فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
رویکرد[1] معماری سازمانی، به عنوان الگوی مسلط در حوزه برنامه ریزی فناوری اطلاعات، هر روز بیش از پیش در سازمان های دولتی و خصوصی کشور، مورد استفاده قرار می گیرد. هدایت و کنترل صحیح تغییرات در راستای اهداف سازمان، نیازمند داشتن اطلاعات دقیق از وضعیت فعلی سازمان، نگرشی صحیح نسبت به وضعیت آتی آن و برنامه ای روشن جهت حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است که با معماری سازمانی محقق خواهد شد. دانشگاه آزاد اسلامی سازمانی است که با توجه به گستردگی و پراکندگی واحدهای آن، لزوم داشتن یک نقشه و طرح کلی جهت هماهنگی با اهداف سازمان و کنترل تغییرات ضروری است. جامعه آماری پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 4 است که به عنوان نمونه دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان و دبیرخانه مرکزی منطقه 4 انتخاب شدند. تحلیل های صورت گرفته، به صورت کیفی بوده است که در قالب شیوه های تحلیل اسناد (جهت ارزیابی معماری موجود) و روش دلفی (جهت ارزیابی مدل سرویس های مطلوب)، با رویکرد تطبیقی و قیاسی انجام پذیرفته است. بدین صورت که جهت ارزیابی معماری موجود، اطلاعات لازم از طریق مصاحبه حضوری با معاونین، مدیران و کارمندان دو نمونه انتخابی و مطالعه اسناد بالادستی سازمان، جمع آوری گردید. سپس مدل های توصیفی و ماتریس های تقابلی لازم بر اساس مدل ارزیابی معماری سازمانی مرجع از لحاظ ویژگی های کیفی همراستایی، همگرایی، یکپارچگی، قابلیت نگهداری و توسعه، کارآیی و امنیت تهیه شد و با شیوه تحلیل اسناد، معیارهای فنی جهت ارزیابی محاسبه شد. نتایج این ارزیابی نشان می دهد که وضعیت جاری در اکثر ویژگی ها دارای ضعف بوده و باید بهبود پیدا نماید. از این رو مدل جدیدی مبتنی بر سرویس گرایی جهت ترسیم وضعیت آتی طراحی و با استفاده از روش دلفی ارزیابی شد. نظرات بدست آمده حاکی ازآن است که مدل ارایه شده تا حدود زیادی مناسب بوده و مورد قبول معماران و متخصصان ایرانی هست.
ارائه الگوی توانمندسازی مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه الگویی جهت توانمندسازی مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه) انجام شده است. روش پژوهش توصیفی زمینه یابی بوده است. جامعه آماری آن را رؤسا و معاونین واحدها، رؤسا و معاونین دانشکده ها، مدیران گروه ها، مدیران و مسئوولین ادارات دانشکده ها (مسوولین امور اداری، آموزشی و پژوهشی) در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه) در سال تحصیلی92-1391 که 750 نفر در 17 واحد دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران (منطقه سه) با درجات دانشگاهی مختلف بودند، تشکیل داد. نمونه، شامل کلیه رؤسا و معاونین واحدها، رؤسا و معاونین دانشکده ها، مدیران گروه ها، مدیران و مسوولین ادارات دانشکده ها در 6 واحد دانشگاهی چالوس، ساری، نور، نکا، بهشهر و محمودآباد بود. حجم نمونه نیز بر اساس فرمول کوکران و مطابق جدول کرجسی و مورگان 253 نفر (216 نفر مرد و 37 نفر زن) انتخاب گردید. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بود. برای گردآوری داده ها نیز از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. در روش میدانی، پرسشنامه بسته پاسخ با 100 گویه در مقیاس پنج گزینه ای لیکرت تنظیم گردید که مؤلفه های توانمندسازی مدیران را مورد سنجش و اندازه گیری قرار داد. داده های جمع آوری شده نیز در محیط SPSS طبقه بندی و میزان ضریب اعتماد با روش آلفای کرونباخ برای این ابزار محاسبه گردید. برای ارائه الگو از نرم افزار مدل سازی LISREL در قالب توصیف و تحلیل، ارائه گردیده است. بنابراین با توجه به نتایج به دست آمده و تأیید آن توسط تحقیقات قبلی و نظریه های موجود، می توان نتیجه گرفت که چارچوب ارائه شده از پشتوانه نظری، تجربی و اعتبار کافی برخوردار است و اجرای آن، به منظور توانمندسازی مدیران واحدهای دانشگاهی پیشنهاد می گردد.
شناسایی عوامل موثر برارتقای فرهنگ کارآفرینی در مدارس کاردانش و فنی و حرفه ای: رویکرد ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر ارتقای فرهنگ کارآفرینی در مدارس از دیدگاه متخصصان و بررسی وضعیت موجود مدارس کاردانش و فنی و حرفه ای از دیدگاه معلمان است. روش این پژوهش رویکرد ترکیبی(کیفی- کمی) از نوع راهبرد اکتشافی متوالی هست به این صورت که روش مرحله کیفی تحلیل محتوای عرفی بوده و در تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز و محوری استفاده شد. در این مرحله ۱۴ مصاحبه شونده که شامل کارآفرین ها، مدرسان مباحث کارآفرینی در مدارس، مدرسان آشنا به کارآفرینی در دانشگاه، مدیران و مسئولان مدارس فنی و حرفه ای و کاردانش شهر تبریز، به صورت هدفمند انتخاب و برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شدکه در نتیجه مرحله کیفی 5 عامل آموزشی، پرورشی، نگرشی، مالی و ساختاری به عنوان عوامل موثر بر فرهنگ کارآفرینی شناسایی شدند. روایی یافته های حاصل از این مرحله با روش تطبیق توسط اعضا و بررسی همکار تضمین شد. در مرحله کمی پژوهش که روش آن توصیفی پیمایشی بود از بین ۱۱۵۲ نفر از معلمان نواحی آموزش و پرورش شهر تبریز ۲۸۸ نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم نمونه انتخاب گردیده و با استفاده از پرسشنامه ای که از نتیجه تحلیل یافته های مرحله کیفی تنظیم گردیده بود مورد آزمون قرار گرفتند. جهت تعیین روایی صوری و سازه پرسشنامه در بخش کمی از نظرات خبرگان و تحلیل عاملی تاییدی و پایاییآن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 91/0 برآورد گردید. نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت عوامل آموزشی، پرورشی، نگرشی و اعتقادی در حد مطلوبی قرار دارند و عامل مالی در حد متوسط و عامل ساختاری در حد مطلوبی نیست و نتایج آزمون فریدمن نشان داد که عامل آموزشی از میان عوامل موثر فرهنگ کارآفرینی در بالاترین رتبه و عوامل پرورشی، نگرشی و اعتقادی، مالی و ساختاری در رتبه های بعدی قرار دارند.
مدرسه اولیاء، یک ضرورت فرهنگی
منبع:
پیوند ۱۳۷۳ شماره ۱۸۱
حوزههای تخصصی:
پرورش از راه آموزش
حوزههای تخصصی:
تدوین استراتژی توسعه حوزه پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی با استفاده از روش SWOT، SPACE و QSPM(مطالعه واحدهای استان تهران و البرز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مدیریت دانشگاهی به فعالیتی پویا مبدل شده، چنانچه مدیران بخواهند راهبردها و اهداف مناسبی اتخاذ کنند، باید به برنامهریزی استراتژیک اقدام کرده.لذا در ابتدا، نیازمند آگاهی و شناخت وضعیت حاضرخود هستند. هدف از این مطالعه، شناخت حوزه پژوهش دانشگاه آزاداسلامی از طریق تحلیل درونی و بیرونی است. در این پژوهش از روش آمیخته کمی- کیفی استفاده شد. جامعه پژوهش همه مدیران و معاونان پژوهش، دانشجویان و استادان عضو باشگاه پژوهشگران جوان استانهای تهران و البرز بودند که 370 نفر نمونه به صورت تصادفی طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه محققساخته شامل74 گویه در چهار حوزه SWOT میباشد. براساس ضریب آلفای کرانباخ پایایی پرسشنامه 98/0 برآورد شد و روایی محتوایی براساس نظرات اساتید و متخصصین دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و تحلیل SWOT استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از تشکیل ماتریس عوامل داخلی، خارجی و امتیاز کسب شدهIFE=2/60) ،،(EFE=2/59 ، استراتژی حوزه پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی در منطقه تهاجمی(SO) قرار گرفت. بدین معنی که قوتهای پیش روی حوزه پژوهش بر ضعفهای آن غلبه دارد. بنابراین حوزه پژوهش دانشگاه آزاد میتواند زمینه توسعه فعالیتهای مطلوب پژوهشی را فراهم آورد.
افت تحصیلی = ضرورهای جبران ناپذیر فردی + هدر رفتن منابع ملی
منبع:
پیوند ۱۳۸۴ شماره ۳۱۳
حوزههای تخصصی:
راهبردهای مناسبِ افزایش پیوند خانه، مدرسه و جامعه؛ تأملی در تجربیات جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
370 - 336
حوزههای تخصصی:
شکاف حیطه ی مشارکت والدین / مدارس نظام آموزش وپرورش را به کژ کارکردی مبتلا کرده است. از این رو در پژوهش حاضر سعی شده است که با رویکرد کیفی و روش سنتزپژوهی به راه های جلب مشارکت والدین در مدارس بر اساس تجربیات جهان پرداخته شود. در بخش چارچوب نظری پژوهش ابعاد شش گانه پیشنهادی اپستین مورد استفاده قرار گرفته است. درنهایت راهبردهای مناسب بر اساس هر یک از ابعاد شش گانه تشریح شد به طوری که در بعد فرزند پروری؛ ایجاد مرکز کتابخانه ای برای والدین، برنامه های حمایت خانواده، مدیریت فضای مجازی با تشکیل school networking و برگزاری کارگاه های آموزش والدین، بعد ارتباط یابی؛ ایجاد کانال های ارتباطی شفاهی و رودررو، ارتباط یابی کتبی و اینترنتی، کارت های گزارش عملکرد دانش آموزان، به کارگیری یک رابط مدرسه/خانه، ایجاد اطلاع رسان power school، بعد مشارکت داوطلبانه؛ ارزیابی استعدادهای والدین، تقویت باورپذیری در والدین داوطلب، دعوت از داوطلبان در رویداد های مدرسه، نظرسنجی سالانه، نظارت بر نحوه اخذ کمک های مالی و طرح ریزی یک برنامه منعطف، بعد یادگیری در خانه؛ شامل مجموعه ای از راهبردها از جمله آموزش تخصصی معلمان با محوریت یادگیری در خانه، آموزش تخصصی والدین با محوریت ارائه راهنمای تکالیف خانگی و تقویت رفتار تعاملی دانش آموز با محوریت ارائه تکالیف خانگی تعاملی، بعد تصمیم گیری؛ تشکیل سازمان والدین، تهیه چک لیست انتظارات والدین، تشویق والدین به مشارکت در فرصت های غیررسمی، گزینش افراد انتخاب شده به عنوان نماینده اولیاء در اقوام و گروه های مختلف اجتماع، بعد همکاری با سازمان های اجتماعی؛ شناسایی سازمان های مرتبط با امور مدارس، دعوت از سازمان های اجتماعی، شبکه سازی مدارس، دسترسی به نقشه منابع اجتماعی از مهم ترین راهبردهای مشارکت والدین/ مدرسه به شمار می رود.
ارائه الگویی به منظور پرورش ذهنیت فلسفی در برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه الگویی به منظور پرورش ذهنیت فلسفی در برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی بود. این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی بوده که با روش تحقیق زمینه ای انجام شده است. جامعه این تحقیق شامل آثار صاحب نظران درباره ذهنیت فلسفی و برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی بود که در قالب منابع چاپی و الکترونیکی مختلف منتشر شده اند . نمونه مورد نظر، به صورت هدفمند از میان منابع در دسترس محقق انتخاب شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات، فیش برداری بود. پس از گردآوری اطلاعات به بررسی، تلخیص و نتیجه گیری از آن ها پرداخته شد و سرانجام، الگوی مورد نظر معرفی گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که ذهنیت فلسفی شامل سه مؤلفه جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری است که باید به منظور پرورش ذهنیت فلسفی دانش آموزان، هر یک از چهار عنصر اهداف، محتوا، روش های تدریس و ارزشیابی در برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی را براساس ابعاد سه گانه ذهنیت فلسفی تعیین نمود. بر این اساس، ویژگی های هر یک از عناصر چهارگانه برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی در قالب الگویی جهت پرورش ذهنیت فلسفی دانش آموزان ارائه شده است.
بهبود وضع دانشگاههای کشور بطور عموم
منبع:
وحید مرداد ۱۳۴۴ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
بررسی دانش ارزیابی کیفیت ترجمه و آموزش آن در دانشگاههای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی کیفیت ترجمه بدون تردید از جمله مقوله هایی است که درسال های اخیر بسیار مورد توجه پژوهشگران و ارزیابان ترجمه واقع شده است. چنین توجه گسترده ای باید در زمینه ی آموزش و ارزیابی کیفیت ترجمه در محیط های آموزشی دانشگاهی نیز نمود داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش که از انواع پژوهش های کیفی و از نوع تحلیل محتواست، ارایه ی گزارشی از روش های کاربرد ارزیابی کیفیت ترجمه در شماری از دانشگاههای ایران، بررسی توصیفی و کیفی دانش ارزیابی و چگونگی آموزش ترجمه و مهم تر از همه، تأثیر کاربرد روش های موجود بر کیفیت آموزش آن در این زمینه بوده است. جامعه ی آماری این پژوهش را 30 دانشجوی سال چهارم کارشناسی مترجمی و 15 نفر از اساتید ترجمه که به صورت تصادفی از 5 دانشگاه کشور انتخاب شدند، تشکیل داده اند. ابزار پژوهش نیز عبارت بود از مصاحبه ای جامع از نوع تعاملی و نیمه ساختار یافته در خصوص جایگاه ارزیابی کیفیت ترجمه و کیفیت کاربرد موارد آموزشی مرتبط با این موضوع که براساس آن، یافته هایی درخصوص دیدگاهها، رویکردهای گوناگون آموزش و ارزیابی کیفیت ترجمه، میزان و کیفیت داده های مصاحبه شوندگان و نیز موانع و کاستی های موجود در این راستا بررسی شده است. نتایج این پژوهش بیانگر لزوم وجود راهکارهای بنیادی و دانشی عمیق تر در ارزیابی کیفیت ترجمه و مهم تر از همه آموزش وکاربرد موثر آن درمحیط های آموزشی است.
بررسی رابطه سرمایه روانشناختی و ویژگیهای شخصیتی، با سرزندگی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه سرمایه روانشناختی و ویژگی های شخصیتی با سرزندگی معلمان بوده است. روش پژوهش، همبستگی و نمونه آماری 202 نفر از جامعه معلمان ناحیه دو آموزش و پرورش شهر شیراز به روش خوشه ای تصادفی بود. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسش نامه سرمایه روان-شناختی لوتانز، پرسش نامه شخصیتی پنج عاملی نئو و مقیاس سرزندگی رایان و فردریک بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیل آمار استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که میان ویژگی های شخصیتی و سرمایه روانشناختی با سرزندگی روابط چندگانه و معنی داری وجود دارد (01/0 ≥p ). روان نژندی از ویژگی های شخصیت با سرزندگی رابطه منفی و معنی دار دارد در صورتی که سایر ابعاد شخصیت، (برون گرایی، انعطاف پذیری، دلپذیربودن و مسئولیت پذیری) با میزان سرزندگی، همبستگی مثبت و معنی دار دارند. همچنین بین ابعاد سرمایه روانشناختی، یعنی خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی، با سرزندگی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که از بین ویژگی های شخصیت، برون گرایی، انعطاف پذیری، و مسئولیت پذیری، سرزندگی را به-طور مثبت و معنادار پیش بینی می کنند در صورتی که روان نژندی، سرزندگی را بطور منفی و معنادار پیش بینی می کند و دلپذیر بودن (به عنوان یکی از ابعاد ویژگی های شخصیتی) قادر به پیش بینی سرزندگی نمی باشد. همچنین خودکارآمدی و امیدواری از ابعاد سرمایه روانشناختی،سرزندگی را به طور مثبت و معنادار پیش بینی می کنند و تاب آوری و خوش بینی در سطح معناداری قادر به پیش بینی سرزندگی نمی-باشند.
آموزشی، کمک آموزشی یا مفهومی؟
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش انگیزش تحصیلی و مهارت های رایانه ای دانشجویان در دیدگاه آنان نسبت به رویکرد یادگیری ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد و توسعه فناوری های جدید، به گونه مداوم، رویکردهای جدیدی در زمینه تدریس و آموزش شکل می گیرد. یادگیری ترکیبی به عنوان رویکردی جدید، به معنای ترکیب یادگیری برخط با یادگیری سنتی چهره به چهره می باشد و به خاطر فائق آمدن بر محدودیت های یادگیری کاملاً مجازی و یادگیری سنتی شکل گرفته است. از این رو، جهت پیاده سازی و طراحی مناسب رویکرد یادگیری ترکیبی، بررسی توانمندی ها و دیدگاه دانشجویان نسبت به این رویکرد جدید، امری ضروری بشمار می رود. لذا، هدف از این پژوهش، بررسی نقش انگیزش تحصیلی و مهارت های رایانه ای دانشجویان، بر دیدگاه آنان نسبت به رویکرد یادگیری ترکیبی بود. روش پژوهش از نوع توصیفی- مقایسه ای بوده و جامعه آماری شامل، تمامی دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر مشهد بوده است. تعداد افراد نمونه 382 نفر و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده است. ابزار جمع آوری داده ها، شامل؛ پرسش نامه انگیزش تحصیلی ولرند و همکاران، پرسش نامه محقق ساخته مهارت رایانه ای و پرسش نامه دیدگاه دانشجویان به رویکرد یادگیری ترکیبی بوده است. نتایج پژوهش نشان داد که، دانشجویان دیدگاه موافقی نسبت به رویکرد یادگیری ترکیبی داشتند، جنسیت دانشجویان بر دیدگاه آنان نسبت به یادگیری ترکیبی تأثیر نداشته است، مقدار انگیزش بیرونی دانشجویان زن بیش تر از دانشجویان مرد بوده است و متغیرهای مهارت رایانه ای، انگیزش درونی و انگیزش بیرونی پیش بینی کننده های مناسبی برای دیدگاه دانشجویان نسبت به رویکرد یادگیری ترکیبی بوده است.
آگاهی و نگرش معلمان نسبت به مفاهیم و احکام سند تحول بنیادین آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
57 - 31
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است که با رویکرد آمیخته با طرح اکتشافی انجام شد. مطالعه در بخش کیفی، توسط مصاحبه نیمه ساختار یافته با 100 نفر از خبرگان جامعه علمی و متخصصان آموزش و پرورش که از سوابق اجرایی برخوردار بودند، انجام شد و در بخش کمّی نیز، جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس و معلمان استان کردستان به تعداد 24125 نفر بود که 1000 نفر از آنان جهت پاسخگویی به پرسشنامه های محقق ساخته، انتخاب شدند برای گردآوری داده های تحقیق در بخش کیفی از دو ابزار فیش و مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و در بخش کمی از دو پرسشنامه محقق ساخته " آگاهی سنجی " و " نگرش سنجی " که مبتنی بر معیارهای استخراج شده از مرحله کیفی و با مطالعه مبانی نظری سند و مصاحبه با خبرگان آموزش و پرورش در خصوص احصای مفاهیم کلیدی و احکام سند تحول می باشد استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی پژوهش از تحلیل محتوا و بخش کمی از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. نتایج نشان داد که در کل میزان آگاهی معلمان استان کردستان نسبت به تمامی مفاهیم و احکام سند تحول بنیادین به طور میانگین، پایین است که نمره آگاهی آنان نسبت به مفاهیم کمی بیشتر از آگاهی آنان نسبت به احکام بوده است اما میزان نگرش معلمان نسبت به مفاهیم و احکام سند تحول مثبت است و در مقایسه با نمرات کسب شده از پرسشنامه سنجش آگاهی، نتایج حاصله در بخش نگرش نشان دهنده دیدگاه مطلوب اکثریت آنان نسبت به احکام و مفاهیم سند می باشد.
واکاوی شایستگی های مدیران مدارس هوشمند بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوع پژوهش کیفی است که در جامعه آماری استادان دانشگاه، متخصصان وکارشناسان تکنولوژی آموزشی انجام پذیرفت. نمونه ها به روش هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند. درنهایت 22 نفر مصاحبه شدند و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. درکدگذاری باز، مصاحبه های ضبط شده پس از پیاده سازی، با استفاده از روش تحلیل محتوا به صورت سطر به سطر بررسی، مفهوم پردازی و سپس براساس ارتباط مفهومی،مفاهیم و مقولات مشخص شدند. درکدگذاری محوری، رابطه ی موجود میان طبقه ها، مقوله ی تعیین محتوا بر اساس ویژگی های مرتبط با سایر مقولات، محوربودن در پژوهش، تکرار در داده ها و انتزاعی بودن به عنوان مقوله ی محوری پژوهش حاضر، انتخاب و مطالعه شدند. سپس سایر مفاهیم نیز در قالب شرایط علّی، مقوله ی محوری، راهبردها، زمینه، شرایط مداخله گر و پیامدها، طبقه بندی و به صورت نظری در قالب مدل پارادایمی به هم مرتبط شدند. درکدگذاری انتخابی نظریه ها با توجه به مفهوم ها و کدهای شناسایی شده، گزینش نهایی گردیدند. برای تامین روایی و پایایی نیز از رویکرد لینکلن و گوبا (1985) شامل ﻣﻮﺛ ﻖ ﺑ ﻮدن، ﻣﺸ ﺮوﻋیﺖ، اﻋﺘﻤﺎدﭘ ﺬیﺮى، اﻧﺘﻘ ﺎلﭘ ﺬیﺮى واﺑﺴ ﺘﮕﻰ و اﺗکﺎﭘ ﺬیﺮى و ﺗﺎییﺪﭘ ﺬیﺮى استفاده شد. نتایج نشان داد که در مرحله کدگذاری مفهومی 30 مفهوم انتخاب گردید و در نه مقوله محوری اجرائی، تصمیم گیری، رهبری، ادراکی، ارتباطی، کار تیمی، مدیریت افراد مشخص شدند و در نهایت در کدگذاری گزینشی در سه بعد شایستگی مدیریتی، شایستگی های گروهی و شایستگی های فردی به عنوان نظریه های پژوهش قرار گرفتند.
عوامل، ملاک ها و نشانگرهای الگوی بومی اعتبارسنجی نظام آموزش عالی ایران
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر بر اساس روش نظریه زمینه ای، به احصاء عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شرایطی (علی، زمینه ای و مداخله گر) اعتبارسنجی از دیدگاه کنشگران آموزش عالی پرداخته ایم. مطالعه حاضر با اتخاذ رویکرد تفسیرگرایانه اجتماعی بر این نکته تأکید دارد که افراد خارج از محیط دانشگاه، نمی توانند مؤلفه های اعتبارسنجی را پیشاپیش شناخته و آن را درک کنند. زیرا این کنشگران آموزش عالی هستند که محیط اجتماع علمی خود را خلق کرده و آن گونه که می خواهند تفسیر می کنند. بر این اساس، هر گونه پیش فرض در خصوص نظام اعتبارسنجی، نمی تواند بیانگر ذهنیت و درک عاملان جامعه ی دانشگاهی باشد. به دیگر سخن، در این پژوهش به دنبال این بوده ایم که کنشگران آموزش عالی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شرایطی اعتبارسنجی (علی، زمینه ای و مداخله گر) را چگونه می بییند، و چه تلقی و برداشتی از آن دارند. داده های پژوهش حاضر از چهار منبع به دست آمد، که عبارت اند از، مصاحبه، مشاهده، یادداشت برداری و اسناد. به همین منظور، داده های حاصل از مصاحبه ها، مشاهدات، یادداشت ها و اسناد را به داده های متنی تبدیل کردیم. پس از آن، به منظور بررسی نظام مند توده بزرگی از داده های گردآوری شده از طریق روش نظریه نظریه ی زمینه ای به مقوله بندی داده ها پرداختیم. ابتدا به کدگذاری باز، سپس، به کدگذاری محوری و انتخابی اقدام کردیم. بر این اساس، 691 نشانگر، 98 ملاک و 11 عامل متناسب با ویژگی های بومی نظام آموزش عالی ایران تعیین شدند.
تحلیل برنامه درسی مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بر اساس سبک های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدفتحلیل برنامه درسی مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بر اساس سبک های یادگیری وارک انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوا با بکارگیری روش آنتروپی شانون است.جامعه آماری شامل برنامه های درسی(هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی) پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی است. نمونه آماری برنامه های درسی مطالعات اجتماعی است. برای تحلیل برنامه های درسی(قصد شده) با هر یک از سبک های یادگیری ابتدا اهداف مندرج در کتاب های درسی، سپس محتوا کتاب درسی و برای بررسی روش های پیشنهادی به تحلیل کتاب راهنمای تدریس پرداخته شد. در بخش ارزشیابی، سوالات کتاب های درسی و راهنمای تدریس تحلیل گردید. ابزار پژوهش، چک لیست وارسی سبک های یادگیری وارک(1998) بود که براساس پیشینه و پرسشنامه سبک های یادگیری وارک تدوین و به تأیید 6 نفر از متخصصان حوزه مطالعات برنامه درسی و روانشناسی تربیتی رسید و نظرات آنها در طراحی نهایی چک لیست اعمال و روایی محتوایی چک لیست تأیید شد. به منظور حصول اطمینان از پایایی، کدگذاری های تحلیل در اختیار سه پژوهشگر قرار داده شد و درصد توافق آن ها 88/ برآورد شد. نتایج نشان داد در برنامه درسی مطالعات اجتماعی(هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی) چهارم ابتدایی سبک شنیداری رتبه اول و دیداری رتبه پنجم، در برنامه درسی پنجم ابتدایی سبک شنیداری رتبه اول و سبک ترکیبی رتبه پنجم است و در نهایت در ششم ابتدایی سبک خواندن/ نوشتن رتبه اول و سبک دیداری رتبه پنجم است. بنابراین سبک ارجح برنامه های درسی مطالعات اجتماعی چهارم و پنجم ابتدایی سبک شنیداری و ششم ابتدایی سبک خواندن/ نوشتن است.
"نحوه کمک به فعالیتهای فوق برنانه فرزندان در مدرسه و خارج از مدرسه "
منبع:
مکتب مام ۱۳۵۳ شماره ۵۸
حوزههای تخصصی: