ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۲٬۲۷۲ مورد.
۹۴۱.

بررسی رابطه سرمایه روانشناختی و ویژگیهای شخصیتی، با سرزندگی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۵ تعداد دانلود : ۶۶۱
هدف از این پژوهش بررسی رابطه سرمایه روانشناختی و ویژگی های شخصیتی با سرزندگی معلمان بوده است. روش پژوهش، همبستگی و نمونه آماری 202 نفر از جامعه معلمان ناحیه دو آموزش و پرورش شهر شیراز به روش خوشه ای تصادفی بود. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسش نامه سرمایه روان-شناختی لوتانز، پرسش نامه شخصیتی پنج عاملی نئو و مقیاس سرزندگی رایان و فردریک بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیل آمار استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که میان ویژگی های شخصیتی و سرمایه روانشناختی با سرزندگی روابط چندگانه و معنی داری وجود دارد (01/0 ≥p ). روان نژندی از ویژگی های شخصیت با سرزندگی رابطه منفی و معنی دار دارد در صورتی که سایر ابعاد شخصیت، (برون گرایی، انعطاف پذیری، دلپذیربودن و مسئولیت پذیری) با میزان سرزندگی، همبستگی مثبت و معنی دار دارند. همچنین بین ابعاد سرمایه روانشناختی، یعنی خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی، با سرزندگی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که از بین ویژگی های شخصیت، برون گرایی، انعطاف پذیری، و مسئولیت پذیری، سرزندگی را به-طور مثبت و معنادار پیش بینی می کنند در صورتی که روان نژندی، سرزندگی را بطور منفی و معنادار پیش بینی می کند و دلپذیر بودن (به عنوان یکی از ابعاد ویژگی های شخصیتی) قادر به پیش بینی سرزندگی نمی باشد. همچنین خودکارآمدی و امیدواری از ابعاد سرمایه روانشناختی،سرزندگی را به طور مثبت و معنادار پیش بینی می کنند و تاب آوری و خوش بینی در سطح معناداری قادر به پیش بینی سرزندگی نمی-باشند.
۹۴۲.

بررسی روابط چندگانه میان راهبردهای رهبری مثبت گرا، اشتیاق شغلی و نشاط اجتماعی در دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۴ تعداد دانلود : ۷۵۳
هدف این پژوهش بررسی روابط چندگانه میان راهبردهای رهبری مثبت گرا، اشتیاق شغلی و نشاط اجتماعی در دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس بود. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهوی توصیفی از نوع همبستگی و از نظر روش جمع آوری داده ها کمی بوده است. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس به تعداد 2003 نفر بودند که از این جامعه تعداد 385 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردیده و مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های رهبری مثبت گرا آقابابایی (1392) با 17 سوال، اشتیاق به کار (شوفلی و همکارانش 2006) با 17 سوال و پرسش نامه شادکامی آکسفورد (OHI) آرگایل (1990) با 29 سوال استفاده گردید. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ برای پرسش نامه رهبری مثبت گرا (83/0)، پرسش نامه اشتیاق به کار (88/0) و پرسش نامه شادکامی (89/0) برآورد و تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار PLS Smart استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد بین راهبردهای رهبری مثبت گرا با اشتیاق به کار و ابعاد آن، رابطه معنی داری مشاهده نشد، ولی رابطه معنی دار بین راهبردهای رهبری مثبت گرا با نشاط اجتماعی و ابعاد آن تأیید شد
۹۴۳.

الگوی روابط بین قابلیت یادگیری سازمانی و هوش سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۴ تعداد دانلود : ۷۵۷
این پژوهش به بررسی «الگوی روابط بین قابلیت یادگیری سازمانی و هوش سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان)» پرداخته است. روش پژوهش همبستگی علّی مدل معادلات ساختاری است. جامعه مورد مطالعه، کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان) به تعداد 321 نفر بودند که با استفاده از جدول نمونه گیری کرجسی و مورگان (1970) تعداد 176 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه های قابلیت یادگیری سازمانی چیوا و همکاران (2007)، هوش سازمانی آلبرخت (2003) و رفتار شهروندی سازمانی کرنودل (2007) بودند. نتایج پژوهش نشان داد بین قابلیت یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن با رفتار شهروندی سازمانی و هم چنین بین هوش سازمانی و مؤلفه های آن با رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنادار وجود دارد. نتایج مدل سازی معادله ساختاری نشان داد که قابلیت یادگیری سازمانی بر هوش سازمانی اثر مستقیم و بر رفتار شهروندی سازمانی اثر غیر مستقیم داشته است.
۹۴۴.

نقش واسطه ای حمایت سازمانی در رابطه با مسئولیت پذیری و عملکرد شغلی در کارکنان آموزش پرورش ناحیه یک شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۲ تعداد دانلود : ۴۹۰
هدف از پژوهش حاضر نقش واسطه ای حمایت سازمانی در رابطه با مسئولیت پذیری و عملکرد شغلی در کارکنان آموزش پرورش ناحیه یک شیرازبوده است.روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف جزء تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی کارکنان آموزش و پرورش شهر شیراز که تعداد آنها برابر با 150 نفر می باشد  برای تعیین حجم نمونه آماری از جدول morgan (1970) استفاده شده و از جامعه آماری مورد مطالعه به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای 108 نفر از کارکنان  انتخاب شدند.ابزار سنجش در این پژوهش شامل سه  پرسشنامه حمایت سازمانی azynerg ( 1986 )، مسئولیت پذیری کالیفرنیا  و پرسشنامه عملکرد شغلی  توسط "ternik"(1374)   بوده است که روایی و پایایی ابزار مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داد ه ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی صورت پذیرفت که در سطح آمار توصیفی؛ فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد و در سطح آمار استنباطی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چند گانه استفاده شده است. نتایج نشان دهنده آنست که: بین مسئولیت پذیری کارکنان  با  حمایت سازمانی  آنها  رابطه معنا دار دارند. بین  مسئولیت پذیری کارکنان  با  عملکرد شغلی  آنها  رابطه معنا دار دارد. بین حمایت سازمانی  کارکنان  با  عملکرد شغلی  آنها رابطه معنا دار دارند.مسئولیت پذیری کارکنان به طور معناداری قادر به پیش بینی حمایت سازمانی می باشد حمایت سازمانی می تواند بین مسئولیت پذیری و عملکرد شغلی نقش میانجی را ایفا کند.
۹۴۸.

واکاوی شایستگی های مدیران مدارس هوشمند بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۰ تعداد دانلود : ۵۴۹
نوع پژوهش کیفی است که در جامعه آماری استادان دانشگاه، متخصصان وکارشناسان تکنولوژی آموزشی انجام پذیرفت. نمونه ها به روش هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند. درنهایت 22 نفر مصاحبه شدند و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. درکدگذاری باز، مصاحبه های ضبط شده پس از پیاده سازی، با استفاده از روش تحلیل محتوا به صورت سطر به سطر بررسی، مفهوم پردازی و سپس براساس ارتباط مفهومی،مفاهیم و مقولات مشخص شدند. درکدگذاری محوری، رابطه ی موجود میان طبقه ها، مقوله ی تعیین محتوا بر اساس ویژگی های مرتبط با سایر مقولات، محوربودن در پژوهش، تکرار در داده ها و انتزاعی بودن به عنوان مقوله ی محوری پژوهش حاضر، انتخاب و مطالعه شدند. سپس سایر مفاهیم نیز در قالب شرایط علّی، مقوله ی محوری، راهبردها، زمینه، شرایط مداخله گر و پیامدها، طبقه بندی و به صورت نظری در قالب مدل پارادایمی به هم مرتبط شدند. درکدگذاری انتخابی نظریه ها با توجه به مفهوم ها و کدهای شناسایی شده، گزینش نهایی گردیدند. برای تامین روایی و پایایی نیز از رویکرد لینکلن و گوبا (1985) شامل ﻣﻮﺛ ﻖ ﺑ ﻮدن، ﻣﺸ ﺮوﻋیﺖ، اﻋﺘﻤﺎدﭘ ﺬیﺮى، اﻧﺘﻘ ﺎلﭘ ﺬیﺮى واﺑﺴ ﺘﮕﻰ و اﺗکﺎﭘ ﺬیﺮى و ﺗﺎییﺪﭘ ﺬیﺮى استفاده شد. نتایج نشان داد که در مرحله کدگذاری مفهومی 30 مفهوم انتخاب گردید و در نه مقوله محوری اجرائی، تصمیم گیری، رهبری، ادراکی، ارتباطی، کار تیمی، مدیریت افراد مشخص شدند و در نهایت در کدگذاری گزینشی در سه بعد شایستگی مدیریتی، شایستگی های گروهی و شایستگی های فردی به عنوان نظریه های پژوهش قرار گرفتند.
۹۴۹.

رابطه سرمایه اجتماعی با سرمایه فکری و مدیریت دانش (مطالعه موردی: دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۸ تعداد دانلود : ۶۵۳
هدف این مقالهبررسی نقش سرمایه اجتماعی بر عملکرد سرمایه فکری و مدیریت دانش در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان است. روش پژوهش مورد استفاده توصیفی همبستگی، از نوع نظرسنجی است که از لحاظ زمانی یک پژوهش مقطعی به حساب می آید. جامعه آماری این پژوهش را تمامی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان تشکیل داده است. نمونه آماری پژوهش با استفاده از جدول مورگان، 93 نفر به دست آمد. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه استاندارد سرمایه فکری بنتیس، پرسش نامه استاندارد مدیریت دانش کوئینگ و پرسش نامه سرمایه اجتماعی استفاده شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش های آماری تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 19 تجزیه و تحلیل انجام شده است. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که به گونه کلی بین سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با سرمایه فکری و مدیریت دانش رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بر اساس یافته های این پژوهش، سرمایه اجتماعی می تواند به عنوان یکی از قابلیت های سازمان به شمار آید و در خلق و تسهیم دانش موجود در سرمایه های فکری و مدیریت دانش سازمان کمک بسیار نماید.
۹۵۰.

آمادگی برای رهبری تحول دیجیتال در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۸ تعداد دانلود : ۴۸۹
هدف پژوهش آمادگی برای رهبری تحول دیجیتال در مدارس است. برای دستیابی به هدف از روش توصیفی پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری  این پژوهش را کلیه  کارکنان مدارس شهرستان زرندیه تشکیل داده اند. با استفاده از جدول مورگان حداقل حجم نمونه موردنیاز 181 نفر برآورد گردید. برای اطمینان بیشتر 200 نفر از کارکنان مدارس شهرستان زرندیه به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای وضعیت عوامل مؤثر در ایجاد آمادگی برای رهبری تحول دیجیتال از روش سوارا و برای ارزیابی وضعیت هر یک از آن عوامل  از آزمون تی تک نمونه استفاده شد. با استفاده از تحلیل اهمیت عملکرد نتایج نهایی مطالعه ارزیابی گردید. در این پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامه اول برای رتبه بندی عوامل و پرسشنامه دوم برای بررسی وضعیت عوامل به کارگرفته شد. روایی با استفاده از روایی محتوایی تأیید و پایایی نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ به مقدار 813/0 به دست آمد. یافته ها  نشان داد شاخص های تدوین چشم انداز دیجیتال، سواد دیجیتالی،  سازگاری  و یادگیری سریع عمده ترین عوامل  برای رهبری تحول دیجیتال هستند. بر اساس نتایج  پیشنهاد می شود برای موفقیت درزمینه رهبری تحول دیجیتال بهتر است راهبرد، فرهنگ، نوآوری و مهارت های کارکنان را به عنوان حلقه هایی در کنار فناوری در نظر بگیرند.
۹۵۱.

رابطه خلاقیت و مشارکت با توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (مطالعه موردی واحد مرودشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۷ تعداد دانلود : ۷۳۴
این پژوهش به منظور بررسی رابطه خلاقیت و مشارکت با توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت در سال تحصیلی90- 1389 به تعداد 211 نفر تشکیل داده اند و حجم نمونه مورد پژوهش بر اساس جدول مورگان 136 نفر انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خلاقیت تورنس (2001) با پایایی 81/0، مشارکت کاری لاداهل و کجنر (1965) با پایایی70/0 و توانمندسازی شورت و راینهارت (1995) با پایایی90/0 بهره گرفته شده است و برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از روش های آماری میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه استفاده شده است. نتایج حاصله نشان داد که بین خلاقیت و مشارکت با توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بین ابعادانعطاف پذیری، بسط و اصالت با توانمندسازی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بین ابعاد درگیری بالای شغلی، حس وظیفه شناسی و تغییرپذیری با توانمندسازی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. خلاقیت و مشارکت می توانند توانمندسازی را پیش بینی نمایند. مؤلفه بسط و مؤلفه حس وظیفه شناسی می توانند توانمندسازی را پیش بینی نمایند.
۹۵۲.

رابطه ی بین هوش هیجانی و آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن با عملکرد تحصیلی دانشجویان گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۶ تعداد دانلود : ۸۱۵
هدف از این پژوهش بررسی رابطه ی بین هوش هیجانی و آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن با عملکرد تحصیلی دانشجویان بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه ی آماری شامل تمامی دانشجویان دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی تهران بود که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 127 نفر به عنوان نمونه ی آماری انتخاب و به پرسشنامه ی هوش هیجانی شرینگ و پرسشنامه آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن مختاری و ریچارد پاسخ دادند. معدل کل دانشجویان نیز به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی در نظر گرفته شد. یافته ها نشان دادند که بین مؤلفه های هوش هیجانی (به جز مؤلفه ی همدلی) و تمام مؤلفه های آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن با عملکرد تحصیلی دانشجویان رابطه ی معنادار و مثبت وجود دارد. در متغیر هوش هیجانی، مؤلفه های مهارت های اجتماعی و خود کنترلی و در متغیر آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن، راهبردهای حل مسئله و راهبرهای کلی خواندن به ترتیب بیش ترین سهم را در تبیین عملکرد تحصیلی داشتند. در متغیرهای پژوهش بین دانشجویان به تفکیک جنسیت تفاوتی معنادار وجود نداشت، اما به تفکیک دوره ی تحصیلی در زیر مؤلفه ی همدلی، نمره ی هوش هیجانی دوره ی تحصیلی کارشناسی بیش-تر از دوره ی ارشد بود. میزان آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن نیز در راهبرد کلی خواندن و راهبرد حمایت خواندن، نزد دانشجویان ارشد بیش تر از دانشجویان کارشناسی بود. در حالی که در مؤلفه ی راهبرد حل مسئله، از لحاظ آماری تفاوتی معنادار بین دو گروه وجود ندارد.
۹۵۳.

تدوین استراتژی توسعه حوزه پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی با استفاده از روش SWOT، SPACE و QSPM(مطالعه واحدهای استان تهران و البرز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۴ تعداد دانلود : ۷۴۹
امروزه مدیریت دانشگاهی به فعالیتی پویا مبدل شده، چنانچه مدیران بخواهند راهبردها و اهداف مناسبی اتخاذ کنند، باید به برنامهریزی استراتژیک اقدام کرده.لذا در ابتدا، نیازمند آگاهی و شناخت وضعیت حاضرخود هستند. هدف از این مطالعه، شناخت حوزه پژوهش دانشگاه آزاداسلامی از طریق تحلیل درونی و بیرونی است. در این پژوهش از روش آمیخته کمی- کیفی استفاده شد. جامعه پژوهش همه  مدیران و معاونان پژوهش، دانشجویان و استادان عضو باشگاه پژوهشگران جوان استانهای تهران و البرز بودند که 370 نفر نمونه به صورت تصادفی طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه محققساخته شامل74 گویه در چهار حوزه SWOT میباشد. براساس ضریب آلفای کرانباخ پایایی پرسشنامه 98/0 برآورد شد و روایی محتوایی براساس نظرات اساتید و متخصصین دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و تحلیل SWOT استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از تشکیل ماتریس عوامل داخلی، خارجی و امتیاز کسب شدهIFE=2/60) ،،(EFE=2/59 ، استراتژی حوزه پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی در منطقه تهاجمی(SO) قرار گرفت. بدین معنی که قوتهای پیش روی حوزه پژوهش بر ضعفهای آن غلبه دارد. بنابراین حوزه پژوهش دانشگاه آزاد میتواند زمینه توسعه فعالیتهای مطلوب پژوهشی را فراهم آورد.
۹۵۴.

ارائه مدلی برای ایجاد دانشگاه کارآفرین مبتنی بر تکنیک های آینده نگاری و تولید علم در نظام آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۳ تعداد دانلود : ۶۸۵
این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای ایجاد دانشگاه کارآفرین مبتنی بر تکنیک های آینده نگاری و تولید علم در نظام آموزشی ایران انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی با رویکرد کمی بود. جامعه آماری این پژوهش را همه اساتید هیأت علمی (تمام وقت) دانشگاه آزاد اسلامی تهران تشکیل می دهد، که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی برحسب جدول مورگان ابتدا از هر دانشگاه 4 دانشکده و سپس از هر دانشکده به نسبت طبقه های جنس، سن و تحصیلات تعداد 800 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های محقق ساخته کارآفرینی، تولید علم و آینده نگاری می باشد. به منظور روایی صوری پرسشنامه از نظرات خبرگان و صاحبنظران استفاده گردید و نیز پایایی پرسشنامه ها نیز بااستفاده از آزمون آلفای کرونباخ سنجیده شد و عدد 8/0 بدست آمد که نشاه دهنده پایایی بالای75/0 و مورد قبول می باشد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 16 و بسته نرم افزاری LISREL با روش تحلیل عاملی، معادله های ساختاری و تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 16 و بسته نرم افزاری LISREL با روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، معادله های ساختاری و تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که ابعاد و مولفه های دانشگاه کارآفرین در نظام آموزشی ایران به ترتیب افعال سازمانی، نگرش فردی، انعطاف پذیری، پاداش، رهبری کارآفرین، فرهنگ کارآفرین است. ابعاد و مولفه های آینده نگری در نظام آموزشی ایران به ترتیب شامل صورت بندی، پویش، پیش بینی، اجرا است. ابعاد و مولفه های تولید علم در نظام آموزشی ایران به ترتیب انگیزشی، ساختار، حمایت دانشگاه، آموزش محور بودن دانشگاه ها، سیستم مدیریت دانش یک پارچه، روحیه همکاری پژوهشی، محدودیت در تامین منابع مالی است. دانشگاه کارآفرین بر تکنیک های آینده نگاری و تولید علم در نظام آموزشی تاثیر معناداری دارد و در نهایت با استفاده از نرم افزار لیزرل، 97 گویه پرسشنامه (هر سه پرسشنامه) ، وارد تحلیل عاملی تأییدی شدند. مدل نهایی پژوهش برای ایجاد دانشگاه کارآفرین مبتنی بر تکنیک های آینده نگاری و تولید علم در نظام آموزشی ایران با شاخص های برازش و ضرایب استاندارد تأیید شد. و مقدار این شاخص در این مدل (063/0) است که برای مدل طراحی شده در این پژوهش، نشان از برازش مناسب ساختار عاملی و زیربنای نظری پژوهش دارد.
۹۵۵.

ارائه الگوی توانمندسازی مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۲ تعداد دانلود : ۵۳۹
این پژوهش با هدف ارائه الگویی جهت توانمندسازی مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه) انجام شده است. روش پژوهش توصیفی زمینه یابی بوده است. جامعه آماری آن را رؤسا و معاونین واحدها، رؤسا و معاونین دانشکده ها، مدیران گروه ها، مدیران و مسئوولین ادارات دانشکده ها (مسوولین امور اداری، آموزشی و پژوهشی) در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه) در سال تحصیلی92-1391 که 750 نفر در 17 واحد دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه) با درجات دانشگاهی مختلف بودند، تشکیل داد. نمونه، شامل کلیه رؤسا و معاونین واحدها، رؤسا و معاونین دانشکده ها، مدیران گروه ها، مدیران و مسوولین ادارات دانشکده ها در 6 واحد دانشگاهی چالوس، ساری، نور، نکا، بهشهر و محمودآباد بود. حجم نمونه نیز بر اساس فرمول کوکران و مطابق جدول کرجسی و مورگان 253 نفر (216 نفر مرد و 37 نفر زن) انتخاب گردید. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بود. برای گردآوری داده ها نیز از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. در روش میدانی، پرسشنامه بسته پاسخ با 100 گویه در مقیاس پنج گزینه ای لیکرت تنظیم گردید که مؤلفه های توانمندسازی مدیران را مورد سنجش و اندازه گیری قرار داد. داده های جمع آوری شده نیز در محیط SPSS طبقه بندی و میزان ضریب اعتماد با روش آلفای کرونباخ برای این ابزار محاسبه گردید. برای ارائه الگو از نرم افزار مدل سازی LISREL در قالب توصیف و تحلیل، ارائه گردیده است. بنابراین با توجه به نتایج به دست آمده و تأیید آن توسط تحقیقات قبلی و نظریه های موجود، می توان نتیجه گرفت که چارچوب ارائه شده از پشتوانه نظری، تجربی و اعتبار کافی برخوردار است و اجرای آن، به منظور توانمندسازی مدیران واحدهای دانشگاهی پیشنهاد می گردد.
۹۵۶.

طراحی الگوی توسعه و نگهداشت استعداد در آموزش و پرورش: پژوهشی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۲ تعداد دانلود : ۵۵۱
در راستای چالش های مدیریت منابع انسانی سازمان ها به ویژه آموزش و پرورش، در زمینه توسعه و نگهداشت استعدادها در این پژوهش الگوی مدیریت استعداد با تأکید بر توسعه و نگهداشت، به عنوان یک راهکار و راهنما برای حفظ استعدادها و توسعه اثربخش شایستگی ها طراحی شده است. برای انجام پژوهش از رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی و با روش گرانددتئوری استفاده شد. جامعه پژوهش، تمام صاحب نظران، استادان و مدیران ارشد حوزه منابع انسانی در آموزش و پرورش بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند- نظری مبتنی بر گلوله برفی با 22 نفر از آنان مصاحبه شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تجزیه و تحلیل یافته های کیفی از روش کدگذاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که توسعه و نگهداشت استعداد به عنوان مقوله محوری؛ عوامل سازمانی، عوامل شغلی، یادگیری سازمانی و منابع به عنوان عوامل علّی؛ سیستم مدیریت استعداد، پژوهش گرایی و دانش گرایی، جانشین پروری و ارزیابی عملکرد شایسته محور به عنوان راهبردها؛ مقوله های نگاه و نگرش به مدیریت استعداد و استراتژی های مدیریت منابع انسانی به عنوان بستر، ساختار و فرهنگ سازمانی؛ بلوغ سازمانی به عنوان شرایط مداخله گر و پیامدهای فردی و سازمانی در الگوی پارادایمی مدیریت استعداد در راستای توسعه و نگهداشت استعدادها در آموزش و پرورش مطرح شده است. تفکر مدیریت، توسعه و نگهداشت استعدادها در سازمان آموزش و پرورش که با شایستگی های اصولی مدیران گزینش، انتخاب، انتصاب و ارتقا می یابند و به جانشین پروی استعدادها در آینده کمک می کنند از ضروریات نظام آموزشی است.
۹۵۷.

عوامل، ملاک ها و نشانگرهای الگوی بومی اعتبارسنجی نظام آموزش عالی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۱ تعداد دانلود : ۵۹۱
در مقاله حاضر بر اساس روش نظریه زمینه ای، به احصاء عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شرایطی (علی، زمینه ای و مداخله گر) اعتبارسنجی از دیدگاه کنشگران آموزش عالی پرداخته ایم. مطالعه حاضر با اتخاذ رویکرد تفسیرگرایانه اجتماعی بر این نکته تأکید دارد که افراد خارج از محیط دانشگاه، نمی توانند مؤلفه های اعتبارسنجی را پیشاپیش شناخته و آن را درک کنند. زیرا این کنشگران آموزش عالی هستند که محیط اجتماع علمی خود را خلق کرده و آن گونه که می خواهند تفسیر می کنند. بر این اساس، هر گونه پیش فرض در خصوص نظام اعتبارسنجی، نمی تواند بیانگر ذهنیت و درک عاملان جامعه ی دانشگاهی باشد. به دیگر سخن، در این پژوهش به دنبال این بوده ایم که کنشگران آموزش عالی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شرایطی اعتبارسنجی (علی، زمینه ای و مداخله گر) را چگونه می بییند، و چه تلقی و برداشتی از آن دارند. داده های پژوهش حاضر از چهار منبع به دست آمد، که عبارت اند از، مصاحبه، مشاهده، یادداشت برداری و اسناد. به همین منظور، داده های حاصل از مصاحبه ها، مشاهدات، یادداشت ها و اسناد را به داده های متنی تبدیل کردیم. پس از آن، به منظور بررسی نظام مند توده بزرگی از داده های گردآوری شده از طریق روش نظریه نظریه ی زمینه ای به مقوله بندی داده ها پرداختیم. ابتدا به کدگذاری باز، سپس، به کدگذاری محوری و انتخابی اقدام کردیم. بر این اساس، 691 نشانگر، 98 ملاک و 11 عامل متناسب با ویژگی های بومی نظام آموزش عالی ایران تعیین شدند.
۹۵۹.

ارزیابی کیفی معماری سازمانی وضعیت موجود دانشگاه آزاد اسلامی و ارایه الگوی سرویس های معماری در وضع مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۰ تعداد دانلود : ۹۶۴
رویکرد[1] معماری سازمانی، به عنوان الگوی مسلط در حوزه برنامه ریزی فناوری اطلاعات، هر روز بیش از پیش در سازمان های دولتی و خصوصی کشور، مورد استفاده قرار می گیرد. هدایت و کنترل صحیح تغییرات در راستای اهداف سازمان، نیازمند داشتن اطلاعات دقیق از وضعیت فعلی سازمان، نگرشی صحیح نسبت به وضعیت آتی آن و برنامه ای روشن جهت حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است که با معماری سازمانی محقق خواهد شد. دانشگاه آزاد اسلامی سازمانی است که با توجه به گستردگی و پراکندگی واحدهای آن، لزوم داشتن یک نقشه و طرح کلی جهت هماهنگی با اهداف سازمان و کنترل تغییرات ضروری است. جامعه آماری پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 4 است که به عنوان نمونه دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان و دبیرخانه مرکزی منطقه 4 انتخاب شدند. تحلیل های صورت گرفته، به صورت کیفی بوده است که در قالب شیوه های تحلیل اسناد (جهت ارزیابی معماری موجود) و روش دلفی (جهت ارزیابی مدل سرویس های مطلوب)، با رویکرد تطبیقی و قیاسی انجام پذیرفته است. بدین صورت که جهت ارزیابی معماری موجود، اطلاعات لازم از طریق مصاحبه حضوری با معاونین، مدیران و کارمندان دو نمونه انتخابی و مطالعه اسناد بالادستی سازمان، جمع آوری گردید. سپس مدل های توصیفی و ماتریس های تقابلی لازم بر اساس مدل ارزیابی معماری سازمانی مرجع از لحاظ ویژگی های کیفی همراستایی، همگرایی، یکپارچگی، قابلیت نگهداری و توسعه، کارآیی و امنیت تهیه شد و با شیوه تحلیل اسناد، معیارهای فنی جهت ارزیابی محاسبه شد. نتایج این ارزیابی نشان می دهد که وضعیت جاری در اکثر ویژگی ها دارای ضعف بوده و باید بهبود پیدا نماید. از این رو مدل جدیدی مبتنی بر سرویس گرایی جهت ترسیم وضعیت آتی طراحی و با استفاده از روش دلفی ارزیابی شد. نظرات بدست آمده حاکی ازآن است که مدل ارایه شده تا حدود زیادی مناسب بوده و مورد قبول معماران و متخصصان ایرانی هست.
۹۶۰.

بررسی بین المللی سازی نظام آموزش عالی در کشورهای آمریکا،کاناداواسترالیا وارایه الگوی مناسب در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۰ تعداد دانلود : ۵۷۶
در عصر جهانی و بین المللی،مدرسان دانشگاهی کم تر به عنوان تأمین کنندگان اطلاعات و بیشتر به عنوان مفسرانی هستند که مسؤولیتشان ایجاد محیط مناسب علمی برای درک عمیق حوزه های علمی است .در این راستا هدف اصلی ونقطه توجه برنامه ریزان درسی ، اساسا طراحی اهداف وبرنامه های آموزشی مطلوب و کار آمد بوده ا ست. دراین مقاله از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی استفاده شده است تا رویکردهای بین المللی سازی برنامه های در سی آموزش عالی در کشور های مختلف را مورد بررسی ومطالعه قرار دهد.ودر نهایت الگوی مناسب برای کشور ایران را پیشنهاد می دهد.. نمونه پژوهش شامل دانشگاهها ونظامهای آموزش عالی در کشورهایی که به بین المللی کردن آموزش عالی پرداختند، از قبیل آمریکا،کانادا واسترالیا می باشد. روش نمونه گیری پژوهش به صورت نمونه گیری هدفمند از بین کشورهایی که در زمینه بین المللی ساختن برنامه های درسی آموزش عالی فعالیت کرده اند، انجام گرفت. یافته های تحقیق شامل استراتژیها ،برنامه ها وفعالیتهای مناسب برای بین المللی کردن برنامه های درسی وروشهای تدریس ویادگیری آموزش عالی در هر کشور می باشد. مقایسه استراتژیهای سه کشور آمریکا ، کانادا و استرالیا نشان داد که مهمترین استراتژی این کشور ها بین المللی کردن برنامه درسی و یادگیری و الحاق محتوای بین المللی به برنامه های درسی موجود است و تغییر مکان فیزیکی استاد و دانشجو در قالب برنامه های مبادله کمتر مورد توجه است. امروزه ارجحیت بر بین المللی سازی برنامه های درسی بومی، ملی و محلی داخل هر کشور می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان