فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۲ - Serial Number ۱۰, August ۲۰۲۴
1 - 15
حوزههای تخصصی:
Studying and understanding the social, economic, and political structures of Iron Age communities is a significant aspect of archaeological research of this period. Until now, much of the archaeological research on the Iron Age in Iran has focused largely on the typological study and comparison of findings from cemetery excavations, with less attention given to the study and reconstruction of the various aspects of the social, economic, and political structures of communities from this period. Most researchers to date have regarded the people of the Iron Age in Iran as communities lacking organized administrative and political structures, and based on the limited number of settlement sites, have described them as nomadic herders. However, the study, interpretation, and analysis of findings from settlement sites of this period in Central Iran have revealed new perspectives on the presence of socio-economic and political institutions and organizational structures. The discovery of a piece of grey pottery with a cylinder seal impression at Chaltasian Tepe, Varamin, alongside other evidence from significant and large settlement sites of the Iron Age, provides us with evidence of socio-economic institutions during the Iron Age
بازآفرینی خانقاه رشیدی و شناخت موقعیت مکانی آن بر مبنای شناسایی ژئوفیزیکی پلان سازه بزرگ تپه شرقی ربع رشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرچه رشیدیه توسط خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در (7-8 ه.ق/ 13-14 م) در شمال شرقی شهرستان تبریز، ساخته شد. این شهرچه شامل دو بخش اصلی به نام هسته مرکزی (ربع رشیدی) و شهرستان رشیدی بود. یکی از مهمترین بخش های ربع رشیدی، خانقاه رشیدی بود که شامل سه بخش تابخانه، صفه و طنبی است. با این حال، به دلیل زلزله های ویرانگر و جنگ های حکومتی در تبریز، این مجموعه معماری در ادوار مختلف به شدت آسیب دیده و از بین رفته است؛ بنابراین مدارک موجود در حوزه شناخت ساختار معماری و موقعیت مکانی این مجموعه، محدود به وقفنامه ربع رشیدی (الوقفیه الرشیدیه) و یافته های باستان شناختی است. در این پژوهش سعی شده است به مطالعه فضایی و مکانی خانقاه به عنوان یکی از بخش های مهم در ساختار ربع رشیدی پرداخته شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناخت ساختار معماری خانقاه و ارائه یک پلان پیشنهادی با استناد به توضیحات وقفنامه است. هدف دیگر این تحقیق، مشخص کردن موقعیت احتمالی خانقاه بر مبنای مطالعات ژئوفیزیکی سایت تاریخی ربع رشیدی است. این مقاله یک پژوهش بنیادی است که ابتدا با اتکاء بر وقفنامه ربع رشیدی و از طریق تحلیل محتوا، استنتاج منطقی و قیاس با نمونه بنای مشابه به جای مانده از آن دوره، ساختار معماری پلان خانقاه ترسیم و سپس بر اساس داده های باستان شناختی، موقعیت احتمالی آن در سایت میراث فرهنگی ربع رشیدی تعیین شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که پلان خانقاه ربع رشیدی با پلان خانقاه چلبی اوغلو در سلطانیه (8 ه.ق/ 14 م) تطابق دارد. این شباهت ها نشان می دهد که الگوی پلان خانقاه های دوره ایلخانی، ممکن است دو طبقه باشد و شامل صحن مرکزی با دو ایوان در شمالی و جنوبی (ایوان جنوبی بزرگتر)، تالارهایی در دو سمت و حجره هایی در اطراف صحن بوده است. همچنین، بر اساس مطالعات ژئوفیزیکی و تحلیل های انجام شده، موقعیت احتمالی خانقاه نیز ممکن است نزدیک به سازه ای باشد که در جنوب شرقی محوطه باستانی ربع رشیدی کشف شده است و به گفته پژوهشگران، به قرن هشتم ه.ق / چهاردهم م مربوط می شود.
جامعه شکننده و شکنندگی پیوندها: آسیمیلاسیون و گروه های منفصلِ اجتماعی در آذربایجان
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴
12 - 51
حوزههای تخصصی:
آذربایجان در دو سده اخیر، عرصه ای برای تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیق بوده است که نه تنها بر هویت تاریخی این منطقه تأثیر گذاشته، بلکه سؤالات بنیادینی را درباره جامعه و فرهنگ آن مطرح کرده است. در این راستا، تلاش های نظام های مرکزی برای تجزیه جغرافیایی و تضعیف هویت اجتماعی، به ویژه از طریق نادیده گرفتن زبان ترکی، به عنوان یکی از ارکان هویت آذربایجانی، به چالش های جدی در این زمینه دامن زده است.این سیاست ها، که به وضوح بر ماهیت اجتماعی و فرهنگی منطقه تأثیرگذار بوده، موجب آسیمیلاسیون و جدایی گروه هایی از مردم آذربایجان شده است. از منظر فلسفی و جامعه شناسی تاریخی، این تحولات ما را به تأمل در مفهوم هویت و جامعه وادار می کند. آیا هویت به چیزی ثابت و غیرقابل تغییر است یا اینکه در پیوند با تحولات اجتماعی، دستخوش تغییر می شود؟ این سؤالات، ضرورت پژوهش های عمیق تر را در زمینه هویت آذربایجانی و بررسی عوامل مؤثر بر آن ایجاب می کند. هدف این مقاله، بررسی پاره ای از دلایل و عوامل مؤثر بر فرایند آسیمیلاسیون در جامعه آذربایجان است. از این رو، با تکیه بر تجربیات شخصی و داده های موجود، تلاش می شود تا زنگ خطری برای جامعه به صدا درآید و توجه ها را به چالش های جدی ای جلب کند که آذربایجان امروزی بیش از حد با آنن آشناست .بدیهی است که برای عبور از این بحران، نیاز به رویکردی جامع و عمل گرا از سوی تمامی اقشار جامعه وجود دارد. این رویکرد می تواند به حفظ و تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی آذربایجان کمک کند و فضایی برای گفت وگوی سازنده و بازسازی پیوندهای اجتماعی فراهم آورد.
گونه شناسی و طبقه بندی شمشیرهای موزه بزرگ خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
31 - 53
حوزههای تخصصی:
تکوین و توسعه تمدن ها از دوره پیش از تاریخ تاکنون، تا حد زیادی مدیون کشف فلز است. انسان هزاره ششم و پنجم ق.م. از فلز برای ساخت ابزار و سلاح استفاده می کرد که این عمل تا عصر حاضر نیز تداوم یافته است. با افزایش اطلاعات بشر، نقش فلزات در تحولات کشاورزی، حمل و نقل، هنر و صنایع اهمیت یافت. سلاح سازی و یا ساخت جنگ افزارهای فلزی، یکی از زیرشاخه های فلزگری محسوب می شود و تاکنون مطالعه ای متمرکز بر رزم افزارهای منطقه خراسان به دلیل کمبود مطالعات باستان شناسی در این منطقه، صورت نگرفته است. درحالی که با تأسیس موزه خراسان، برخی از جنگ افزارهای فلزی در مخزن موزه ملی ایران، به این موزه منتقل شد که در حال حاضر در مخزن موزه خراسان است و اغلب این اشیاء از قاچاقچیان عتیقه کشف شده و تاریخچه و گاه نگاری علمی برای آن وجود ندارد. موضوع پژوهش حاضر، گاه نگاری نسبی و شناخت بستر فرهنگی شمشیرهای مطالعاتی است. این اشیاء بخشی از مواد فرهنگی است که فاقد شناسنامه بوده و مطالعه علمی و بررسی گاه نگاری آن یکی از ضروریات است. به همین دلیل در پژوهش حاضر، ابتدا شمشیرهای این مجموعه رزم افزار، معرفی، توصیف، گونه شناسی شده و سپس با اتخاذ رویکرد مطالعه تطبیقی، جهت ارزیابی گاه نگاری و بستر فرهنگی شان، مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج به دست آمده بیانگر وجود پنج گونه متفاوت شمشیر فلزی است که گاه نگاری نسبی آن بر اساس مطالعه تطبیقی متعلق به عصرآهن تا اواخر دوره تاریخی است. جنس این اشیاء مفرغ، آهن و ترکیبی از این دو فلز است و از نظر فرمی و ظاهری شباهتی با نمونه های به دست آمده از مناطق شمال مرکزی، شمال غرب و غرب فلات ایران دارد که به خاطر نداشتن بستر باستان شناختی برجا، انتساب این اشیاء به منطقه ای خاص، چالش هایی را به همراه دارد.
غازی گری نیروی دریایی در تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۹)
14 - 29
حوزههای تخصصی:
مفهوم غزا و جهاد از نظر مسلمانان جنگ در راه خدا در صحرا و بیابان بود. جهاد و غزا در دریا با گسترش فتوحات پیش آمد که سخت تر از خشکی بود. حکمرانان جهت ترغیب جهاد در دریا متوسل به احادیث و روایاتی شدند که می توانست آستانه تحمل و شجاعت مسلمانان را برای رویارویی با خطرات حوادث در دریا بالا ببرد؛ در کنار این موضوع به منظور گسترش فتوحات دریایی ایجاد کارگاه های دریانوردی یا راه اندازی این کارگاه ها بعد از فتح بنادر و نیز دیوان هایی برای اداره نبردهای دریایی و نظارت بر مجاهدان دریا در دولت های اسلامی مورد توجه قرار گرفت. این پژوهش با بررسی امر غزا و جهاد در دریای مدیترانه تلاش کرده مسیر روشنی در درک اهمیت غازی گری و جهاد در دریا و تأثیر و نقش دولت های مسلمان در سواحل شرقی و جنوبی مدیترانه را بر این امر بررسی کند. دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که سختی نبرد در دریا، نیاز به تسلیحات نظامی پیشرفته تر در دریا، تشویق شهادت در دریا و تأکید متون و روایات اسلامی در این زمینه محورهایی مورد تأکید از سوی دولت های مسلمان همجوار با مدیترانه برای امر غازی گری دریایی بوده است.
عوامل ناکامی فاطمیان در تسلط بر مناطق شمالی شام (سده چهارم و پنجم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی دوره جدید سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
109 - 124
حوزههای تخصصی:
فاطمیان پس از غلبه بر اغلبیان و تشکیل دولت در افریقیه، مصر را فتح کردند و برای تحقق اهداف خود به شام لشکر کشیدند. مناطق جنوبی و مرکزی شام بدون مقاومت جدی به تصرف آنان درآمد؛ اما مناطق شمالی شام در برابر سلطه فاطمیان مقاومت نشان داد. تسلط بر مناطق شمالی شام، به ویژه شهر حلب همواره یکی از چالش های اساسی فاطمیان بود. این مقاومت باعث شد فاطمیان در حلب متوقف شوند و نتوانند به سوی عراق پیشروی و آرزوی گسترش نفوذ خود را در مناطق شرقی جهان اسلام محقق کنند. این پژوهش که با روشی توصیفی تحلیلی انجام شده، به بررسی عوامل ضعف فاطمیان در مناطق شمالی شام می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که عوامل بسیاری در این مقاومت نقش داشته است که عبارت است از: 1. موقعیت استراتژیک و استقلال اقتصادی حلب؛ 2. دشواری های اعزام نیرو به سبب بُعد مسافت حلب تا قاهره؛ 3. دخالت رومیان در مسائل سیاسی و نظامی مناطق شمالی شام؛ 4. سیاست های استقلال طلبانه امیران حمدانی و بنی مرداس؛ 5. ضعف اداری و نظامی دولت فاطمی در شام؛ 6. اختلافات مذهبی فاطمیان با ساکنان شام و شیعیان امامیه؛ 7. تعصبات نژادی. این عوامل باعث شد حلب در دوره حکومت فاطمیان به دژی تسخیرناپذیر تبدیل شود.
تصویر پرتغالی ها از خلیج فارس؛ واکاوی انگیزه های استعماری پرتغال در ترسیم نقشه های خلیج فارس (سده های شانزدهم و هفدهم میلادی/ دهم و یازدهم قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
31 - 65
حوزههای تخصصی:
استعمار در آسیا، با ورود پرتغالی ها به خلیج فارس در سده شانزدهم میلادی/دهم قمری آغاز شد. پرتغالی ها با بهره گیری از ناوگان دریایی، فناوری های پیشرفته و احداث استحکامات کنترل تجارت دریایی را به دست گرفتند. این رویدادها تأثیر عمیقی بر تاریخ خلیج فارس گذاشت و آن را به دو دوره پیشااستعماری و پسااستعماری تقسیم کرد. پرتغالی ها با استفاده از روش های نقشه نگاری نخستین نقشه های دقیق از خلیج فارس را تهیه کردند که شامل ترسیم جزئیات خطوط ساحلی، جزایر و بنادر بود. این نقشه ها نه تنها ابزاری جغرافیایی، بلکه بازتابی از اهداف استعماری پرتغال در منطقه به شمار می روند. هدف این پژوهش بررسی نقشه های پرتغالیِ سده های شانزدهم و هفدهم میلادی/ دهم و یازدهم قمری به کمک روش تحقیق تاریخی برای درک مفاهیم کلیدیِ مرتبط با تاریخ خلیج فارس و دریافت ارتباط آن ها با اهداف استعماری پرتغال است. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که انگیزه های اصلی پرتغالی ها از تهیه نقشه های دقیق از خلیج فارس چه بود و این نقشه ها چگونه بازتاباننده اولویت های نظامی- اقتصادی پرتغال در منطقه بوده اند؛ به نظر می رسد در این اسناد و در راستای منافع پرتغال در هند از جمله کنترل مسیرهای تجاری، برخی نقاط همچون هرموز در شرق خلیج فارس مورد توجه قرار گرفتند و نقاط کرانه و پس کرانه نادیده گرفته شده اند که نشان دهنده کاربرد نقشه ها به عنوان ابزاری در خدمت منافع سیاسی و استعماری پرتغال در آن مقطع در بستری از گفتمان استعماری اولیه است.
Recognizing the Sassanid era of Varamin, Archaeological Evidence and Historical Geography(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۴ - Serial Number ۸, March۲۰۲۴
1 - 17
حوزههای تخصصی:
In the east of Pahanvar Ray plain, we come to a fertile area (Pishwa/Varamin plain) which has provided suitable conditions for human habitation since the formation of human settlements until today. Due to the location of this plain in the north of the central desert and the border between the two cultural domains of the northeast and the center, the environmental condition and suitable altitude, which are the main factors for the formation of permanent settlements, and the possible existence of extra-regional connections of this area with the neighboring areas, a wide survey was conducted in this area of the plain. It was concluded that during this archaeological investigation, 61 ancient sites from the Sassanid era were found in the east of Varamin and south of Peshwa. It is most likely that Varamin is considered a part of Ray State and based on the available evidence, it is possible that it is the main center of Ray State as well. According to historical texts and archeological data, the state of Ray was one of the important areas of human settlement during the Sassanid period in Iran. Historical texts mention Ray in the Sassanid period, and the number of sites attributed to the Sassanid period in the geographical area of Varamin has not been found until today. Despite this, based on the prominent geographical location of the Varamin region and the references of the historical texts to the Ray state, this region was probably one of the important regions of the historical period in Iran. In the present article, an attempt has been made to describe the historical geography of Ray State in the Sassanid period, while using the archaeological data of the Sassanid period of Varamin, to draw a part of the archeology and historical geography of Varamin in the Sassanid period.
مطالعه آزمایشگاهی پتروگرافی سفال های محوطه گوریه استانِ ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
89 - 107
حوزههای تخصصی:
جغرافیایی استان ایلام و قرارگیری آن در مسیر راه های ارتباطی به سایر مناطق، سبب شکل گیری استقرارهای متعددی از دوران پیش از تاریخ تا دوره اسلامی شده است. تاکنون مطالعات آزمایشگاهی براساس پتروگرافی برای تحلیل سفال های دوره ساسانی و اوایل اسلامی در منطقه غرب ایران انجام نگرفته و پژوهش پیش رو منجر به اطلاعات بیشتر محققان نسبت به فرآیند تولید سفالینه ها در دوره های پیش گفته در حوزه مورد مطالعاتی می شود. باتوجه به این که سفال فراوان ترین داده فرهنگی در این مجموعه باستانی بوده است، تعداد 20 قطعه سفال از محوطه گوریه که از لایه فرهنگی کاوش به دست آمده، برای انجام آزمایش پتروگرافی برای پی بردن به فناوری ساختار آنها انتخاب شده است. پرسش های این پژوهش درباره بررسی ترکیبات و ساختار سفال ها (؟)، میزان درجه پخت در کوره (؟) و آگاهی از وضعیت بومی یا وارداتی بودن آنها (؟) است. این آزمایش ها در پژوهشکده حفاظت و مرمت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری انجام گرفته است که بر پایه مطالعات زمین شناسی شهرستان ایوان، می توان نتیجه گرفت که سه ترکیب کوارتز، اکسید آهن و کلسیت در اکثر نمونه های محوطه مشاهده می شوند اگرچه براساس مطالعات صورت گرفته در برخی از سفال ها استثنائاتی وجود دارد. به عنوان مثال در نمونه 5 محوطه گوریه میکا به کار رفته است. همچنین به جزء نمونه 12 گوریه، تمامی سفالینه ها تولید داخل و به عبارتی محلی بوده و مربوط به خود منطقه هستند. بافت سفال در نمونه ها، سیلیتی، پورفیری و سیلیتی ناهمگن است. به جز نمونه های 10، 11 و 12 از سفالینه های محوطه گوریه، کانی کلسیت در خمیره تمامی سفال مشاهده می شوند که نشان دهنده دمای پخت سفال کمتر از 800 درجه سیلسیوس بوده است.
بررسی شواهد کاربرد علوم غریبه در معماری جهان بر اساس متون تاریخ و جغرافیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
59 - 90
حوزههای تخصصی:
از موضوعات مهم، چگونگی ارتباط و برهم کُنش فرهنگ معنوی و مادی است؛ معماری به مثابه فرهنگی مادی دامنه وسیعی دارد و گستردگی این دامنه سبب ارتباط آن با علوم متعددی شده است که برخی از آن ها زیرمجموعه علوم غریبه اند و نشان از تأثیر فرهنگ معنوی بر مادی دارد. این پژوهش در پی پاسخ به چگونگی کاربرد شاخه های مختلف علوم غریبه در مراحل مختلف شکل گیری معماری است و با هدف واکاوی بخشی از ارتباط علوم غریبه با معماری با استناد به متون تاریخ و جغرافیا نوشته شده است که از دید پژوهشگران دیگر مغفول مانده است؛ بنابراین، این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی تلاش دارد ارتباط معماری و علوم غریبه را از جنبه های گوناگون بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در مرحله پایه گذاری شهرها و بناها از علوم اختیارات نجوم (شاخه ای از هیمیا) و برای ساخت بنا از کیمیا، سیمیا، هیمیا، لیمیا و ریمیا استفاده شده است؛ همچنین در مرحله بهره برداری، از طلسمیات به مثابه عناصر الحاقی معماری در قالب حجاری، نقاشی و کتیبه استفاده می شده است. مستندات نشان می دهد از بین علوم غریبه، نقش طلسمیات در معماری و شهرسازی بیشتر از سایرین بوده است و عناصر الحاقیِ تصاویر و کتیبه ها از ابزار اصلی به کاررفته در فضاهای معماری بوده است که ساحران و طلسم سازان برای مقاصد متفاوتی مانند حفاظت، آبادانی و یا تسخیر افراد استفاده می کردند. این طلسم ها در قالب تصویر شامل نقوش انسانی، حیوانی، پرندگان، مخلوقات عجیب و تصاویر نجومی بوده است.
بررسی مواضع قدرت های خارجی(روسیه و انگلیس) در مواجهه با جنبش مشروطه ایران و اندیشه مشروطه خواهی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران و افغانستان دو کشور مهم در غرب آسیا هستند که قدرت های خارجی، مخصوصاً انگلیس و روسیه، همیشه سعی داشته اند آن ها را تحت نفوذ خود قرار دهند. این پژوهش به بررسی سیاست های انگلستان و روسیه در قبال جنبش های مشروطه خواهی ایران و افغانستان در اوایل قرن بیستم می پردازد. همچنین به تحلیل رفتارها و اقدامات انگلیس و روسیه در مقابله با این جنبش ها پرداخته و روابط و تعارضات آن ها را با جنبش های مشروطه خواهی موردتوجه قرار می دهد. در ادامه، به ارزیابی پیامدهای این دو قدرت بر روی روابط بین المللی منطقه و جهان اشاره نموده و نقش آن ها را در تحولات معاصر دوره مشروطیت ایران و افغانستان می سنجد. این مقاله با استفاده از منابع تاریخی و مستندات، زبان فارسی، روسی و انگلیسی سعی دارد تا یک نگاه جدید و جامع از سیاست های قدرت های بزرگ در مواجهه با مشروطه ایران و اندیشه مشروطه خواهی افغانستان ارائه دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که روسیه به صورت آشکار و نظامی در برابر جنبش مشروطه ایران مداخله کرده است، درحالی که انگلیس به صورت مخفیانه و دیپلماتیک در برابر اندیشه مشروطه خواهی افغانستان قرارگرفته است. این تحقیق همچنین نشان می دهد که هماهنگی بین این دو قدرت برای مبارزه با جنبش مشروطه خواهی نقش مهمی داشته است. نتایج این مطالعه می تواند برای جنبش های معاصر آزادی خواهی مردمی چشم اندازی روشن ایجاد کند.
بررسی دیدگاه متخصصان در زمینه کاربرد اینترنت اشیا بر روی اشیاءِ موزه ای استانداردشده با مرجع مفهومی سی داک-سی آرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۴)
128 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی اثرات اینترنت اشیا بر روی اشیاءِ موزه ای استانداردسازی شده با مرجع مفهومی سی داک-سی آرام.با مطالعه متون مرتبط با اینترنت اشیا و بررسی کاربردهای آن در حوزه میراث فرهنگی و موزه ها نقاط قوت و ضعف این فناوری شناخته شد و با مطالعه و مشاهده اشیاءِ استانداردسازی شده با مرجع مفهومی سیداک، کاربردهای اینترنت اشیا بر روی اشیاءِ موزه ای استانداردسازی شده با مرجع مفهومی سیداک، بررسی شد.روش: در این پژوهش از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی، موزه داران، متخصصان علوم رایانه و آرشیویست ها بوده اند. در این پژوهش با متخصصان مصاحبه شده است و روش نمونه گیری پژوهش گلوله برفی بوده است. داده ها با کمک نرم افزار مکس کیودی ای (MAXQDA) تحلیل شده است. هم چنین برای تحلیل داده ها از شاخص آماری درصد فراوانی استفاده شده است.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر گویای این مسئله است که فناوری اینترنت اشیا ازنظر اقتصادی، خدماتی و امنیتی-حفاظتی به پیشرفت موزه ها کمک شایانی می کند و باعث پیشرفت موزه ها در شاخص های ذکرشده می شود. دیدگاه متخصصان درباره تأثیر استانداردسازی اشیا با مرجع مفهومی سیداک برای پیاده سازی اینترنت اشیا، بر مؤلفه هایی مثل دقیق ترشدن و آسان ترشدن فرایند هوشمندسازی، تسهیل کنترل بر روی اشیا در فضای اینترنت، زمینه ساز ایجاد ارتباط میان اشیاء یک موزه با هم و با اشیاءِ دیگر موزه ها است.نتیجه گیری: پژوهش حاضر نمایان ساخت که گام اول هوشمندسازی همگن کردن اطلاعات است. هم چنین زمانی که اطلاعات استانداردسازی شده باشد، فرایند هوشمندسازی دقیق تر و آسان تر است.
The interpretation of Dumuzid’s dream from perspective of Jung’spsychology(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۴ - Serial Number ۸, March۲۰۲۴
19 - 28
حوزههای تخصصی:
Mythological themes reflecting the worldview and ideology of ancient societies have various applications. One of the applications is for rituals, which have a symbolic dimension. As if these themes are repeated in different societies, they are classified as archetypes. The archetype is derived from Jung's psychological theories, which is revealed in the form of a symbol in the context of myth, epic, and dream. Since dream and myth are the same in nature and structure, this study investigated Dumuzid's dream to find out the origin of mythological rituals in the third millennium BC in Mesopotamia. This study was conducted by a descriptive analytical method using Jung's archetypal approach based on library studies, the results of which showed a relationship between the myth of Dumuzid and rituals of Mesopotamia society, and the story of vegetation gods connected with the rituals of spring and fertility in nature as the source of collective mourning ceremonies and celebrations held every year in their memory. In fact, the rituals are cultural phenomena left over from the agricultural and prehistoric times in ancient societies.
تبیین وضعیت مسکن کارگران و تصویب نخستین مصوبه ساخت و تهیه مسکن برای طبقه کارگر در ایران (1320- 1332/ 1941-1953)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تأسیس سلسله پهلوی در سال 1304/ 1925 و اتخاذ سیاست نوسازی اقتصادی و به تبع آن احداث کارخانه ها و صنایع ماشینی، نخستین هسته های کارگر صنعتی در ایران ظهور کرد. بخش اعظم کارکنان این کارخانه های نوپا را پیشه وران، کشاورزان، عشایر و بیکارانی تشکیل می دادند که داوطلبانه و بعضاً به اجبار از روستا ها و شهرهای کوچک به مراکز صنعتی مهاجرت کرده بودند. برای این کارگران فرصت اشتغال فراهم شده بود، اما برای اسکان آنان هیچ فکر و برنامه ای در نظر گرفته نشده بود؛ در نتیجه با چالش بزرگی به نام مسکن روبه رو شدند. به ناچار با سکونت کارگران در مناطق پیرامونی شهرها، برای نخستین بار زاغه نشینی و محله های وسیع کارگرنشین در حاشیه شهرهای بزرگ و نفت خیر شکل گرفتند. این محله ها و خانه هایی که کارگران در آن زندگی می کردند اغلب فاقد امکانات لازم برای زندگی معمولی بودند. خیل عظیم کارگران مهاجر به شهرهای بزرگ، عدم توازن میان عرضه و تقاضای مسکن، فقدان بستر ها و زیرساخت های لازم، سوء مدیریت و بی برنامه ای دولت در زمینه اسکان و تأمین نیازهای این مهاجران تازه وارد، دولت را با چالش اساسی مواجه کرد که در حل آن ناکام ماند. یافته های این تحقیق که برپایه روش ترکیبی علّی- عقلانی و عمدتاً بر اساس جراید معاصر نگاشته شده، نشان می دهد که تنها پس از سقوط رضاشاه در پی حمله متفقین و پیدایش فضای نسبتاً باز سیاسی، فعالیت گسترده گروه های چپ گرا و حامی کارگران و تبدیل تقاضای مسکن کارگران به مطالبه ای عمومی، موجب شد نخستین گام الزام آور در باب تصویب ساخت مسکن توسط مجلس شورای ملی در سال 1327/ 1948 برداشته شود.
بازنمایی هژمونی در سیاست مذهبی کریم خان زند، بر مبنای آرای گرامشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
177 - 203
حوزههای تخصصی:
مذهب تشیع که با تشکیل دولت صفویه به عنوان عامل و مولفه اساسی در نحوه ارتباط گیری حاکمان با پیروان دیگر مذاهب اسلامی و اقلیت های دینی نقش مهمی ایفاء می نمود، در دوره زندیه و حکومت کریم خانی نیز از این مهم مستثنی نبود. هدف مقاله حاضر، بررسی سیاست مذهبی کریم خان زند، بر مبنای آرای «آنتونیو گرامشی»، مفهوم پرداز نظریه «هژمونی» است؛ طرحی که بر سلطه فرهنگی و ایدئولوژیک تکیه داشته و بر قدرت اندیشه و اراده آدمی در دگرگونی سلطه اجتماعی پای می فشارد و استراتژی خود را بر ایجاد تغییر در نظام استیلا به سوی رضایت عمومی مبتنی می داند. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر روش کتابخانه ای و اسنادی به بررسی وجوه بازنمایی هژمونی کریم خان زند در زمینه ی سیاست مذهبی می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که، کریم خان کوشید تا با تکیه بر هژمونی، به تولید و باز تولید رضایت عمومی بپردازد. وی در تعامل با اقلیت های دینی و مذهبی و علمای شیعه، به عنوان مهم ترین کنش گران سیاسی و مدنی کشور، به بازنمایی هژمونی خود پرداخت و در بیشتر موارد به جای اعمال خشونت، از قدرت هژمونیک برای متقاعد نمودن افراد وگروه های اجتماعی برای پذیرش باورها، اعتقادات و ارزش های مورد نظر حکومت خود بهره گرفت.
سیاست مذهبی خوارزمشاهیان در قبال مذهب حنفی و پیروان آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال ۳۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱ (پیاپی ۱۵۱)
165 - 189
حوزههای تخصصی:
خوارزمشاهیان حنفی مذهب بودند و در قلمرو آنان، غلبه با احناف بود. خوارزمشاهیان چه سیاستی در قبال مذهب حنفی اتخاذ نمودند؟ برای پاسخ، عصر خوارزمشاهیان به پنج دوره تقسیم و سیاست هر دوره براساس پنج معیار مطالعه و مشخص شد: رفتار با علما و عامه، مناسبات با حکام، به کارگیری در مناصب دولتی و ایجاد مساجد و مدارس. در دوره والی گری (530 - 491ق) به تبع اطاعت محمد و اتسز از سنجر، عامه و علمای حنفی در امن و رفاه بودند. در دوره استقلال طلبی (567- 530 ق) به واسطه عصیان اتسز بر سنجر و توسعه طلبی ایل ارسلان، عامه و علمای بلاد حنفی مورد تهاجم و اهانت واقع شدند؛ اگرچه این ضدیت با انگیزه سیاسی و درواقع بی طرفی مذهبی بود. در دوره تأسیس امپراتوری (596-568 ق) و به دنبال تصرف عراق که در آن غیرحنفیه در اکثریت بودند، سیاست بی طرفی به نفع شافعیه تشدید شد. در دوره اوج امپراتوری (617-596 ق) چون شرعیت حکومت سلطان محمد از ناحیه خلیفه تصدیق نشده بود، حنفیه غیرمعتزله سلطنت وی را مشروع نمی دانستند؛ لذا سیاست بی طرفی گاه به ضدیت با حنفیه تبدیل شد. در دوره مابعد حمله مغول (628-617ق) به سبب حاکم شدن ملوک الطوائف، پسران سلطان قصد داشتند بخشی از ملک را به هر قیمت متصرف شوند؛ لذا غورشاه و پیرشاه علیه حنفیه با شافعیه متحد شدند؛ اما جلال الدین به عنوان ناجی جهان اسلام سیاست وحدت اسلامی را در پیش گرفت و عموماً از حمایت از حنفیه اجتناب کرد. چون خوارزمشاهیان معتزلی بودند حمایت از حنفیه معتزله جز در عهد جلال الدین، در تمام ادوار اجرا شد. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است.
مهاجرت و قدرت یابی طایفه چگینی در خراسان عصر صفوی(1038-907 ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاندان صفوی با یاری قزلباش های ترک آسیای صغیر به قدرت رسید اما با گذر زمان طوایف غیر ترک نیز توانستند در نظام سیاسی جدید نقش آفرین باشند. در این بین برخی طوایف کرد مورد توجه شاهان صفوی قرار گرفتند. پژوهش حاضر به بررسی پیشینه حضور و اقامت طایفه کرد چگینی در برخی نواحی خراسان می پردازد؛ یعنی منطقه ای که سکونتگاه و محل استقرار اصلی ایلات کرد نبوده است. اما بر اساس برخی سیاستهای داخلی جهت ایجاد امنیت در مرزها و نظم دهی به ایلات سرکش خراسان محل استقرار برخی از ایلات کرد گردید.برخلاف آنچه اغلب تصور می شود حضور کردها در بخش هایی از ناحیه خراسان به دوره ی سلطنت شاه عباس اول (1038-996ه.ق) منحصر نمی شود بلکه قبل از آن برخی طوایف کرد به خراسان مهاجرت کرده بودند که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است. تحقیق پیش رو درصدد است تا به ریشه شکل گیری مهاجرت طایفه کرد چگینی و کیفیت حضور آنان در سطوح سیاسی و اجتماعی خراسان عصر صفوی بپردازد. بر مبنای یافته های پژوهش طایفه ای که زمانی در گستره های غربی کشور حالت گریز از مرکز داشته و با ایجاد ناامنی در راه ها مانعی برای تجارت و کاروانها بوده اند با حضور در خراسان تغییر کارکرد داده و از این نیرو و توانایی آن در جهت نظم سیاسی و اجتماعی و امنیت مرزها استفاده شده است.
نقش زلزله در پراکنش محوطه های استقراری عصر مفرغ و آهن در شرق زاگرس مرکزی - ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمین لرزه های باستانی همواره تهدیدی بالقوه برای سکونتگاه های نه چندان مقاوم در مناطق لرزه خیز محسوب شده اند؛ طبق نتایج مطالعات باستان شناسی یکی از الگوهای رفتاری بشر در مقابل این پدیده غیرقابل پیش بینی، تغییر دائمی محل سکونت خود بوده است. نظر به واقع شدن بخش عمده فلات ایران در یکی از پهنه های لرزه خیز کره زمین موجب می شود تا تحقیق و بررسی راجع به تأثیر این رخداد های طبیعی بر شیوه زیست انسان خصوصاً در دوران پیش ازتاریخ مورد مطالعه بیشتر قرار گیرد. در این راستا و با هدف میزان تأثیر این پدیده طبیعی در زاگرس مرکزی و به منظور آگاهی از نحوه واکنش انسان ها به این پدیده پرداخته شده است؛ پرسش اصلی در این پژوهش حول این محور است که، اساساً زمین لرزه های کهن در بافتارهای باستان شناسی چگونه و براساس چه شواهدی قابل شناسایی است ؟ و تأثیرات این پدیده مخرب بر تغییر الگوهای زیستی مردم در دوران پس از رخداد چگونه بوده است؟ برای گردآوری اطلاعات در این زمینه به یافته های مستند باستان شناسی حاصله از دو کاوش گودین تپه، کنگاور و تپه باباکمال تویسرکان از دوران مفرغ و تا پایان عصر آهن III پ.م. استناد شده است. در ادامه برمبنای شواهد ناشی از شدت تخریب ناشی از زمین لرزه سعی شده است تا نسبت به بازسازی مقیاس شدت زمین لرزه ها براساس مقیاس مرکالی اقدام گردد و در نتیجه نهایی مشخص گردید که وقوع زمین لرزه های مخرب با شدت بیش از 6 درجه در مقیاس ریشتر در منطقه مورد بررسی خصوصاً در عصر مفرغ و آهن بی ارتباط با تأثیر تغییرات اقلیمی ناشی از شدت ذوب یخچال ها و تغییر شرایط هیدرولوژی کره زمین نبوده است، ولی نهایتاً پس از دوره مفرغ متأخر عملا حوداث ناشی از این رخداد موجب فروپاشی نسبی بسیاری از استقرارها تا دوره آهن III گردیده است و عملاً در این برهه زمانی میزان جمعیت منطقه به حداقل ممکن کاهش یافته بود.
بررسی تأثیر تحصّن علما در دانشگاه تهران بر روند پیروزی انقلاب اسلامی؛ رویکردی توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
249 - 287
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی مرهون تلاش ها و مجاهدت های علما و مردم مسلمان ایران در طی دوران نهضت اسلامی از سال 1341 تا 1357 بوده است. در این میان، در سال 1357 به دلیل سرعت تحولات و همچنین اثرگذاری وقایع، برخی از حوادث به شدت می توانست سرنوشت انقلاب را دگرگون نماید. واقعه "تحصن علما در دانشگاه تهران" در بهمن ماه 1357 هم به لحاظ نوع کنشگری(تحصن)، هم به لحاظ نوع کارگزار(علما)، هم به لحاظ موقعیت زمانی(8 بهمن 1357) و هم به لحاظ موقعیت مکانی(دانشگاه تهران)، مجموعه خصوصیات و ویژگی های منحصر به فردی دارد که می تواند به عنوان یک "واقعه اثربخش" در پیروزی انقلاب اسلامی به حساب آید. سوال اصلی این است که «تحصن علما در دانشگاه تهران در هشتم بهمن هزار و سیصد و پنجاه و هفت چه تاثیری در پیروزی انقلاب اسلامی داشته است؟» طبق بررسی ها در اسناد و تاریخ شفاهی، نتیجه اثربخشی آن کنش سیاسی- اجتماعی را می توان در مولفه های مختلف، "بازتاب تحصن در مطبوعات"، "بازتاب تحصن در تاریخ شفاهی"، "بازتاب در شهرستانها" و "تاثیر تحصن بر تحولات بعد آن" مشاهده کرد. مقاله حاضر درصدد است با استفاده از روش تحلیل اسنادی، به تاثیر واقعه تحصن علما در دانشگاه تهران در پیروزی انقلاب اسلامی بپردازد. رویکرد مقاله توصیفی تحلیلی است.
نقش و عملکرد سازمان جلب سیاحان در ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری در مازندران سال های 1353-1343 ش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تاریخچه صنعت گردشگری در ایران نیازمند واکاوی نقش و عملکرد سازمان های متولی گردشگری مخصوصاً در تاریخ معاصر ایران با تکیه بر اسناد آرشیوی این سازمان ها است. ازجمله این سازمان ها، سازمان جلب سیاحان است که در سال های 1343.ش تا 1353.ش در ایران متولی امر گردشگری بود. این سازمان با ساختار و تشکیلات خود در استان هایی مانند مازندران که از پتانسیل های گردشگری برخوردار بود فعالیت های متعدد انجام داد. بر این اساس این پژوهش درصدد است تا با استفاده از روش تحقیق تاریخی و بهره گیری از اسناد و مدارک آرشیوی به طرح و پاسخ گویی این پرسش بپردازد که نقش و عملکرد سازمان جلب سیاحان در ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری در مازندران عصر پهلوی دوم چه بود؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که تشکیل سازمان جلب سیاحان به عنوان یکی از معاونت های نخست وزیری در ایران در اردیبهشت 1342.ش به تشکیل شعب استانی و شهرستانی این سازمان در استان های مختلف کشور ازجمله در مازندران منجر شد. این سازمان در استان مازندران به منظور رشد و توسعه گردشگری اقدامات متعددی انجام داد. ازجمله این اقدام ها ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری بود. ساخت پلاژ در شهرهای ساحلی، توسعه شبکه راه ها به منظور سهولت در دسترسی گردشگران به مناطق گردشگری ازجمله راه های عمود بر دریا و راه های جنگلی و بالاخره احداث پارک های جنگلی مهم ترین اقدامات سازمان جلب سیاحان در ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری در مازندران دوره پهلوی دوم طی سال های 1342.ش تا 1353.ش بود.