فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۱۲۱ تا ۲۴٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
علی (ع) در ترانه های عامیانه
روایت شناسی داستان «حسن کچل» از سه دیدگاه - ولادیمیر پروپ، جولیوس گریماس و تزوتان تودوروف
حوزههای تخصصی:
متناقض نمایی (پارادوکس) در شعر صائب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متناقض نمایی یکی از جلوه های زیبایی بیان در آثار ادبی است. این هنر ادبی ممکن است به صورت تعبیر یا ترکیب به کار برود. در اشعار صائب هر دو صورت این شگرد ادبی در پیوند با هنرهای بلاغی و زیبایی شناختی استعاره، تشبیه، تصویر دو وجهی، کنایه، مجاز، ایهام و غلو در آمیخته و زیبایی مضمون و بیان او را دو چندان کرده است. کشف این پیوندها می تواند به فهم مقصود و مرام شاعر کمک شایانی می کند. در این مقاله اقسام متناقض نمایی همراه نمودار در اشعار صائب به دست داده شده و عوامل شکل گیری آن مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است.
نمادپردازی نباتی از منظر نقد اسطوره ای در شعر فارسی
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها، رؤیاهای جمعی بشر؛ و نمادهای اساطیری ، زبانِ هنری و رازناکِ اسطوره ها هستند که با پای نهادن به ساحت شعر، ایجازگونگی ، فشردگی و ژرفایی معنایی آن را دو چندان می کنند. نمادها با ماهیت سیال، شکل پذیر و منعطفِ خود، به مقتضایِ شرایطِ زمان و مکان، قادرند مفاهیم و موضوعات عمیق و ریشه داری را به شیوه ای جامع و گسترده آینگی کنند، از صورتی واحد، معانی و کاربردهای گوناگونی را ارائه دهند و با رویندگی و پویایی مداوم، تازگی و ماندگاریِ خود را استمرار ببخشند.
البتّه شاعران و هنرورانِ نمادگرا به فراخور پشتوانه های فرهنگی، دغدغه های ذهنی و نیازهای اصیل فردی و اجتماعی خود، ممکن است توجه و اقبال ویژه ای به بهره گیری از نمادهایی خاص در آثار هنریِ خویش از خود نشان دهند. نگارنده در این مقاله بر آن است تا ضمن پرداختن به مبانی تئوریک کاربرد نمادها و موضوعات مرتبط با آن، به گونه ای محوری ، مهم ترین عوامل روی آوریِ شاعران به کاربستِ اسطوره های گیاهی و نمادهای نباتی را مورد پژوهش و مداقّه علمی و مستند قرار دهد و در این رهگذر نیم نگاهی هم به بازتاب مضامین و کاربردهایی از این دست در اساطیرِ اقوام و ملل گوناگون داشته باشد تا امکان مقایسه و تطبیق و تطابقی روشن و حقیقت نما فراهم شود.
مولانا و حافظ؛ دو همدل یا دو همزبان؟
حوزههای تخصصی:
در این نوشته کوشیده ام پاسخی برای این سؤال پیدا کنم که: آیا در شعر حافظ هیچ نشانه ای دال بر اثرپذیری حافظ از شعر مولانا هست یا نه؟ در انجام این کار، خود را به دو دلیل ناگزیر از تفکیک حساب محتوای شعر این دو شاعر از حسابِ صورت آن یافته ام: یکی به دلیل سرشتِ تغییرگریز و ایستای معانی و مضامین در هر فرهنگ سنتی از جمله در فرهنگ ایران؛ و دیگری به دلیل ضرورت بهره گیری از دو پایگاه نظری متفاوت (یعنی نظریه بینامتنیت و نظریه استعاره و مجازِ مرسل)، به ترتیب، برای تحلیل محتوای شعر و تحلیل صورت آن. حاصل کوشش من این بوده است که، به لحاظ محتوی، تنها می توان نشان داد که میان این دو شاعر نوعی همدلیِ معطوف به هم فرهنگی وجود دارد و، به لحاظ صورت، شعرِ این دو هیچ شباهتی با یکدیگر ندارد؛ چه، اولاً شعر مولانا شعری صورت شکن است؛ حال آن که شعر حافظ شعری است سخت صورتگرا؛ ثانیاً شعر مولانا شعر سلوک در راستای محور همنشینی است؛ حال آن که شعر حافظ شعر عروج در راستای محور جانشینی است؛ و ثالثاً حافظ، به شهادت شعر او، از مولانا بیش از آن مضمون و صورت در جهت بهینه سازی وام نگرفته که از شاعران دیگر مضمون و صورت وام گرفته است.
احسن القصص: رویکرد روایت شناختی به قصص قرآنی
حوزههای تخصصی:
جستار حاضر، قصص قرآنی را از دیدگاه روایت شناسی بررسی می کند. فرضیه این پژوهش مبنی بر این است که میان قصص قرآنی و روایت شناسی رابطه ای وجود ندارد. در ادامه به پیشینه مطالعه ادبی قرآن و کتاب مقدس اشاره می شود. در پیکره اصلی مقاله، تبارشناسی واژگان قصص قرآنی مشاهده می شود. آن گاه، مؤلفه های روایت شناسی، یعنی سطوح داستان و متن معرفی و این مؤلفه ها در قصص قرآنی به کار گرفته، سپس، نمونه هایی از داستان های قرآنی در پرتو رویکرد روایت شناختی مطالعه می شوند. در پایان، بیش از ده یافته تازه درباره ارتباط میان قصص و روایت شناسی بازگو می شود و این نتیجه حاصل می آید که در مجموع، میان قصص قرآنی و روایت شناسی ارتباط مثبت وجود دارد.
نگاهی گذرا به پیشینه نظریه های روایت
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ابتدا به اختصار تبارشناسی پژوهش های روایت شناختی را در آغاز قرن بیستم (یعنی پیش از شکل گیری رشته ای به نام روایت شناسی) بیان، و به طور مشخص ریخت شناسی روایت را در آلمان، روسیه و سنت آنگلو-آمریکایی معرفی می کنیم. سپس بخش عمده مقاله را به بررسی روایت شناسی ساختارگرا و تقابل های دوگانه، مقوله بندی عناصر روایی و رده شناسی روایت اختصاص می دهیم. در این بخش، مهم ترین آرای ژرار ژنت، استانزل، جرالد پرینس، میکی بال و سیمور چتمن به اجمال بازگو می شود. در پایان، نگاهی می افکنیم به تحولات غیرصورتگرای متأخر در این حوزه که بیشتر مبتنی بر مطالعات شناختی بوده اند. در این میان توجه خود را بر کاربردشناسی زبان شناختی و به ویژه روند احیای الگوهای زبانی توسط مطالعات شناختی متمرکز می کنیم؛ به این ترتیب، روش پژوهش حاضر، نظری می باشد.
واین گلستان همیشه خوش باشد
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی گلستان سعدی و سبک سعدی در سرودن آن و اهمیت این اثر سعدی میپردازد و آثاری را که به تقلید از این اثر گرانقدر سروده شدهاند را معرفی مینماید. نویسنده در ادامه به معرفی اولین تصحیحها و چاپهای گلستان سعدی میپردازد و اشارهای به جایگاه گلستان در دورههای تاریخی ایران از جمله پس از انقلاب مشروطه دارد که با مخالفتهایی روبهرو شده بود.
معانی ویژه حروف در شعر سعدی
حوزههای تخصصی:
حرفها واژه ها یا گروههایی هستند که معنی مستقلی ندارند و فقط برای پیوند دادن گروهها، کلمهها یا جملهها به یکدیگر، نسبت دادن کلمهای به کلمه دیگر یا کلمهای به جملهای یا نمودن نقش کلمه در جمله به کار میروند. موجودیت و ماهیت این حروف تنها وابسته به جملهای است که در آن به کار میروند و خارج از ساخت جمله، گروه یا ترکیب، هیچ معنییی نمیتوان برای آنها به دست آورد. نویسنده این مقاله با بررسی اشعاری از سعدی درمییابد که: سعدی چون بازیگردانی است که نقشهای متفاوتی به حروف میدهد و حتی به این هم قانع نیست بلکه آنها را در بهترین مکان برای ظاهر شدن و اجرای هرچه بهتر نقش نیز قرار میدهد. وی نه تنها به معانی آنها فکر میکند بلکه نحوه ظاهر شدن آنها هم برای او اهمیت دارد و آنها را به حال خود رها نمیکند، بلکه برای آنها برنامهای دقیق و حساب شده طرح میکند. سعدی از آن گویندگانی است که قوت زبان آنها در کیفیت ترتیب جملههاست نه در توسل به استعاره، تشبیه و سایر صنایع بدیعیه.
قصیده ای نو یافته از کسایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گزارش آراء گوستاو لانسون در باره روش تاریخ ادبیات نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از متل ها تا مثل ها
حوزههای تخصصی:
نویسنده در سیاست (ملاحظاتی تاریخی و تحلیلی)
حوزههای تخصصی:
بازخمانی پرسه در سایه خورشید نوشته دکتر محمدرضا سنگری
حوزههای تخصصی: