ترجمان البلاغه عمر رادویانی، به منزله کهن ترین کتاب در زمینه نقد و بلاغت فارسی، جایگاه ممتازی در میان آثار بلاغی دارد و منبع اصلی و محل رجوع مؤلفان کتاب های بلاغی مهم بعد از آن، چون حدایق السحر و المعجم بوده است. با عنایت به این مسئله که ترجمان البلاغه نشان دهنده نخستین کوشش برای تثبیت و ادراک صنایع ادبی زبان فارسی است، این پژوهش به بررسی ساختار ترجمان البلاغه، میزان الگوبرداری و نوآوری در آن اختصاص دارد. به این منظور، ابتدا به معرفی و بررسی مأخذ اصلی این کتاب، یعنی محاسن الکلام فی النظم و النثر، اثر مرغینانی پرداخته ایم و کتاب را ازمنظر پیکره بندی، تعاریف، عنوان های صنایع ادبی، فهرست ها و شاهدمثال ها بررسی کرده ایم و فصول محاسن الکلام را با مرجع اصلی آن یعنی کتاب البدیع ابن معتز نیز مطابقت داده ایم؛ سپس، به ساختار ترجمان البلاغه، چگونگی تنظیم صنایع آن، شیوه الگوبرداری آن از محاسن الکلام و جنبه های مشترک و متمایز آن با محاسن الکلام پرداخته ایم، تا درکنار آشنایی با فهرست بندی صنایع طبق منبع اصلی آن، بتوان تغییرات و افزونی های صنایع را در تقسیم بندی های جدید و شاهدمثال های فارسی شناخت و بدین وسیله سیر تحول و شکل گیری بلاغت فارسی را از ابتدا مشاهده و تبیین کرد. یافته ها نشان داد که رادویانی ضمن تأثیرپذیری مستقیم از محاسن الکلام، صنایعی را افزوده و نیز شاخه بندی کرده است که در محاسن الکلام نیست، به طوری که بلاغیون پس از او اثر او را الگوی تدوین آثار خود قرار داده اند. از ابداعات رادویانی، آوردن اشعار فارسی با تلاش شخصی خویش است، که گنجینه ای از نام ها و اشعار ایرانی است. رادویانی، درعین اقتباس از کتاب محاسن الکلام، در ترجمان البلاغه شیوه ای نو برگزیده است و اثرش درعین سادگی و روانی، شکل فارسی مطلوبی به خود گرفته است.
نهج البلاغه "کتاب على " است، و دربارهء آن بسیار نوشته اند و باز هم خواهند نوشت. این کتاب پژوهنده ربا است، و همواره پژوهندگان از انوار معرفتش روشنى مى یابند. نسخه هاى خطى این کتاب و آثارى که پیرامون آن در گذشته هاى دور و نزدیک نگارش یافته، درگنجینه هاى دانشگاه تهران نگهدارى مى شوند و در راستاى پژوهش کارآیى بسیار دارد. دفترچه راهنمایى در این باره فراهم آمده، و این نوشته دفترچه یاد شد. را مى شناساند.
تاثیر متقابل زبان فارسی بر زبان تازی نتیجه جبری ارتباط عربها و ایرانیان و معلول گفت و گوی تمدنها و فرهنگهاست. نگارنده تاثیر زبان فارسی را بر زبان تازی در دو مقطع تاریخی بررسی کرده: یکی قبل از ورود اسلام به ایران و دیگری بعد از پذیرش اسلام ایرانیان. قبل از ورود اسلام به ایران، سرزمین ایرانی دارای تمدن کهن و قدیمی بود، که آوازه بلند شاهان آن همه جا را پر کرده بود و مسائل مختلف زمینههای جذب عالمان و دانشمندان کشورهای مختلف، ازجمله ادبا و شاعران عرب زبان را به دربار ایران فراهم کرد و این خود زمینه تاثیر زبان فارسی و انتقال لغات و مثلهای آن به زبان عربی و نیز ورود کلمات اعجمی در قرآن کریم گردید. بعد از ظهور اسلام در میان عرب، ایرانیان روح بلند خویش را در آموزههای دینی مسلمین یافتند، تشویق خلفای عباسی به علم و ادب، زمینههای درونی ایرانیان را نسبت به علمآموزی شکوفا کرد، از این جهت با جدیت تمام به آموزش علوم ادب رو آوردند و آثار مکتوب ادبی ارزشمندی از خود به یادگار گذاشتند که سبب ترویج و گسترش زبان عربی گردید.
این پژوهش با بررسی و تحلیل گربه و موش الماس خان کندولهای شاعر هورامی زبان در پی شناساندن یکی از سرودههای ارزشمند ادبیات هورامی و در شمار آثار زیبای ادبیات ایرانی است که همه زبان های ایران زمین را در بر می گیرد. سروده داستانی گربه و موش در روزگار افشاریان و به زبان طنز اجتماعی و سیاسی سروده شده است. از این سروده سه دست نویس موجود است که هیچ کدام تا کنون به چاپ نرسیده است. این متن از نوع ادبی موش و گربه هاست که پیشینه ای کهن در ادبیات ایرانی و فارسی دارد. گربه و موش از دو سو با ادبیات فارسی گره خورده و نشانِ ادبیات ایرانی خود را هویدا کرده است: داستان پندآموز و نمادین از زبان جانوران و درونمایه بی وفایی این سپنجی سرای. در این مقاله به شیوه ای توصیفی به معرفی سراینده اثر، نسخه های خطی منظومه و نقد و تحلیل سازمایه های اثر (درونمایه، ساختار و روایت، شخصیت و شخصیت پردازی، صحنه پردازی و توصیف، گفتگو و زبان، نقد و طنز) پرداخته شده است.
نظامی در مخزن الاسرار از میان عناصر صور خیال، از آرایه تمثیل بهره های فراوانی گرفته است تا بدین وسیله بتواند مفاهیم و مقاصد مورد نظر خویش را که سرشار از نکات تعلیمی و اخلاقی ناب است به بهترین شکل ممکن برای خوانندگان خود بیان کند. مخزن الاسرار نظامی از جمله آثاری است که شخصیت حیوانات در آن نقش های مختلفی را ایفا می کنند؛ حیوانات در این اثر، برخلاف باورهای عامیانه که تنها چهره منفی دارند، گاه چهره ای مثبت و در برخی از اوقات نیز جنبه ای دوگانه می یابند. این پژوهش توصیفی- تحلیلی، با هدف شناخت کارکردهای تمثیلی حیوانات در مخزن الاسرار، انتخاب و تمثیلات حیوانی در آن بررسی شده اند.
در تاریخ مطالعات زبان و ادبیّات فارسی در غرب، یکی از برجسته ترین چهره های ادبی آمریکا رالف والدو امرسن (1882- 1803) است که علاقه اش به شعر و اندیشة شاعران ایرانی، موجب شد علاوه بر ارائة ترجمه از اشعار شاعران ایرانی به زبان انگلیسی، تحت تأثیر شعر فارسی و به خصوص غزلیّات حافظ، شعرهایی با گرایش های شرقی بسراید.
افزون بر آن، امرسن مقاله ای با عنوان «دربارة شعر فارسی» نوشته است که اطلاع از محتوای آن در روشن کردن ذهنیت او دربارة شعر فارسی و چگونگی شکل گیری شناخت وی از شاعران ایرانی نقش مهمی دارد. این مقاله جایگاه شاعران ایرانی را در نگاه او نمایان کرده و برداشت امرسن را از شخصیت و اندیشه حافظ در مقام شاعری آزاد اندیش نشان می دهد.
هدف این پژوهش واکاوی ذهنیت امرسن بر اساس مقالة «دربارة شعر فارسی» است. ابتدا به بررسی منابع شناخت وی از ادب شرق و شعر فارسی می پردازیم، سپس مبانی درک او از افق های معنایی اشعار عارفانة شاعران ایرانی مطرح می شود و در پایان بررسی نگرش تحسین آمیز وی نسبت به شخصیت و اندیشة حافظ ارائه می شود، از جمله آزاد اندیشی، اعتقاد به عشق استعلایی، استفاده از تخلّص، ساختارهای دولایه ای شعر حافظ و مواردی از این دست قرار داده که هر یک در جای خود مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
این بررسی نشان می دهد که به دلیل تفاوت های زبانی و فرهنگی، گاهی خطاهایی در برداشت وی از شعر شاعران ایرانی به چشم می خورد، به همین دلیل موضوع بعدی مورد بحث در این جستار، بررسی خطاهایی است که در ترجمه های امرسن از بعضی از این مفاهیم ایجاد شده است. به احتمال زیاد این خطا ها می توانند ناشی از مراجعه امرسن به ترجمه هایی باشد که از تنگنای چند زبان عبور کرده اند.
آقای ذاکرالحسینی در مقاله خود با عنوان «آیا فرهنگ شیرازی طنز می پرداخت؟» (نامه فرهنگستان، سال نهم (پاییز (1386، شماره 3، شماره مسلسل 35، ص (149-126، در انتساب چند اثر به میرزا ابوالقاسم فرهنگ شیرازی، فرزند وصال شیرازی، تشکیک و به دلایلی آن را رد کرده اند. این آثار به شرح زیرند: - قصیده ای در وصف پاریس که سروده حاجی پیرزاده است و به غلط به فرهنگ نسبت داده شده است. - رساله سکنجبیه که در سال 1312 در مجله ارمغان (سال چهاردهم، شماره 6 و 7) چاپ شده و عشرت شیرازی، نوه وصال، آن را از تالیفات فرهنگ شمرده است. آقای ذاکرالحسینی نام نویسنده این رساله را نتوانسته اند به دست آورند. شادروان علی اصغر حکمت، در ابتدای نسخه ای از آن که به خط خود نوشته اند، آن را از میرزا احمد وقار، پدر عشرت، دانسته اند. - رساله زخاریف یا الزخاریف (سال تالیف: 1278 ق) که، در ابتدای آن، مولف خود را ابوهاشم بن الشیخ المفید معرفی کرده است. این رساله به سبک و سیاق رساله سکنجبیه نوشته شده و این هر دو رساله باید از یک مولف باشد. زخاریف هنوز به چاپ نرسیده است. - دیوان هزل که نسخه ای خطی از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران محفوظ است و ناظم آن خود را هاشم یا ابوهاشم یا شیخ ابوهاشم بن مفید معرفی کرده و نام پسر خود، داود، و برادر خود، شیخ تراب یا بوتراب، را در آن ذکر کرده است. پنج شش بیت از این دیوان در مقاله آقای ذاکرالحسینی نقل شده است، ضمنا، در آخر مقاله، اشاره ای به خانواده و فرزندان شیخ هاشم شده و شجره نامه آنها نیز درج شده است برای آنکه نشان داده شود چنین شخصی ساخته و پرداخته ذهنی نیست.