بنابراین فضای اینستاگرام به عنوان میدان تحقیق در نظر گرفته شد و از طریق مشاهده و خواندن نوشتارها، دیدن تصاویر، عکس ها و ویدئوهای منتشرشده، 20 صفحه از کودکان اینفلوئنسر و شش صفحه از والدین کودکان اینفلوئنسر در بازه زمانی شش ماهه مورد بررسی قرا گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد در صفحات کودکان اینفلوئنسر، زیست مجازی کودکان اینفلوئنسر بر روی چهار محور اصلی جذب فالوور، نقش آفرینی والدین، هویت بخشی مجازی و تبلیغات و کسب درآمد متمرکز است و در صفحات والدین کودکان اینفلوئنسر دو مقوله بازنمایی خانواده ای خوشبخت در فضای مجازی و ارتباط با فالوور خودنمایی می کند. کودکان اینفلوئنسر در خواب، موقع بازی، مسافرت، تفریح، کسب مهارت های اولیه رشدی و ... در حال تبلیغ و جذب فالوور هستند و می توان از آن ها به عنوان مقوله بهره کشی در لحظه یاد کرد. همچنین می توان گفت هدف تمام فعالیت های صفحات کودکان اینفلوئنسر در نهایت کسب تبلیغات و منفت مالی است.
۲۸۹۸.

بررسی بهزیستی اجتماعی و رابطه آن با نگرش نسبت به مصرف مواد در بین نوجوانان عادی، پرخطر و معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
این مقاله به بررسی رابطه بین بهزیستی اجتماعی با نگرش نوجوانان نسبت به مصرف مواد پرداخته است. پژوهش حاضر بر اساس روش و نحوه گردآوری اطلاعات، بر دو شیوه تحقیق اسنادی و پیمایشی استوار است. جامعه آماری تحقیق را سه گروه از نوجوانان عادی، پرخطر و سوءمصرف کننده (12-18 سال) شهر تهران تشکیل می دهد و مجموعاً 749 نفر با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای پاسخگوی پرسشنامه ها بودند. یافته ها حاکی از آن است که بهزیستی اجتماعی نوجوانان عادی، پرخطر و معتاد متفاوت است. از سوی دیگر نمودار خط برازش بیانگر آن است که هرچه بهزیستی اجتماعی افزایش می یابد، نگرش نسبت به مواد کمتر و به عبارت دیگر منفی تر می شود. و این دو متغیر نسبت به هم رابطه معکوسی دارند. تحلیل رگرسیونی بهزیستی اجتماعی بیانگر آن است که در بین نوجوانان عادی51 درصد از تفاوت نگرش نسبت به مصرف مواد و در بین نوجوانان پرخطر 58.1 درصد به دلیل تفاوت بهزیستی اجتماعی است. در بین نوجوانان پرخطر، شاخصی که بیشترین رابطه را با نگرش مثبت به مصرف مواد داشت، به ترتیب عبارتند بودند از همدلی اجتماعی، امید به آینده، اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی، احساس ارزشمندی اجتماعی، دوستی و همبستگی و رضایت از محیط زندگی. هرچه این شاخص ها بالاتر روند، نگرش مثبت نسبت به مصرف مواد پایین تر می آید. درخصوص نوجوانان عادی، شرکت در فعالیت های اجتماعی، رضایت از محیط زندگی، احساس ارزشمندی اجتماعی، امید به آینده، اعتماد اجتماعی، تعلق اجتماعی، دوستی و همبستگی و معنادار دانستن زندگی بیشترین رابطه را با نگرش نسبت به مواد داشتند.
۲۸۹۹.

دین و رسانه های نوین، طرح پرسش دینی از بات های هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۹ تعداد دانلود : ۳۰۹
هدف: این پژوهش به بررسی کارکرد رسانه های نوین مجهز به هوش مصنوعی در حوزه دین پرداخته است. هدف اصلی پژوهش، شناخت تأثیرات احتمالی هوش مصنوعی بر باورها و رویه های دینی و نقش آن در شکل دهی و بازتولید مفاهیم دینی است. همچنین به چالش ها و فرصت هایی که ممکن است هوش مصنوعی در ارائه اطلاعات و پاسخ به پرسش های دینی ایجاد کند، ارزیابی شده است.روش شناسی پژوهش: این پژوهش کیفی بوده و با رویکرد تحلیل و توصیف به اجرا درآمد. داده ها از طریق طرح پرسش های مشخص از بات های هوش مصنوعی مرتبط با رسانه های اینترنتی گردآوری شدند. این رویکرد به پژوهشگران کمک کرد تا به طور عمیق تر تأثیر هوش مصنوعی در پاسخ به پرسش های دینی و بررسی احتمال ایجاد تغییرات در این حوزه را مطالعه کنند.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد، استفاده از هوش مصنوعی می تواند در پاسخگویی به پرسش های دینی و تفسیر متون مذهبی تأثیرگذار باشد. با توجه به پیشرفت های شتابنده این فناوری، ارزیابی قابلیت ها و اثرات آن به عنوان ابزاری پرکاربرد برای پاسخگویی به پرسش های دینی و تعالیم مذهبی ضروری به نظر می رسد.بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد، بهره مندی از بات های هوش مصنوعی می تواند چالش هایی را در ارتباط با کیفیت و نحوه تعامل کاربران با اطلاعات دینی ایجاد کند. این ارتباطات شامل شیوه های تعامل کاربران با بات های گفتگو و تأثیر این تعاملات بر تفکر انتقادی کاربران و درک آنها از اطلاعات دینی است. ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزه دین، پرسش های جدیدی را در باره نقش آن در بازتولید و تغییر باورهای دینی ایجاد کرده است. نتایج این پژوهش روشن می کند که هوش مصنوعی می تواند تأثیر مهمی در شکل دهی مفاهیم دینی و رویه های مذهبی داشته باشد. براین اساس، سناریوهای مختلفی که ممکن است با ادامه داده یابی این فناوری در اعمال و باورهای دینی پدید آیند، بررسی شد، به نحوی که زمینه بهبود پاسخگویی و افزایش عمق شناختی از مفاهیم دینی به کمک این فناوری، نیازمند تداوم پایدار و دانش افزایی در این زمینه است.
۲۹۰۰.

Providing a Framework for Identifying Challenges in Human Resource Management in the Education System of Iraq(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۲۰۳
Purpose: The objective of this study is to develop a comprehensive framework for identifying the challenges facing human resource management (HRM) in the education system of Iraq. By leveraging insights from key stakeholders, the study aims to provide detailed understanding and solutions to improve the effectiveness and efficiency of HRM practices in Iraqi educational institutions. Methodology: This qualitative study utilized a purposive sampling method to select 12 experts from the Iraqi education sector, focusing on the provinces of Maysan, Baghdad, and Dhi Qar. Data were collected through semi-structured interviews, which were then transcribed and analyzed using thematic analysis facilitated by NVivo software. The analysis aimed to identify key themes related to HRM challenges, ensuring the validity of findings through researcher self-review and verification control. Findings: The study identified several significant challenges affecting HRM in Iraq's education system. Financial constraints, such as low salaries for educational staff and inadequate funding for schools, were pervasive. Infrastructural deficiencies, including old and poorly maintained school buildings, contributed to an unconducive learning environment. There was also a lack of technological integration, with schools insufficiently equipped and teachers untrained in using modern educational tools. Additional issues included inadequate parental and governmental support, a curriculum misaligned with societal and market needs, teacher demotivation, outdated assessment methods, and political instability influencing educational policies. Conclusion: Effective HRM practices, such as performance-based budgeting, financial decentralization, technological integration, and comprehensive teacher training programs, are essential for enhancing educator performance and improving educational quality.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان