ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۱۲۱ تا ۵۴٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۴۱۲۱.

بررسی شاهنامه سلیمانی و کاربرد اسطوره ها و روایت ها ی اساطیری در آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۱
شاهنامه حکیم فردوسی تأثیر بسزایی بر سرودن منظومه ها ی حماسی پس از خود در داخل و خارج از مرزهای ایران داشته است. این سروده ها که برخی در گونه حماسه ها ی تاریخی قرار می گیرند، گاه نام شاهنامه را به خود اختصاص داده و گاه با نام شاه مورد نظر ثبت شده اند . این نامه ها ی حماسی اگرچه بر وزن شاهنامه سروده شده اند و به ظاهر تقلیدی از اثر سترگ حکیم طوس بوده اند، اما هیچ گاه نتوانسته اند به لحاظ درون مایه ها ی محتوایی، تصویرآفرینی و حتی زبانی به پای آن برسند، بلکه تنها توانسته اند با استفاده از بن مایه ها ی اسطوره ای و فرهنگیِ غنی موجود در آن، تاریخی را روایت کنند یا از الگوهای مثبت و منفی شخصیت ها ی شاهنامه به منظور ستایش ممدوح خویش یا مذمت دشمنان بهره گیرند. در آسیای صغیر نیز شاهنامه ها یی به تأثیر از شاهنامه فردوسی سروده شده است. شاهنامه سلیمانی، سروده فتح الله عارف چلبی (ف: 969ق/ 1561م)، یکی از این شاهنامه ها است. شاهنامه سلیمانی، جلد پنجم از شاهنامه بزرگ پنج جلدی شاهنامه همایون یا شاهنامه آل عثمان است. این اثر افزون بر اینکه رخدادهای تاریخی، رده ها ی درباری، مدارس، استادان و مراتب ایشان، جنگ ها و جنگجویان دوره سلطان سلیمان قانونی (926-974ق/ 1520-1566م) را شرح می دهد، دایرهالمعارفی است از علوم گوناگون که عارف آن را به درخواست سلطان سلیمان قانونی سروده است. مقاله حاضر به بررسی و تحلیل نام ها ی اساطیری برگرفته از شاهنامه حکیم طوس و برخی باورهای اساطیری بر اساس صد صفحه نخست شاهنامه سلیمانی می پردازد و نشان می دهد که شاهنامه سلیمانی ( سلیمان نامه ) بیشتر از اسکندرنامه نظامی متأثر است.
۵۴۱۲۲.

همسنجی عملکرد مترجمان در برگردانِ پاره گفت های عکس محورِ نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۲
یکی از شگردهای مهمی که سخنوران صاحب نام در فرایند انتقال مفاهیم مورد نظر از آن استفاده کرده اند تکنیک «عکس» یا «تبدیل» است. امام علی علیه السلام به عنوان یک سخنور بی بدیل، برای ترسیم اندیشه ها در خطبه های خود از شگرد یادشده بهره گرفته است و بارِ معناییِ زیادی را بر دوش آن قرار داده و تلاش نمود با توانش زبانی خویش، میانِ ساخت زبانی و مفهوم مورد نظر هماهنگی و همسویی ایجاد نماید و از رهگذر آن، ایدئولوژی خود را به مخاطب القا نماید. در پرتو اهمیت جایگاه و کارکرد شگرد عکس در نهج البلاغه، پژوهش حاضر می کوشد با انتخاب ترجمه محمد دشتی و عبد المجید معادیخواه به عنوان جامعه مطالعاتی، به روش توصیفی- تحلیلی، نحوه برگردانِ پاره گفت هایِ عکس محورِ خطبه های نهج البلاغه را از منظر رسایی یا نارسایی دلالت، بازآفرینی یا گذر از تناظر در ساخت، رعایت اقتصاد زبانی یا نادیده گرفتن آن مورد واکاوی قرار دهد تا از کیفیت فهم آن دو مترجم نسبت به دلالت شگرد یادشده، چگونگی بازتولید آن تکنیک بیانی در زبان مقصد، و میزان توجه به اقتصاد زبانی و کمینه گراییِ نخستین پرده بردارد. بررسی گویای این است که هر دو مترجم به وجود این تکنیک در متن مبدا شناخت داشته اند و کوشیده اند در فرایند برگردانِ متن، از رهگذر تکرار سازه های اصلی عکس، آن را در زبان فارسی بازآفرینی و بازسازی نماید و با آرایش جدید واژگان متناظر، آن راهبرد بیانی را در زبان مقصد پیاده سازی کنند. با اینهمه گاهی اوقات محدودیت معنایی و ساختاری مانع از بازآفرینی عکس در زبان مقصد شده است.
۵۴۱۲۳.

غرابت زدایی و آشنازدایی در ترجمه رمان حارث المیاه از هدی برکات بر اساس نظریه لارنس ونوتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۶
امروزه به دلیل گسترش ارتباطات جوامع بشری، ترجمه از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. با وجود اینکه موضوع ترجمه سابقه ای طولانی دارد و از همان دیرباز نظریات مختلفی در باب انواع ترجمه مطرح شده اما اکنون به دلیل رویارویی فرهنگی جوامع مختلف، جایگاه متفاوتی پیدا کرده است. یکی از مهم ترین نظریات در زمینه مطالعات ترجمه، نظریه ترجمه لارنس ونوتی می باشد. او در نظریه خود دو روش را تحت عنوان ترجمه آشنا زدا و ترجمه غرابت زدا معرفی می کند. ترجمه آشنازدا به زبان مبدا و زبان نویسنده گرایش دارد اما ترجمه غرابت زدا به زبان مقصد نزدیک است و می کوشد متن ترجمه را برای خواننده، سلیس و روان سازد. نقد ایدئولوژی پنهان در ترجمه و رابطه ی قدرت و زبان، بن مایه نظریه اوست. ونوتی معتقد است غرابت زدایی یا بومی سازی ، هنجارهای زبانی و فرهنگی متن مبدأ را نادیده می گیرد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی عبارت هایی از رمان حارث المیاه اثر هدی برکات را انتخاب کرده و با ارائه هر دو روش ترجمه آشنا زدا و غرابت زدا، به مقایسه و بررسی ترجمه ها براساس این نظریه پرداخته است و نتیجه می گیرد که ترجمه آشنا زدا برای ترجمه اصطلاحات اجتماعی و فرهنگی و دینی مناسب است و ترجمه غرابت زدا برای ترجمه عناصر بیگانه با فرهنگ زبان مقصد انتخاب می شود.
۵۴۱۲۴.

فرایند مفهوم سازی با وابسته های عددی در شعر سبک هندی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۴۱
مسئله اصلی تحقیق حاضر، معرفی وابسته های عددی به عنوان بخشی از استعاره های مفهومی-هستی شناختی در شعر سبک هندی، به منظور مفهوم سازی های گسترده این نوع شعر است. مفهوم سازی، یکی از رابط های مهم بین ذهن و زبان آدمی در سازوکارهای مهم و پیچیده حیات بشر نظیر شناخت، یادگیری و تعامل با جهان است. نیاز به مفهوم سازی، در برخی ساحه های گفتمانی نظیر مباحث فلسفی و تبیین تجربیات تجریدی، برجسته تر می شود. در میان سبک های دوره ای شعر فارسی، سبک هندی به واسطه پرداخت به تصاویر شهودی پیچیده و بیانات انتزاعی، سبکی شاخص است. برای انجام پژوهش حاضر، از روش توصیفی-تحلیلی، و مطالعات حوزه زبان شناسی شناختی استفاده شده است. ضرورت انجام این تحقیق، در ارائه الگویی از مفهوم سازی در بخشی از ادبیات فارسی است که ویژگی برجسته آن، ورود در حوزه های غامض انتزاعی و تجریدی است. با انجام این پژوهش، به این نتایج دست یافتیم: وابسته های عددی با الگوی «عدد + وابسته: مادی؛ معدود: انتزاعی»، اغلب برای مفهوم سازی امور تجریدی و ذهنی در شعر سبک هندی وارد شده است و با نسبت دادن جسمانیت و کیفیات فیزیکی ماده (وزن، درازا، ارتفاع، زمان و حجم) به امور ذهنی، به عینی تر شدن این مفاهیم کمک می کند؛ بدین دلیل، این گروه از وابسته های عددی را می توان استعاره های هستی شناختی (ظرف، مادی و تشخیص) به شمار آورد.
۵۴۱۲۵.

واکاوی نگرش به مرگ در حکایات هزار و یک شب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۴
مرگ، به عنوان کهن ترین نگرانی انسان، در متون ادبی بازتاب فراوان داشته است. هزارویک شب نیز یکی از برجسته ترین آثاری است که مرگ را در اَشکال و جنبه های گوناگون به تصویر می کشد. پژوهش حاضر با بررسی ساختار روایی این کتاب و مفاهیم وابسته به مرگ در حکایات آن، نشان می دهد که این پدیده، نه تنها یک واقعیت زیستی و طبیعی، بلکه عاملی در جهت پیشبرد روایت و شکل گیری تعلیق در داستان است. مرگ در این مجموعه در قالب هایی چون مرگ طبیعی، قتل و کشتار، مرگ فراطبیعی، مرگ عاشقانه و مرگ آیینی ظاهر می شود و نشان دهنده جلوه هایی از باور اجتماعی، مذهبی و اسطوره ای جوامع شرقی است که با عوامل فراطبیعی و جادویی درآمیخته است. هرچند شهرزاد با روایت پردازی از مرگ می گریزد و چرخه کشتار را به ابزاری برای ادامه زندگی و استمرار داستان تبدیل می کند، اما در حکایات با شخصیت هایی مواجه می شویم که مرگ را عاشقانه می پذیرند و آگاهانه به استقبال آن می روند. مرگ در هزارویک شب، نه تنها سرنوشتی تلخ و گریزناپذیر، بلکه مفهومی چندلایه و ابزاری برای بازنمایی و نمایش عشق، قدرت، تقدیر، سرنوشت، مکر، حیله، برقراری عدالت و مسیری برای رهایی و تعالی است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با تکیه بر ترجمه هزارویک شب از مرعشی پور، خوانش تمام حکایات و بررسی اَشکال و شیوه های گوناگون مرگ، تصویری روشن، عمیق و تحلیلی از ترس ، امید، کنش و واکنش های انسانی در مواجهه با فناپذیری ارائه می دهد.
۵۴۱۲۶.

تحلیل گفتمانی تحول قدرت: از فقاهت سلجوقی تا عرفان در عصر ایلخانی با محوریت جایگاه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل گفتمانی و چارچوب نظری ارنستو لاکلائو[1] و شانتال موفه[2]، به بررسی گذار گفتمانی از یک دولت مبتنی بر فقه تسنن به دولتی مبتنی بر تصوف در دوره تاریخی سلجوقی و ایلخانی می پردازد. این تحول با همت نظریه پردازان برجسته ای چون خواجه نظام الملک، امام محمد غزالی در ایران و به خصوص مولانا جلال الدین رومی در کانون معنوی - سیاسی قونیه، مورد تحلیل قرار گرفته است. در بخش نخست سلطنت سلجوقیان، گفتمان فقه تسنن با پشتیبانی ساختاری نهاد قدرت، به عنوان ابزاری برای مشروعیت بخشی دینی و سرکوب رقیبان شیعی، به ویژه اسماعیلیان، به هژمونی دست یافت. این فرایند ازطریق تأسیس شبکه ای از مدارس نظامیه و تدوین متون سیاسی-فقهی نظیر سیاست نامه ها به پیش رانده شد. بااین حال، با وقوع تهاجم مغولان و فروپاشی ساختارهای سنتی، ناتوانی فقه تسنن در پاسخ گویی به نیازهای عمیق معنوی، روانی و اجتماعی جامعه، بستری برای غلبه گفتمان تصوف فراهم آورد. این گفتمان، با تکیه بر دال های باطن محور، تسامح و انسان گرایی، ازطریق نفوذ عرفا در لایه های مختلف نهاد قدرت، هژمونی خود را تثبیت کرد. تحلیل این مطالعه نشان می دهد که این گذار، نتیجه یک فرایند دیالکتیکی پیچیده میان الزامات تاریخی (مانند بحران های نظامی)، اجتماعی (نیاز به معنویت جمعی) و فرهنگی (تمایل به انعطاف پذیری دینی) بوده است. این پژوهش، با ارائه تحلیل های مبتنی بر داده های تاریخی، به تبیین سازوکار های این تحول و تأثیرات بلندمدت آن بر ساختار قدرت می پردازد. [1] .Ernesto Laclou [2]. Chantal Mouffe
۵۴۱۲۷.

درآمدی بر آشنایی زدایی معنایی در شعر سازگار، انسانی، امیری اسفندقه، لطیفیان و برقعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۳
آشنایی زدایی معنایی در اثر ادبی یکی از شیوه های نو کردن و عادت زدایی از مؤلفه های معهودی است که پیشینیان به آن متعهد بوده اند. تکرار سنت ها و شیوه های معهود سبب می شود که اثر ادبی به ابتذال کشیده شود. شاعر برای خروج از این ابتذال، از هنجارگریزی استفاده می کند. یکی از گونه های هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی است. استفاده از صور خیالی چون تشبیه تفضیل، کنایه، استعاره وحس و همچنین به کارگیری صنایع بدیعی معنوی ای مانند تجاهل العارف، اغراق، حس آمیزی و متناقض نما از مؤلفه های هنجارگریزی معنایی است. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل کیفی، کوشیده ایم مؤلفه های هنجارگریزی معنایی را در شعر غلامرضا سازگار، علی انسانی، علیرضا امیری اسفندقه، علی اکبر لطیفیان و سیدحمیدرضا برقعی تحلیل و بررسی کنیم. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که در شعر شاعران نامبرده، از صور خیالی همچون تشبیه، به ویژه تشبیه تفضیل، استعاره، به ویژه استعاره مصرحه، کنایه، به ویژه با استفاده از تعابیر محاوره و روزمره، و تشخیص با نسبت دادن افعال و کنش های انسانی به غیرذوی العقول یا با نسبت دادن یکی از ملائمات انسان مانند دست و پا به موجود غیرزنده استفاده شده است. استفاده از صنایع بدیعی ای چون متناقض نما، تجاهل العارف و اغراق سبب اعجاب و حیرت مخاطب و خلق معنی تازه شده است. نسبت دادن حسی به حس دیگر شیوه ای لطیف تر برای خلق معانی تازه و هنجارگریزی بوده که در بین شاعران نامبرده کمتر بسامد داشته است.
۵۴۱۲۸.

بررسی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر (با تکیه بر داستان های شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
پژوهش حاضر با عنوان: چگونگی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر در رمان های: شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم در نظر داشته است تا با روش تحلیلی توصیفی، نقش «مادر» را در این رمان ها بررسی کرده و از این منظر ابعاد معنوی شخصیت های اصلی داستان یعنی «آهو» و «کلاریس» را به خواننده نشان دهد. آنچه از جستجوی انجام شده به دست آمد به اختصار عبارت از آن است که: هر دو نویسنده توانسته اند فضای اجتماعی سیاسی وقت را تحت شعاع فضای روان شناختی (بر پایه ویژگی های نمادین کهن الگویی) قرار داده و جنبه های معنوی این دو شخصیت زن (= مادر) را برجسته و نگاه خواننده را به آنان همسو گردانند. علی محمد افغانی شخصیّت مادرانگی داستان را با همه فراز و فرودهایی که زندگی یک مادر می تواند داشته باشد به تصویر کشیده است به طوری که وقتی با دیده مدرن نقد روان شناختی به این اثر نگریسته شود، انگاره های اسطوره ای که از مادر در ذهن تداعی می گردد را می توان در جای جای این اثر به روشنی دید. همچنین زویا پیرزاد در داستان خود درونیات پنهان یک مادر حقیقی را با ظرافتی زنانه بیان کرده و از این منظر داستان وی نیز بر پایه کهن الگوی مثبت و معنوی مادر قابل مشاهده است.
۵۴۱۲۹.

بازخوانی و تحلیل استعاره مفهومی «زمان» در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
مفهومِ زمان از بنیادی ترین مفاهیم در ذهن، اندیشه و زبانِ انسان است که از دیرباز در گفتار و نوشتار معمولاً به صورت استعاری بیان و به صورتِ شیء و مکان، مفهوم سازی شده است. در این پژوهش، مفهومِ زمان در مثنوی معنوی براساس نظریه زبان شناختی استعاره مفهومی لیکاف و جانسون بررسی شده است. هدف اصلی پژوهش بررسی فرایند چگونگی مفهوم سازی بحث انتزاعی زمان در مثنوی است. استعاره های هستی شناختی، مفاهیم انتزاعی همچون زمان را به مثابه یک هستومند یا موجودی مجسم می سازند و انسان با این شیوه درباره آن مفاهیم بحث و استدلال می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مفهوم زمان در مثنوی به صورت طرح واره تصوّریِ مکان، شیء و انسان با این ساخت و شیوه که زمان، مکان است و زمان، شیء (ثابت و متحرک) است، نشان داده شده است و همچنین جاندارانگاری زمان از مفاهیم پرتکرار این نوع استعاره مفهومی است. مولانا با کمک استعاراتی از این دست مفهوم بنیادین زمان را برای تمثیلات عرفانی و فکری به کار گرفته است تا مسائل مهم عرفانی و فلسفی بهتر تبیین و درک شود.
۵۴۱۳۰.

پایان بی پایان: بازخوانی وقت تقصیر از محمدرضا کاتب براساس نظریه داستان فرانک کرمود(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۴
این مقاله با بهره گیری از نظریه داستان فرانک کرمود، به ویژه تمایز بنیادین او میان کرونوس (زمان خطی، بی معنا و تکراری) و کایروس (لحظه بحران و معنا)، به تحلیل رمان وقت تقصیر نوشته محمدرضا کاتب می پردازد. کرمود بر این باور است که انسان ها برای غلبه بر بی معنایی زمان، روایت هایی منسجم خلق می کنند تا به زندگی ساختار، معنا و هویت ببخشند. اما در جهان معاصر، به ویژه در بافت هایی سرشار از خشونت و بحران ساختاری دائمی، این امکان روایت سازی به شدت تضعیف می شود. وقت تقصیر نمونه ای برجسته از چنین جهانی است: شخصیت ها و روایت ها در حالت تعلیق و تکه تکه زیست می کنند و فاقد آغاز و پایان قطعی اند. شکنجه و رنج نه به عنوان لحظات بحرانی، بلکه به مثابه بخشی از چرخه ای بی پایان و بی معنا عمل می کنند. حکومت در رمان، با تحمیل بحران و خشونت مداوم، هر امکان کایروسی را از شخصیت ها می گیرد و آنها را در کرونوس بی انتها محبوس می سازد. این تحلیل نشان می دهد که سلطه بحران دائمی و فروپاشی روایت و هویت، ساختار رمان و تجربه وجودی شخصیت ها را شکل می دهد؛ به گونه ای که آنها قادر به خلق داستانی یکپارچه و معنادار از خویشتن نیستند و در چرخه ای از رنج و بی معنایی گرفتار مانده اند. تصویر نسناس ها و هویت های درحال فروپاشی، بازنمایی پارادایم آخرالزمانی و پست مدرن است که در آن نه امید به آغاز وجود دارد و نه چشم اندازی به پایان. درنتیجه، وقت تقصیر با فروپاشی روایت و تعلیق دائمی معنا، نقدی رادیکال بر وضعیت انسان معاصر ارائه می دهد و ادبیات را به ابزاری برای فهم و نقد شرایط بحران زده و بی ثبات عصر حاضر بدل می سازد.
۵۴۱۳۱.

تحول و تطور «شیوه بیان» در ترانه های معینی کرمانشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۱
بررسی و مطالعه سیر ترانه سرایی در دوره پهلوی دوم، به ویژه از زمان تأسیس رادیو در سال ۱۳۱۹ ه. ش به بعد، حاکی از تحول و تطور این نوع ادبی در ساحت های مختلف خود، به خصوص در حوزه شیوه بیان و مضمون است. رحیم معینی کرمانشاهی سهم بزرگی در این تحول و تطور دارد، به گونه ای که در بسیاری از نوآوری ها در این عرصه پیشتاز و مبدع است. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی نبوغ و نوآوری های معینی را در عرصه ترانه سرایی، به ویژه در زمینه شیوه بیان و تحول مضمون، ازیک سو و تناسبات کلامی و ملودیکی، از سوی دیگر بررسی و تحلیل کنیم. برآیند پژوهش نشان می دهد که معینی در شیوه بیان، با گذر از روش های سنتی، با بهره گیری از فنون ادبی نظیر روایت، قصه، نماد و همچنین هنر نقاشی، تابلوسرایی را به عنوان روش و سبک نوین در ترانه سرایی معرفی کرد و با درک زمان و ذائقه مخاطب روز، مضامین نو که در ترانه سابقه نداشت، نظیر مضامین فلسفی، عرفانی و اخلاقی را با زبان روایت و قصه وارد ترانه سرایی کرد. در کنار این نبوغ، در حوزه تناسبات کلامی و ملودیکی هم ابداعاتی انجام داد. تلفیق درست واژگان با روح ملودی، هماهنگی وزن و ریتم ترانه با مضمون و محتوای کلام و تغییر آن به مقتضای تغییر مضمون و همگامی و تغییر ملودی، همسو با تغییر شخصیت های داستان و روایت و تغییر و دگرگونی در ساختارکلیشه ای ترانه های گذشته، نظیر بیان یک سرگذشت در دو ترانه مجزا با عنوان ترانه های تکمیلی، حاصل ابداعات و نوآوری های معینی به شمار می آید.
۵۴۱۳۲.

کنش متقابل نمادین در رمان «امرتان فی امراه » نوال السعداوی و «سهم من» پرینوش صنیعی بر اساس نظریه جرج هربرت مید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۶
نظریه کنش متقابل نمادین که توسط جرح هربرت مید توسعه یافته است بر این اساس استوار است که معانی اجتماعی از طریق تعاملات اجتماعی شکل می گیرند و تغییر می کنند.این نظریه که به دنبال فهم چگونگی شکل گیری معانی اجتماعی و هویت ها از طریق تعاملات انسانی است، تلاش می کند تا نشان دهد که چگونه افراد با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و چگونه این ارتباطات به شکل گیری فرهنگ، نهادها و جامعه کمک می کند. هدف اصلی این نظریه بررسی چگونگی تاثیر تعاملات بر رفتارهای فردی و اجتماعی است که به تولید و بازتولید ساختارهای اجتماعی منجر می شود. نوال السعداوی و پرینوش صنیعی در « امرأتان فی امرأه» و « سهم من» کوشیده اند تا با استفاده از عنصر هویت، جنسیت و روابط اجتماعی و چالش های آن مخاطب را به درک بهتر و عمیق تری از مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه خود برسانند. بررسی ها نشان می دهد که نوال السعداوی با استفاده از مولفه های «خود»، « ذهن» و « جامعه» نشان می دهد که چگونه این تعاملات اجتماعی می توانند منجر به بازتعریف هویت زنانه شود و عاملی باشد بر کشف هویت و انتخاب های آزادانه و پرینوش صنیعی با استفاده از همان مولفه ها نشان می دهدکه چگونه فشارهای اجتماعی در زنان می تواند عامل تغییر هویت آنها و تبعات عمیق آن بر سلامت روانی و کیفیت زندگی آنان باشد.
۵۴۱۳۳.

تأثیر فرهنگ فارسی بر ادبیات عرب با درنگی در شعوبی گری ابن یسار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
راه های انتقال فرهنگ و ادبیات ایران زمین در زبان و ادبیات عربی بی شمار است؛ از این میان می توان به نقش شاعران عرب ایرانی چونان اسماعیل بن یسار اشاره کرد که با سیاست و ترفند شعوبی گری اش نقش مهمی در انتقال فرهنگ ایرانی به ادبیات عرب داشته است؛ وی با تفاخر به اجداد کسروی اش و برشمردن افتخارات فرهنگ ایرانی همانند احترام به حقوق زن، توانسته است تأثیر فرهنگ ایرانیان را در قالب الفاظ و واژگان و نیز مفاهیمی چون حکمت، ضرب المثل، آیین دوستی و مهرورزی و ... آشکار سازد؛ علاوه بر آن ابن یسار با صراحت بیان و لهجه تهاجمی به مقصود مورد نظر خویش یعنی پررنگ کردن حضور فرهنگ ایرانیان در بنای زبان و ادبیات عربی، رسیده است. این جستار که مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است و با روش توصیفی - تحلیلی انجام شده، کوشیده است تا با واکاوی اشعار شعوبی گری ابن یسار، به تأثیر فرهنگ ایرانی در زبان و ادبیات عربی و همچنین غنای فرهنگ ایرانیان اشاره کند، شاعر در این راستا با استمداد از زبان شعری، این تأثیرگذاری را دوچندان کرده است.
۵۴۱۳۴.

جهان های غیرطبیعیِ بدن مند: چارچوبی سه لایه ای برای تحلیل رمان های پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۷
رمان های پست مدرن با برهم زدن قواعد کلاسیک روایت و خلق جهان های غیرطبیعی، تجربه ای تازه از واقعیت برای خواننده می سازند. جهان های غیرطبیعی به معنای روایت هایی هستند که در آنها قوانین زمان، علیت یا هویت نقض می شود و از رهگذر این نقض، پرسش هایی بنیادین درباره بدن، ادراک و مناسبات قدرت مطرح می گردد. پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی تحلیلی برای فهم این پدیده، مدلی سه لایه ای طراحی کرده است که شامل «جهان سازی غیرطبیعی»، «تجربه بدن مند» و «زیست سیاست و پساانسان گرایی» است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل متن است و برپایه بررسی ده رمان شاخص از نویسندگان ایرانی و غربی انجام گرفته است. نتایج نشان می دهد که جهان های غیرطبیعی در سه تیپ اصلی قابل طبقه بندی اند: جهان های پژواکی، جهان های بدن محور و جهان های معماری متنی. در همه این تیپ ها، بدن هم زمان عامل ادراک و موضوع قدرت است و تجربه های حسی نقش مهمی در باورپذیری جهان های غیرطبیعی دارند. پژوهش نتیجه می گیرد که تحلیل روایت های پست مدرن بدون توجه به بدن و مناسبات زیست سیاست ناکامل خواهد بود. چارچوب پیشنهادی علاوه بر کارکرد نظری، می تواند در مطالعات تطبیقی، آموزش دانشگاهی و تحلیل روایت های دیجیتال نیز به کار گرفته شود.
۵۴۱۳۵.

نقش استعاره در تبیین گفتمان دینی در شعر احمد عزیزی با رویکرد شناختی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۲
گفتمان دینی در شعر فارسی به اشکال مختلف تجلی یافته است که غالباً در حوزه های دینداری، توحید، خداگرایی، بازگشت به فطرت، ولایت مداری، اعتقاد به مهدویت، قیام عاشورا و فرهنگ شهادت قابل بازنمایی می باشد. برآیند متن بیانگر آن است که اشعار احمد عزیزی از ظرفیت استعاره هستی شناختی برای عینیت بیشتر و الگوسازی مفاهیم ذهنی فوق بهره برده است. بر این اساس سه کلان استعاره / توحید، خداجویی، ولایت مداری، نهضت عاشورا و شهادت به مثابه مسیر- مقصد است / دین گرایی، توحید، انتظار منجی، نهضت عاشورا و شهادت به منزله موجود زنده است / دین به مثابه پدیده/ماده دارای حجم است در حوزه گفتمان دین ساخته شده که خرداستعاره هایی نیز در جهت حمایت از استعاره اصلی شکل گرفته اند. همچنین طرح واره های تصوری حرکتی/مسیر، جانداری، حجمی و رویداد به همراه متغیرهای نگرش اعتقادی و مذهبی، نام/منزلت، اجتماع و فرهنگ بیشترین مشارکت را در تعامل دو رویکرد شناختی و اجتماعی داشتند. تجلی ایدئولوژی دینی و بینش انقلابی اسلامی که به عنوان گفتمان غالب در شعر احمد عزیزی کاربرد دارد، در بازنمایی فرهنگ ایرانی اسلامی و همبستگی دینی جوامع و ملت ها دارای نقش ویژه ای است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای به روش توصیفی- تحلیلی ضمن تبیین گفتمان دینی غالب در سروده های احمد عزیزی به بررسی و تحلیل نقش استعاره هستی شناختی در بازنمایی این نوع از گفتمان با رویکرد شناختی اجتماعی می پردازد.
۵۴۱۳۶.

کنایه های نویافته در دیوان شاپور تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۶
کنایه یکی از شگردهای بیان معنا در علم بیان است که موجب ابهام و خیال انگیزی کلام می گردد. درکنایه مخاطب باید از صورت ظاهر عبارت، معنای پوشیده کلام را که مقصود سخنور می باشد دریافت کند. در تحقیق حاضرکه به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام گرفته، این شگرد بیانی در دیوان شاپورتهرانی بررسی و تحلیل شده است. هدف تحقیق آن است تا بررسی کند آیا شاپور تهرانی توانسته است در زمینه کاربرد انواع کنایه ابداعاتی هم داشته باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد کنایه را در دیوان شاپور به دو دسته مجزا می توان تقسیم کرد. نخست کنایه هایی که در فرهنگ های لغت یا کنایه ثبت شده اند و گروه دیگر کنایه هایی که حاصل ذوق آفرینشگرشاعر بوده است. موضوع این تحقیق دسته دوم کنایه ها می باشد. این کنایه ها نیزبه سه طریق در دیوان شاپور به کار رفته اند. گروه نخست کنایه هایی هستندکه هم صورت ظاهر و هم معنای کنایی آن ها در فرهنگ ها ثبت نشده است. دسته دیگرکنایه هایی هستند که صورت ظاهر عبارات آن ها در فرهنگ ها ضبط شده، اما شاعر از آن ها معنایی تازه اراده کرده که آن معنا از فرهنگها فوت شده است. در مواردی هم شاپور در ساختار الفاظ کنایه ها، تغییراتی ایجاد کرده و گاه معنای تازه ای هم از آن ها اراده کرده است. شاپور از این طریق توانسته تا هم دایره کنایات ادبی و در نتیجه معانی کلامش را گسترده ترکند و هم بر غنای بلاغی اشعارش بیفزاید.
۵۴۱۳۷.

کارکرد حافظه جمعی در رمان پسااستعماری أولاد الغیتو اسمی آدم اثر الیاس خوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
حافظه جمعی، حاصل تعامل فرآیند یادآوری و فراموشی جمعی است و مقصود از کارکرد حافظه جمعی، نقشی است که حافظه در شکل دهی، حفظ، انتقال و بازتعریف شناخت ما از گذشته و حال ایفا می کند. از آنجا که در جوامع پسااستعماری، استعمارگر در پی حذف و دستکاری حافظه جمعی بومیان است، پرداختن به کارکردهای حافظه به عنوان کنشی مقاومتی ضرورت پیدا کرده است. پژوهش حاضر با بررسی رمان أولاد الغیتو-اسمی آدم اثر الیاس خوری به نقش حافظه جمعی در بازسازی هویت و احیای تاریخ و صدای به حاشیه رانده شده استعمارزده می پردازد؛ چراکه این رمان به عنوان آرشیوی جایگزین، شکاف میان تاریخ رسمی و حافظه استعمارزده را آشکار می کند. نگارندگان این پژوهش با تکیه بر نظریات مطرح در حوزه حافظه جمعی و بررسی رمان به شیوه توصیفی-تحلیلی دریافتند که شخصیت اصلی داستان با ثبت تجارب گذشتگان از خاطرات اسارت در گتو می کوشد با زیر سؤال بردن تاریخ رسمی، روایت های به حاشیه رانده شده را احیا کند. استعمارگر نیز در مقابل برای سرکوب حافظه جمعی استعمارزده شگردهای گوناگونی به کار می گیرد؛ مانند: همگون سازی فرهنگی، بی اعتبار تلقی کردن روایت استعمارزده از تاریخ، سرقت فرهنگی، تحمیل حافظه جمعی فرمایشی، استفاده از ظرفیت هنرهای تصویری مانند فیلم سازی.
۵۴۱۳۸.

تمثیل و کارکردهای آن در مکتوبات مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۹
تمثیل یکی از مهم ترین ابزارهای بیانی در آثار مولاناست که او از آن برای تفهیم مفاهیم عرفانی، اخلاقی و تعلیمی بهره برده است. نامه های مولانا که مخاطبانی از طیف های مختلف اجتماعی دارد، سرشار از تمثیل های کوتاه و بلندی است که برای اهداف گوناگون نوشته شده اند. بررسی نظام مند تمثیل های موجود در نامه های مولانا (مکتوبات) تاکنون مورد توجّه جدّی قرار نگرفته است. این پژوهش با رویکردی توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر تحلیل آماری، به بررسی انواع تمثیل های به کار رفته در نامه های مولانا و کارکردهای بلاغی آنها می پردازد و در پی پاسخ به این پرسش هاست که مولانا در مکتوبات از چه تمثیل هایی بهره گرفته است، کدام تمثیل ها بیشترین کاربست را داشته و این تمثیل ها چه کارکردهایی در نامه های وی داشته اند؟ نتایج بدست آمده گویای آن است که مولانا در نامه های خود بیشتر، از تمثیل های توصیفی استفاده کرده است و تمثیل های روایی کاربرد محدودتری داشته اند. ارسال المثل که از جمله تمثیل های کوتاه به شمار می رود، بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده است که نشان از تلاش مولانا برای تأکید، اقناع و مشروعیت بخشی به سخنانش از طریق بهره گیری از خرد عامّه و سنّت های زبانی دارد. از سوی دیگر، کارکردهای تبیینی و انگیزشی بیشترین سهم را در مکتوبات مولانا داشته اند؛ درحالیکه کارکردهای استدلالی و انتقادی بسامد کمتری دارند. این مسئله گویای آن است که مولانا در نامه های خود بیشتر به هدایت عملی مخاطبان و ایجاد انگیزش در آنها توجّه داشته تا ارائه استدلال های پیچیده. بنابراین، این پژوهش با ارائه شناختی دقیق از شیوه های بهره گیری مولانا از تمثیل در مکتوبات، می تواند به درک بهتر سبک بلاغی و ارتباطی او در نامه هایش کمک کند.
۵۴۱۳۹.

«گذشته نگری» یکی از مؤلفه های نوستالژی بهشت گم شده در روایت های سوسیالیسم انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۸
پژوهش حاضر بر آن است که با تحلیل گفتمان حاکم بر فضای سیاسی و ادبی سال های 1320 تا 1332، گذشته نگری را به عنوان یکی از مؤلفه های نوستالژی بهشت گم شده در این دوره معرفی کند؛ بدین منظور تعداد 9 روایت، (شامل 8 روایت کوتاه از صادق هدایت، صادق چوبک و ابراهیم گلستان، که با توجه به محتوای سوسیالیستی و انتقادی آن ها از مجموعه های سگ ولگرد، خیمه شب بازی و آذر، ماه آخر پاییز انتخاب شده و نیز یک روایت انتقادی بلند از محمد مسعود با نام بهار عمر) مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که «بهشت گم شده» در روایت های سوسیالیستی انتقادی، در تقابلی آشکار با روایت های حزبی قرار دارد. در حالی که روایت های حزبی با تأکید بر آرمان های جمعی، روحیه انقلابی و امید به آینده، تصویری آینده نگرانه از جامعه بی طبقه ارائه می دهند. روایت های انتقادی به توصیف بهشتی فردی، تجربه شده و نوستالژیک می پردازند که مملو از نومیدی، نارضایتی و انفعال است. در این روایت ها، اظهار نارضایتی از شرایط موجود و سیاست های حاکمیتی در چهار شیوه گذشته نگری زمانی و ذهنی، گذشته نگری و بازسازی مکانی، آرکائیسم یا باستان گرایی و انتقاد از تجدد آمرانه نمود یافته است. نویسندگان ضمن اینکه با استفاده از این مؤلفه ها تصویری ایستا، نومید، تقدیرباور و تحت سیطره شبکه های نامرئی قدرت از شخصیت ها ترسیم کرده اند، به انتقاد از تجدد آمرانه در دوره اول پهلوی پرداخته و ایدئولوژی ضمنی بازگشت به خویشتن را در قالب مکانیزم بازگشت به گذشته، به مخاطب القاء کرده اند.
۵۴۱۴۰.

بررسی تطبیقی ترجمه فارسی مجمع الخواص با متن ترکی آن (بر مبنای نظریه معادل یابی کتفورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: مجمع الخواص یکی از تذکره های عصری دهه اول قرن 11ق است که صادقی افشار آن را در معرفی و سرگذشت شاعران نیمه دوم قرن 10ق و نیمه اول سده 11ق به زبان ترکی جغتایی تألیف و محتوای اصلی آن را در هشت مجمع تنظیم کرده است. عبدالرسول خیامپور مجمع الخواص را در سال 1327ش همراه با ترجمه فارسی آن منتشر کرده و اخیراً هم سجاد حسینی بخش های ترجمه نشده آن را به فارسی برگردانده است که در این مقاله ترجمه گزینشی او بر اساس نظریه معادل یابی کتفورد بررسی تطبیقی شده است. روش پژوهش: شیوه این تحقیق کتابخانه ای و نظری است و ترجمه فارسی حسینی از مجمع الخواص با متن ترکی جغتایی آن مقایسه تطبیقی شده است. یافته ها: مترجم مجمع الخواص به جای پایبندی به قاعده معادل یابی که ارتباط و تناسب بیشتری بین دو متن مبدأ و مقصد برقرار می کند، به قاعده جایگزینی یا تغییرات صوری لغوی و دستوری در ترجمه پرداخته، اما معادل-های جایگزین او نیز عمدتاً با متن مبدأ تطابق چندانی ندارند، چنانکه بیشتر اشکالات او به خیامپور در ترجمه خودش هم نفوذ یافته است. نتیجه گیری: بخش اعظمی از ترجمه حسینی متکی بر تغییرات لغوی است و معادل های او یا برگرفته از ریشه کلمات ترکی نیست یا معنا و مفهوم درستی ندارد. حسینی با اتکای بر تغییرات دستوری نیز گاه برخی از کلمات، جملات و ابیات متن مبدأ را ترجمه نکرده و گاهی نیز واژگانی را به متن ترجمه خود افزوده است. ترجمه او از اشعار ترکی هم تفاوت بسیاری با مفهوم اصلی متن ترکی دارد. از طرفی برخی از نقص ها و خطاهای چاپ

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان