ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۷۶۱ تا ۲۸٬۷۸۰ مورد از کل ۲۸٬۸۴۷ مورد.
۲۸۷۶۱.

منع آزمایش حیوانات از منظرحقوق بین الملل؛ موردپژوهی کنوانسیون اروپایی استراسبورگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
از مسائل مهمی که امروزه به طور روزافزون و تا حدی خارج از کنترل در سرتاسر دنیا اتفاق می افتد، آزمایش روی حیوانات است. این دسته از آزمایش ها با اهداف گوناگونی انجام می شوند؛ از مطالعات پزشکی، داروسازی، روان شناسی، نظامی، آرایشی، بهداشتی، زیست شناسی، آموزشی گرفته تا مواردی همچون بازی و سرگرمی. در این مقاله، تلاش شده است این آزمایش ها از منظر حقوق بین الملل و با تأکید بر کنوانسیون اروپایی استراسبورگ ۱۹۸۶، حفاظت ازحیوانات مهره دار استفاده شده برای مقاصد آزمایشی و دیگر اهداف علمی بررسی و تحلیل شود؛ بنابراین به این سؤال مهم و اساسی پاسخ داده می شود که آزمایش های روبه افزایش حیوانات تا چه اندازه با سنجه ها و معیارهای این کنوانسیون مطابقت داشته و توجیه پذیر است. به منظور حفظ چهارچوب بحث، به رویکردهای موجود در فلسفه و حقوق حیوانات به صورت مختصر و در حد نیاز برای تحلیل و نظریه پردازی مقاله اشاره شده است.
۲۸۷۶۲.

هوشمندسازی فرایند تفهیم اتهام با استفاده از شبکه عصبی NLP با تأکید بر تشخیص عنوان مجرمانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
فرایند تفهیم اتهام یکی از مراحل حیاتی در دادرسی کیفری است که نقشی اساسی در تضمین حقوق متهم ایفا می کند. باوجوداین، عواملی همچون حجم زیاد اطلاعات، پیچیدگی قوانین و استفاده از اصطلاحات فنی و تخصصی، تفهیم دقیق و سریع اتهام را به چالشی جدی تبدیل کرده است. این مقاله با بهره گیری از روش تحقیق ترکیبی، شامل تحلیل محتوا و پیاده سازی مدل های یادگیری عمیق مبتنی بر شبکه های عصبی پردازش زبان طبیعی (NLP)، به ارائه راهکارهایی برای هوشمندسازی این فرایند می پردازد. تمرکز اصلی پژوهش بر تشخیص عنوان مجرمانه از داده های حقوقی در پرونده های قضایی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این فناوری با دقتی مقبول قادر به شناسایی و تفکیک دقیق عناوین مجرمانه است. بااین حال، چالش هایی همچون نیاز به داده های حجیم و دقیق برای آموزش الگوها، محدودیت در تطبیق الگوریتم ها با پیچیدگی های زبان حقوقی، و نگرانی های مربوط به حفظ حریم خصوصی و امنیت اطلاعات نیز وجود دارد. این دستاورد نوآورانه، با وجود چالش های ذکر شده، نه تنها موجب ارتقای دقت و سرعت در تفهیم اتهام می شود، بلکه به کاهش خطاهای انسانی و بهبود کلی عدالت کیفری کمک شایانی می کند.
۲۸۷۶۳.

سیاست، قانون و بدن: تحلیل برخی مضامین آگامبنی و حقوق عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۷
اندیشه سیاسی جورجو آگامبن، فیلسوف معاصر ایتالیایی، تاملی بنیادین بر مفاهیم کلیدی حاکمیت، وضعیت استثنایی و زیست سیاست ارائه می دهد که در تحلیل روابط میان قانون، سیاست و بدن اهمیت فراوانی دارد. آگامبن با الهام از نظریات برجسته متفکرانی چون کارل اشمیت و میشل فوکو نشان می دهد که چگونه دولت های مدرن با ایجاد وضعیت استثنایی و عادی سازی آن ها، امکان تعلیق قانون را در شرایط اضطراری فراهم کرده و در نتیجه انسان ها را از جایگاه شهروندانی با حقوق سیاسی به صورت «حیات برهنه» تقلیل می دهد؛ وضعیتی که در آن فرد از حمایت حقوقی و سیاسی محروم گشته و تحت کنترل و سلطه بی حد و حصر قدرت حاکم قرار می گیرد. این امر موجب می شود که مرز میان قانون و بی قانونی در سطح نظام سیاسی و حقوقی به شکل پیچیده ای محو شود و قدرت حاکم بدون هیچ محدودیت قانونی بر جان و حقوق شهروندان حکم فرمایی کند. در این مقاله، ضمن بررسی و شرح دقیق مفاهیم کلیدی در نظام فکری آگامبن، به تحلیل مصادیقی از این مفاهیم در نظام های حقوق عمومی پرداخته شده است. یکی از ابعاد مهم تحلیل، توجه به مفهوم «حیات برهنه» است که بازنمود فلسفی از انسانی است که در نظام حقوقی مدرن به لحاظ سیاسی و حقوقی از حوزه حمایت بیرون گذاشته شده است. بررسی مصادیق حقوقی و سیاسی آن شامل تحلیل وضعیت های استثنایی است که دولت ها به صورت رسمی و غیررسمی اعلام می کنند و حقوق افراد را محدود یا تعلیق می نمایند. در ادامه، همچنین به نقش زیست سیاست توجه می شود، یعنی روندی که در آن زندگی بیولوژیکی انسان ها به حوزه مهم سرمایه گذاری قدرت و کنترل سیاسی بدل می شود. این مقاله تلاش دارد تا نشان دهد چگونه در چارچوب قوانین و سیاست های حقوقی، مفاهیم آگامبن مانند «وضعیت استثنایی» و «حیات برهنه» قابل تفسیر و تبیین هستند و چگونه این مفاهیم در مواجه با پدیده هایی چون حقوق شهروندی، بحران های سیاسی و محدودیت های اضطراری نمایان می شوند. تحلیل موردی پدیده های معاصر،در این چارچوب مفهومی اهمیت بسیاری پیدا می کند. همچنین نقش کلیدی اردوگاه ها و مکان های استثنایی به عنوان نمونه هایی از به تحقق رسیدن حیات برهنه و تسلط کامل بر بدن افراد تاکید شده است.در نهایت، این مقاله با بهره گیری از چارچوب تئوریک آگامبن، چشم اندازی فراهم می آورد برای فهم بهتر نسبت پیچیده میان سیاست، قانون و بدن در نظام های معاصر حقوقی و سیاسی و چگونگی بروز و نمود این نظریات و آثار آن ها در بستر واقعیات حقوق عمومی.
۲۸۷۶۴.

بررسی آثار ترک انفاق زوجه در فقه مذاهب،حقوق مدنی و رویه قضایی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۲۸
مطابق فقه مذاهب اسلامی و قانون ایران مخارج زن به عهده ی شوهراست. لکن در مواقعی که شوهر از پرداخت نفقه ی او استنکاف نموده یا عاجزگردد فقه مذاهب اسلامی و قوانین ایران تمهیداتی را برای حمایت از زن اندیشیده که او می تواند با استفاده از آنها از تنگناهای پیش آمده خلاصی یابد. از جمله ی این تمهیدات حق مطالبه ی زن از شوهرش ، استقراض به ذمه ی شوهر، تقاص از اموال وی و نیز حسب مورد درخواست فسخ و درخواست طلاق را می توان برشمرد. در مقاله ی پیش رو با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی هر یک از این حقوق پرداخته و نگاهی به رویه قضایی و آراء محاکم دادگستری خواهیم داشت. مهم ترین اثر و حقی که برای زن در این شرایط بر شمرده شده حق مطالبه ی جدائی است که حسب نظر مشهور فقهای امامیه و نیز حقوق مدنی ایران این امکان در قالب طلاق قضایی برای زن وجود دارد لکن از نظر نگارنده باید وضعیت معیشتی و اقتصادی زن سنجیده و لحاظ شود و با توجه به اطلاقات انحصار اختیار طلاق به دست شوهر، نمی توان به طور مطلق قائل به حق طلاق برای زن شد بلکه اگر به جهت ترک انفاق در وضعیت عسر و حرج قرار گرفته چنین حقی را می توان به رسمیت شناخت لذا اصلاح مواد 1129و1130 قانون مدنی ضروری است.
۲۸۷۶۵.

تحلیل فقهی و حقوقی قلمرو مطالبه خسارت عدم النفع در دادرسی مدنی ایران با نگاهی به حقوق مصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۵۷
خسارتِ عدم النفع از مفاهیمی است که در بخش قابل توجهی از دعاوی مدنی قابل تصور است. قانونگذاران ایران طی سال ها مقرراتی گاه متعارض درباره قلمرو عدم النفع و امکان مطالبه آن وضع کرده اند؛ تعارضی که از حیث افراط یا تفریط در رویکرد مقنن، قابل نقد جدی است. در مواد قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ نیز تعبیراتی مشاهده میگردد که از جهت منطوق و مفهوم با یکدیگر ناسازگارند، تا جایی که ظاهر برخی مواد بر عدم امکان مطالبه عدم النفع دلالت دارد. با این حال، قانونگذار در سال ۱۳۹۲ رویکردی متفاوت اتخاذ کرد؛ رویکردی که موجب پدید آمدن اجمال و حتی ابهام های تازه شد. در این پژوهش، پس از تبیین مفاهیم فقهی و حقوقی مرتبط و بررسی دامنه معنایی عدم النفع، نحوه مواجهه قانون با این مفهوم تحلیل می شود. همچنین، رویه قضایی با رویکردی توصیفی–تحلیلی و تطبیقی با حقوق مصر مورد تحلیل قرار میگیرد. هدف، نخست روشن ساختن حدود مشکوک عدم النفع در فقه و حقوق و سپس تطبیق آن با مقررات قانونی و واکاوی انتقادات وارد بر این مقررات است. علاوه بر آن، روندهای تقنینی و رویه موجود نیز تحلیل و مقایسه می شود. نتایج نشان می دهد میزان انطباق رویکرد قانونگذاران و رویه محاکم با مبانی فقه اسلامی تا چه اندازه است و در نهایت، چه رویکردی برای رفع تعارضات تقنینی در حوزه عدم النفع در حقوق ایران مناسب تر است. در این میان، منع قانون گذار، اغلب بر تلقی وی از عدم النفع به مثابه «خسارت احتمالی» استوار بوده.
۲۸۷۶۶.

واکاوی رویکرد محاکم ایران و انگلستان در اعمال استثنای نظم عمومی بر اجرای آرای داوری تجاری بین المللی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۸
نهاد داوری تجاری بین المللی بر اصل حاکمیت اراده استوار است، اما «نظم عمومی» همواره به عنوان بنیادی ترین ابزار نظارتی دولت ها و مانعی در مسیر شناسایی و اجرای آرای داوری شناخته می شود. هدف این پژوهش، واکاوی تطبیقی رویکرد نظام های حقوقی ایران و انگلستان در تفسیر این مفهوم چالش برانگیز است. بررسی ها نشان می دهد که در حقوق ایران، نظم عمومی پیوندی ناگسستنی با «اخلاق حسنه» و «قواعد آمره شرعی» دارد و قانون گذار رویکردی سخت گیرانه نسبت به آن اتخاذ کرده است؛ با این حال، رویه قضایی نوین در دادگاه های تجاری تهران، با گرایش به تفسیر مضیق و تفکیک نظم عمومی داخلی از بین المللی، در پی همسویی با استانداردهای جهانی است. در مقابل، نظام حقوقی انگلستان با پذیرش کنوانسیون نیویورک و قانون داوری ۱۹۹۶، رویکردی حداقلی و حامی اجرا را در پیش گرفته است. محاکم انگلستان با قائل شدن تمایز میان نظم عمومی داخلی و بین المللی، تنها در صورت نقض فاحش اصول بنیادین عدالت یا وقوع تقلب موثر، از اجرای رأی امتناع می ورزند. نتیجه حاصل از این مطالعه تطبیقی بیانگر آن است که علیرغم تفاوت در مبانی (فقهی در برابر کامن لا)، هر دو نظام حقوقی به سمت محدود کردن دخالت قضایی و پذیرش «نظم عمومی فراملی» جهت تضمین قطعیت آرای داوری در حرکت هستند.
۲۸۷۶۷.

بررسی رویه قضایی محاکم در بذل مهریه توسط زوجه به عنوان مصداقی از عسر و حرج خانوادگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۷
در رویه قضایی، بذل مهریه توسط زوجه به عنوان یکی از مصادیق غیر حصری عسر و حرج، در پرونده های مربوط به طلاق، مطرح می باشد. در این پژوهش، ضمن گردآوری اطلاعات با مطالعه ی کتابخانه ای و مراجعه به محاکم از روش توصیفی–تحلیلی جهت تحلیل رویکرد محاکم بهره برده شده است. بررسی ها نشانگر آن است که، دسته ای از محاکم دادگستری بخشش کل یا بخش اعظم از مهریه توسط زوجه را رکن اساسی حصول عسر و حرج می دانند. زیرا ممکن است زن هیچ دلیلی برای اثبات سوء معاشرت همسرش و سایر مصادیق عسر و حرج نداشته باشد، لیکن زمانی که از همه حق و حقوق خود به این شکل می گذرد خود دلالت بر این دارد که در سختی و عسر و حرج قرار دارد. اما دسته ای دیگر از محاکم وابستگی و ارتباط میان این موضوعات را رد نموده و بخشش کل یا بخش اعظم از مهریه را نشانه ای تام بر حصول عسر و حرج نمی دانند و معتقدند عسر و حرج مفهومی ورای بذل مهریه می باشد. علیرغم غالب بودن رویکرد اول در آرای محاکم به نظر میرسد قرینه بودن بذل مال بر صحت ادعای عسروحرج، تنها اثر اثباتی دارد. بذل مال می تواند نشان دهنده عسروحرج باشد، اما منطقاً عدم آن (بذل مال) در فرضی که دیگر ادله و قرائن دلالت بر عسروحرج زوجه دارند، مانع از اثبات عسروحرج نمی شود.
۲۸۷۶۸.

چالش های حقوقی نظام تنظیم گری فناوری های نوظهور مجازی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۴
هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء، رایانش ابری، زنجیره بلوکی، رباتیک، واقعیت مجازی و افزوده، رایانش کوانتومی و... روزبه روز در سراسر جهان در حال گسترش است. تحولات سریع فناوری و تطورات الگوهای کسب وکار نوین، به ویژه در فضای دیجیتال، توسعه روزافزون فناوری های تخریب گر، غیرملموس بودن، پویایی و تغییر دائمی فضا، تحقق حاکمیت و اصول و قواعد حکمرانی به شکل مرسوم و سنتی آن را ناممکن کرده است. در چنین فضایی نمی توان به فرایندهای تقنین و اعمال قانون از طرق قضایی مطابق نظام تفکیک قوای سنتی و شکلی اتکای چندانی کرد. از سوی دیگر، تشکیل شوراها و کمیسیون های متشکل از بخش های دولتی، بدون توجه کافی به ارتقاء فرهنگ حقوقی، حاکمیت قواعد و هنجارهای ماهوی، شفافیت و مسئولیت پذیری کنشگران این زیست بوم وضعیت مذکور را پیچیده تر کرده است. نظام های حکمرانی با استفاده از الگوها و سازوکارهای جدید تنظیم گری و با ابزارهای متنوع آن، از سویی به دنبال حداکثرسازی توسعه این فناوری ها و از سوی دیگر حفظ و تضمین حقوق شهروندان و کنترل مخاطرات آن ها هستند. این مقاله با اتخاذ روش توصیفی تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش است که چالش های حقوقی نظام تنظیم گری فناوری های نوظهور مجازی در ایران چیست؟ برون داد پژوهش نمایان گر این است که تنظیم گری فناوری های جدید ایران غیرساختارمند، جزیره ای، نامنسجم و ناهماهنگ است، که از سویی ریشه در فقدان جایگاه مناسب برای تنظیم گران در نظام حکمرانی دارد، و از دیگر سو ناشی از محدودیت کسب وکارهای حوزه فناوری در دسترسی به اطلاعات، فقدان قوانین جامع حفاظت از داده ها و فقدان حمایت حقوقی از مالکیت فکری و هوش مصنوعی است. ازاین رو، تغییر چیدمان و آرایش نظام حقوقی از حیث قواعد، ساختارها، رویه ها و ابزارهای تنظیمی، از مهم ترین الزامات حقوقی پیش روی نظام تنظیم گری فناوری های نوظهور مجازی در ایران است.
۲۸۷۶۹.

رویکرد نظام دادرسی انگلستان در واکنش به دعوا و دفاع واهی و مقایسه آن با حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه : قاعده بنیادین دستیابی همگان به عدالت، با ضرورت پیشگیری از طرح دعاوی واهی که مصداق بارز سوءاستفاده از حق دادرسی هستند، در تعارض قرار می گیرد. قانون گذاران در مواجهه با این تعارض و بر مبنای قاعده «دفع افسد به فاسد»، تلاش می کنند تا با پذیرش ضرر کمتر (محدودیت دعاوی واهی)، از زیان بزرگ تر (تضییع عدالت) جلوگیری کنند. بااین حال، قانون گذار ایران معیار روشنی برای تشخیص دعوای واهی ارائه نکرده و رویکرد آن صرفاً بر احراز «علم خواهان به غیرمحق بودن» متمرکز است؛ شرطی که اثبات آن، به ویژه در امور موضوعی، برای دادگاه ها بسیار دشوار و گاه غیرممکن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رویکرد نظام دادرسی انگلستان در پیشگیری و مقابله با دعاوی و دفاعیات واهی و مقایسه آن با خلأهای موجود در حقوق ایران انجام شده است. مسأله اصلی آن است که نظام حقوقی انگلستان چگونه توانسته است میان حق دسترسی به دادگاه و ضرورت جلوگیری از
۲۸۷۷۰.

مطالعه تطبیقی چالش های نظری انتقال پذیری داده های شخصی ازمنظر حقوق قراردادها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۲
مفهوم داده های شخصی به هر گونه اطلاعات عینی یا ذهنی راجع به یک شخص حقیقی معین یا قابل شناسایی اشاره دارد. چنین گستردگی معنایی، باعث شده است که گفتمان نظری انواع ارزش های مربوط به انسان را در آن دخیل ببیند و در وهله اول، در ادبیات حقوقی آشفتگی را در مورد ماهیت داده های شخصی تحمیل کند. چنین آشفتگی سؤال اصلی پژوهش حاضر را در قالب موضوع «حدودِ حق کنترل و مدیریت فرد» بر داده های خود ترتیب می دهد که آیا فرد موضوع داده، حق انتقال قراردادیِ چنین موجودیت های حقوقی را دارد یا نه؟ و اگر دارد به چه میزان؟ منشأ مشکل، این است که نگرانی برای حق حفاظت از داده های شخصی با توجه به رتبه آن به عنوان یک حق اساسی، تا حدودی بر ملاحظات مربوط به داده های شخصی از منظر قراردادی سایه انداخته است. در حالی که مقررات خاص کافی جهت رفع کردن این سایه وجود ندارد، پاسخ مناسب به مسئله انتقال پذیری داده های شخصی ضروری می نماید. در همین راستا، در پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای سعی می شود ضمن بیان چالش های نظری، که بخشی از آن به مبانی حقوقی داده های شخصی بر می گردد و بخشی از آن به قواعد عمومی قراردادها، به تحلیلی واقع بینانه ای برسد. نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به درهم آمیختگی کارکردهای داده های شخصی از حیث اقتصادی و غیر اقتصادی همچون حقوق بشر و حقوق شخصیت عملاً اتخاذ یک نظام حقوقی واحد سرانجامی روشن نخواهد داشت و به گره های کور داده های شخصی خواهد افزود. لذا باید از کثرت نظام حقوقی در عین حفظ ویژگی های خاص آن دفاع کرد؛ بدین ترتیب که در حوزه کارکردهای غیر اقتصادی از نظام حقوق شخصیتی تبعیت کرد و در حوزه کارکردهای اقتصادی از نظام حقوق قراردادها پیروی کرد. این رویکرد عملاً نتیجه ناکارآمدی نظام حقوق بشری و نظام حقوق مالکیتی و تعارض انتقال پذیری داده های شخصی با قواعد عمومی قراردادهاست.
۲۸۷۷۱.

واکاوی شروط ضروری در جهت اعمال صلاحیت تکمیلی از سوی دیوان بین المللی دادگستری با تاکید بر پایان دادن به مصونیت از مجازات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۸
این مقاله با هدف بررسی شروط ضروری در جهت صلاحیت تکمیلی در دیوان کیفری بین المللی نگاشته شده است و در این راستا می توان گفت که اصل صلاحیت تکمیلی یکی از موضوعات مهم اساسنامه دیوان کیفری بین المللی است سوالی که در این مقاله مطرح است این است که صلاحیت تکمیلی با چه هدفی و با چه شروطی پیش بینی شده است؟ هدف از صلاحیت تکمیلی دیوان پایان دادن به مصونیت از مجازات مقرر شده است که احترام به حق حاکمیتی دولت ها، ارتقای عدالت کیفری در کشورها، تأمین رسیدگی مؤثر در دادگاه و رسیدگی به عملکرد دستگاه قضایی کشور در مبارزه با مصونیت از مجازات نیز مورد توجه قرار گرفته است اصل صلاحیت تکمیلی سنگ بنای دیوان کیفری بین المللی است کما اینکه اگر این روش در اساسنامه دادگاه دیده نمی شد، شاید در فضای سیاسی امروز دنیا، دیوان کیفری بین المللی هرگز به وجود نمی آمد این اصل مهم، شالوده تعامل دادگاه با مقام قضایی کشور را سامان داده و سازوکار تعیین صلاحیت دادگاه را نشان می دهد تدوین کنندگان اساسنامه با درج اصل صلاحیت تکمیلی و تاکید بر اولویت مراجع داخلی در رسیدگی به جرائم بین المللی، گام مهمی در تشویق دولت ها در جهت عضویت در اساسنامه برداشتند بنابراین می توان گفت صلاحیت دیوان کیفری بین المللی مکمل یکدیگر است، بدین معنا که ابتدا باید به دولت ذیصلاح فرصت داده شود تا نسبت به جرائم ارتکابی و در صورت عدم موفقیت، اعم از ناتوانی یا عدم تمایل، اقدام مؤثری انجام دهد به این ترتیب که مرجع بین المللی برای جبران کمبود اقتدار ملی قیام می کند و اقدامات لازم را برای اجرای عدالت ترتیب می دهد در مورد اصل صلاحیت تکمیلی معکوس نیز باید توجه داشت که بر اساس این اصل، مراجع داخلی هرگز نمی توانند با ناتوانی یا عدم تمایل دادگاه و یا ادعای اصیل نبودن به پرونده رسیدگی کنند بنابراین دیوان به عنوان مرجعی که متولی جبران کاستی های عدالت در عرصه ملی است، باید بتواند به گونه ای عمل کند که بر عملکرد دولت در این رابطه نظارت داشته باشد این مقاله با هدف بررسی صلاحیت تکمیلی در دادگاه کیفری بین المللی به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از روش های کتابخانه ای و اسنادی نگاشته شده است.
۲۸۷۷۲.

شیوه طرح دعاوی گروهی و نحوه اجرای احکام آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۵
گسترش اختلافات ناشی از رفتارهای مشابه نهادهای عمومی، بنگاه های اقتصادی و ارائه دهندگان خدمات انبوه، نظام دادرسی مدنی را با چالش هایی چون تکثر دعاوی مشابه، اطاله رسیدگی و دشواری در اجرای مؤثر احکام مواجه ساخته است. در این میان، دعاوی گروهی به عنوان یک سازوکار شکلی می توانند زمینه سامان دهی رسیدگی به اختلافات جمعی را فراهم آورند. با این حال، چالش اصلی این نهاد نه در امکان طرح دعوا، بلکه در فقدان الگوی روشن برای شیوه طرح شکلی دعوا و نیز ابهام در نحوه صدور رأی و اجرای احکام با آثار جمعی است. این پژوهش با تمرکز صرف بر بعد شکلی و اجرایی، به بررسی شیوه طرح دعاوی گروهی و نحوه اجرای احکام ناشی از آن می پردازد و از ورود به مباحث ماهوی و نظری خودداری می کند. پرسش اصلی پژوهش آن است که چگونه می توان در چهارچوب قواعد موجود، فرآیندی منسجم و عملی برای ثبت دعوا، مدیریت رسیدگی شکلی، صدور رأی و اجرای احکام طراحی کرد، به گونه ای که از پراکندگی رسیدگی و تکثیر دعاوی فرعی جلوگیری شود؟ روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و داده ها با بهره گیری از منابع داخلی و خارجی و مطالعات مرتبط با مدیریت دعاوی جمعی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند کارآمدی دعاوی گروهی بیش از هر چیز به طراحی شکلی منسجم از مرحله طرح دعوا تا اجرای حکم وابسته است. در پایان، پژوهش با ارائه پیشنهادهای شکلی و اجرایی، بر ضرورت استانداردسازی ابزارهای دادرسی گروهی و طراحی الگوی یکپارچه برای صدور و اجرای احکام تأکید می کند.
۲۸۷۷۳.

بازخوانی تعهدات قراردادی در شرایط تورم شدید؛ تحلیلی از ظرفیت های تعدیل در حقوق ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۵
تورم شدید به عنوان یکی از پدیده های مخرب اقتصادی، تأثیر عمیقی بر روابط قراردادی بر جای می گذارد و می تواند تعادل اقتصادی قراردادها را به طور جدی برهم زند. افزایش ناگهانی و مستمر سطح عمومی قیمت ها، موجب کاهش ارزش واقعی تعهدات پولی، افزایش غیرقابل پیش بینی هزینه ها و دشواری اجرای تعهدات قراردادی می شود؛ به گونه ای که در بسیاری از موارد، اجرای قرارداد برای یکی از طرفین با عسر و حرج یا زیان فاحش همراه می گردد. در چنین شرایطی، پایبندی مطلق به اصل لزوم قراردادها با ملاحظات عدالت قراردادی و حسن نیت در تعارض قرار می گیرد و بحث امکان تعدیل قراردادها اهمیت ویژه ای می یابد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تورم شدید بر تعادل قراردادی و تحلیل مبانی حقوقی امکان تعدیل قراردادها در حقوق ایران با توجه به اصول حاکم بر قراردادها است. در این راستا، تلاش می شود جایگاه نهادهایی چون قاعده لاضرر، عسر و حرج، حسن نیت و نظریه تغییر اوضاع و احوال در توجیه تعدیل قراردادها تبیین شود. سؤال اصلی آن است که آیا تورم شدید می تواند به عنوان عامل برهم زننده تعادل قراردادی، مبنای حقوقی لازم برای تعدیل قراردادها در حقوق ایران را فراهم آورد؟ روش پژوهش توصیفی تحلیلی است و داده ها از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای، قوانین، آرای قضایی و نظریات دکترین حقوقی گردآوری و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که هرچند حقوق ایران به طور صریح قاعده ای عام در خصوص تعدیل قراردادها پیش بینی نکرده است، اما با تفسیر موسع از قواعد فقهی و اصول حقوقی، امکان پذیرش تعدیل قراردادها در شرایط تورم شدید وجود دارد. در نتیجه، شناسایی نهادی منسجم برای تعدیل قراردادها می تواند نقش مهمی در تحقق عدالت قراردادی و افزایش امنیت حقوقی در شرایط بی ثبات اقتصادی ایفاء کند.
۲۸۷۷۴.

اختلاف مختلط ناشی از کنوانسیون 1982 حقوق دریاها با تأکید بر قضیه داوری دریای جنوبی چین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۶
در نظام حل وفصل اختلافات بین المللی در حوزه حقوق بین الملل دریاها بر اساس مقررات بخش پانزدهم کنوانسیون 1982 حقوق دریاها زمانی که حل اختلافات درباره تفسیر یا اجرای مقررات کنوانسیون با اختلافات سرزمینی آمیخته شود، اختلافات مختلط تجلی می یابد. این آمیختگی موجب چندلایه شدن اختلاف می شود که باید از چند حیث رسیدگی شود. با توجه به خروج موضوعی حاکمیت سرزمینی از کنوانسیون 1982 حقوق دریاها، این مسئله مطرح می شود که حل اختلافات مختلط، چه طور می تواند از طریق مراجع صلاحیتدار کنوانسیون رسیدگی شود. در پرونده فیلیپین علیه چین که نزد دیوان داوری طبق ضمیمه 7 مطرح شده بود، چین تأکید داشت که اختلاف در زمینه حاکمیت سرزمینی است که در حوزه کنوانسیون نیست، اما فیلیپین معتقد به چندلایه بودن اختلاف بود که رسیدگی به خواسته هایش، ملازمه ای با ورود به حاکمیت سرزمینی نداشت و اینکه ممنوعیت رسیدگی به یک جنبه از اختلاف، به معنای عدم صلاحیت مرجع رسیدگی به دیگر جنبه های اختلاف نیست. هدف این پژوهش بررسی اختلاف مختلط و ملاک و معیار دیوان در احراز صلاحیتش در پرونده فیلیپین علیه چین نسبت به این نوع اختلافات است. شیوه انجام این تحقیق توصیفی-تحلیلی با تکیه بر منابع کتابخانه ای است.
۲۸۷۷۵.

تأملی بر مفهوم و کارکرد مشارکت اداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
در نظام های اداری پویا، مشارکت شهروندان در تصمیم گیری ها با روش های مختلف صورت می گیرد که از آن تحت عنوان «دموکراسی اداری» یا «دموکراسی مشارکتی» یاد می شود، به نحوی که میزان تحقق حق حاکمیت مؤثر شهروندان، با سطح مشارکت آنان در اداره امور عمومی سنجیده می شود. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است، در راستای معرفی الگوهای مختلف مشارکت شهروندان در حوزه فعالیت های نظام اداری و ضمانت های اجرایی آن بوده و در پی پاسخ به این سؤال است که وضعیت مشارکت شهروندان در تصمیمات اداری کشور ما چگونه قابل ارزیابی است؛ به عبارت دیگر دموکراسی اداری در کشور چه وضعیتی دارد و ظرفیت های حقوقی موجود از چه قرار است؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد مشارکت اداری در مفهوم خاص خود در خصوص تصمیمات اداری عام الشمول و غیرشخصی قابل اعمال است و می تواند به پویایی و کارامدی بیشتر نظام اداری منتهی شود. در نظام حقوقی ایران نیز ظرفیت قانونی مناسبی برای نقش آفرینی مردم به عنوان دارندگان اصلی قدرت در عرصه های مختلف وجود داشته و مشارکت عامه مردم در امور مختلف به رسمیت شناخته شده است، لکن در عرصه عملی فاصله زیادی تا وضعیت مطلوب وجود دارد. 
۲۸۷۷۶.

امکان سنجی و آثار حقوقی کاربست هوش مصنوعی در تطبیق قوانین و مقررات با شرع و قانون اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
امروزه گستره تحولات هوش مصنوعی به حوزه های علوم انسانی و به ویژه دانش حقوق و پهنه های گوناگون آن نیز تسرّی یافته است. ماهیت ابزاری هوش مصنوعی باعث شده تا امکان قضاوت، قانون گذاری و حتی وکالت توسط این فناوری بررسی شود. تحقیق پیشِ رو با هدف پاسخ به این پرسش انجام شده است که «آیا به کارگیری هوش مصنوعی در انطباق قوانین و مقررات با شرع و قانون اساسی امکان پذیر است و آثار حقوقی این به کارگیری کدام است؟» جمع آوری داده ها با ابزار مطالعات کتابخانه ای و به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده و یافته های آن از این قرار است که هرچند ساختار، ترکیب و ماهیت صلاحیت شورای نگهبان در انطباق قوانین و مقررات با شرع و قانون اساسی ما را به این مهم رهنمون می سازد که هوش مصنوعی از منظر قانون اساسی صلاحیت جایگزینی برای شورای نگهبان را ندارد، می توان استفاده از هوش مصنوعی در فرایندهای مربوط را در جایگاه معاونت، توجیه پذیر دانسته و با عنوان «کمک یار نظارت» یا «نظارت یار» قابل تجویز دانست. آثار حقوقی چنین کاربستی، «تضمین شریعت و صیانت هرچه بیشتر از اصول قانون اساسی»، «افزایش سرعت و دقت در نظارت»، «امکان پذیری تحقق مشارکت مردمی» و «تسهیل اقتباس رویه شورای نگهبان» خواهد بود.
۲۸۷۷۷.

روش های حل و فصل اختلافات دعاوی نقض مالکیت فکری در پلتفرم های کاربرمحور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
با توجه به تفکیک اختیارات نشردهنده محتوا از پلتفرم توزیع کننده و همچنین دامنه وسیع محتواهایی که ناشران ارائه کرده اند، حدود مسئولیت پلفترم های کاربرمحور همواره محل بحث بوده است. در این خصوص، انواع دعاوی صورت گرفته فیمابین این اشخاص، به دسته های مختلفی تقسیم می شود که از میان آن ها، ادعای نقض مالکیت فکری آثار از سوی شخص ثالث نسبت به محتوای ارائه شده توسط ناشر در پلتفرم کاربرمحور، از مناقشه برانگیزترین دسته هاست. در کنار قوانین و مقررات تعیین شده برای ادعای نقض مالکیت فکری در پلتفرم ها، واسطه ها نیز در ارائه خدمات بر بستر اینترنت، ملزم به رعایت تمامی قواعد حقوقی و همچنین تعیین تعهدات برای کاربر هنگام پذیرش محتوای ایشان در سکوی خود هستند. در پژوهش حاضر، پس از بررسی تمامی روش های قابل اعمال برای حل و فصل اختلافات و با توجه به ماهیت ویژه دعاوی یادشده، کارکرد خاص پلتفرم های کاربرمحور و همچنین اختلافات موجود درخصوص عدم مسئولیت پلتفرم، مناسب ترین روش حل و فصل اختلافات برای مدعی نقض حقوق مالکیت فکری، روش های جایگزین حل و فصل اختلافات است.
۲۸۷۷۸.

تحلیل فقهی حقوقی جایگاه اسناد رسمی در قبال جرم پولشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۱
سند رسمی، یکی از مهم ترین و قابل اعتمادترین ابزار مقابله با جرم پولشویی است، زیرا ناظر مرجع رسمی، مسیر مجرمانه پولشویی را رویت کرده و از این طریق، توقفی در جریان پولشویی به وجود می آورد. در عین حال، شیوه ای نیز برای ارتکاب جرم پولشویی است، زیرا به دلیل قابل اعتمادبودن و یا فقد عین معین به ویژه در املاک مشاعی، یکی از انتخاب های اصلی و اولیه برای خلاصی از درآمد مرتبط با جرم است که مجرم با خرید مال غیرمنقول و یا عقود دیگر مانند رهن، عمل مجرمانه را متحول و تطهیر می کند. اسناد رسمی در قبال جرم پولشویی، شمشیر دو لبه ای هستند که هم در ارتکاب جرم و هم در کشف جرم می تواند مؤثر باشد، لذا هم بزهکاران و هم بزه دیدگان، به اسناد رسمی متمسک می شوند. این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی - تحلیلی و برمبنای جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و مراجعه به کتب و مقالات صورت گرفته است. فقه امامیه، با جرم پولشویی از باب «حرمت اکل مال بالباطل»، «حرمت مقدمه حرام» یا حرمت «تعاون بر اثم و عدوان» و مستفاد از قاعده فقهی «التعزیر بما یراه الحاکم» مقابله می کند. از نظر فقهی و حقوقی اختصاص کیفر تعزیری برای پولشویی محرز است، لیکن در فقه امامیه، درخصوص کاربرد سند رسمی در جلوگیری از جرم پولشویی مطلبی منعکس نشده است و اسناد رسمی به عنوان دلیل مستقل برای اثبات عمل مجرمانه جرم پولشویی شناخته نمی شود و تنها از حیث اماره قضایی و در راستای علم قاضی، می تواند به عنوان ادله اثبات جرم شناخته شود.
۲۸۷۷۹.

مبدأ خسارت تأخیر تأدیه چک با نقد رأی وحدت رویه 812 سال 1400(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۴۳
مبانی حقوقی مطالبه خسارت تأخیر تأدیه به موجب قانون صدور چک تفاوت چندانی با قاعده عمومی مقرر در ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی ندارد و برخلاف نظر مذکور در رأی وحدت رویه 812 سال 1400، مطالبه دارنده چک شرط تحقق خسارت یادشده است. این رأی وحدت رویه واجد دو ایراد مهم است: نخست، با ماده 304 قانون تجارت که به صراحت مبدأ خسارت تأخیر تأدیه اصل طلب را زمان اعتراض یا همان مطالبه تعیین کرده در تعارض است. دوم، توجه نکردن به تغییرات قانون اصلاحی صدور چک سال 1382 و در نهایت استعمال عبارت مبهم «تاریخ چک» که می تواند شامل تاریخ صدور و تاریخ مطالبه شود، موجب ابهامات دیگری شده است. از آنجا که به موجب قانون اصلاحی یادشده، دارنده پیش از فرارسیدن تاریخ مقید در چک اساساً حقی برای مطالبه ندارد، باید گفت تاریخ مندرج در چک، صرفاً بیانگر حق مطالبه است نه خود مطالبه. لذا به پیروی از قانون تجارت قدر متیقن زمان صدور گواهی عدم پرداخت، مبنای شروع خسارت تأخیر تأدیه چک بلامحل است.  
۲۸۷۸۰.

تبیین مفهوم و کارکرد «عدالت توزیعی» در قلمرو حقوق مالکیت فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
عدالت توزیعی از ارکان بنیادین نظریه های سیاسی و اجتماعی است که شیوه های تخصیص عادلانه منابع کمیاب و فرصت های اجتماعی را در ساختارهای نهادی بررسی می کند. . با وجود پیوندهای نظری این مفهوم با فلسفه حقوق، نقش آن در توجیه نظام مالکیت فکری کمتر واکاوی شده و غالباً به حاشیه رانده شده است. این پژوهش با رویکردی میان رشته ای، به بررسی این پرسش می پردازد که آیا اصول عدالت توزیعی در معماری این نظام حقوقی بازتاب یافته است؟ یافته ها نشان می دهد که اگرچه رویه های نخستین تقنینی در این حوزه متأثر از انگاره های توزیعی بوده، در سیر تحولات بعدی، گفتمان مسلط اقتصادی با معیارهای کارایی محور بر آن سیطره یافته است. بااین حال، عدالت توزیعی همچون چارچوبی هنجاری از طریق سازوکارهایی چون استثنائات و محدودیت های انحصاری، رویکردهای افراطی مالکیت گرایانه را تعدیل می کند. در ادبیات موجود، دو خوانش عمده از این رابطه ارائه شده است: رویکرد برون گرا که عدالت توزیعی را عاملی متعارض با ارزش های ذاتی این نظام تلقی می کند و رویکرد درون گرا که سازوکارهای درونی هنجارهای مالکیت فکری را در مسیر تحقق آن می داند. پژوهش حاضر با نقد این دوگانه انگاری، الگویی دیالکتیکی پیشنهاد می دهد که طی آن سیاست گذاران با رویکردی تحلیلی، قوانین را در طیفی میان این دو قطب تعدیل می کنند. شاخصه های این الگو شامل تضمین دسترسی غیرتبعیض آمیز به دانش، توزیع عادلانه منافع اقتصادی، ایجاد موازنه میان منافع عمومی و خصوصی، و تدوین استثنائات هدفمند در بهره برداری از آثار فکری است. دستاورد پژوهش آن است که برخلاف گفتمان های ملی اقتصادمحور، اسناد اخیر سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو)، عدالت توزیعی را به صراحت به عنوان یکی از اهداف اصلی این نظام حقوقی به رسمیت شناخته اند که بیانگر تحولی بنیادین در حکمرانی جهانی مالکیت فکری است.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان